مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
دکتری تخصصی
منبع:
تدریس پژوهی سال چهارم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱
47 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف: سؤال اساسی که مقاله حاضر تلاش کرده به آن پاسخ دهد این است که با توجه به روند تحولات آموزش عالی در بعد ملی و بین المللی آیا زمان آن نرسیده که بازنگری دقیقی از اهداف، راهبردها و برنامه های درسی دوره های دکتری تخصصیصورت گیرد؟ روش:پژوهش حاضر تحلیلی تفسیری می باشد. که با بررسی اسناد و مدارک پژوهشی تلاش کرده تا ضمن ارائه تصویری از مطالعات انجام شده در این مورد ضرورت بازاندیشی و بازنگری در دوره های دکتری تخصصی تحلیل شود. یافته ها: دوره دکتری تخصصی یکی از راه های تربیت نیروی متخصص در حوزه های مختلف دانش بشری است. راه اندازی دوره های دکتری با اهداف مختلفی صورت می گیرد که مهم ترین آنها تربیت مدرس و پژوهشگر است. در چند دهه گذشته تنوع زیادی در اهداف، راهبردها، روش اجرا، برنامه های درسی و نحوه ورود به دوره های دکتری به وجود آمده است که عمدتاً با توجه به نیازهای جامعه و تغییر ماهیت آموزش عالی بوده است. از راه اندازی اولین دوره دکتری تخصصی در کشورمان حدود 80 سال می گذرد و در این زمان طولانی اجرای این دوره ها تغییر زیادی را تجربه نکرده اند و آن چه رخ داده عمدتاً متمرکز بر اصلاح سرفصل ها و محتوا بوده است. در واقع دوره های دکتری در کشورمان همچنان با نگاه سنتی به تحصیلات آکادمیک و با هدف تربیت مدرس اجرا می شوند و با تغییرات سریع علم و فناوری سازگار نیست. بنابراین بازاندیشی و بازنگری در دوره های دکتری ضرورتی انکارناپذیر است که از نوع نگاه به دوره دکتری تا اجرا و ارزشیابی آن را شامل می شود.
فرآیند تدقیق عنوان پژوهش مسئله-محور و بوم-خاست دکتری در ایران: تعریف پژوهش پیرامون "خاطره جمعی" در شهر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوه انتخاب موضوع پژوهش دکتری تخصصی به ویژه در علوم انسانی و دانش های میان رشته ای نظیر معماری، برنامه ریزی و طراحی شهری همواره دغدغه پژوهشگران بوده است. باوجود منابع پراکنده روش شناختی، سرگردانی در طرح مسئله پژوهش به چشم می خورد و انتخاب موضوع عمدتاً با نگاه ترجمه ای به پیشینه علمی متعلق به بسترهای سرزمینی دیگر صورت می پذیرد. درنتیجه دیالکتیک عام و خاص پژوهش (آموختن علم به مفهوم جهان شمول و قرار دادن آن در ظرف محلی) و رعایت اصالت بومی در طرح موضوعات پژوهشی مورد کم توجهی قرار گرفته و اتخاذ مبنای روش شناختی که بتواند ضمن تضمین دیالکتیک عام و خاص، به شکل گیری پژوهشی بوم-خاست منجر شود، مغفول می ماند. پژوهش حاضر با هدف تبیین فرآیند تدقیق عنوان پژوهش دکتری با رویکرد مسئله-محور و با احترام به اصالت سرزمینی پژوهش انجام گردیده است. بدین منظور در این نوشتار، ضمن بررسی ماهیت پژوهش دکتری و مطالعه انواع پژوهش، به دیالکتیک عام و خاص پژوهش و ضرورت انجام پژوهش مسئله-محور و همچنین فرآیند شناسایی مسئله واجد ارزش پژوهشی پرداخته شده است. سرانجام، یک چارچوب روش شناختی پنج مرحله ای در انتخاب مسئله و تدقیق عنوان پژوهش دکتری پیشنهاد گردیده و مدل روش شناختی پیشنهادی، در انتخاب موضوع پژوهش دکتری شهرسازی پیرامون "خاطره جمعی" به کار گرفته شده است.
بررسی الگوی توسعه حرفه ای دانشجویان دکتری علوم تربیتی بر اساس نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر در پی ارائه مدلی جهت تبیین توسعه حرفه ای دانشجویان دکتری رشته علوم تربیتی است. به جهت عدم کفایت مدل های ارائه شده در ادبیات موجود برای تبیین توسعه حرفه ای دانشجویان رشته علوم تربیتی در ایران و به دست آوردن داده هایی متناسب با زمینه موردمطالعه، از روش کیفی نظریه مبتنی بر زمینه استفاده شد. داده های مطالعه از طریق مصاحبه با 18 نفر از دانشجویان دکتری رشته علوم تربیتی گردآوری شد. با طبقه بندی مفاهیم، مقوله های فرعی و محوری و یافتن مقوله هسته ای با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی مقوله های شکل دهنده توسعه حرفه ای دانشجویان و روابط بین آن ها در قالب مدل پارادایمی ظهور یافت که شامل شرایط علّی (3 مقوله)، مقوله هسته ای (درگیرشدن دانشجویان در فعالیت های حرفه ای)، راهبرد (3 مقوله)، زمینه (5 مقوله)، شرایط مداخله گر (5 مقوله) و پیامدها (4 مقوله) می شود.
مقایسه رسالت ها و اهداف دوره های دکتری تخصصی در ایران و برخی از کشورهای جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال هفتم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۸)
۱۴۱-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
دوره های دکتری تخصصی یکی از مهم ترین مقاطع آموزشی برای تربیت نیروی انسانی متخصص و پیشرفت جوامع محسوب می شوند و در سالهای اخیر به میزان فزاینده ای رشد کمی داشته اند. در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای– اسنادی و با رویکردی تطبیقی، اهداف و رسالت های دوره های دکتری تخصصی در ایران با دانشگاه ها در سایر کشورهای جهان بررسی و مورد مقایسه قرار گرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر گردآوری داده ها توصیفی_ تحلیلی است که برای این منظور از روش مطالعه جرج بردی شامل چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و در نهایت مقایسه داده های بدست آمده استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه تحقیق شامل اسناد و آیین نامه ها و مدارک مربوط به اهداف و رسالت های دوره های دکتری تخصصی در ایران و سایر دانشگاه ها در کشورهای مختلف جهان می باشد و نمونه آماری به شکل هدفمند انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده های پژوهش منابع کتابخانه ای و سایت های اینترنتی بوده و برای تحلیل داده های گردآوری شده از روش کدگذاری و مقوله بندی استفاده شده است. نتایج بررسی ها نشان داد که بیشترین تمرکز اهداف و رسالت های دوره های دکتری تخصصی در ایران و دانشگاه ها درسایر کشورها بر اجرای کارکرد پژوهشی این دوره ها، انجام پژوهش های اصیل، تولید علم و گسترش مرزهای دانش و تربیت نیروی انسانی برای ایفای نقش به عنوان مدرس دانشگاه، پژوهشگر و سایر مشاغل تخصصی در سازمان های دیگر می باشد. این در حالی است که بسیاری از دانشگاه ها در سایر کشورها کسب مهارت های مختلف چون مهارت رهبری علمی، نقد و داوری آثار علمی، کارگروهی و تیمی، ارتباط و تدریس مؤثر، نگارش آثار علمی، کار آفرینی را از جمله اهداف دوره های دکتری تخصصی عنوان نموده اند. اما در ایران توجه به این آموزش ها کمتر در هدف گذاری ها مورد توجه قرار گرفته است
جایگاه پسادکتری در ایران در مقایسه با سایر کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هر ساله تعداد قابل توجهی از جوانان کشور با مدرک دکتری تخصصی فارغ التحصیل می گردند که اولین دغدغه آنها بعد از فارغ التحصیلی مسأله پیدا نمودن شغل مناسب با توجه به مدرک تحصیلی می باشد. یکی از جایگاه های شغلی مورد انتظار برای این قشر از فارغ التحصیلان جذب شدن در دانشگاه ها و موسسات آموزشی و پژوهشی در جایگاه هیأت علمی می باشد که این امر نیز به دلیل محدود بودن ظرفیت جذب و استخدام هیأت علمی در عمل باعث ایجاد دل نگرانی برای این گروه از محققین کشور می گردد. برگزاری دوره های پسادکتری به عنوان دوره های کوتاه مدت، هم از نظر ایجاد بستر انجام کارهای تحقیقاتی و هم از نظر افزایش شانس اشتغال در محل طی نمودن دوره پسادکتری، در بسیاری از مواقع باعث جذابیت برای بسیاری از فارغ التحصیلان مقطع دکتری می گردد. در پژوهش حاضر تلاش شده است ضمن تشریح اقدامات صورت گرفته در وزارت عتف و دانشگاه ها و موسسات پژوهشی در برگزاری دوره های پسادکتری، به بررسی دیدگاه ها و عملکرد برخی از کشورها در این خصوص پرداخته شود.
روش: روش اجرای این تحقیق به صورت پیمایشی و براساس بررسی اسناد بالادستی کشور در حوزه علم و فناوری است. در بررسی جایگاه پسادکتری در اسناد بالادستی، چهار سند بالادستی یعنی قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه کشور، قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه کشور، نقشه جامع علمی کشور و سند تحول دولت مردمی (دولت سیزدهم) و همچنین برنامه های پیشنهادی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری مورد بررسی قرار گرفت. همچنین به منظور بررسی نتایج علمی اجرای این آیین نامه ها در دانشگاه ها و موسسات پژوهشی کشور، با انجام طرح پایش، به گردآوری اطلاعات محققان پسادکتری شاغل در 46 دانشگاه و موسسه پژوهشی دولتی از طریق تکمیل اطلاعات محققان در سامانه، پرداخته شد.
یافته ها: بررسی اسناد بالادستی نشان داد که اصطلاح پسادکتری تنها در سه بخش از این اسناد (ردیف 12 اقدام ملی از راهبرد کلان 6 نقشه جامع علمی کشور، راهبرد تحول آفرین نهم و برنامه کلان شماره 18 برنامه های پیشنهادی مقام عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دولت سیزدهم) مورد اشاره مستقیم قرار گرفته است و در سایر موارد به صورت کلی و در قالب واژگانی همچون پژوهشگران مستقل، پژوهشگران، فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی، نخبگان و مواردی از این دست، مورد اشاره قرار گرفته است. اقدامات وزارت عتف نیز با تدوین دو آیین نامه پذیرش پژوهشگران پسادکتری و آیین نامه جذب و به کارگیری محققان پسادکتری بوده است. اما میزان استقبال برگزاری دوره ها در دانشگاه ها و موسسات به دلیل محدود بودن منابع مالی، چندان مناسب نبوده است؛ به نحوی که در سال 1401 تنها 879 محقق پسادکتری (516 زن و 363 مرد) در 42 دانشگاه و 4 موسسه پژوهشی دولتی جذب شده اند. در بررسی وضعیت محققین پسادکتری به تفکیک جنسیت نیز مشخص شد که تعداد زیادی از جامعه محققین پسادکتری در سال 1401 را جامعه خانم ها (58.7 درصد) به خود اختصاص داده است که در مقایسه با جامعه مردان (41.3 درصد) درصد قابل توجهی می باشد. همچنین بیشترین آمار محققین پسادکتری به ترتیب در گروه های علوم پایه (359 نفر)، فنی و مهندسی (269 نفر) و علوم انسانی (146 نفر) مشاهده گردید.
نتیجه گیری: وجود نزدیک به ده هزار فارغ التحصیل مقطع دکتری تخصصی در هرسال از یک سو و همچنین وجود تعداد بسیار مناسب اعضای هیأت علمی با رتبه دانشیار و استاد، نشان دهنده وجود یک ظرفیت بسیار بالا در برگزاری دوره های پسادکتری در کشور می باشد، اما مشکلاتی همچون عدم تأمین اعتبارات لازم و یا وجود صندوق های تأمین اعتبار برای حوزه پژوهش در سطح کشور باعث شده که این امر مورد غفلت قرار گیرد. از این رو تأمین منابع مالی مناسب، هدفمند و برنامه ریزی شده می تواند ضمن فراهم سازی بستر مناسب برای جذب فارغ التحصیلان دکتری بیشتر، موجب تقویت تولیدات علمی کشور در حوزه های تخصصی گردد.