فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۵۶۱ تا ۷٬۵۸۰ مورد از کل ۱۹٬۲۷۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
مسئله اسلامی سازی دانش، حدود سال 1960 طرح شد و اسماعیل راجی فاروقی از جمله پیشگامان این بحث بوده که آرای وی تاکنون در کانون توجه صاحب نظران بوده است. این نوشتار در صدد تبیین، تحلیل، نقد و بررسی دیدگاه های وی در این زمینه است. فاروقی همچون برخی دیگر، راه حل عقب ماندگی مسلمانان را اصلاح نظام آموزشی و حاکمیت بخشیدن اندیشه و باور اسلامی بر این نظام آموزشی می داند. از آنجا که این نظام متکی بر متون، ساختار و مدیریت مناسب آموزشی است، باید اسلامی سازی در همه این امور صورت گیرد. راهکار فاروقی در این باره، اصول پنج گانه اسلامی حاکم بر علم و نیز مراحل دوازده گانه تولید و تدوین متون است. پژوهش حاضر با مروری انتقادی بر ایده های پیش گفته فاروقی، بر آن است تا مهم ترین چالش های نظریه وی را بررسی کند.
اسلام و نسخ ادیان(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هنجارهای مرتبط با مکان ها و زمان های مقدس در سه کتاب مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قداست و امر قدسی مقوله ای تفسیری و ارزش گذاردرقلمرو دین است و بی حضور چنین معنایی هیچ دینی شایستگی نام دین را نخواهد داشت . از سوی دیگر در حوزه جامعه شناسی، بر اساس رابطه تنگاتنگ «ارزش ها» و «هنجارها» می توان در کنار مقدس شمرده شدن زمان و مکانی خاص در یک جامعه، هنجارهای مرتبطی را نیز مشاهده کرد. هدف از مقاله حاضر بررسی گزاره های هنجاری مربوط به مکان ها و زمان های مقدس در سه کتاب قرآن ، تورات و انجیل و مشابهت ها و تفاوت های آنها میباشد که به کمک نرم افزاری خاص با «روش تحلیل محتوای عمقی »که یکی از روش های مختلط کمی - کیفی است، پردازش تحلیل و تفسیر شده است.
نتایج جستجو در سه کتاب مقدس، دستیابی به 10 هزار و 396 گزاره هنجاری بود که در 123 دسته جای گرفت. دسته ای از آن ها به تعداد 295 گزاره، مضمون مکان های مقدس و دسته دیگر با 301 گزاره، مضمون زمان های مقدس را داشت. به این ترتیب 5.7 درصد بایدها و نبایدهای سه کتاب مذکور، متمرکز بر هنجارهای مکان ها و زمان های مقدس بود که جداول آن در مقاله آمده است. به موجب جداول مذکور، تورات به مراتب بیش از دو کتاب دیگر به بایدها و نبایدها در رابطه ما و مکان های مقدس و همچنین ما و زمان های مقدس پرداخته است. در داخل دسته مکان های مقدس، سهم گزاره های هنجاری مربوط به ما و اشیاء مقدس در تورات به مراتب بیش از قرآن و انجیل است. از آن سو، انجیل به مراتب بیش از دو کتاب دیگر حاوی هنجارهای مرتبط با عبادتگاه ها (کلیسا، کنیسه و..) است. ضمن آنکه کمترین تعداد گزاره های هنجاری مرتبط با ما و زمان های مقدس را می توان در انجیل یافت. گزاره های هنجاری مرتبط با ماه های حرام فقط در قرآن دیده شد و انجیل و تورات فاقد چنین مضمونی هستند.
در ادامه مقاله، فهرستی از 596 گزاره هنجاری استخراجی، همراه با شماره شناسایی آن ها که نماینده آدرس دقیق آیه منبع گزاره هاست فهرست شده است.
در پایان مقاله، مدل تقارن مضامین پنجگانه هنجارهای مکان ها و زمان های سه کتاب مقدس محاسبه و ترسیم شده است. از نکات قابل توجه این مدل، دستیابی به ضریب همبستگی فی معادل 0.7 میان مضمون اعیاد و ایام مقدس + اشیاء و اماکن مقدس است.
ارزش زندگی از دیدگاه ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
انسان اهل محاسبه و معامله است؛ تا چیزی برای او نیرزد، آن را انتخاب نمی کند. ارزش زندگی به چیست؟ زندگی با وجود ناکامی ها، رنج ها و سختی ها چه ارزشی دارد یا حامل چه ارزش هایی است که وجودش را بر عدمش برتری بخشیده، پذیرش آن را بر عدم پذیرش آن راجح می سازد.
فیلسوف بزرگ جهان اسلام مطابق اصول حکمت متعالیه، وجود را ارزش، خیر و کمال می داند. زندگی نیز که امری وجودی است، دارای ارزش ذاتی می باشد. از آنجا که وجود دارای مراتب است، زندگی انسان متناسب با درجهٴ او از ارزش برخوردار است. البته ارزش های دیگری اعم از تکوینی و ارادی هست که ملاصدرا آنها را زینت بخش زندگی می داند.
خشنودی خدا، کرامت انسانی، فطرت الهی، جاودانگی و عشق، ارزش های زندگی است. نیز هرگونه ارتباط شایسته با منبع وجود و کمال برتر، ارزش محسوب می شود. بنابراین ارتباط با خداوند، معیار ارزش زندگی است. فطرت الهی انسان، نشان می دهد که ارزش از درون انسان می جوشد و نیازی به اعتبار ارزش و نگاه به بیرون نیست. کرامت انسان امری وجودی و به جعل الهی است؛ لذا امری حقیقی است نه مفهومی اعتباری. مایهٴ برتری و کرامت انسان، ظرفیت علمی او است که سبب برتری بر فرشتگان گشت. از نظر ملاصدرا عشق در هر موجودی سریان دارد. هر چه درجهٴ وجود قوی تر باشد، عشق پررنگ تر است. هر چه نفس اشرف و اعلی باشد، محبوب او لطیف تر و پربهاتر است. جاودانگی ارزش است. زندگی انسان، جاودان است و مرگ تقابلی با جاودانگی ندارد. انسان با مرگ به مرتبه ای برتر و حیاتی حقیقی نایل می شود.
بنابراین ارزش زندگی به ارزش های وجودی انسان برمی گردد. این ارزش ها دارای شدت و ضعف است. پس ارزش زندگی نیز دارای درجات و مراتب می باشد.
ساحت های وجودی انسان از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساحت های نفس از دیدگاه علامه طباطبایی موضوع تحقیق حاضر است. از منظر وی نمی توان برای ابعاد وجودی انسان حصر عقلی قائل شد؛ ولی با تامل خاص و نگاه ساختاری می توان، مهم ترین جنبه های وجودی انسان که به شخصیت او شکل می دهند و منشا سعادت و شقاوت او هستند را این گونه برشمرد: ساحت شناختاری، ساحت غریزی، ساحت اراده، ساحت عمل و ساحت الوهی (فطری). در یک تقسیم بندی دیگر در اندیشه علامه می توان هفت ساحت با کارکرد تقریباً مستقل و در تعامل با یکدیگر را برای انسان برشمرد که عبارت اند از: ساحت جسمانی، عقلانی، عاطفی، اخلاقی، اجتماعی، هنری و دینی.
خودقانون گذاری یا خداقانون گذاری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رویکردی فلسفی – کلامی به آموزه بدا بر مبنای اسلوب تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدا آموزه ای مهم در مذهب شیعه امامیه به شمار می رود. اهل تسنن، گویی، در کتب اعتقادی روایی خود این آموزه را بدعتی آشکار در مبانی اعتقادی اسلام انگاشته و آن را مورد رد و انکار قرار داده اند. امامیه بر این باور است که تبیین درست و حقیقی بدا می تواند راه را برای پذیرش آن از سوی تمامی مسلمانان بویژه اهل تسنن هموار سازد. بر این اساس تلاش های چشمگیری در رسیدن به این هدف از خود نشان داده است. در این مقاله اهم عقاید و نظرگاه های مشاهیر اهل سنت و عمده مباحث عقلی و روایی شیعی حول محور مفهوم بدا مورد بحث قرار گرفته است. بدین منظور پس از بیان معنای لغوی و اصطلاحی واژه بدا و تعریف نسخ و نیز تمایز آن از اصطلاح نسخ، نسبت موجود میان علم الهی و معنای مقتبس از واژه بدا با شیوه ای تحلیلی و عقلی بررسی می شود.
فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله ی جبر و اختیار یکی از مسایل مهم در حوزه ی افعال الاهی است که همواره ذهن انسان ها را از ابتدای تاریخ تاکنون به خود مشغول داشته است. در این میان، جهمیه را طرف داران جبر محض، اشاعره را طرف داران جبر محض در یک مرحله و طرف دار کسب در مرحله ی دیگر، معتزله و قدریه را طرف داران اختیار محض و امامیه را طرف داران امر بین الامرین یاد کرده اند. بر این اساس، فخر رازی نیز به منزله ی یکی از برجسته ترین متکلمان اشعری، جبرگرا دانسته شده است.
نگارنده در این مقاله، با جست وجوی کامل در آثار فخر رازی، موضع وی در قبال نظریات فوق را به دست آورده و نشان داده است که فخر رازی نه یک جبرگرای محض است و نه یک اختیارگرای محض، بلکه ضمن قادر و مختار دانستن انسان از یک طرف، و قول به عمومیت قضا و قدر الاهی از طرف دیگر، سعی کرده است تا میان این دو قول جمع نماید، ولی با وجود آن که همواره در جست وجوی راهی میانِ جبر و اختیار بوده و برای فرار از جبر و توجیه اختیار و مسؤولیت انسان، همانند سایر اشاعره، به نظریه ی کسب گراییده، چون آن را ناتمام یافته، به نظریه ی امر بین الامرین روی آورده است. البته در تبیین این نظریه نیز توفیقی نیافته و آن را طوری تبیین نموده که به جبر منجر شده است. بنابراین به رغم اعتراف به اختیار انسان، بر سر دو راهی تردید میان جبر و اختیار باقی مانده، ضمن معرفی انسان به منزله ی مضطری در صورت مختار، قائل به غموض و پیچیدگی مسأله شده و افراد را از خوض در این مسایل غامض بر حذر داشته است.
مفهوم نبوّت در عهد عتیق و زبان عبرى با مقایسه در قرآن
حوزههای تخصصی:
نبوّت از مفاهیمى است که بین ادیان الهى مشترک است. در دو دین آسمانى یهود و اسلام، خداوند فردى را که نبىّ اوست انتخاب مى کند تا پیامش را به مردم برساند و آنان را در مسیر هدایت و کمال قرار دهد. در مقایسه این مفهوم در این دو دین الهى، به وجوه اشتراک و افتراقى برمى خوریم: در هر دو دین، نبىّ الهى متّصف به اوصاف الهى است، نبىّ الهى براى رسیدن به پیام خداوند از طرق مشابهى بهره مى گیرد، در هنگام دریافت وحى الهى، ثقل وحى موجب تغییر احوال او مى شود و در هر دو دین، انبیاى الهى از مراتب و درجاتى برخوردار هستند.
در عین حال، اختلافاتى نیز مشاهده مى شود؛ ازجمله اینکه در دین یهود، علاوه بر مردان در میان زنان نیز نبوّت رایج است، انبیاى بنى اسرائیل به طور گروهى و دسته جمعى نبوّت مى کنند و دچار خلسه گروهى مى شوند. در عهد عتیق علاوه بر نبوّت الهى و راستین بحث نبوّت دروغین مشاهده مى شود.
بازسازی قضایای اخلاقی در حکمت متعالیه(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های حکمت متعالیه ملاصدرا اعتماد بر منطق عقل و استفاده از دستاوردهای شهودی عقلانی متکلمان و عارفان است، به همین سبب سلسله مباحث عمیقی در قضایای اخلاقی و فلسفه ی اخلاق از جانب متکلمان اسلامی پیرامون قضایای منطقی در گرفته است که اصلی ترین آنها در ارتباط با حسن و قبح عقلی یا شرعی است. شخصیت های اندیشمندی نظیر خواجه نصیرالدین طوسی، ملاعلی قوشجی، عبدالرزاق لاهیجی و علامه حلی و ده ها متفکّر دیگر در جریان بوده اند که در ارتباط با این قضیه داد سخن داده اند. همچنین ملاصدرا در حکمت متعالیه بزرگ ترین نظریه پرداز حکیم قرن یازدهم سعی کرده است آن دسته از قضایای منطقی را که به نظر برخی متفکران پیشین موجب ابهام و تناقض در آنهاست حل نماید. او با بیان فرق میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی به این ابهامات خاتمه داد و توانست حوزه ی بحث های چندی و چگونگی و چسانی را که از مقوله ی «استی ها» است از حوزه ی شناخت فلسفه که از مقوله ی «هستی ها» است بیرون نماید. ما در این مقاله ضمن بیان نظرات منطقی متکلمان در بحث های قضایای اخلاقی، به تبیین نظر ملاصدرا پرداخته و بر این باوریم که صدر المتألهین با اشکال حمل قضایا به دو صورت ذاتی و شایع صناعی به بازسازی قضایای اخلاقی در حوزه ی فلسفه ی اخلاق پرداخته است.
ولایت تشریعى پیامبر (ص)
حوزههای تخصصی:
چکیده : نویسنده براى تبیین ولایت تشریعى پیامبر 9، به معناى ولایت مى پردازد، ولایت حقیقى را از آنِ خدا مى داند، تبیین میرزا مهدى اصفهانى از مولویت را مى آورد، ولایت تکوینى و تشریعى و تفویض این حقّ را از سوى خدا به دیگران به ویژه رسول خدا 9 مى آورد که با توجّه به ادله وجوب اطاعت از پیامبر و روایات دالّ بر تفویض امر و نهى به حضرتش، روشن مى شود. محدوده این ولایت و مثالهاى آن به ویژه روزه و حرمت خمر، در پى آمده است.
حس مشترک در فلسفه اسلامی و کارکرد معرفت شناختی و دین شناختی آن در حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده فارسی:
در حیطه علم النفس فلسفه اسلامی، حس مشترک به منزله قوه ای ادراکی مطرح شده است که مفاهیم حسی، جعلی و شهودی را ادراک می کند. در این مقاله، رویکرد تاریخی فلاسفه مسلمان در این باب بررسی شده است. در حوزه معرفتی، ادراکات حس مشترک به جهت حصول و حضور بررسی شده است. به واسطه کارکرد معرفتی این قوه در حکمت سینوی، یکی از مهم ترین مسایل حوزه معرفت شناسی (مطابقت و واقع نمایی) واکاوی شده است؛ و در نهایت، کارکرد دین شناختی این قوه در حوزه فلسفه نبوی شیخ در تبیین، دریافت و انتقال جزییات وحی نبوی، ارایه شده است.
«مکان» و «خلاء» از دیدگاه ابوعلی سینا و ابوالبرکات بغدادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکان فضایی است که جسم در آن قرار می گیرد و خلاء حالتی است که این فضا از هر گونه ماده فیزیکی خالی می شود. امروزه این دو مفهوم تقریبا بدیهی انگاشته می شوند، اگرچه در دانش جدید نیز این همانی قطعی میان دو مفهوم مکان و فضا وجود ندارد، اولی به جسم برمی گردد و دومی به محیط آن. به طور کلی دو تلقی از مکان وجود داشته است مکان به عنوان سطح خارجی جسم و مکان به عنوان ابعاد سه گانه فضایی که جسم در آن واقع می شود. ارسطو مکان را سطح داخلی جسم حاوی و یا سطح خارجی جسم محوی دانسته است. ابن سینا درصدد اثبات این نظر است که مکان هیولا، صورت بعد یا خلاء نیست، بنابراین نهایت سطح یاد شده است. او برای تثبیت این مفهوم، با انواع دلایل به رد خلاء اقدام می کند.
ابوالبرکات بغدادی می گوید که به همان دلایلی که مکان می تواند سطح باشد حجم نیز می تواند باشد، بنابراین مکان همه حجمی است که جسم در آن واقع می شود. به نظر می رسد در این میان ابن سینا و ابوالبرکات هر یک نماینده یکی از دو تلقی از مکان هستند در مورد خلاء نیز که ابن سینا آن را ناممکن می شمارد ابوالبرکات به تفصیل نظر او را رد می کند و درصدد اثبات امکان خلاء است.
جایگاه انسان در هستی از نگاه آقانجفی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آقانجفی از جمله صاحب نظرانی است که در مورد یکی از مهم ترین مسائل فلسفی و عرفانی یعنی مساله جایگاه انسان در هستی و ارتباط او با خدا سخن گفته است و از آنجا که به پیروی از افلاطون و ملاصدرا، معتقد به اصالت وحدت و تشکیک وجود است، انسان را موصوف به صفات الهی می شناسد (الا در مورد صفات عزت و تکبر که خاص خداوند است) و وصول حق را کمال مطلوب انسان و سعادت و کمال را غیرقابل انفکاک می داند.
انسان در نزد او برتر از همه موجودات و ملائکه، (حتی در عبادت) و خلیفه و جانشین خدا در زمین است. از نظر آقانجفی دل شکسته مومنان جایگاه خداوند است.
آقانجفی در حقیقت خداوند را از آن جهت که جامع کمال صفات انسانی است انسان کامل دانسته و با وجود اینکه تاثیر محیط و وارثت را نادیده نگرفته است، نقش اساسی را به فطرت و اختیار می دهد و اراده انسان را در راستای اراده الهی می داند. از نظر او علم الهاماتی غیبی و فیوضاتی باطنی است که از مقام شامخ عقل فعال بر قلوب معموره ریزش کرده و انسان توانایی آن را دارد که از طریق کشف و مشاهده باطنی اندیشه اش را ارتقا بخشد.
او به عنوان یک فیلسوف مصلح، در صحنه های اجتماعی،عقاید مذهبی را برای حل و فصل مسائل اجتماعی در یک حوزه فعال فرهنگی به کار بسته و حسن استفاده را می کند.
علم غیب از دیدگاه حکما و شریعت اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مفهوم شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه اشراق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
بررسی قضایای حقیقیه منطق دانان مسلمان و گزاره های قانون وار به تقریر نِلسون گودمَن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غرض از نگارش مقاله حاضر، انجام مطالعه ای تطبیقی میان آرای منطق دانان مسلمان در خصوص قضیّه حقیقیّه از یک سو و دیدگاه نِلسون گودمَن در باب گزاره های قانون وار از سوی دیگر می باشد. از این رو، ابتدا تحلیل منطق دانان مسلمان از مفاد قضیّه حقیقیّه و نیز نظر گودمَن در مورد گزاره های قانون وار را تقریر میکنیم و سپس با اخذ رویآوردی تطبیقی به تبیین مواضع خلاف و وفاق این دو دیدگاه می پردازیم. از این رهگذر روشن خواهد شد که ضمن وجود برخی اختلافات مبنایی، وجوه اشتراک بسیاری در این دو دیدگاه یافت می شود که تأمّل روش مند در آن ها به لحاظ معرفتی بسیار حائز اهمیت می نماید. کلّیّت و تعمیم پذیری، تقویت و تأیید شرطی های خلاف واقع، و برخورداری از قدرت تبیین علمی، و پیش بینی از مشترکات آن ها است. از سوی دیگر، برخلاف قضایای حقیقیّه که محصول استقرا نیستند، گزاره های قانون وار برآمده از استقرا هستند.
تحلیل صفات الاهی از دیدگاه صدرا و توماس آکویناس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی قرون وسطی قرون وسطی میانه (قرون 12 و 13)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی الهیات بالمعنی الاخص صفات واجب
توحید خداوند متعال و تحلیل اسما و صفات الاهی همواره مورد توجه متکلمان، فیلسوفان و عرفا بوده است و با توجه به اینکه از سویی، اسماء و صفاتی گوناگون به خداوند متعال اسناد یافته و از دیگر سو، بر وحدت و بساطتش تأکید شده است، این سؤالات مطرح میشود که آیا کثرت اسما و صفات الاهی یک کثرت واقعی است؟ و در فرض واقعی بودن کثرت، آیا اسناد آن ها به خداوند متعال یک اسناد حقیقی است؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا با وحدت و بساطت خداوند سازگار و جمع شدنی است؟ در پاسخ به سؤالات فوق، نظر توماس اکوییناس در مقایسه با نظر صدرالمتألهین مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته و در نتیجه، اثبات شده است که صرفاً با مبانی فکری و فلسفی صدرالمتألهین میتوان به سؤالات فوق، پاسخی دقیق و فلسفی داد
بررسی علل اعتراض حضرت فاطمه (س) از منظر صحیح بخاری(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نویسنده کتاب صحیح بخاری در کتاب خود درباره برخورد حضرت فاطمه با ابوبکر، درباره حقوقش پنج روایت را آورده است که با بررسی دقیق این روایات، می توان علل و انگیزه اعتراض آن حضرت را علیه ابوبکر به دست آورد. در این روایات به صراحت درباره برخی مطالبات ایشان، همچون فئ فدک، حق ذی القربی، خمس، ارث و میراث پدری صحبت شده است. همچنین در پایان با تمسک به یک روایت، از جانشینی خلفا سخن به میان آمده است. با توجه به این آثار و دقت در آنها و با توجه به این نکته که همه این حقوق باحکم خدا همراه بوده و در قرآن آمده است، می توان اعتراض حضرت فاطمه را برای احیای دستورهای قرآنی معرفی نمود.
بررسی تحول نظریه ولایت انتصابی عامه فقیهان به ولایت مطلقه فقیه با رویکرد روش شناسی لاکاتوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر نظریه ای برای تداوم خود نیازمند است تا با مقتضیات زمانی و مکانی هماهنگی و تحول یابد. در تحول یک نظریه، باید فرضیه های اصلی یک نظریه را حفظ کرد تا به بن و ریشه آن ضربه وارد نشود. ازسوی دیگر، تحول باید به گونه ای باشد که یک نظریه بتواند با شرایط زمانی و مکانی خود وفق یابد. این همان چیزی است که در روش شناسی لاکاتوش مشاهده می شود. ایمر لاکاتوش ازجملة فیلسوفان علم محسوب می شود. او منتقد روش شناسی پوپر است. پوپر براساس نگرش ابطال گرایانة خود تلاش می کرد تا نظریات به گونه ای مورد ابطال قرار گیرند. سپس، نظریات ابطال شده حذف و نظریات جدید جانشین آن شوند. به نظر لاکاتوش، ابطال گرایی پوپر سعی دارد راهی ارائه دهد که بتوان ازطریق آن، با آزمون های قاطع، بین دو نظریه رقیب قضاوت کرد. بنابراین، او روش شناسی متفاوتی با روش شناسی پوپر ارائه می دهد. روش شناسی لاکاتوش مبتنی بر راهنمون سلبی و راهنمون ایجابی است.
این مقاله درصدد ایده و الهام گرفتن از روش شناسی لاکاتوش است تا بر اساس آن بتوانیم سیر تحول نظریه ولایت انتصابی عامه فقیهان، به نظریه ولایت مطلقه فقیه را، بررسی کنیم. تأکید اصلی در ایده و الهام گرفتن از روش شناسی لاکاتوش، راهنمون سلبی و راهنمون ایجابی است. بنابراین، این مقاله در صدد تجزیه و تحلیل روش شناسی لاکاتوش و انطباق دادن آن با نظریة ولایت فقیهان نیست. تنها به این بسنده می کنیم که پس از ایده گرفتن از روش شناسی لاکاتوش، تحول و تکامل تاریخی نظریه ولایت انتصابی عامه فقیهان به نظریه ولایت مطلقه فقیه را بررسی کنیم.