فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۹٬۰۷۶ مورد.
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
39 - 60
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو بروش توصیفی تحلیلی، درصدد تبیین اهداف و مراتب تربیت عرفانی بر مبنای علم وجودی اشتدادی و دلالتهای آن در حکمت متعالیه است. ملاصدرا بر اساس مبانی فلسفی خود، علم را مساوق با وجود و دارای احکام آن، ازجمله اشتداد میداند. او با تأکید بر تناظر مراتب وجودی انسان با مراتب هستی، علم، حقیقت و سعادت بمثابه ساختارهای علم اشتدادی، ضمن ارائه نگرشی نو از علم، تصویری جدید از انسان و چگونگی تربیت نفوس انسانی ترسیم مینماید. در اندیشه وی، تربیت انواع مختلف دارد. بالاترین مرتبه آن، تربیت عرفانی است که خود ذومراتب بوده و مراتب مختلف آن در بستر علم وجودی اشتدادی، یکی پس از دیگری بمنظور استکمال نفس آدمی تحقق میابند. بر همین اساس، انسان در سیر تربیتی خود، در هر مرتبه از تربیت با اشتداد در علم، مرتبه برتری از هستی و حقیقت را احراز کرده و با قرار گرفتن در هر مرتبه از وجود، به ادراکی متناسب با آن نایل میگردد و به سعادت و لذتی متناسب با آن ادراک میرسد. این سیر استکمالی بهمین شیوه تا رسیدن به هدف غایی تربیت عرفانی که معرفت خداوند و بقاء بالله است، ادامه می یابد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که الگوی «تربیت عرفانی مبتنی بر علم اشتدادی» از شاخصه ها و دلالتهایی نظیر همگانی، تشکیکی و اشتدادی بودن آن و برسمیت شناختن فهمها و کشفهای عرفانی متعدد برخوردار است؛ بدون اینکه متربی در دام نسبیت گرایی و پلورالیسم گرفتار شود.
حدوث و قدم عالم از منظر صدرالدین محمد دشتکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
61 - 74
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که همواره در تاریخ علوم عقلی اسلامی، میان متکلمان و فلاسفه مورد بحث و مناقشه بوده، مسئله حدوث و قدم عالم است. متکلمان قائل به حدوث و مشهور فلاسفه قائل به قدم عالمند. در اینباره تحقیقاتی گسترده صورت گرفته، اما از آنجا که آثار صدرالدین محمد دشتکی شیرازی بصورت نسخ خطی بوده و منتشر نشده، تحقیقی درباره نظر وی در مورد حدوث و قدم عالم انجام نشده است. نوشتار پیش رو با اتکا بر حاشیه قدیم و جدید وی بر شرح تجرید قوشچی، نظر او درباب مسئله مذکور را بصورت کتابخانه یی و تحلیلی مطالعه کرده است. حاصل بحث آنکه، نمیتوان قول به حدوث عالم را به دشتکی نسبت داد، چراکه او برای حل مشکل چگونگی ربط حادث به قدیم، نظر برخی از حکمای پیش از خود را پذیرفته و با پذیرش حرکت ازلی، قدیم بودن بعضی از موجودات عالم را قبول کرده و قائل به ماده ازلی شده است. با توجه به اینکه او علاوه بر موجودات مادی، قائل به موجود مجرد نیز هست، نمیتوان نظر وی در مورد موجودات مجرد را از بصراحت حاشیه قدیم و جدید بدست آورد.
بررسی تأثیر رسانه بر شخصیت از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
75 - 98
حوزههای تخصصی:
رسانه ها بعنوان پدیده های نوین عصر حاضر، تأثیراتی گسترده بر ابعاد مختلف زندگی انسانها داشته اند و بهمین دلیل، گستره یی وسیع از پژوهشهای حوزه رسانه به بررسی تأثیرات رسانه بر انسان اختصاص یافته است. برخلاف پژوهشهای چشمگیر مرتبط با نظریات رسانه، کمتر پژوهشی به بررسی زیرساختها و مبانی فکری این نظریات پرداخته است. مقاله به بررسی تأثیر رسانه ها بر شخصیت انسان از منظر فلسفه صدرایی میپردازد و بدنبال آنست که نظریه های حوزه رسانه را با مبانی صدرایی بحث شخصیت مورد مداقه قرار دهد. فلسفه ملاصدرا با تأکید بر اصولی همچون حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، چارچوبی عمیق و گسترده برای تحلیل تغییرات شخصیتی ناشی از تعامل با رسانه در اختیار ما قرار میدهد. در این بررسی، ضمن بیان الگوهای تأثیرات رسانه، نحوه تأثیرگذاری محتوای رسانه ها بر جوهر و ذات انسان مورد توجه قرار گرفته و تبیین میشود که بر اساس مبانی انسان شناسی صدرایی، چگونه این تعاملات میتوانند به تغییرات بنیادین در شخصیت و ادراک انسان منجر شوند. نتایج تحقیق نشان میدهد که استفاده مداوم و بیرویه از رسانه میتواند به تحولاتی عمیق در ساحتهای مختلف شخصیتی، ازجمله اخلاق، هویت و خودآگاهی منجر شود.
بررسی انتقادی ایرادات زنوزی بر نظریه وحدت وجود ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
99 - 112
حوزههای تخصصی:
«وحدت وجود» بنیادیترین و اصلیترین مسئله یی است که در عرفان اسلامی از سوی ابن عربی و شارحان مکتب وی مطرح شده است. عرفا با استفاده از ظهورات و تجلیات خداوند طبق قابلیت و استعداد اعیان ثابته، وحدت وجود را اثبات کرده اند، اما قابلیت اثبات برهانی وحدت وجود، یکی از چالشهایی است که فلاسفه و متکلمان با آن مواجه بوده اند که در نهایت، با اقامه برهان «رابط بودن معلول نسبت به علّت» توسط ملاصدرا، تبیینی برهانی از این مسئله فراهم آمد. آقا علی مدرس زنوزی یکی از بارزترین شارحان و مدرسان حکمت متعالیه پس از ملاصدراست که انتقاداتی چند نسبت بر این نظریه وارد کرده است. عمده اشکالات وی ناشی از غفلت از اثبات برهانی وحدت وجود با استفاده از برهان وجود رابط است.
بررسی خلود در عذاب و شبهات پیرامون آن از دیدگاه علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
113 - 130
حوزههای تخصصی:
زندگی اخروی و نحوه آن از چالشیترین مباحث در حوزه دین است؛ ازجمله مسئله خلود در عذاب، که یکی از مهمترین مسائل مربوط به معاد و کیفر الهی است و هر یک از اندیشمندان بمقتضای مبانی فکری خود، در پی تبیین آن برآمده اند. عده یی معتقدند خلود در دوزخ، مساوی خلود در عذاب نیست و مخلدین در دوزخ، پس از اینکه مدتی عذاب کشیدن، عذاب با طبع آنها سازگار شده و به عذب تبدیل میشود. در مقابل، برخی معتقدند عذاب هیچگاه برای مخلدین در دوزخ گوارا نخواهد شد. این مقاله که بروش توصیفی تحلیلی نگاشته شده، به تبیین نظر علامه طباطبایی و دیدگاه استاد جوادی آملی پرداخته و شبهات مطرح درباره این مسئله را با توجه به نظر این دو اندیشمند، بررسی و نقد نموده و اثبات میکند که خلود در عذاب، امری قطعی است و کفار، منافقان و مشرکان معاند، تا ابد در عذاب خواهند بود. خلود در عذاب با عدل، حکمت و رحمت الهی و آیات قرآن کریم ، سازگار است.
بررسی و تحلیل حرکت اشتدادی و تضعفی از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
116 - 126
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در فلسفه اسلامی، حرکت در جوهر است. حرکت جوهری بعنوان یکی از ابتکارات مهم ملاصدرا، عبارتست از سیلان وجود، یعنی ذات شیء، آن به آن و لحظه بلحظه در حال نو شدن و تغییر و تحول است. ازجمله مسائل مطرح در بحث حرکت جوهری، اشتداد و تضعف در حرکت است. یکی از وجوه اختلاف در این بحث، اشتدادی بودن یا تضعفی بودن حرکت است که بیشتر درباب حرکات أینی و وضعی مطرح شده است. مسئله مورد بحث در پژوهش حاضر اینست که آیا حرکات مطلقاً اشتدادیند و همه موجودات در حال تکاملند، یا اینکه حرکت تضعفی و انتکاسی نیز وجود دارد؟ اهمیت این بحث از آن جهت است که بسیاری از مشکلات فلسفی، مانند اتحاد عاقل و معقول، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس و معاد جسمانی، با حرکت جوهری اشتدادی قابل حل است. نتیجه بدست آمده از این پژوهش آنست که حرکت را چه خروج از قوه به فعل تفسیر کنیم و چه خروج از خفاء به ظهور، حرکت، مطلقاً اشتدادی است.
بررسی و نقد رجعت و معراج در اندیشه علامه رفیعی قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
123 - 140
حوزههای تخصصی:
بازگشت جسمانی گروهی از انسانها به جهان مادی در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) و پیش از قیامت با نام «رجعت» و سفر جسمانی پیامبر(ص) در زمان زندگانیشان به جهان غیرمادی با نام «معراج» شناخته میشود. بعضی اندیشمندان و عالمان جهان اسلام رجعت را رد میکنند و وقوع آن را محال میدانند، گروهی بدون اینکه در مورد کیفیت آن صحبت کنند، آن را میپذیرند، بعضی نیز با استدلال عقلی بدنبال اثبات آن هستند. مسئله معراج اما مورد اتفاق اکثر اندیشمندان اسلامی است، در عین حال، درباره چگونگی حادث شدن آن، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. علامه رفیعی قزوینی یکی از متفکرانی است که به مبحث رجعت و معراج ورود کرده و توانسته است به برخی از شبهات بروش عقلی پاسخ بدهد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و منابع کتابخانه یی، بدنبال پاسخ به این پرسشیم که علامه رفیعی با چه استدلالی توانسته است وقوع رجعت و جسمانی بودن معراج را اثبات نماید؟ نتایج پژوهش نشان میدهد که ایشان از طریق سه مقدمه عقلی یعنی علاقه روح به بدن مادی، لزوم ظهور خاصیت وجودی پیامبر(ص) و اهل بیت (علیهم السلام)، و محال بودن قسر دائمی بر وقوع رجعت بصورت جسمانی تأکید دارد. او در مبحث معراج نیز قائل به سفر جسمانی و روحانی پیامبر(ص) به عالم ملکوت است و کوشیده آن را با مبانی فلسفی و عقلانی اثبات نماید.
ارزیابی وجودشناختی تقریر فارابی از برهان طرف و وسط ارسطو در اثبات وجود خدا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
123 - 140
حوزههای تخصصی:
برهان طرف و وسط، یکی از براهین مشهور ارسطو در امتناع تسلسل است که فارابی برای اثبات وجود خدا از آن بهره گرفته است. در برهان طرف و وسط، خصوصیتی که تاثیرگذاری عمده و غیر قابل انکار دارد، مساله علیت است. پرسش اصلی ما در این نوشتار و جهت مغفول مانده در این برهان، این است که سلسله معالیل در برهان طرف و وسط از چه جهتی محتاج علت مافوق خود هستند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده های کتابخانه ای می کوشد ساختار وجودشناختی برهان را تجزیه و تحلیل نماید و به این نتیجه رسیده است که می توان این برهان را همچون موجودی خارجی و صاحب تاثیر در نظر گرفت که دارای ماده و صورتی است. ماده این برهان مولفه های سه گانه-طرف اولی، واسط و طرف اخیر- و صورت برهان، اصل علیت است و از آنجا که هویت اشیا به صورت آنها است، هویت برهان طرف و وسط هم به اصل علیت است. نتیجه ای که در پایان حاصل شده این است که پاسخ به مساله علیت در برهان طرف و وسط را باید در نظام هستی شناختی فارابی پیدا کرد. در جهانبینی فارابی نظام هستی متشکل از وجود و ماهیت است و او برای هر دوی آنها شیئیت قائل است اما عینیت، خارجیت و تاثیر برای وجود است و به همین خاطر باید گفت که علیت در برهان طرف و وسط به وجود است. وجودی که از علت العلل منشا گرفته و انتظام بخش سلسله علل و معالیل است.
The Ethics of Peace in the Radawi Culture
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
35 - 50
حوزههای تخصصی:
Peace is the essential core of all religions, and peacemaking is a telos for which all religions offer guidance. Grounded in principles such as justice, rational and social growth, forbearance, and forgiveness, peace—within the Radawi culture—is counted among the most foundational principles of international relations. The creation of peace is, before anything else, a spiritual act rooted in the honoring of genuine human rights. Unlike the negative definition adopted in much international-legal discourse—i.e., peace as nothing but the absence of war—the Radawi culture treats peace as an affirmative concept: amicable coexistence premised on the preservation of human dignity. This descriptive-analytical study argues that, contrary to the ethnocentric and unrealistic claims of certain Western Orientalists such as Bernard Lewis and Samuel Huntington—who portray Islam as incompatible with peace and democracy and as a font of violence and terrorism—Islam is a bearer of peace and friendship, and it is capacious enough to furnish a new and comprehensive paradigm for international relations. In the Radawi culture, the scope of peace embraces not only the narrow sense (the absence of armed conflict) but also the broader sense (justice-centered social flourishing). In this culture—contrary to what is commonly asserted in the law of armed conflict—there is no doctrine of preemptive self-defense; peace is sacred, and jihād is a fundamentally humanitarian measure meant to expand peace and security under divine sovereignty by negating ṭāghūt (illegitimate domination), defending the oppressed, and combating injustice.
تطوّر مفهوم «نفس انسانی» از افلاطون تا فلسفه مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
237 - 259
حوزههای تخصصی:
نفس شناسی یکی از موضوعاتِ اگرچه پراکنده اما برجسته در رساله های افلاطون و همچنین یکی از محورهای اصلی تاملات فلسفی ارسطوست. ایده های این دو اندیشمند نزد نوافلاطونیان و فیلسوفان مسیحی امتداد یافت و بسترهای نفس شناسی در دو جریان فلسفه اسلامیِ پس از فارابی و فلسفه مدرنِ پس از دکارت را در سده های متاخر فراهم آورد. پیوستگی ایده های ناظر به فهم انسان از یونان تا دو جریان مذکور، آنچنان عمیق است که بدون آگاهی از آنها، ادعای فهم صحیح و دقیق ایده های متاخر در چیستی نفس انسانی، دشوار خواهد بود. جستار پیش رو با تکیه بر تحلیل منطقی عبارات افلاطون و ارسطو و مفسران آنها و سپس امتداد آن در فلسفه مسیحی، درصدد است تا فهمی نسبتاً منسجم و قابل قبول از سیر تطوّر تاریخیِ مفهوم «نفس» انسانی ارائه دهد. پرسش از تلقی این فیلسوفان از نفس در این برهه تاریخی که البته یکدست نبوده و فراز و فرودهای مختلفی را تجربه کرده، و همچنین کشف و تبیین تحوّلات مفهومی آن، مسئله راهبرِ این جستار است.
The Capacity of Imām Riḍā’s (PBUH) Teachings in Encountering Secular Theories of Justice
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
33 - 52
حوزههای تخصصی:
Due to the long-standing nature of the discourse surrounding it, the definition of justice has evolved within a wide range of theories that attempt to define it. Each theory in the intellectual history of humankind that has sought to define justice has done so based on its foundational commitments. Consequently, the definition of justice is intrinsically linked to the theoretical framework from which it emerges. This article seeks to review several liberal theories of justice—particularly those of Hume, Kant, and Adam Smith—and to demonstrate that, despite their internal variations, these theories are characterized by a secular orientation. The central question this article addresses is whether Imām Riḍā's (PBUH) teachings offer any response to the secular foundations underpinning these theories. In the findings section, drawing on the dialogue between ʿAllāma Ṭabāṭabāʾī and Henry Corbin, the paper argues that secularism, by emphasizing anthropomorphic theology (tashbīh) and rejecting transcendent theology (tanzīh) along with the metaphysical dimension of divinity, has enabled the secular and worldly interpretation of various dimensions of human life—including justice. In the final section and conclusion, the focus turns to the link between Imamate and justice, highlighting the potential of the Razavi hadiths to critique secular theories of justice.
پیشگیری و درمان شناختی چالش های هویتی انسان معاصر؛ برپایه مبانی فلسفی حکمت متعالیه (با تأکید بر آثار علامه طباطبایی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
203 - 226
حوزههای تخصصی:
مسأله مقاله حاضر، ارائه راهکار برای پیشگیری و درمان بی هویتی در انسان معاصر است که براساس مبانی فلسفی حکمت متعالیه، با تأکید بر آثار علامه طباطبایی (ره) پیگیری می نماید. براین اساس راهکارهای ارائه شونده در حیطه درمان و مشاوره فلسفی و یا به زبان قدیم طب روحانی است. روش مطالعه نیز عقلی-تحلیلی است یعنی به تحلیل سیستمی، گزاره ای و مفهومی آراء علامه طباطبایی می پردازیم و براساس اصول و مبانی ذکر شده در آثار ایشان، به ارائه راهکارهایی نائل می شویم. براساس یافته های تحلیلی از آثار علامه، مبانی ذیل رفع کننده عوامل و عوارض بی هویتی در انسان معاصر است که برخی دارای خاصیت پیشگیری و برخی درمانی است. از جمله: 1) اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری ؛ 2) امکان فقری؛ 3) بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشیء منها؛ 4) اعتدال در ترسیم فضایل و رذایل؛ 5) آموزه نظام احسن؛ 6) امکان وقوعی و ذاتی؛ 7) حاجت معلول به علت در بقا؛ 8) غایتمندی جمیع مبادی فعل اختیاری؛ 9) عنایت خداوند، علم و سایر صفات او؛ 10) معنای زندگی، 11) غایت انسان (سعادت و استکمال) و ... . این مبانی منجر به آگاهی فرد از حقیقت خویش، سعادت و غایت و استکمال واقعی خویش گردد. همچنین سبب پیشگیری و درمان عوامل و عوارض ناشی از بی هویتی است: از جمله غفلت، هدف نادرست، احتیاجات ساختگی، مشغولیت های بی هدف، احساس پوچی، فقر معنوی، پیشگیری از عدم شکوفایی امیال فطری، احساس بی ملاکی، آرمان های طولانی مدت کاذب، فاقد برنامه بودن در حیات، بی مسئولیتی، اضطراب، یاس و تنبلی و... .
نقش «زیست جهان» در رفع بحران علوم اروپایی از دیدگاه هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
159 - 133
حوزههای تخصصی:
مفهوم «زیست جهان» یکی از تأثیرگذارترین مفاهیم در اندیشه هوسرل متأخر است و تأملات پدیدارشناسانه او در باب بحران علوم اروپایی، حول این مفهوم می چرخد. بحران علوم نتیجه غفلت علم از بنیادهای خود، یعنی زیست جهان و شکاف میان جهان علمی برساخته و زیست جهان به مثابه مبنای آن است. این بحران به معنای توقف پیشرفت علوم یا ناتوانی در خلق نظریات علمی نیست، بلکه بحرانی پنهان و بنیادین است که از سیطره عقلانیت علمی در تمام عرصه ها نشئت گرفته است. در اثر این غلبه، علوم نسبت خود را با زندگی، معنا و واقعیت های انسانی از دست داده و ماهیت انسانی خود را فراموش کرده اند، به گونه ای که غایت اصلی علوم (یعنی معنای آنها برای وجود انسانی) به محاق رفته است. رفع این بحران تنها از طریق تأسیس پدیدارشناسی استعلایی به مثابه علم متقن و بنیاد علوم که زیست جهان در مرکز آن قرار دارد، امکان پذیر است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی در پی ارائه شرح و بررسی روشن و نظام مند از این طرح فلسفی هوسرل است.
بررسی تحلیلی روش های امر به معروف و نهی از منکر توسط ابن الرضا امام جواد (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
69 - 90
حوزههای تخصصی:
امر به معروف و نهی از منکر به عنوان دو واجب مهم الهیِ مورد توجه پیامبران، امامان و صالحان، جایگاه ویژه ای نزد امام جواد (ع) داشت. هرچند دوران این امام همام در تاریخ تشیع، با توجه به شهادت امام رضا(ع)، قیام های علویان، نفوذ و گسترش جغرافیایی تشیع، قدرت روزافزون مأمون و جریان سازی جدید خلافت عباسی و در نتیجه استحکام بیشتر خلافت عباسیان، شرایط دشواری را تجربه کرد، اما امام جواد(ع) به تناسب شرایط و موقعیت های زمانی و مکانی، امر به معروف و مبارزه با منکرات مختلف سیاسی، اجتماعی و اخلاقی را دنبال کرد. حال سوال این است که امام جواد (ع) در اقامه این دو فریضه، چه روش هایی را به کار بردند؟ در پاسخ به این سوال، کلیه احادیث و همچنین گزارش های مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر در سیره امام جواد(ع) گردآوری و به صورت توصیفی - تحلیلی، روش شناسی شده است. سپس روایات گردآوری شده در بخش «شیوه های کاربست امر به معروف و نهی از منکر در سیره امام جواد(ع)» تجزیه و تحلیل شده است.
تحلیل نقادانه دیدگاه های کلامی شریف رضی درباره خداوند در کتاب تلخیص البیان عن مَجازات القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شریف رضی، ادیب و عالم نامدار شیعی در سده چهارم که بیشتر به جهت تدوین نهج البلاغه شهرت دارد، تفسیر بزرگی بر قرآن کریم با عنوان حقائق التأویل فی متشابه التنزیل دارد که گزیده ای از آن را در کتاب تلخیص البیان عن مَجازات القرآن به ودیعت نهاده است. از آنجا که او در علم کلام شاگرد قاضی عبدالجبّار همدانی بود و با آرای معتزله آشنایی کامل داشت، آیات موهم تشبیه، تجسیم و تجویر را بنا بر مشرب معتزلی تأویل می کرد. در این مقاله ضمن پی جویی دیدگاه های کلامی او درباره افعال و صفات خداوند، تلاش می کنیم با توجه به دیدگاه های رقیب، نظرات او را به خصوص درباره دامنه مَجاز در تفسیر آیات قرآن کریم در سنجه نقد قرار دهیم. بر این پایه مهم ترین مواردی که در عقل گرایی اعتزالی شریف رضی مغفول بوده و موجب افراط او در تأویل شده، عبارت اند از: امکان حمل بر استعاره تمثیلیه و تفسیر تمثیلی، تفسیر بر اساس حقیقت باطنی عالم، و تفسیر با توجه به روح معنا.
تقابل فلسفه اسلامی با حس گرایان در فلسفه تحلیلی با تآکید بر تمایز تجربه حسی از ادراک حسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
227 - 248
حوزههای تخصصی:
انسان از بعضی موجودات فیزیکی پیرامون خویش تأثیر می پذیرد. این تأثرات در درون انسان تجربه شده و به طور مستقیم و بدون نیاز به مفاهیم مورد ادراک قرار می گیرد. برخی حس گرایان در فلسفه تحلیلی همچون راسل این تأثرات را امور فیزیکی تلقی نموده ، لذا به این نتیجه رسیده اند که انسان می تواند بدون نیاز به عقل و مفاهیم عقلی دست کم از برخی از موجودات فیزیکی (تجارب حسی) آگاه گردد. از طرف دیگر در نگاه برخی دیگر از حس گرایان همچون پوزیتویست های منطقی، آگاهی مزبور پایه هر نوع آگاهی به عالم خارج است. از اینرو از یک طرف نقش عقل و مفاهیم عقلی (مفاهیم کلی) را در شناخت موجودات فیزیکی نفی می کنند و از طرف دیگر بر بی معنی بودن گزاره های متافیزیکی تأکید دارند؛ مطابق با این رویکرد باید روش برهانی در هستی شناسی فلسفی کنار گذارده شود و این وظیفه خطیر را تنها به علوم حسی واگذار نمود. در این مقاله برآنیم با روش توصیفی و تحلیلی ابتدا به ماهیت تجربه حسی و تمایز آن از ادراک حسی پرداخته و سپس با بیانی اجمالی اثبات نماییم که نه تنها تجارب حسی، فیزیکی نیستند بلکه اساسا آگاهی مستقیم به موجود فیزیکی امکان پذیر نمی باشد. اما مسئله اصلی این است که فارغ از مادی یا مجرد بودن تجربه حسی، با اتکا و اکتفا به این تجارب، بدون نیاز به عقل و مفاهیم و استدلال های ذهنی، حتی نمی توان به تحقق هیچ امر فیزیکی در وراء این تأثرات واقف گردید، چه رسد بخواهیم آنها را پایه آگاهی از هر نوع حقیقتی در عالم خارج تلقی نماییم.
موضع ماکیاولی در برابر دین: مواجه ای مبتنی بر واقعیت موثر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
163 - 176
حوزههای تخصصی:
مواجهه ماکیاولی با دین همچون مواجهه او با فلسفه سیاسی کلاسیک، طبیعیات کلاسیک و نگرش به تاریخ به سبک کلاسیک امری متفاوت و از منظری خاص است. به اعتقاد نگارنده این مقاله، ماکیاولی به دلیل آنکه نجات میهن و دوام دولت سیاسی را در رأس هرم نگاه خود به غایت سیاست قرار داده است و از غایات به زعم خود خیالی دوری کرده است، تمامی وجوه و ساختار اندیشه کلاسیک را در این جهان بینی و غایت جدید مورد بررسی و ترجمه قرار می دهد. ماکیاولی از یک طرف اهمیت دین را در تداوم دولت سیاسی( اعم از جمهوری و شهریاری) بسیار زیاد می داند و از طرف دیگر آن را همچون شمشیری دولبه موجب نفاق و شکست و تباهی یک دولت و جامعه معرفی می کند. در این مقاله نگارنده توضیح می دهد که چگونه ماکیاولی دین مسیحیت را در تقابل با دین رومیان مورد نقد قرار داده و چه راهکارهایی را برای تغییر صورتِ ماده تباه شده دین توسط دستگاه کلیسا پیشنهاد می کند. نکته مهم این است که صورت جدید پیشنهاد شده، سابق در بطن انجیل واقع شده بود و ماکیاولی با استفاده از آن از دین تعریفی در راستای تبدیل آن به ابزاری مدنی و سیاسی ارائه می کند که می تواند در برابر بخت در تعریف سیاسی و مذهبی روم باستان قرار گیرد و در واقع موضع گیری پیچیده خود را نسبت به مسیحیت نشان دهد.
Developing Political Theory: The State for Farabi vs. Hobbes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
61 - 75
حوزههای تخصصی:
According to Thomas Hobbes, public should and they normally accept what they find in place just because the alternative is destabilization and chaos. In this paper, I will argue that in Farabi’s theory the government actually would put its pace forward. As Farabi saw it, the state not only is the source of some benefits but also should be and is the source of human beings’ virtue and happiness. For Farabi, the first governor of the state resembles the heart in a body, or a physician in a city. Farabi’s utopia literally meaning ‘the excellent state’, consists of five levels. On the first level stands the philosopher or the prophet. The second level includes poets, music composers, writers and the likes of them. Farabi strongly believes in the power of imagination and that most people are under the influence of their imaginative faculty. This notion has an important outcome which influences his view on religion, prophet, and their relation with the public: images, in his view, are the most powerful means of influencing the public.
تعامل هستی شناختی و معرفت شناختی تجربه دینی و هنرهای قدسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
135 - 146
حوزههای تخصصی:
میان هنر قدسی و تجربه دینی، تعاملی دوسویه برقرار است؛ تجربه دینی، که همراه با ویژگی-هایی همچون حیرت و شگفتی، مجذوب شدگی، مقهوریت، شورمندی و طلب و اشتیاق است، بیش از آنکه ماهیتی عقلانی و مستدل داشته باشد، احساسی و بی واسطه است و تعبیر آن نیز، نه به زبان تعلیمی و خطابی، تعبیر احساسی و طبیعی حالت روحی است که مستقیماً از تجربه به تعبیر می رسد و توسط مخاطب/مخاطبان، فهم و تفسیر می گردد و هنر دینی یکی از انحاء این گونه تعبیر است. پژوهش حاضر، رابطه ای دوسویه را در این میان می یابد؛ هنرهای دینی، از حیث هستی شناختی خود وابسته به تجربه دینی هستند که در مرز میان تجارب دینی و مدلهای مفهومی آفریده می شوند و پرورش می یابند. از دیگر سوی، هنر، خود نیز در تحقق، فهم و تفسیر تجربه دینی موثر است و جایگاهی معرفت شناختی دارد که با ایجاد تجربه ای مشارکتی، ماهیت اثر هنری را از سطح ابژه فراتر می برد و آن را به امری فعال در فرایند فهم و تفسیر تجربه دینی دینداران تبدیل می کند. پژوهش حاضر، در صدد است با رویکردی پدیدارشناختی به مطالعه موردی و تطبیقی برخی هنرهای قدسی و تعامل آنها با آموزه ها و تجربیات دینی بپردازد.
رابطه ی ادراکات با خُلقیات از منظر صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
57 - 76
حوزههای تخصصی:
ادراکات و خُلقیات دو وجهِ شخصیت انسان هستند که از دیرباز بررسی نحوه ی ارتباطشان مورد توجه حکما بوده است. موضوع این پژوهش چگونگی ارتباط متقابل این دو از منظر صدرا است. صورت جوهری دانستن خُلقیات و وجودی شمردن ادراکات و اتحادش با نفس، از منظر صدرا، نشان می دهد که خُلقیات و ادراکات، ضمن تأثیرگذاری در حرکت جوهری اشتدادی نفس، در یکدیگر نیز اثرگذار هستند. دستاورد این تحقیق بیانگر تأثر متقابل میان آن ها است: اول، از وجه تأثیری که خُلقیات در قوای ادراکی می گذارند که مرتبه ی وجودی و صورت جوهری نفس به قوای ادراکی جهت می دهد و ظرفیتش را برای توجه به مادیات صرف یا عالم غیب مشخص می کند. دوم، از وجه تأثیری که قوای ادراکی در خُلقیات می گذارند که داده های حسی و خیالی، وهمی و عقلی، اگر در مسیر خاصی تکرار شوند، می توانند وضعیت نفس را در جهت آن مسیر تثبیت کنند و صورت خُلقی متناسب با آن داده ها را برای نفس شکل دهد. ارزیابی دیدگاه وی در قیاس با پیشینیان، با روش توصیفی و تحلیلی، ارتباط خُلقیات با ادراکات را در استکمال جوهریت نفس نشان می دهد که، به دلیل قائل شدن به تجرد مثالی، تأثرات این دو پس از مرگ نیز همراه انسان است.