فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
خط سیر داستانی نسخه های مصور شاهنامه که دارای مفهوم جامعه شناسانه است، در هر دوره ایی با توجه به دیدگاه اجتماعی متمایز و سبک شخصی هنرمندان مصور شده است. به این ترتیب، تحلیل و واکاوی ترکیب بندی و مفهوم بصری نقش مایه های این نگاره ها کمک شایانی به شناسایی سبک و ویژگی های جامعه شناختی نگارگری هر یک از هنرمندان می کند. در این نوشتار جهت محدود کردن حیطه پژوهشی نقش مایه رخش انتخاب شده و هدف این مقاله مطالعه تحلیلی ترکیب بندی و ساختار بصری نقش مایه رخش با تأکید بر نگاره های هفت خوان رستم و شناسایی دیدگاه اجتماعی و نحوه سبک پردازی هنرمندان در به تصویر کشیدن این نقش مایه است. پرسش های اصلی این است که شیوه ترکیب بندی، خطوط و رنگ بندی نقش مایه رخش در نگاره های هفت خوان رستم در شاهنامه طهماسبی چگونه کار شده و دارای چه شباهت و تفاوت هایی در دیدگاه اجتماعی هنرمندان این نگاره ها وجود دارد؟ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رخش در این نگاره ها به عنوان نقش اصلی، به لحاظ شکل و تزیین متفاوت بوده و دارای شباهت هایی می باشد و هنرمندان سعی در تلفیق این نقش مایه در بیان مضمون بصری هفت خوان رستم داشته اند. بنابراین، یافته ها دربردارنده جنبه نمادین بودن رخش در دیدگاه اجتماعی نگاه هنرمندان اشاره دارد و بیانگر ارتباطی مفهومی با ادبیات شاهنامه و دیگر عناصر تصویری در نگاره ها است.
Design of a Model for Performance Management based on Components of Talent Management
حوزههای تخصصی:
Purpose: Given the importance of performance management in improving organizational performance, the present study was conducted to design a model for performance management based on components of talent management. Methodology: This study was applied in terms of objective and mixed (qualitative and quantitative) in terms of research method. The population of qualitative study included literature on performance management based on the components of talent management during 2001-2021 and the population of quantitative study included managers and employees of the airports and air navigation of East Azerbaijan Province in 2021 (n=240). The sample size of qualitative study was n=30, and n=144 in quantitative study, who were selected as according to the table of Karjesi and Morgan by simple random sampling method. The tool of qualitative study was note-taking of the researches; and a 90-item researcher-made questionnaire in quantitative study, whose validity and reliability were appropriate. The qualitative study data were analyzed by coding method and MAXQDA; and quantitative study data were analyzed by exploratory factor analysis (EFA) and structural equation modeling using SPSS and LISREL. Findings: The results of qualitative study showed that for performance management based on components of talent management, 158 indicators and 71 components were identified in 6 categories, including talent sourcing, talent retention, talent development, creativity and innovation, performance development and professional competencies. Also, the results of quantitative study showed that the factor load of all 6 categories and 90 items was higher than 0.50 and the reliability of all categories was calculated higher than 0.90 by Cronbach's alpha. In addition, the performance management model based on components of talent management had a good fit and this model had a direct significant effect on all six categories (P<0.001). Conclusion: The performance management model based on the talent management components designed in the present study had a good validity. Therefore, to improve performance management, it is possible to provide the basis for improving the components of talent management.
سناریوی چندجانبه چالش های زنان خانه دار در دوره شیوع کروناویروس (مطالعه زنان خانه دار بالای 20 سال شهر بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی و سوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
101 - 124
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفیِ نظریه مبنایی، فرآیند تغییر نقش «خانه دار» را در دوران شیوع بیماری کرونا بررسی کرده است. جامعه مطالعه شده، زنان خانه دار بالای 20 سالِ شهر بروجرد است. نمونه گیری هدفمند و گردآوری داده ها به روش مصاحبه عمیق است که تا زمان اشباع نظری ادامه یافته است؛ به طوری که از میان 30 مصاحبه انجام شده، 22 مصاحبه کدگذاری و تحلیل شده است. اعتبار با استفاده از نظر اساتید است؛ همچنین شیوه «اعتبار اعضا» (تأیید نتایج تحقیق توسط مشارکت کنندگان) و پایایی با محاسبه توافق درون موضوعی (88٪) به دست آمده است. یافته های حاصل از سه مرحله کدگذاری نشان می دهد که پدیده «چندگانگی نقش فزاینده» بر اثر شرایط علّی (مکانیزم های پیشگیری، مراقبت، همیاری، آموزش، درمان، دورکاری و تحصیل) ظهور یافته است که کنشگران در مواجهه با آن، راهبرد تغییر نقش خانه دار (خانه کار، خانه بار، خانه یار) را تحت تأثیر شرایط زمینه ای (ویژگی های جمعیت شناختی، نرخ شیوع بیماری کرونا) و شرایط مداخله گر (ویژگی های روان شناختی، جامعه پذیری جنسیتی، مهارت سایبری، حمایت اجتماعی، حمایت دولتی) اتخاذ کرده اند که بسته به نوع آن، توانمندی یا ناتوانی جنسیتی را در پی داشته است؛ بنابراین شیوع بیماری کرونا نقش خانه دار را متحول کرده است و مؤلفه جنسیت اهمیت بسزایی در این فرآیند تحول دارد.
Identifying and Analyzing the Dimensions and Components of Strategic Decision-Making for the Managers of Education Regions of Tehran City(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Strategic decision-making plays an important role in organizational functions and its effectiveness. As a result, the aim of this study was to identifying and analyzing the dimensions and components of strategic decision-making for the managers of education regions. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was mixed (qualitative and quantitative). The research population were experts in the field of educational management and human resources management and managers of educational regions of Tehran city in 2021 year, which according to the principle of theoretical saturation number of 14 people of them were selected as a sample with using the purposeful sampling method. The research tool was a semi-structured interview that lasted 75 to 120 minutes, and their validity was confirmed by the triangulation method and their reliability was obtained by the agreement coefficient method between two coders 0.88. The data were analyzed by methods of thematic analysis and DIMTEL technique. Findings: The findings of the qualitative part showed that strategic decision-making for managers of education regions has 98 indicators, 23 components and 10 dimensions were include moral intelligence, individual skills, knowledge of organizational processes, cultural and value skills, knowledge of financial resources, power of change and transformation, knowledge and technology management, human resource management, intelligent planning and training. Also, the findings of the quantitative part showed that the dimensions of human resource management, intelligent planning, cultural and value skills, knowledge of financial resources, knowledge and technology management and training had more effective and the dimensions of knowledge of organizational processes, moral intelligence, individual skills and power of change and transformation had more influence. Conclusion: The findings of this study have practical implications for specialists and planners of educational systems, especially in the education system, and they based on the results of the present study, can take an effective step towards strategic decision-making.
آسیب پذیری زنان سرپرست خانوار و دلالت های سیاست گذاری آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
313 - 338
اهمیت زنان سرپرست خانوار در تامین نیازهای اصلی اعضای خانوار از یک سو و محدودیت هایی که در بیشتر زمینه های اجتماعی-اقتصادی با آن رو به رو هستند، توجه به مسائل زنان سرپرست خانوار را در اغلب جوامع از جمله کشور ما ضروری کرده است. هدف این مطالعه استفاده از روش مرور نظام مند جهت بررسی و ارزیابی پیشنهادات سیاستی است که در ایران برای زنان سرپرست خانوار مطرح شده است. در مجموع 296 مقاله و 5 گزارش شناسایی شدند. در مرحله بازبینی و واجد شرایط بودن، تعداد کل متون انتخاب شده 79 متن در نظر گرفته شد که از این تعداد 62 مطالعه از روش کمی و 17 مطالعه از روش کیفی استفاده کرده اند. بر مبنای مطالعاتی که پیشنهادات سیاستی مطرح کرده بودند، ویژگی های زنان سرپرست خانوار، محورهای آسیب پذیری، ارزیابی سیاست گذاری ها و پیشنهادات مشخص شدند. یافته ها نشان داد که پیشنهادات سیاستی بیشتر براساس مشخصه های کم سوادی، غیر شاغل بودن و قرار داشتن در سنین میانسالی مطرح شده اند. بر مبنای محورهای آسیب پذیری، زنان سرپرست خانوار در بسیاری از موارد بیش از آن که از نظر مادی آسیب پذیر باشند، از نظر روانی و اجتماعی آسیب پذیر هستند. ارزیابی سیاست گذاری ها برای زنان سرپرست خانوار نشان داد که بیشترین مداخلات برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار معطوف به حوزه اقتصادی بوده است و عمدتاً در قالب پرداخت های مالی دنبال شده اند و به سایر جنبه های توانمندسازی زنان توجه کافی نکرده اند در حالی که توانمندسازی زنان سرپرست خانوار هنگامی به موفقیت مورد انتظار دست می یابد که به طور همزمان به سلامت روانی و بهبود جایگاه اجتماعی و اقتصادی آن ها توجه کند.
واکاوی معنایی کودک کار از دیدگاه کارشناسان اجتماعی در کلان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
339 - 368
پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه کارشناسان ذی ربط و مواجهه آن ها با کودکان کار در شهر شیراز پرداخته است و در آن از روش تحقیق نظریه زمینه ای استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه عمیق به دست آمده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از سه نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. از فرایند کدگذاری، ده مقوله محوری و یک مقوله هسته استخراج گردید. مقوله هسته تحت عنوان «بخشی نگری و انفعال نهادی» تدوین گردید. نتایج این پژوهش نشان داد شرایط علی مثل «ناسازوارگی و آشفتگی نهادی و مدیریتی»، «تنوع چشم انداز به پدیده کودک کار و سازمان های مردم نهاد» و «بی تفاوتی نسبت به کودک کار» موجب بروز و ظهور این پدیده شده است. از جمله شرایط مداخله گر می توان به «بازنمایی منفی و فعالیت های متعارض رسانه ای»، «بازدارندگی برخی از قواعد و قوانین داخلی و بین المللی» و «کودک کار اتباع و مشکل شناسایی و هویتی» اشاره کرد. پدیده کودک کار در شرایط و بستر ویژه و خاصی قرار دارد که از جمله این شرایط و بستر می توان به «فشار خانوادگی و شروع فرایند کار در کودکی»، «کودک کار به مثابه صنعت درآمدزا»، «کودک کار به سان منبع تأمین نیاز مالی خانواده» و «مهاجرپذیر بودن شیراز» اشاره کرد. نوع مواجهه با کودک کار موجب بروز پیامدهایی چون «افزایش بی رویه کودکان کار اتباع»، «عدم مهار و کنترل مسئله کودکان کار»، «عدم ساماندهی و حمایت اجتماعی مطلوب کودکان کار»، «ناشناس بودن کودکان کار» و «ترغیب و تشویق اتباع» برای مهاجرت به شیراز شده است. نتیجه این که ناهماهنگی های بین بخشی و بی توجهی به ضرورت های فعالیت نهادین، زمینه ساز گسترش پدیده کودک کار می شود.
مسئله اجتماعی همسرآزاری و مدلیابی راهکار تاب آوری خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
173 - 189
همسرآزاری یک مسئله مهم اجتماعی و شایعترین شکل خشونت در خانواده می باشد؛ لذا یافتن راهکاری که تاب آوری نظام خانواده را در شرایط خشونت آمیز ارتقا دهد، با پیشگیری از ایجاد و افزایش این بحران، موجب تداوم خانواده، بقای جامعه و انسجام فرهنگی- اجتماعی می شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر، مدلیابی تاب آوری خانواده به عنوان راهکاری در حل مسئله اجتماعی همسرآزاری، براساس بررسی دو عامل زمینه ساز اقتدار شخصی در نظام خانواده و باورهای ارتباطی ناکارآمد بود. ای ن مطالع ه، توصیف ی- همبس تگی با تکیه بر مدلیابی معادلات ساختاری بود که در آن تعداد 250 نفر از زنان قربانی همسرآزاری مراجع ه کنن ده ب ه دوایرمددکاری اجتماعی کلانتریهای شهرته ران در س ال 140۰ با روش هدفمند، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری خانواده سیکسبی(۲۰۰۵)، اقتدارشخصی در سیستم خانواده ویلیامسون، مالون و بری(۱۹۸۴) و باورهای ارتباطی ایدلسون و اپستین(۱۹۸۱) استفاده شد. مدل فرضی با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای spss18 وAmos23 تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین مولفه های اقتدارشخصی)۰٫۲۷۶β=،۰٫۰۰۱p=) و باورهای ارتباطی ناکارآمد)۰٫۲۵۵β=-،۰٫۰۰۰p=) با تاب آوری خانواده رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. شاخص های نکویی از الگوی پژوهش با داده های گردآوری شده حمایت کردند. مدل ساختاری نیز از برازش مطلوب برخوردار و شاخص های برازش معناداری را نشان دادند. نتیجه گرفته می شود، تقویت اقتدارشخصی و شناخت باورهای ارتباطی ناکارآمد، بدلیل افزایش سطح آگاهی و توانمندسازی زنان قربانی همسرآزاری، تاب آوری خانواده را بالابرده و با پیشگیری از این آسیب اجتماعی و سازگاری سیستم خانواده در بحرانها، نهایتاَ در افزایش رفاه اجتماعی موثر خواهد بود.
Investigating the Inefficiency Causes of Educational Institution in the Field of Knowledge Transfer(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the role and importance of knowledge and its transfer in education, the purpose of this research was to investigating the inefficiency causes of education in the field of knowledge transfer. Methodology: This study in terms of purpose was from type of applied and in terms of implementation method was from type of qualitative. The research population was education specialists, principals, teachers, parents and high school students of Iran in the 2019-20 academic years. The sample size was considered 20 people which from each of the five group number of 4 people were selected as a sample by available sampling method. The research tool was a semi-structured interview whose validity was confirmed by the triangulation method and its reliability was obtained by the agreement coefficient method between the two coders 0.87. Data were analyzed by open, axial and selective coding method in MAXQDA software. Findings: The results showed that the inefficiency causes of educational institution in the field of knowledge transfer had 184 open codes or indicator, 16 axial codes or component and 7 selected codes or categorical. The category of objective had two components of human education and training, the category of teacher had four components of material and spiritual rights, selection, moral commitment and professional commitment, the category of student had two components of motivation and learning, the category of curriculum had two components of content and curriculum and settings, categories of educational methods had two components of teaching methods and teaching aids equipment, the category of educational environment had two components of educational space and secondary education space and the student's psychological category had two components of family and social status. Finally, based on them a pattern of inefficiency causes of education in the field of knowledge transfer was designed. Conclusion: According to the identified indicators, components and categories for the inefficiency causes of education in the field of knowledge transfer, planning is necessary to reduce the inefficiency of the mentioned institution in the field of knowledge transfer.
انسان آزمایشگاهی و مخدوش سازی خانواده ژنتیکی با تأکید بر نگاه چالشی فوکویاما به فن آوری زیستی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناباروری، یکی از مشکلاتی است که در جامعه انسانی از گذشته تا به امروز وجود داشته؛ اما همراه با پیشرفت جامعه و صنعتی شدن مخاطر های آن نیز افزون گردیده است. این معضل به وسیله فن آوری زیستی جدید، راه حل هایی به ارمغان آورده است، اما به موازات آن چالش هایی ایجاد کرده که نادیده گرفتن و گذر از آن قادر است فجایع اجتماعی و اخلاقی خوف ناکی ببار آورد. مسائلی که ژرفای آن از قلم اندیشمندی چون «فوکویاما» نهیبی بر آینده سرشت انسانی است. فوکویاما چنین چالش هایی را ورای جوامع به شکل ریشه ای، معطوف به هویت انسانی ارزیابی می کند، اما واقعیت آن است که چنین فن آوری هایی، بیش از آن که معضلات انفجارگونه آن در عرصه جهانی نمایان شود؛ در هر جامعه، حفره های فرهنگی و اجتماعی متعددی ایجاد خواهد کرد. در پژوهش حاضر، ضمن تکیه بر دیدگاه فوکویاما و بحث و بررسی نظریه او، با نگاهی بومی، مسأله بازبینی و حلاجی شده است. مباحث گویای آن است که با توجه به بسترهای فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی و هم چنین فقدان نظارت در عرصه تبادلی و نیز عدم شفافیت در زمینه حقوقی، به کارگیری این فن آوری در ایران با چالش های نوظهوری مواجه گردیده است که ضرورت توجه ویژه محققین و صاحب نظران علوم اجتماعی و رفتاری را دو چندان می سازد.
تبیین جامعه شناختی خشونت زنان علیه مردان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیدگاه عمومی نسبت به خشونت خانوادگی، معمولاً خشونت توسط مردان علیه زنان یا سایر اعضای خانواده است اما گزارش ها در این زمینه مبیّن آن است که گاه مردان قربانی خشونت زنان می شوند. هدف اصلی این پژوهش تبیین جامعه شناختی خشونت زنان علیه مردان است. این پژوهش به شکل کیفی انجام شده و با روش گرندد تئوری داده ها مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه مورد مطالعه شامل مردان متأهل خشونت دیده شهر تهران است. شیوه انتخاب نمونه ها هدفمند بوده و حجم نمونه نیز طی پژوهش پس از مصاحبه دهم به اشباع رسید. تحلیل ها به وسیله سه نوع کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شده است. یافته های تحقیق عبارت اند از: شرایط زمینه ای اثرگذار بر خشونت زنان علیه مردان شامل: 1- مسائل فرهنگی، 2- مسائل اجتماعی، 3- مسائل مالی، 4- شرایط شغلی و سازمانی، 5- مشکلات روحی و روانی در خانواده، 6- سابقه اعتیاد در خانواده، 7- آشنایی با مهارت های زندگی؛ عوامل مداخله گر اثرگذار بر راهبرد خشونت زنان علیه مردان شامل: 1- تفاوت شخصیتی، 2- تفاوت فرهنگی، 3- تفاوت سنی، 4- تفاوت مسائل مالی، 5- تفاوت در نوع نیاز، 6- باورهای زناشویی، 7- باورهای جنسیتی؛ شرایط علّى اثرگذار بر خشونت زنان علیه مردان شامل: 1- روابط گسسته، 2- روابط درهم تنیده، 3- تجربیات نامناسب خانوادگی، 4- عوامل شغلی- سازمانی، 5- مشکلات ارتباطی در شغل، 6- عوامل اجتماعی، 7- عوامل فرهنگی؛ راهبردهای کنش و کنش متقابل عبارت اند از: 1- رفتارهای ارتباطی ناسالم 2-الگوی تعاملی تلافی جویانه 3- کمبود عشق و صمیمیت؛ پیامدها عبارت اند از: 1-آسیب های روانی 2- قدرت نداشتن مرد در خانواده 3- جدایی 4- رفتارهای پرخطر 5- آسیب دیدن فرزندان 6- تضعیف بنیان خانواده 7- نداشتن مدیریت مالی خانوار؛ نتایج تحقیق نشان دهنده وجود خشونت علیه مردان در خانواده است و تبعات این نوع از خشونت باعث تضعیف نهاد خانواده می شود.
رابطه بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروندی سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی مشهد بوده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ر`وش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. تعداد 248 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی مشهد که در سال 97-1396 مشغول به فعالیت هستند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه حمایت سازمانی آیزنبرگر و همکاران، پرسشنامه خودکارآمدی شغلی شرر و همکاران، پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی پادساکف و همکاران استفاده شده است. روایی محتوایی و صوری آن توسط صاحب نظران و متخصصان مربوطه مورد تأیید قرار گرفته است. با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، اعتبار پرسشنامه حمایت سازمانی 84/0، پرسشنامه خودکارآمدی 74/0 و پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی 81/0 محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی در نرم افزار SPSS صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان رابطه وجود دارد. از بین مولفه های حمایت سازمانی، فقط مولفه ی ارزیابی با رفتار شهروندی سازمانی ارتباط دارد. همچنین تمامی مولفه های خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروندی سازمانی ارتباط دارند. علاوه بر این، مولفه ی ارزیابی با میزان بتا 177/0 ، بیشترین سهم را در پیش بینی عملکرد رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارا می باشد. همچنین مولفه ی مقاومت در برابر موانع با میزان بتا 213/0 ، بیشترین سهم را در پیش بینی عملکرد رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارا می باشد.
ادراکات اعتباری به مثابه خوانشی غیر یوروسنتریک در بستر جامعه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کسب معرفت توسط انسان از سه راه عقل، حس و قلب حاصل می شود و هر کدام کارکردی ویژه دارند. یکی از مفاهیم مهم در بررسی سیر شکل گیری ادراکات در انسان، ادراکات اعتباری، چگونگی شکل گیری آن ها و جایگاه آن ها در تقسیم-بندی انحاء معقولات و جایگاه آن ها در تحلیل و بازسازی نظریه اجتماعی است. روابط انسان ها با یکدیگر و رابطه انسان با محیط پیرامون خود در محدوده مفاهیم اعتباری قرار می گیرند، لذا شناخت دقیق اعتباریات، نحوه بازسازی و جایگاه آن ها در تفکر علامه طباطبایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این پژوهش به تحلیل بازسازی ادراکات اعتباری در تفکر علامه طباطبایی با روش تحلیلی توصیفی پرداخته می شود که می توان بر اساس آن نظامات اخلاقی و اجتماعی را شکل داد. ابتدا سیر ادراکات از حس تا اعتباریات در انسان تحلیل می شود، سپس به معرفی انواع معقولات در انسان و سپس به مساله ادراکات اعتباری در اندیشه علامه طباطبایی و چگونگی بازسازی آن در تفکر علامه در چارچوب نظریه اجتماعی پرداخته خواهد شد.
تحلیل عناصر هویت فرهنگی فردی- زمینه ای در تکوین و پایداری هویت قوم ترک های آذربایجان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر تحلیل عناصر هویت فرهنگی فردی- زمینه ای در تکوین و پایداری هویت قوم ترک های آذربایجان ایرانی است. روش تحقیق به صورت کیفی و مصاحبه با 22 نفر از خبرگان ترک های آذربایجان ایرانی ساکن در شهر تهران و مراکز استان های ترک زبان به روش گلوله برفی در سال 1399 صورت پذیرفت. جهت اعتبارسنجی مضامین مصاحبه ها؛ دو مرحله متوالی از نظرسنجی با خبرگان استفاده شد. بر اساس روش «تحلیل مضمون» حاصل از مصاحبه ؛ از بین144 مضمون، 74 کد طبقه بندی شده، 12 مضمون فرعی و چهار مضمون اصلی شناسایی شد. این چهار مضمون شامل1. جغرافیا 2. زبان 3. نگرش فردی 4. ویژگیهای زیستی هستند که شاخص های آنها به عنوان عناصر هویت فرهنگی فردی-زمینه ای در تکوین و پایداری هویت قوم ترک های آذربایجان ایرانی شناسایی شدند. در نتیجه عناصر شناسایی شده، عمده ترین ویژگیهای تکوین هویت قوم ترک های آذربایجان ایرانی بوده و تداوم و همزمانی آنها منجر به پایداری هویت قوم ترک های آذربایجان ایرانی گشته است.
رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری و طرد اجتماعی؛ روایت زدودن بدن و فقر از شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
3 - 25
حوزههای تخصصی:
جریان اصلی جامعه شناسی، صورتبندی انتقادی از مساله طردشدگان شهری ندارد؛ نگاهی آسیب شناختی به فقرای شهری و نظرگاهی هنجاری و پزشکی به «بدن» اتخاذ می کند. خوانش انتقادی اما، با تمرکز بر سیاستگذاری های اجتماعی شهریِ موجد طرد گروه های اجتماعی، صورتبندی جدیدی از مساله شهری و طردشدگان از شهر را امکانپذیر می کند که همزمان، خشم اخلاقی فروخفته ی طردشدگان، رسمیت می یابد و مکانیسم های برسازنده ی معیارِ «بدن غیرمعلول» را هویدا می سازد و اینکه چگونه «بدن» های غیرهمخوان با این هنجار و توامان فقرای شهری نیز، از دستورکار سیاستگذاری شهری حذف می شوند. از این رو، طردشدگان از شهر با وجود بازدارنده های محیطی و اجتماعی-اقتصادی موجود، به کنشگرانی عاصی و خشمگین بدل می شوند که نوعی هرمنوتیک ویرانگر را در قبال حیات شهری می پرورانند.
روش تحقیق کیفی است و با مصاحبه، مشاهده، اقتباس از پژوهش های پیشین، تجربه زیسته پژوهشگر با فرودستان شهری و برداشت از رمان صورت گرفته است. سازماندهی داده ها در قالب روایت هایی از جنس «رمان اجتماعی» و بازسازی جامعه شناختیِ داده هاست و به منظور تحصیل عینیت روایت ها، نظرات افراد درگیر وضعیت های مشابهِ توصیف شده در روایت و یا پژوهشگران این حوزه، گرفته شده و بازخوردها نیز در روایت نهایی، آمده است. نکته آخر، شهر برای طبقات برخوردار جامعه و بدن های نا معلول ساخته می شود و طردشدگان شهری متناسب با موقعیت هرمنوتیک فرودستی که در حیات شهری بدانها تخصیص داده شده، عموماً از خلال کردارهای روزمره و بواسطه ی حضور در فضاهای شهری، با بازدارنده های متنوعی روبرو می شوند و شهر و مواهب زندگی شهری برایشان، «دست نیافتنی تر» شده و موجد خشمی اخلاقی از جامعه و اتخاذ هرمنوتیک ویرانگر توسط آنها، خواهد شد.
تدوین الگوی رهبری مبتنی بر ارزش بر اساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش وبرنامه درسی ملی در آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
166 - 177
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت سندهای تحول بنیادین و برنامه درسی ملی در برنامه های آموزش وپرورش، پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی رهبری مبتنی بر ارزش بر اساس سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی در آموزش وپرورش ایران انجام شد.روش شناسی: این مطالعه کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش دو سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی در آموزش وپرورش ایران بودند که تمام جمله ها و پاراگراف ها آنها به روش سرشماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مرور کامل هر دو سند مذکور و ثبت جمله ها و پاراگراف های مرتبط با رهبری مبتنی بر ارزش استفاده شد که روایی محتوایی با نظر 15 نفر از خبرگان و متخصصان تایید و پایایی آنها از طریق ضریب توافق بین دو کدگذار 77/0 بدست آمد. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که سند تحول بنیادین دارای 227 شاخص در دو مقوله فرایندها و رسالت ها بود؛ به طوری که مقوله فرایندها شامل دو زیرمقوله فرایندهای ساختاری رهبری (با سه مفهوم راهبردهای سازمان محور، راهبردهای خانواده محور و راهبردهای مدرسه محور) و فرایندهای محتوایی رهبری (با یک مفهوم راهبردهای تربیت محور) و مقوله رسالت ها شامل چهار زیرمقوله رسالت هایی درباره معلمان، دانش آموزان و فرهنگیان، فضاهای تربیتی، ساحت های ارزشی- تربیتی و ساحت های فرهنگ و تمدن اسلامی- ایرانی بودند. دیگر یافته ها نشان داد که سند برنامه درسی ملی دارای 322 شاخص در چهار مقوله اصول، راهبردها، عناصر و شاخص ها بود؛ به طوری که مقوله اصول شامل سه زیرمقوله ارزش های حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی، ارزش های حاکم بر انتخاب راهبردهای یاددهی و یادگیری و ارزش های ناظر بر برنامه های درسی و تربیتی، مقوله راهبردها شامل دو زیرمقوله راهبردهای تولید و اجرای برنامه ها و راهبرد مرکزی فطرت گرایی توحیدی، مقوله عناصر شامل پنج زیرمقوله تعقل، ایمان، علم، عمل و اخلاق و مقوله شاخص ها شامل شش زیرمقوله ارزش های دینی و ملی تربیت نسل، ارزش های اخلاقی تربیت نسل، برنامه های ارزشی تربیت نسل، الگوی هدف گذاری در تربیت نسل، اهداف کلی برنامه های درسی و تربیتی در تربیت نسل ارزشی و تحقق اهداف برنامه درسی و تربیتی در تربیت نسل ارزشی بودند. در نهایت، الگوی رهبری مبتنی بر ارزش بر اساس هر دو سند سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی ترسیم شد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به دو الگوی رهبری مبتنی بر ارزش طبق سندهای تحول بنیادین و برنامه درسی ملی، متخصصان و برنامه ریزان آموزش وپرورش می توانند از آنها بهره برداری کنند که برای این منظور بهبود مقوله ها و زیرمقوله ها ضروری است.
شناسایی چالش ها و شاخص های موثر در نگرش های کارآفرینی در محتوای کتب درسی ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
113 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف: نگرش های کارآفرینی در محتوای کتب درسی ابتدایی نقش مهمی در بهبود نگرش های کارآفرینانه دانش آموزان دارد. در نتیجه، هدف این پژوهش شناسایی چالش ها و شاخص های موثر در نگرش های کارآفرینی در محتوای کتب درسی ابتدایی بود.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر زمانی مقطعی، از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا پیمایشی از نوع تحلیلی بود. جامعه پژوهش همه معلمان ابتدایی شهر تکاب در سال تحصیلی 400-1399 به تعداد 362 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 127 نفر از آنها با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر اساس جنسیت انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته چالش ها و شاخص های موثر در نگرش های کارآفرینی در محتوای کتب درسی ابتدایی بود که روایی آن با نظر خبرگان دانشگاهی تایید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ برای چالش های موثر در نگرش های کارآفرینی 83/0 و برای شاخص های موثر در نگرش های کارآفرینی 92/0 بدست آمد. داده ها با روش تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد که چالش های موثر در نگرش های کارآفرینی در محتوای کتب درسی ابتدایی شامل هشت عامل بی توجهی به کارآفرینی، تئوری پردازی مفاهیم، عدم آموزش، اختیاری کردن فعالیت ها، کمبود فضا و بستر آموزشی، عدم حمایت مسئولین، عدم ارزشیابی و عدم مهارت معلمان بود و این عوامل توانستند 54/90 درصد از واریانس چالش های موثر در نگرش های کارآفرینی را تبیین کنند. همچنین، شاخص های موثر در نگرش های کارآفرینی در محتوای کتب درسی ابتدایی شامل هفت عامل خودکارآمدی، مشارکت و تعامل، استعدادیابی، عملیاتی سازی و کسب مهارت، بسترسازی و ایجاد فرصت، میل و اعتماد به موفقیت و انعطاف پذیری مسئولین بود و این عوامل توانستند 20/93 درصد از واریانس شاخص های موثر در نگرش های کارآفرینی را تبیین کنند.
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده هشت چالش موثر و هفت شاخص موثر در نگرش های کارآفرینانه در محتوای کتب درسی ابتدایی بود. بنابراین، متخصصان و برنامه ریزان درسی با توجه به آنها می توانند گام موثری در جهت بهبود نگرش های کارآفرینانه در محتوای کتب درسی بردارند.
برساخت موسیقی قومی ایران در مجلات فرهنگی-هنری (1400 -1360)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسیقی قومی، پس از تحولات فرهنگی برآمده از انقلاب، مورد توجه هنرمندان و پژوهشگران قرار گرفت. مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که در مجلات فرهنگی- هنری پس از انقلاب(1400 -1360)، چه برساختی از موسیقی قومی صورت گرفته است؟ هدف مقاله، تبیین چگونگی برساخت موسیقی قومی و چارچوب بندی مطالعات قوم موسیقی شناسی، توسط نویسندگان و پژوهشگران هنری در مجلات این عرصه است. به دلیل این که مجلات تخصصی فرهنگی- هنری، نمایای رویکرد فکری به این موضوع هستند، این مقاله با تحلیل مضامین برساخته در این مجلات، نشان داده است که دیدگاه پژوهشگران به موسیقی اقوام ایرانی، ذیل چه جریانهای اندیشه ای جای می گیرد. تحقیق در این مقاله، متکی بر روش تحلیل مضمون است. نمونه تحقیق را 10 مجله فرهنگی- هنری و یا تخصصی موسیقی شامل «فصلنامه هنر، گلستانه، سوره، ادبستان فرهنگ و هنر، عصر آدینه، مقام، آدینه، دنیای سخن، کلک، ماهور» تشکیل می دهند که به هنر موسیقی توجه نشان داده یا بر آن متمرکز بو ده اند. یافته ها نشان داد که موسیقی قومی در این مجلات ذیل 3. چارچوب، صورت بندی و برساخته شده است: 1. چارچوب معاصریت موسیقی غربی و غیبت یا طرد موسیقی قومی؛ 2. چارچوب اصالت موسیقی قومی با رویکردهای دینی و عرفانی؛ و 3. چارچوب اصالت موسیقی قومی و بازشناخت آن با مطالعات قوم موسیقی شناختی.
سنخ شناسی الگوهای روسپیگری در مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روسپی ها در سراسر جهان براساس ویژگی های مختلف، طبقه بندی می شوند. این طبقه بندی کمک می کند تا شناخت بهتری از وضعیت روسپیان در هر جامعه ای به وجود آید. این پژوهش با هدف کشف، شناسایی و توصیف دقیق از الگوهای روسپیگری در مشهد انجام شده است که با رویکرد کیفی و با روش نمونه ایده آل وبری، به گونه شناسی و تیپ بندی روسپیگری اقدام شد. برای این مهم، مصاحبه های عمیقی با روسپیان انجام و زیست آنها واکاوی شد و از خلال شباهت ها و تفاوت ها در برخی مؤلفه ها، سعی شد تا تیپ های روسپیگری نمایان شود. مورد مطالعه، تمامی زنان روسپی شهر مشهدند که با توجه به اصول حاکم بر روش نمونه گیری در پژوهش های کیفی، تعدادی از آنان به صورت هدفمند و با بیشترین تفاوت انتخاب شدند و از آنها مصاحبه شد. فرایند مصاحبه تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه داشت و درنهایت با 27 نفر مصاحبه شد. الگوهای به دست آمده در این مطالعه، شامل روسپیان بی خانمان، پاتوق ها، خیابانی، صیغه ای، وابسته به خاله یا دایی، مستقل، تک پر، شبکه ای و شوگری اند.
واکاوی ذهنیت کنشگران نسبت به فناوری اطلاعات در نظام مالیاتی (با رویکرد نظریه ساخت یابی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح تحول نظام مالیاتی از طرح های محوری اقتصادی است که در اجرای برنامه سوم توسعه، با تأکید بر ایجاد نرم افزار یکپارچه مالیاتی و پایگاه های اطلاعاتی مرتبط با آن تعریف شد. تفصیل اجرای این طرح، ابهام درباره آثار آن و تعارض منافع گروه های دخیل در تغییرات فناورانه، موجب شکل گیری ذهنیاتی متفاوت در کنشگران نظام مالیاتی شده و مقاومت هایی را در برابر تغییرات ایجاد کرده است. شناخت ذهنیات کنشگران، تعارض ها و همسویی احتمالی، طراحی و اجرای برنامه های فناورانه را تسهیل می کند. در مقاله حاضر ذهنیات سیاستگذاران نظام مالیاتی، مؤدیان و مأموران مالیاتی به عنوان کنشگران دخیل در استقرار سامانه های مالیاتی، درباره تغییرات فناورانه در چارچوب نظریه ساخت یابی بررسی شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه عمیق و متون خبری و برای تحلیل داده ها از شیوه روایت پژوهی استفاده شد. با توجه به ذهنیات کنشگران، ساختار، بر فناوری اطلاعات، اثر گذاشته است و در مقابل، تحت تأثیر ویژگی های فناوری قرار می گیرد. از سوی دیگر، تغییرات فناوری، ادراک کنشگران را از کیفیت رسیدگی ها و خدمات مالیاتی شکل می دهد و پیامدهایی چون تمکین در مقابل تصمیم های سازمان مالیاتی یا تعارض و مقاومت از سوی مؤدیان و مأموران مالیاتی را در پی دارد.
تدوین و مدل یابی معادلات ساختاری بی حوصلگی دانش آموزان بر اساس نظریه های ضمنی هوش، معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی مدل یابی معادلات ساختاری بی حوصلگی دانش آموزان بر اساس نظریه های ضمنی هوش، معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده بود.
روش شناسی: مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بودند که تعداد 400 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل خرده مقیاس بی حوصلگی نسبت به کلاس در پرسشنامه هیجان پیشرفت (Pekrun et al, 2002)، خرده مقیاس باور ذاتی هوش در مقیاس نظریه های ضمنی هوش (Abd-El-Fattah & Yates, 2006)، پرسشنامه معنای زندگی (Steger et al, 2006) و مقیاس حمایت از خودمختاری ادراک شده (Williams & Deci, 1996) بودند. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل بی حوصلگی دانش آموزان بر اساس باور ذاتی هوش، معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده دارای برازش مناسبی بود. یافته های دیگر نشان داد که باور ذاتی هوش بر بی حوصلگی دانش آموزان اثر مثبت و مستقیم و معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده بر بی حوصلگی دانش آموزان اثر منفی و مستقیم داشت (01/0>P).
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده اثر مستقیم باور ذاتی هوش، معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده بر بی حوصلگی دانش آموزان بود. بنابراین، جهت کاهش بی حوصلگی دانش آموزان می توان برنامه هایی جهت کاهش باور ذاتی هوش و افزایش معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده طراحی و اجرا کرد