فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
143 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، مدل یابی عوامل اثرگذار بر حسادت سازما نی در کارکنان دانشگاه فرهنگیان بود.
روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، جزء تحقیقات کاربردی بود. و از نظر شیوه اجرا، از رویکرد آمیخته اکتشافی متوالی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی، متخصصان و صاحبنظران حوزه علوم تربیتی و مدیریت رفتار سازمانی دانشگاه فرهنگیان استان های شمال غرب کشور در سال 99- 1398 بودند. نمونه پژوهش بر اساس اصل اشباع نظری، به تعداد 24 نفر و با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری کلیه کارکنان و اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در استان های شمال غرب کشور در سال99- 98، به تعداد 287 نفر بودندکه با استفاده از فرمول کوکران تعداد 130 نفر، به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتساب بهینه و بر اساس مدرک تحصیلی و جنسیت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند، ابزار مورد استفاده در مرحله کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و در بخش کمی، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. روایی یافته های پژوهش در بخش کیفی با استفاده از روش های بازبینی توسط اعضا، بررسی همکار، مشارکتی بودن پژوهش تضمین گردید. همچنین به منظور سنجش پایایی کدگذاری های انجام شده، از دو روش پایایی بازآزمون ( شاخص ثبات ) و روش توافق درون موضوعی استفاده گردیدکه نتایج آن به ترتیب 84 درصد و82 درصد بدست آمد. در مرحله کمی، روایی محتوایی و صوری پرسشنامه توسط اساتید مورد تایید قرار گرفته و پایایی آن نیز از طریق آلفای کرونباخ ، به میزان 89/0 مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها در قسمت کیفی از روش تحلیل مضمون در نرم افزار2018 MAXQDAو در بخش کمی از مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تاییدی در نرم افزار Smart – PLS2 استفاده شد.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش: تعداد 100 مضمون پایه ، 72 مضمون فرعی در قالب 7 مضمون اصلی شناسایی گردید. مضامین اصلی شامل رفتارهای ضد شهروندی، فرهنگ سازمانی، ویژ گی های شخصیتی، وجود فاصله بین مدیر و کارکنان (تبادل رهبر – عضو )، جو سازمانی نا مطلوب، کم توجهی به قابلیت های یادگیری سازمانی، رهبری معنوی بودند. برای سنجش اعتبار سازه ها و تایید هریک از متغیرها و نیز گویه های مربوط، از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. برای بررسی کفایت مدل، از معیار که نشانگر تاثیر یک متغیر برون زا بر یک متغیر دورن زا بوده استفاده گردید. در بخش نتایج معیارنیز، مقادیر بدست آمده برای سازه های درون زا مناسب بودن برازش مدل ساختاری را تائید کردند.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، مدیریت دانشگاه می تواند با شناسایی عوامل موثر بر حسادت سازمانی و در نتیجه با کاهش و تعدیل حسادت در محیط کار و ایجاد جو سازمانی مطلوب و با رهبری معنوی خود، موفقیت سازمان تحت مدیریت خویش را تضمین کند. مدیران باید بر تلاش خویش برای شکل دادن به شرایطی که حسادت را به مسیری سازنده تر هدایت می کند افزوده و در عین حال از تشدید آن در جهت اختلال در کار گروه جلوگیری کنند
توصیف پدیدارشناختیِ تجربه سکشوالیته زنان جامانده از مهاجرت شوهران در شهر لار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیازهای جنسی یکی از مهم ترین نیازهای زیستی– غریزی در تار و پودهای شبکه های فرهنگی– اجتماعی، قاعده مند و بهنجار می شود. در ایران، یکی از مرسوم ترین و مشروع ترین کانال ها برای ارضای نیازهای زیستی، ازدواج و تشکیل خانواده است. تحولات صنعتی جدید و تحرک های جغرافیایی- جمعیتی برون مرزی و طولانی مدت ناشی از آن، زمینه پیدایی گروهی از زنان جامانده از مهاجرت را فراهم کرده است که برای مدتی طولانی (مدت زمانی 6 ماهه تا 1 ساله) ناچارند دور از شوهر خود، در مبدأ زندگی کنند. هرچند کیفیت زندگی این زنان را می توان در ابعاد متعددی کاوش کرد، اما یکی از مهم ترین مشکلات نسبتاً ناشناخته این زنان، دغدغه ها و تجربه سکشوالیته آنان است. شناخت تجربه این زنان در جامعه ایرانی، با توجه به اینکه پیوند ازدواج در نظام عرفی، شرعی و قانونی ما امری مقدس شناخته می شود و روابط جنسی فرازناشویی پیامدهای اجتماعی، هویتی و قانونی سخت گیرانه ای دارد، اهمیتی دو چندان دارد. این مقاله، حاصل پژوهشی است که سنت پدیدارشناسی تجربه زیسته سکشوالیته زنان جامانده از مهاجرت را در بین 14 نفر از زنان شهر لار واکاوی کرده است. روش تحلیل تماتیک کلایزیِ داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، تجربه های سکشوالیته این زنان را ذیل سه مضمونِ محوریِ 1- مدیریت آگاهانه درگیری شدید ذهنی- جنسی؛ 2- کنکاش گری و دغدغه مندی درباره رابطه جنسی شوهر و 3 –سکسوالیته زدگیِ روابط اجتماعی، واکاوی و توصیف کرد. هرکدام از این مضامین در قالب خوشه ها و تم های فرعی تری تحلیل و تفسیر شده اند. درکل، زیست تجربه جنسی زنان جامانده در پروسه ای از سرکوب و رهاسازی مدیریت و دغدغه مندی آنان نسبت به روابط جنسی شوهر نیز در نمایی از اعتماد تا شک، تصویرسازی می شود.
پیش بینی هوش هیجانی و سبک های دل بستگی براساس تجربه چندفرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
107 - 139
حوزههای تخصصی:
این را باید پذیرفت که ارتباط متقابل بین مناطق و فرهنگ های مختلف جهان افزایش یافته و تجربه چندفرهنگی رشد کرده است. تجارب چندفرهنگی به فرد اجازه می دهد تا افراد با دیدگاه هایی که با فرهنگ بومی هم خوان نیست و شاید در تضاد است، روبه رو شود. بسیاری از متغیرهای اجتماعی و روان شناختی وجود دارند که به مباحث ارتباطات انسانی یا تعاملات اجتماعی می پردازند و می توانند متأثر از تجربه چندفرهنگی باشند؛ ازجمله آن ها می توان به هوش هیجانی و سبک های دل بستگی اشاره کرد. هدف پژوهش حاضر پیش بینی هوش هیجانی و سبک های دل بستگی براساس تجربه چندفرهنگی در شهروندان شهرستان نهاوند- منطقه خزل بوده است. روش پژوهش توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش شهروندان منطقه خزل در سال 99-98 (به تعداد 33000 نفر) را دربر دارد. روش نمونه گیری طبقه ای و روش تعیین حجم نمونه جدول مورگان است که تعداد نمونه 384 نفر بوده است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه تجربه های چندفرهنگی «ناروز» و «هیل» (2009)؛ مقیاس سبک های دل بستگی «هازن» و «شیور» (1987) و پرسشنامه هوش هیجانی «بار-ان» (1997) بوده است. از شاخص های آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی، درصد) و روش های آماری هم بستگی پیرسون و رگرسیون خطی گام به گام برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که تجربه چندفرهنگی قادر به پیش بینی هوش هیجانی است؛ تجربه چندفرهنگی به تنهایی 104/0 از واریانس هوش هیجانی را تبیین می کند و با تمایل فرهنگی 127/0 از واریانس هوش هیجانی را تبیین می کند. تمایل چندفرهنگی، قادر به پیش بینی سبک اجتنابی است و 4/0% واریانس سبک اجتنابی را تبیین می کند. تجربه چندفرهنگی، قادر به پیش بینی سبک ایمن است و 010/0% واریانس سبک ایمن را تبیین می کند. تجربه چندفرهنگی، قادر به پیش بینی سبک دوسوگرا است و 012/0% واریانس سبک دوسوگرا را تبیین می کند.
گفتمان خاموش مدیریت بدن زنان؛ مورد مطالعه: زنان 17 تا 50 ساله شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
149 - 178
حوزههای تخصصی:
گرایش زنان به مدیریت افراطی بدن موضوع این مطالعه است. برای دستیابی به درکی عمیق و تفهم معنای ذهنی زنانی که اقدام به مدیریت افراطی بدن می نمایند رویکرد کیفی، پارادایم تفسیری و روش نظریه زمینه ای انتخاب شد. حجم نمونه شامل 30 نفر از زنان 17 تا 50 سال کرمان است که با نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شده اند. داده ها با مصاحبه عمیق جمع آوری و با نرم افزار مکس کیودا کدگذاری و تحلیل شدند. مقوله مرکزی عبارت است از «مدیریتِ بدنِ زنان به مثابه خشونتی خاموش در کنترل مردان». به عبارت دیگر ابعاد گوناگونِ مدیریت بدن زنان، حاصل انتظارات و تلاش های مردان است که تحت تأثیر ساختار ظاهرگرایانه و جنسیت محورِ جامعه؛ زنان را وادار می کنند به شکل افراطی به بدن خود توجه کنند تا رضایت مردان جلب شود. بدین ترتیب زنان در محیط های خشن رقابتی، با الهام گیری از الگوهای زیبایی و متنوع و متغیر کردن معیار های زیبایی و... دچار بحران اضطراب، اعتمادبه نفس و منزلت اجتماعی می شوند.
بازی زبانی توسعه : "شجاعت بودن" و "سلوک اخلاقی" ناشی از سیاق زیست زبانی (با رویکردی بر کژ کارکردهای زبانی پهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه کیفی/غیرخطی با فن گرانددتئوری و ترکیبی از دیگر فنون توصیفی/ تحلیلی در سیاقی "هولوگرامیکال (روابط متقابل خرد/ کلان) ساخت یافته؛ این ساخت در منطقی پست مدرن، اگرچه از خصلت مرکزگریزی برخوردار است؛ اما به لحاظ پارادایمی حول محور مفهومی فلسفه زبان هایدگر (خانه هستی)، به شیوه مورد پژوهانه سازمان یافته؛ واحد مشاهده، توصیف/ تحلیل،"سیاق زیست زبانی پهلوی دوم" است. با استناد به منابع اولیه و ثانویه متعدد و "نمونه گیری هدفمند/ نظری"، در فرایندی از سرگذشت پژوهی؛ به کژکارکردهائی از سیاق زیست پهلوی در "بازی زبانی توسعه"رسیده؛ یافته های نظری پسینی زیر (استنباطات /مقوله بندی ها به روش "منفصلِ برساخته از متن") از آرای صاحب نظرانی اخذ ؛ و در ترکیب/ تلفیقی بدیع، طبق منطق پست مدرن با سیاقی ریزوماتیک (هریک در ارتباطی مستقیم با مقوله پیشین) به کار بسته شده است : "عدم شجاعت بودنِ پهلوی در و با زبان زهدانخانه ایران"؛ "عدم پیوند شاه با ساخت زبانی/فرهنگی ایران" ؛ ناهمخوانی"سلوک اخلاقی" (به مفهوم وبری) ناشی از سیاق زیست زبانی شاه با "توسعه اندیشی/کوشی". از سوی دیگر، مسائل فوق در نسبتی با کلیت تخریباتِ ساختیِ آریاگرائی (ضدیت زبانی/فرهنگی)، و کژکارکردهای آن قرار دارد که بدان تحت عنوان ابداعی "ناجامعه گشتگی" اشاره شده است. مسائل فوق الذکر، به همراه عاملیت تام الاختیار شاه در امور و خصلت"ابراز شخصیت" (به مفهوم پوپری) در بازی های زبانی (توسعه و ...) ضدیتی تام با توسعه کوشی وی داشت. این مطالعه در امتداد پرسش های افلاطون (چه کسی باید حکومت کند؟) و پوپر (چگونه باید حکومت کرد؟)؛ به منزله سومین پرسش برای مطالعات "توسعه و مسائل آن" پیشنهاد می شود : "در چه نسبتی با زبان زهدانخانه برای بازی توسعه باید کوشید؟" در سپهری از همین پرسش با طرح "صورت/سیرت" برای توسعه ، به نظر می رسد "سکونت در زبان "، صورت توسعه کوشی را به سیرت خلاقانه آن متصل نموده؛ به همراه انرژی های حاصل از "شجاعت بودن"، "سلوک اخلاقی ناشی از سیاق زیست زبانی" و ... بر شانس پدیداری توسعه می افزاید.
بررسی فرهنگ انرژی خانگی در بین بهره برداران واحدهای مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جامعه ایران، مصرف انرژی و هدر رفت آن، به یک مسئله ی حیاتی تبدیل شده است. بر اساس منابع موجود، مصرف انرژی خانگی بیشتر از میانگین جهانی است. این پژوهش با تاکید بر فرهنگ انرژی مصرف کنندگان خانگی در کلانشهر تهران انجام شده است. وجه تمایز تحقیق حاضر با دیگر پژوهش ها در این است که هم مصرف روزمره انرژی و هم رفتارهای تهیه تجهیزات و مصالح ساختمانی که به انرژی مربوط است را بررسی نموده است. رویکرد این تحقیق کیفی و با راهبرد نظریه زمینه ای می باشد. مصاحبه ها به صورت نیمه ساختار یافته با ساکنان واحدهای مسکونی تا جایی که پژوهشگران به اشباع نظری برسند، انجام شد. بر همین اساس کد گذاری باز، محوری انجام گردید و سپس مقوله هسته از آن استخراج گردید. بر اساس کدهای مربوطه، یافته ها در سه بخش هنجارهای شناختی، فرهنگ مادی و رویه ها بهمراه موانع و تسهیلگرهای آنان تقسیم بندی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که هنجارهای شناختی اغلب کنشگران، در مصرف روزمره انرژی نسبتا مناسب است، اما در زمینه انتخاب تجهیزات و واحد مسکونی، بسیار پایین می باشد. از طرفی افرادی که درآمد پایینتری دارند، با انگیزه اقتصادی بر میزان مصرف روزمره انرژی، مدیریت بیشتری دارند. ولی تجهیزات و دستگاه های با استاندارد پایین تر استفاده می کنند. کنشگران پردرآمد کنترل پایین تری بر مصرف انرژی روزمره دارند، اما از تجهیزات با استاندارد بالاتری استفاده می کنند. مالکان و مستاجران نیز در فرهنگ مادی متفاوت هستند. مالکان با نگاه بلند مدت اقدام به بهره برداری از واحد مسکونی می کنند ولی مستاجران نگاه کوتاه مدتی دارند. از طرف دیگر مستاجران با انگیزه ی هزینه های مصرفی، در رویه های مصرف انرژی عملکرد بهتری دارند.
جنبش تنباکو و پیداییِ «مردم» در عرصه سیاست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
195-217
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسیِ ظهور پدیده ای نو در عرصه سیاست و مناسبات قدرت در ایران است. این پدیده نو همانا ظهورِ نوعی از سیاست ورزی است که بنیادِ مشروعیتِ دعاوی و مطالبات خود را برمبنای «مردم» و خواست و اراده آنان بنا می نهد. با واکاویِ تاریخ تحولات سیاسیِ ایران معاصر براساس آرای ارنستو لاکلائو در باب «امر سیاسی» و «سیاست مبتنی بر مردم» و به روش تحلیل گفتمان، به این نتیجه رسیدیم که به رغم تعدد جنبش ها، شورش ها و مقاومت ها در شهرها و روستاها در برابر حاکمان محلی و قدرت مرکزی، در «جنبش تنباکو» است که ما با نوعِ جدیدی از کردارِ سیاسی مواجه می شویم که خواست ها و مطالبات خود را به نام «مردم» و به نمایندگی از «مردم» طرح می کند.
مطالعه جامعه شناختی چگونگی ورود افراد به بو رس اوراق بهادار با تاکید بر سهامداران خرد (مورد مطالعه: فعالان بورس در شهر سبزوار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بازار سرمایه و مطالعه چگونگی ورود افراد به این بازار، از آن رو دارای اهمیت است که افزایش سرمایه گذاری در این بازار نقش عمده ای در توسعه اقتصادی دارد. ورود سهامداران خرد به بورس اوراق بهادار یکی از عناصر کلیدی افزایش سرمایه گذاری در بورس به شمار می رود. هدف این پژوهش شناخت چگونگی ورود افراد به بورس اوراق بهادار است. روش تحقیق: پژوهش حاضر، با رویکرد کیفی و روش تحلیل تماتیک انجام شده است. برای جمع-آوری داده های این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختار استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی فعالان بورس اوراق بهادار که در سال های1397 و 1398 در شهر سبزوار فعالیت در این بازار را آغاز کرده اند می باشد. یافته ها: یافته نشان داد که رفتار اقتصادی افراد را می توان به واسطه شبکه روابط قوی (دوستان، خانواده و همکاران) توضیح داد. از نظر مصاحبه شوندگان، اعتمادی که در این گونه روابط وجود دارد در ورود افراد به بورس نقش اصلی را ایفا می کند. در این میان، دورهمی ها و روابط دوستانه و کاری اهمیت کمتری دارند و اطلاعاتی که در این شبکه منتقل می شود در صورتی می توانند عامل رفتار اقتصادی باشند که به وسیله شبکه روابط قوی قابل اعتماد تآیید شوند. علاوه بر این، مشخص گردید اخبار و اطلاع رسانی از تلویزیون و روابط حرفه ای و تخصصی کمتر می توانند توضیح دهنده رفتار اقتصادی افراد باشند. همچنین زمانی که افراد وارد بورس اوراق بهادار می شوند بیشتر شبکه روابط قوی خود را به این بازار دعوت می کنند. نتیجه-گیری: این پژوهش با رویکرد تحلیل شبکه مسئله چگونگی افراد به بورس اوراق بهادار را تحلیل کرده است اما یافته ها نشان داد که در جامعه ایران شبکه روابط قوی نقش مهم تری در رفتار اقتصادی افراد دارد. درست است که شبکه روابط ضعیف اطلاعات تازه تری برای افراد ایجاد می کند اما برای افراد اطلاعات قابل اعتماد مهم تر است. می توان گفت رفتار اقتصادی افراد حک شده در شبکه روابط قوی به جهت اطلاعات قابل اعتماد بودنش است.
تحولات دین داری در بین دو نسل از زنان: مطالعه ی موردی: زنان منطقه ی 4 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحول دین داری زنان در نسل های مختلف مسأله ی اصلی این تحقیق است و پژوهش با هدف شناسایی تحولات دین داری در بین زنان ساکن در منطقه ی 4 تهران انجام شده است تا بررسی شود که آیا بین دین داری دو نسل از زنان تفاوت قابل اعتنایی وجود دارد یا خیر. رویکرد روشی، کیفی و روش تحقیق، تحلیل روایت و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه ی روایی و روش نمونه گیری هدفمند به شیوه ی گلوله برفی بوده است. 40 نفر از زنان دو نسل (مادران متولد دهه ی 40 و 50 و دختران متولد دهه ی 60) برای مصاحبه انتخاب شدند. از مجموع 20 نفر از دختران، 2 نفر هیچ دینی را قبول نداشتند و نوگروندگان حاد (تحول یافته ی کامل در نظام اعتقادی) و 18 نفر نیز نوگروندگان غیرحاد (تحول یافته در درون نظام اعتقادی) بوده اند که در برخی امور دینی دچار تردید شده اند و اکنون به نحو گزینشی و بیشتر عقلانی دین داراند. از میان 20 نفر از مادران، 17 نفر نوگروی غیرحاد و صعودی داشته و دین داری 3 نفر نیز به صورت نزولی تحول یافته است. آنان درمورد حجاب و برخی از آیه های قرآنی مربوط به حقوق زنان، دچار شک و تردید جدی شده اند. بررسی تطبیقی تحولات دین داری میان مادران و دختران نشان می دهد که دختران به دلایلی چون حضور در دانشگاه، ارتقای سطح سواد و تحصیلات، تقویت روحیه ی پرسش گری و نقادی، تجربه ی تحول در دین داری را از سر گذرانده اند و به نقادی و بازاندیشی در دین داری خود اقدام نموده اند، به گونه ای که بخش مهمی از باورها و اعمال دینی ای را که در گذشته به سهولت و بدون هرگونه پرسش گری انجام می داده اند، کنار نهاده اند. در مقابل، از آن جا که مادران جامعه پذیری دینی و نیز تجربه ها و زیست جهان متفاوتی داشته اند و به دلایلی نتوانسته اند در محیط های دانشگاهی حاضر شوند، بازاندیشی چندانی در دین داری شان وجود نداشته است. در نتیجه، تحولات دین داری شان در مقایسه با دختران چندان مشهود و اساسی و همه جانبه نبوده است.
پیش بینی رضایت جنسی بر اساس سبک های دلبستگی،سبک های هویت و مثلث عشق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۰
287 - 307
حوزههای تخصصی:
رضایت جنسی از مهم ترین مسائل در روابط زوجین است که می تواند در بقای رابطه تأثیرگذار باشد. هدف از انجام این پژوهش پیش بینی رضایت جنسی توسط سبک های دلبستگی، سبک های هویت و مثلث عشق استرنبرگ می باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد نظر این پژوهش تمامی افراد متأهل شهر تهران در سال 1400، که از زمان ازدواج آنها پنج سال گذشته باشد، هستند که از این بین تعداد 416 نفر نمونه این پژوهش را تشکیل داده اند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های رضایت جنسی (کرمانی، 1386)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (هازن و شاور، 1987)، سبک های هویت (بروزنسکی، 1992) و مثلث عشق (استرنبرگ، 1989) استفاده شد. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS-23 و همچنین از رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان دادند مثلث عشقی، سبک های دلبستگی و سبک های هویت در افراد متأهل رابطه معناداری با رضایت جنسی دارند که هر کدام به ترتیب 28، 25و 19 درصد واریانس رضایت جنسی را تبیین می کنند. درنتیجه سبک های دلبستگی و هویت و مثلث عشق افراد می تواند در میزان رضایت جنسی افراد دخیل باشند.
مدل یابی تعارضات زناشویی بر اساس خودشناسی، عشق و هوش هیجانی با میانجی گری تمایزیافتگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۰
309 - 332
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف سلامتی خانواده و کاهش تعارضات زناشویی به بررسی عوامل کاهنده مهم آن به بررسی مدل یابی تعارضات زناشویی براساس خودشناسی، عشق و هوش هیجانی با میانجی گری تمایزیافتگی پرداخت. تحقیق حاضر بنیادین و از نوع همبستگی می باشد به طوری که با نمونه گیری خوشه ای 248 نفر نمونه (115 زن و 133 مرد) به صورت تصادفی از مراجعین زوج مراکز مشاوره شهر تهران، انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات پرسش نامه تعارضات زناشویی ثنایی و همکاران (1396)، پرسش نامه خودشناسی قربانی و همکاران (2008)، پرسش نامه عشق استرنبرگ (1986)، پرسش نامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ (منصوری، 1380) و پرسش نامه تمایزیافتگی دریک (2011) بودند. داده های پیمایش پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار SMART.PLS و از طریق مدل سازی معادلات ساختاری به شکل بدون خرده مقیاس تجزیه- تحلیل شدند. یافته ها حاکی از آن است که متغیرهای خودشناسی، عشق و هوش هیجانی، توانستند واریانس تمایزیافتگی را با مقدار 715/0 توجیه کنند و این سه متغیر همراه متغیر میانجی توانستند واریانس تعارضات زناشویی را با مقدار 517/0 پیش بینی کنند، همچنین نقش میانجی گری تمایزیافتگی در هر سه مسیر معنی دار بود. و نتایج نشان داد که مدل پیش بینی تعارضات زناشویی بر اساس خودشناسی، عشق، هوش هیجانی با میانجی گری تمایزیافتگی دارای برازش مطلوب است همچنین پیشنهاد این مطالعه بنیادی، تدوین پروتکل آموزشی- درمانی برای زوجین است تا قدم به قدم در جهت کاهش تعارضات زناشویی و سلامت جامعه به کار گرفته شود.
تحلیل جامعه شناختی «غیاب حق به زندگی» در نظام برنامه ریزی درسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأمل نظری این مقاله بر این گزاره اصلی بنیان نهاده شده است که ماهیت برنامه درسی در ایران به طورکل و برنامه درسی دانشگاهی به طورخاص، به عنوان یکی از عناصر اصلی میدان آموزش، ماهیتی نا مقتصد داشته است. روش پژوهش این مقاله کیفی و با استفاده از تکنیک دلفی شامل چهارده مصاحبه فردی و دو فوکوس گروپ با متخصصین حوزه تعلیم و تربیت از رشته های مختلف انجام شده است. چارچوب مفهومی این مقاله از نظریه میدان های بوردیو با تاکید بر میدان آموزش و نظریه دوگانه شکل_محتوای زیمل جهت آسیب شناسی نظام برنامه ریزی درسی در ایران است. نتایج پژوهش حاکی از «غیاب حق به زندگی» در این برنامه ها به عنوان مسئله ای آسیب زا، ازیک طرف، متأثر از فرایندهای تاریخی ناسازواره سنت و مدرنیته در جغرافیای فرهنگی و اجتماعی ایران و از سوی دیگر، مولود ساختارهای متمرکز، از بالا به پایین اقتصادی، سیاسی و فرهنگی حاکم بر جامعه است که زمینه ساز سلطه هژمونیک فرامیدان قدرت و سیاست بوده است.این امر باعث استثمار سایر میدان های اجتماعی ازجمله میدان آموزش و تعلیم و تربیت توسط فرامیدان های سیاست و قدرت شده است. تحلیل کیفی داده ها حاکی از فرودستی میدان آموزش در ایران و به تبع آن آسیب زا بودن برنامه درسی از مدرسه تا دانشگاه، نه تنها نسبتی مستقیم و هم افزا با بازی «شکل[1]» و «زندگی» در جامعه ایرانی داشته و دارد، بلکه نتیجه غیاب بازنمایی «فرامیدان زندگی» در میدان آموزش و به تبع آن نظام برنامه ریزی درسی است. نتیجه فرادستی هژمونیک فرامیدان قدرت و سیاست و استثمار «زیست-حیات میدان آموزش» و فقدان سیالیت نظام آموزشی، شاهد «پسماندگی» آموزش رسمی کشور از زندگی، «غیاب حق به زندگی» و در نتیجه ناکارآمدی روزافزون نهاد آموزش/دانشگاه در مواجهه با مسایل خود وجامعه شده است. [1] form
خصوصی سازی دارایی های دولت در ایران (1368-1399) (مطالعه گزارش های مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله مطالعه خصوصی سازیِ دارایی هایی دولت در جامعه ایران از پایان جنگ تا امروز است. این مطالعه از خلالِ بازخوانیِ گزارش های مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی درباره این موضوع در دوره های مختلف انجام شده است. پس از اثبات مسئله سؤال پژوهش به این صورت ارائه شده است: «سیاستِ خصوصی سازیِ دارایی هایِ دولت از حیث شیوه واگذاری به چه شکل اجرا شده اند؟». برای تحلیلِ چگونگیِ انجام واگذاری ها چارچوب نظری دیوید هاروی درباره انباشت سرمایه در دست اقلیتی معدود، از طریق خلع مالکیت از عموم مردم در فرایند خصوصی سازی مورداستفاده قرار گرفته است. واحد تحلیل مقاله کشور ایران در سال های 1368 تا 1399 است. واحد مشاهده گزارش های مرکز پژوهش های مجلس درباره خصوصی سازی در سال های 1368 تا 1399 است که با بخش های مرتبط با خصوصی سازی گزارش های تفریغ بودجه و برخی مصاحبه های سیاستگذاران درباره خصوصی سازی در همین سال ها تکمیل شده است. روش پژوهش تحلیل محتوای اسناد است. یافته های این پژوهش نشان می دهد اجرای سیاست خصوصی سازی در ایران، همواره همراه با توزیع رانت بوده و به تدریج به خلع مالکیت عموم مردم انجامیده است. اقلیتی از نیروهای سیاسی ایران یا بخش مهمی از شرکت های واگذارشده را از آن خود کرده اند یا با واگذاری شرکت های دولتی به بخش عمومی غیردولتی و نهادهای نظامی حضور خود را هیئت مدیره های انبوه شرکت های زیرمجموعه این نهادها تضمین کرده اند.
تحلیل نشانه شناختی بدنمندی در میان کاربران زن اینستاگرام (مطالعه موردی دو طراح لباس: آناشید حسینی و الهه جهادگر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
35 - 53
حوزههای تخصصی:
صحبت از نقش بدن در شکل گیری خود اجتماعی زمانی میسر می شود که امکان حضور و نمود بدن در یک بستر ارتباطی برای فرد مهیا گردد و این همان نقطه تلاقی عکس، بدن و شبکه های اجتماعی است؛ چرا که شبکه های مجازی همچون اینستاگرام ضمن فراهم کردن مجالی برای به اشتراک گذاری گسترده عکس، فرصت برقراری تعامل، بحث و گفتگو پیرامون محتوای بصری تولید شده را نیز فراهم می کند. این پژوهش با استفاده از روش کیفی نشانه شناسی انجام شده است و برای بررسی صفحات اینستاگرام نمونه های مورد بررسی از رویکرد نشانه شناسی کرس و تئوون لیون استفاده شده است. نمونه ها به صورت هدفمند از زنان طراح لباس که در ایران فعالیت می کنند انتخاب شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با فراگیری شبکه های اجتماعی تصویر محور فرهنگ بدنمندی در ایران دستخوش تغییراتی شده است و نمایشی شدن زندگی روزمره در حال دگرگون کردن جنبه های مهمی از فرهنگ و جابه جایی در مرزهای حریم خصوصی است. سوژه های مورد بررسی از روش های مختلفی اعم از تکیه بر زیبایی چهره و اندام، نشان دادن کالاهای مصرفی گران قیمت، استفاده از تکنیک های عکاسی و سورئال سازی فضا و تکیه بر ویژگی های منحصر به فردی نظیر، زیبایی، متانت و... سعی در جلب توجه کاربران دارند.
بررسی رابطه فقر و شاخص عملکرد محیط زیست در کشورهای با گروه درآمدی مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی و سوم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
117 - 136
حوزههای تخصصی:
نظریه ها و شاخص های متعددی برای تفسیر ارتباط بین فقر، درآمد و تخریب محیط زیست ارائه شده است. در پژوهش حاضر ضمن پرداختن به برخی از این نظریه ها و شاخص ها، رابطه فقر با شاخص عملکرد محیط زیست در کشورهای با درآمد مختلف بررسی شده است. شاخص عملکرد محیط زیست دارای متغیرهای بسیاری است که داشتن نمره بالاتر در این شاخص به منزله عملکرد بهتر و پایداری در زمینه محیط زیست است و به نوعی می توان به منزله عملکرد کشورها در تخریب محیط زیست از آن بهره برد. بدین منظور، داده های مربوط به شاخص عملکرد محیط زیست از گزارش 2020 دانشگاه ییل تهیه و داده های نسبت جمعیت زیر خط فقر ملی نیز از سایت بانک جهانی استخراج شد. در ادامه برای تحلیل ارتباط این دو متغیر از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد همبستگی بین دو متغیر 0.505- است. در نتیجه با کاهش فقر شاخص عملکرد محیط زیست کشورها نیم واحد بهبود می یابد. تحلیل رگرسیونی بین نسبت جمعیت زیر خط فقر ملی به منزله متغیر مستقل و شاخص عملکرد محیط زیست به منزله متغیر وابسته نیز نشان داد حدود 26 درصد از تغییرات متغیر وابسته را متغیر مستقل تبیین می کند. تحلیل رگرسیونی با توجه به گروه بندی درآمدی کشورها به وسیله بانک جهانی نیز نشان داد در کشورهای با درآمد کم، بین درآمد و شاخص عملکرد محیط زیست آنها ارتباط منفی و معناداری وجود دارد.
تحلیل پدیدارشناختی ادراک زندانیان جرایم خشن استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تحلیل جرم، جایگاه مفهوم فرهنگ در کنار مفاهیم، نظریه ها و رویکردهای مختلف جامعه شناختی و روانشناختی در قالب جرم شناسی فرهنگی بروز و نمود پیدا کرده است. این مقاله با هدف دستیابی به ساختار صورتبندی ذهنی-ادراکی زندانیان جرایم خشن از تجربه تعلق خاطر به خرده فرهنگ لات بازی تدوین شده است. این پژوهش با پارادایم تفسیرگرایی و با استفاده از روش پدیدارشناسی سعی در شناسایی تجارب زیسته لاتها برآمده است. به همین منظور با تعداد 16 نفر از زندانیان جرایم خشن در زندانهای مازندران مصاحبه انجام شده است. تحلیل متون حاصل از مصاحبه ها از طریق روش تحلیل گفتمان جیمز پل جی انجام شده است. از نتایج قابل توجه اینکه، شکل گیری هویت مجرمان دارای تعلق خاطر به خرده فرهنگ لات بازی ، با نمایش ریاضت داوطلبانه ، پذیرش افتخارآمیز برچسب داغ و ننگ ، ذهنیت پارادوکسیکال ناامیدی و رستگاری نسبت به آینده ، همدلی و همراهی با سرنوشت هم طبقگان شکل پیدا کرده است.
تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسه دوره های صفویه، قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت های صفویه و قاجار از لحاظ نوع ساخت سیاسی، نهاد حاکمیت و پایگاه اجتماعی دارای ویژگی های منحصربه فردی هستند. از دوران صفویه، ویژگی های دولت ایرانی مبین نهادها و سنت های سیاسی سنتی بود. این رویه تا دوره جدید و حکومت قاجار ادامه داشت. اما با ورود ایران در اواخر قاجار به عرصه های جهانی، دولت نیز متأثر از این ارتباط شد و با روی کار آمدن خاندان پهلوی، حکومت مطلقه شکل گرفت. در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که دولت های صفویه و قاجار به لحاظ ساخت سیاسی و پایگاه اجتماعی چه تفاوت ها و شباهت هایی دارند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که به لحاظ ساخت سیاسی، دولت در دوران صفویه از نوع پاتریمونیالیسم، اما در عصر قاجار از نوع پاتریمونیالیستی در حال گذار است. لذا هرچند هر دو دارای نهادهای حاکمیت مشابه بودند، اما تحول دولت در این دو دوره که ناشی از تغییرات بافت اجتماعی و طبقاتی در ایران است ساخت قبیله ای حکومت را به نوعی حکومت بوروکراتیک هدایت می کند.
تاریخ در قاب عکس (گفتمان کاوی عکس های خانوادگی شهر کرمانشاه از قاجار تا انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
167 - 198
حوزههای تخصصی:
تصاویر ابتدایی روی دیوار غارها و نقوش حک شده بر دیواره های باستانی بر میل انسان و گروه های انسانی بر بازنمایی زندگی خود یا بیان آرزوها دلالت دارد. این نقوش نسبت انکارناپذیری با واقعیت های کلانِ شیوه تولید، نظام سیاسی، سلسله مراتب قدرت و نظام ارزش ها دارند. اما امروزه جهان به طورکلی به تصویر بدل شده است و انسان بدون تصویر خود احساس تنهایی می کند؛ نوآوری های تکنولوژیک و تغییرات گفتمانی مجال استفاده بیشتر و متنوع تر از ابزار ثبت تصویر خود را فراهم کرده اند. این پژوهش در تلاش است تا این محور ها را با تمرکز بر عکس در مقام متن بررسی کند. عکس واقعیت های اجتماعی را به صورت عینی و ضمنی در خود ذخیره می کند و نمایش می دهد و نگارندگان با نظریه و روش نشانه شناسی و گفتمان کاوی پساساختارگرا کوشیده اند در وهله نخست این متن های تصویری را توصیف کنند؛ سپس به تحلیل معانی ضمنی و دلالت های ثانویه عکس ها پرداخته و درنهایت نسبت آن ها را روندهای اجتماعی و گفتمانی مسلط، در سه دوره قاجار، پهلوی و دهه اول پس از انقلاب اسلامی 1357 بیان کنند. قلمرو پژوهش، عکس های خانوادگی موجود در کرمانشاه است و درنهایت 32 عکس نمونه انتخاب و تحلیل شده است. تحلیل عکس های دوره قاجار نشان دهنده سلطه گفتمان مردسالار و اختصاص پدیده عکاسی به قشر اشراف و سیاسی است. در دوره پهلوی اول، عکاسی در بین قشر مرفه رواج داشته و در دوره دوم پهلوی در بین قشر مرفه و متوسط؛ در دوره اول مردسالاری، حکومت سالاری و فرنگی مآبی (مدرن بودن یا غرب گرایی) و در دوره دوم، زنانگی، فرنگی مآبی و مصرف گرایی دال های محوری هستند. در دوره پس از انقلاب اسلامی، یعنی دهه 1360، با گسترش ابزار عکاسی در بین قشر عامه، پوشش سنتی، ایجاد فضای صمیمانه در بین اعضای خانواده و کاهش گفتمان مردسالاری دیده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که درمجموع فرآیند تحولات در کرمانشاه و تحولات سراسری در این حوزه شباهت بسیار دارند؛ هم چنین می توان گفت که در این فرآیند تاریخی، تکنولوژی به خواست های گفتمان های حاکم خدمت کرده است، اما در صورت ظهور تفاوت بین آن دو، تکنولوژی راه خود را رفته و الزاماً به فرمان حکام نبوده است.
مطالعه جامعه شناختی مصرف نمایشی پوشاک؛ مورد مطالعه: ساکنان 15-55 ساله شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
179 - 204
حوزههای تخصصی:
امروزه مصرف پوشاک، دچار تغییرات وسیعی شده و در ورای تأمین نیاز های ضروری، به عرصه ای برای بازتعریف هویت افراد، بدل شده است ؛ این پژوهش، به دنبال بررسی این نکته است که افراد مورد مطالعه در شهر بیرجند، چه دلایلی را درباره مصرف نمایشی پوشاک، ابراز کرده و این پدیده از سوی آنان، چگونه درک و تفسیر می شود. این تحقیق، با رویکردی کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام گرفته است. بنابراین با روش نمونه گیری نظری و هدفمند، درمجموع با 31 نفر از ساکنان این شهر که در گروه سنی 15-55سال قرار داشته اند و ضمن داشتن تجربه مصرف نمایشی پوشاک، از توانایی لازم برای بیان تجارب فردی برخوردار بوده اند، مصاحبه عمیق به عمل آمده است. بر اساس یافته ها، همنوایی، تمایزطلبی و جلوه گری، «شرایط علّیِ» مصرف نمایشی بوده است. همچنین دسترسی به منابع و عادات مصرفی از شرایط زمینه ایِ این نوع مصرف بوده و افراد برای تصمیم گیری در مصارف نمایشی از راهبردهای رقابت، مبادله و مدیریت احساسات استفاده کرده اند.
نشانه شناسی مستندهای اجتماعی پربازدید برنامه آپارات شبکه بی بی سی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶
95 - 129
حوزههای تخصصی:
امروزه رسانه ها جزئی جدایی ناپذیر از زندگی مردم هستند. افراد به شنیدن و دیدن مسائل اجتماعی از طریق رسانه ها علاقه دارند تا از خطراتی که زندگی-شان را تهدید می کند، آگاه شوند. مستندهای اجتماعی، فرصتی برای اطلاع رسانی و آگاه سازی از مسائل اجتماعی هستند و از طرف دیگر، عرصه ای را برای نمایش مسائل و مشکلات کشور در رسانه های خارجی فراهم می کنند. در برنامه «آپارات» که هر هفته از شبکه بی بی سی فارسی پخش می شود، مستندهای بسیاری از ایران به نمایش درمی آید. در پژوهش حاضر به دنبال این هستیم که در فیلم های مستند برنامه آپارات بی بی سی فارسی، چه تصویری از ایران بازنمایی می شود؟ به این منظور، سه فیلم «و عنکبوت آمد»، «حراج کلیه ایرانی» و «روزهای بی تقویم» با روش نشانه شناسی اجتماعی و رهیافت «ایدما» بررسی و تحلیل شد. بر اساس یافته ها، موضوعات اصلی فیلم های مستند برنامه آپارات درباره ایران عبارتند از زنان و کودکان با مضمون فرودستی مطلق؛ دین و مذهب به عنوان عامل مشکلات جامعه و ترکیب شده با خرافات؛ نهادها و دستگاه های حکومتی ناکارآمد و ضعیف؛ فرهنگ و آداب و رسوم بیانگر جامعه ای بسیار سنتی و متحجر؛ و قوانین مبهم و متناقض. این موضوعات عمدتاً به شکل عینی گرایانه بازنمایی نشده اند و مسائل مورد مناقشه و تناقض به نمایش درآمده است و قابلیت های مستند اجتماعی به کار رفته تا مسائل و تناقض ها برجسته تر شود. در کل به جای مطرح کردن مسئله و حل آن، رویکرد تنش محور وجود دارد. مجموعه موضوعاتی که در این سه مستند به آن پرداخته شده، مسائلی است که در پژوهش های پیشین نیز به صورت جداگانه مورد توجه قرار گرفته است: مسئله زنان، مسئله دین، مسئله قوانین و مسئله حکومت. البته در این مستندها، مسئله فرهنگ و آداب و رسوم نیز اضافه می شود و گفتمان ضدیت و تقابل با نظام جمهوری اسلامی در این شبکه، نه تنها با برنامه های خبری و تحلیلی، بلکه در قالب مستند و با روایتی کاملاً باورپذیر نیز ادامه می یابد.