فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱٬۰۱۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه، سازمان های غیردولتی[1] (NGO) به طور فزاینده ای در کنار دولت در فرآیندهای توسعه به ذینفعانی مهم تبدیل شده اند. با افزایش مشکلات محیط زیست در ابعاد مختلف آن در ایران، سازمان های مردم نهاد (سمن) زیست محیطی نیز گسترش یافته اند. این مقاله با روشی توصیفی _ تبیینی تلاش دارد بررسی نسبتاً جامعی از مشکلات این نهادها در کشور ارائه داده و نتایج آن را با نظریه جامعه منشوری ریگز[2] تحلیل نماید. جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و پیمایشی در قالب پرسشنامه ای با هفت بُعد و 45 گویه بوده است. نتایج نشان می دهد بیشترین مشکلات در رابطه ی سمن ها با نهادهای دولتی و عمومی (با میانگین 4.29) و پس ازآن در ابعاد قانونی (با میانگین 4.25)، ساختاری (با میانگین 4.20) و مدیریتی (با میانگین 4.17) هست. از سوی دیگر مشکلات گفته شده، در درون سمن ها و بین سمن ها نیز مشکلاتی را به وجود آورده است که نتوانسته اند آن گونه که باید، در راستای اهداف خود گام بردارند و درگیر مسائل درونی خود نیز شده اند. با توجه به مقدار آماره KMO برابر با 80/0 و سطح معنی داری کمتر از 05/0 در آزمون بارتلت، انجام تحلیل عاملی بر روی متغیرها امکان پذیر بوده و متغیرها امکان عامل شدن را داشته اند. عامل های نهایی نیز توانسته اند میزان واریانس بیشتر از 50/0 را برای هر متغیر تبیین کنند. با توجه به سه ویژگی اصلی نظریه جوامع منشوری ریگز (ناهمگنی، فرم گرایی و تداخل عملکردی) و مشکلات سمن های زیست محیطی می توان گفت که در کشورهایی که با ضعف تاریخی شاخص های مردم سالارانه و ساختار بسیط و متمرکز سیاسی مواجه هستند، اساساً وجود سازمان های غیردولتی، خوشایند چنین ساختارهایی نیست. ازاین رو قوانین و مقررات و نیز ساختار دولتی و سازمانی حمایت چندانی از شکل گیری، تقویت و توسعه این تشکل ها انجام نمی دهند. از سوی دیگر وقتی ساختارهای قانونی حمایت کافی از فعالیت سمن ها نداشته باشند و مسیرهای قانونی مشخص در فرایند فعالیت این نهادها وجود نداشته باشد، اعمال سلیقه از سوی افراد در دستگاه های دولتی افزایش پیدا می کند.
تاثیر جرایم دریایی در دریای جنوبی چین بر همگرایی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۳
157 - 174
حوزههای تخصصی:
آب های دریای جنوبی چین جزء خطوط مهم کشتیرانی بین المللی و شریان مسیرهای دریایی جهان محسوب می شود. بیش از نیمی از تجارت جهانی و یک سوم حمل ونقل دریایی از این منطقه عبور می کند. در سال های اخیر پهنه آبی دریای جنوبی چین بویژه تنگه مالاکا و دریای سولو-سولاوسی (مرز آبی سه کشور مالزی، اندونزی و فیلیپین) به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و ژئواکونومیکی در توسعه اقتصادی و سیاسی کشورهای این منطقه بسیار حائز اهمیت بوده است. با این وجود، تجارت دریایی در این پهنه آبی با چالش های فزاینده ای در حوزه تهدیدات امنیتی دریایی در سالهای اخیر نیز مواجه بوده است. مهمترین تهدیدهای امنیت دریانوردی در منطقه مذکور شامل دزدی دریایی، تروریسم دریایی، ماهیگیری غیرقانونی و آلودگی دریایی ایجاد شده به دلیل فعالیت میادین نفت و گاز در دریا است. در همین راستا سئوال اصلی پژوهش این است که تاثیر جرایم دریای جنوبی چین چه تاثیری بر همگرایی منطقه ای داشته است؟ در پاسخ به این سئوال، فرضیه اصلی پژوهش این است که علیرغم تهدیدهای مشترک ناشی از جرایم دریایی در دریای جنوبی چین، اما به دلیل رقابت های ژئوپلیتیک و منافع متعارض بازیگران همچنین حضور بازیگران فرامنطقه ای، روند همگرایی برای مبارزه با جرائم دریایی در این منطقه موفق نبوده است. ضمنا روش پژوهش در این مقاله توصیفی-تحلیلی است.
نکاتی چند درباره وضعیت حقوقی ایران در دریای خزر
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
10 - 18
حوزههای تخصصی:
سوالی که میخواهم در ابتدا مطرح کنم این است که چرا ایران پس از گذشت یک قرن از عقد معاهده دوستی با شوروی در 26 فوریه ۱۹۲۱ میلادی برابر با 18 اسفند 1299 شمسی و در پی آن معاهده بازرگانی و بحرپیمایی در 25 مارس ۱۹۴۰ میلادی برابر با 5 فروردین 1319 شمسی که هنوز معتبر هستند موفق نشده است وضعیت حقوقی خود را در دریای خزر مشخص نماید و به عبارتی سهم خود را از دریای خزر بگیرد. به نظر من برای پاسخ به این سوال باید سه عامل مهم را در نظر گرفت: ۱- عدم توازن قدرت میان ایران و روسیه شوروی 2- عدم موفقیت ایران در پرکردن خلا قدرت ایجاد شده پس از فروپاشی شوروی ۳- مشکلات ناشی از ویژگی های طبیعی دریای خزر
عوامل موثر بر کنشگری اتحادیه اروپا در حل منازعه ترانسنیستریا بر مبنای الگوی مجتمع های امنیتی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
170 - 195
حوزههای تخصصی:
ترانسنیستریا، یک منازعه ژئوپلیتیک غیرفعال با نقش آفرینی روسیه و اتحادیه اروپا است. سیاست های اتحادیه اروپا در منطقه ترانسنیستریا، در قالب سیاست همسایگی اروپا و به طور مشخص طرح مشارکت شرقی می گنجد. هدف این پژوهش دریافتن این مسئله است که چرا با وجود تلاش های اتحادیه اروپا، منازعه ترانسنیستریا در وضعیت غیرفعال باقی مانده و دورنمای روشنی نیز برای حل آن مشاهده نمی شود؟ برای پاسخ به این پرسش از نظریه مجتمع های امنیت منطقه ای بوزان و ویور استفاده شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که ترانسنیستریا قسمتی از مجتمع امنیتی منطقه ای است که تحت نفوذ روسیه قرار دارد و تلاقی آن با مجتمع امنیتی طراحی شده در طرح مشارکت شرقی، به اتحادیه اروپا اجازه حل وفصل منازعه را نمی دهد. تفاوت ساختار قدرت در دو مجتمع، در شکست این فرآیند تاثیر دارد. ماتریس مجتمع های امنیتی منطقه ای در این حوزه از نوع متمرکز با زیرشاخه های قدرت برتر و نهاد برتر بوده و همین امر بر پیچیدگی حل منازعه افزوده است.
Principles of the School of Humanist Geopolitics (A New Approach and way to the Political and Moral Life of Humankind)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Geopolitics as a branch of political geography is scientific in nature and, similar to other scientific disciplines, has two aspects: basic (fundamental) and applied. The basic aspect deals with the production of scientific theories, theoretical propositions and the development of geopolitical knowledge. The applied aspect deals with the production of practical theories, patterns and practical geopolitical methods to meet the needs of nations, countries and human societies. Applied knowledge of geopolitics, like applied propositions and theories of other disciplines, can be affected to some extent by worldviews, ideologies, cultures, attitudes, as well as the interests of nations, political users, and governments.
Therefore, geopolitical science and knowledge, similar to other scientific disciplines, are inherently worthwhile and useful, and must be developed to meet the needs of nations and humankind. However, geopolitical knowledge must not be abused by governments and political actors on any scale, whether global, national or local. In contrast, it must be at the service to provide the needs of the citizens, human constructs, nations and human societies. Also, governments and political actors should exercise it in the same direction.
Accordingly, the author (Dr. M. R. Hafeznia) has established and proposed a new theoretical /practical approach in the application of geopolitical science and knowledge in the political and moral life of humankind and human constructs, especially nations, under the title of "The Humanist Geopolitics". This view was published for the first time in the form of an article under the same title by the author in Geopolitics Quarterly, Volume: 3, No 4, Winter 2008, and later in the Journal of Conflicts in France, Paris in 2015. Since this geopolitical school has attracted the attention of some interested readers and has raised some questions and ambiguities for them, the author decided to formulate its principles and make them available to those interested to clarify the attitude and dimensions of this school of thought, with the hope that a step can be taken in the direction of relieving the suffering of humankind as the chosen ones by the God as creator of the universe and enhancing the living pattern of humankind and human constructs.
The Response of Malaysia and Turkey on COVID-19 Pandemic: A Comparative Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ ویژه نامه
22 - 50
حوزههای تخصصی:
Malaysia and Turkey are progressive, modern Muslim-majority countries. Both have shown strong resolve and capabilities in dealing with issues and challenges both at home and international level. In dealing with COVID-19 pandemic, both countries have adopted various measures and strategies to contain the virus outbreak. Yet, the biggest challenge in executing those is balancing the need to protect the public and maintain economic growth. Hence, this study compares and contrasts the measures and strategies taken by both countries in containing the COVID-19 outbreak as well as ensuring the continuity of economic growth. The time period of this study was from March 2020 until early February 2021 as most of the countries, including Malaysia and Turkey, by then had introduced new COVID-19-related health policies and economic stimulus packages. The finding compares and contrasts the effectiveness of those measures and strategies so that both countries can share and learn from this pandemic.
.
آنتروپی های سیاسی و ژئوپلیتیکی موثر بر فروپاشی حکومت ها (مورد مطالعه: اتحاد شوروی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
214 - 244
حوزههای تخصصی:
برونداد حکومت به عنوان یک سیستم سیاسی در مقیاس داخلی تولید امنیت، افزایش رفاه و آسایش و در بعد خارجی نیز تعامل با کشورهای دیگر، تقویت حضور در عرصه های مختلف بین المللی و تعقیب منافع ملی کشور است. کوتاهی سیستم سیاسی در انجام وظایف خویش باعث پیدایش آنتروپی های گوناگون می گردد. این پژوهش که از نوع توصیفی-نحلیلی است و به شیوه کتابخانه ای انجام شده، تلاش می کند مهم ترین آنتروپی های موثر در فروپاشی حکومت ها را تبیین نماید. با توجه به قلمرو پژوهش، دو گروه از آنتروپی ها مورد بررسی قرار گرفته اند: آنتروپی هائی که بنیان سیاسی دارند و آنتروپی هائی که دارای بنیان ژئوپلیتیکی هستند. یافته های پژوهش تاکید دارند که مهم ترین آنتروپی هائی که یک سیستم سیاسی را تهدید می کنند عبارتند از: فساد اداری-سیاسی، کاهش سطح و میزان سرمایه اجتماعی، محدود شدن آزادی های فردی، و آزادی بیان، واگرائی و چالش های ژئوپلیتیکی. دوام و تقویت آنتروپی ها باعث تضعیف بیشتر سیستم و بازخورد منفی آن باعث حرکت سیستم سیاسی به سمت وضعیت آنتروپیک می گردد و دوام وضعیت آنتروپیک به میرائی و در نهایت به فروپاشی منتهی می گردد؛ سرنوشتی که اتحاد شوروی به آن گرفتار شد.
روندپژوهی تاریخی و آینده فدرالیسم عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
84 - 115
حوزههای تخصصی:
عراق همواره اسیر بی ثباتی سیاسی بوده است. در نوشتار حاضر، برپایه ی روند پژوهی تاریخی، آیند ی فدرالیسم عراق در افق 2030 بررسی شد. گردآوری داده ها به روش دلفی و با بهره گیری از نرم افزار میک مَک صورت گرفت. پیش انگاره ها، در قالب سناریوهای مطلوب(عراق، در حالت فدرالیسم واقعی همراه با عدم تمرکز و تقسیم متوازن ثروت و قدرت)، خوشبینانه(تداعی کننده ی حالت فعلی عراق و تداومِ نظام سیاسیِ بی ثبات و فاقدِ اقتدار) و بروز بحران(فروپاشی عراق و برجسته شدن خواست های استقلال طلبانه و بازگشت نظام سیاسی به شکل اقتدارگرایانه) مطرح گردیدند. دو پرسش پژوهش چنین بود: تاریخ معاصر عراق چه پیش زمینه ها و مقتضیاتی را برای فدرالیسم پدیدار کرده است؟ چه سناریوهایی درباره ی وضعیت آینده ی فدرالیسم در عراق قابل ارائه هستند؟ یافته های نوشتار، نشان دهنده ی احتمالِ بروز دو سناریوی خوشبینانه و بروز بحران، در افق 2030 برای فدرالیسم عراق است.
The Role of Indonesian and Egyptians’ NGOs in Democratisation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
289 - 306
حوزههای تخصصی:
The emergence of Non Government Organizations (NGOs) in various fields of life is proof that civil society is essential in building a democratic society. NGOs can educate citizens and communities on their fundamental rights to create a democratic state and world order life. NGOs in Indonesia and Egypt have played a significant role in strengthening democratic movements by empowering civil society. This study examines NGOs’ role in democratization in Indonesia during the reign of President Suharto and Egypt under the leadership of President Hosni Mubarak. In carrying out their functions, NGOs take a stand as a balancing force for the state and agents of community empowerment. The NGOs’ elements struggle in producing an ideal democratic society order in these two countries facing their respective challenges. Some NGOs challenge building democratic society such as military domination, party hegemony systems, and robust state control over society. To encourage democratization in Indonesia and Egypt, NGOs have contributed to building democratic practices, improving democratic performance, strengthening civil rights, monitoring elections, and promoting corruption eradication. The strengthening of democracy by NGOs in Indonesia and Egypt has impacted building political openness, awareness of citizens' political rights, and pro-society public policies.
نسبت ژئوپلیتیک و راهبردهای ملی توسعه در ایران از دیدگاه آمایش سرزمین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
245 - 274
حوزههای تخصصی:
آمایش سرزمین رویکردی منطقی و علمی به برنامه ریزی در پهنه ی سرزمین است که بیانگر این واقعیت است که بدون توجه به ظرفیت های سرزمینی، بهره وری به حداقل می رسد. از این رو در مقاله حاضر سعی شده تا به بررسی و آسیب شناسی این برنامه ریزی ها در فضای سرزمینی ایران از دیدگاه آمایش سرزمین بپردازد و به ارائه مدلی راهبردی دست یابد. در این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که تأکید صرف بر کارکردهای سنتی سرزمینی مانند کشاورزی و فعالیت های وابسته به آب و عدم توجه به کارویژه های جدید و منطبق بر توان سرزمین و اقتضائات جهان امروز مانند تجارت و توریسم و غیره و همچنین سازماندهی سیاسی غیر منطبق بر نواحی و واقعیت های جغرافیایی کشور، سبب بروز آسیب های ژئوپلیتیکی کنونی شده است. برای ارائه مدل راهبردی از روش تحلیل راهبردی سوات «SOWT» و برای الویت بندی راهبردها از ماتریس «QSPM» استفاده شده است. روش تحقیق این مقاله نیز تحلیلی- توصیفی است. یافته های تحقیق گویای آن است که «راهبردهای ملی توسعه در ایران با ارائه درکی جامع از قوت ها و ضعف های داخلی سرزمین و تهدیدها و فرصت های خارجی و نیز آسیب های ناشی از برنامه ریزی انسانی در فضای جغرافیایی، زمینه را برای ارائه یک مدل راهبردی منطبق بر واقعیت های جغرافیایی و آمایش سرزمین در فضای سرزمینی ایران فراهم می نماید.
Britain’s Geopolitical Consideration in The Middle East during the Six-day Arab Israel War of 1967: A Reassessment(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
10 - 27
حوزههای تخصصی:
This study is reassessing the geopolitical consideration of the British government in the Sixth Days of the Arab-Israeli War,1967. Based on declassified documents from the British’s archive, this paper will analyze the geopolitical factor which shaped London’s reaction towards the conflict. Middle East geopolitical position was very strategic to the British interests in the region. Hence, the focus of this paper is to re-examine the consequence of the war toward Britain’s attitude in preserving her strategic military position and economic calculation in the Middle East between 1960s to early 1970s. These including the paramountcy of the British military bases in the region, arm trade commercial activities and a disruption of the oil flow from the region to the West. From historical perspective and analysis, this paper argued that the threats from the Soviet and Arab nationalist movements during the conflict had significantly influenced the British government’s reaction towards the war. Although London did not involve directly in the conflict like in the 1956’s Suez Crisis, yet British’s response was still crucial since Britain was the prime architect in drafting and tabling the United Nation Resolution 242 after the war. Indeed, this research inclines to believe that the British equilibrium attitude as proclaimed during the conflict was not purely based on a principle of a just and lasting peace but it was very much relying upon geopolitical consideration of safeguarding British major strategic interests in the region. .
Re-Focusing on Iran-Russia Cooperation in the Syrian Crisis; A ‘broader’ Strategic Stability on Agenda(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
156 - 185
حوزههای تخصصی:
The main purpose of this article is to examine how and to what extent Iran-Russia cooperation is effective in ensuring ‘broader’ strategic stability through balancing in the Middle East. Strategic stability and balance of power are interrelated components of the region’s order which have changed following the Arab Spring and the Syrian crisis. The article analyzes Iran and Russia’s impact on these two concepts, with a systemic approach, paying attention to interrelationship of variables at regional and international levels. Although strategic stability has been generally considered an issue at international level of great powers politics, this paper, emphasizing on evolution of international relations, believes in a new, complex and multilayered definition of strategic stability - a ‘broader’ one in the Middle East, which is not necessarily ensured by agreements or balance among great powers. The results indicate that Iran-Russia cooperative balancing in the Syrian crisis against the US and at regional level with emphasis on a broad regional balance system has been effective in providing ‘broader’ strategic stability in the region. Although Russia's policy in this field put some limits on Iran, strategically it serves Iran’s interests.
Iran's Structure, Policies, and Actions against the Spread of Infectious Diseases in the Contemporary Period(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ ویژه نامه
71 - 89
حوزههای تخصصی:
Various infectious diseases have plagued humankind and killed millions throughout history. Crisis management by governments has been crucial in such emergencies. This study aims to examine the method of crisis management caused by epidemics, especially Corona in Iran, and seeks to discover the policies and measures which have been taken by governments to prevent the spread of diseases and treat these diseases since the Qajar period. In this research, which was carried out by historical method and with a descriptive-analytical approach, to collect data, documents related to the subject, identification, study, and required information were extracted and indexed. Findings indicate that the policy-making process has been better and more effective by passing of time. Thus, the minimum programs implemented by the government were not successful for various reasons in the Qajar period, but infectious diseases were mainly controlled due to the compulsion to implement health regulations in the Pahlavi period. Great strides have been made in preventing the spread of infectious diseases after the victory of the Islamic Revolution in Iran. Since the outbreak of corona disease, various measures have been taken to control the disease, which has helped curb public awareness and participation to a large extent, and Iran is now on the verge of producing the corona vaccine and launching it on the market.
تبیین امنیتی شهرک سازی در کرانه باختری با رویکرد تله فضایی(2020-2000)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
32 - 60
حوزههای تخصصی:
با تاسیس رژیم اسرائیل و مهاجرت جمعیت شهرک نشین با گرایشات فکری، سیاسی، قومی، نژادی و ... از کشورهای مختلف جهان، شهرک سازی در مناطق اشغالی کرانه باختری فلسطین شکل گرفت. شهرک نشینان با کارکرد مادی و معنوی حضور موثری در ساختار قدرت اسرائیل کسب کرده و وزن ژئوپلیتیکی خود را ارتقاء بخشیده اند و به عنوان بازیگر اصلی در عرصه داخلی و بین المللی اسرائیل نقش ایفا می نمایند، رژیم اسرائیل به شهرک نشینان امکانات مالی، رفاهی، تسهیلات ویژه همراه با آزادی عمل فراقانونی عطا نموده است. شهرک نشینان به مرور کارکردها و مطالباتی داشتند که تحقق آنها تاثیر منفی بر امنیت یهودیان ساکن در داخل اسرائیل داشته است. بطوری که یهودیان داخل اسرائیل هزینه شهرک ها و شهرک نشینان را در عرصه امنیتی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و بین المللی می پردازند. این سوال مطرح می شود که آیا شهرک سازی برای اسرائیل یک تله فضایی است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که کارکرد شهرک سازی از سال 2000 به بعد در جهت تامین امنیت رژیم صهیونیستی نبوده و موجب تضعیف امنیت رژیم اسرائیل شده که در نتیجه می توان شهرک سازی را تله فضایی عنوان نمود. این پژوهش به لحاظ ماهیت کاربردی و مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی و از طریق گردآوری اطلاعات و بررسی اسناد و مدارک می باشد. این پژوهش به لحاظ ماهیت کاربردی و مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی و از طریق گردآوری اطلاعات و بررسی اسناد و منابع اینترنتی می باشد.
The Geopolitics of US-Poland Relations Under President Trump(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
186 - 205
حوزههای تخصصی:
The article analyzes the contemporary factors that contributed to US-Poland relations under President Trump. Both the United States and Poland had their fair share of troubles with the EU. For Poland, issues range with compliance over the rule of law, adherence to common EU values and the refugee resettlement and migration policy. For the US, issues with the EU under the Trump presidency formed a larger part of the changing US policy towards the transatlantic alliance. The article argues that while both the United States and Poland find common interests in defense, energy security and their estranged relationship with Germany, Poland’s economic engagement with the EU, in particular with Germany, forces Warsaw at best to find a balance between its main economic partner the EU and its security ally the United States. For the US, its relationship with Poland under the Trump presidency, falls in line with its policy of prioritizing bi-lateral relationships in the EU, thereby undermining the EU-NATO multilateral dynamics. .
ژئوپلیتیک انرژی، روابط روسیه و اتحادیه اروپا( برداشت رهبران از نورداستریم2)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۳
84 - 101
حوزههای تخصصی:
عوامل مادی و ژئوپلیتیکی همواره از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر مناسبات سیاسی کشورها در قبال انرژی بوده است اما علاوه بر این، نحوه درک یک تصمیم گیرنده(رهبر) از جهان، خود یا دیگری برای درک این مسئله که چرا برخی تصمیمات گرفته می شوند و برخی دیگر توسط آن ها کنار گذاشته می شوند حیاتی است. این مقاله با هدف در نظر گرفتن برداشت رهبران، به ویژه مفهوم سازی متفاوت روسیه و کشورهای عضو اتحادیه اروپا (آلمان و لهستان) از یکدیگر، برای درک دوگانگی تعارض/ همکاری در بخش انرژی استفاده شده است. این نوشتار با استفاده از منابع اسنادی و اینترنتی معتبر و با بهره گیری از استراتژی قیاسی و در چارچوب رئالیسم نئوکلاسیک به تبیین - تحلیل این سوال می پردازد که برداشت رهبران چه تاثیری بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا در قبال ژئوپلیتیک انرژی بعد از بحران اوکراین داشته و به چه صورتی روابط آنها را شکل داده است؟ فرضیه مطرح اینکه، برداشت رهبران نقش مهم و فزاینده ای بر منطق تعارض/ همکاری در ژئوپلیتیک انرژی داشته و دیگری دوست- دشمن را در روابط انرژی روسیه و اتحادیه اروپا دوباره فعال کرده است. در هیچ مورد دیگری چنین دوگانگی همانند پروژه خط لوله نورد استریم2، واضح تر نمی باشد. در تجزیه و تحلیل موضوع، در حالی که پژوهش حاضر اهمیت عوامل مادی و ژئوپلیتیکی را نادیده نمی گیرد، اما متغیر فهم و برداشت رهبران هر دو سوی روسیه و اتحادیه اروپا (آلمان و لهستان) را به عنوان متغیری مهم و اساسی در شکل دادن به روابط آنها در قبال نورد استریم 2، نتیجه می گیرد.
واکاوی تهدیدات ژئواستراتژیک ایران در اتحاد راهبردی عربستان سعودی و چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۳
118 - 137
حوزههای تخصصی:
از منظر ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیکی ایران و عربستان در رقابت منطقه ای فزاینده ای با یکدیگر به سرمی برند. این پژوهش درصدد تحلیل نقش ژئواستراتژیکی ایران در تلاش گسترده عربستان سعودی جهت نزدیکی راهبردی با بزرگترین قدرت نوظهور در نظام بین الملل است. نگارندگان با روش تبیینی و با استفاده از ابزارهای گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اینترنتی درصدد پاسخ به این پرسش بوده اند که مهمترین تهدیدات ژئواستراتژیکی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در برقراری اتحاد راهبردی عربستان سعودی با روابط جمهوری خلق چین چه می باشند؟ به نظر می رسد افزایش قدرت نفوذ ایران در منطقه پس از انعقاد برجام و تغییر موازنه قدرت در بحران های منطقه ای به نفع خود، منجر به شکل گرفتن تهدیدات ژئواستراتژیکی در عربستان و نزدیکی هرچه بیشتر آن به چین شده است. یافته های پژوهش با کاربست نظریه نوواقع گرایی تدافعی نشان می دهد که عربستان سعودی با رویکردی عمل گرایانه در تلاش برای برقرای اتحاد راهبردی با چین در جهت مهار نقوذ ایران و کاهش قدرت کنشگری آن در منطقه است. هر چند که جمهوری خلق چین با صبر استراتژیک در سیاست خارجی خود و نیز اهمیت راهبردی که ایران و عربستان در اقتصاد رو به توسعه آن دارند، در تلاش است یک توازن دوجانبه را در روایط خود با هر دوی این بازیگران حفظ نماید.
Geopolitics and the Roots of Islamic Fundamentalism (Case Study: Fundamentalist Groups in the Horn of Africa)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
53 - 74
حوزههای تخصصی:
Islamic fundamentalism is a thought school in the Islamic World which is manifested in the formation of Islamic fundamentalist groups and different violent actions. The Horn of Africa is a region for Islamic fundamentalist movements. From past to present, the most active fundamentalist Islamic groups in the region are AIAI, ICU and Al-Shabab group. The most important issue in this relation is the relation between Islamic fundamentalism and geopolitics. This research is theoretical from viewpoint of the nature and method and also is descriptive-analytic in terms of its approach. The research data gathering procedure is based on library findings. The research analyzed the relation between Islamic fundamentalism and geopolitics with the investigation of Islamic fundamentalist groups in the Horn of Africa. The research main question is that what is the relation between geopolitics and the formation of Islamic fundamentalism in the Horn of Africa? The research findings showed that Islamic fundamentalism is in geopolitical thought and the leaders of Islamic fundamentalist groups not only follow geopolitical thought in their goals and utopias, but also the causes and roots of the formation of Islamic fundamentalist groups have geopolitical burden, and six geopolitical roots can be characterized for the formation of Islamic fundamentalist groups.
تبیین مدل پارادایمی هیدروپلیتیک بر بنیاد روش گرند تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محدودیت منابع مشترک آبی به طیفی از الگوهای متفاوت از همکاری تا درگیری انجامیده، که در قالب دانش هیدروپلیتیک واکاوی می شوند. با این حال، ابعاد مختلف هیدروپلیتیک در کانون توجه اندیشمندان علوم مختلف از جمله جغرافیای سیاسی بوده است. تا جایی که بسیاری از این صاحب نظران به بررسی هیدروپلیتیک و ابعاد تشکیل دهنده آن به صورت های مختلف پرداخته اند. هدف مقاله حاضر که ماهیت بنیادی دارد، ارائه الگویی پاردایمی از هیدروپلیتیک بر پایه روش گرند تئوری است. روش شناسی حاکم بر متن، ماهیت توصیفی-تحلیلی دارد و روش تحقیق به صورت کیفی، با مراجعه به 14 کارشناس، منابع داخلی و خارجی و بهره گیری از روش کتابخانه ای بوده است. نمونه ها از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش گرند تئوری کدگذاری و تجزیه تحلیل شدند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در علم هیدروپلتیک، عوامل زمینه ای در پنجاه مقوله محوری و پنج مقوله اصلی تحت عنوان: ژئوپلیتیک، ژئوکالچر، ژئواکونومیک، تکنوپلیتیک، پلیتیکال، جای می گیرند. عوامل علی در هیدروپلتیک در 27 مقوله محوری و سه مقوله اصلی، به شرح 1-فرهنگ جامعه 2- موقعیت و وضعیت جغرافیایی 3-عوامل زیرساختی و بنیادی شناسایی شدند.عوامل راهبردی در 57 مقوله محوری و سه مقوله اصلی تحت عنوان: تدوین راهبردهای آموزشی و پژوهشی، بینش استراتژیک و تدوین رسالت و اهداف کلان قرار گرفتند و پیامدهای علم هیدروپلتیک در 58 مقوله محوری و شش مقوله اصلی به شرح: عوامل سیاسی-حقوقی، اجتماعی-فرهنگی، نظامی-امنیتی، اقتصادی و زیست محیطی، مورد توجه قرار دارند.
The Geopolitics of Sport and Diplomacy of Neighborhood Relations in the 2022 World Cup in Qatar (Case study: Iran and the Persian Gulf Arab States)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
334 - 352
حوزههای تخصصی:
The significance of neighborhood relations in geopolitics cannot be over-emphasized. As a space for neighborhood relations, sport is one of the most effective issues in power, competition, and convergence on national and transnational scales. International competitive sports are useful for remembering people to compare themselves with the other nation’s achievements and capabilities. Meanwhile, the Persian Gulf is the most significant region in the world due to its energy resources and strategic position. Tensions between the regional states have increased, especially between Iran and some Arab states. Most of these tensions have appeared in sport and athletic competitions. Therefore, the emergence of political-geographical rivalry in sports contests can be studied as the geopolitics of sport. This descriptive-analytic paper explained the power aspects in sport and politics from the point of the geopolitics of sport in the Persian Gulf region and studied geopolitical competitions in the region and its interaction in the sporting arena. The results of the research indicate that sports contests can bring sphere of convergence and cooperation and in some cases can provide the increasing and strengthen of tension and competition.