ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۶۱ تا ۱٬۸۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۸۶۱.

بررسی و مدل سازی تغییرات کاربری اراضی شهرستان مهاباد با استفاده از مدل زنجیره مارکوف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۶۰
در تحقیق حاضر به مطالعه و ارزیابی روند تغییرات کاربری اراضی شهرستان مهاباد در یک بازه زمانی بیست ساله از 2000 تا 2020 و پیش بینی روندهای احتمالی آن تا سال 2040 پرداخته شده است. در تحقیق حاضر، از تصاویر سنجنده های ETM و OLI ماهواره لندست در سه تاریخ 2000، 2010 و 2020 و تکنیک طبقه بندی نظارت شده برای تشخیص تغییرات رخ داده بهره گرفته شده است. همچنین، به منظور مدل سازی تغییرات کاربری اراضی از مدل زنجیره مارکوف و سلول های خودکار استفاده شده است. مطابق نتایج، اراضی ساخته شده بیشترین افزایش مساحت و پهنه های آبی بیشترین کاهش مساحت را نشان داده اند به نحوی که مساحت اراضی ساخته شده از 67/2367 هکتار به 08/71006 هکتار و مساحت پهنه های آبی از 63/9266 هکتار به 28/1164 هکتار رسیده است. علاوه بر این، نتایج مدل مارکوف چنین نشان می دهد که روند تغییرات کاربری اراضی منطقه موجب افزایش سطح اراضی بایر و اراضی ساخته شده و کاهش سطح دیگر اراضی شده و چنین انتظار می رود که مساحت اراضی زراعی به میزان 1/1473 هکتار، باغات و جنگل ها به میزان 11/810 هکتار، اراضی مرتعی به میزان 4/16455 هکتار و پهنه های آبی به میزان 69/545 با کاهش و در مقابل، مساحت اراضی بایر به میزان 72/11831 هکتار و اراضی ساخته شده به میزان 42/7448 هکتار افزایش خواهد یافت. به طور کلی، پیش بینی ها روند فزاینده گسترش اراضی ساخته شده و مسکونی و نیز کاهش روزافزون گستره پهنه های آبی منطقه را برجسته نموده است که این روند می تواند پیامدها و تبعات بسیاری بر توسعه پایدار شهرستان مهاباد به دنبال داشته باشد. بنابراین، نتایج تحقیق حاضر ضرورت توجه به مبحث تغییر کاربری اراضی در محدوده شهرستان مهاباد را برجسته نموده و می تواند شناخت مناسبی از ابعاد، روندها و الگوهای کاربری زمین در منطقه به مسئولان، محققان و مردم محلی ارائه دهد.
۱۸۶۲.

تحلیلی بر سطح آسیب پذیری مناطق شهری در برابر مخاطرات طبیعی «زلزله» با تأکید بر رویکرد مدیریت بحران (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۸
زلزله یکی از خطرناک ترین، مخرب ترین و غیرقابل پیشبینی ترین مخاطرات طبیعی به شمار می آید. از این رو، شناسایی مناطق آسیب پذیر شهرها به منظور افزایش ظرفیت مقابله با خطرات زلزله و مدیریت بحران این مخاطره ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سطوح آسیب پذیر کلان شهر تبریز در برابر زلزله و ارائه ی راهکارهای مدیریت بحران (قبل از بحران) برای کاهش اثرات زلزله نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی) با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی-اکتشافی می باشد که به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و تهیه ی نقشه های رقومی از روش FAHP و نرم افزار ArcGIS و به منظور بررسی آسیب پذیری مناطق 10گانه ی شهر از روش PROMETHEE استفاده شده است. همچنین جامعه ی آماری تحقیق شامل مدیران و مسئولان شهری و نخبگان دانشگاهی می باشد. حجم نمونه ی مدیران و مسئولان با استفاده از روش کوهن در سطح اطمینان 95 درصد، 90 نفر تعیین گردیده که نحوه ی دسترسی به آنها بر مبنای روش گلوله برفی می باشد. حجم نمونه ی نخبگان دانشگاهی نیز بر مبنای روش نمونه گیری دلفی هدفمند 14 نفر تعیین شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مناطق حاشیه ای و مرکزی شهر بیشترین پتانسیل آسیب پذیری را دارا می باشند. در این بین مناطق 10 و 1 با کسب جریان خالص 454/0- و 527/0-، جزو مناطق با آسیب پذیری خیلی زیاد در برابر زلزله محسوب می شوند. از عوامل مؤثر بر آسیب پذیری این مناطق می توان به نزدیکی به گسل، فرسودگی بافت ها، دوری از مراکز امدادونجات، تراکم زیاد و همچنین عدم کشش پذیری معابر اشاره کرد. بدین منظور نیاز به رویکرد سیستمی و یکپارچه به منظور بازگشت پذیری و توانمندسازی اجتماع لازم بوده و در این راستا توجه به مرحله ی قبل از بحران در ابعاد مقاوم سازی ابنیه، ارتقاء دسترسی ها و تهیه ی طرح های موضعی به تفکیک محلات با تأکید بر محلات آسیب پذیر ضروری می باشد.
۱۸۶۳.

مطالعه نقش عوامل محیطی و جغرافیایی بر مکان گزینی محوطه های باستانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) (مطالعه موردی: محوطه های استقرارگاهی شهرستان خلخال)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۶
زمینه و هدف: وجود آثار فرهنگی و تاریخی از گذشته در شهرستان خلخال، در کنار شرایط جغرافیایی و استراتژیکی مطلوب آن، موقعیت مکانی این منطقه را حائز اهمیت کرده است. این شهرستان، منطقه ای میان دره و کوه با منابع آب فراوان و ارتفاع بالا از سطح دریا، از دیرباز تاکنون یکی از مناسب ترین مکان ها برای شکل گیری و توسعه جوامع انسانی بوده است. در این راستا هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی منطقه بر مکان یابی محوطه های استقرگاهی با استفاده از قابلیت های سنجش ازدور وGIS  است. با بررسی و تحلیل الگوهای استقراری می توان، ارتباط میان محوطه ها و این الگوها و به طورکلی شرایط جغرافیایی منطقه را مطالعه و تحلیل نمود. سؤال اصلی پژوهش بدین صورت طرح می گردد که عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی چه تأثیری بر مکان یابی محوطه های استقرارگاهی در شهرستان خلخال داشته است؟ روش شناسی: روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و ابزار گردآوری از اطلاعات به دو روش میدانی و کتابخانه ای بوده است. در راستای هدف پژوهش، ابتدا 7 محوطه مهم استقراری به عنوان نمونه و مبنای مطالعاتی موردمطالعه قرار گرفت. عوامل مؤثر در مکان یابی محوطه ها همچون، موقعیت محوطه ها نسبت به منابع آب، ارتفاع از سطح دریا، پوشش گیاهی، فاصله محوطه ها نسبت به راه ها و روستاها، فاصله از شهر، نوع خاک، گسل های منطقه و شیب زمین انتخاب گردید. لایه های موردنیاز با استفاده از داده های سنجش ازدور استخراج و در محیطGoogle Earth Engine  پردازش شدند یافته ها و نتیجه گیری: نتایج یافته ها نشان داد که ارتباط مستقیم میان الگوهای استقراری و محوطه ها دیده می شود و الگوها بر تشکیل استقرارها نقش فراوان داشته اند. بیشتر محوطه ها در مجاورت و سر راه  منابع آبی قرارگرفته اند. ارتفاع1603 تا 1960متر، پوشش گیاهی متوسط، قرار گرفتن در بین راه های ارتباطی، نزدیکی و یا داخل روستاها، داخل فضاهای شهری و شیب0تا 15 درصد، از مهم ترین شاخص های الگوهای استقراری محوطه های این دوره هستند. همچنین نوع جنس خاک های سه محوطه، دارای خاک های استپی قهوه ای بوده و ازلحاظ موقعیت محوطه ها نسبت به گسل های منطقه، بیشتر آن ها در فاصله 2992متری تا 6791 متری قرارگرفته اند. پیشنهاد می شود، در طرح هایی که در آینده در نزدیکی این محوطه ها صورت می گیرد؛ به این عوامل توجه شود.
۱۸۶۴.

ارتقای محتوای دروس معماری بر اساس مکان سازی مبتنی بر ظرفیت های فضایی: نمونه پژوهشی، طرح درس «معماری بومی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۶
پژوهش حاضر با تمرکز بر مسئله هماهنگی میان سرفصل های آموزشی درس معماری بومی و ظرفیت های نظری معماری بومی، به دنبال ارائه چهارچوبی نظری و کاربردی برای بهبود آموزش معماری است. در این راستا، مسئله پژوهش در قالب نبود مدلی جامع برای آموزش مفاهیم چندلایه بین ابنیه و طبیعت بررسی شده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، توسعه محتوای آموزشی درس معماری بومی با استفاده از انگاره های مفهومی موضوع پژوهش است. در این مسیر، پژوهش به شناسایی و معادل سازی تم های اصلی در ظرفیت های نظری فضا، مکان، بوم و محیط پرداخته است. ضرورت پرداختن به این مسئله ناشی از چالش های طراحی معماری، بدون توجه به شناخت ساختاریافته از محیط و اثرات منفی آن بر کیفیت فضاهای زیستی و تعاملات انسانی است. روش پژوهش، کیفی، از نوع تحلیل تماتیک انتخاب شده و داده های پژوهش از 60 کتاب و 50 مقاله مرتبط استخراج شده است. این داده ها طی فرآیند کدگذاری و تحلیل، به 16 ترکیب مفهومی مرتبط با تم های محیطی و نظری سازماندهی شدند که به طور مستقیم در طراحی طرح درس جدید با 16 جلسه آموزشی به کار رفته اند. نتایج پژوهش از طریق طراحی شبکه ای مفهومی و تدوین اهداف رفتاری بر اساس تم های محیطی و نظری، الگویی جامع را برای آموزشِ شناخت و مداخله هدفمند در محیط های بومی ارائه کرده است. پژوهش نتیجه گیری می کند که با استفاده از اصول بوم شناسی، ترکیب معماری سنتی و فرهنگ بومی می توان آموزش معماری را به سمت معماری مبتنی بر ذات بومی آن، یعنی طراحی فضاهای پایدار و مکان های زمینه گرا، سوق داد.
۱۸۶۵.

بررسی احتمال ابرقدرتی چین در برابر آمریکا با تأکید بر بررسی فضای حیاتی چین در دسترسی به آب های بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۸۳
قدرت یابی چین در حوزه های در اقتصاد، تکنولوژی این دیدگاه را به وجود آورده است که چین با توان اقتصادی، فناوری و نظامی گری و باتوجه به سابقه تاریخی خود می تواند گوی سبقت را از آمریکا برباید و خود را به عنوان ابرقدرت تنها معرفی کند. این مقاله ضمن قبول پیشرفت چشمگیر چین در اقتصاد، فناوری و نظامی گری که در رقابت با ایلات متحده آمریکا تعریف می شود قصد دارد از منظر موزائیکی و با روش تحلیل داده های کیفی وبا بهره گیری از نظریه فضای حیاتی فردریک راتزل احتمال ابرقدرتی چین به عنوان ابرقدرت تنها را بررسی کند. از نتیجه این مقاله چنین برداشت می گردد که مناقشات مرزی یک کشور با همسایگانش سبب تضعیف قدرت ملی آن می شود ایلات متحده آمریکا به عنوان رقیب جمهوری خلق چین تقریباً با هیچ یک از کشورهای همسایه اش مناقشه مرزی ندارد. در مقابل چین با داشتن دسته کم۱۷ مناقشه مرزی با کشورهایی حوزه دریایی شرق و جنوب و همسایگی با دو کشور اتمی بی ملاحظه در کنار ژئواستراتژی A2/AD آمریکا در قیاس با آمریکا دارای مشکلات عدیده ای می باشد. به عبارت دیگر جمهوری خلق چین ضمن داشتن اقتصادی قدرتمند و پویا، فضای حیاتی لازم جهت رشد در دسترسی به آب های بین المللی را ندارد. به همین دلیل به نظر می رسد که از منظر فضای حیات جغرافیاییجمهوری خلق چین با تمام حکمرانی خوب خود و استراتژی های درست حکومتی به دلیل مناقشات مرزی با همسایگان عدم دسترسی آسان به آب ها آزاد نمی تواند فرا قوانین بازی تعیین شده توسط ایلات متحده بازی کرده و گوی سبقت را از ایلات متحده آمریکا برباید.
۱۸۶۶.

برنامه ریزی طرح های مدیریت منابع جنگلی در سامان های عرفی کوهستان هزار مسجد (مطالعه موردی: سامان های عرفی سرچاه بالا، سرچاه پایین و زیر دلوچه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۹۶
مدیریت جنگل های کوهستانی در سراسر جهان امری بسیار چالش برانگیز است. چراکه استفاده جوامع ساکن در مجاورت مناطق کوهستانی پرجمعیت از خدمات اصلی اکوسیستم جنگل (تولید چوب، دامداری متحرک، تفرج، حفاظت از تنوع زیستی و ذخیره کربن) می تواند منجر به کاهش نقش خدمات حفاظت آن در برابر خطرات گرانشی (سیل، رانش و ذخیره آب) شود. در این پژوهش با استفاده از روش تصادفی - سیستماتیک در یک شبکه آمار برداری 500×500 متر اقدام به نمونه برداری از جنگل های ارس موجود در سامانه های عرفی سه گانه «سرچاه بالا- سرچاه پایین – زیر دلوچه» در کوهستان هزار مسجد گردید. متغیر های پوشش جنگلی با استفاده از دستور العمل آمار برداری جنگل اداره فنی جنگل داری و جنگل کاری و روش نمونه برداری تلفیقیی خط- پلات (پلات های 50×20 متر و ترانسکت 300 متر) برآورد شد. سپس داده های پوشش جنگلی با داده های زمین شناسی، اقتصادی- اجتماعی، توپوگرافی تلفیق و در نهایت برنامه های مدیریتی در واحد های کاری ارائه گردید. میانگین واقعی درصد تاج پوشش جنگلی در کل سامان های عرفی سه گانه، به احتمال 95 درصد 940/0 ± 018/6 بود. میانگین تعداد در هکتار زادآوری، عناصر چوبی با قطر کمتر از 2 متر و بیش از 2 متر به ترتیب 6/53، 95/105 و 4/69 و میانگین تعداد در هکتار کل، مجموعاً 9/228 اصله درخت بوده است. در شش واحد کاری مجموعاً به مساحت 414 هکتار، میانگین ارتفاع از سطح دریا 2101 متر، بارندگی 9/371 mm، درجه حرارت سالیانه 1/8  درجه سانتی گراد، شیب متوسط 4/57 % دارای سازند مزدوران با برونزدسنگی 75 تا 90 درصد، خاک صخره ای و سنگلاخی و میانگین تاج پوشش درختی و درختچه ای 10-5 و 5-1 درصد، پروژه حفاظت پیشنهاد شد. در هفت واحد کاری دیگر به مساحت 658 هکتار، میانگین ارتفاع از سطح دریا 2147 متر، بارندگی 2/376 mm، درجه حرارت سالیانه 9/7 درجه سانتی گراد، شیب متوسط 2/34 %، سازند شوریجه با برونزدسنگی 25 تا 50 درصد، خاک عمیق با بافت شنی- لومی، تاج پوشش درختی و درختچه ای 10-5 و 5-1 درصد، نهال کاری با ارس و گونه های همراه پیشنهاد گردید. نتایج این تحقیق، تراکم و درصد تاج پوشش درختان ارس بسیار بالا در یک اکوسیستم غنی و منحصر به فرد را نشان می دهد که می بایست حفاظت دقیق از آن ها به عنوان منابع ژنتیکی بسیار ارزشمند جوامع ارس شمال شرق ایران با جدیت در دستور کار قرار گیرد.
۱۸۶۷.

سنجش تاب آوری کالبدی بافت های روستاشهری در برابر زلزله؛ مطالعه موردی: بافت روستاشهری اکبرآباد یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف: آسیب های مخاطرات طبیعی به کالبد سکونتگاه ها موجب شده است تا ارتقای تاب آوری کالبدی موردتوجه برنامه ریزان شهری و روستایی قرار گیرد. هدف از پژوهش حاضر، سنجش تاب آوری کالبدی بافت روستاشهری اکبرآباد شهر یزد در برابر زلزله و دستیابی به رهیافت های ارتقای تاب آوری کالبدی در عرصه های روستاشهری است. پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی است. روش تحقیق: در این راستا، ابتدا شاخص های سنجش تاب آوری کالبدی بافت روستاشهری از مطالعات اسنادی استخراج شدند و روایی آن ها با مصاحبه با کارشناسان تأیید شد. سپس با دریافت نظرات کارشناسان و استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی، وزن شاخص ها معین گردید تا در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) با ابزار آنالیز هم پوشانی نقشه ها، نقشه نهایی که بیانگر تاب آوری کالبدی بلوک های مختلف عرصه روستاشهری اکبرآباد شهر یزد است، ایجاد شود. نهایتاً بر مبنای هریک از شاخص های مورداستفاده در پژوهش، رهیافت های ارتقای تاب آوری کالبدی جهت بافت های روستاشهری، ارائه شد. یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که میزان تاب آوری کالبدی محدوده موردمطالعه بین 7/34-2/17 واحد متغیر است و بلوک جنوبی بافت روستاشهری اکبرآباد شهر یزد با تاب آوری کالبدی بین 2/17 تا 23 واحد، لازم است در اولویت اقدام برای ارتقای تاب آوری کالبدی قرار گیرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش مؤید آن است که قدمت تاریخی و ساخت با مصالح قدیمی مهم ترین علت پایین بودن تاب آوری کالبدی در بافت های روستاشهری است؛ حال آنکه در بافت های دیگری همچون سکونتگاه های غیررسمی، این امر عمدتاً ناشی از اوضاع اقتصادی خانوار است. بنابراین، توانمندسازی ساکنان و اقدامات و رهیافت هایی نظیر اطلاع رسانی عمومی، افزایش سطح آگاهی ساکنین و تکمیل بانک های اطلاعاتی نهادهایی که در جهت مقاوم سازی ساختمان ها و کاهش کاربری های آسیب رسان فعالیت می کنند، تهیه نقشه مناطق گریز و مسیرهای امدادرسانی، تغییر کاربری های پرخطر موجود در عرصه، تجمیع بلوک های کوچک و ایجاد ضوابط مقاوم سازی ابنیه و نماسازی نیز در ارتقای تاب آوری کالبدی عرصه های روستاشهری مؤثر است.
۱۸۶۸.

شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله (مطالعه موردی: کلان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۷
با توجه به اینکه نمی توان از وقوع زلزله جلوگیری کرد و یا زمان وقوع آن قابل پیش بینی نیست اما می توان با کمک علم آینده پژوهی به آمادگی در برابر زلزله پرداخت و راهکار هایی برای مقابله و یا کاهش آسیب پذیری آن ارائه داد این راهکار ها باعث افزایش ابتکارات و ایده هایی جهت مقاوم سازی و تاب آ وری شهر در برابر زلزله خواهد شد. در این راستا پژوهش حاضر، با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی به شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر و بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه می پردازد. پژوهش حاضر با بهره گیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روش های متداول و مورد پذیرش آینده پژوهی است و با استفاده از نرم افزار میک مک به تحلیل متغیرهای تاب آوری کالبدی در کلان شهر کرمانشاه پرداخته است. بدین منظور ابتدا با مطالعه اسناد فرادست تمامی عوامل مؤثر بر تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و با استفاده از روش دلفی 20 متغیر به عنوان متغیرهای اولیه اثرگذار بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله استخراج شدند، در ادامه تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل/ساختاری به وسیله نرم افزار Micmac صورت گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که کلان شهر کرمانشاه با توجه به پراکندگی متغیرها دارای سیستمی ناپایدار است و در صفحه پراکندگی پنج دسته (متغیرهای تأثیرگذار، دووجهی، تنظیمی، تأثیرپذیر و مستقل) قابل شناسایی هستند. در نهایت از میان 20 متغیر شناسایی شده، پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این متغیرها بر هم دیگر و بر وضعیت آینده تاب آوری کالبدی کلان شهر کرمانشاه با روش های مستقیم و غیرمستقیم، به ترتیب 7 عامل کلیدی: تراکم ساختمانی؛ فاصله از گسل؛ تراکم جمعیت؛ توپوگرافی؛ دسترسی به معابر اصلی؛ کیفیت ابنیه و بازسازی و بهسازی ساختمان های ناپایدار، که بیشترین نقش را در ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه دارند، انتخاب شدند. در ادامه با توجه به این پیشران های کلیدی پیشنهادهایی ارائه شده است
۱۸۶۹.

پیش بینی فضایی تغییرات کاربری اراضی کلان شهرها براساس مدل LCM با استفاده از RS و GIS، مورد پژوهش: کلان شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۶۴
کلان شهر اراک و اراضی پیرآمون آن در سال های اخیر با تغییرات زیادی مواجه بوده است. هدف این تحقیق پایش تغییرات کاربری اراضی در گذشته و بررسی امکان پیش بینی آن در آینده با استفاده از مدل ساز تغییر زمین در کلان شهر اراک است. در این تحقیق تصاویر ماهواره ای لندست سال های 1976، 1996 و 2024 تجزیه و تحلیل شدند. تصاویر هر سه مقطع زمانی به 4 کلاس اراضی شهری، مرتع، کشاورزی و جنگلی طبقه بندی شدند. پیش بینی وضعیت کاربری اراضی برای راستی آزمایی در سال 2024 با استفاده از نقشه های 1976 و 1996 به کمک مدل ساز تغییر زمین و بر پایه شبکه های عصبی مصنوعی و تحلیل زنجیره مارکوف انجام گردید. به این منظور از متغیرهای مکانی فاصله از جاده، فاصله از شبکه آبراهه، فاصله از اراضی شهری، ارتفاع، شیب و فاصله از حاشیه اراضی تغییر یافته، به عنوان عوامل مؤثر بر تغییرات در شبکه عصبی مصنوعی استفاده شد. نتایج نشان می دهد در طول دوره 1976 تا 2024 معادل 38/50 درصد برابر 9343 هکتار از مراتع کاهش یافته است. طی این دوره حدود 72/147 درصد معادل 3194 هکتار و 53/83 درصد معادل 4547 هکتار به ترتیب اراضی کشاورزی و انسان ساخت شهری افزایش یافته است. همچنین نتایج پیش بینی مدل نشان داد که مساحت اراضی مرتعی، کشاورزی و جنگلی در سال 2040 در مقایسه با 2024 کاهش یافته و اراضی انسان ساخت شهری افزایش خواهند یافت. بنابراین در سا ل های آتی شهر اراک توسعه شدیدی به سمت شرق و شمال خواهد داشت.
۱۸۷۰.

ارزیابی کارایی شبکه عصبی پرسپترونی چند لایه در پیش نگری طوفان های گرد و غبار برخی ایستگاه های سواحل خلیج فارس (آبادان، اهواز و بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۱
تغییرات اقلیمی و به دنبال آن رخداد وقایع حدی نظیر طوفان های گردوغبار علاوه بر اختلال در محیط زیست، تأثیر مستقیم بر سلامت انسان و روند طبیعی زندگی داشته و طی سال های اخیر در بخش کشاورزی پیامدهای نامطلوبی را بر جای گذاشته است. در این پژوهش برای پیش نگری و مدل سازی طوفان های گردوغبار، داده های ساعتی گردوغبار، میانگین دما، رطوبت نسبی، سرعت و جهت باد در برخی از ایستگاه های سواحل خلیج فارس (آبادان، اهواز و بوشهر) با طول دوره آماری ۳۷ سال (۲۰۲۳-۱۹۸۷) گردآوری شد. پیش نگری تعداد روزهای همراه با طوفان های گردوغبار در مقیاس فصلی با استفاده از مدل شبکه عصبی پرسپترون چندلایه و مدل فصلی SARIMA انجام شد. براساس نتایج حاصل از شبکه عصبی پرسپترون چندلایه، ضریب همبستگی بین مقادیر مشاهداتی و پیش نگری شده برای سه ایستگاه همدیدی آبادان، اهواز و بوشهر به ترتیب برابر با ۴۳/۰، ۵۰/۰ و ۹۰/۰ و مقدار RMSE برابر با ۹۶/۶، ۹۷/۱ و ۱۶/۰ بوده و نسبت به مدل SARIMA خطای کمتر، همبستگی بیشتر و عملکرد بهتری در پیش نگری داشته است. پیش نگری با شبکه عصبی برای ۱۶ سال آینده (۲۰۴۰-۲۰۲۴) بیشترین احتمال رخداد گردوغبار را در فصل بهار و کمترین مقدار را برای پاییز نشان داد. شدت گردوغبار نیز طی دوره های مشاهداتی و آینده در آبادان بیشتر از بقیه ایستگاه ها بوده است. مسیریابی ذرات گردوغبار با مدل HYSPLIT و  به روش پسگرد در سه ارتفاع ۲۰۰، ۱۰۰۰ و ۱۵۰۰ متری، ایجاد ذرات گردوغبار در عراق، قسمت هایی از سوریه و عربستان و حرکت آن به سمت غرب و جنوب غرب ایران را برای تاریخ های مشترک در سه ایستگاه تصدیق می کند و نتایج آن مطابقت خوبی را با عمق اپتیکی گردوغبار، تراکم گردوغبار سطحی و نحوه حرکت توده غلظت بر اساس مدل های NAAPS و COAMPS نمایش می دهد. نتایج این مطالعه می تواند در مدیریت پیامدهای ناشی از طوفان گردوغبار و برنامه های مقابله با بیابان زایی در مناطق تحت مطالعه مؤثر باشد.  
۱۸۷۱.

بررسی اثرات فرم شهری و عناصر هواشناسی بر آلودگی هوای تهران و تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۵۸
فرم شهری، به طور چشمگیری بر تولید و انتشار آلاینده های هوا تأثیر می گذارد؛ بنابراین شناخت رابطه بین فرم شهری و آلودگی هوا می تواند با بهینه سازی سیاست های برنامه ریزی و مدیریت شهری، پیامدهای مهمی در زمینه بهبود کیفیت هوا داشته باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط فرم شهری با غلظت آلاینده های CO، NO2، SO2، O3، PM10، PM2.5 و BC در تهران و تبریز و بازخوردهای آب و هوایی آن ها در طول 2021 -2015 است. این هدف با محاسبه سنجه های سیمای سرزمین مرتبط با ویژگی های مختلف فرم شهری شامل اندازه، شکل، تکه تکه شدگی، فشردگی و پراکندگی براساس سری زمانی داده های کاربری اراضی ماهانه «Dynamic World» با دقت 10 متر در سامانه «گوگل ارث انجین» و نرم افزار R4.3.3 و به کارگیری تحلیل همبستگی اسپیرمن و مدل های رگرسیون خطی چندگانه (MLR) و جنگل تصادفی (RF) محقق شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که فرم شهری، نقش بسیار مهمی در تولید و انتشار آلاینده های هوا در شهرهای تهران و تبریز در طول دوره آماری مورد مطالعه ایفا کرده است. علاوه بر این، مکانیسمی که توسط آن فرم شهری بر سطح غلظت آلاینده های هوا در تهران و تبریز تأثیر می گذارد، با توجه به تفاوت در ویژگی های منطقه ای این شهرها از جمله جمعیت، شرایط آب و هوایی و ساختار صنعتی برای برخی از آلاینده ها نسبتاً متفاوت است. در تهران پارامترهای هواشناسی دما، بارش و سرعت باد و در تبریز دما و سرعت باد نقش مهمی در ارتباط شاخص های فرم شهری با غلظت آلاینده های جوی دارند
۱۸۷۲.

فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۳
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد.  یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.
۱۸۷۳.

بررسی مقایسه ای مشارکت اجتماعی در میان عشایر و مردم شهر و رابطه آن با احساس امنیت (مطالعه موردی عشایر شاهسون و شهر پارس آباد مغان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه: مشارکت از دیر باز با زندگی انسان پیوند داشته است. توجه به پدیده مشارکت اجتماعی از بعد امنیتی در سکونتگاه های مختلف و شیوه زندگی از اهمیت خاصی برخورداراست. ارتباط میان امنیت اجتماعی و مشارکت مردمی یک ارتباط دوسویه است. از یک طرف گسترش امنیت اجتماعی می تواند زمینه ساز توسعه مشارکت های مردمی باشد از طرف دیگر افزایش مشارکت های مردمی پشتوانه محکمی برای حاکمیت و بقای امنیت در جامعه است. هدف پژوهش: هدف پژوهش بررسی مقایسه ای مشارکت در دو  سکونتگاه انسانی جامعه شهری و عشایری می باشد. روش شناسی تحقیق: تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت کاربردی و به روش توصیفی - تحلیلی و علی مقایسه ای است. این پژوهش روش گردآوری داده ها در این تحقیق شامل روش کتابخانه ای و روش پیمایش مقطعی است که با استفاده از منابع دیجیتال و کتاب های موجود اقدام به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز گردیده و برای بررسی فرضیه ها، اقدام به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. روش های تجزیه و تحلیل آماری در این تحقیق در دو بخش آماره های توصیفی که شامل جداول و نمودارها، شاخص های پراکندگی، فراوانی ها و ... است، بخش دوم شامل روش های تحلیل استنباطی که از آزمون هایی مانند T-test(تفاوت میانگین ها)، آزمونF ( آنالیز واریانس)، همبستگی پیرسون، و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است. قلمروجغرافیایی پژوهش: در قلمرو کوچ نشینان عشایر شاهسون پارس آباد مغان مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها و بحث: یافته های اصلی پژوهش  بیانگر آن است که 90 درصد از پاسخگویان شهروندان مغان و 94 درصد عشایر معتقدند مردم به فکر همدیگر هستند، 68 از پاسخگویان شهر پارس آباد  و 74 درصد عشایر معضلات و مشکلاتی که در سطح جاوامع آنها وجود دارند به آن ها مربوط می شود و خود را موظف به رفع این مشکلات می دانند، 54 درصد از پاسخگویان شهروندان مغان و 56 درصد عشایر اظهار داشته اند که نسبت به این که دیگران چگونه و در چه شرایطی زندگی می کنند توجه دارند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق بیانگر آن است حاضر و جود رابطه معنادار بین امنیت اجتماعی با مشارکت اجتماعی اثبات می شود. و اینکه این مشارکت در جامعه عشایر از  ضریب اهمیت بالاتری برخوردار است.
۱۸۷۴.

نقش پرنده نگری در جذب گردشگر و توسعه روستاهای ساحلی، مطالعه موردی: روستاهای شهرستان فریدونکنار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
استان مازندران نیز با بیش از 330 گونه از پرندگان اعم از بومی و مهاجر که در تالاب ها و زیستگاه ها و نوار ساحلی زندگی می کنند، از نظر پرنده نگری در مقایسه با سایر مناطق دارای مزیت نسبی بالایی است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و از نظر روش توصیفی - تحلیلی و میدانی می باشد. پایایی ابزار تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ برای مولفه های مورد بررسی تحقیق برابر با 81/0 بدست آمده است. روایی پرسش نامه نیز با اعتبار صوری (با استفاده از نظر متخصصان و کارشناسان)بدست آمده است. جامعه آماری سرپرست خانوارهای ساکن در 9 روستای شهرستان فریدونکنار می باشند. تعداد نمونه ها بر طبق فرمول کوکران معادل 300 نفر بدست آمده است که برای تکمیل پرسش نامه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های مستخرج از پرسش نامه با بهره گیری از نرم افزارspss و با استفاده از آزمون های تحلیل همبستگی کای اسکوئر، مقایسه میانگین فریدمن و رگرسیون خطی چندگانه مورد تجزیه و تحلیل و سنجش قرار گرفتند. برای بررسی میزان رابطه توسعه پرنده نگری و گردشگری با ظرفیت های جذب گردشگر از تحلیل همبستگی کای اسکوئر استفاده گردید و نتایج نشان دهنده رابطه 99 درصدی می باشند. و نتایج کروسکال والیس در خصوص عملکرد دستگاههای متولی در ترویج پرنده نگری و حفظ محیط زیست، تفاوت معنادار در سطح اطمینان 99 درصد را نشان داده و مشخص می کند سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و محیط زیست بالاترین مقادیر را به خود اختصاص دادند و از وضعیت مطلوب تری نسبت به دیگر دستگاه ها برخوردارند. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون خطی چندگانه نیز برای تبیین میزان توسعه یافتگی نواحی روستایی نشان می دهد که مؤلفه های بررسی شده تاحد قابل قبول و معناداری وابسته به متغیرهایی هستند که مورد بررسی قرار گرفتند.
۱۸۷۵.

تحلیل ظرفیت کاهش حرارتی بر اساس فضاهای سبز در شهر مراغه با استفاده از مدل سرمایش شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
زمینه و هدف : با توجه به افزایش دمای جهانی و تشدید اثر جزیره حرارتی شهری ، گسترش پوشش گیاهی می تواند از شدت این پدیده بکاهد و محیطی سالم تر و پایدارتر را برای ساکنان شهرها فراهم کندبه طور کلی مناطق سبز در شهرها رویکردی مؤثر برای کاهش اثرات جزیره گرمایی شهری و ایجاد آسایش برای ساکنان می باشد. بهبود شرایط ریزاقلیمی در محیط های شهری بیشتر تحت تأثیر تبخیر و تعرق است. به عبارتی با کاهش پوشش گیاهی و تغییرات کاربری زمین مرتبط است. روش شناسی: در این مقاله با استفاده از مدل سرمایش شهری به بررسی تاثیرات فضاهای سبز بر روند کاهش اثرات جزایر حرارتی در شهر مراغه پرداخته شد. با توجه به ماهیت موضوع، هدف پژوهش کاربرد ی و روش تحقیق مبتنی بر روش توصیفی – تحلیلی است. در این پژوهش به منظور پایش تغییرات کاربری شهری در بازه زمانی 1363تا  1401 تصاویر ماهواره لندست با پیکسل سایز 30×30 استفاده شده است برای بررسی میزان خنک کنندگی در شهر مراغه  از مدل سرمایش شهری در نرم افزار Invest استفاده شده است. نتایج و یافته ها : در سال 1363 در کلاس 0.83 تا 0.90 برابر با 19.5 درصد ،در سال1383 در کلاس 0.60 تا 0.93 برابر با 19.87  . درصد و در کلاس 1401 در کلاس 0.59 تا 0.83 برابر با 20.65 درصد توانسته جزایر گرمایی را کاهش دهد .با توجه به نتایج به دست آمده از مدل سرمایش شهری مشاهده شد که در هر سه دوره  شهر مراغه در کاهش جزایر گرمایی وضعیت چندان مطلوبی  نداشته است. با توجه به نقشه های کاربری اراضی سه دوره  الگوی رشد شهر مراغه از الگوی رشدی پراکنده و افقی ناموزون با تخریب زمین های باغی و حاصلخیز کشاورزی و جایگزین شدن آنها با بافت محله های پراکنده و نامنسجم شهری و روستایی تبعیت نموده است که این با توجه به از بین رفتن باغات وپوشش های گیاهی اطراف شهر جزایر حرارتی در شهر گسترش روز افزون داشته است. صرفه جویی انرژی ناشی از کاهش جزایر گرمایی شهری را براثر زیرساخت های سبز شهری در سال 1363 در شهر مراغه 10626 مگاوات برای سال 1383برابر با 19252مگاوات و در نهایت برای سال 1401برابر با  36234مگاوات بوده است.
۱۸۷۶.

بررسی و تحلیل تأثیر برنامه های آگاهی بخشی عمومی بر رفتار زیست محیطی شهروندان زنجانی در مجموعه گردشگری گاوازنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی رفتار زیست محیطی شهروندان زنجانی و تحلیل تأثیر برنامه های آگاهی بخشی عمومی بر این رفتارها در مجموعه گردشگری گاوازنگ انجام شده است. این مطالعه تلاش دارد تا با استفاده از روش های ترکیبی کیفی و کمی، تأثیر این برنامه ها را بر نگرش و رفتارهای زیست محیطی شهروندان ارزیابی کند. پژوهش حاضر بر مبنای نوع تحقیق، کاربردی و روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است که جهت گردآوری اطلاعات و داده ها از روش های کتابخانه ای و مطالعات میدانی مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. برای تحلیل نتایج از نرم افزار Spss و Minitab استفاده شد. برای بررسی ویژگی های پاسخ گویان از آمار توصیفی (درصد، فراوانی) برای تجزیه و تحلیل نهایی یافته ها از آزمون تی تک نمونه ای (t-test) و آنوا (Anova) استفاده شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. مقدار آلفا 735/0 است. نتایج نشان می دهد که برنامه های آگاهی بخشی بر پنج شاخص رفتار زیست محیطی شهروندان زنجانی بازدیدکننده از گاوازنگ تأثیر مثبت داشته است: آگاهی زیست محیطی، رفتار زیست محیطی، مشارکت در برنامه های زیست محیطی، نگرش به مسائل زیست محیطی و دسترسی به منابع اطلاعاتی زیست محیطی. همچنین، نتایج آزمون واریانس یکطرفه نشان داد که شاخص های مشارکت در برنامه های زیست محیطی و دسترسی به منابع اطلاعاتی زیست محیطی بیشترین تأثیرگذاری را داشته اند.
۱۸۷۷.

سنجش و ارزیابی تأثیر شاخص های فرم شهر بر آلودگی کلان شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۸
امروزه آلودگی هوای کلان شهرها بحران های اساسی در زمینه توسعه؛ اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی ایجاد کرده است به طوری که این موضوع به اولویت اول برای برنامه ریزان شهری در جهت کنترل این معضل تبدیل شده است. بررسی تأثیرات فرم شهری بر کیفیت هوا هم در تحقیقات تجربی و هم نظری مورد توجه قرار گرفته است. کلان شهر اراک به دلیل وجود منابع زیاد انتشار آلودگی هوا در بیش از نیمی از روزهای سال بویژه برای گروه های آسیب پذیر ناسالم می باشد و هم اکنون جزء هشت شهر آلوده کشور است. لذا هدف تحقیق حاضر سنجش و ارزیابی تأثیر شاخص های فرم شهر بر آلودگی کلان شهر اراک است. داده ها و اطلاعات موردنیاز تحقیق با مطالعه اسناد، طرح ها، مقالات و مراجعه به به سازمان های مرتبط (شهرداری، سازمان محیط زیست و...) جمع آوری شده است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار GIS، مدل رگرسیون GWR و مدل Moran استفاده شده است. درنهایت نتیجه گیری تحقیق مؤید این مطلب است؛ که در مناطق شهری اراک که از وضعیت اسپرالی(منطقه 1و 3) برخوردار هستند، رابطه فضایی آلاینده ها با فرم شهر در سطح بالایی قرار دارد. که از دلایل این موضوع؛ وجود کارخانه های صنعتی ماشین سازی، کارخانه آلومینیوم و وجود نیروگاه پتروشیمی شازند است. همچنین در مناطق فشرده شهر به لحاظ جمعیتی و ساختمان سازی(4و 5) تجمع آلاینده های SO و O3 در سطح بالایی قرار دارد. این مطالعه به بررسی فرم مناطق و آلودگی هوا در شهری پرداخت که تمرکز صنایع وضعیت محیطی را تشدید کرده است. بنابراین برنامه ریزی و سیاست های شهری باید متناسب با عملکرد شهری و ساختار صنعتی کلانشهر اراک طراحی و تدوین شود. همچنین در مناطق فشرده شهر به لحاظ جمعیتی و ساختمان سازی(4و 5) تجمع آلاینده های SO و O3 در سطح بالایی قرار دارد. این مطالعه به بررسی فرم مناطق و آلودگی هوا در شهری پرداخت که تمرکز صنایع وضعیت محیطی را تشدید کرده است.
۱۸۷۸.

بررسی شاخص های رقابت پذیری گردشگری با رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر (مطالعه موردی: مراکز اقامتی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۷
در سال های اخیر رقابت پذیری به عنوان مفهوم اقتصادی تأثیرگذار بر توسعه پایدار صنعت گردشگری مطرح می شود. شاید تا چند سال پیش فقط ارائه خدماتی مثل اتاق های تمیز، سرویس حمل ونقل و غذای مناسب، مشتریان هتل ها را راضی نگه می داشت؛ ولی در حال حاضر مسافران هتل ها کل فرایند دریافت خدمات از مرحله ورود به اماکن اقامتی تا مرحله ترک آن را مورد ارزیابی قرار می دهند و انتظارات خود را با کیفیت خدمات ارائه شده مقایسه و این ارزیابی را مبنای مراجعات بعدی قرار می دهند. از مهم ترین ویژگی های خدمات اقامتی، ایجاد حس اطمینان و آسایش به مشتریان از طریق رابطه ای باکیفیت بالا و توجه به تأمین نیازهای روحی و جسمی مسافران هست. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی است. باتوجه به شاخص های مورد بررسی، برای جمع آوری داده ها از روش تحقیق کتابخانه ای و سپس میدانی (روش پرسش نامه - طیف لیکرت) از گردشگران مراکز اقامتی در تبریز استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری تی تک نمونه ای (T-Test) به منظور ارزیابی شاخص های رقابت پذیری شهر تبریز استفاده شد. از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل واریانس (Anova) برای بررسی و مطالعه وجود رابطه بین شاخص های رقابت پذیری گردشگری شهر تبریز و مدیریت کیفیت فراگیر و مشخص کردن تأثیر هر یک از متغیرهای مدیریت کیفیت فراگیر بر رقابت پذیری گردشگری شهر تبریز استفاده شد. همچنین برای چگونگی روابط بین متغیرها در بازه سه ماهه تیرماه و مهرماه 1402، همبستگی آن هم مورد بررسی قرار گرفت که از نوع مثبت بود و نتایج پژوهش نشان داد که با اعمال مدیریت کیفیت فراگیر، اندازه شاخص های رقابت پذیری گردشگری نیز در طول زمان در مراکز اقامتی تبریز افزایش پیدا می کند.
۱۸۷۹.

واکاویی اثر تغییر اقلیم بر پوشش جنگلی بلوط زاگرس (شمال شرق استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۳
جنگل ها به دلیل نقش مؤثری که در چرخه های اکسیژن، آب و کربن دارند، جزء حلقه های اصلی تداوم حیات محسوب می شوند. جنگل های بلوط زاگرس گونه غالب جنگل های زاگرس محسوب می شوند. در این مطالعه منطقه جنگلی شمال شرق استان خوزستان در شهرستان های دزپارت، ایذه و باغملک بررسی شده اند. در ارزیابی اثر تغییر اقلیم بر پوشش جنگلی منطقه از تصاویر ماهواره  MODIS2020-2000، داده های بارش و میانگین سالانه دمای سطح زمین ایستگاه های هواشناسی و شاخص های NDVI,LST TCI,VCI, استفاده شد. روند متغیرها با Pettitt-Test بررسی شد. نتایج آزمون P-test افزایش دمای هوا و دمای سطح زمین به میزان ◦C  1، کاهش سطوح آبی و پوشش های گیاهی متوسط و متراکم، افزایش شاخص VCI و کاهش TCI را تأیید کرد. علاوه بر این مشخص گردید سال 2007 زمان تغییر روند داده ها است. نتایج آزمون ناپارامتری نقاط چرخش (Pettitt’s Test) میانگین دما و بارش سالانه (2020-1975) منطقه نشان می دهد دمای هوا در سطح اطمینان 95% دارای روند معنی دار است (P-value=0.011). میزان دمای فصل بهار از سال 2009 حدود 1.8 درجه سلسیوس افزایش یافته است. نتایج این آزمون برای بارش سالانه معنی دار نبود (P-value=0.175). یافته ها نشان داد دامنه تغییرات پوشش آبی منطقه در دوره 2020-2007 از 3.08 به 0.08 کاهش یافته است. ناهنجاری بارش سالانه منطقه رخداد یک دوره بلندمدت خشکسالی از 2007 تا 2017 را تأیید می نماید. تغییرات پوشش گیاهی و رطوبتی منطقه بیانگر افزایش نوسان های رطوبتی در این دوره زمانی است. این دو شاخص نشان دهنده کاهش پوشش جنگلی منطقه از سال 2000 تا 2020 است. این تغییرات همزمان با افزایش دما و تداوم خشکسالی ها به صورت یک پسخوراند مثبت عمل می کند. از پیامدهای تداوم روند شرایط اقلیمی فعلی کاهش میزان ترسیب کربن، کاهش جریان پایه و تغییر رژیم آبدهی رودخانه خواهد بود. اثرات سیبرنتیکی این عمگلرها منجر به تخریب ساختار اقتصادی و اجتماعی و افزایش مهاجرت های اقلیمی خواهد شد.  
۱۸۸۰.

تحلیل نقش ذینفعان مؤثر بر حکمروایی خوب در دستیابی به توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۰
مقدمه : حکمروایی شهری به عنوان بدیلی برای الگوی سنتی مدیریت شهری بر گذار از نقش ساختارهای رسمی به عنوان محور تصمیم گیری به سوی نقش یابی جامعه مدنی در اعمال حقوق دموکراتیک و انجام وظایف تأکید دارد. دراین رابطه، نگرش جدید مدیریت شهری، ایجاد سازمان های محلی، افقی و فرابخشی به منظور رسیدن به اهداف توسعه پایدار و جامعه مدنی و نیز تقسیم وظایف بین حکومت های مرکزی و محلی و صلاحیت دار کردن شهروندان از اصول اساسی محسوب می شوند که با نظام اداری مرکزی، عمومی و بخشی مغایرت دارد. داده و روش : تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، به دنبال بررسی و تحلیل نقش کنشگران مؤثر در حکمروایی شهری در دستیابی به توسعه پایدار شهر زنجان است. جامعه آماری شامل شهروندان زنجان به تعداد 430871 نفر است که با روش نمونه گیری کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و روش حداقل مربعات جزئی با کمک نرم افزار های SPSS و SmartPLS استفاده شد. یافته ها : طبق یافته های تحقیق، ضریب آماره t در شاخص حکمروایی شهری 25/32- ؛ توسعه پایدار 5/25- و عملکرد سازمان ها 57/1 است. همچنین، طبق خروجی مدل معادلات ساختاری، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 550/0 است. با تأثیر شاخص عملکرد سازمان ها به عنوان متغیر واسطه ای، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 612/0 افزایش یافته است. نتیجه گیری : نتایج بیانگر تأثیر مستقیم حکمروایی خوب در توسعه پایدار در حد مطلوب و ایده آل است. متغیر واسطه ای (عملکرد سازمان ها) نقش سازنده ای در تقویت حکمروایی خوب شهری و متعاقب آن دستیابی به توسعه پایدار دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان