فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵٬۴۷۶ مورد.
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
615 - 636
حوزههای تخصصی:
هدف: اقناع عمومی در حکمرانی خوب شهری، ابزاری قدرتمند است که به دلیل ایجاد هم بستگی و تعامل بین مسئولان حکومتی و شهروندان، ترویج ارزش ها و هدف های مشترک و همچنین، بهبود کیفیت زندگی در شهر اهمیت دارد. در دنیای امروزی که شهرها به سمت توسعه و رشد سریع حرکت می کنند، حکمرانی خوب شهری اهمیت بسیاری پیدا کرده است. اقناع عمومی، ابزار مؤثری در بستر حکمرانی خوب شهری مطرح شده است؛ از این رو هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل اقناع عمومی در بستر حکمرانی خوب شهری است.
روش: روش پژوهش کیفی و از نوع نظریه پردازی داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع گلوله برفی بوده است. در مجموع، در پژوهش حاضر ۱۷ نفر مشارکت کردند که ۱۰ نفر از بین مدیران کل دستگاه های اجرایی استان خراسان رضوی و ۷ نفر از استادان و خبرگان دانشگاهی انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام شد. برای اخذ تأمین اعتبار، از درگیری طولانی مدت و مشاهده مداوم و بازبینی مشارکت کنندگان استفاده شد. افزون بر این، برای ایجاد اعتبار بیشتر، پژوهشگر از روش بازبینی مشارکت کنندگان بهره برد.
یافته ها: یافته های پژوهش در قالب شش دسته شرایط علی، مقوله محوری، استراتژی ها، پیامدها، زمینه ها و مداخله گرها دسته بندی شد. یافته های پژوهش نشان داد که شرایطی همانند عوامل سرمایه اجتماعی و حکمرانی مسائل، باعث می شود که اقناع عمومی شکل گیرد. از طرفی این رفتار بر استراتژی ها یا راهبردها تأثیر می گذارد. به سخن دیگر، عوامل یادشده کمک می کند که راهبردها یا استراتژی های حکمرانی خوب شهری که رسانه کارآمد و استراتژی ارتباط مؤثر است، انتخاب شود. این استراتژی ها به قطع پیامدهایی دارند که از آن جمله می توان به بهبود عملکرد به شکل توسعه انسانی پایدار و بهبود حل مسئله اشاره کرد. زمینه این استراتژی ها، سیاست های حمایتی و فرهنگی است. در این میان نباید از مداخله گرهایی همچون موانع محیطی و موانع ارتباطی چشم پوشی کرد.
نتیجه گیری: انتقال پیام های اثربخش و مؤثر به جامعه با اقناع عمومی در بستر حکمرانی شهری امکان پذیر است. با انجام پدیده مذکور، شناخت بهتر از مسائل شهری، ایجاد همدلی و تعامل مثبت با شهروندان و افزایش مشارکت آن ها در مسائل عمومی فراهم می شود. با توجه به یافته های پژوهش، چنین نتیجه می شود که اقناع عمومی مؤثر، به تحلیل دقیق اهداف و مخاطبان نیازمند است. باید هدف مدنظر اقناع، اهداف کلان حکمرانی شهری و نیازهای جامعه، به صورت دقیق بررسی شوند. همچنین، باید مخاطبان مدنظر به خوبی شناسایی و تحلیل شوند تا بتوان محتوا و ابزارهای اقناعی درستی طراحی کرد. استفاده از شواهد و آمار مطمئن، به افزایش اعتبار اقناع عمومی کمک می کند. اطلاع رسانی جذاب و فهم پذیر نیز، می تواند مخاطبان را بهتر و به طور کامل آگاه سازد و آن ها را به پذیرش ایده مدنظر ترغیب کند. در نهایت اینکه استفاده از شاخص ها و نشانه های اثرگذاری، می تواند نتایج و اهداف اقناع را به وضوح نمایش دهد و از شفافیت در فرایند اقناع پشتیبانی کند. در پایان پژوهش، پیشنهادها و راه کارهایی برای مؤلفه های پژوهش بیان شده است.
ارزیابی و اولویت بندی عوامل جغرافیایی تأثیرگذار بر قدرت دفاعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۲
121 - 154
حوزههای تخصصی:
موقعیت خاص ژئوپلیتیکی ایران در منطقه، منجر به ایجاد تهدید برای کشور در مقاطع زمانی مختلف گردیده، که لزوم داشتن آمادگی کامل نظامی برای مقابله با تهدیدهای مطرح را برای ایران اجتناب ناپذیر نموده است. و لزوم تقویت توان و قدرت دفاعی کشور به عنوان اصلی اساسی و مهم در سیاست خارجی کشور مطرح می باشد. از میان عوامل گوناگون تأثیرگذار بر قدرت دفاعی کشور عوامل جغرافیایی نقشی برجسته و تعیین کننده دارند. در همین راستا در مقاله پیش رو به منظور تبیین عوامل جغرافیایی اولویت دار و مهم تأثیرگذار بر قدرت دفاعی ایران، با مطالعه اسناد و سوابق علمی پیشین صورت پذیرفته مرتبط و استفاده از نظرات 30 نفر از خبرگان، تعداد 73 شاخص جغرافیایی-زیست محیطی احصاء و در گام دوم با تشکیل پانل خبرگی شاخص های مشابه با یکدیگر ادغام و تعداد 28 عامل مشخص گردید. در ادامه بر اساس نظر خبرگان اقدام به رتبه بندی و تعیین ارزش عوامل نموده و تعداد 16 عامل مهم و اثرگذار تعیین و در انتها با استفاده از روش تحلیل اهمیت-عملکرد IPA ارزش اهمیت و ارزش عملکرد هر عامل به صورت جداگانه بر مبنای طیف لیکرت پنج تایی تعیین و طبق نتایج به دست آمده و وزن دهی عوامل، سه عامل دارای اولویت که اهمیت و عملکرد بالایی دارند و چهار عامل دارای اهمیت بالا و عملکرد پایین به عنوان عوامل مهم جغرافیایی تأثیرگذار بر قدرت دفاعی ایران مشخص گردیدند.
آسیب شناسی خط مشی های نخبگانی: واکاوی موانع جذب استعدادهای برتر در بخش دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
149 - 176
حوزههای تخصصی:
استفاده از سرمایه انسانی باکیفیت در بخش عمومی، در کانون توجه خط مشی های ملی بسیاری از کشورها قرار دارد. آیین نامه جذب و نگهداری سرمایه انسانی استعداد برتر، یکی از خط مشی هایی است که توسط هیئت وزیران تصویب شده، تا مسیر ویژه ای برای شناسایی و جذب مستعدین در دستگاه های اجرایی و حاکمیتی ایجاد کند. در اجرایی شدن این مهم، چالش هایی وجود دارد. هدف این پژوهش، شناسایی موانع جذب استعدادهای برتر در این دستگاه های حاکمیتی است. داده های این پژوهش کیفی، مستخرج از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 17 نفر از صاحبنظران در 5 دستگاه حاکمیتی که به طریقی با استعدادهای برتر ارتباط دارند استخراج شده است. از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل مصاحبه ها استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد «چالش تعریف و شناسایی نخبه»، «عدم آسیب شناسی و نیازسنجی پیش از نخبه گزینی»، «فقدان سازوکارهای مناسب جذب»، «فرایندهای طولانی به کارگیری نخبگان»، «معیارهای نامناسب جذب نخبگان» و «نادیده گرفتن نیازهای مادی/غیرمادی نخبگان» از جمله مهم ترین موانع جذب استعدادهای برتر در دستگاه های حاکمیتی است. شناسایی درست این چالش ها، به اتخاذ تصمیم های صحیح و مناسب کمک می کند.
راهبردها و راهکارهای مقابله با تهدیدات فرانو نظامی امنیتی در جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر رهنمودهای امامین انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۶
251 - 276
حوزههای تخصصی:
هدف: دستیابی به راهبردها و راهکارهای مقابله با تهدیدات فرانو نظامی امنیتی در جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر رهنمودهای امامین انقلابروش: توصیفی – تحلیلی و ترکیبی (کیفی کمی) با رویکرد اکتشافی که برای انجام آن علاوه بر استفاده از مطالعه اسنادی و مصاحبه ساختارمند با خبرگان از ابزار پرسشنامه 5 گزینه ای طیف لیکرت شامل 82 شاخص استفاده شده و جامعه آماری شامل 40 نفر می باشد که پس از آزمون های روایی و پایایی با استفاده از تکنیک سوات پردازش شده است.یافته ها: در قالب راهبردها و راهکارهای تدوین شده در دو بعد قدرت افزایی و قدرت سازی جهت رسیدن به قدرت برتر در منطقه موردتوجه قرارداد.نتیجه گیری: در بعد قدرت افزایی اگر نوعی موازنه در حوزه منطقه ای به موازات تأثیرگذاری بر معادلات نظامی امنیتی از طریق بهره برداری از موقعیت راهبردی، ایجاد و بهره گیری از قدرت نهضت های آزادی بخش انجام دهد در آن شرایط بسیاری از مخاطره ها و تهدیدات منطقه ای ایران کاهش می یابد. در بعد قدرت سپاری راهبردهای تدوین شده با مدنظر قرار دادن دفاع همه جانبه بر موارد ذیل تأکید دارد: تکیه بر اقتدار فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی)، تقویت انسجام درونی در کلیه سطوح، خوداتکایی در تمام زمینه ها با جهش تولید، تکیه بر بسیج مردمی، شناسایی و مقابله با تهدیدات فرانو و ایجاد زیرساخت های لازم برای مقابله با آن ها و توجه به دفاع همه جانبه می باشد.
طراحی مدل حکمرانی شرکت های دولتی در چارچوب سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
12 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف: شرکت های دولتی در صنایع حساس، استراتژیک و زیرساختی مانند انرژی و حمل ونقل فعالیت می کنند. اداره این شرکت ها بایستی مبتنی بر نظام حکمرانی خاص و مشخصی صورت گیرد؛ این در حالی است که در کشور، مدل یا سیستم خاصی برای حکمرانی شرکت های دولتی وجود ندارد. از این رو، هدف از این پژوهش، طراحی مدل حکمرانی شرکتی در شرکت های دولتی با بهره گیری از اقتضائات و رهنمودهای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است.
روش: پژوهش حاضر از روش شناسی آمیخته بهره برده است. در مرحله نخست، به منظور شناسایی الزامات و اقتضائات سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی برای حکمرانی شرکت های دولتی، داده های مرتبط با متن «سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی»، ادبیات نظری و 19 مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان با استفاده از روش تحلیل تم، تجزیه وتحلیل شد. در مرحله دوم و در بخش کمّی پژوهش، به منظور بررسی اعتبار مدل طراحی شده، یافته های مرحله دوم در قالب پرسش نامه ای طراحی و از طریق روش دلفی فازی تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، حاکی از این است که مدل حکمرانی شرکتی مبتنی بر سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، بایستی بر مبنای چهار ویژگی «انطباق پذیری»، «عدالت مشارکت محور»، «فسادزدایی و سلامت» و «مدیریت جهادی» طراحی شود. در ادامه تحلیل ادبیات نظری و مصاحبه های انجام شده، 103 مفهوم در راستای الزامات تحقق این ویژگی ها شناسایی شد که در قالب 22 تم فرعی انتزاع یافت. همچنین نتایج اعتبارسنجی این تم های فرعی، به مثابه الزامات طراحی مدل حکمرانی مطلوب در مرحله دوم، نشان داد که کلیه این الزامات، به استثنای یک مورد، به تأیید خبرگان رسیده است.
نتیجه گیری: به خط مشی گذاران و تصمیم گیرندگان توصیه می شود که برای محقق ساختن نظام حکمرانی شرکتی مبتنی بر سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، «پیچیدگی و تنوع بخشی»، «ذی نفع محوری»، «شفافیت اطلاعات» و «خادمیت» را در طراحی مدل مطلوب مدنظر قرار دهند.
تبیین مولفه های تاثیرگذار بر شرایط ذهنی و توجه به انعطاف پذیری در حصول رضایت حرارتی کاربران از فضای باز (نمونه موردی : میدان نقش جهان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
۹۳-۷۷
حوزههای تخصصی:
ارتباطی پیچیده میان تعامل افراد و محیط فیزیکی آنها برقرار است. نگاه غالب بر این فعل و انفعالات، عمدتاً شامل مولفه های کمّی قابل درک مانند جریان گرما و دما، همسو با رویکردهای فیزیولوژیکی است، آسایش را به عنوان یک پدیده فیزیکی می داند و به دنبال تشکیل یک «شاخص آسایش» است که از درک چگونگی تأثیر ویژگی های فیزیکی محیط بر وضعیت شخصی ساکنان تعریف گردد؛ در حالیکه این ارتباط ، پیچیده تر از آن چیزی است که صرفاً با چنین شاخصی تعیین گردد. افراد با محیط حرارتی خود به صورت منفعلانه تعامل ندارند و اگر شرایط را ناخوشایند یا خود را در یک تنش شدید حرارتی ببینند، به گونه ای واکنش نشان می دهند که خود را راحت تر و ایمن تر کنند. حداقل، آنها به امید مهار، کنترل یا دوری کردن از تنش حرارتی تلاش بیشتری می کنند. این تلاش از سویی مرتبط با وضعیت فیزیولوژیکی و از جهتی در ارتباط با شرایطی ذهنی افراد است که رضایتمندی از محیط حرارتی را فراهم نماید. به همین خاطر، رویکردهای پژوهشی در این حیطه فراتر از "مطالعات کمّی" برای پیش بینی محدوده آسایش است. از این روی، توجه به فرآیندهایی کیفی در راستای تطبیق انسان با محیط پیرامون و نیازهایش، ضروری به نظر می رسد. هدف کلی این پژوهش، پردازش دیدگاهی جامع به عوامل موثر بر ادراک حرارتی است و به بررسی مولفه های کیفی تاثیرگذار بر حصول آسایش حرارتی در فضای باز می پردازد. چارچوبی از رویکردهای تأثیرگذار بر سازگاری حرارتی شامل عوامل رفتاری، فردی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخچه حرارتی، بستر و همبستگی حواس یا پاسخ لحظه ای به عنوان تأثیرات غیرمستقیم در این پژوهش تبیین میگردد. روش تحقیق بصورت پژوهش موردی و مطالعه میدانی است که در آن با تحلیل برخی از متغیرهای مرتبط با عوامل مذکور، با تکمیل 100 پرسشنامه، مراجعین به میدان نقش جهان اصفهان در بازه های زمانی مختلف زمستانی با اولویت بندی معیارهای پژوهش در نرم افزارSPSS 26 فراهم می گردد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد توجه به این مولفه ها در شکل گیری قضاوت های فردی که منجر به رضایت حرارتی می گردد، نقش بسزایی در افزایش حد بالا و پایین آسایش حرارتی و به تبع آن، مدیریت مصرف انرژی و تقویت پایداری زیست محیطی را به همراه دارد.
چابک سازی مدیریت فرایندهای سازمانی مبتنی بر تئوری سیستم های انطباقی پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
553 - 583
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه بسیاری از سازمان ها به این نتیجه دست پیدا کرده اند که در دنیای واقعی، پیاده سازی سیستم مدیریت فرایندهای سازمانی، بیشتر آن ها را به سمت ساختارهای رسمی برده است و در واقع، توان واکنش مؤثر و چابک به تغییرات را به ویژه در نظام های پیچیده کاهش داده و حتی، اجرای آن را با اختلال مواجه کرده است. در این راستا، هدف اصلی پژوهش پیش رو، ارائه چارچوبی از چابک سازی مدیریت فرایندهای سازمانی با بهره گیری از مفاهیم نظریه «سیستم های پیچیده انطباقی» در سازمان است.
روش: برای دستیابی به هدف یاد شده، در گام نخست، از طریق ابزار مصاحبه با ۱۸ نفر از خبرگان، تلاش شد که اجزای مؤثر در چارچوب مدیریت فرایندهای سازمانی چابک شناسایی شود تا از این طریق بتوان انطباق پذیری و چابکی سیستم مدیریت فرایندهای سازمانی را بهبود بخشید. در گام دوم پژوهش، به منظور تبیین ارتباطات سیستمی مدیریت فرایندهای سازمانی چابک، از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شد.
یافته ها: پس از تحلیل یافته ها و استخراج کدهای اولیه از متن مصاحبه ها، در گام نخست، داده ها در چهار مقوله کلی آمادگی و زیرساخت های اولیه، پاسخ گویی، یادگیری و رشد شاخص های عملکردی با ضریب پایایی به میزان ۷/۷۷ دسته بندی شدند. در مرحله بعدی، از طریق تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، سطح بندی و ارتباطات درون سیستمی تعیین شد. بر اساس یافته های پژوهش، مؤلفه های چارچوب پیشنهادی عبارت اند از: ۱. آمادگی: شامل فرهنگ متناسب، حاکمیت فرایند، نیروی انسانی شایسته، زیرساخت فناوری و ساختار سازمان؛ ۲. پاسخ گویی: مشتمل بر مؤلفه های استراتژی سازی مبتنی بر بداهه، پایداری خلاق، سازگاری پویا و رهبری فرایندها؛ ۳. یادگیری: متشکل از یادگیرندگی سازمانی و درک و شناخت محیطی؛ ۴. رشد و بهبود شاخص های عملکردی: شامل شاخص های کمی و کیفی. همچنین با توجه به چارچوب مفهومی ISM این متغیرها در قالب چهار سطح طبقه بندی شدند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج، زیرساخت فناوری اطلاعات، مهم ترین مؤلفه در چابکی مدیریت فرایندهای کسب وکار شناخته شد. همچنین بر اساس تحلیل های صورت گرفته، قدرت نفوذ و وابستگی در طبقه چهار، یعنی مستقل قرار گرفت. در واقع، تقویت زیرساخت فناوری می تواند با نفوذ در فرهنگ فرایندمحوری، نیروی انسانی و ساختار متناسب سازمان، باعث شود که روحیه یادگیری و تحول و کار تیمی و مشارکتی در سازمان تقویت شود و بستری برای رشد مستمر کارکنان فراهم آید که در نهایت، پیامدهایی همچون مزیت رقابتی، سودآوری، ایجاد ارزش برای جامعه و... را به دنبال دارد. افزون بر این، در میان متغیرهای مربوطه در بالاترین سطح (سطح ۴) دو مؤلفه قابلیت تولید استراتژی مبتنی بر بداهه و همچنین، قابلیت حفظ و نگهداری سازمان در لبه بی نظمی (پایداری خلاق) در طبقه متغیرهای وابسته قرار گرفت که اصلاح متغیرهای هدف یا نتیجه در سیستم نام گذاری شد. با توجه به نتایج، ادعا می شود که در صورت توجه به سایر مؤلفه های سیستم، می توان انتظار داشت که سازمان ها به این دو قابلیت مهم با ذکر ویژگی هایی که از این دو بیان شد، دست پیدا کنند و بتوانند در محیط های پیچیده و پویا به نحو مقتضی اثرگذار باشند.
بررسی تجارب زیسته منتورها از پدیده بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ در شرکت ایران خودرو دیزل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
720 - 750
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر درصدد دستیابی به مضامین مشترک و درک عمیق از تجارب زیسته منتورها، در جهت تبیین ماهیت پدیده بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ در شرکت ایران خوردو دیزل است.
روش: پژوهش حاضر بر رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک ون منن مبتنی است. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مشارکت کنندگان پژوهش، ۱۵ نفر منتور که از خبرگان و ارائه دهندگان بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ در شرکت ایران خودرو دیزل بوده اند، انتخاب شد. روش نمونه گیری هدفمند (مبتنی بر هدف) از نوع معیارمحور بود.
یافته ها: پس از انجام مصاحبه های تخصصی با گروه منتورها، به عنوان ارائه دهندگان بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ و تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها، مفهوم ها و درون مایه های اصلی و فرعی مشخص شدند. مفهوم ها و درون مایه های اصلی و فرعی به دست آمده، با سؤال های اصلی پژوهش، یعنی «چیستی» و «چگونگی» تجارب زیسته منتورها از پدیده بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ انطباق داشت که به ۸ خوشه کلی دسته بندی شدند. این خوشه ها عبارت اند از: مقوله محوری، تسهیلگر، الزامات، تعدیلگر، بستر، محدودیت، استراتژی و پیامد. ۱۸ درون مایه اصلی هر یک از خوشه ها عبارت بود از: مقوله محوری: تسهیم دانش؛ تسهیلگر: شایستگی های منتور، شایستگی های منتی و حساسیت های بین فردی؛ الزامات: شایستگی های فردی منتور و شایستگی های فنی منتور؛ تعدیلگر: ویژگی های منتی و محتوای بازخورد؛ بستر: حمایت سازمانی و فرهنگ سازمانی؛ محدودیت: ویژگی های منتی، ویژگی های منتور و شیوه ارائه بازخورد؛ استراتژی: شیوه بازخورد فنی، شیوه بازخورد توسعه ای و شیوه بازخورد اجتماعی؛ پیامد: پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی. همچنین ۸۴ درون مایه فرعی مربوط به فهم تجارب زیسته منتورها از پدیده بازخورد اثربخش شناسایی شد.
نتیجه گیری: با توجه اهمیت برنامه های منتورینگ در توسعه سرمایه انسانی، بایسته است که مؤلفه های شناسایی شده در طی تجارب کسب شده از ارائه بازخورد اثربخش، برای بهبود عملکرد و دستیابی به نتایج مورد انتظار، در کانون توجه مدیران و افراد مسئول در حوزه مربوطه قرار گیرد. نتایج کسب شده، معیارهای مناسبی برای اثربخشی هرچه بیشتر بازخورد است و افراد را قادر می سازد تا وظایفی را که برعهده دارند با موفقیت به انجام برسانند. استفاده از مدل این پژوهش، می تواند فرایند طراحی و بسط بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ را در سطح کلان فرهنگ سازی کند و در سطح سازمان ها نیز با سهولت بیشتری عملیاتی شود. افزون بر این، موجب توسعه حوزه نظری در سطح بین المللی می شود؛ از این رو ارزش افزوده این مطالعه را می توان آگاهی و تسهیل فرایند بازخورد اثربخش در روابط منتورینگ در بستر سازمان ها با آگاهی و الگوبرداری از مفاهیم و درون مایه های مدل ارائه شده برای متخصصان ماهر و شایسته دانست. تشکیل کارگروه تخصصی، برای نظارت بر کارایی و اثربخشی بازخورد در روابط منتورینگ، بسیار اهمیت دارد. با توجه به اهمیت موضوع پژوهش، برای کاوش عمیق تر و دستاوردهای تجربی غنی تر، لازم است تا به منظور دستیابی به رهنمودهایی برای سیاست گذاران حوزه آموزش، پژوهش هایی نیز در قلمرو جغرافیایی خاص انجام شود.
شناسایی مهمترین معیارهای اخلاقی موثر در مدیریت و فرماندهی با الهام از منابع دینی با استفاده از تکنیک AHP در آجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۳
229 - 248
حوزههای تخصصی:
ملاک انتخاب و انتصاب فرماندهان و مدیران بایستى بر اساس یک روند و فرآیند چندین ساله در محیط کارى کارکنان، احصاء و بر اساس معیارهاى اخلاقی موثر صورت پذیرد که قطعاً نتایج متفاوتى را نسبت به گذشته در پى خواهد داشت. در این تحقیق تلاش گردیده با بهره گیری از منابع دینی و ترکیب آن با تکنیک های ریاضی تصمیم گیری و روش های آماری، مهم ترین معیارهای اخلاقی مدیران و میزان اهمیت و تأثیر هر یک را شناسایی نموده، تا ضمن ارائه داده های مورد نیاز برای برنامه ریزی و تقویت معیارهای اخلاقی مدیران و فرماندهان آجا، الگو و معیاری مناسب برای ارزیابی اخلاقی آنان در مقام تعلیم و تربیت قشر عظیمی از جوانان و آینده سازان این مرز و بوم ارائه نماییم. این پژوهش کاربردی بوده و رویکرد آن، آمیخته (کیفی- کمی) است. ابزار گردآوری داده ها اسناد و مدارک (فیش برداری) و پرسشنامه می باشد. به-منظور شناسایی مهم ترین معیارهای اخلاقی موثر در فرماندهی و مدیریت ابتدا با مطالعه منابع دینی( قرآن، احادیث و نهج البلاغه) و نظرات کارشناسان و خبرگان آجا، معیارهای اولیه شناسایی و سپس با بهره گیری از تکنیک AHP و با استفاده از نرم افزار Expert Choice معیارها بر اساس میزان اهمیت به ترتیب; محبت و مهربانی، صداقت و وفای به عهد، نرم خویی و عفو و گذشت، عدالت و مساوات، تواضع و پرهیز از غرور، مشورت و پرهیز از تملق و چاپلوسی تعیین گردید.
ارایه راهبردهای کاهش آسیب پذیری کالبدی شهر کرمانشاه در اثر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
۱۳۴-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
زلزله یکی از مخرب ترین و غیر قابل پیش بینی ترین سوانح طبیعی است که بسیاری از کشورهای جهان از جمله کشور ایران با توجه به شرایط خاص زمین ساختی در بیشتر مراکز جمعیتی و خود با آن روبه روست در بین نواحی لرزه خیز فلات ایران کمربند چین- گسل زاگرس که شهر کرمانشاه نیز بر آن واقع گردیده به عنوان قسمتی از کمربند کوهزایی آلپ - هیمالیا یکی از جوانترین و فعال ترین زون های در معرض زمین لرزه های با مقیاس بزرگ می باشد. شهر کرمانشاه یکی از بزرگترین کلان شهر غرب کشوربوده و به لحاظ،جمعیتی ، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اهمیت فراوان دارد، اما به دلیل شرایط نامناسب کالبدی شهر در صورت وقوع زلزله دچار تلفات و خسارات جبران نا پذیر گردیده و در شرایط بحرانی قرار خواهد گرفت. بنابراین در جهت کاهش آثار زیانبار زلزله، ارتقا استاندارد های شهرسازی و دستیابی به توسعه پایدار در این شهر الزامی بوده و در همین راستا هدف اساسی این تحقیق، ارائه مدل های کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله با استفاده از علوم جغرافیا و برنامه ریزی شهری و به کارگیری مدیریت بحران شهری، جهت ارائه راهبردها و برنامه های عملیاتی به منظور کاهش آسیب پذیری شهرکرمانشاه در اثر زلزله می باشد. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز بر اساس مشاهدات میدانی، پرسشنامه، مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و بررسی داده ها، نقشه ها و تصاویر ماهوارهای جمع آوری گردیده. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی AHP و نرم افزار ر Expert choice و در مرحله مربوط به ورود، ذخیره پردازش و تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار ARC GIS استفاده گردیده در این پژوهش دو معیار اصلی پایداری فیزیکی شهر و کارایی امدادرسانی شهر در زمان بحران و همچنین ۱۱ زیر معیار مساحت زمین، سطح اشغال بنا، نوع مصالح، قدمت بنا، تعداد طبقات، نوع بافت، فاصله از مراکز خطرزا، تراکم جمعیت، فاصله از مراکز امدادی، دسترسی به فضای باز و عرض معبر جهت تهیه مدل و ارائه راهبردها و برنامه های عملیاتی به منظور کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله در چهار پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم مورد بررسی قرار گرفته و سپس امتیازدهی گردیده، مدل های به دست آمده از نتایج تحقیق بیانگر آن است که از نظر معیار پایداری فیزیکی31/69 درصد از ساختمان های شهر در پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد و زیاد بوده و از نظر این معیار منطقه ۳ شهری آسیب پذیرترین منطقه می باشد. همچنین به لحاظ معیار کارایی امدادرسانی در زمان بحران 13/65 درصد از ساختمان های شهر در پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد و زیاد قرار دارند که به لحاظ این معیار، منطقه ۵ آسیب پذیر ترین منطقه شهری است. از نظر آسیب پذیری کلی نیز 78/23درصد از ساختمانهای شهر در پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد و 097/34 درصد در پهنه آسیب پذیری زیاد قرار دارند. از این نظر مناطق 3، 7 و 4 به ترتیب آسیب پذیر ترین مناطق شهر کرمانشاه می باشند. در اکثر مطالعات مشابه انجام شده قبلی جهت بررسی میزان آسیب پذیری نقشه های آسیب پذیری بر مبنای مساحت و یا تعداد ابنیه آسیب پذیر در پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد مد نظر قرار گرفته که این امر نمی تواند معیار دقیقی جهت تعیین میزان آسیب پذیری واقعی باشد. به همین منظور در این مطالعه در جهت رفع این نقص سعی گردیده اثرات درجات مختلف آسیب پذیری از جمله خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم نیز جهت هر یک از زیر معیارها، معیارها لحاظ گردد. جهت تأمین این منظور ابتدا با استفاده از نظر افراد صاحب صلاحیت و کارشناسان برای تعیین درجه اهمیت اثر درجات آسیب پذیری در رده های خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم استفاده گردیده. و پس از اعمال وزن گزینه ها در میزان آسیب پذیری، نقشه های پهنه بندی و جداول میزان امتیاز آسیب پذیری مناطق در هر یک از زیر معیار ها، معیار های اصلی و امتیاز آسیب پذیری کلی شهر تعیین گردیده است.با توجه به این جداول و نقشه ها در معیار پایداری فیزیکی اولویت اهمیت توجه به ترتیب مربوط به مناطق 3، 7، 5، 2، 4، 1، 8 و 6 و در معیار کارایی امدادرسانی در زمان بحران اهمیت مناطق به ترتیب مناطق 5، 3، 7، 2، 1، 4، 6 و 8 می باشند در آسیب پذیری کلی اولویت اهمیت توجه به ترتیب مناطق 3، 7، 5، 4، 2، 1، 8 و ۶ می باشند. با عنایت به نتایج به دست آمده نهایتاً ۶ سیاست کلی و ۲۷ برنامه عملیاتی جهت کاهش آسیب پذیری شهر کرمانشادر اثر زلزله ارائه گردیده.
طراحی الگوی شایستگی های وزیر علوم، تحقیقات و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرط بنیادینِ موفقیت و پایداری نظام های اجتماعی در مسیر پیشرفت، رعایت اصل شایسته سالاری است که در سطح مدیران عالی، اهمیت بیشتری دارد. اگر به اهمیت علم و فناوری بنگریم -که اساسی ترین مبنای پیشرفت کشورها است- اهمیت شایسته سالاری در رهبران و نهادهای متولی آن، بیشتر مشخص می شود. لذا این پژوهش، طراحی الگوی شایستگی های وزیر علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران را هدف خود قرار داد. نظر به ماهیت اکتشافی پژوهش، برای وصول به هدف یادشده از روش تحلیل مضمونی استفاده شد. تحلیل مضمونی، روش تشخیص و تحلیل الگوها در داده های کیفی است که با آن، داده های کیفی، تقسیم، طبقه بندی، تلخیص و بازسازی می شود. براساس این روش، پس از مصاحبه با 42 نفر از صاحب نظران، 794 مضمون اولیه به دست آمد که پس از تجزیه وتحلیل به 4 مضمون فراگیر، 11 مضمون سازمان دهنده و 44 مضمون پایه تبدیل شد. مضمون های فراگیر و سازمان دهنده پژوهش عبارت است از: الف- شایستگی های فردی شامل ویژگی های شخصی، ب- شایستگی های نگرشی شامل شایستگی های ارزشی و نگرشی-رفتاری، ج- شایستگی های دانشی شامل شناخت حوزه کاری، دانش مدیریت، تجربه، دانش سیاسی و آشنایی با علوم انسانی-اسلامی و د- شایستگی های مهارتی شامل مهارت های مدیریت، هدایت و رهبری و تعاملی. سپس یافته ها با روش دلفی اعتبارسنجی شد. از این الگو نه تنها می توان برای شناخت، انتخاب و انتصاب وزیران علوم، تحقیقات و فناوری بهره برد بلکه ابزاری است کهویژگی های مورد انتظار از ایشان را نشان می دهد. این الگو، همچنین می تواند راهنمایی برای پرورش وزیران آینده باشد.
فهم پدیده به حاشیه رانده شدن در سازمان؛ کاوشی در متنِ روایت های کارکنان یک سازمان دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
149 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف: زندگی سازمانی، نوعی زندگیِ روایی و تجربه کارکنان در سازمان آغشته با داستان ها و روایت های مثبت و منفی است. تجربه طردشدن از متن سازمان و به حاشیه رفتن، یکی از تجاربی است که در سال های اخیر، روایت های زیادی را در محیط های کاری با خود به دنبال آورده است. هدف این پژوهش، فهم پدیده به حاشیه رانده شدن کارکنان در سازمان با واکاوی روایت و داستان های افرادی است که در یک سازماندولتی این پدیده را تجربه کرده اند.
روش: در گام نخست و مبتنی بر روش نمونه گیریِ هدفمند، مشارکت کنندگان اولیه پژوهش انتخاب و در ادامه با مشارکت و هم فکریِ ایشان، مشارکت کنندگان دیگری با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. روایت های و تجربه زیسته کارکنان با انجام 60 مصاحبه احصا و تحلیل شد. عناصر معنایی مشترک از دل داستان ها و روایت های این مشارکت کنندگان، استخراج و با فن تحلیل مضمون، در قالب پیشایندها، مصادیق و پسایندهای به حاشیه رانده شدن ارائه شد. عناصر معنایی مشترک از به حاشیه رانده شدن، مواردی بودند که در بیش از نیمی از مصاحبه ها به آن ها اشاره شده بود.
یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده، الگوی به حاشیه رانده شدن کارکنان در سازمان تدوین و به بحث گذاشته شد. شناسایی پیشایندها (غیربومی ستیزی، سقف و محدودیت در حقوق پرداختی، مدرک گرایی و...)، مصادیق (ترک خدمت مجازی، کاهش تعهد نگرشی، کاهش عملکرد وظیفه ای و...) و پسایندهای (نافرمانی مدنی، بی اعتنایی به کار و محل کار، ترک سازمان و...) به حاشیه رانده شدن کارکنان همراه با ابعاد و عناصر تشکیل دهنده هر یک از این مقوله ها، از جمله یافته های پژوهش بود.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش، حاکی از دو نوع به حاشیه رانده شدن در سازمان بود که با نام های به حاشیه رانده شدنِ تحمیلی و به حاشیه رانده شدنِ ترجیحی مورد بحث و واکاوی قرار گرفت. در پایان رهنمودهایی جهت مقابله با این پدیده در سازمان ارائه شد.
فهم گفتمانی ظهور و تغییر خط مشی مسکن در برنامه های چهارم و پنجم توسعه کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
293 - 318
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال فهم چرایی و چگونگی تغییر خط مشی مسکن در برنامه های توسعه، از منظر رویکرد گفتمانی است.
روش: در این پژوهش از رویکرد گفتمانی لاکلا و موف، به عنوان روش پژوهش، برای تحلیل خط مشی مسکن در برنامه های چهارم و پنجم توسعه استفاده شده است. این روش طی دو گام اجرا شده است؛ در گام اول، به توصیف نظام معنایی گفتمان از طریق شناسایی نشانه های اصلی پرداخته شده است. در گام دوم، نظریه اجتماعی هر گفتمان، بر محوریت تخاصم و غیریت ایجاد شده توصیف شده است. در انتهای گام دوم، به صورت مجزا، نحوه ساخت گفتمانی خط مشی مسکن در هر برنامه نیز تشریح شده است.
یافته ها: در برنامه چهارم توسعه، دال شناور عدالت اجتماعی در مفصل بندی با دال های مرکزی توانمندسازی و تخصیص کارآمد و هدفمند منابع قرار گرفته و در معنای عدالت اقتصادی به تثبیت رسیده است. در برنامه پنجم نیز، دال شناور توسعه پایدار در مفصل بندی با دال های مرکزی توسعه درونی و توانمندسازی قرار گرفته است و در معنای حفظ حریم شهرها، جلوگیری از آسیب رسانی به محیط زیست و عدم مداخله در آن، به واسطه ساخت مسکن به تثبیت رسیده است.
نتیجه گیری: برنامه چهارم توسعه با هژمون کردن گفتمان عدالت اقتصادی، هم نسبت به سایر بدیل های عدالت مثل عدالت فرهنگی و عدالت اجتماعی و هم نسبت به بدیل های کلی عدالت نظیر حق، نیاز و کالا غیریت ایجاد و آن ها را طرد کرده است. برنامه پنجم توسعه نیز با هژمون کردن توسعه پایدار، هم نسبت به سایر انواع توسعه و هم نسبت به ماهیت های غیرکالبدی و محیط زیستی مسکن ایجاد غیریت کرده است.
مدل سازی ارتباط میان بیمه تأمین اجتماعی، مخارج سلامت و رفاه اقتصادی در ایران
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۷۰)
45 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف: ارتقاء سلامت جامعه، کیفیت زندگی و امید به زندگی را در آن جامعه افزایش خواهد داد. سازمان تأمین اجتماعی با ارائه پوشش بیمه سلامت به خانوارها و کاهش سهم مردم از مخارج پرداخت از جیب، بزرگ ترین سازمان بیمه ای ارائه دهنده خدمات پایه بیمه سلامت در کشور با هدف افزایش رفاه خانوارها در جامعه است. هدف این مطالعه بررسی مسیرهای تأثیرگذاری و ارتباط میان بیمه سلامت تأمین اجتماعی، رفاه اقتصادی و مخارج سلامت خانوار در قالب یک سیستم از معادلات هم زمان است.
روش: روش این پژوهش مدل سازی است. مدل ها برای تحلیل پدیده هایی به کار می روند که به خاطر پیچیدگی و تنوع، درک آن ها بدون مدل سازی میسر نخواهد شد. هدف از مدل سازی فهم بیشتر روندهای پیچیده پدیده ها در دنیای واقعی است.
یافته ها: گسترش پوشش بیمه تأمین اجتماعی از طریق افزایش عمق پوشش خدمات سلامت و کاهش پرداخت از جیب خانوارها به ویژه برای برخی خدمات سلامت که بیشترین میزان پرداخت از جیب خانوارها را در بیمه تأمین اجتماعی به خود اختصاص می دهند، اثرات رفاهی مطلوبی در جامعه به جای خواهد گذاشت.
نتیجه گیری: به منظور افزایش رفاه در جامعه لازم است اقداماتی چون گسترش پوشش خدمات بیمه تأمین اجتماعی از طریق افزایش مراکز ملکی سازمان تأمین اجتماعی ارائه دهنده خدمات سلامت در کشور، افزایش سطح و گستره پوشش خدمات برای بیمه شدگان سازمان تأمین اجتماعی به ویژه برای خدماتی که پوشش آن ها کم بوده و توجه به خانوارها در دهک های پایین درآمدی ازنظر افزایش بسته خدمات تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی صورت پذیرد.
مطالعه توانمندسازی اقشار آسیب پذیر مناطق مرزی (موردمطالعه: استان های کرمانشاه و کردستان)
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۶۹)
101 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف: پیشرفت در تولیدات نوآوری دیجیتال می تواند نقش مهمی در اقتصاد دیجیتال ایفا کند. ازاین رو ستادهای اداری مرتبط با زمینه فعالیت خدماتی می توانند با گسترش فعالیت در این حوزه رضایت بیشتری را برای ارائه خدمات خود فراهم کنند، که رشد و توسعه آن نیازمند بازار مناسب و شکل جدیدی از رقابت است که راهبردهای ورود به بازار را می طلبد. هدف اصلی این پژوهش، ارائه چهارچوبی مناسب برای خلق یک مدل کسب وکار با استفاده از مدل بوم کسب وکار کانواس برای راهبرد ورود به بازار اینترنت اشیاست.
روش: روش تحقیق بر مبنای هدف، اکتشافی و بر مبنای ماهیت و روش، پیمایشی و جامعه آماری خبرگان شامل مدیران، متخصصین و مشاورین و سازمان های فعال در حوزه اینترنت اشیاء است. روش نمونه قضاوتی و انتخابی، حجم نمونه بازدید و مصاحبه حضوری در سازمان ها، ابزار گردآوری مصاحبه های عمیق فردی، روایی مصاحبه حضوری با خبرگان انتخابی، پایایی در صورت احتیاج روش مقیاس آلفای کرونباخ، روش تجزیه وتحلیل داده روش گرند تئوری، خروجی مدل نظری تحقیق می باشد.
یافته ها: از طریق تحلیل داده های کیفی، پارادایم کدگذاری محوری تدوین شد که بر اساس آن خط ارتباطی میان مقوله های پژوهش شامل شرایط علی، مقوله محوری بستری شرایط مداخله گر و راهبردها و پیامدها مشخص شده است.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده حاکی از آن است عواملی مانند جذب مشتری، توسعه مشتری، مشارکت و همکاری، سرمایه گذاری، تبلیغات، رخدادهای اجتماعی، رضایت مشتری و وفاداری مشتری، عوامل اثرگذار (نقطه قوت) و ارتباط با مشتری، تعامل با مشتری، فناوری، توسعه محصول، کانال توزیع، قیمت محصولات و حفظ مشتری، عوامل اثرپذیر (نقطه ضعف) هستند.
کتابشناسی: مالیه بازنشستگی
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۶۹)
167-168
حوزههای تخصصی:
سالمندی جمعیت، کاهش نرخ زادوولد و افزایش امید به زندگی، تعهدات صندوقهای بازنشستگی سنتی DB-PAYG را افزایش داده و باعث شده تا نیاز به سرمایهگذاری داراییها به منظور برآورده کردن این تعهدات روز افزون افزایش یابد. این در حالی است که در دهههای گذشته در بسیاری از سالها، ارزش دارایی صندوقها در پی سقوط بازارهای مالی کاهش یافته و باعث شده تا تجربه سیستمهای بازنشستگی با مشارکت معین (DC) نیز چندان موفق نباشد؛ بهگونهایکه نمیتوان با قطعیت گفت در آینده آیا بهکارگیری سیستمهای بازنشستگی با مشارکت معین (DC) سرعت خواهد گرفت یا نه؟ اما آنچه مشخص است لزوم اصلاحات و کاستن از تعهدات بدون پشتوانه است و این نیازمند شناخت دقیقتر عوامل ناکارایی سیستمهای DB-PAYG و تلاش برای رفع آنهاست.
بررسی اثر تنوع قومی اعضای تیم استارتاپ های ایرانی بر حجم سرمایه گذاری جمع آوری شده (مورد مطالعه: شرکت های حاضر در نمایشگاه GITEX دبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
751 - 765
حوزههای تخصصی:
هدف: شرکت های استارتاپ محور در سراسر جهان نیروی کار متنوعی دارند. پیش بینی ها از این حکایت می کند که نیروهای انسانی آینده در این شرکت ها، اغلب از گروه های اقلیتی مانند زنان، مهاجران و گروه های قومی و نژادی مختلف تشکیل خواهد شد. استارتاپ های ایران نیز از این قاعده مستثنا نیستند و در آن ها تعداد زیادی از افراد با زمینه های قومی و فرهنگی مختلف فعالیت می کنند. توانایی جذب سرمایه برای استارتاپ های نوآور، در راستای رشد بهتر و توسعه آن ها امری ضروری است و انتظار می رود که قابلیت های بنیان گذاران استارتاپ ها این توانایی را توسعه دهد. برهمین اساس، پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر تنوع قومی بنیان گذاران استارتاپ های ایرانی حاضر در نمایشگاه جیتکس شهر دبی، بر حجم سرمایه گذاری جمع آوری شده است.
روش: این پژوهش از لحاظ رویکرد کمی است، از جهت هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده ها توصیفی است. جامعه آماری آن، بنیان گذاران ۲۰ استارتاپ شرکت کننده در فراخوان صندوق نوآوری و شکوفایی نهاد علمی ریاست جمهوری، در سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ است که به صورت سرشماری مطالعه شده است. برای دسته بندی افراد و تنوع قومی، از رویکردی خاص با عنوان شاخصِ شانون استفاده شد. برای بررسی اثر تنوع قومی بر حجم سرمایه جمع شده، از روش هم بستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. در این پژوهش چندین متغیر نظیر اندازه هم گرویی اعضای شرکت کننده در نمایشگاه (که در سطح تأمین مالی سری A قرار داشتند)، سن استارتاپ (از سال تأسیس تا زمان حضور در این محل، در بازه زمانی ۰ تا ۱۰ سال) و تجربه حضور در استارتاپ (میانگین سال های تجربه کار استارتاپی، قبل از پیوستن به این استارتاپ تا بعد از آن در بازه زمانی ۰ تا ۱۵ سال) به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شده است.
یافته ها: طبق نتایج به دست آمده تنوع قومی بنیان گذاران تیم استارتاپ های ایرانی، بر میزان سرمایه گذاری جمع آوری شده با توجه به متغیرهای کنترل سن استارتاپ ها، اندازه هم گرویی و تجربه تمام وقت، تأثیر معناداری دارد. ضریب رگرسیون میان دو متغیر برابر با 892/0 است که این میزان، نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار تنوع قومی بر حجم سرمایه گذاری جمع شده است. از طرفی، ضریب هم بستگی برای تنوع قومی، مثبت و از نظر آماری معنادار گزارش شد که نشان می دهد افزایش ۱ واحدی در تنوع قومی با افزایش ۱۴درصدی در مجموع سرمایه جذب شده همراه است.
نتیجه گیری: این مطالعه با تأیید نظریه «تنوع به عنوان مزیت» و رد نظریه «تنوع به عنوان ضرر» در زمینه افزایش سرمایه جمع شده استارتاپ، به ادبیات حوزه مدیریت و کارآفرینی کمک کرده است. این پژوهش یادآور می شود که سرمایه گذاران این عرصه می توانند تنوع را به عنوان یک مزیت در استارتاپ ها مدنظر قرار داده و سرمایه گذاری بهتر و مناسب تری انجام دهند. نتایج می تواند با نظریه شناختی و پردازش اطلاعات سازگار باشد؛ به این معنا که در چارچوب ذهنی تنوع، ممکن است ترکیب افراد با مدل های شناختی مختلف، نوآوری و ظرفیت حل مسئله را افزایش دهد. از سوی دیگر، نتایج از نظریه شبکه های اجتماعی و سرمایه اجتماعی (به معنای مجموع منابع بالفعل و بالقوه تعبیه شده درون جامعه) که از طریق شبکه روابطی که افراد یا واحدهای اجتماعی در اختیار دارند، پشتیبانی می کند. نتایج پژوهش با نظریه هویت اجتماعی یا متغیر وابسته آن که نظریه طبقه بندی اجتماعی است، سازگار نیست؛ زیرا استدلال نظریه هویت اجتماعی نشان می دهد که تنوع قومی می تواند تعارض را افزایش یا کارایی تبادل اطلاعات، انسجام و اعتماد را کاهش دهد که به اثرهای منفی عملکرد منجر می شود و این با نتایج پژوهش فوق متناقض است.
بررسی تعاملات ابعاد مفهومی هویت دینی و ویژگی های ظاهری آب در خانه های معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
۱۶۴-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
در چهارچوب دین مبین اسلام، تمام اجزای هستی باید رو به سوی خدا داشته باشند و هنر اسلامی نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست. هر جزئی در نظام خانه به صورت توامان در ظاهر و باطن خود، یاد خداوند را در دل مومنان زنده نگه می دارد و محیطی آرام را فراهم می کنند تا انسان مسلمان بتواند در این فضا، سیر و سلوک درونی خود به سوی خدا را تکامل ببخشد. آب در این میان عنصر ارزشمندی است که از دیرباز و پیش از ظهور اسلام نیز مورد توجه ایرانیان قرار داشته است و با ظهور اسلام و به خصوص مکتب تشیع اهمیتی بسیار زیاد در فرهنگ و حکمت اسلامی یافته است. در بررسی تفسیری-تاریخی حکمت اسلامی 5 عامل در دسته ی ویژگی های ظاهری دسته بندی شدند، همچنین از طریق تحلیل و بررسی آیات و روایت در خصوص مفهوم هویت دینی سکونت در اسلام، 11 ویژگی مورد شناسایی قرار گرفت، که به دو دسته ی کالبدی و معنایی تقسیم شدند. این ویژگی ها به صورت دوتایی یکدیگر را تقویت می کنند، به نحوی که ویژگی های ظاهری آب، ابعاد معنایی هویت دینی را بهبود می بخشند. این ارتباط با استفاده از روش نمونه موردی، با مطالعه ی نمونه هایی از مسکن تاریخی و معاصر شهر یزد، مورد بررسی و آزمون قرار گرفتند. در نهایت پیشنهاداتی برای تقویت و احیای نظام حکمی به کارگیری آب در خانه های معاصر با هدف ارتقای هویت دینی خانه های معاصر یزد ارائه شد.
شناسایی و تبیین پیشایندها و پسایندهای رفتارهای کناره گیرانه از سازمان؛ کاربست رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۵
155 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر با هدف شناسایی و تبیین پیشایندها و پسایندهای رفتارهای کناره گیرانه از سازمان های دولتی شهر ایلام به رشته تحریر در آمده است.طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: این تحقیق از نظر رویکرد در زمره تحقیقات آمیخته، از منظر هدف کاربردی و از حیث شیوه جمع آوری داده ها توصیفی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی خبرگان شاغل در سازمان های دولتی شهر ایلام بودند که با بهره گیری از روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند و گلوله برفی و با در نظر گرفتن قاعده اشباع نظری با 16 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. در فاز کمی با تنظیم پرسشنامه دلفی فازی و بعد از دو مرحله نظرسنجی از خبرگان، اولویت پیشایندها و پسایندها به دست آمد.یافته های پژوهش: نتایج تحقیق نشان داد اقتضائات محیطی، عدم درک حمایت سازمانی و بافتار شرنگ آلود همکاران در اولویت اول تا سوم پیشایندها قرار می گیرند. هم چنین، غلیان کنش های منفی در رتبه اول، افزایش هزینه های سازمان و تزریق تدریجی انگاره های فسادمحور در رتبه دوم و پیدایش تدریجی بیزاری سازمانی در رتبه سوم پسایندها جای می گیرند.محدودیت ها و پیامدها: از جمله محدودیت های پژوهش می توان به دسترسی دشوار به اعضای نمونه و زمان بر بودن جمع آوری اطلاعات از آنها، همچنین کم بودن ادبیات و مبانی نظری مرتبط با رفتارهای کناره گیرانه اشاره کرد.پیامدهای عملی: شناسایی و اولویت بندی پیشایندها و پسایندهای رفتارهای کناره گیرانه.ابتکار یا ارزش مقاله: این پژوهش در حوزه رفتارهای کناره گیرانه، نوآوری های نظری به همراه داشته است و به مدیران و پژوهشگران در درک و شناخت بهینه از چگونگی مواجهه با رفتارهای کناره گیرانه کمک می کند.نوع مقاله: مقاله پژوهشی
طراحی الگوی پافشاری مدیران بر تعهدات در بخش دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
15 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف: پافشاری غیرمنطقی بر تعهدات و تصمیمات، پدیده شناخته شده ای است که در آن افراد و خصوصاً مدیران سازمان ها به سرمایه گذاری در اقدامی که شکست خورده است ادامه می دهند. بنابراین پژوهش حاضر، با هدف طراحی الگوی پافشاری مدیران بر تعهدات در بخش دولتی طراحی شده است.طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: روش پژوهش کیفی با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد است. جامعه آماری شامل مدیران خبره با تجربه مدیریتی در دستگاه های دولتی استان خراسان رضوی بودند که با استفاده از اصل اشباع و روش نمونه گیری گلوله برفی، 12 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از روش هدایت کلیات و مصاحبه های نیمه ساختار یافته بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل داده های کیفی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام شد.یافته های پژوهش: نتایج نشان می دهد که الگوی پافشاری مدیران بر تعهدات در بخش دولتی شامل شرایط علی با سه مولفه عوامل فردی، گروهی و سازمانی؛ مقوله محوری با مولفه پافشاری بر تعهد، استراتژی با سه مولفه استراتژی جذب منابع، کاربرد زمان و استراتژی عدم محدودیت؛ پیامدها با دو مولفه حکمرانی نامطلوب و کاهش عملکرد؛ زمینه ها با دو مولفه عوامل فرهنگی و عوامل اجتماعی و مداخله گر با مولفه عوامل محیطی می باشد.محدودیت ها: وجود بار معنایی منفی موضوع و ترس مدیران از تبعات آن طفره روی مدیران در پاسخگویی را به همراه داشت.پیامدهای عملی: شناخت این عوامل می تواند زمینه ای را فراهم آورد تا مدیران با شناسایی دقیق این عوامل، از اثرات سوء پافشاری بر تعهدات خود آگاه گردند.ابتکار یا ارزش مقاله: در این پژوهش برای اولین بار الگوی پافشاری مدیران بر تعهدات در بخش دولتی طراحی شده که ابتکار این مقاله است.نوع مقاله: مقاله پژوهشی