اصغر فهیمی فر

اصغر فهیمی فر

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۹ مورد.
۱.

Ornamentation of Urban Façade as Iran’s Valuable Cultural Heritage (Case Study: Paein Khiaban-Mashhad)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۳
Given the importance of the historical context in the Iranian city of Mashhad and acts of sabotage, identifying, preserving, recording, and maintaining its historic facades is important. This study aims to investigate the ornamentations of Paein Khiaban’s historic facades of the Qajar period (1304-1174) (which have been inscribed as Iran’s cultural heritage). The methodology of this study is based on descriptive-analytical, exploratory, library studies, and field research. The results show that all buildings are two-story and ornamentations often seen on the upper part of the facade. In terms of ornamentation, in most of the façades, the moarragh mosaic tile or combination of tiles and bricks were used. Furthermore, some opening inscriptions are decorated with moarragh mosaic tile, too. All of these facades are made of brick and the dominant colours of the facade’ ornamentations are brown, yellow, Ultramarine and turquoise blue, lateritious and sometimes pink and white.
۲.

رنگ به مثابه امر سیاسی: تأملی زیبایی شناختی - زبانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۵
رنگ، تنها رنگ نیست؛ نماد، زبان، پیام، دلالت، هنر، قدرت، مقاومت، و سیاست است. رنگ، عنصری دیداری، ارتباطی، و ادراکی است که می تواند احساسات آدمیان را تحریک یا تسکین بخشد و کنش گفتاری و رفتاری آنان را تغییر و جهت دهد. در آموزه های ادیان و نحله های فکری و سیاسی، از رنگ به عنوان یک نماد یا عامل تمایز از دیگران بهره گرفته شده و بازنمایی ها و قرائت های متفاوت و متخالفی از رنگ و دلالت های زبان شناختی و ماورای زبان شناختی آن ارائه شده است. در میان این فراوانی دلالت ها، این نوشتار به روشی تحلیلی با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، تمرکز خود را بر دلالت سیاسی رنگ قرار داده و با مفروض گرفتن رابطه رنگ و سیاست، تلاش کرده است دفتر خود را با اثبات یا ابطال این فرضیه به پایان برد که: «هر بی رنگی، آن گاه که اسیر رنگِ امر نمادین یا امر واقع می شود، تبدیل به امر سیاسی (با جوهره ستیهندگی یا آنتاگونیستی) می شود. این نوشتار، دو هدف را در خود نهان دارد: نخست، عبور از حصار تعریف های سنتی از سیاست و امر سیاسی، و طرح سیاست به مثابه امر هنری و برعکس (هدف نظری)، و دوم، آشنا کردن کنش ورزان سیاسی با زبانِ متفاوت از سیاست، که می تواند هم به مثابه زبان قدرت، و هم زبان مقاومت در جامعه امروز ما نقش آفرینی کند (هدف عملی).
۳.

معیار سنجش اثر هنری در نظر مارتین هایدگر بر مبنای رساله "سرچشمه اثر هنری" مطالعه موردی: تابلویی از سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۶
هایدگر در رسالۀ سرچشمۀ اثر هنری، با روش فلسفی به چیستی هنر و اثر هنری می پردازد. او شرط وجود اثر هنری و شرط مواجهه با آن را منوط به بحث هستی شناسانه دانسته و در این حالت، آن را گشاینده حقیقت هستی معرفی می کند، حقیقتی که حتی در دوران رونهان کنندگی هستی امکان گشایش را مهیا می کند. بر این اساس، اثر هنری زمانی که بتواند به پرسشگری از هستی بپردازد و خود را از بند هستنده رها سازد و به هستیِ هستنده معطوف سازد، امکان گشایش را برای خود مهیا می کند. اما چه چیز می تواند اثر هنری را در امکان پرسش گری از هستی قرار دهد و چه معیاری برای سنجش امکان ورود هر اثر هنری به دایرۀ هستی شناسی وجود دارد؟ معیاری که بتوان هر اثر هنری را با آن مقایسه نمود و  مؤلفه های هستی شناسانه آن را از نظر هایدگر مورد واکاوی قرار داد. در این مقاله، سعی بر آن است تا با استفاده از معیاری که بر اساس رسالۀ سرچشمۀ اثر هنری هایدگر بدست می آوریم، تابلوی کفش های وان گوگ و نیز تابلویی از سهراب سپهری را مورد ارزیابی قرار دهیم، تا ابعاد نظر هایدگر پیرامون اثر هنری، دستِ کم، به بحث گذاشته شود.
۴.

نقش راجر اسکروتن در بسط زیبایی شناسی تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف اصلی این پژوهش، واکاوی اندیشه های راجر اسکروتن(1944-2020)، فیلسوف بریتانیایی، در قلمرو زیبایی شناسی تحلیلی است. اسکروتن به طور خاص از پروژه نقادی قوای عقلانی کانت، و بصیرت های ویتگنشتاین در قلمرو زبان و معانی تأثیر پذیرفته است. بدین منظور ضمن گزارشی مختصری از منظومه فکری وی، گام هایی که وی در بسط زیبایی شناسی تحلیلی(در دو بخش داوری زیبایی شناختی و دسته بندی زیبایی) برداشته، استخراج شده است. این پژوهش با استناد به منابع کتابخانه ای مرتبه اول، و با استفاده از روش تحلیل مفهومی صورت پذیرفته است. از منظر اسکروتن، زیبایی شناسی هسته فلسفه است و اهمیت آن امروزه از سایر شاخه های فلسفه بیشتر است، حتی اگر به خاطر این رشته مرکزی به سایر شاخه ها وابسته باشد. مهمترین نتایج این پژوهش عبارتند از بازسازی و به کارگیری دو مفهوم علقه فاقد علقه و دوگانه غایت-ابزار، تنقیح اقوال مشهور برای سنجش زیبایی (لذت، مرتبه، التفات، دلیل/داوری، توصیف ابژه و حکم دسته اول) و نظریه های زیبایی شناسی، رابطه امر مقدس، زیبایی و امیال در زیبایی انسانی، به کارگیری تمایز فهم و تبیین در زیبایی طبیعی، عقل عملی در زیبایی روزمره و تمایز فانتزی-خیال و الگوی تعلق/همخوانی در زیبایی هنری.
۵.

مطالعه بین رشته ای نقش صورخیال در ادبیات و نگارگری ایران با تأکید بر آرایه استعاره(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۶
پیوند درونی شعر و ادبیات فارسی با نگارگری ایران که نمایانگر اشتراک در زمینه خیال و صورخیال است، سبب شده تا این دو حوزه از هنرهای ایران دارای اشتراکی درونی و عمیق باشند و زبان و بیان مشترکی برای بیان صور و معانی عالم خیال ارائه نمایند. شاعران و نگارگران ایران از ابزارهای کلامی و بصری خاصی همچون آرایه های ادبی و بصری برای انتقال این صور و معانی بهره جسته اند. در این مقاله که با تأکید بر آرایه استعاره است، به نقش و قابلیت بیانی این آرایه در شعر و نگارگری، به طورخاص پرداخته شده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش هاست: 1. آرایه استعاره در شعر و نگارگری ایران چه تأثیرات بیانی دارد؟ 2. نگارگران چگونه از ظرفیت استعاره در بیان بصری خویش بهره برده اند؟ هدف از مقاله، بررسی ارتباط دو حوزه تمدنی ایران یعنی شعر و نگارگری و تبیین وجه اشتراک آنها یعنی عالم خیال و صورخیال است. همچنین مشخص نمودن انواع استعاره و استعاره گونه های بصری در آثار نگارگری از اهداف دیگر این مقاله است. این مطالعه به شیوه توصیفی_تحلیلی صورت گرفته و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای-اسنادی است.  داده های مقاله نشان می دهد که استعاره در شعر فارسی در قالب واژگان و جملات به صورت صریح و غیرصریح تداعی معنا می نماید که این امکانات از طریق شعر به نگارگری ایران منتقل گشته و هنرمندان نگارگر از امکان بیانی این آرایه به صورت بصری در قالب اشکال، رنگ ها و بافت ها استفاده کرده اند و هویت بصری جدیدی برای بیان مضامین ارائه نمودند.
۶.

بررسی مفهوم چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین در نگاره های رضا عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۰
رضا عباسی، نگارگر مطرح مکتب نقاشی اصفهان، از معدود نگارگران ایرانی است که در حالیکه به عنوان «نقاش مردمی» به جامعه و مردم عادی توجه دارد به عنوان «نقاش درباری» در دربار صفوی تصویرگر سفارشات درباری و پیکره شاهان و اشراف است. از سوی دیگر میخائیل باختین، نظریه پرداز روس قرن بیستم، ایده «متون چندصدا و گفتگومند» را در مقابل «متون تک صدا» ارائه کرد. در نظر باختین متون چندصدا و گفتگومند غالباً در شرایط استبداد و خفقان گفتگو در جامعه به جهت نقد واقعیت استبدادگونه، تمامیت خواه و تک صدا که مسبّب نابودی گفتگو در جامعه شده است خلق می شوند تا به طور موقت چنین تضادهای اجتماعی و طبقاتی را به حالت تعلیق درآورد. احتمال می رود در برخی از آثار رضا عباسی شاهد فضای تعاملی، چندصدا و گفتگومند باشیم که برای نخستین بار در سنت نقاشی ایرانی ظهور می یابد. ازاین رو موضوع این پژوهش بررسی مفهوم چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین در آثار رضا عباسی است و هدف از آن شناخت قابلیت های نگارگری ایرانی در تطابق پذیری و تفسیر براساس نظریه ها و مفاهیم فلسفی معاصر است. سؤالات تحقیق عبارتند از: 1. چندصدایی و گفتگومندی در آثار رضا عباسی چگونه است؟؛ 2. اوضاع اجتماعی عصر صفوی چگونه بر ماهیت چندصدایی و گفتگویی آثار رضا عباسی تأثیر گذاشت؟؛ 3. هدف رضا عباسی از ارائه تصاویر چندصدایی و گفتگومند چیست؟ با توجه به اینکه تاکنون آثار رضا عباسی با این دیدگاه نظری مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است، لذا پژوهش در این زمینه ضروری می نماید. این پژوهش به لحاظ هدف در زمره پژوهش های توسعه ای قرار دارد و براساس ماهیت و روش، توصیفی–تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به شیوه اسنادی (کتابخانه ای) و با استفاده از ابزار فیش است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی و با رویکرد ایده چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین است. این پژوهش نشان می دهد که مهم ترین ویژگی چندصدایی و گفتگومندی در آثار رضا عباسی تضاد و دوگانگی است که در قالب حضور همزمان پیکره های عامه با پیکره های درباری و اشراف ظهور می کند. از آن جا که از میان پیکره های عامه، دراویش، شیوخ و کُتّاب به عنوان شخصیت های ثابت و پایدار نگاره ها حضور دارند و سبب ایجاد فضای تعاملی و گفتگویی در نگاره ها می شوند، این پیکره ها در ارتباط با پیکره های درباری ممکن است چهار نقش «نظاره گر»، «پیر و مرید»، «راوی» و «مغازله گر» داشته باشند. مهم ترین تأثیری که شرایط اجتماعی عصر صفوی بر رضا عباسی گذاشت، ترک یکباره دربار شاه عباس و پیوستن او به مردم عامی و کوچه و بازار بود. افرادی که یا در جامعه عصر صفوی جایگاه اجتماعی خاص و مهمی نداشتند یا اینکه که به سبب شرایط و اوضاع اجتماعی و سیاسی کاملاً مطرود و منفور شمرده شده بودند. این گروه های اجتماعی در لایه های مخفی تر جامعه زیست می کردند و صدای آن ها جزء صداهای مسلط و غالب در گفتمان رایج و رسمی جامعه عصر صفوی نبود. ازاین رو می توان گفت که دوره های زمانی فعالیت هنری رضا عباسی، که متأثر از شرایط اجتماعی دوران اوست، می تواند بر ماهیت گفتگومندی و چندصدایی آثار او نیز تأثیرگذار باشد. تعداد آثار گفتگومند و چندصدایی رضا عباسی در دوره سوم نسبت به دوره اول و دوم او بیشتر است، بعد از آن بیشترین تعداد تصاویر گفتگومند مربوط به دوره زمانی اول فعالیت هنری اوست و تعداد تصاویر در دوره دوم یعنی دوره کناره گیری او از دربار در کم ترین حد ممکن(0 %) است. هدف رضا عباسی از خلق این دست از تصاویر، بیان ضدیت با حکومت و قدرت مسلط بوده است که عرصه نبردی میان نیروهای مرکزگرا یا تک گویانه در قالب پیکره های درباری با نیروهای مرکزگریز یا چندگویه در قالب پیکره های درویشی است.
۷.

بررسی و شناخت مواد آلی لایه چینی و طلاچسبان دوره صفویه در کاخ چهل ستون قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۹۷
آرایه لایه چینی و طلاکاری یکی از پیچیده ترین و خاص ترین شیوه های تزئین سطح، در معماری اسلامی ایران است که شکوفایی آن را باید در دوره صفوی جست و جو کرد؛ این آرایه معماری که ترکیبی از مواد آلی و همچنین مواد معدنی فلزی و غیرفلزی در کنار یکدیگر است، طی فرایند خاصی عمل آوری و اجرا می شده است. جهت حفاظت صحیح اثر و همچنین بازیابی اطلاعات فنی نهفته در آن و همچنین دستیابی به اطلاعات فنی این گونه آرایه معماری در ایران دوره صفویه، بازشناخت هنری و فنی آن در کاخ چهل ستون قزوین به عنوان یکی از مهم ترین بناهای پایتخت بخشی از دوره صفویه، اهمیت و ضرورت پیدا می کند. از اولین پایتخت دوره صفویه(در تبریز) آرایه لایه چینی و طلاکاری باقی نمانده است و قزوین قبل از اصفهان مورد توجه بوده و اقدامات شایسته ای در خلق آرایه های معماری انجام پذیرفته است. پژوهش حاضر، به مطالعه ساختار آرایه های لایه چینی و طلاکاری در دو دوره صفویه(دوره شاه تهماسب و دوره شاه عباس) در کاخ چهل ستون قزوین پرداخته است. این پژوهش، با رویکرد آزمایشگاهی با هدف واکاوی و شناخت ساختار بخش های مختلف این آرایه ها از جمله ساختار آلی و معدنی لایه چینی و همچنین لایه طلایی استفاده شده بر روی لایه چینی، موسوم به طلاکاری، انجام پذیرفته است. در این راستا، از بخش لایه چینی و طلاکاری لایه مربوط به دوره شاه تهماسب و همچنین لایه مربوط به دوره شاه عباس صفوی نمونه برداری انجام پذیرفت که با استفاده از آنالیزهای(SEM-EDS, FT-IR, GC-MS) به ارزیابی و مقایسه این نمونه ها پرداخته شد. نتیجه آنالیز EDS از سطح لایه فلزی نشان دهنده طلا با خلوص بالا است، همچنین بخش معدنی لایه چینی، از ترکیب گچ و نوعی خاک با درصد آهن بالا(گل هرمز یا گل ارمنی) تشکیل شده است. بررسی تصاویر SEM بر روی نمونه های مورد بررسی، نشان دهنده وجود بقایایی از مواد آلی مورد استفاده در آرایه های لایه چینی و طلاچسبانی است. بررسی نمونه ها با GC-MS نشان دهنده استفاده از روغن های گیاهی است که باتوجه به مقدار قابل توجه ترکیبات هیجده کربنی و اکسیدهای آن، می توان آن را منسوب به روغن بزرک دانست که به عنوان چسباننده ورق طلا در آرایه های لایه چینی و طلاکاری مورد استفاده بوده است.
۸.

تبیین سه رویکرد به رنگها از منظر حضرت علی (ع) در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۴۴
نهج البلاغه در بردارنده نکات ارزشمندی از وصف زیباییهای عالم از جمله رنگها و معانی آنها است. مسئله این تحقیق واکاوی فرازهای نهج البلاغه و رویکردهای مختلف درباره رنگ است. این تحقیق با هدف تبیین رنگها و معانی آن، پرسشها را اینگونه مطرح می کند: حضرت علی(ع) در نهج البلاغه با چه رویکردها، دیدگاه ها و نیز ویژگیهای تجسمی و هنری به رنگ نگریسته و آن را بیان می کند؟ رنگها دارای چه معانی و نشانه هایی هستند؟ نتایج حاصله از این تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است نشان می دهد، رنگها در نهج البلاغه با سه رویکرد و دیدگاه از منظر حضرت علی(ع) بیان شده اند رویکرد اول بر وجه نمادین رنگها، دوم به طبیعتگرایی و تأثیرات روانی رنگ بر روی بشرو نیز ارجاعات رنگ در طبیعت حیوانات، انسانها و گیاهان حتی آسمان و زمین و نیز دیدگاه سوم بر وجه زیبایی شناسی و تجسمی رنگ اشاره دارد.
۹.

بررسی جامعه شناختی نگاره پناه (1356) اثر محمود فرشچیان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۳۸۵
مطالعه جامعه شناختی در هنر امکانات جدید و ممتازی را برای برنامه ریزان اجتماعی و اعضای جامعه هنری فراهم می سازد. بررسی جامعه شناختی تجربه محمود فرشچیان در خلق نگاره های شیعی که بعضاً با اقبال عمومی مواجه شده، علاوه بر فهم معانی آثار، یافته هایی برای خودآگاهی جامعه هنری و برنامه ریزان اجتماعی خواهد داشت و به پرسش های مهمی پاسخ خواهد داد: چگونه یک اثر هنری خود را به عنوان یک پدیده فراگیر اجتماعی مطرح کند، دیده شود و اثرگذاری کند؟ چه زمینه های شخصیتی در هنرمند وجود دارد که اثر هنری او را به یک پدیده فراگیر اجتماعی مبدل می کند؟ شرایط فرهنگی جامعه چه تأثیری بر شخصیت هنرمند و آفرینش های هنری او دارد؟ هنرمند و اثر هنری او چه نسبتی با جامعه دارند؟ بررسی جامعه شناختی نگاره «پناه» با هدف توضیح مکانیسم اجتماعی به وجودآمدن آن با استفاده از نظریه سید سعید زاهد نشانگر آن است که اثر مذکور برآیند کنش هنرمند در زمینه شخصیت، فرهنگ و شرایط اجتماعی بوده است. شخصیت و زمینه فرهنگی به طور مستقیم بر ادراک هنری هنرمند یعنی الهام، تخیل و نوآوری مؤثر است و زمینه اجتماعی و ساختار رسمی جامعه نیز به طور غیرمستقیم و ناخودآگاه بر آن اثرگذار شده اند. التفات هنرمند به خفقان حاکم بر مردم در نیمه های دهه 1350 از رهگذر الهام و تخیل به مضمون «پناه جویی شیعیان» تبدیل شده و سپس از مجرای نوآوری، ساختار بصری یافته است. ساختار بصری نگاره پناه به واسطه تمهیدات تجسمی ای مانند ترکیب بندی متمرکز، فضای خلوت، بازنمایی غیرفیگوراتیو پیکره امام با خطوط منحنی و پرهیز از چهره پردازی و تلون برای کاهش مادیت اشکال و فضا به فرم مبدل شده و حزن جمعی و بی یاوری آن ها را بازنمایی کرده است.
۱۰.

بررسی و تحلیل موضوع و مضمون شیعی در نگاره های محمود فرشچیان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۴۷
پس از سال ها غیبت موضوعات شیعی در نگارگری، محمود فرشچیان به عنوان یکی از سرحلقه های تحول در نگارگری معاصر تجربه ای نو را در مواجهه با موضوع و مضمون شیعی آزموده است. تا حد زیادی، تجربه وی متمایز از مکاتب گذشته نگارگری در بازنمایی موضوعات شیعی بوده و جدا از اقبال عمومی الهام بخش برخی از نگارگران معاصر نیز شده است. بررسی مشخصات رویکرد اتخاذشده توسط هنرمند در مواجهه با موضوع شیعی، چیستی مضامین و تجربه های جدید و متمایز وی در بیان مضامین مسئله این پژوهش می باشد که با هدف شناسایی موضوعات و مضامین وی، آشنایی با تمهیدات بصری و در نهایت خودآگاهی جامعه نگارگری معاصر انجام شده است. نیل به اهداف مذکور از طریق طرح این پرسش ها که موضوعات و مضامین شیعی در نگاره های محمود فرشچیان کدام اند و شامل چه ویژگی ها و دسته بندی هایی می شود؟ موضوعات و مضامین شیعی هنرمند چه تفات هایی با تجارب گذشته دارد؟ و در نگارگری محمود فرشچیان مضامین شیعی با استفاده از چه تمهیدات بصری بازنمایی شده اند؟ دنبال شده است. شیوه تحقیق، توصیفی تحلیلی انتخاب شده که بر این اساس ضمن تعریف موضوع و مضمون و توضیح بیان هنری با تکیه بر نقد هنری، به بررسی نمونه های مورد بررسی پرداخته شده است. داده های تحقیق از طریق میدانی و کتابخانه ای و با استفاده از ابزار مطالعه، مشاهده و مصاحبه گردآوری شده و نمونه ها از طریق سرشماری جامعه آماری معین گردیده که تحلیل آن ها با استفاده از داده های گردآوری شده انجام گرفته است. از رهگذر تحلیل داده های گردآوری شده از منابع مکتوب و مصاحبه معلوم گردید هنرمند متمایز از تجربه های پیشین، بازنمایی موضوعات را از پایگاه فرهنگ شیعی و با تکیه بر نگره عرفانی هنر انجام داده است. هنرمند بواسطه نگره «عرفانی هنر» به جای توجه صرف به وقایع و روایت فیزیکی و تاریخی زندگانی معصومین بر بازنمایی شأن و معانی زندگانی امامان شیعه (ع) تأکید کرده است. هنرمند در بیان هنری اقتضائی عمل کرده و نه تنها از نگارگری قدیم که از نگارگری خودش نیز تمایزاتی ایجاد کرده است. استفاده از فضای خلوت، ترکیب های رنگی، کاستن تزئینات و استفاده هدفمند از خطوط منحنی و سیال وجوهی از نوآوری فرشچیان در نگارگری شیعی می باشند که در خدمت بیان شئون دنیوی و اخروی امامان شیعه و اولیاء و عواطف جمعی شیعی بکار رفته اند. 
۱۱.

مطالعه نقوش هندسی و مفاهیم آن ها در نسخه مصور سه مثنوی خواجوی کرمانی (نسخه 18113 کتابخانه بریتانیا)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۶
بنابر نظریه تجلی در دین اسلام، امر مطلق خود را با واسطه اظهار می کند و این واسطه ها در هنر و زیبایی مفهوم نماد به خود می گیرند و از زبان رمز برای بیان مفاهیم و ماهیت باطنی خود استفاده می کنند. هنر اسلامی برای تجلی صور مثالی در هنر، قالب هندسه را که خود سنخیتی ذاتی با صور مثالی دارد برگزیده است و نقوش هندسی در نگارگری ایرانی می تواند یکی از نمونه های بهره گیری از هندسه در بازنمایی عالم مثال باشد. نسخه سه مثنوی خواجوی کرمانی کتابخانه بریتانیا در سنت نقاشی ایرانی-اسلامی از وجوه مختلف از جمله نقوش هندسی به کاررفته در نگاره ها، به عنوان الگو و سرخطی تا اواخر قرن دهم هجری دانسته می شود؛ لذا تحقیق و بررسی در این زمینه اهمیت می یابد. ازاین رو هدف از این مقاله معرفی و شناخت الگوهای هندسی موجود در این نسخه و تحلیل مفاهیم عددی آن ها براساس نظریه تجلی است. سؤالات پژوهش عبارت اند از: 1. نقوش هندسی به کار رفته در نسخه مصور سه مثنوی، چه ویژگی های ساختاری دارند؟؛ 2. براساس نظریه تجلی در هنرهای ایرانی-اسلامی، چه تحلیل های مضمونی می توان برای نقوش هندسی این نسخه ارائه کرد؟ این پژوهش از نوع توسعه ای و به شیوه توصیفی–تحلیلی انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی(کتابخانه ای) با استفاده از ابزار فیش است و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی است. دوازده نقش هندسی در نسخه سه مثنوی به کار رفته است که به ترتیب برمبنای اعداد 8، 6 و 4 ترسیم شده اند و تأکید بر این اعداد خاص به منظور بیان مضامین و مفاهیم آن ها بوده است. در اندیشه اسلامی عدد هشت با عالم مثال در ارتباط است و رمز گذر از عالم محسوس به عالم معقول است. عدد چهار نماد زمین و عالم ملک است. عدد شش یادآور شش روز خلقت است و در عالم کبیر متناظر با جسم و در عالم صغیر معادل شش قوّه حرکت است و عدد کمال و رمز آسمان در نظر گرفته می شود. با توجه به نظام هفت رنگ در رنگ شناسی سنتی، رنگ غالب نقوش هندسی این نسخه آبی است که نشان از نیک خواهی، احسان و نفس امّاره است و غالباً در جوار رنگ مکملش، نخودی، قرار گرفته است. همچنین بنا بر تطابق ذاتی ایده و قالب در تمدن اسلامی، اکثر نقوش شش ضلعی که رمز آسمان در نظر گرفته می شوند، با رنگ آبی رنگ آمیزی شده اند و در نهایت منجر به وحدت معنا و قالب می شود.
۱۲.

کیفیت زیبایی شناسی در وبگاه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۴۶۵
رسانه های جدید، فرصت هایی برای بازنمایی آموزه های دین و معارف آن با شیوه های جدید ایجاد می کنند که تعداد زیاد وبگاه ها با محتوای مذهبی نشان می دهد افراد و نهاد های دینی با استفاده از امکانات و قابلیت های فضای وب، سعی دارند از طریق این رسانه ها به معرفی و بیان آموزه های دینی بپردازند. در این میان توجه به امکانات زیبایی شناختی در رسانه های جدید و به طور خاص در طراحی وبگاه های دینی می تواند در ارائه بهتر و مطلوب تر محتوا به مخاطب، نقش مهمی ایفا کند؛ از این رو پژوهش حاضر با توجه به اهمیت رسانه های جدید در ارتباطات عصر معاصر و نقشی که این رسانه ها در معرفی و بیان مفاهیم دینی دارند، به بررسی ویژگی های زیبایی شناختی موجود در طراحی وبگاه های دینی پرداخته است. این پژوهش از نظر روشی، توصیفی- تحلیلی است که جمع آوری داده های آن به شیوه کتابخانه ای صورت گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش به نظر می رسد در طراحی وبگاه های دینی، امکانات زیبایی شناختی و بصری مناسب در جهت انتقال موفق آموزه های دینی تا حد زیادی نادیده گرفته شده است؛ لذا فقدان بکارگیری شیوه های مناسب در طرح مفاهیم و محتوای دینی سبب ضعف وبگاه های مورد نظر می شود.
۱۳.

گفتمان بازگشت ادبی و هنجارهای تصویری در شمایل فتحعلی شاه قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۴۲۳
هر گفتمان متشکل از چندین گزاره و صورت گفتمانی است که با توجه به شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در هر دوره به وجود می آید. در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار (1176 1213ق)، گفتمان مسلط بازگشت ادبی که همان گفتمان سنتی محسوب می شود، براساس نظام ادراکی حاکم بر عصری شکل گرفت که در آن شاه و دربار، در مقام نهاد تولیدکننده گفتمان یادشده، اصلی ترین حامی هنر و ادبیات شناخته می شوند. هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش گفتمان ادبی بازگشت در تصاویر مختص فتحعلی شاه قاجار با توجه به وضعیت سیاسی، اجتماعی، زمینه های معرفتی و سامانه دانایی یا همان روح حاکم بر زمانه است. اگر بپذیریم که تا این دوره، نقاشی ایرانی و ادبیات فارسی کمابیش با یکدیگر در ارتباط و تعامل بوده اند ، باید گفت که با شکل گیری و قدرت یافتن گفتمان ادبی این دوره، هنجارهای تصویری در نقاشی ایرانی نیز دگرگون و ویژگی های تازه ای در آن پدیدار شد که در نگارگری سده های پیشین سابقه نداشته است. نگارندگان در پژوهش حاضر کوشیده اند تا براساس نظریه گفتمان فوکو، به عنوان الگوی روش شناختی و رویکردی بینارشته ای، به این مسئله بپردازند که چگونه گفتمان ادبی بازگشت موجب شکل دهی به تصاویر شاهانه مکتب پیکرنگاری درباری و اثرگذاری بر آن شد. بررسی ها نشان می دهد در این دوره، شعر و توصیفات شعری همچنان به منزله منبع الهام مورد توجه نقاشان بوده است . از این رو صورت های گفتمانی غالب در سبک ادبی بازگشت، یعنی صورت تاریخ و صورت سیاست که به گفتمان قدرت بدل شده بودند، در پرده های نقاشی تصویری جدید از شاه به نمایش گذاشتند؛ به طوری که تصاویر شاه غیرواقعی تر و هاله تقدسش بزرگ تر شد و همچنین پیکره شاه غیرملموس و استعاره ای تر گردید.
۱۴.

خوانش فلسفی از فیلم ماتریکس بر اساس مکتب شک گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۶۲ تعداد دانلود : ۵۲۰
استفاده از فلسفه مزیتی رقابتی برای فیلم سازان به شمار می رود. ماتریکس از این مزیت بهره برده است. این فیلم مرزهای واقعیت و خیال را درنوردیده است، اما فیلمی صرفاً حادثه ای یا علمی تخیلی نیست؛ ماتریکس فیلمی فلسفی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چرا فیلم ماتریکس یک فیلم فلسفی است و همچنین به دنبال بررسی چگونگی ارایه مفاهیم فلسفه شک گرایی در صورت زیبایی شناختی فیلم است. این پژوهش بر شفاف ساختن نحوه استفاده از محتوای فلسفی در این فیلم به منظور استفاده فیلم سازان متمرکز است. روش تحقیق در این مقاله، ترکیبی از تحلیل محتوای کیفی، تحلیل تصویر و مطالعه موردی، با رویکرد روایی و رویکرد فرمی است. یافته های تحقیق در سه محور پیرنگ، شخصیت پردازی و میزانسن بیان شده است. این یافته ها نشان می دهد که در بخش پیرنگ، هشت مفهومِ فلسفی غار افلاطون، مغزهای درون خمره، اتوپیا، سیمولاکرا، جهان رؤیا و اصالت ادراک، قرص قرمز یا آبی در جهان خیالی یا واقعی، دیالوگ به مثابه عمل فلسفی، و ماتریکس به مثابه شک فلسفی وجود دارد. در شخصیت پردازی، نئو به مثابه سقراط و دکارت در فیلم دیده می شود و در فرم، با میزانسن «شک فلسفی» روبه رو هستیم. نتایج این بررسی نشان می دهد که «ماتریکس» به اعتبار نظریات و ادبیات فلسفی و همچنین بنابر تحلیل های برخی فیلسوفان معاصر، فیلمی فلسفی است و بر اساس «مکتب شک گرایی» قابل تحلیل و تفسیر است که مجموع این موارد سبب شکل گیری مدل شک گرایی در فیلم ماتریکس شده است.
۱۵.

التباعدیه والتماهی للجمهور فی فیلم «فروشنده» (البائع) للمخرج أصغر فرهادی فی ضوء آراء برتولت بریخت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۲۴۷
أراد بریخت من المسرح أن یتحول إلی منبر للحوار ولیس منصه للأوهام، ووضع مفهوماً جدیداً للإبداع المسرحی عرف ب "التغریب" أو "المسرح الملحمی"، الذی یهدف إلی حث دائره النقد فی ذهن المتفرج. إن هذا المفهوم یستند إلی فکره "صناعه ما هو غریب" وهذا ما یحوله إلی فعل شعری، وکان بریخت یهدف من مفهومه هذا إلی انتزاع الانفعال من الإنتاج المسرحی وإیجاد تباعدیه بین المشاهد و شخصیات المسرحیه وانفکاک الممثلین عن أدوارهم. وتحویل المتفرج السلبی الی مشاهد فعال و ایجابی. هذا ویُعدُّ أصغر فرهادی من أهم المخرجین السینمائیین الإیرانیین، وهو من القلائل الذین یملکون نمطاً خاصاً بهم، وفیلم البائع من أهم أفلامه حیث إننا فی هذا المقال نسعی إلی أن نُظهر الطریق الذی سلکه هذا الفیلم من أجل إیجاد مشاهدین متفاعلین وایجابیین، وبقراءه کافیه لفیلم البائع ومن خلال محورین رئیسیین وهما الشخصیات وحواراتها والثانی هو الجانب الإخراجی، حیث یمکننا أن نری طریقه تشکیل هذا الجمهور، وذلک من خلال المنطق الاستقرائی لهذا الفیلم مع آراء برتولت بریخت، وأسباب تأثیر فیلم "فروشنده" (البائع) علی الجمهور حیث سوف یتم تحلیله من خلال مفاهیم التباعدیه والتماهی. ویبدو أن فرهادی یستخدم نفس الأسالیب غیر المباشره لبریخت، للوصول إلی المشاهد الفعال ویجبر الجمهور علی التفکیر، وذلک من خلال وسائل وطرق غیر مباشره. ولکن بطبیعه الحال، فإن أسلوب فرهادی لا یتناقض مع خلق تماهی الجمهور مع شخصیات الفیلم، وبالإضافه إلی خلق نوع خاص وحدیث من التباعدیه بطریقته الخاصه وذلک من خلال حرکات الکامیرا، الدیکور، الدیکوباج، التأطیر الفیلمی، والسرد الروائی. لأنه وفی العصر الحالی أمام موضوعات عادیه وبمعالجه عادیه للقصه، فإن ذلک لا یجبر ولا یدعو المشاهد للتفکیر.
۱۶.

تحلیل نشانه شناختی عرفان در نگاره «اسکندر و زاهد» اثر کمال الدین بهزاد بر اساس دیدگاه چارلز پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۰۲ تعداد دانلود : ۵۱۸
کمال الدین بهزاد یکی از مهم ترین نگارگران ایرانی است. بهزاد در آثارش آموزه های دینی و همچنین داستان های کهن را به تصویر کشیده است. عرفان اسلامی نیز یکی از درون مایه های موردتوجه بهزاد است. نگاره «اسکندر و زاهد» که در این پژوهش موردبررسی قرارگرفته است، از اسکندرنامه یا شرف نامه حکیم نظامی گنجوی اقتباس شده است. مهم ترین پرسش این پژوهش چگونگی انتقال درون مایه عرفانی به زبان تصویری بهزاد است. بهزاد در این نگاره نیز، همچون بسیاری از آثارش، تلاش کرده از نماد و نشانه های متعدد برای بیان مفاهیم موردنظرش بهره بگیرد. هدف از این نوشتار شناسایی و معرفی نمادها و نشانه های به کاررفته در این اثر به منظور تفسیر آن است. برای آشکار ساختن روابط ساختاری پنهان و نهفته اثر از روش نشانه شناسی بهره گرفته شده است. چارلز سندرس پیرس یکی از مهم ترین طبقه بندی های نشانه شناسی را ارائه کرده است. پیرس نشانه ها را به سه دسته نمادین، نمایه ای و شمایلی تقسیم و برای هرکدام تعریف ویژه ای ارائه کرده است. با توجه به جایگاه نماد و نشانه ها در آثار بهزاد، به نظر می رسد، آثار او به ویژه نگاره «اسکندر و زاهد» را می توان بر اساس طبقه بندی پیرس، موردمطالعه قرار داد. این پژوهش از روش تحلیلی- توصیفی و در بخش گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای بهره برده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد ازآنجایی که عرفان بر وجه شهودی، ذوقی و اشراقی بنا شده است، انتقال این گونه مفاهیم در نمونه تصویری سازوکار ویژه ای پیدا می کند. زیبایی شناسی عرفانی بهزاد در قالب نماد و نشانه به زیبایی شناسی بصری در اثر او تبدیل می شود.
۱۸.

طراحی الگوی خودشکوفایی مبتنی بر اخلاق اسلامی و مقایسه آن با تجربه زیسته هنرمندان خودشکوفا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۴۶۹
جامعه شناسان بر اهمیت خودشکوفایی در هویت بخشی و سلامت جوامع مدرن تاکید کرده اند. پژوهش های انجام گرفته درباره خودشکوفایی در فرهنگ های مختلف، تفاوت هایی را در سطح خودشکوفایی در جوامع نشان داده اند و تعریف خودشکوفایی مبتنی بر فرهنگ را لازم دانسته اند. در پاسخ به این ضرورت، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی خودشکوفایی مبتنی بر کمال از دیدگاه اخلاق اسلامی و مقایسه آن با تجارب زیسته هنرمندان خودشکوفا، انجام گرفت. این پژوهش به روش کیفی و با نمونه پژوهشی کتاب جامع السعادات نراقی در بخش اخلاق و شش تن از هنرمندان خودشکوفا انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون انجام شد. پس از کدگذاری مفاهیم، مضامین شناسایی شده، طبقه بندی و نام گذاری شدند. یافته ها نشان می دهد خودشکوفایی از دیدگاه اخلاق دارای چهار حوزه "انسان و خدا"، "انسان و خود"، "انسان و تعالی" و "انسان و جامعه" است. تجربه زیسته هنرمندان مشابهت بالایی با الگوی اخلاق دارد، مضمون خلاقیت در آن افزون بر مضامین الگوی اخلاقی است و همچنین در مصاحبه با هنرمندان بر کنش اجتماعی تاکید بیشتری شده است. براین اساس، با مبنا قرار دادن ویژگی های سبک زندگی از دیدگاه اخلاق اسلامی و تقویت جایگاه خلاقیت و رویکرد اجتماعی در آن، می توان به نیاز امروز جامعه به خودشکوفایی، برای ایجاد تعادل بین خواسته های متعارض حاصل از تغییرات فرهنگی و نقش های متعدد تحمیل شده به انسان، پاسخ داد.
۱۹.

Pleasurable Experience in Old Collectivist and New Individualist Generations in Iran: Reviving “Safa” as Culture-oriented Pleasure to Decrease Generation Gap(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۹۷
Shifting from collectivism to individualism has changed pleasure types along time and created a generation gap in Iran. So, how can the post-colonial design mix positive aspects of old collective and new individualist pleasure as a cultural builder and catalyst for change? The purpose of this research is finding culture-oriented pleasure which can decrease generation gap and make a more peaceful pleasurable experience for both collectivists and individualists. We suggested a counterpoint instead of the hegemony of collectivism or individualism. For decreasing the generation gap we proposed: Applying behavioral design for promoting and reviving socio-pleasure among young and old people; balancing between psychological pleasure (with respect to the other's choice, creativity and diversity (Individualism)) and normative pleasures (with respect to unanimous ethnic and cultural norms (collectivism)). As a suggestion “Safa” can introduce a culture-oriented pleasure which may satisfy both sides. It means hedonism, pleasure, calm, change hatred to love, honesty, treatment, purity, enlightening, sublime, and also sympathy, friendship, sincerity and unification of spirits. Safa refundable in different forms of Iranian arts, artifacts, texts, proverbs and behaviors and can be defined as a positive cultural design approach.
۲۰.

مطالعه ای بر آثار لوئیز بورژوا از دیدگاه زیبایی شناسی فمینیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۲
در دنیای هنر به شکل سنتی مسأله جنسیت، نژاد و طبقه موردبی اعتنایی قرار می گرفت و این طور وانمود می شد که یک نوع انسان وجود دارد که جهانی، تاریخی و بدون جنسیت است و آن مرد است و البته سفید. این دیدگاه، زن را تنها در حد سوژه آفرینش هنری دانسته و بدین سان هنر را با امور جنسیتی آمیخته است. زیبایی شناسی فمینیستی اما دیدگاه دیگری را تعریف کرده است که زن در آن به عنوان آفرینش گر اثر هنری، ارزشی هم پای مردان می یابد؛ هم چنین به ابداع الگوهای هنری جدیدی پرداخته است که توجه به زن و مسائل مربوط به او را در کنار جنبه های زیبایی شناختی در رأس قرار می دهد. هدف این مقاله، تحلیل آثار مجسمه ساز فرانسوی_آمریکایی؛ لوئیز بورژوا از منظر زیبایی شناسی فمینیستی است. آثار وی قویاً ملهم از کشمکش های روانی، نماد های فمینیستی و تخیلی بارور بوده و بسیاری از صاحب نظران از او به عنوان یکی از پیشگامان هنر مدرن فمینیستی یاد می کنند. در این پژوهش، ابتدا درباره زیبایی شناسی فمینیسم صحبت شده است، در ادامه با بررسی زندگی نامه لوئیز بورژوا و با ارائه فرضیاتی از زاویه محتوای روان کاوانه، به تحلیل و تطبیق آثار با زیبایی شناسی فمینیسم پرداخته شده است. برای دست یابی به این اهداف، مقالاتی که از جنبه های اجتماعی و روان شناختی، زوایای فکری او را نمایان می کنند و به بررسی تأثیرات این جنبه ها بر آثار او می پردازند، به شیوه کتابخانه ای مطالعه گردیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان