ساسان سامانیان

ساسان سامانیان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

مطالعه تطبیقی نقوش هندسی تزئینات مسجد جامع کرمان با مسجد جامع یزد با تأکید بر ایوان ها و ورودی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
بهره گیری از تزئینات هندسی در ساخت بناها به خصوص بناهای اسلامی از دیرباز تا به امروز مورد توجه معماران و هنرمندان مسلمان ایرانی بوده است. در این مقاله تحقیقی سعی شده برخی نقوش شاخص دو بنای مسجد جامع کرمان (755ه ق) و مسجد جامع یزد (724 ه ق)، به لحاظ فرمی مقایسه شوند. با توجه به خلاء نسبی علمی  تحقیقاتی در رابطه با معماری ایلخانی  مظفری کشورمان بخصوص در حوزه ی آرایه های هندسی گردد. هدف این پژوهش وسعت بخشی به عرصه شناخت و معرفی ذخائر فرهنگی کشورمان از طریق آنالیز و معرفی نقوش هندسی شاخص این دو بنا باتوجه به ظرائف نهفته در نقوش هندسی بکار رفته در این مساجد وکشف رمز و راز نهفته درآن ها است. پرسش های این مقاله عبارت اند از: 1. چگونه می توان از طریق مقایسه ی نقوش هندسی بکار رفته در مساجد جامع کرمان و یزد به شاخص های نقوش هندسی این دو مسجد دست یافت؟ 2. با توجه به مرمت، بازسازی و الحاق قسمت هایی به بناهای هر دو مسجد جامع یزد و کرمان، طی ادوار مختلف تاریخی مهم ترین شاخص های سبکی حفظ شده در نقوش هندسی هر دو مسجد کدام است؟ با استفاده از روش تحلیلی  توصیفی و انجام تحقیقات کتابخانه ای در عرصه آرایه های معماری این دو بنا و تحقیقات میدانی به ارزیابی و مطالعه تطبیقی نقوش هندسی این دو بنای شاخص معماری ایران پرداخته شده است. شیوه ی گردآوری اطلاعات، اسنادی و بر پایه پژوهش های میدانی تصویری (عکاسی) است و با توجه به ارزش مشاهدات، برای تبیین مراحل بصری از روش نگاشت ادراکی، استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد، ساخت هر دو مسجد جامع یزد و کرمان فقط شامل یک دوره تاریخی نبوده مشتمل بر ادوار مختلف است اما در این بین شاخصه های اصلی نقوش در مسجد جامع یزد بیشتر مبتنی مشخصه های ایلخانی و تیموری است اما سبک غالب نقوش هندسی در مسجد جامع کرمان ایلخانی و مظفری است. اگر بخواهیم نقوش هندسی این دو بنا را به لحاظ سبکی ارزیابی کنیم مسجد جامع یزد بیشتر ملهم از معماری ایلخانی و تیموری است که به سبک آذری نزدیکی دارد و به لحاظ نقوش هندسی «منطق گرا و بغرنج»تر از جامع کرمان است. از دیگر سوی نقوش هندسی مسجد جامع کرمان بیشتر ملهم از معماری ایلخانی و مظفری است و به لحاظ شاخص های فرمی نقوش هندسی در حوزه ی «بیان حالات احساسی» در فرم و رنگ نمونه ی ارزشمندی محسوب می گردد. 
۲.

شناسایی ترکیبات لعاب های به کار رفته در آجرهای لعاب دار تخت جمشید با تأکید بر لعاب سبز و زرد

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۸۱
لعاب ماده جدیدی نیست و سال هاست که بشر با آن آشناست. لعاب ها طیف گسترده ای از ترکیبات آلی و معدنی را دربر می گیرند. این پژوهش درخصوص شناسایی لعاب آجرهای لعاب دار هخامنشی در تخت جمشید است که تاکنون برروی این آجرها مطالعاتی در زمینه معرفی انجام پذیرفته، اما مطالعات فنی جامعی درمورد شناسایی ترکیبات لعاب های آن ها صورت نگرفته است. لعاب های مورد استفاده در آجرهای سفالی تخت جمشید به رنگ های سفید، سبز کم رنگ، سبز پر رنگ، قهوه ای تیره، خاکستری و زرد حنایی رنگ آمیزی شده اند، که در این پژوهش لعاب های سبز کم رنگ و سبز پر رنگ و زرد حنایی سربی مورد بررسی قرار گرفته اند. این پژوهش که از نوع تجربی-آزمایشگاهی با استناد به مدارک معتبر علمی است، با هدف شناخت عناصر تشکیل دهنده لعاب ها در آجرهای لعاب دار هخامنشی در تخت جمشید انجام پذیرفته و پرسش اصلی این است که عمده ترین عوامل رنگ کننده در لعاب های سبز کم رنگ و سبز پر رنگ و زرد حنایی در این آجرسفال ها چیست؟ در این راستا با استفاده از روش های XRD, SEM, DTA و TGA و آنالیز شیمیایی تر بدنه و لعاب ها شناسایی شد که بدنه این نوع آجرها یک بدنه سیلیسی و به صورت بسیار متخلخل است. با توجه به آزمایشات صورت گرفته، نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می دهند که در ترکیب تمامی لعاب ها آهن و منیزیم وجود دارد که احتمالاً در ترکیب اصلی (لعاب پایه) غیر از اثرات رنگی به صورت ناخالصی وجود داشته اند.
۳.

کارکرد منسوجات در میراث فرهنگی ناملموس استان گیلان؛ مورد مطالعه، آئین های سوگواری و بزم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۷
آداب و آئین های مردم استان گیلان، جزئی از هویت و میراث ناملموس آنها می باشد که در این مقاله می توان آنها را در دو حوزهٔ سوگواری و بزم بررسی کرد. منسوجات همواره می تواند کاربردهای متفاوتی در این آئین ها داشته باشد که مطالعه منسوجات در آئین های استان کارکرد آن را مشخص می نماید. تعداد 1480 اثر در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ثبت ملی شده است که تعداد 55 اثر از آن مربوط به استان گیلان است. هفت مورد از آئین های ثبت شده، که منسوجات در آنها کاربرد دارد، به عنوان جامعه آماری پژوهش، مورد مطالعه قرار گرفته است. سه مورد از آنها در حوزه آئین های سوگواری و چهار مورد در حوزه آئین های بزم می باشد. این مقاله در پی پاسخ به چگونگی کارکرد منسوجات در آئین های سوگواری و بزم ثبت شده در فهرست میراث فرهنگی ناملموس استان گیلان می باشد. برای رسیدن به این هدف، ابتدا نوع منسوجات، رنگ، کاربرد، هدف و نحوه استفاده از منسوجات به عنوان متغیرهای پژوهش تعیین شده، سپس به روش کتابخانه ای و میدانی متغیرها در جامعه آماری بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که منسوجات در آئین های سوگواری برای حاجت گرفتن و به عنوان پوشش، استفاده می شود. همچنین از منسوجات در آئین های بزم به شکل های مختلف استفاده می شود: برای گدایی آئینی، وجه تمایز، پوشش، یادآوری، پیشکش، خبررسانی، مانع بدخواهی، به مراد رسیدن، هدیه، تزئین، محل نگهداری چیزی و همچنین به عنوان پاداش.
۴.

واکاوی نسبت میان موجودیت و روایت زمانی مطالعه موردی: داستان های ابوتراب خسروی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۳۵
در بحث از ادبیات داستانی، موجودیت و هویت شخصیت ها در بستر روایت، زمانی است که پیکربندی می یابد؛ به این معنا که به دست آوردن شناختی معتبر از یکی مستلزم شناخت دیگری نیز هست. در این پژوهش، تلاش بر این است تا از طریق شناخت استراتژیِ نوشتاری ابوتراب خسروی برای شکل دهی به زمان رواییِ داستان ها، به فهمی کیفی از هویت و موجودیت پرسوناژ ها و کنش های آنها به طور خاص و نظم موجود در روابط اجزاء به طور عام دست یابیم. این هدف با استفاده از گزیده ای از داستان های وی که در دو مجموعه دیوان سومنات و کتاب ویران به چاپ رسیده محقق خواهد شد. روش مورد استفاده تحلیل روایت است که به روابط علی و معلولی اجزا به دور از اتفاقات تصادفی می پردازد. در بخش تحلیل، چهار تقسیم بندی از حیث ارتباط زمان و موجودیت شکل گرفته است: 1-موجودیتِ زمانمند وابسته به جهان خارج، 2-موجودیت زمانمندِ یگانه در عین استحاله در نقاب، 3- سیر تکامل عینیِ وجود، در زمانِ متوقف شده، 4-موجودیت پیش و پس از خلقت در بستر نوسانات زمانی؛ و در نهایت این مقوله استنتاج شد که موجودیت اشخاص در ارتباط مستقیم با زمانمندی آنهاست که شاکله می یابد.
۵.

نمادهای انسانی و حیوانی موجود در سفالینه های مکشوفه در سه منطقه تل باکون فارس، تپه سیلک کاشان و تپه گیان نهاوند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۴
با توجه به خلل نسبی علمی- تحقیقاتی در زمینه شناخت و بررسی نمادهای به کار رفته روی سفالینه های مناطق باستانی و تاریخی تمدن ایران و برای یافتن پاسخ این سؤال که نمادهای به کار رفته در سفالینه های مناطق مختلف در دورهای تاریخی از نظر ترسیم و مفهوم بکارگیری آنها روی ظروف دارای چه وجوه مشترکی هستند، این پژوهش انجام گرفته است. آنچه به عنوان هدف در این مقاله دنبال میشود، بررسی تصویری و مفهومی نمادهای انسانی و حیوانی موجود در سفالینه های مکشوفه در سه منطقه تل باکون فارس، تپهسیلک کاشان و تپه گیان نهاوند با رویکردی تطبیقی است. روش تحقیق در پژوهش حاضر، تحلیلی- توصیفی است. اطلاعات آن نیز با انجام تحقیقات میدانی و مطالعات کتابخانهای جمعآوری شده است. حاصل این پژوهش، بازنمایی تحلیلی وجوه اشتراک و افتراق نمادهای مشترک در این سه منطقه است که نشان میدهد از نظر ترسیمی نمادهای موجود در سفالینه های تل باکون بسیار پیچیده، متنوع و ماهرانه و نمادهای موجود بر سفالینه های تپه سیلک مسبک و نزدیک به طبیعت ترسیم شدهاند. همچنین نمادهای سفالینه های تپه گیان حدفاصل نمادهای سیلک و باکون هستند و از نظر مفهوم بکارگیری، بیشتر نمادها ریشه در فرهنگ و تمدن مردمان این مرز و بوم دارند. بطور کلی نمادهای به کار رفته در سفالینه های تل باکون فارس و تپه های سیلک کاشان و گیان نهاوند با وجود فواصل جغرافیایی این سه منطقه، از نظر ترسیم و مفهوم بکارگیریشان روی ظروف دارای اشتراکات فراوانی هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان