آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۸۳

چکیده

متن

 
با آغاز غیبت کبراى امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ راهبران و متفکران شیعى در زمینه فقه بیشتر احساس مسؤولیت کردند و به تناسب نیازهاى زمانى و مکانى مجموعه هاى غنى و ارزنده اى به یادگار گذاشتند; آثارى چون المقنع, الهدایة, المقنعة, النهایة, المبسوط, المهذب, السرائر, الشرائع, قواعد الاحکام, تحریرالکلام, ارشاد الاذهان, منتهى, اللمعة, الروضة البهیة, مسالک الافهام, مجمع الفائدة والبرهان, کشف الغطاء, جواهر الکلام, المکاسب ومستمسک عروةالوثقى و…. اینها در واقع دایرةالمعارفهاى بزرگ و جامع فقه شیعه هستند که در زمان خود زنده ترین برنامه زندگى بشرى را ارائه مى دادند.1
به دنبالِ تحولات شگرف در ابعاد مختلف زندگى بشرى و پیدایش علوم و فنون جدید و در نتیجه نیاز شدید به نوسازى در کیفیت تدوین دانشها, غربیان نیز ـ به رغم آنکه این شیوه در جهان اسلام سابقه اى دیرینه داشت ـ به انتشار دایرةالمعارفهایى به صورت الفبایى دست یازیدند که دستیابى بسیار آسان به مطالب هر دانش را درپى داشت.2 این شیوه پسندیده, به خوبى تثبیت شد و میان پژوهشیان طرفدارانِ زیادى پیدا کرد.
از آنجا که علم فقه پهنه اى پهناور دارد و مسائل آن بسیار متنوع است, اجراى شیوه دایرةالمعارف در آن به منظور عرضه آن به نسل امروز و جهان معاصر بسیار ضرورى مى نمود.
با درک این ضرورت, مراکز پژوهشى اهل سنت دو دایرةالمعارف بزرگ فقهى, یعنى دایرةالمعارف فقهى معروف به جمال عبدالناصر و دایرةالمعارف فقهى کویتى را, انتشار دادند که حرکت مهم و قابل توجهى در کیفیت تدوین فقه اسلامى بود.
در فقه شیعى این آرزو برآورده نشده بود تا اینکه پس از انقلاب اسلامى و تشکیل حکومت اسلامى برمبناى فقه شیعه, این ضرورت بیشتر و بیشتر جلوه کرد.3
(الموسوعة الفقهیة المیسرة) به خامه پرمایه جناب انصارى نخستین دایرةالمعارف در فقاهت شیعى است و گامى ارزنده در این باره که جلد اوّل آن به زیور چاپ آراسته شده و به خانواده دایرةالمعارفها پیوسته است. در این مقاله برخى از ویژگیهاى ارزشمند این اثر را برمى شماریم.
1ـ استقلال در شیوه و عمل
مؤلف (الموسوعة الفقهیة المیسرة) در کار خود روش ویژه اى دارد و شیوه آن با دو دایرةالمعارف فقهى جمال عبدالناصر و کویتى متفاوت است و نسبت به آنها ممتاز.
تفاوت آن با دایرةالمعارف جمال عبدالناصر کاملاً واضح است, از آن رو به اشارتى در این باره اکتفا مى کنیم; براى نمونه در عنوان (حرف الف که پس از آن همزه یا باء باشد) عناوین (آبد), (آسن), (آفة), (ابانة), (ابکم), (ابهام)4 در دایرةالمعارف جمال عبدالناصر آمده است که هیچ یک از آنها در (الموسوعة المیسرة) وجود ندارد. در همین بخش جناب انصارى, عناوین (آباء), (آجام), (آجر), (آفاق), (آفاقى), (آداب), (آمین), (ابضاع), (ابوان) را به بحث گذاشته, حال آن که دایرةالمعارف جمال عبدالناصر به آنها اشارتى هم ندارد.5 به لحاظ محتوا و زیرعنوانهاى عناوین مشترک نیز تفاوت فاحشى میان این دو وجود دارد و اصولاً موسوعه جمال عبدالناصر اشکالات و کمبودهاى فراوانى دارد که بررسى آن خود پژوهش مستقل مى طلبد.
بسیارى از این نقایص در دایرةالمعارف فقهى کویت وجود ندارد, اما تفاوتهاى میان (الموسوعة الفقهیة المیسرة) و دایرةالمعارف فقهى کویت فراوان است; براى نمونه در همین بخش (الف که بعد از آن همزه و باء باشد), دایرةالمعارف کویتى نوزده عنوان بیشتر از (الموسوعة الفقهیة المیسرة) دارد, این عناوین عبارتند از: ائمة, آبد, آدر, آدمى, آسن, آفة, آکلة, إبانة, ابتداع, ابدال, ابراد, ابرص, ابریسم, ابکم, ابلاغ, اُبنة, ابهام, أبوان.6
متقابلاً برخى از عناوین را در همین بخش مانند, آفاق, آجر و…, بررسى کرده است که در موسوعه فقهى کویتى نیامده است.
بى گمان, اختلاف در آوردن و نیاوردن برخى از این عناوین از اختلافات مذاهب فقهى نشأت مى گیرد, اما برخى از آنها نیز ناشى از شیوه تدوین دایرةالمعارف است.
یکى از اشکالات دایرةالمعارف کویتى, تکثیر بى دلیل عناوین است, گویا متصدیان آن درپى زیاد کردن عناوین و شماره هاى آن بوده اند و گاه شمارى از عناوین کلامى و غیرفقهى را نیز بر آن افزوده اند. براى نمونه در بحث از (بدعة) که باید از احکام فقهى آن بحث شود, بحث مفصّلى پیرامون (دواعى البدعة) شده است و هفت مطلب در زیر همین عنوان مورد بحث قرار گرفته که عبارتند از: الجهل بوسایل المقاصد, الجهل بالمقاصد, الجهل بالسنة, تحسین الظن بالعقل, اتباع المتشابه, اتباع الهوى, مداخل هذه الاهواء.
پرواضح است که هیچ کدام از این مطالب تحقیق و بحث فقهى نمى طلبد و از قلمرو آن بدور است.7 همچنین در بحث و بررسى عناوین توبه 21مطلب را مورد بررسى قرار داده که شش مورد آن به طور مسلم فقهى نیست; آن موارد عبارتند از: التوبة من بعض الذنوب, عدم العودِ من الذنب, اقسام التوبة, توبة النصوح, من تقبل توبتهم و من لاتقبل.8
عمده مباحث یادشده جنبه کلامى و برخى از آنها بُعد اخلاقى دارند و اگر بُعد فقهى آن ملحوظ باشد, بسیار کم رنگ و ناچیز است.
در اینجا مناسب است به نکته اى دیگر از موسوعه فقهى کویتى اشاره کنیم, متصدیان این موسوعه زیرعنوانهاى هر موضوع اصلى را شماره گذارى کرده اند و گویى تمایل داشته اند رقم شماره ها هرچه بیشتر بالا رود. از این رو گاه بى دلیل شماره ها را افزوده و ارقام را بالا برده اند. براى نمونه در بحث از (إبراء) به یک مطلب کلى اشارتى کوتاه (در حدود دو سطر کرده و آن را سى ونهمین بحث خود قرار داده اند. آن مطلب کلى این است که ابراء گاه از (کلّى فى الذمة) (أو ابراء عن الدین) است و گاه از (مال معین خارجى). آنگاه بحث از هریک از این دو عنوان را مجدداً شماره گذارى کرده, (ابراء عن الدین) را در حدود سه سطر به بحث گذاشته اند و آن را چهلمین بحث خود قرار داده و آنگاه ابراء از مال مشخص و معین را چهل ویکمین بحث خود شمرده اند.9
پیداست که این شماره گذارى اضافى است و لازم بود تنها عنوان اصلى را شماره گذارى مى کرد.
همین روش در شماره گذارى عنوان کلى (التعلیق والتقیید والاضافة فى الابراء) وزیر عنوانهایش تکرار شده است.10 در بحث و بررسى (ابراء) بیش از چهل عنوان را به بحث گذاشته اند که برخى از آنها محصلى ندارد.11 همچنین برخى از موضوعاتى که بدانها اشارت رفت مانند: (ابوان, ابهام و…) ارزش و جنبه فقهى ندارد و یا طرح آن اصولاً بى ثمر است.12
به لحاظ زیرعنوانها و اصطلاحات فرعى نیز تفاوت فاحشى میان این دو وجود دارد. نمونه را در بحث از (ابل) دایرةالمعارف فقهى کویت تنها به مظان بحث اشاره نموده و درصدد توضیح حکمى برنیامده است. اما (الموسوعة الفقهیة المیسرة) دوازده موضوع را زیر همین عنوان بررسى مى کند و احکام آنها را توضیح مى دهد. در بیانِ احکامِ (ابن) دایرةالمعارف فقهى کویتى یازده اصطلاح و عنوان فرعى را به بحث مى گذارد که هشت مورد آن در (الموسوعة الفقهیة المیسرة) نیامده است و متقابلاً دو مورد به بدانها اضافه شده است.
مهمترین اختلاف این دو دایرةالمعارف از جهت محتواى مطالب عنوانها و زیرعنوانهاست که البته عمدتاً از اختلاف مذاهب فقهى نشأت مى گیرد.
2ـ ساماندهى و ترتیب دقیق عناوین
از دیگر ویژگیهاى این دایرةالمعارف سازماندهى دقیق و درست عناوین است که به لحاظ توالى صحیح اصطلاحات و ترتیب درست آنها, دقت فراوانى شده است و در مقام مقایسه با دو دایرةالمعارف فقهى دیگر از این جهت ممتاز است. براى نمونه در بحث از (ابراء) در آغاز به تعریف لغوى و اصطلاحى آن مى پردازد و تعریف اصطلاحى را بر این نکته متوقف مى داند که آیا ابراء عقد است یا ایقاع؟ در اینجا به طور مشروح نظریه فقیهان شیعه را نقل کرده و پس از روشن شدن معنا و حقیقت ابراء احکام تکلیفى و وضعى آن را بررسى مى کند, آنگاه ارکان چهارگانه ابراء را به بحث مى گذارد و در ذیل هر رکن موضوعات متفرع بر آن را توضیح مى دهد.13
سپس عناوین ذیل را به ترتیب مورد بررسى قرار مى دهد:
(الرجوع فى الابراء وعدمه), (خیار الشرط فى الابراء), (الابراء وهبة والدین), (الابراء والصلح), (الابراء والحوالة), (الابراء والضمان), (الابراء والکفالة)14.
محققان در مسائل فقهى بخوبى مى دانند که تنظیم فنّى عناوین و موضوعاتى مانند ابراء که در فقه شیعه تنها در باب (هبات) به تَبَع بدان اشارت رفته است15; بسیار دشوار مى نماید و توضیح آنها دشوارتر. با این وجود (الموسوعة الفقهیة المیسرة) از عهده هر دو امر برآمده است.
لازم به یادآورى است که عناوین به صورت جمع و مفرد, به شکل جالبى گزینش شده است. پیداست که مؤلف, کثرت و غلبه استعمال آن را در روایات و آثار فقهى ملاک انتخاب عناوین مى داند.
ظرافت این نکته در مقام مقایسه دایرةالمعارفها بهتر فهمیده مى شود. براى نمونه مؤلفان دایرةالمعارف فقهى کویت عناوین ذیل را این گونه انتخاب کرده اند: (آداب الخلاء, آل, اکدّ, آیة)16
در (الموسوعة الفقهیة المیسرة) این عناوین شکلى دیگر دارد, اصطلاحات بالا در آنجا چنین آمده است: (آداب, اهل البیت, آلات و آیات.)17
تأملى اندک در شیوه استعمال این کلمات در روایات و فنون فقهى, دلیل این انتخاب را روشن مى سازد. شاید به همین دلیل باشد که به جاى (بول) نیز عنوان (ابوال) مورد بحث قرار گرفته است.
3ـ جامعیت
از دیگر ویژگیهاى این دایرةالمعارف جامعیت آن است. افزون بر طرح و تیین احکام فقهى, قواعد فقهى و موضوعات اصولى را نیز دربر دارد; توضیح اینکه قواعد فقهیه در ضمن عناوین فقهى به بحث گذاشته شده است18 و اصطلاحات اصولى را با نام (الملحق الاصولى) بخش دوّم از جلد نخست (الموسوعة الفقهیة المیسرة) را تشکیل مى دهد.
در بخش اصول, عناوین از (آیات) آغاز و به (اخباریون) ختم شده است.19
در این بخش نیز (الموسوعة الفقهیة المیسرة) به لحاظ ترتیب فنى موضوعات دقت در انتخاب زیرعنوانها, کیفیّت طرح مطالب و نقل نظریات اصولى فقها, براى پژوهندگان دانش اصول بسى ارزنده است.
در این بخش عمدتاً آراى شیخ انصارى, آخوند خراسانى, محقق اصفهانى, آقاضیاء عراقى و نائینى و از معاصران, نظر مرحوم حکیم, خوئى, امام خمینى و شهید صدر, نقل شده است.
در پایان کتاب نیز گزارشى کوتاه از زندگى آن دسته از اَعلامى که نامشان در کتاب آمده است, آورده شده.20
آغاز دایرةالمعارف مقدمه اى دراز دارد که در آن, (نیاز به قانون گذارى و فقه, امتیازات قوانین اسلامى, شیوه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و برجستگیهاى آن, فشرده اى از تاریخ فقه و اصول, روش مؤلف در دایرةالمعارف, انگیزه هاى وى از تألیف این اثر و ویژگیهاى آن) به تفصیل بیان شده است.
مؤلف در مقدمه, درباره تاریخ آغاز کار و انگیزه تألیف این اثر, چنین مى نگارد: (پس از احساس نیاز شدید به وجود دایرةالمعارف فقه و اصول شیعى به دلیل غربت, مهجوریت و مظلومیت آن در مجامع علمى جهانى, از ده سال پیش (1405هـ.ق) کار دایرةالمعارف را از اصول فقه آغاز کردم; طرحهاى گوناگون را اجرا و با مشورت استادان آنها را تعویض یا تکمیل نمودم. پژوهش پیرامون عناوین و اصطلاحات اصولى این اندیشه را به وجود آورد که همین روش را در مورد فقه نیز اجرا کنم. از این رو نخست پنج هزار اصطلاح فقهى را گردآوردم و به طور فشرده آنها را توضیح دادم. در این میان شمار اصطلاحات رو به افزایش بود تا اینکه به سال 1409هـ. ق قرارداد نوشتن دایرةالمعارف را با (مجمع اندیشه اسلامى) امضا نمودم.)21
چاپ این دایرةالمعارف با اینکه به گونه اى چشم نواز است, امّا کاستیهایى نیز دارد که دقت بیشترِ دست اندرکاران را مى طلبد,از آن جمله اینکه در اندازه حاشیه هاى سفید اطراف هر صفحه و فاصله هاى میان ستونها و میان عناوین, زیاده روى شده است که خود موجب افزایش حجم دایرةالمعارف گردیده است. بهتر بود ـ مانند سایر دایرةالمعارفها ـ در این موارد صرفه جویى بیشترى به عمل مى آمد و مطالب زیادترى در هر صفحه آورده مى شد تا انبوه اصطلاحات و توضیحات دایرةالمعارف سبب ضخامت و حجیم بودن هر جلد و کثرت جلدها نشود.
دوم آنکه عنوان اصلى هر بحث مى بایست بالاى هر صفحه آورده مى شد تا خواننده به آسانى به هنگام ورق زدن آن به مطلب دلخواه خود دست یابد.
سوم آنکه چاپ مستقلّ (الملحق الاصول) مناسبتر مى نماید, زیرا در شکل موجود اگر کسى بخواهد تنها از عناوین فقهى آن استفاده کند, باید ملحق اصولى را نیز تحمل کند. عکس مطلب نیز صادق است.
چهارم آنکه بهتر بود براى بخش تراجم نیز فهرستى ولو اجمالى آورده شود.
در پایان به مؤلف محترمِ دایرةالمعارف, دست مریزاد گفته و امیدواریم هرچه زودتر مجلدات بعدى آن به زیور طبع آراسته گردد.
پاورقی:
1. محمدعلى انصارى, الموسوعة الفقهیة المیسرة, قم, مجمع الفکر الاسلامى, چاپ اول, 1415ق, ص43ـ51.
2. آیا غربیان مبتکر دایرةالمعارف به گونه الفبایى بودند یا دانشمندان مسلمان در این مورد نیز گوى سبقت را از آنان ربودند؟ این موضوع پژوهش درخورى را مى طلبد و از قلمرو این مقاله خارج است; اجمالاً عالمان و مؤلفان اسلامى آثارى از این دست داشته اند; براى نمونه رجوع شود به کتاب ارزنده (الحدود والحقایق) تألیف قاضى صاعد بریدى آبى, که اصطلاحات کلامى را به صورت معجم آورده است. البته در صورتى که این نظم معجمى از آن مؤلف باشد و نه محقق. (الحدود والحقایق, آبى, قم, مطبعة الاسلام).
3. درک عمیق و بهنگام این نکته بود که موجب شد رهبر انقلاب اسلامى حضرت آیت الله خامنه اى با صدور حکمى, اقدام به تأسیس تشکیلاتى جهت تألیف دایرةالمعارف فقه شیعى نمود و حضرت آیت الله سید محمود هاشمى را به مسؤولیت این امر خطیر منصوب کرد. محققان و علاقه مندان فقه ناب محمدى انتشار نخستین مجلدات آن را انتظار مى کشند.
4. موسوعة الفقه الاسلامى المقارن, گروهى از استادان فقه اسلامى [در مصر], المجلس الاعلى للشئون الاسلامیة, قاهرة, 1386هـ, ج1.
5. الموسوعة الفقهیه المیسرة, ص82 ـ 95.
6. الموسوعة الفقهیة الکویتیة, الکویت, وزارة الاوقاف والشئون الاسلامیة, الطبعة الثانیة, 104هـ.ق 1983م, ج1, تا عنوان (ابهام) و(ابوان).
7. همان, عنوان (البدعة).
8. همان, عنوان (التوبة).
9. همان, ج1, ص160ـ161.
10. همان, ص164ـ166.
11. همان, ص142ـ170.
12. همان, ص195.
13. در دایرةالمعارف فقه کویتى عناوین بحث از ابراء نظام و ترتیب دیگرى دارد و پس از تأمل و دقت روشن مى شود که ترتیب آن فنى و درست نیست به عنوان نمونه بحث از حقیقتِ ابراء که قبول است یا ایجاب و قبول متقدم بر بحث از احکام آن است. (دایرةالمعارف فقه کویتى, ج1, ص142ـ152).
14. الموسوعة الفقهیة المیسرة, ص153ـ169. ضمناً هیچ کدام از عناوین هفتگانه اخیر در دایرةالمعارف فقه کویتى نیامده است.
15. عنوان (إبراء) از عناوینى است که در باب (هبات) فقهاى شیعه بدان اشارتى کرده اند و سرعنوان و زیرعنوانهاى آن به صورتى یکى از ابواب فقهى نیامده است و تنها احکام آن را به طور پراکنده در ابواب گوناگون فقه آورده اند (سلسلة الینابیع الفقهیه, على اصغر مروارید, ج12).
16. الموسوعة الفقهیه الکویتیه, ج1, ماده آداب الخلاء….
17. الموسوعة الفقهیه المیسرة, ماده آداب….
18. در مقدمه کتاب آمده است که قواعد فقهى در ضمن عناوین فقهى خواهد آمد در جلد نخست به این وعده وفا شده است و قاعده اتلاف ص208ـ219 و احسان ص323ـ327 مورد بحث قرار گرفته است.
19. الموسوعة الفقهیه المیسرة, ص425ـ650.
20. مؤلف در واقع در این مورد متأثر از دو موسوعه فقهى جمال عبدالناصر و کویتى بوده است. چه آنان در آخر هر مجلد گزارشى کوتاه از زندگى اعلام نامبرده در آن ارائه داده اند. جناب انصارى شرحى مختصر از زندگى هشتاد نفر از رجال شیعه را با استفاده از نُه منبع نگاشته است (ص563ـ607).
21. همان, ص66ـ73 .

تبلیغات