مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۶۱.
۶۶۲.
۶۶۳.
۶۶۴.
۶۶۵.
۶۶۶.
۶۶۷.
۶۶۸.
۶۶۹.
۶۷۰.
۶۷۱.
۶۷۲.
۶۷۳.
۶۷۴.
۶۷۵.
۶۷۶.
۶۷۷.
۶۷۸.
۶۷۹.
۶۸۰.
تفسیر
حوزههای تخصصی:
غالب متون قانونی به صورت قضایای عام نوشته یا گفته شده اند. از طرف دیگر، هماره قانون گذار - در بهترین حالت - یک قدم از اختراعات و تحوّلات عقب بوده است. این دو امر، این پرسش بسیار مهم را به همراه خواهد داشت که آیا مفسّر می تواند در فهم و حل مسائل نوپدید که در زمان تقنین وجود نداشته اند، به عمومات قانونی استناد نماید؟ اگر می تواند، ضوابط و اصول حاکم بر این استناد کدامند؟ در مقاله حاضر، سعی می کنیم با تکیه بر اصول مشترک تفسیری در میان فقهای امامیه و حقوق دانان آمریکایی، به این سوال بسیار مهم و بنیادین پاسخ دهیم. دیدگاه ما در قالب یک نظریه عمومی ذیل دو محور ارائه می گردد: در محور اول، نشان می دهیم که استناد به عمومات در حل مسائل نوپدید روشی عقلائی در تفسیر متون فقهی و حقوقی است؛ سپس در محور دوم، تلاش می کنیم تا شما را قانع نماییم که در این استناد باید میان مسائلی که در زمان تقنین برای مخاطب عادتاً محال و غیرممکن به نظر می رسیده و غیر آن تفاوت گذاشت، و صرفاً در صورت اول است که استناد به عمومات قابل قبول است.
بررسی مکتب تفسیر علمی از دیدگاه مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تفسیر تطبیقی دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱
95 - 116
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم کتاب هدایت بشر در همه اعصار است، برای بهره مندی از هدایت این کتاب آسمانی لازم است که آیات آن به طور دقیق و صحیح فهمیده شود و تلاش علمی تمام مفسران در طول تاریخ برای این فهم دقیق بوده است و هر مفسری در راستای توان علمی و تخصصی خود و نیز با توجه به معارف متنوعی که در قرآن آمده است به تفسیر قرآن پرداخته و این خود سبب بوجود آمدن شیوه های مختلف تفسیری در طی قرون شده است، تفسیر علمی هم به عنوان یک روش تفسیری مستقل، مطمح نظر برخی از دانشمندان ومفسران فریقین بوده ،گر چه در دهه های اخیر بیشتر مد نظر قرار گرفته است و می توان گفت تفسیر علمی قرآن در مرحله تازه ای قرار گرفته و یکی از انواع رویکردها به قرآن است و البته مانند هر تلاش علمی دیگر در این حوزه امتیازات و آفاتی دارد که لازم است با یک نگاه دقیق و منصفانه مورد بررسی قرار بگیرد.
تأثیر شأن نزول در برداشت های فقهی- تفسیری از آیات ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله تحقیقات مؤثر در زمینه شأن نزول و فقه، بررسی تأثیر شأن نزول آیات قرآن در برداشت های فقهی است. نگارنده در این مقاله به دنبال آن است که به بررسی تأثیر شأن نزول در برداشت های فقهی در محدوده آیات ازدواج از دیدگاه فریقین بپردازد.
شأن نزول می تواند مصادیق احکام کلی در آیات را مشخص نماید. از جمله تأثیرات شأن نزول در برداشت های فقهی عبارت است از: درک تناسب میان احکام موجود در آیات قرآن، تبیین علل، فلسفه احکام الهی، تبیین واژگان مبهم در آیه، محدود کردن معنای آیه به گروه یا زمانی خاص.
بررسی و مقایسه دیدگاه اصولیان شیعه و مفسران فریقین در تفسیر مهم ترین آیات اصل برائت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثبات و بررسی ادله برائت- که یکی از بنیادی ترین اصل در نزد اصولیان شیعه است- اهمیت بسیاری دارد. برخی از اصولیان در اثبات اصل برائت به آیاتی از قرآن استناد کرده اند. در این مقاله سعی شده است، ابتدا مهم ترین آیات اصل برائت؛ مانند آیات 15 اسراء، 7 طلاق و 42 انفال را مطرح کند، سپس، نظرهای اصولیان و مفسران شیعه و اهل تسنن در کتب اصولی و تفسیری را با یکدیگر تطبیق دهد و شباهت ها و تفاوت ها را مشخص سازد. اصولیان درباره آیات مزبور دو دیدگاه دارند. براساس یک دیدگاه، آیات مزبور بر اصل برائت دلالت دارند و براساس دیدگاه دیگر، بر اصل برائت دلالت ندارند. در تفاسیر اهل سنت درخصوص آیه اول (اسراء: 15) بیشتر به تفاوت بین برائت شرعی و عقلی اشاره شده است و در تفاسیر امامیه نیز همانند دیدگاه اصولیان دو دیدگاه وجود دارد. مفسران شیعه و سنی، آیه دوم (طلاق: 7) را بر نفی تکلیف مالایطاق از طرف خداوند حمل کرده اند. برخی از ایشان به مصادیقی از تکلیف مالایطاق، همچون انفاق بیش از توان، معرفت بدون در اختیار بودن اسباب آن و... اشاره نموده اند. این نوع تفاسیر با تفسیر آیه به ممنوعیت هر نوع تکلیف مالایطاق منافات ندارند. بسیاری از مفسران هر دو مذهب آیه سوم (انفعال: 41) را با توجه به شأن نزول، آن تفسیر کرده اند. آیات اصولی در گذر زمان تغییرات و تحولاتی را پشت سر نهاده اند. ازآنجایی که مفسران شیعی و اهل سنت و نیز دانشمندان اصولی هر دو مذهب فقهی درباره آیات مورد نظر مشترکات زیادی دارند؛ بررسی تطبیقی آن آیات می تواند به همگرایی و نزدیکی دو علم اصول فقه و تفسیر کمک کند.
بررسی بازتاب رویارویی با تمدن نوین غربی در رویکرد عقلی –اجتماعی دو تفسیر المنار و المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهیافت عقلی-اجتماعی به تفسیر قرآن، در دوسده ی اخیردربستر چالش های برخاسته ازرویارویی جامعه های مسلمان درروزگار رکود، با تمدن نوین غربی پدید آمد. تفسیر اجتماعی، تفسیری با رویکرد کارکردگرا وبا آرمان پردازش چهره ی توانمند اسلام، برای پیشبرد جامعه در همه جا و هرگاه است. رویارویی با تمدن نوین باختری ازبسترهای برجسته پیدایش تفسیر اجتماعی، جایگاهی شایسته در نگرش مفسر اجتماعی برای نمودن چهره ای کارا وپویا از آگاهیهای اسلامی دارد. این رهیافت در تفسیر المناربا ویژگی تفسیر اجتماعی والمیزان به عنوان یکی از شاخص ترین این گرایش تفسیری، بازتاب های گوناگونی داشته است، مفسر المنار برای نشان دادن چهره ای خردورز وبالنده از اسلام در هماهنگ سازی معارف قرآنی با تمدن غربی، چندان می کوشد که در رویکرد خود به سوی عقل جزوی خود بنیاد و برداشت های مادی از حقایق فرا طبیعی گرویده و در سازگاری پاره ای احکام اسلامی با هنجارهای غربی گوی پیشرفت از همگنان را برباید. ولی المیزان با بهره مندی از خرد ناب، شناخت دینی را از قلمروی خرد خود بنیاد، فراتر دانسته است. وی در رویکرد اجتماعی نیز با بینشی ژرف، ریشه های پیدایش تمدن کنونی غربی را درناسازگاری با بنیاد توحیدی اسلام می داند؛ او همچنین درگشایش چالش های احکام اسلامی، در برابر پایگاه دفاعی و واکنش گرای المنار، به نقد بنیادین دستاوردهای اندیشگی تمدن غربی می پردازد. سرانجام می توان گفت: المیزان در پردازش چهره ی سترگ، کارا و پویای اسلام در برابر تمدن نوین غربی در سنجش با المنار کامیاب تر است.
تاریخ تطبیقی انگاره تحریف بایبل در تفاسیر شیعه و اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انگاره محرف بودن کراسه های یهودی مسیحی امروزه چنان بدیهی به نظر می رسد که شاید باورنکردنی به نظر برسد که زمانی چنین انگاره ای در میان مسلمانان رایج نبوده باشد. این پژوهش در پی آن است تا با استفاده از روش پژوهش در «تاریخ انگاره ها» (History of Ideas) تاریخ پیدایش و تکامل این انگاره را به شکلی تطبیقی در تفاسیر شیعه و اهل سنت مورد بررسی قرار دهد. طی این بررسی مشخص می شود که این انگاره در هر یک از دو جریان تفسیری سرگذشتی متفاوت را پشت سر گذاشته است؛ اما هر دو تقریبا در یک زمان به یک نقطه مشترک رسیده و در همان جا تثبیت شده اند. شکل کلی این مسیر را می توان با استفاده از الگوی سکوت زمزمه همهمه پارادایم تحریف باوری ترسیم کرد؛ اما جزئیات این مسیر، شامل تاریخ پیدایش هر یک از مراحل، چرایی انتقال از یک مرحله به مرحله بعدی و حتی تعداد مراحل در دو جریان تفسیری شیعی و سنّی یکسان نیست. این مقاله با ارائه تصویری جزئی نگر از این مراحل، به مقایسه این دو تصویر با یکدیگر می پردازد.
بررسی سه رویکرد درباره تفسیر آیات 16-19 سوره «قیامت» بر پایه بازخوانی جمله معترضه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمله معترضه» یا «میان جمله» یکی از جملاتی است که نه به موضوع اصلی بلکه به جوانب امر می پردازد؛ اما این جمله به دلیل جایگاهی که در محاورات دارد، همواره مورد توجه مفسران در تفسیر آیات قرآن قرار داشته، به طوری که گاه تلقی برخی آیات یا فقراتی از آنها، به عنوان جمله معترضه، بر تفسیر مفسران مؤثر بوده است؛ اما باید گفت که گاهی برداشت ناصحیح از این موضوع، تأثیر قابل توجهی بر فهم نادرست از آیات و تفسیر ناصواب قرآن کریم داشته است. یکی از مشهورترین و مهم ترین رویکرد ها در تفسیر آیاتِ شانزدهم تا نوزدهم سوره «قیامت»، معترضه تلقی کردن آنهاست. این نوشتار درصدد بازخوانی جمله معترضه و ارائه تطبیقی سه رویکرد در خصوص آیات چهارگانه سوره قیامت با محوریت جمله معترضه است. در پیِ پژوهش انجام شده، روشن گردید که چهار آیه مذکور، معترضه نیستند؛ هرچند این آیات با آیات قبل ارتباط مفهومی نیز نداشته، بلکه شرایط خارج از سخن، مقتضای نزول آنها بوده است. واژگان کلیدی: جمله معترضه، تفسیر، قرآن، آیات 16 تا 19 سوره قیامت، دیدگاه مشهور، دیدگاه غیرمشهورحسن بگی، ع. (1399). بررسی سه رویکرد درباره تفسیر آیات 16 تا 19 سوره «قیامت» بر پایه بازخوانی جمله معترضه، دوفصل نامه پژوهش های تفسیر تطبیقی. 6 (12)، 56-35. Doi: 10.22091/PTT.2019.2852.1305
تضمین نحوی در افعال لازم و متعدی و اعتبار سنجی این افعال در تفاسیر «التبیان، الجامع لعلوم القرآن و المیزان» (بررسی موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم نحو به عنوان علم خاص و پدیده تضمین نحوی به عنوان قائده فرعی در راستای درک و تفسیر صحیح قرآن شکل گرفته و پژوهشگران و دانشمندان علم نحو در آثار خود به نقش و کارکرد تضمین نحوی و فوائد آن پرداخته اند. یکی از فوائد و کارکردهای تضمین نحوی، تغییر افعال لازم به افعال یک مفعولی یا بیشتر، و افعال متعدیِ یک مفعولی به افعال دو مفعولی است. در این مقاله ضمن معناشناسی تضمین نحوی و معرفی پژوهش های صورت گرفته در این زمینه، به بررسی تطبیقی این پدیده ادبی در قالب افعال لازم و متعدی در سه تفسیر «التبیان فی تفسیر القرآن»، «الجامع لأحکام القرآن» و «المیزان» می پردازیم. دست یافته های قابل توجهی را در این پژوهش می توان مشاهده کرد؛ ازجمله آنکه یکی از فوائد مهم تضمین نحوی تغییر افعال لازم به متعدی یک مفعولی یا بیشتر و تغییر افعال متعدی یک مفعولی به دو مفعولی است که در تعلیل نحوی و ایجاز بلاغی اغراض آن دیده می شود؛ و دیگر اینکه نحویان در آشنایی با تضمین نحوی بر مفسران مقدم هستند و تلقی این سه مفسر شیخ طوسی، قرطبی و علامه طباطبائی از تضمین نحوی با نحویان یکی است. شیخ طوسی و قرطبی در تفسیر آیات متضمن از اصطلاح تضمین استفاده نکرده اند و از واژه های جایگزین مانند «بمنزله»، «أی» و «معناه» مدد گرفته اند ولی علامه طباطبائی از اصطلاح «تضمین» استفاده کرده است.
بررسی روش شناختی تفسیر آیه 106 سوره یوسف با رویکرد تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وسف که می فرماید: «وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» از آیات حوزه کلامی ایمان و شرک محسوب می شود و ظرفیت بالایی در بررسی های روشمند تفسیر تطبیقی دارد. ویژگی محتوایی این آیه جمع میان ایمان و شرک در باره اکثر مردمی است که موردِنظر آیه هستند. بر اساس دیدگاهی که ایمان را به حقیقتی بسیط و یا مجموعه به هم پیوسته ای از ارکان ایمانی تعریف می کند که با اخلال در هر رکنی، اصل ایمان مخدوش می شود، جمع میان ایمان و شرک معنا نخواهد داشت و ظاهر این آیه با تأویل و توجیه همراه می شود. اما دیدگاه دیگری که ایمان و شرک را قابل افزایش و کاهش و دارای مراتب معنایی می شمارد، به این آیه به عنوان مستندی قوی برای رأی خود می نگرد. بررسی ها نشان می دهد که مفاد این آیه ظرفیت دلالی زیادی در عبور از تنگناهای نظری متکلمان داشته و با تفکیک میان معنای ظاهری-تنزیلی از یک سو، و معنای باطنی-تأویلی از سوی دیگر، می توان طیفی از معانی را به صورتی سازگار برای آیه در نظر گرفت. در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، ضمن گزارش آرای مفسران جریان های برجسته کلامی، با بررسی های ادبی و شواهد قرآنی و روایی و نیز تحلیل آنها، نظریه ای تفسیری فراتر از تنگناهای کلامی مفسران دنبال شده است.
بازخوانی آیه «وَ لاَ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ» با رویکرد پیوستگی و استقلال آیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از تفسیرنویسان، عبارت *وَ لاَ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ* (بقره:195) را در ارتباط با آیات هم جوار دیده، عام بودن آن را باور نداشته و برداشت های مختلفی از آیه ارائه داده اند. برخی آیه را نهی از انفاق، تعدادی نهی از زیاده روی در انفاق، گروهی نهی از عدم انفاق، بعضی نهی از ترک جهاد، شماری نهی از انفاق در جهاد، جماعتی نهی از جهاد و غیره می دانند. تفاسیر یادشده به جهت ذوقی بودن سطح ارتباط، شخصی بودن برقراری ارتباط میان هر سطح، ناسازگاری با ظهور آیه و برداشت های ناروا از روایات به صورت جدی محل تامل و تردید قرار می گیرند؛ زیرا با توجه به استقلال بخش های مختلف سوره بقره، برداشت عام اهل بیت و فقه نویسان از آیه و نیز ابهام در دامنه ارتباط، این آیه مستقل از آیات هم جوار است. این پژوهش با مطالعه کتابخآن های و همراه با بررسی و سنجش نظریات مختلف در تفسیر آیه شکل گرفته و هدف آن نقد برداشت های مبتنی بر ارتباط آیه با آیات هم جوار و اثبات استقلال آیه از آیات هم جوار است.
مطالعه تطبیقی- انتقادی تجرد نفس از دیدگاه تفسیری فخر رازی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از اندیشه وران، بر این باورند که سکوت فخر رازی در موضوع تجرد نفس، نشان دهنده مادی دانستن آن است؛ درحالی که از اقوال و دیدگاه های وی، به مجرد بودن نفس می توان رسید ولی بیان فخر رازی با دیگر فیلسوفان مانند علامه طباطبایی متفاوت است. لذا نوشتار حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، دیدگاه های این دو مفسر بزرگ جهان اسلام را مقایسه نموده، آراء آن ها را به بوته نقد می کشاند و نظر مرجح را مطرح می سازد. درباره مسأله تجرد نفس، سه نظر اصلی وجود دارد. برخی نفس را مادی دانسته اند. دسته دوم آن را امری مجرد از ماده قرار داده اند و گروه سوم، دو مقام برای نفس قائل شده اند که در مقام فعل، متعلق به ماده و در مقام ذات، مجرد از ماده است. آنچه از میان آثار فخر رازی تحلیل می شود، تجرد نفس هم در ذات و هم در فعل است. در مقابل، علامه طباطبایی بهترین نظریه را عرضه می کند و با آیات قرآن و استدلالات منطقی و عقلی اثبات می نماید که نفس، ذاتاً مجرد از ماده است ولی ازنظر فعل، محتاج به ماده؛ زیرا اگر در مقام فعل، مجرد از ماده باشد، نمی تواند در این جهان مادی با بدن جسمانی ممزوج شود.
تفسیر «وَ لَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» در سده های 10- 15: یک بررسی تاریخی- تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر و تحول در فهم برخی عبارات قرآنی، موضوعی است که از دیرباز مورد اهتمام اندیشمندان قرآنی بوده و برای این موضوع، علل و عوامل متعددی از سوی آنان ارائه گشته است. از جمله علل این تحولات که کمتر بدان پرداخته شده، «گفتمان ها» می باشند که در خلق یک تفسیر، نقش موثری ایفا می نمایند. در این نوشتار تلاش برآنست با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر علت مذکور، تحولات تفسیری عبارت قرآنی «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» مورد بررسی قرار گیرد. از آن جا که عبارت قرآنی مورد بحث، با آراء تفسیری متعدد و متنوعی مواجه بوده است و تحلیل تحولات همه ی آن ها، در مجال یک مقاله نمی گنجد، در پژوهش حاضر به بررسی سیر تاریخی تفاسیر مفسران، در پنج قرن اخیر (سده های دهم تا پانزدهم هجری) پرداخته شده و در نهایت علل و چرایی تحولات تفسیری رخ داده در این دوران، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آنست که در قرن های چهاردهم و پانزدهم، به دنبال رنسانس و ورود علوم غربی به دنیای اسلام، مفسران، تدافع در عبارت مذکور را که در قرن های دهم و یازدهم، تدافعی معنوی و در قرن های دوازدهم و سیزدهم غالبا تدافعی عرفانی دانسته می شد، بیش تر به تدافع تنازعی و نقطه ی مقابل آن یعنی تدافع تعاونی تفسیر نموده اند.
کیهان شناسی قدیم در میان اهل کلام و دین مقدّمه، تصحیح و تحقیق «رساله فی اختلاف العلماء فی أحوال السموات والأرضین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ علم دوره ۲۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
47 - 107
حوزههای تخصصی:
این مقاله شامل تصحیح انتقادی متنی است از نویسنده ای ناشناس که دو نسخه از آن در دسترس است، و همچنین مقدمه تحلیلی و تحقیق منابع. این اثر راجع به پدیده های کیهانی و بحث و بررسی نگرش متکلمان و اهل دین در باره این پدیده ها است. عنوان این اثر رساله فی اختلاف العلماء فی أحوال السموات والأرضین است، هر چند در فهرست کتابخانه عنوان أحوال السموات والأرض ، ثبت شده است. نویسنده اثر با استفاده از متون گوناگون، رویارویی با فیلسوفان را به شیوه انتقادی پی می گیرد. این اثر به گونه ای مناسب حفظ شده است و به نظر می رسد کامل باشد. این اثر عمدتاً برآمده از نقل قول هایی است از آثاری که امروزه در دسترس اند. این نقل قول ها که برگرفته از منابع شناخته شده یا ناشناخته پیشین هستند، نگاه جالبی را در باره تفسیر آثار نویسندگان مشهور آن روزگار ارائه می دهد. نویسنده اثر نقل قول ها را از کتاب های تفسیر قرآن و روایات گردآوری کرده است. از نظر سبک نقل قول، می توان به یک جنبه جالب اشاره کرد: استفاده مداوم از عبارت «پایان نقل قول (انتهی)» در پایان هر نقل قول است، عبارتی که امروزه در میان نگارش های معاصران به منظور تمایز بین سخن نویسنده و مطالب نقل قول شده به کار می رود. تکرار «پایان نقل قول» از منظر نسخه شناسی نیز قابل توجه است و یادآور علائم فرامتنی در پاپیروس های یونان باستان است. این اثر بر اساس در نظر گرفتن دیرترین زمان زندگی نویسندگانی که از آنها نقل قول شده است به حدود چهار قرن پیش باز می گردد. یاد کردن از اندیشمندان نام برداری چون جوینی (د. 462 ق)، غزالی (د. 490 ق)، ابن رشد (د. 577 ق)، فخرالدین رازی (د. 606 ق) و خسروشاهی (د. 652 ق) قابل توجه است. پیوند خسروشاهی با فخرالدین رازی و فریدالدین داماد (متوفی 1299) بر اهمیت ا.ین متن می افزاید. افزون بر این، اثری از جلال الدین السیوطی (متوفی 1505) در پیوند با اثر حاضر دارای اهمیت است که آنتون ام. هاینن (متوفی 1988) به عنوان بخشی از پایان نامه خود به آن پرداخته است (بیروت-ویسبادن، 1982). در حالی که در ابتدا ممکن است تصور شود که نویسنده در نگارش اثرش صرفاً از السیوطی برگرفته باشد، اما با نگاهی دقیق تر مشخص می شود که این متن از اصالت برخوردار است. با این حال، محتمل است از اندیشه های سیوطی نیز الهام گرفته باشد. استفاده فراوان نویسنده از آثار نویسندگان مشهور دوران عثمانی نشان دهنده ارتباط احتمالی وی با آن منطقه جغرافیایی است.
چند نمونه از نویافته های هنر بلاغت در متون کهن تفسیری فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بلاغت یکی از علوم ادبی است که در آن موضوع تطبیق کلام بر مقتضای حال و مقام بررسی می شود. از آنجایی که تلاش و توجّه به لطایف ادبی و بلاغی قرآن، مستلزم آشنایی نسبی با تفسیر و تمثّل به آیات بوده است، مفسرینی در این امر پیشقدم بوده اند از جمله: ابوالفتوح رازی، زمخشری، شاهفور اسفراینی و...که بسیاری از اسرار دقیق و نهفته این دانش در بلاغت اعجازی قرآن و کلام آنان متبلور شده است، امّا متاسفانه برخی از این اسرار، از چشم اصحاب بلاغت اسلامی- ایرانی به دور مانده و یا کمتر مورد توجه قرارگرفته است. بنابراین کشف، بررسی و تحلیل این زیبایی ها از لابه لای نوشته های آنان، ضروری می نماید. نوشتار حاضر پژوهشی است که در آن نگارنده کوشیده است تا پس از بررسی تفاسیر فارسی قرآن کریم با روش تحلیلی – توصیفی، آن دسته از زیبایی های ادبی را که از چشم بلاغیون به دور مانده و یا کمتر به آنها پرداخته شده است؛ یافته و مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. نگارنده پس از تجزیه و تحلیل نمونه ها، نتیجه می گیرد که در تفاسیر اوّلیه قرآن، از صنایع خاصی همچون: اسناد مجازی مفید معنای تکریم، معانی ثانوی جملات استفهامی، اسلوب جمله های شرطی و... استفاده شده است
ایستایی و پویایی معنای متن؛ مطالعه موردی حقوق قراردادهای ایران و انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوقی دادگستری سال ۸۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳۰
27 - 53
حوزههای تخصصی:
اختلاف در مفاد متن، اجتناب ناپذیر و حل آن مستلزم تفسیر است. تفسیر، مواجهه با خوانش های متفاوت از متن است، نه انتخاب یک خوانش و رد سایر خوانش ها. اما آیا هر خوانشی، خالق معنایی مستقل است، یا تمامی خوانش ها حول محور معنایی واحد می گردند؟ این مساله در قالب دو مکتب ایستایی و پویایی معنا مطرح می شود. در مکتب ایستایی، دو رویکرد مبتنی بر معنای لغوی و مبتنی بر معنای مقصد مولف بررسی می شود و در مکتب پویایی، چهار رویکرد مبتنی بر تعامل متن و مفسر، مبتنی بر متن، مبتنی بر کارکرد و رویکرد آزاد. حقوق ایران پیرو رویکرد مبتنی بر مقصود مولف است و معنا را همان مقصود متعاقدین می داند. حقوق انگلستان نیز همواره به ایستایی معنا معتقد بوده، اما در طول زمان، سه رویکرد مختلف را در پیش گرفته است: در رویکرد سنتی، معنای لغوی، در رویکرد مدرن، اوضاع و احوال زمان قرارداد و در رویکرد کنونی، تعادل بین متن و اوضاع و احوال زمان قرارداد را ملاک می داند. لذا بر خلاف ایران، اولاً ایستایی معنای قرارداد در انگلستان همواره نوعی بوده و ثانیاً رویکردهای تفسیری انگلستان، به عنوان نظامی که راهکارهای عملی و سودمندی آنها را به انسجام نظری ترجیح می دهد، به سختی با یک رویکرد تفسیری مشخص، تطبیق می یابد.
تأثیر خلوص مواد مخدر و روان گردان در سیاست جنایی قضائی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیدگاه های حقوق قضایی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
67 - 99
حوزههای تخصصی:
یکی از معیارهای اساسی در تعیین کیفر در جرائم مواد مخدر براساس قانون مبارزه با مواد مخدر، میزان وزن این مواد است. نظر به عوامل گوناگون، مواد مخدر و روانگردانی که در کشور وجود دارد دارای ناخالصی و آمیخته با افزودنیهایی خارج از روند فرآوری این مواد است. در این خصوص، این پرسش بنیادین مطرح است که در مرحله پاسخگزینی در جرائم مواد مخدر، آیا ضرورتی بر تعیین خلوص(=اختلاط) این مواد است؟ درباره این امر در نظام عدالت قضائی ایران دو رویکرد مشاهده میشود. سیاست جنایی قضائی غالب در دادسراها و دادگاههای انقلاب اسلامی، خوانشی امنیتگرا در این زمینه دارد. این رویکرد با ابتنای بر فهم عرفی از معنای ماده مخدر و تفسیر موسع آن، اتکای مفرط بر گزارش ضابطان، تفوق مصلحت عمومی بر حقوق فردی و نگاه نصمحور به قانون، عقیده به عدم لزوم تعیین خلوص مواد مخدر برای اتخاذ واکنش کیفری دارد. در مقابل، رویکرد مصلحتگراست. این نگرش تفسیری که در برخی از آرای دیوان عالی کشور، ازجمله هیئت عمومی شعب کیفری منعکس است با تمسک بر اصل احتیاط در دماء، موازین قانونی، قواعد درأ و تفسیر محدود قانون کیفری و خوانش عدالتمحور از قانون، معتقد به تعیین کیفر براساس میزان خلوص مواد مخدر است. در پژوهش حاضر با روش تحلیلی ـ توصیفی ضمن بررسی و سنجش دو رویکرد فوق نسبت به مفهوم ماده مخدر و دلایل آنها، این نتیجه حاصل شده است که نگرش امنیتگرا با توجه به ادله مدنظر، به قانونگذاری قضائی منجر میشود، اما برداشت مصلحتگرا، واقعبینانه و مطابق با اصول تفسیر قانون کیفری است. بر این بنیاد، ضرورت دارد قانونگذار در معیارهای پاسخگذاری در قانون مبارزه با مواد مخدر تجدیدنظر کند و مبنای دقیق و عادلانهای، علاوه بر وزن مواد، برای سنجش میزان سرزنشپذیری و استحقاق کیفر مرتکب مقرر سازد.
امنیت اقتصادی در پرتو آرای دیوان عدالت اداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین حقوق اداری سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۴
215 - 240
حوزههای تخصصی:
در حالیکه هر روز بر حجم مداخله گرهای اقتصادی از حیث عدد، صلاحیت و عمق رویه های شبه حقوقی آن افزوده می شود تنها راه تبدیل نمودن این شبکه پیچیده نهادی نظام وار کردن آن از طریق دادرسی اداری می باشد، که در دو سطح می تواند رشد اجتماعی اقتصاد را دامن زند، یکی در حوزه ترویج ارزش های اقتصادی نظام حقوقی و یکی قَلب استانداردهای پیچیده نظریه های اقتصادی به ساختارهای حقوقی قابل عمل در حوزه اجتماعی. امنیت اقتصادی به عنوان شاهراه ارتقاء اقتصاد در قلب مفهوم دادرسی اداری می تواند ارتقاء موجود را دامن زند. هدف از پژوهش حاضر که به صورت توصیفی- تحلیلی انجام شده است ، دستیابی به این نتیجه است که تاثیر آراء دیوان عدالت اداری در حمایت و یا تهدید شاخص های امنیت اقتصادی چیست و چه آسیب هایی در آراء دیوان عدالت اداری در جهت تحقق آن وجود دارد. بررسی رویه دیوان عدالت اداری به عنوان نهاد ناظر قضایی، شکل گیری پاره ای از اصول و قواعد کلی را در خلال رسیدگی به دع اوی ای ن حوزه نشان می دهد که عملکرد این دستگاه بر شاخص های امنیت اقتصادی دارای تأثیر مستقیم می باشد. در این پژوهش این نتیجه حاصل شد که: مسائلی همچون نبود رویه ای ثابت و هماهنگ در جهت بهبود شاخص های امنیت اقتصادی، نبود نهادهای تخصصی اقتصادی در زیر مجموعه های دیوان عدالت اداری، استفاده نکردن از افراد خبره و سلیقه ای بودن آراء سبب شده است که در بعضی از آراء امنیت اقتصادی با تهدید روبه رو شود.
روی کردِ قُشَیری در تفسیر بَسمَله و ارزیابی عمل کرد وی در لطائف الإشارات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قُشَیری (درگذشته 465ق) در تفسیر لطائف الإشارات نگرش نوآورنهای را ذیل بسمله هر سوره در پیش گرفته و توضیحاتی منحصر به فرد ارائه نموده است. این توضیحات بعضاً درونمایه یکسانی دارند؛ اما در سطح واژگان تفاوتهای قابلملاحظهای میانشان دیده میشود. این عملکرد با دیگر تفاسیر متمایز است و از جنبه قِدمَت، پیشگام محسوب میشود. این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی بر توضیحات قشیری ذیل بسمله تمرکز دارد تا به اهداف قشیری از انتخاب این موضوعات برای درج ذیل تفسیر بسمله دست یابد. بدینمنظور دو فرضیه قابلارزیابی است: نخست آنکه توضیحات قشیری با فواتح و خواتیم همان سوره مرتبط باشد؛ دوم آنکه این تفاسیر با محور اصلی سوره در ارتباط باشند. بررسی تفسیر 113 بسمله قشیری در مطالعه کنونی نشان میدهد که در هر دو فرضیه، بیشترین نوع رابطه میان توضیحات مفسر و سوره از نوع تطابق، و البته در موارد پرشماری هم از جنس تباین است. به بیان دیگر، توضیحات قشیری در بسیاری از موارد از جنس ذوقیاتی است که هیچ ربطی به محور اصلی سوره ندارد. در برخی موارد حتی رابطه تضاد نیز مشاهده میشود؛ یعنی توضیح قشیری در نقطه مقابل محور اصلی سوره قرار دارد. درهرحال در مطالعه کنونی با نظر به عملکرد قشیری از این فرضیه دفاع میشود که او هر بسمله را مختص به همان سوره میداند.
چشم اندازگرایی در فلسفۀ نیچه؛ تاملی بر حقیقت و نظریه های صدق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«چشم اندازگرایی» در فلسفه نیچه، به عنوان رویکردی ضدبنیادگرایانه، «حقیقت» را نه به مثابه امری مطلق، بلکه برساخته ای وابسته به تفسیرهای متنوع انسانی در نظر می گیرد. نیچه استدلال می کند که شناخت و حقیقت همواره در بستر چشم اندازهای متکثر شکل می گیرند و هیچ معیار مستقل و جهان شمولی برای صدق وجود ندارد. این مقاله، ابتدا به بررسی اهمیت چشم اندازگرایی نیچه پرداخته و آن را در تقابل با نظریه های سنتی صدق، همچون نظریه های مطابقت، انسجام و عمل گرایی، تحلیل می کند. سپس، رابطه این دیدگاه با مفهوم حقیقت در فلسفه نیچه مورد بررسی قرار می گیرد و پیامدهای آن برای معرفت شناسی و نظریه صدق واکاوی می شود. در پایان، ضمن بررسی چالش های ناشی از این نظریه، از جمله «نسبی گرایی» و «پارادوکس» چشم اندازگرایی، تلاش می شود نشان داده شود که نیچه چگونه با پذیرش تنوع تفاسیر، به امکان مقایسه و نقد چشم اندازها باور دارد. این مطالعه حاضر نشان می دهد که چشم اندازگرایی در اندیشه نیچه، نه به معنای انکار حقیقت، بلکه تأکیدی بر نقش سازنده تفاسیر گوناگون در تکوین دانش بشری است.
یادداشتی درباره کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این یادداشت به بررسی کتاب "تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران" نوشته ذات الله نیکزاد پرداخته است. نویسنده اشاره میکند که این کتاب با تأکید بر رابطه میان مرمت و تاریخ معماری، به ضرورت حفاظت از آثار معماری به ویژه از منظر فهم و انتقال پیام نهفته در آن ها پرداخته است. نویسنده معتقد است که مرمت باید فراتر از یک عمل اجرایی صرف، به عنوان یک فرآیند تفسیری و پژوهشی در نظر گرفته شود که هدف آن فهم معماری و تاریخ آن است. مرمتگران باید از علوم مختلف بهره مند شده و علاوه بر هنر، درک صحیحی از تاریخ معماری و سازندگان آثار تاریخی داشته باشند. مختاری تأکید دارد که مرمتگران باید در کنار مهارت های علمی و فنی، به تاریخ نگاری و درک فرهنگی آثار معماری بپردازند و این درک باید در فرآیند مرمت به کار گرفته شود. تاریخ معماری باید در تعامل با مرمت های انجام شده به طور دقیق مستند و ثبت شود تا اطلاعات دست اول برای پژوهشگران فراهم گردد. در نهایت، مختاری ضمن بررسی کتاب مرمتگر را به عنوان امانتدار تاریخ و علم معماری معرفی کرده و معتقد است وی باید در فرآیند مرمت، با دقت و مسئولیت، اطلاعات و شواهد تاریخی را حفظ کرده و در اختیار نسل های آینده قرار دهد. کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران توجه به اهمیت این رویکرد جدید در مرمت را نشان می دهد که باید به عنوان اولین گام در پژوهش های مرمتی و تاریخ معماری ایران در نظر گرفته شود.