دانش حفاظت و مرمت آثار تاریخی- فرهنگی
دانش حفاظت و مرمت آثار تاریخی- فرهنگی سال 8 بهار 1404 شماره 1 (پیاپی 23) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
حفاظت از میراث زمین شناختی، به عنوان بخشی ارزشمند از میراث طبیعی، نیازمند نگاهی فراتر از اقدامات فنی است و باید بر پایه درک ارزش های منتسب به این میراث انجام شود. هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی مفهومی برای حفاظت از میراث زمین شناختی بر اساس رهیافت مدیریت ارزش محور است. برای این منظور، با استفاده از روش استدلال منطقی و مرور ادبیات نظری، مفاهیم کلیدی مرتبط با ارزش، اهمیت، نظریه ناهمسانی شناختی و اصول مدیریت ارزش محور مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که میراث زمین شناختی دارای مجموعه ای از ارزش های علمی، زیبایی شناسی، فرهنگی، اکولوژیکی، آموزشی و اقتصادی است که این ارزش ها، درک اهمیت آن را ممکن می سازند. از آنجا که گاه میان نگرش افراد نسبت به اهمیت این میراث و رفتار آن ها در عمل فاصله وجود دارد، نظریه ناهمسانی شناختی در این چارچوب به کار گرفته شد تا شکاف میان باور و رفتار ذی نفعان شناسایی و تحلیل شود. بر اساس چارچوب پیشنهادی پژوهش، سه اصل کلیدی رویکرد مدیریت ارزش محور شامل شفاف سازی، همگانی سازی و همسوسازی، به عنوان راهبردهایی برای کاهش ناهمسانی شناختی و افزایش هم راستایی میان ذی نفعان مختلف (جامعه محلی، گردشگران و متخصصان) پیشنهاد گردید. حفاظت از میراث زمین شناختی در این چارچوب، نه صرفاً اقدامی فیزیکی، بلکه فرآیندی است که در بستر تعاملات ارزشی، شناختی و رفتاری سامان می یابد. چنین رویکردی به ویژه در بسترهایی چون میراث زمین شناختی، که ماهیتی چندوجهی و پیچیده دارند، امکان آن را می دهد تا حفاظت از این میراث نه تنها علمی و تخصصی، بلکه مردمی، پایدار و مؤثر باشد. چارچوب پیشنهادی پژوهش می تواند مبنایی برای تدوین سیاست ها، طراحی برنامه های آموزشی و تقویت مشارکت اجتماعی در حفاظت از میراث زمین شناختی در مقصدهای گردشگری فراهم آورد.
فناوری ساخت سفال لعاب پاشیده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گروه بزرگی از سفالینه های دوران اسلامی، سفال های لعاب پاشیده و نقش کنده هستند که به لحاظ تاریخی و فنی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. این مطالعه با هدف بازسازی فناوری ساخت لعاب پاشیده در دوره اسلامی ایران، به بررسی فرآیند شکل گیری و مراحل فنی تولید این تکنیک می پردازد. دو پرسش اصلی تحقیق به این شرح است؛ فرآیند شکل گیری لعاب پاشیده در ایران به چه صورت بوده است؟ چگونه می توان مراحل بازسازی فنی لعاب پاشیده را انجام داد؟. روش تحقیق از نوع کاربردی و از روش تاریخی و آزمایش های تجربی جهت ساخت نمونه ها استفاده شده است. در جامعه آماری پژوهش، تعداد 10 نمونه به روش هدفمند انتخاب شده و مراحل تولید و مواد اولیه به کار رفته مورد واکاوی دقیق تری قرار گرفته است. طبق نتایج پژوهش حاضر، سفال های لعاب پاشیده که در مراکز مهمی چون نیشابور، ری، جرجان، تخت سلیمان، تپه منار بلقیس، شاه کوه الموت، سیراف، دهلران و شوش کشف شده اند، به دو دسته اصلی تقسیم می شوند: ظروف با تزئینات رنگی پاشیده شامل رنگ های سبز، آبی، زرد و ارغوانی و ظروفی که تکنیک اسگرافیاتو را با نقش های هندسی، گیاهی و جانوری نشان می دهند. همچنین در این تحقیق، برای ساخت گلابه سفید، از ترکیب اکسید سرب 20% (سرنج) و 80% کائولن استفاده شده است. فرآیند انتقال طرح بر سطح بدنه از طریق خراش و برداشتن گلابه سفید از روی بدنه رسی ظرف انجام شده است. پخت بدنه در دمای 750-800 درجه سانتی گراد صورت گرفته و برای نقاشی زیر لعابی، از لعاب به رنگ های زرد عسلی، زرد تیره، سبز روشن، سبز تیره و ارغوانی با نسبت های مشخص از ۸% و ۱۵% اکسید آهن، ۸% و ۱۲% اکسید مس و ۱۴% اکسید منگنز استفاده شده است. پس از آن، لعاب شفاف بر روی سطح نهایی با فرمول 50% اکسید سرب و 50% سیلیس در دمای 900-850 درجه سانتی گراد پخته شده است.
بررسی بقایای ذوب فلز در محوطه باستانی دهانه لشکر (رباط پشت بادام) با تأکید بر مطالعات پتروگرافی و شیمی سرباره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان یزد به دلیل داشتن منابع معدنی متنوع و سابقه طولانی فعالیت های متالورژیکی از دوران پیش تاریخ تا معاصر، یکی از مراکز اصلی فلزکاری کهن در فلات مرکزی ایران محسوب می شود. محوطه ذوب فلز دهانه لشکر واقع در نزدیکی روستای رباط پشت بادام در جریان مطالعات زمین شناسی منطقه شناسایی شد و برای نخستین بار مورد مطالعه قرار گرفت. از این محوطه با مساحت ۱۴۰ مترمربع، ۱۰ نمونه سرباره جمع آوری شد که ۴ نمونه تحت مطالعات پتروگرافی و ۴ نمونه تحت آنالیزهای شیمیایی به روش ICP-OES قرار گرفتند. نمونه های مورد بررسی ویژگی های ماکروسکوپی مشخصی شامل رنگ سبز تیره تا سیاه، مورفولوژی نامنظم، بافت متخلخل تا متراکم و ابعاد ۲-۷ سانتی متر داشتند. مطالعات پتروگرافی نشان داد که سرباره ها عمدتاً از کانی های فایالیت (Fe₂SiO₄)، پیروکسن و فازهای شیشه ای تشکیل شده اند و دارای بافت های اسپینی فکس و پورفیری هستند که حاکی از نرخ سرمایش سریع و تبلور ناقص مذاب است. همچنین بررسی مقاطع صیقلی حضور فازهای سولفیدی مس شامل بورنیت (Cu₅FeS₄)، کوولیت (CuS) و مس نیتیو (Cu) را در این سرباره ها نشان می دهد. نتایج آنالیزهای شیمیایی نشان داد که میانگین غلظت مس 96/1درصد وزنی و روی 88/0 درصد وزنی است که بیانگر استفاده از کانسارهای پلی متال Cu-Pb-Zn به عنوان مواد خام اولیه است. میانگین اکسید کلسیم (CaO) ۲۴ درصد، نشان دهنده استفاده از سنگ های کربناته (احتمالاً آهک و دولومیت) به عنوان فلاکس برای تنظیم گرانروی و کاهش دمای ذوب است. ترکیب شیمیایی سرباره ها دمای ذوب متوسط ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی گراد را نشان می دهد که با استفاده از فلاکس های سیلیسی و کربناته برای بهبود جداسازی فلز سازگار است. مطالعه حاضر بر اساس نتایج مطالعات پتروگرافی و شیمیایی سرباره ها، شواهدی از چرخه صنعت فلزکاری کهن در این محوطه ارائه می دهد. پرسش های اصلی تحقیق شامل نوع فلزات استخراج شده و فرآیندهای متالورژیکی به کار رفته بود. بر اساس یافته ها، این محوطه عمدتاً جهت استخراج مس مورد بهره برداری قرار گرفته است. گرچه برای تاریخ گذاری دقیق شواهد سطحی کافی به دست نیامده، اما مطالعات پتروگرافی و شیمیایی نشان دهنده استفاده از فناوری های متالورژیکی پیشرفته با قابلیت دستیابی به دماهای ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی گراد و به کارگیری سیستم فلاکس های ترکیبی (سیلیسی-کربناته) برای بهینه سازی فرآیند احیا و جداسازی فلز است.
بازآفرینی دستگاه زمان سنجی مدرسه رکنیه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستگاه زمان سنجی مجموعه مدرسه رکنیه که مشهور به رصد وقت و ساعت است در سال 725 ه.ق در محدوده کنونی میدان وقت و ساعت یزد به سفارش سید رکن الدین ساخته شد. این دستگاه مکانیکی که بر پایه انرژی سیال آب بود، قابلیت نمایش ساعات مختلف روز و تقویم سالیانه را داشت و یکی از دستاوردهای شاخص تاریخ علم و فناوری ایران محسوب می شود. هر چند این دستگاه که نوعی برج جهت تعیین وقت (تقویم سالیانه) و ساعت (زمان سنجی روزانه) بوده تا دوره تیموری و در زمان تألیف دو کتاب مهم تاریخی محلی یزد یعنی تاریخ یزد و تاریخ جدید یزد برقرار بوده، اما پس از این دوره، مجموعه رکنیه و رصد مشهور آن رو به زوال رفته و از دوره صفویه تا کنون اثری از آن باقی نمانده است. با این حال آنچه کتب تاریخ محلی یزد در وصف این بنا آورده اند نشان از عظمت و پیچیدگی و ظرایف فنی این دستگاه برای نمایش اوقات و ساعات دارد. با توجه به اهمیت این دستگاه، پژوهشگران متعددی در مطالعات خود به آن اشاره کرده اند، اما تا کنون این دستگاه بازآفرینی نشده و هیچ تصویر و سندی از شمایل و اجزای عملکردی آن تهیه نشده بود. به همین منظور در سال 1401 طرح بازآفرینی این دستگاه با حمایت شرکت آب منطقه ای یزد در دستور کار قرار گرفت و با همکاری مشترک شرکت مزدآباد و دانشگاه یزد در سال 1403 به انجام رسید. در بازآفرینی این دستگاه برای اولین بار شمایل کلی این دستگاه همراه با تمام عناصر عملکردی اصلی آن بازآفرینی و نحوه عملکرد هر یک از اجزای ساعت به منظور نمایش اوقات و ساعات شامل چرخ چوبین، خانه های ساعت در روز و شب، سازوکار گوی و طاس و سنج، منار علم و منار خروس نمایش داده شده است. علاوه بر این، نمونه کوچک مقیاس این دستگاه که قابلیت نمایش تمام عملکردهای اصلی ساعت را منطبق با سازوکار تاریخی خود دارد ساخته شده است و در موزه آب یزد به نمایش گذاشته شده است. در این نوشتار تلاش شده تا ضمن معرفی مستندات تاریخی پژوهش، شرحی از فرایند پژوهش و بازآفرینی دستگاه و توضیحاتی در مورد نحوه عملکرد عناصر گاهنگاری در این ساعت ارائه شود.
مروری بر کاربرد ترکیبات گیاهی در حفاظت بیولوژیکی آثار کاغذی در مقابله با قارچ ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخریب زیستی آثار کتابخانه ای یکی از مشکلات جهانی و گسترده ای است که از دلایل اصلی آن می توان به فرسایش و نابودی اسناد و کتب خطی به واسطه عوامل بیولوژیکی، به ویژه قارچ ها، اشاره کرد. این نوع تخریب با سرعت بالا پیش می رود و در مدت زمانی کوتاه می تواند آسیب های جبران ناپذیری به آثار وارد کند. با توجه به ماهیت آلی و آسیب پذیر کاغذ، و نقش قارچ ها به عنوان یکی از عوامل اصلی تخریب آثار کاغذی، به کارگیری روش هایی برای پیشگیری از رشد قارچ ها و کنترل آلودگی های قارچی، در حفاظت از این آثار، از اهمیت بالایی برخوردار است. در سال های اخیر، به دلیل خطرات زیست محیطی و عوارض جانبی ناشی از برخی ترکیبات شیمیایی، تمرکز پژوهش های زیادی بر استفاده از ترکیبات طبیعی، به ویژه گیاهان دارویی با خواص ضدقارچی، معطوف شده است. در این مقاله، تأثیر گیاهان دارویی مختلف در جلوگیری از رشد قارچ های آسیب زا بر آثار کاغذی بررسی شده و نتایج مربوط به اثربخشی آن ها بر گونه های مختلف قارچی در آثار تاریخی کاغذی، گزارش گردیده است.
مروری بر مفهوم و اقدامات راهبردی حفاظت پیشگیرانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حفاظت از میراث فرهنگی مجموعه ای گسترده از اقدامات و رویکردها را در بر می گیرد که با هدف حفظ، حراست و انتقال آثار فرهنگی به نسل های آینده انجام می شود. یکی از چالش های اساسی این حوزه، پیشگیری از زوال و آسیب های احتمالی به آثار است، چرا که تغییرات و فرسودگی در طول زمان، جزئی طبیعی و اجتناب ناپذیر از ماهیت مواد به شمار می رود و عوامل محیطی و انسانی نقش مهمی در تسریع این روند دارند. در این راستا، حفاظت پیشگیرانه به عنوان رویکردی علمی و جامع مطرح است که با کنترل و مدیریت تغییرات اجتناب ناپذیر، به کندسازی، به تعویق انداختن یا متوقف ساختن تخریب آثار می پردازد. پرسش اصلی این پژوهش، بررسی این موضوع است که چگونه حفاظت پیشگیرانه می تواند فراتر از تنظیم شرایط محیطی، با بهره گیری از مجموعه ای هماهنگ از روش ها و ابزارها، اثرگذاری خود را در حفظ میراث فرهنگی افزایش دهد. این اقدامات شامل مستندسازی دقیق، استفاده از فناوری های نوین مانند مدل سازی و شبیه سازی دیجیتال، پایش و کنترل پیوسته شرایط محیطی، به کارگیری روش های بهینه برای نگهداری و جابه جایی آثار، برنامه ریزی مدیریت بحران و آموزش مستمر مخاطبان در سطوح تخصصی و عمومی، تنظیم قوانین حقوقی و بیمه آثار می شود. همچنین، موفقیت برنامه های حفاظت پیشگیرانه مستلزم همکاری میان رشته ای و هماهنگی میان متخصصان حوزه های مختلف نظیر مرمت، مدیریت ریسک، حقوق میراث فرهنگی و آموزش است. شناخت دقیق مخاطرات و تهدیدها، ارزیابی مستمر و اولویت بندی مسائل حفاظتی نیز از دیگر ارکان مهم این فرایند به شمار می رود. این مقاله با مرور تحلیلی این ابعاد، نقش کلیدی حفاظت پیشگیرانه را در تضمین بقای بلندمدت میراث فرهنگی و ارتقای پایداری این سرمایه های ارزشمند بشری بررسی می کند و چارچوبی کلی برای تدوین راهبردهای مؤثر در این زمینه ارائه می دهد.
فرضیۀ نداشتن اصالت ماده در کتیبۀ تاریخ دار محراب مسجد جامع ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله ی پژوهش حاضر، اصالت و تاریخ اجرای کتیبه ی تاریخ دار در بخش میانی محراب مسجد جامع ارومیه است. در نگاه نخست، تاریخ 676 هجری قمری مندرج بر کتیبه، قدمت آن را به این دوره نسبت می دهد. با این حال، این پژوهش با طرح این پرسش اساسی آغاز می شود که آیا کتیبه ی فعلی، همان کتیبه ی اصلی متعلق به قرن هفتم هجری قمری است یا آنکه در دوره های متأخرتر و بر اساس یک کتیبه ی قدیمی تر که احتمالاً دچار آسیب یا تخریب شده بوده، بازسازی شده است؟ هدف اصلی این پژوهش، تعیین یا رد اصالت ماده در کتیبه ی تاریخ دار محراب مسجد جامع ارومیه است. این مقاله با رویکردی تحلیلی- تاریخی و با بهره گیری از مطالعات میدانی، تحلیل های هنری و تاریخی، به واکاوی کتیبه ی محراب مسجد جامع ارومیه خواهد پرداخت. در نتیجه بررسی های میدانی و مشاهده آرایه های گچی بخش های مختلف گنبدخانه مسجد جامع ارومیه، این نتیجه حاصل شد که کتیبه بخش میانی محراب که در سال 676 ه.ق. اجرا شده بوده، در دوره (احتمالاً) صفویه طرح برداری و ثبت شده و در ادامه، کتیبه مورد نظر به صورت کامل تخریب شده (و احتمالاً اقداماتی در لایه زیرین مانند تکیه گاه انجام شده) و سپس همان متن اصلی که طرح برداری شده بوده، مجدداً بر بستر گچی جدید منتقل شده و عمل گچبری انجام شده است. در واقع، تاریخ ساخت محراب همان تاریخ 676 هجری قمری است ولی کتیبه مورد بحث در دوره صفویه اجرا شده است. همچنین بخش پایانی کتیبه با موضوع سوره الفتح نیز از مرمت های همین دوره است. نکته جالب توجه در مداخله صورت گرفته در محراب این است که متن کتیبه را عیناً بازسازی کرده اند تا تاریخ ساخت محراب و هنرمند سازنده محراب فراموش نشود. در واقع، در یک دوره ای(احتمالاً صفویه) یک استادکار گچبر، کتیبه تاریخ دار محراب و بخش پایانی کتیبه الفتح را با یک نوع گچ و یک نوع عمل آوری و یک نوع شیوه برش اجرا کرده است که این ویژگی ها، با بخش ایلخانی و بخش قاجاری متفاوت است.
یادداشتی درباره کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این یادداشت به بررسی کتاب "تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران" نوشته ذات الله نیکزاد پرداخته است. نویسنده اشاره میکند که این کتاب با تأکید بر رابطه میان مرمت و تاریخ معماری، به ضرورت حفاظت از آثار معماری به ویژه از منظر فهم و انتقال پیام نهفته در آن ها پرداخته است. نویسنده معتقد است که مرمت باید فراتر از یک عمل اجرایی صرف، به عنوان یک فرآیند تفسیری و پژوهشی در نظر گرفته شود که هدف آن فهم معماری و تاریخ آن است. مرمتگران باید از علوم مختلف بهره مند شده و علاوه بر هنر، درک صحیحی از تاریخ معماری و سازندگان آثار تاریخی داشته باشند. مختاری تأکید دارد که مرمتگران باید در کنار مهارت های علمی و فنی، به تاریخ نگاری و درک فرهنگی آثار معماری بپردازند و این درک باید در فرآیند مرمت به کار گرفته شود. تاریخ معماری باید در تعامل با مرمت های انجام شده به طور دقیق مستند و ثبت شود تا اطلاعات دست اول برای پژوهشگران فراهم گردد. در نهایت، مختاری ضمن بررسی کتاب مرمتگر را به عنوان امانتدار تاریخ و علم معماری معرفی کرده و معتقد است وی باید در فرآیند مرمت، با دقت و مسئولیت، اطلاعات و شواهد تاریخی را حفظ کرده و در اختیار نسل های آینده قرار دهد. کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران توجه به اهمیت این رویکرد جدید در مرمت را نشان می دهد که باید به عنوان اولین گام در پژوهش های مرمتی و تاریخ معماری ایران در نظر گرفته شود.