مطالب مرتبط با کلیدواژه

تفسیر


۶۸۱.

توجه به زمان و مکان نزول آیات، معیاری در نقد و بررسی تفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن تفسیر زمان نزول مکان نزول نظام تربیتی قرآنی سیر رشد تمدن اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
فهم آیات قرآن به ابزار و قرائنی نیاز دارد که لازم است مفسر از آن ها کمک بگیرد. یکی از آن قرائن، آشنایی با زمان و مکان نزول آیه است. این شناخت و بالتبع، آشنایی با شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و جغرافیایی حاکم بر جزیرهالعرب در عصر نزول از قرائن غیرلفظی فهم آیات است. غفلت از عنصر زمان و مکان نزول، موجب برداشت های ناقص یا متناقض از آیات شده، حال آنکه توجه به آن، راهگشای فهم هماهنگ مفاهیم قرآنی، سیره تربیتی پیامبر (ص) و بستر تاریخی نزول است. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، در صدد پاسخ بدین سؤال است که چگونه می توان از شناخت زمان و مکان نزول آیات در نقد آراء تفسیری بهره برد؟ نتایج تحقیق بیانگر آن است که شناخت زمان و مکان نزول آیات، اولاً، نقشی کلیدی در فهم صحیح از متن الهی دارد و نه تنها در تعیین مصادیق آیات و معنای دقیق واژگان مؤثر است، بلکه در تشخیص روش قرآن در تربیت افراد جامعه و سنجش اعتبار روایات اسباب نزول نیز نقش دارد. ثانیاً، به مثابه معیار سنجش اعتبار تفسیری به دو گونه عمل می کند: الف) کارکرد ایجابی: با ارائه چهارچوب تاریخی، به فهم دقیق سیاق، دلالت واژگان، اهداف سوره ها و شناسایی جریان های عصر نزول کمک می کند؛ ب) کارکرد سلبی: به عنوان معیاری نقدی، روایات جعلی اسباب نزول را ابطال می کند. غفلت از زمان و مکان نزول، مفسر را در دام های چهارگانه «تحمیل مصادیق خاص بر مفاهیم عام»، «اتحاد کاذب سیاقی»، «تحلیل نادرست پدیده های تاریخی» و «پذیرش روایات مجعول» می اندازد. از سوی دیگر، شناخت تقدم و تأخر نزول آیات، کلید فهم سیر حکمت آمیز قرآن در سه سطح است: سطح تشریعی (شناخت ناسخ و منسوخ)؛ سطح جامعه شناختی (تدریج در نزول احکام) و سطح تربیتی جامعه اسلامی.
۶۸۲.

جستاری در فرایند معادل یابی ساختارهای قسم در ترجمه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معادل یابی ساختارهای قسم تفسیر ترجمه قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۵
بهره گیری از قسم از دیرباز در میان مردم رواج فراوانی داشته و آن را در مواقع ضروری به کار می بندند. این ساختار در قرآن کاربرد فراوانی دارد و در آغاز و میانه سوره ها آمده است. به دلیل تنوع ساختارهای قسم در قرآن، پژوهشگران و مترجمان اهتمام ویژه ای به انواع و کارکردهای آن داشته اند. پژوهش حاضر ضمن بهره گیری از تفاسیر مختلف، معادل یابی ساختارهای قسم سوره های قلم، حاقه، مدَّثر، مرسلات، تین و یس را با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد انتقادی در ترجمه های آقایان فیض الاسلام، مشکینی، خرمشاهی، رضایی-اصفهانی و معزی نقد و بررسی نموده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که معزی ترجمه ای تحت لفظی از آیات ارائه داده و ساختارهایی نظیر «فَلَا أُقْسِمُ» را به صورت منفی ترجمه نموده که از منظر مفسرین قول ضعیف است. او از افزوده سازی و تصریح  مراجع ضمایر پرهیز نموده و این رویکرد گاه باعث ابهام ترجمه او شده است. فیض الاسلام و رضایی اصفهانی به عنوان نماینده سبک های آزاد و وفادار ترجمه دقیق تری از ساختارهای قسم ارائه نموده اند و بهتر از سایر مترجمان، تأکیدهای اسلوب قسم نظیر «اِنّ و ل َ» را معادل یابی کرده و به مرجع ضمایر تصریح نموده و تناسب بین قسم ها را رعایت کرده اند. مشکینی و خرّمشاهی نیز درمجموع نسبت به فیض الاسلام، رضایی اصفهانی و معزّی ترجمه ای بینابین ارائه نموده اند.
۶۸۳.

قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی (با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روایت شناسی شاهنامه فردوسی قاب بندی تفسیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
روایت شناسی دانش بررسی و تحلیل روایتهاست که از عناصر و اجزایی تشکیل شده است. یکی از این عناصر، قاب بندی های روایی است که خالق روایت با تکیه بر آن، موضوعات خود را در اشکال مختلف بیان می کند. قاب بندی ها، برش هایی جزئی از زمینه و پیرنگ داستان است که حضور و غیابی ایجابی خلق می کنند. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی پرداخته شده است. انواع قاب ها با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی مشخص و تفسیرشده اند.نتایج پژوهش، حاکی از آن است که:با تکیه بر این دوبخش ازشاهنامه می توان چهارنوع قاب بندی در نظر گرفت. الف)قاب بندی های تعلیمی، ب)قاب بندی به شکل براعت استهلال، پ)قاب بندی با برجسته کردن سوژه سخنگو و ت)قاب بندی به مثابه ایجاد تعادل در ترکیب بندی رخدادها. هر چهار قاب بندی، تفسیرهایی از جهان روایی به دست می دهند و فردوسی با تکیه بر این شگردها، سعی کرده است گاه، مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود را بیان کند؛ گاه با پیشواز زمانی، مخاطب را به رخدادهای آتی رهنمون شود و لزوم رخدادها را توجیه کند؛ گاه نقش خود را در مقام خالق روایت به مخاطب گوشزد کند و آنِ به تعلیق درآمده را در خدمت امکان روایی در آورد و گاه با قاب بندی رخدادها، تعادل در ترکیب بندی آن ها به وجود بیاورد.