مطالب مرتبط با کلیدواژه

تجربه زیسته


۴۰۱.

واکاوی نقش تجربه زیسته و عاملیت در حیات سیاسی مریم فیروز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته ساختار جنسیتی عاملیت آگاهی جنسیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۷
تجربه زیسته صرفاً واقعیتی نیست که بتوان آن را به امری زیست شناسی فروکاست، بلکه خصلتی متمایز و یگانه دارد که از فردی به فرد دیگر و از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت و منحصر به فرد است. به عبارت دیگر تجربه زیسته برخاسته از واقعیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه است و از آنجا که این واقعیت ها برای هر فردی به یک شکل خاص بروز و ظهور می یابد، از این روست که تجربه زیسته امری منحصر به فرد می شود. تاکنون نقش و تأثیرگذاری زنان در حوزه قدرت سیاسی بررسی شده است؛ اما کمتر به رابطه میان عاملیت و تجربه زیسته و تأثیر متقابل این دو بر حیات سیاسی زنان پرداخته شده است. تصور بر آن است که ساختار و فضای غالب می تواند به کنشگری زنان شکل دهد؛ اما تجربه زیسته مریم فیروز این تصور را زیر سؤال برد و نشان داد درک او از هویت و نقش خود، چندان مقید به تعاریف متداول نیست.. پرسش اصلی این مقاله این است: عاملیت فردی و تجربه زیسته در حیات سیاسی مریم فیروز چه تأثیری داشت؟ چگونه عاملیت فردی باعث تخطی او از دوگانگی مفروض خصوصی/عمومی شد و آن را به چالش کشید؟ نقش ساختارهای جنسیتی در تجربه زیسته او چه بود ؟ این مقاله با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و روش تاریخی، به بررسی نقش عاملیت و تجربه زیسته در حیات سیاسی فیروز می پردازد. در ادامه به شرح مختصری از زندگی نامه و برخی از محدودیت ها و اثر آنها بر کنشگری سیاسی او پرداخته خواهد شد.
۴۰۲.

تجربه زیسته نمایندگان مجلس شورای اسلامی از فرایند تصویب بودجه سالانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بودجه ریزی تجربه زیسته تعارض منافع قانون گذاری نمایندگان مجلس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۵
لایحه بودجه که انعکاس منابع عمومی و برنامه های مالی دولت است، برآیند یک عمل فنی، سیاسی و مذاکره ای میان  نهادهای مختلف ذینفع در بودجه می باشد. قوه مقننه به عنوان هسته اصلی قانون گذاری، نقش عمده ای در این زمینه دارد. این پژوهش با هدف کشف پدیده غالب تجربه شده توسط نمایندگان ادوار با بکارگیری شیوه پژوهش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی با شرکت پانزده نفر از نمایندگان انجام شده است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند بوده و تا اشباع داده ها و شناسایی ابعاد مختلف پدیده، ادامه یافته است. به منظور جمع آوری داده ها،  از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از  روش دیکلمن، در نهایت منجر به شناسایی هشت مضمون اصلی شامل؛ عدم شفافیت، ناکارآمدی سیستم انتخاباتی نمایندگی، صلاحیت ناکافی نمایندگان در بررسی بودجه، قطع امید نمایندگان از تامین منافع ملی، جزئی نگری نمایندگان، ماراتن نابرابر سهم خواهی از بودجه عمومی، دخل و تصرف بی رویه در ارقام بودجه و نبود شاخص در تخصیص بودجه، شد. بدین ترتیب با بررسی مداوم و مقایسه ای متن مصاحبه ها، کدهای اولیه، مضامین فرعی و اصلی، «تعارض منافع» به عنوان درون مایه اصلی تجربیات شرکت کنندگانشناسایی شد. «تعارض منافع»  در قوه مقننه بعنوان نماد کثرت گرایی امری اجتناب ناپذیربوده است و پیامدهای مثبتی همچون پویایی در قانون گذاری را بدنبال دارد، با این وجود تبعاتی همچون قربانی شدن منافع ملی، منحرف شدن نمایندگان به سمت تامین منافع محلی، توزیع و تخصیص نابرابر و نامتوازن بودجه نیز را بدنیال داشته و زمینه ساز تداوم چرخه عدم شفافیت و دخل و تصرف غیرقانونی در منابع عمومی به نفع منافع فردی، نهادهای خاص وگروه های ذی نفوذ می باشد.
۴۰۳.

هوشمندی استراتژیک و تاب آوری در کسب وکارهای نوپا: مطالعه ای داده بنیاد از تجربه زیسته کارآفرینان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوشمندی استراتژیک تاب آوری استارتاپ ها رکود تورمی تجربه زیسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۷
بیان مسئله و هدف:در بستر اقتصادی ایران که با چالش های مزمنی نظیر رکود تورمی مواجه است، کسب وکارهای نوپا به واسطه ضعف ساختاری، کمبود منابع و آسیب پذیری بالا، بیش از هر بازیگر اقتصادی دیگری در معرض ناپایداری و شکست قرار دارند. در این شرایط، ارتقاء تاب آوری سازمانی از طریق رویکردهای مبتنی بر هوشمندی استراتژیک، ضرورتی اجتناب ناپذیر تلقی می شود. علی رغم توسعه مطالعات در حوزه تاب آوری، هنوز مدل های منسجم و مبتنی بر داده های تجربی زیسته کارآفرینان برای تبیین سازوکارهای بقاء در محیط های پرتلاطم اقتصادی، به ویژه در ایران، تدوین نشده اند. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ، به طراحی و تبیین مدلی جامع می پردازد که نشان دهد هوشمندی استراتژیک چگونه می تواند زمینه ساز ارتقاء تاب آوری در استارتاپ ها باشد. روش:پژوهش حاضر از رویکردی تجربی بهره گرفته و تمرکز آن بر تحلیل تجربه زیسته کارآفرینان در محیط های واقعی است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۴ نفر از بنیان گذاران و مدیران استارتاپ های فعال گردآوری و پس از کدگذاری تحلیلی، به مدل سازی نهایی منجر شد. در ادامه، مدل طراحی شده با استفاده از پرسشنامه ای محقق ساخته و تحلیل کمی داده ها در محیط نرم افزارهای آماری، مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها:تحلیل داده ها منجر به شناسایی پنج مؤلفه کلیدی در شکل گیری هوشمندی استراتژیک استارتاپ ها گردید: گردآوری و پردازش هوشمند داده ها، ذخیره سازی و دسترسی ساختاریافته به اطلاعات، استفاده از الگوریتم های پیش بینی و هوش مصنوعی، طراحی استراتژی های واکنشی داده محور، و بازمهندسی فرآیندهای عملیاتی در مواجهه با بحران های اقتصادی. یافته ها نشان دادند که هر یک از این مؤلفه ها تأثیر معناداری بر تقویت تاب آوری سازمانی دارند و مدل پیشنهادی، توان تبیینی قابل قبولی در محیط های رکودی دارد. نتیجه گیری:مدل نهایی پژوهش، چارچوبی کاربردی برای درک عمیق تر از پیوند میان هوشمندی استراتژیک و تاب آوری در استارتاپ ها فراهم می آورد. این مدل نه تنها مسیر سازگاری و پایداری سازمانی را برای کسب وکارهای نوپا در محیط های پرتلاطم اقتصادی هموار می سازد، بلکه ابزاری کارآمد برای سیاست گذاران، نهادهای حمایتی و مدیران اجرایی جهت تصمیم سازی های مالی، فناورانه و نهادی به شمار می رود.
۴۰۴.

ساخت و اعتبار یابی پرسش نامه تجربه زیسته تفکر انتقادی دانشجویان: مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر انتقادی اعتباریابی تجربه زیسته دانشجویان پرسشنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۷
این مقاله بخش کمّی از نتایج یک پژوهش ترکیبی است که به روش اکتشافی متوالی (کیفی – کمّی) انجام شده است. هدف از تحقیق بررسی تجربهزیسته دانشجویان در تفکر انتقادی در دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. در مرحله کمّی، روش پژوهش از نوع پیمایشی (توصیفی و غیرآزمایشی) است و از تحلیل همبستگی و تکنیک تحلیل عاملی برای تحلیل داده ها استفاده شد. حجم نمونه برابر با 435 نفر به دست آمد که بر مبنای چهار متغیر دانشگاه، دانشکده، مقطع تحصیلی و جنسیت به تناسب توزیع شد. شیوه نمونه گیری سهمیه ای بود. ابزار اولیه شامل 50 آیتم و پنج عامل اصلی شامل زیست شرافتمندانه و مسئولانه، مواجهه چندگانه، اندیشیدن به فراسو، دوگانه هزینه-پاداش و نابودگری سازمانی بود که بر اساس تحلیل کیفی طراحی و در مرحله کمّی ارزیابی و تحلیل شدند. درمرحله کمّی از ساختار عاملی نهایی هفت عامل مشتمل بر 37 آیتم استخراج شد. دوعامل جدید شامل سازمان محافظه کار و مرجعیت غیرانتقادی به ترتیب از نابودگری سازمانی و مواجهه چندگانه نشئت گرفت. بارهای عاملی به دست آمده برای شش عامل بارگذاری شده بر روی تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی (همه عوامل به جز سازمان محافظه کار) بالاتر از مقدار 60/0 به دست آمده است که حاکی از اهمیت بالای هر یک از این ابعاد در برآورد نمره نهایی هریک از افراد مطالعه شده است. ساختار سلسله مراتبی مقیاس تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی نیز تحلیل و تأیید . نتایج پژوهش حاضر تلاشی برای توسعه ابزارهای جدید برای ارزیابی تفکر انتقادی در محیط های آموزشی به شمار می رود.
۴۰۵.

تجربه زیسته دانشجویان درتفکر انتقادی و رابطه آن با سواد محیط زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر انتقادی تجربه زیسته سواد محیط زیستی آموزش عالی پرسش نامه محقق ساخته تحلیل کمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۳
مقاله حاضر با هدف اصلی مطالعه رابطه بین تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی و سواد محیط زیستی آنان در سال تحصیلی 1402-1403 انجام شد. روش تحقیق پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها، از نوع غیرآزمایشی و به لحاظ معیار زمان از نوع مقطعی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که تعداد آن ها درمجموع، 26000 نفر برآورد شد. حجم نمونه برای سطح آلفای 05/0، توان آزمون 80/0 و اندازه اثر قابل تشخیص در جامعه آماری بر مبنای نمونه آماری 15/0 برابر با 435 نفر به دست آمد. به م نظور سنجش سواد محیط زیستی دانشجویان، از مقیاس استاندارد شری و تیواری (2021) استفاده شد. همچنین، سنجش تجربه زیسته تفکر انتقادی دانشجویان با استفاده از پرسش نامه ساخت و اعتباریابی شده توسط (کاشف و همکاران، 1404) بود. گردآوری داده ها با روش سهمیه ای انجام شد. پایایی داده ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد که این ضریب برای سواد محیط زیستی و تجرب زیسته تفکر انتقادی در سطح قابل قبول بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. براساس نتایج، تجربه زیسته تفکر انتقادی در پایین تر از متوسط و به لحاظ سطح سواد محیط زیستی در بالاتر از متوسط برآورد شد. همچنین، نتایج، وجود ارتباط در سطح متوسط بین تجربه زیسته تفکر انتقادی و سواد محیط زیستی را تأیید کرد.
۴۰۶.

پدیدارشناسی معدن و معدن کاری؛ مطالعه ای در میان کارگران معادن زغال سنگ طبس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معدن کاری تجربه زیسته پدیدارشناسی جامعه شناسی معدن اضمحلال وجودی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۷
معدن و کار در معدن به عنوان امری پیچیده چندان محل بحث مطالعات اجتماعی در ایران نبوده است. ایران به عنوان کشوری با منابع معدنی و معادن درحال تولید گسترده است. تحقیق در ماهیت کار معدن کاری با خلأ دانش مواجه هست. هدف تحقیق حاضر کشف و واکاوی معنای معدن کاری در میان معدن کاران زغال سنگ طبس است. تحقیق حاضر مطالعه ای پدیدارشناختی است که در سال 1404 در معادن زغال سنگ طبس انجام شد. مشارکت کنندگان 22 معدنکار بودند که به صورت هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. برای جمع آوری داده ها مصاحبه عمیق با مشارکت کنندگان انجام شد و به روش هفت مرحله ای کلیزی تحلیل شد. تحلیل داده ها نشان داد که تجربه کارگران معدن، آمیخته ای از رنج، ترس و خشم در دل ساختارهای نابرابر است. پنج مضمون برساخت شده تحقیق عبارت اند از: اضطراب وجودی، تقدیرگرایی و بی عدالتی، اضمحلال جسمی-روانی، معنازدایی اجتماعی، تاب آوری، امیدسازی و معنا. تحقیق نشان می دهد که کارگران معدن در دل شرایط پرمخاطره و ساختارهای نابرابر با طیفی از اضطراب، فرسایش و انزوا مواجه اند. درعین حال، تاب آوری و معنادادن به کار نقش کلیدی در ادامه زیستِ امیدآفرین آنان دارد. اصلاح سیاست های ایمنی، حقوقی و اجتماعی در میان این معادن به منظور ارتقای توان وجودی و زیستی و ایجاد امیدآفرینی در میان کارگران معدن زغال سنگ طبس پیشنهاد می شود.
۴۰۷.

دلالت معنایی ترنس بوده گی (مورد مطالعه: ترنس های شهر مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترنس سکشوال دلالت معنایی داغ ننگ طرد اجتماعی تجربه زیسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۷
اختلال هویت جنسی که گاهی ترنس یا ترنس سکشوال خوانده می شود به معنای نارضایتی از هویت جنسی موجود و احساس هویتی خلاف وضع موجود می باشد. این پژوهش در پی بازنمود دلالت معنایی فرد ترنس، خانواده و جامعه از ترنس بوده گی می باشد. با توجه به ماهیت برساختی پدیده مورد مطالعه، پارادایم تحقیق کیفی و به منظور مطالعه تجربه زیسته افراد ترنس، از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شده است. جامعه هدف شامل ترنس های شهر مریوان است که از طریق نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع و بسندگی، 13 نفر از آنان انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق بود. قابلیت اطمینان یافته ها از طریق حضور مستمر و مداوم محقق در میدان تحقیق و انجام تمام مراحل طبق برنامه پژوهشی تدوین شده و قابلیت انتقال یافته ها از طریق نوشتن یادداشت های فنی و ژرف و مقایسه یافته ها با پیشینه ها و چهارچوب مفهومی محقق گشت. یافته های به دست آمده مؤید آنند که در سطح خُرد، افراد ترنس، ترنس بودن را به مثابه: حلول روح غیر همجنس در کالبد فرد، محدودیت و اختلال و تضاد دانسته اند. در سطح میانی، خانواده ها، ترنس بودن فرزندشان را به مثابه لکه ننگ و محصولی تقلبی و غیر واقعی تلقی کرده اند. در سطح کلان، جامعه، ترنس بودن را به مثابه سرگردانی جنسی و نیز ابژه جنسی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند معنا کرده اند. ترنس بوده گی وضعیتی است که توأم با داغ ننگ و طرد شده گی اجتماعی است و ترنس ها نیز مبارزانی هستند که در جنگی نابرابر سعی در تسخیر قلمرو هویتی خود و قبولاندن آن به جامعه را دارند.
۴۰۸.

مطالعه کیفی کیفیت زندگی در اجتماع شهری کمیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته نوگرایی کیفیت زندگی گفتمان سازی بومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۸
کیفیت زندگی از مفاهیم جدیدی است که در ادبیات علمی استفاده می شود. در سال های اخیر مطالعات بسیاری در مورد این مفهوم توسط محققان انجام شده است. هدف، یافتن توان فرهنگی و سطح آگاهی موثر جامعه بومی در توجه به ابعاد گونه گون کیفیت زندگی هست. رویکرد تحقیق حاضر کیفی و به طور خاص از راهبرد داده بنیاد نوظهور استفاده گردید. میدان تحقیق حاضر شامل خبرگان حوزه مباحث اجتماعی بود. نمونه گیری به شیوه غیراحتمالی هدفمند صورت پذیرفت. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود. در نهایت تا رسیدن به اشباع نظری داده ها با 16 نفر از مشارکت کنندگان تحقیق مصاحبه به عمل آمد. تحلیل داده ها نیز به شیوه کدکذاری سه مرحله ای باز، محوری و گزینشی انجام گردید. یافته های تحقیق نشان داد که وضعیت مطلوب سلامتی، رضایت بالای فردی و اجتماعی، موقعیت مطلوب اقتصادی و اجتماعی، میزان بالای استقلال فردی، مطلوبیت عوامل محیطی-اجتماعی، مطلوبیت عوامل فرهنگی و وضعیت مطلوب شخصی به عنوان عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی شهرستان کمیجان می توانند تأثیرگذار باشند. در نتیجه این عوامل به صورت زنجیر وار و در ارتباط با بسترهای متفاوت شهر کمیجان می تواند به افزایش کیفیت زندگی آنها در تمامی ابعاد آن موفقیت آمیز عمل کنند و این نیازمند توجه کردن به مفهوم کیفیت سیستماتیک در زندگی می باشد که باید به صورت جامع و همه جانبه ابعاد زندگی را کاوید تا به معنی واقعی کیفیت در زندگی نمایان گردد.
۴۰۹.

بارداری در کشاکش ساختار و عاملیت (بررسی موردی تجربه زیسته زنان اردبیلی در دوره بارداری)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بارداری تجربه زیسته زنان خانواده مرکب مسئله جمعیت ساختار عاملیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
مقاله حاضر موضوع تجربه بارداری را با تمرکز بر دو مؤلفه کلیدی زنان و بارداری و با هدف شناخت بیشتر از مسئله جمعیت در ایران، مورد بررسی قرار داده است. این بررسی با روش تحلیل مضمون و تمرکز بر داده های استخراج شده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 30 نفر از زنان باردار اردبیلی، انجام گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش یازده مضمون پایه شامل: بارداری به مثابه امر ایجابی، فشار خانواده، منزلت بارداری، نفوذ مردانگی، بارداری بر مدار پزشکی، فضای مجازی، مقاومت، بارداری اراده شده، تقابل زنانه، نگرانی و محدودیت ادراک شده استخراج گردید. این مضامین در قالب سه مضمون ساختار سنتی و جدید، عاملیت سازمان دهی و الگوی نهایی در قالب شبکه ای از مضامین، تحت عنوان «بارداری در کشاکش ساختار و عاملیت» تدوین شده است. بر اساس یافته های تحقیق می توان استدلال کرد که بارداری فراتر از یک رویداد زیستی، فرایندی چندوجهی است. تجربه زیسته زنان در طول این فرایند و در مواجهه با وجوه متفاوت آن شکل می گیرد و این تجربه در زمینه ای دیالکتیکی از حضور نهادهای سنتی و مدرنی چون خانواده و پزشکی توسط کنشگرانی آگاه زیسته می شود.
۴۱۰.

مراقبین سالمندان: مروری نظام مند پیرامون تجربه مراقبت خانوادگی از سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مراقب تجربه زیسته مرور نظام مند زنان سالمند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۱
سالمندان ناتوان از جمله گروه های جمعیتی نیازمند مراقبت هستند که اعضای خانواده، به ویژه زنان، نقش اصلی را در مراقبت از آنها ایفا می کنند. این مطالعه با روش مرور نظام مند، به بررسی ۱۴ مقاله کیفی فارسی منتشرشده بین سال های ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۳ پرداخته است که در پایگاه های اطلاعاتی (مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی ، پایگاه مجلات تخصصی نور ، بانک اطلاعات نشریات کشور ، پرتال جامع علوم انسانی)  نمایه شده اند تا تجارب زیسته مراقبان خانوادگی سالمندان را تحلیل کند. یافته ها نشان می دهد که مراقبان، به ویژه زنان، تجارب متنوعی از مثبت تا بسیار منفی را گزارش کرده اند به گونه ای که در ایران، پدیده های «سالمندی زنانه» و «مراقبت زنانه» در حال ظهور هستند. مراقبان تحصیل کرده و شاغل با فشار مضاعف ناشی از تعارض نقش ها و عدم توازن بین زندگی شخصی و مراقبتی مواجه اند. منابع در اختیار خانواده، مانند مسکن و درآمد، کیفیت مراقبت را تحت تأثیر قرار می دهد و مراقبت دائمی از سالمندان، حضور اجتماعی مراقبان، به ویژه زنان را محدود نموده است. شناخت نیازها و انتظارات مراقبان، از جمله نیاز به آموزش، حمایت عاطفی و سیستم های مراقبتی، برای توانمندسازی آن ها و بهبود کیفیت مراقبت ضروری است. این مطالعه بر لزوم توجه بیشتر به چالش های مراقبان و طراحی سیاست های حمایتی هدفمند تأکید می کند.
۴۱۱.

تجربه زیسته و ادراک زندانیان زن سابقه دار از حضور در زندان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زندان تجربه زیسته وجوه زنانگی تفاوت های جنسیتی هویت زنانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۲
ویژگی های متفاوت زنان و مردان زندانی، لزوم توجه به تفاوت های جنسیتی و نگاه خاص به زنان درمواجهه با پدیده ی جُرم را دوچندان می سازد. زنان و مردان زندانی به شیوه ای متفاوت قضاوت می شوند و تجربه زندان معانی و دلالت های متفاوتی برای آن ها به همراه دارد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر تجربه زندان بر معناسازی و درک زنان زندانی از هویت زنانه است برای این منظور ،از 25 زن سابقه دار محکوم به قاچاق مواد مخدر که بیشترین آمار زنان زندانی را تشکیل می دهند در ندامتگاه زنان قرچک، مصاحبه های نیمه س اختاریافته و عمیق به صورت هدفمند انجام گرفتو برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده ت شد. یافته های پژوهش به سه مضمون اصلی:دگرگونیِ زنانگی, زوال و از دست دادن نقش ها, ائتلاف "فرودستی و هم دستی" رسید که حاکی از آن است که اکثر زنان زندانی مواد مخدر به دلیلِ قرار گرفتن در موقعیت «فرودست» مورد سوء استفاده ی مردان قرار گرفته و راهی زندان شدند و این هم دستی در شرایطِ پذیرشِ روحیِ آنان در زندان موثر بوده و زندانیان با توجه به از دست دادنِ ویژگی های زنانه شان در زندان به دنبالِ استراتژی هایی برای بازسازی و تقویتِ بعد زنانه ی خود هستند.
۴۱۲.

تجارب زیسته زنان سرپرست خانوار در کسب وکارهای خانگی: یک کاوش پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناختی تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار کسب وکار خانگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۴
کسب وکارهای خانگی علاوه بر اینکه نقش قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی کشورها دارند، پیوندی میان فضای خانه و فعالیت اقتصادی ایجاد کرده اند. این کسب وکارها در کشورهای درحال توسعه برای زنان و به ویژه زنان سرپرست خانوار می توانند ابزار مهمی برای توانمندسازی و کسب استقلال اقتصادی باشند. این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته زنان سرپرست خانوار در راه اندازی و اداره کسب وکارهای خانگی انجام گرفت. رویکرد پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. روش نمونه گیری، غیراحتمالی از نوع قضاوتی بود که طی آن، ۱۹ زن سرپرست خانوار در شهرستان اسلام آباد غرب انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته به دست آمد. تحلیل داده های کیفی با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی صورت گرفت. تحلیل داده ها نشان داد تجارب مشارکت کنندگان در سه دسته اصلی شامل شناخت الزامات کسب وکار خانگی، مهارت در مدیریت فروش، و مواجهه با چالش های فردی، محیطی و جنسیتی قابل طبقه بندی است. یافته ها بیانگر آن است که ورود به عرصه کارآفرینی فرصت های ارزشمندی برای این زنان و خانواده هایشان فراهم کرده است، اما هم زمان با موانع متعددی همراه است. این امر ضرورت تدوین سیاست ها و برنامه های حمایتی مؤثر و متناسب با نیازهای این گروه از زنان را برجسته می سازد. همچنین ارائه آموزش های تخصصی و حمایت های مالی می تواند مسیر پایدارتری برای توسعه این نوع کسب وکارها توسط این زنان فراهم آورد.
۴۱۳.

پشت پرده ازدواج های زودهنگام: تجربه زیسته دختران زیر 18 سال از زندگی مشترک (شهرستان سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ازدواج زودهنگام تجربه زیسته کودک همسری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۹
ازدواج درواقع پدیده اجتماعی ساده ای نیست و می تواند معانی متفاوتی در زمینه های مختلف داشته باشد. مطالعات اندکی به دیدگاه ها و نگرش های زنان به ابعاد مختلف ازدواج در زمینه های فرهنگی ای که ازدواج زودهنگام معمول بوده، پرداخته اند. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناختی به تحلیل عمقی همراه با بررسی لایه های گوناگون تجربه زیسته دختران زیر 18 سال از زندگی مشترک می پردازد تا تجاربشان از ازدواج زودهنگام را در متن کلی زندگی آن ها دریابد. با نمونه گیری هدفمند، معیارهایی برای ورود مشارکت کنندگان درنظر گرفته شد: داشتن تجربه ازدواج زودهنگام، سکونت در شهر سقز، کرد بودن و داشتن سن کمتر از 18. بدین منظور، یازده دختر زیر 18 سال با تجربه ازدواج زودهنگام برای مصاحبه انتخاب شدند. میانگین سنی شرکت کنندگان 17 سال بود و به طور میانگین در 16 سالگی ازدواج کرده بودند. مصاحبه ها پس از ضبط، توسط محقق مکتوب شدند و با پیروی از روش تحلیل پدیدارشناختی موستاکاس داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مضامین اصلی که از تحلیل داده ها به دست آمد شامل تصویرسازی ها، سناریوهای ورود، ملاحظات و نقش های جنسی و جنسیتی، واکنش های اطرافیان و چالش های ازدواج زودهنگام بود که در سه سطح متنی، ساختاری و ترکیبی تفسیر و تحلیل شدند. ابتدا با استفاده از عبارت های معنادار و مضامین، آنچه مشارکت کنندگان تجربه کرده اند توصیف شد (توصیف متنی). از این عبارت ها و مضامین، همچنین برای نگارش توصیفی از بستر یا زمینه ای استفاده شد که چگونگی تجربه شدن پدیده توسط مشارکت کنندگان را تحت تأثیر قرار می دهند (توصیف ساختاری) و در انتها، توصیفی ترکیبی به دست آمد.
۴۱۴.

هویت دانش آموزی؛ مطالعه موردی دانش آموزان دختر دبیرستانی دهه 80 شهر اندیشه

کلیدواژه‌ها: هویت دانش آموزی دهه 80 آموزش وپرورش تجربه زیسته خانواده دوستی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۸
هدف پژوهش پیش رو، بررسی هویت دانش آموزی بین دانش آموزان دختر دبیرستانی دهه ۱۳۸۰ در شهر اندیشه است. پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوای مضمون محور انجام شده است. جامعه پژوهش را دخترانی تشکیل داده اند که دوران تحصیل دبیرستان خود را در دهه۸۰ شمسی و در مدارس اندیشه گذرانده اند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۳ نفر و نمونه گیری هدفمند تا اشباع داده گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و طی مراحل کدگذاری باز، استخراج مضامین و تفسیر، صورت گرفت. پژوهش نشان می دهد که از یک سو ارزش های مادی و نابرابری اجتماعی تقویت و از سوی دیگر ارزش های مذهبی و آرمانی تضعیف شده اند و این تغییرات بر انتظارات، نقش ها و تصور از هویت دانش آموزی اثرگذار بوده است. دانش آموزان این نسل در روایت های خود مدرسه را نه فقط نهادی آموزشی، بلکه عرصه ای می بینند که انتظارات خانواده (عمدتاً در قالب اقتدار و تصمیم گیری بالابه پایین)، سازوکارهای مدرسه (روش های آموزشی، سیاست های انضباطی)، گروه همسالان و تأثیر رسانه های نوظهور را هم زمان و حتی متعارض تجربه می کنند. داده ها حاکی از آن است که دانش آموزان اغلب حضور خود را در تصمیم گیری های خانوادگی کم رنگ توصیف می کنند و احترام به والدین را بیشتر در قالب تمکین و فاصله نسلی می بینند. نقش مدرسه - خانواده مبتنی بر انتظار موفقیت تحصیلی و نه الزاماً مشارکت یا گفت وگوست. در بُعد روابط اجتماعی و دوستی، تحول نقش گروه های همسال و فشارهای آموزشی پررنگ شده و هم زمان با گسترش رسانه های جمعی و فناوری، چالش های جدیدی برای هویت یابی پدید آمده است. تحلیل مضمون مصاحبه ها نشان می دهد که هویت دانش آموزی دهه۸۰، برآیند تعامل پیچیده میان انتظارات نهادی، مناسبات خانوادگی، الگوهای فرهنگی و تجربه های فردی است و فاقد یک الگوی ثابت و قابل تعمیم به نسل های قبل و بعد است. 
۴۱۵.

تجربه زیسته سعدی و موثق نمایی رخداد/خبرهای گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سعدی گلستان موثق نمایی تجربه زیسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۸
آداب نامه های کلاسیک فارسی بنا به کارکرد هدایتی-بازدارنده ای که برای آن ها مفروض است، مشحون از ردّپاهای آشکار و ضمنی مولف-راویان رخداد/خبرها به قصد جهت دهی به فهم/تفسیرِ شنونده/خواننده هاست. گلستان سعدی در مقام متنی آداب نامه ای دربردارنده وجوهی از مداخله های مذکور در برساخت حکایت/واقعیت هاست. یکی از اشکال مداخله در گلستان ، به کارگیری انواع گفتمان وجهی به قصدِ موثق نمایی رخداد/خبرهای موضوع بازنمایی است. در این نوشتار انواع موثق نمایی مولف-راوی گلستان در قالب تجربه زیسته وی با رویکردی پدیدار-روایت شناختی دلالت یابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که مولف-راوی گلستان سعی کرده است بسیاری از رخداد/خبر های مندرج در حکایت ها را با تکیه بر ضمیر اول شخص در قالب تجربه زیسته خود بازنمایی کند. بدین صورت که در آغاز حکایت های مذکور، گاهی هم در میانه حکایت، با اشاره به برخی از کنش های ادراکی حسّی یا سایر نشانگان نزدیکی؛ حضور باواسطه یا بی واسطه خود با زمان/مکان وقوع رخداد یا منبع تولید آن را در قالب سه منِ بلاغی، ناظر و فردی اعلان کرده است. این نزدیک نمایی ضمنِ موثق نماییِ رخداد/خبر ها درصدد است تا دانایی/باور بازنمایی شده در آن ها را نیز در نظر شنونده/خواننده، قطعی/درست بنمایاند.
۴۱۶.

از کارگری تا کُنش گری سیاسی؛ مواجهه ایرانیان با اعتصابات جنوب قفقاز( 0011تا انقلاب 001۵م)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کارگران ایرانی قفقاز اعتصابات کارگری تجربه زیسته صنایع نفت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۹
در دوره قاجاریه، حجم گسترده ای از نیروی کار ایرانی با عبور قانونی و غیرقانونی از مرزها، وارد مناطقی از جنوب قفقاز می شدند. این مهاجران افرادی به لحاظ سیاسی ناآگاهی بودند که با وجود اشتغال به طاقت فرساترین کارها، در پایین ترین سطح زندگی می کردند اما در طی سال ها زندگی در محیط قفقاز، تجربه های متفاوتی نسبت به زندگی گذشته خود در وطن، پشت سر گذاشتند که منجر به آگاهی جدیدی در آنان شد. با توجه به این مهم، مقاله حاضر با رویکرد «تاریخ از پایین» و الهام گیری از الگوی روش شناسی «ادوارد پالمر تامپسون» به این سؤال پاسخ می دهد که کارگران در اعتصابات سال های 1900 تا انقلاب 190۵م، در قفقاز چه جایگاهی داشتند و آنان به عنوان نیروهایی عمدتاً به لحاظ سیاسی ناآگاه چگونه به این جایگاه رسیدند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد کنش گری کارگران مهاجر ایرانی در تحولات سال های 1900 تا انقلاب 190۵م در قفقاز تحت تأثیر تجربه زیسته آنان شکل گرفت.؛ بدین صورت که این افراد طی سال ها کار و زندگی در محیط های کارگری و عدم برخورداری از کمترین امکانات (مسکن، بهداشت، تغذیه و غیره) به عنوان طبقه کارگر، تجربه های مشترکی پشت سر گذاشتند که این تجربه های مشترک دردها، کینه ها، نفرت ها و غیره، در آنان به وجود آورد و باعث شد تا با حضور در گروه های سیاسی، در اعتصابات شرکت کنند و درنتیجه کارگران ایرانی توانستند در کنار دیگر کارگران تا حدودی مهر منافع طبقاتی خود را بر تحولات قفقاز بکوبند.
۴۱۷.

تجارب زیسته دانشجویان نسبت به برنامه درسی تربیت بدنی و ورزش عمومی: نگاهی به چالش ها و موفقیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته برنامه درسی تربیت بدنی عمومی ورزش 1

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
هدف پژوهش حاضر بررسی تجربیات زیسته دانشجویان دوره کارشناسی در خصوص اجرای برنامه درسی تربیت بدنی و ورزش عمومی بود. این تحقیق در زمره تحقیقات توصیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی قرار می گیرد. شرکت کنندگان در این تحقیق شامل دانشجویان دختر و پسر دوره کارشناسی در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال 1404-1403 می باشند که دروس تربیت بدنی عمومی و ورزش 1 را گذرانده بودند. در پژوهش حاضر از نمونه گیری هدفمند ملاک محور استفاده شد و فرآیند مصاحبه و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع داده ها (تا مشارکت کننده 16) ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. در این پژوهش برای افزایش اعتماد یا اطمینان پذیری پژوهش از تکنیک ممیز بیرونی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل یافته ها از روش هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد. در بررسی تجربه های دانشجویان پیرامون برنامه های درسی تربیت بدنی و ورزش عمومی 3 تم اصلی و 7 مقوله به دست آمد که با عناوین: 1- عوامل مرتبط با آموزش شامل سه مقوله فرعی (محتوای نامناسب برنامه درسی، عوامل مرتبط با ارزشیابی از عملکرد تحصیلی و عوامل مرتبط با روش ها و فرآیندهای آموزشی)؛2- عوامل انسانی شامل 3 مقوله (عوامل مرتبط با کیفیت تدریس،روابط استاد- دانشجو و عوامل مرتبط با دانشجو) و 3- عوامل مرتبط با زمینه شامل (عوامل مرتبط با شرایط و امکانات آموزشی) نام گذاری شدند. نتایج به دست آمده حاکی از این امر است که اجرای برنامه درسی تربیت بدنی عمومی در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان علی رغم داشتن موفقی ها، دارای برخی چالش ها و ضعف ها نیز می باشد که از یافته های به دست آمده می توان برای مواجهه صحیح و منطقی با آن ها استفاده نمود.
۴۱۸.

مسئله مسکن انبوه؛ چالش های آپارتمان نشینی (مطالعه پدیدار شناسی تجربه زندگی در مسکن مهرِ شهر بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آپارتمان نشینی چالش ها تجربه زیسته مسکن مهر بروجرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۵۴
یکی از مهم ترین مسائلی که جامعه شهری ایرانی در دهه های اخیر با آن مواجه بوده است، مسائل مرتبط با مشکلات و چالش های سکونت در آپارتمان های مسکن مهر است. بر این مبنا هدف پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته ساکنان مسکن مهر شهر بروجرد استان لرستان است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی «روش پدیدار شناختی» است. جامعه آماری شامل ساکنین مجتمع + های مسکن مهر بروجرد است که با استفاده از نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شده اند. در بخش نمونه گیری داده های پژوهش با 21 مصاحبه به اشباع نظری رسید. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه غیر ساختار یافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها، از تحلیل «تماتیک» و تکنیک «کد گذاری» و نرم افزار «مکس کیودی ای 12» استفاده شد. بر این اساس یافته ها در سه مقوله اصلی مشخص شد، مقوله اول به «واحد های معنایی» ، مقوله دوم «تِم های مشترک» و در مقوله سوم «بٌن مایه های اصلی» اشاره دارد. یافته های پژوهش نشان داد که ساکنین این ساختمان ها با مسائلی چون ناکارآمدی تعاونی ها، نابرابری مکانی، ناامنی ذهنی و روانی، فرسایش سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی، بی اعتمادی به مکان زیست، بیگانه شدن با دیگری و فقدان رواداری و مدارای اجتماعی مواجه هستند.
۴۱۹.

بررسی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: سوگ والدین تجربه زیسته ویروس کرونا قرنطینه پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه و هدف: گاهی افراد با سوگ هایی همچون سوگ براثر یک ویروس حاد مثل کرونا مواجه می شوند که خیلی غیرمنتظره بوده و در نتیجه ی آن آسیب و فشار روانی بیشتری را متحمل می شوند. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه ی زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش به منظور گردآوری و تحلیل اطلاعات در زمینه واکنش به سوگ والد براثر ویروس کرونا، از روش پژوهش کیفی پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. 11 شرکت کننده که تجربه سوگ والد براثر کرونا را داشتند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنها، تا زمان رسیدن داده ها به اشباع ادامه یافت. برای تحلیل داده ها، روش 4 مرحله ای گیورگی شامل: در پرانتزگذاری، مشخص کردن واحدهای معنایی، تبدیل واحدهای معنایی به عبارات روانشناختی و نهایتا تعیین ساختار کلی بکار برده شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی 17 جزء تشکیل دهنده ی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا منجر شد که شامل: شوک و انکار، سردرگمی و گیجی، تاسف بابت عدم برقراری تماس جسمانی با متوفی برای آخرین بار، درد ناشی از عدم برگزاری مراسم و حضور تعداد خیلی کم برای مراسم، نگرانی از قضاوت ها و واکنش های دیگران، عدم برقراری تماس جسمانی و ابراز عواطف، تجربه درماندگی و بی پناه شدن، ناگهانی و غیرمنتظره بودن مرگ و نداشتن فرصت خداحافظی، احساس ناامیدی، غم و اندوه شدید، افسوس بابت عدم امکان حضور درکنار متوفی و مراقبت از او به دلیل شرایط قرنطینه، درد ناشی از دفن عزیز در مکانی جدای از دیگران، ترس از اینکه مبادا برای والد دیگر اتفاقی بیفتد، مقصر دانستن سازمان های مسئول و خشم نسبت به آنها، غیرطبیعی دانستن مرگ عزیز و ذهن مشغولی با چرایی وجود بیماری، آرام سازی از طریق مشاهده افرادی با این تجربه مشترک، عدم تمایل به فراموش کردن فوت و دلیل آن در واکنش به سوگ یکی از والدین براثر ویروس کرونا است. نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش، ادبیات پژوهشی گذشته در زمینه واکنش ها به سوگ براثر ویروس های حاد مثل کرونا را غنی تر می سازد. همچنین ساختار واکنش به سوگ استخراج شده از این پژوهش، برای تدوین و به کارگیری برنامه های پیشگیرانه و درمانی کمک کننده خواهد بود.
۴۲۰.

پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز بازتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته زنان اختلال مصرف مواد پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: این پژوهش با هدف پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز اقامتی بازتوانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه این پژوهش شامل زنان وابسته به مواد شهر گچساران در سال 1403 بود. نمونه گیری به روش هدفمند و تا مرز اشباع انجام شد که در نهایت 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون کلایزی استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 3 مضمون گزینشی، 11 مضمون محوری و 42 مضمون باز گردید. مضمون مشکلات عاطفی و آسیب پذیری شامل خشم و شکل گیری روابط مخرب، استرس و ترس، احساس بی معنایی، احساس تنهایی و طرد اجتماعی، شکل گیری بدبینی و ناکامی بود. بد عملکردی خانواده شامل آسیب های خانواده، تعارض و قطع ارتباط با خانواده بود و تجارب ناخوشایند گذشته شامل تجربه شکست، ترک و لغزش های پیاپی و بدرفتاری های تجربه شده قبلی بود. نتیجه گیری: نتایج یافته های پژوهش علاوه بر افزایش بینش و آگاهی نسبت به بسترهای ایجاد اختلال مصرف مواد در زنان، می تواند محتوای لازم را جهت طراحی برنامه های پیشگیرانه فراهم سازد و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلات روان شناختی برای زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد دارد.