ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۵۶۰٬۵۸۷ مورد.
۴۲۱.

تحلیل تقدس آتش در فرهنگ عامیانه مردم کهگیلویه و بویراحمد با تکیه بر سروده های محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
پیوند آتش، عنصر مقدس و آسمانی با بن مایه های زیستی عشایری قوم لر، نشانه قداست و اهمیت اسطوره ای آن بوده و از دیرباز تا به امروز در ادبیات محلی و فرهنگ عامیانه مردم، همیشه موردتوجه ویژه بوده است. روشن بودن همیشگی آتش و خاموش نبودن و همچنین ویژگی های زایایی و درمانی آن در فرهنگ عامیانه مردمان این دیار و مضامین پرکاربردی، همچون، تَش ( tash) ، تُنگ ( tong) ، چاله  ( chaleh) ، هیمَه ( himah) ، بُلازه ( bolazeh) ، چِرنگ ( chereng) و اَنگِشت ( angesht) در سروده های محلی شاعران و نام گذاری محافل ادبی و عنوان کتاب های محلی، نمود آشکار تقدس و اهمیت آتش در فرهنگ مردم استان کهگیلویه و بویراحمد است. نگارندگان با واکاوی قداست آتش در باور گذشتگان و پیوند آن با باورهای عامیانه نزد قوم لر بر این باورند که قداست آتش و ملازمات آن در زیست بوم محلی قوم لر به عنوان یک باور دیرین، همچنان تداوم دارد و آتش فراتر از یک ابزار، نمادی از زندگی، وحدت، همدلی، صفا و صمیمیت است. پژوهش حاضر بر پایه مطالعات میدانی و کتابخانه ای به روش تحلیل محتوا انجام گرفته است. البته ذکر این نکته ضرورت دارد که در بخش هایی از متن، منبعی برای محتوای ارائه شده، بیان نشده است، زیرا برخی از مطالب مقاله، حاصل پژوهش های میدانی و سروده های محلی شاعران است که در جستار حاضر به کار گرفته شده و به صورت کتبی مدون نشده اند، اما در فرهنگ گفتاری روزمره، ادبیات شفاهی و موسیقی شنیداری قوم لر کاربرد زیادی دارند.
۴۲۲.

ارتباط استحکام ذهنی با اضطراب رقابتی در بازیکنان نوجوان فوتبال: نقش واسطه ای اعتمادبه نفس ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه استحکام ذهنی با اضطراب رقابتی با در نظر گرفتن نقش واسطه ای اعتمادبه نفس ورزشی در میان بازیکنان نوجوان فوتبال انجام شد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع همبستگی و با طرح مقطعی بود. جامعه آماری را بازیکنان پسر ۱۲ تا ۱۶ ساله لیگ فوتبال نوجوانان قم تشکیل دادند که از میان آنها ۶۸ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های استاندارد استحکام ذهنی ورزشی، اضطراب رقابتی و اعتمادبه نفس ورزشی را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون سلسله مراتبی و تحلیل مسیر با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که هم استحکام ذهنی و هم اعتمادبه نفس ورزشی رابطه منفی و معناداری با اضطراب رقابتی دارند. همچنین، یافته ها از نقش واسطه ای جزئی اعتمادبه نفس ورزشی در رابطه بین استحکام ذهنی و اضطراب رقابتی حمایت کرد، به این معنا که حدود ۲۵٫۵ درصد از تأثیر استحکام ذهنی بر کاهش اضطراب از طریق افزایش اعتمادبه نفس اعمال می شود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه حاکی از آن است که استحکام ذهنی هم به صورت مستقیم و هم به شکل غیرمستقیم و از طریق تقویت اعتمادبه نفس ورزشی، منجر به کاهش اضطراب رقابتی در نوجوانان می شود. این نتایج بر اهمیت طراحی و اجرای برنامه های مداخله ای یکپارچه ای تأکید می کند که همزمان به تقویت هر دو سازه روان شناختی استحکام ذهنی و اعتمادبه نفس در ورزشکاران نوجوان می پردازند.
۴۲۳.

تاثیر تمرین تناوبی با شدت متوسط به همراه مکمل بتائین نانوامولسیفیه بر بیان ژن التهابی CD28 در سلول های هپاتوسیتی، سطوح سرمی اوره، کراتینین و نیمرخ چربی موش های چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
زمینه و هدف: افزایش شیوع چاقی و بیماری های همراه آن، ازجمله دیابت و کبد چرب، بیانگر اهمیت تمرین منظم به عنوان یک راهبرد درمانی در کنترل چاقی است. افزون بر این، شواهد موجود حاکی از آن است که بتائین از طریق تعدیل متابولیسم چربی و گلوکز کبدی می تواند در بهبود چاقی مؤثر باشد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر همزمان تمرین تناوبی با شدت متوسط به همراه مکمل بتائین نانوامولسیفیه بر بیان ژن التهابی CD28 در سلول های هپاتوسیتی، سطوح سرمی اوره، کراتینین و نیمرخ چربی موش های چاق بود. روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، ۲۵ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به پنج گروه مساوی سالم، چاق، چاق+مکمل، چاق+تمرین، چاق+مکمل+تمرین تقسیم شدند. موش های چاق به مدت شش هفته با رژیم پرچرب تغذیه شدند. تمرین تناوبی شامل دویدن روی نوارگردان به مدت ۳۰ دقیقه و پنج روز در هفته، همراه با افزایش تدریجی شدت، به مدت هشت هفته انجام شد. گاواژ مکمل بتائین نانوامولسیفیه (۵۰ میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن) قبل از تمرین انجام گرفت. در پایان، بیان ژن CD28 با روش Real-Time PCR و سطوح سرمی کراتینین، اوره، تری گلیسرید، کلسترول تام (TC)، لیپوپروتئین کلسترول با چگالی کم (LDL-C)  و لیپوپروتئین کلسترول با چگالی بالا (HDL-C) با بهره گیری از روش های استاندارد آزمایشگاهی اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری t مستقل و تحلیل واریانس دو عاملی در سطح معنی داری 0/05 ≥p تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: چاقی موجب افزایش معنی دار میزان تری گلیسرید، TC، LDL-C، بیان ژن CD28، سطوح کراتینین (0/0001=p) و اوره (0/02=p) و موجب کاهش معنی دار HDL-C شد (0/0001=p). تمرین و مکمل هر کدام به طور مستقل منجر به کاهش معنی دار بیان CD28 (0/0001=p)، TG، TC، LDL-C و سطوح کراتینین (0/0001=p) و افزایش معنی دار میزان HDL-C (0/01=p) شدند. در تعامل تمرین و مکمل، نیز اثر آماری معنی داری بر CD28 (0/04=p)، LDL-C (0/0001=p)، TC (0/0001=p) و سطوح کراتینین (0/005=p) مشاهده شد. نتیجه گیری: تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل بتائین نانوامولسیفیه، به صورت مستقل و ترکیبی، از طریق تأثیر بر شاخص های لیپیدی، التهابی و عملکرد کلیوی؛ می تواند در کاهش اثرات سوء چاقی در موش ها مؤثر باشد.
۴۲۴.

بررسی مکانیزم بازارساز خودکار مقاوم در برابر استخراج ارزش قابل برنامه ریزی در پلتفرم های دیفای با بهینه سازی منحنی پیوسته مبتنی بر یادگیری تقویتی چند عامله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۱
گسترش سریع امور مالی غیرمتمرکز موجب ظهور سازوکارهای نوینی برای مبادله دارایی های دیجیتال شده است که بازارسازهای خودکار از مهم ترین اجزای آن به شمار می روند. با وجود موفقیت گسترده این سازوکارها، آسیب پذیری آن ها در برابر استخراج ارزش قابل برنامه ریزی( MEV) به یکی از چالش های اساسی اکوسیستم دیفای تبدیل شده است. حملاتی نظیر فرانت رانینگ، ساندویچ اتک و آربیتراژ مخرب می توانند موجب کاهش رفاه کاربران، افزایش لغزش قیمت و کاهش کارایی بازار شوند. پژوهش حاضر به طراحی یک مکانیزم بازارساز خودکار مقاوم در برابر MEV از طریق بهینه سازی پویا و تطبیقی منحنی های قیمت گذاری پیوسته می پردازد. در این چارچوب، محیط بازار به صورت یک سیستم چندعامله مدل سازی شده است که شامل معامله گران عادی، آربیتراژگران، استخراج کنندگان MEV و بازارساز خودکار می باشد. برای یادگیری رفتار بهینه بازارساز از الگوریتم های یادگیری تقویتی چندعامله استفاده شده است تا پارامترهای منحنی قیمت گذاری در زمان واقعی و متناسب با شرایط بازار تنظیم شوند. تابع پاداش طراحی شده به گونه ای است که ضمن حفظ نقدینگی و کارایی بازار، فرصت های استخراج MEV را به حداقل برساند. نتایج شبیه سازی های انجام شده نشان می دهد که مدل پیشنهادی در مقایسه با بازارسازهای سنتی مبتنی بر حاصل ضرب ثابت، قادر است میزان سود استخراج شده توسط مهاجمان MEV را به طور معناداری کاهش داده و همزمان کیفیت اجرای معاملات و رفاه کاربران را بهبود بخشد. یافته های این پژوهش می تواند زمینه توسعه نسل جدیدی از بازارسازهای هوشمند و مقاوم در برابر حملات اقتصادی را در پلتفرم های دیفای فراهم آورد.
۴۲۵.

تأثیر تمرینات مقاومتی و استقامتی بر سطوح تری گلیسرید، کلسترول و آپولیپوپروتئین A-1 در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲: یک کارآزمایی تصادفی کنترل شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف: دیابت نوع ۲ در زنان میانسال شایع است و باعث اختلال در استفاده انسولین، افزایش قندخون و مشکلات لیپیدی می شود. تغییرات هورمونی یائسگی، چاقی و کم تحرکی ریسک ابتلا به این بیماری را افزایش می دهند. این مطالعه کارآزمایی تصادفی کنترل شده با هدف مقایسه تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی و استقامتی بر سطوح تری گلیسرید، کلسترول تام و آپولیپوپروتئین A-1 در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام شد. مواد و روش ها: شصت زن مبتلا به دیابت نوع ۲ با میانگین سنی 63/7 ±87/50 سال به طور تصادفی در سه گروه (هر گروه ۲۰ نفر) شامل تمرین مقاومتی، استقامتی و کنترل تقسیم شدند. معیارهای ورود آزمودنی ها به پژوهش شامل نداشتن سابقه بیماری قلبی عروقی، نداشتن فعالیت بدنی منظم و مصرف داروی مشابه برای کنترل دیابت بود. گروه های مداخله تحت برنامه های تمرینی ساختاریافته، سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته قرار گرفتند. شاخص های متابولیک شامل قندخون ناشتا، شاخص توده بدنی، تری گلیسرید، کلسترول تام و آپولیپوپروتئین A-1 در ابتدا و پایان مطالعه اندازه گیری شدند. یافته ها: در هر دو گروه تمرین مقاومتی و استقامتی به طور معنا داری قندخون ناشتا (01/0=P)، شاخص توده بدنی (03/0=P) و تری گلیسرید (03/0=P) در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت، اما تغییر معنا داری در کلسترول تام و آپولیپوپروتئین A-1 مشاهده نشد (05/0<P). همچنین بین اثربخشی دو نوع تمرین در بهبود شاخص های بررسی شده تفاوت معنا داری وجود نداشت. نتیجه گیری: تمرینات مقاومتی و استقامتی طی هشت هفته به طور چشمگیری شاخص های متابولیک مهمی مانند قندخون ناشتا، شاخص توده بدنی و تری گلیسرید را در زنان میان سال مبتلا به دیابت نوع ۲ بهبود می بخشند. این نتایج نشان دهنده کارایی هر دو نوع تمرین در کنترل بهتر قندخون و بهبود ترکیب بدن است و می تواند به عنوان بخشی از درمان های غیردارویی به کار رود؛ با این حال، برای بررسی دقیق تر اثرات بر سایر شاخص های لیپیدی مثل آپولیپوپروتئین A-1، انجام مطالعات طولانی تر با نمونه های بزرگ تر توصیه می شود.
۴۲۶.

تأثیر تمرین مقاومتی و تداومی هوازی بر محتوای کلاژن نوع 1 و پروتئین های ماتریکس خارج سلولی در بافت میوکارد مدل رت ماده القا شده با دگزامتازون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
زمینه و هدف: استفاده از گلوکوکورتیکوئیدها با انواع اثرات نامطلوب قلبی-عروقی از جمله احتباس مایعات، فشار خون بالا، بیماری آترواسکلروتیک زودرس و آریتمی همراه است. هدف از این مطالعه بررسی اثر شش هفته تمرین مقاومتی و تداومی هوازی بر محتوای کلاژن نوع 1 و پروتئین های ماتریکس خارج سلولی در بافت میوکارد رت های ماده مدل القا شده با دگزامتازون بود. روش تحقیق: تع داد 12 س ر رت ماده ب ا س ن چهار هفت ه ای ب ه ط ور تصادف ی در چهار گروه کنترل سالم، کنترل القا شده با دگزامتازون، تمرین مقاومتی+دگزامتازون و گروه تمرین تداومی+دگزامتازون قرار گرفتند. برنام ه تمری ن مقاومت ی ش ش هفت ه ب ا س ه نوب ت و ه ر نوب ت 20-14 ب ار ب الا رفت ن از نردب ان ی ک مت ری (ب ا 26 پل ه) ب ا حم ل وزن ه ب ود. پروتکل تمرین تداومی شامل دویدن روی نوارگردان با شدت متوسط و به صورت افزایشی از ۶۰ تا ۷۰ درصد حداکثر ظرفیت سرعت حیوان، در مدت مشابه انجام شد. محتوی کلاژن نوع 1، ماتریکس متالوپروتئیناز-2 (MMP-2) و مهارکننده بافتی متالوپروتئیناز-1 (TIMP-1) در بطن چپ بافت میوکارد پس از تمرین، با روش وسترن بلات؛ و عامل رشد تغییر شکل دهنده بتا-1 (TGF-β1) با روش الایزا اندازه گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح  معنی داری 05/0≥p استفاده شد. یافته ها: تزریق دگزامتازون  در سه گروه  موجب کاهش معنی دار پروتئین MMP2 و افزایش معنی دار محتوای کلاژن نوع 1، TIMP1 و TGF-β1 نسبت به گروه کنترل سالم شد؛ اما هر دو نوع تمرین، موجب افزایش معنی دار MMP-2 و کاهش معنی دار کلاژن نوع 1،  TIMP1 و TGF-β1  گردید. نتیجه گیری: به نظر می رسد که تمرینات تداومی هوازی و مقاومتی می تواند همزمان با افزایش فعالیت MMP2 و کاهش محتوای پروتئین کلاژن 1، TGF-β1 و TIMP-1 در بطن چپ رت ها، یک اثر محافظتی بر ساختار و عملکرد بطن قلبی داشته باشد.
۴۲۷.

نقش میانجی گری احساس گناه در رابطه بین شفقت به خود و انگیزش درونی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری احساس گناه در رابطه بین شفقت به خود و انگیزش درونی دانشجویان بود. روش این پژوهش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان شهر زاهدان بود که در سال 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند، 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به پرسشنامه خودگزارشی انگیزش درونی (IMI؛ مک آلی و همکاران، 1989)، پرسشنامه شفقت به خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، 2011) و پرسشنامه احساس گناه (GI؛ کوگلر و جونز، 1992) پاسخ دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. همچنین نتایج نشان داد که شفقت به خود و احساس گناه با انگیزش درونی رابطه مستقیم و معناداری دارد؛ به علاوه رابطه مستقیم شفقت به خود و احساس گناه معنادار بود. (001/0p<). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که احساس گناه به طور معنادار نقش میانجی بین شفقت به خود و انگیزش درونی داشت (01/0p<). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که شفقت به خود به طور مستقیم و غیرمستقیم (با میانجی گری احساس گناه) با انگیزش درونی رابطه دارد.
۴۲۸.

نمود بعضی از پدیده های طبیعی در گاه شماری بلوچان (با تکیه بر اصالت واژگان ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۹
زمان رویداد بعضی از پدیده های طبیعی مانند طلوع و غروب خورشید، وزش بادها و بارش باران ها، رشد و باردهی گیاهان، زاد و ولد و رشد دام ها، در فرهنگ گاه شماری بعضی اقوام شاخص است. قوم بلوچ یکی از اقوام ایرانی است که در فرهنگ گاه شماری آن پدیده های طبیعی تا گذشته ای نه چندان دور نمود برجسته ای داشته اند. این مقاله با روشی توصیفی 69 عنوان از پدیده های طبیعی را که در فرهنگ گاه شماری مردم بلوچ، در مناطق جغرافیایی ایرانشهر، بمپور و لاشار، شاخص تر بوده اند، به نمایش گذاشته است. نتایج نشان می دهد که 85 درصد از واژه های به کار رفته در ساخت این 69 عنوان اصالت ایرانی دارند و نمود پدیده های طبیعی از طریق کشاورزی و دامداری در گاه شماری بلوچانِ مناطق مورد مطالعه چشمگیر بوده است. اما با گسترش سطح سواد، دسترسی به انواع رسانه، آشنایی و دسترسی آسان به ساعت و تقویم و تغییر مدلول بعضی کالاها، افراد نسل های جدید در چند دهه اخیر با عناوین معرفی شده آشناییِ چندانی ندارند و کم تر از آن ها استفاده می کنند. بنابراین، با هدف ترمیم بخشی از شکاف فرهنگی بین نسل ها در بلوچستان و نشان دادن تأثیر اندیشه ایرانی بر فرهنگ گاه شماری بلوچان از طریق این گونه واژه ها، ضرورت مستندسازی و انتقال این داده ها به نسل های جدید و آینده ایجاب می کند. 
۴۲۹.

إمکانات القانون الدولي في التعامل مع آثار تغير المناخ على الخليج الفارسي(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۷
یتناول هذا المقال تأثیرات تغیر المناخ على منطقه الخلیج الفارسی ویحلل إمکانات القانون الدولی فی التعامل مع هذه الآثار. یبرز المقال الخصائص البیئیه الفریده للخلیج الفارسی، ومنها عمقه الضحل وارتفاع ملوحته، مما یجعله شدید التأثر بتغیر المناخ، خاصه ارتفاع مستوى سطح البحر وازدیاد درجه الحراره. ویناقش المقال التحدیات القانونیه الناشئه عن تغیر المناخ، مثل تأثیر ارتفاع مستوى البحر على خطوط الأساس للدول الساحلیه واستقرار الحدود البحریه، ویدرس الأحکام ذات الصله فی اتفاقیه الأمم المتحده لقانون البحار لعام 1982. کما یستعرض المقال الصکوک الدولیه الرئیسیه لمواجهه تغیر المناخ (اتفاقیه 1992، بروتوکول کیوتو، اتفاق باریس 2015) وآخر التطورات فی الهیئات القضائیه الدولیه، بما فیها الآراء الاستشاریه لمحکمه قانون البحار ومحکمه العدل الدولیه، وأحکام المحکمه الأوروبیه لحقوق الإنسان. ویخلص المقال إلى أن دول الخلیج الفارسیه على الرغم من انضمامها للعدید من الاتفاقیات، إلا أن خلافاتها السیاسیه والاقتصادیه واعتمادها على النفط والغاز تعیق التعاون الإقلیمی اللازم لمواجهه تغیر المناخ، ویدعو إلى إنشاء آلیه إقلیمیه مشترکه لحمایه الخلیج الفارسی قبل فوات الأوان.
۴۳۰.

زکات و حکمرانی خوب؛ بازتوزیع ثروت و عدالت اقتصادی در چارچوب اقتصاد سیاسی قرآن

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
در اندیشه اسلامی، زکات غالباً در چارچوب فقه فردی و به مثابه تکلیفی عبادی برای اشخاص حقیقی تبیین شده است؛ رویکردی که هرچند بر بُعد اخلاقی و ایمانی این فریضه تأکید دارد، اما ظرفیت های گسترده اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن را در سطح حکمرانی کلان کمتر مورد توجه قرار می دهد. این در حالی است که تحولات نظری در حوزه حکمرانی و اقتصاد سیاسی نشان می دهد که تحقق عدالت اقتصادی، مهار نابرابری های ساختاری و جلوگیری از تمرکز و انباشت ثروت، بدون وجود نهادهای کارآمد بازتوزیع در سطح کلان امکان پذیر نیست. در حکمرانی اسلامی معاصر، ضعف در نهادینه سازی چنین سازوکارهایی موجب شده که زکات، علی رغم پشتوانه غنی قرآنی و تاریخی، از کارکردهای اجتماعی-اقتصادی واقعی خود فاصله بگیرد و نقش آن به سطحی محدود و عمدتاً فردی تقلیل یابد. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که مفهوم قرآنی زکات چگونه می تواند به عنوان نهادی مؤثر در چارچوب حکمرانی خوب به بازتوزیع ثروت و تحقق عدالت اقتصادی بپردازد. هدف پژوهش، تبیین جایگاه زکات در اقتصاد سیاسی قرآن و تحلیل نسبت آن با مؤلفه هایی چون عدالت توزیعی، شفافیت، پاسخگویی و مشارکت اجتماعی است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکردی میان رشته ای بوده که با بهره گیری از مبانی فقه اسلامی، نظریه های علوم سیاسی و مفاهیم اقتصاد سیاسی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که زکات در منطق قرآن صرفاً یک تکلیف فردی و عبادی نیست، بلکه نهادی تنظیم گر در ساختار توزیع ثروت و قدرت است. بر پایه قاعده قرآنی جلوگیری از تمرکز ثروت، زکات به عنوان سازوکاری ضدّ انباشت، در تقویت گردش متوازن منابع و تحقق عدالت توزیعی نقش دارد. نتایج همچنین نشان می دهد که تحقق این کارکرد مستلزم تفکیک میان اصول ثابت زکات و سازوکارهای اجرایی متغیر آن است. در صورت نهادینه سازی، زکات می تواند با تقویت شفافیت، پاسخگویی و بازتوزیع ساختاری منابع، به ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی خوب کمک کند.
۴۳۱.

تدوین الگوی شکل گیری برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال با استفاده از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۲۸۶
هدف: هدف اصلی این پژوهش، تبیین الگوی شکل گیری برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال است. در موقعیتی که فناوری های نوین، همچون هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، داده کاوی و سامانه های گزارشگری هوشمند، بنیان های حرفه حسابداری را دستخوش تغییر کرده اند، برنامه های رسمی آموزشی به تنهایی پاسخ گوی نیازهای حرفه ای دانشجویان نیستند. در این میان برنامه پنهان، که شامل مجموعه ای از هنجارها، ارزش ها، نگرش ها و رفتارهایی است که به طور غیررسمی در جریان فرایند یاددهی یادگیری منتقل می شود، در آماده سازی دانشجویان برای محیط کار جدید نقش کلیدی دارد. با توجه به خلأ موجود در ادبیات پژوهش در زمینه ماهیت و ابعاد این برنامه پنهان در بستر دیجیتال، این پژوهش در پی آن است که بر اساس داده های میدانی، چارچوبی نظری و بومی برای تبیین این پدیده ارائه کند. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به کارگیری روش نظریه داده بنیاد بر مبنای مدل استراوس و کوربین انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، اعضای هیئت علمی رشته حسابداری، در دانشگاه های سطح یک ایران بوده است. داده ها از طریق ۱۷ مصاحبه نیمه ساختاریافته در سال های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ گردآوری شد. انتخاب مصاحبه شوندگان به صورت هدفمند آغاز شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز، مفاهیم اولیه از دل داده ها استخراج و در قالب مقوله های اولیه دسته بندی شدند. در مرحله کدگذاری محوری، ارتباط بین مقوله ها در چارچوب الگوی پارادایمی (شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها) بازسازی شد. در نهایت، در کدگذاری انتخابی، مقوله محوری شکل گیری برنامه پنهان آموزش حسابداری در عصر دیجیتال، به عنوان هسته مرکزی شناسایی و الگوی نهایی تدوین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال، تحت تأثیر چندلایه اصلی شکل می گیرد. در سطح شرایط علّی، گسترش فناوری های آموزشی (کلاس های آنلاین، هوش مصنوعی، نرم افزارهای حسابداری)، شیوه یادگیری، تعاملات و انتظارات کلاسی را دگرگون می سازد و درباره ضرورت مهارت هایی چون شبکه سازی، یادگیری مستقل و حل مسئله فناورمحور، پیام های ضمنی منتقل می کند. در سطح شرایط زمینه ای، ساختارها و رویه های نهادی مانند نمره محوری، بی تفاوتی به تقلب و ارزیابی های سنتی، به نگرش های سطحی و گاه غیراخلاقی بعضی از دانشجویان شکل می دهد؛ در حالی که تعاملات غیررسمی در گروه های مجازی، بستر انتقال ارزش ها و الگوهای جدید است. شرایط مداخله گر همچون نگرش و مهارت فناورانه استادان، قوانین آموزشی، ابزارهای دیجیتال و فشارهای اجتماعی، می توانند تقویت کننده یا تضعیف کننده برنامه پنهان باشند. در برابر این شرایط، راهبردهای متفاوتی شکل می گیرد: برخی استادان و دانشجویان از برنامه پنهان برای تقویت اخلاق، مهارت های نرم و تجربه های عملی بهره می گیرند، در حالی که گروهی دیگر با رفتارهای سطحی یا غیراخلاقی آن را در جهت منفی بازتولید می کنند. در نهایت، پیامدهای این فرایند دوگانه است: ۱. رشد شایستگی های دیجیتال، هویت حرفه ای و شبکه سازی حرفه ای و ۲. تقویت نمره گرایی، یادگیری سطحی و تضعیف تعهد اخلاقی. بنابراین شکاف میان آموزش رسمی و نیازهای واقعی بازار کار، دانشجویان را به سمت مسیرهای غیررسمی سوق می دهد که هم می تواند فرصت ساز و هم تهدیدآفرین باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در عصر دیجیتال، برنامه پنهان بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است؛ زیرا بسیاری از شایستگی های مورد انتظار حرفه حسابداری، نه از طریق برنامه رسمی، بلکه از طریق تعاملات غیررسمی و محیط های یادگیری ضمنی شکل می گیرند. الگوی به دست آمده بیانگر آن است که شکل گیری این برنامه، تابعی از تعامل پیچیده بین فشارهای فناورانه، زمینه های آموزشی و راهبردهای کنشگران دانشگاهی است. از این رو، سیاست گذاران آموزشی و مدیران دانشگاه ها، باید علاوه بر بازنگری در برنامه های رسمی، به مدیریت و هدایت برنامه پنهان توجه جدی داشته باشند. فراهم آوردن زیرساخت های دیجیتال، تقویت سواد فناورانه استادان، ارتقای فرهنگ سازمانی پذیرای تغییر و حمایت از راهبردهای یادگیری خلاقانه، می تواند پیامدهای مثبت برنامه پنهان را تقویت و پیامدهای منفی آن را کاهش دهد. از جنبه نظری، این پژوهش با ارائه الگویی بومی، شکاف موجود در ادبیات را پُر می کند و ابعاد پنهان آموزش حسابداری در عصر دیجیتال را آشکار می سازد. از جنبه عملی نیز یافته ها می تواند به عنوان راهنمایی برای دانشگاه ها، انجمن ها و سازمان های حرفه ای، در راستای تربیت حسابداران آینده نگر و توانمند در محیط دیجیتال به کار گرفته شود.
۴۳۲.

امکان سنجی اثر منفی عدم شناسایی دولت در توانمندی ایفای خدمات عمومی (مورد پژوهی: امارت اسلامی افغانستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۹
گروه طالبان که در اوت 2021 با تصرف کابل توانستند برای دومین بار، ظرف بیست و پنج سال گذشته قدرت دولتی را در افغانستان قبضه نموده و رژیم سیاسی مطلوب شان را با عنوان امارت اسلامی افغانستان احیا و برقرار نمایند، همانند دوره نخست زمامداری خود(2001-1996)، در متقاعد ساختن جامعه بین المللی به پذیرش دولت شان به عنوان نماینده مشروع کشور افغانستان کامیاب نبوده اند و بنابراین امارت اسلامی افغانستان همچنان با بحران شناسایی بین المللی رویارو است. خدمات عمومی که از وظایف ذاتی دولت ها به شمار می رود، از دولتی به دولتی دیگر متفاوت بوده و ارائه مطلوب آن، برطبق اصل انطباق پذیری، نیازمند ارتباط دولت مبدا با دیگر دول است. آغاز این روابط با مولفه شناسایی رقم می خورد. سوال پژوهش حاضر این است که آیا این عدم شناسایی بر ارائه خدمات عمومی می تواند اثر منفی بگذارد؟ در موردپژوهی حاضر، اثرگذاری استمرار شناسایی نشدن «امارت اسلامی افغانستان» بر «خدمات رسانی عمومی» به صورت مطلوب به عنوان وظیفه یک دولت در عرصه داخلی بررسی شده است. ضعف در بخش های درمان، بهداشت، آموزش و حفظ و توسعه زیرساخت های خدمات عمومی که بیانگر ناکارآمدی گروه طالبان در خدمات رسانی عمومی است، با پی آمدهای ناشی از به رسمیت شناخته نشدن این گروه ارتباط دارد. این پژوهش که به صورت توصیفی و تحلیلی و به روش کتاب خانه ای انجام شده است، می خواهد اثرگذاری «شناسایی نشدن یک دولت» را بر «خدمات رسانی عمومی» در سرزمین آن دولت بررسی کند.
۴۳۳.

تکوین و تثبیت هویت ایرانی و ملّی در بستر جامعه ایران در سده های نخستین هجری: مطالعه موردی شاهنامه فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۸
سده های نخستین هجری، دورانی از تنش های بنیادین و گذار تمدنی در ایران شرقی بود که در آن، تقابل میان سنت های دیرین «ایران شهری» و پارادایم های نوظهور جهان اسلام، جامعه ایرانی را با بحران گسست حافظه تاریخی و تضعیف هویت فرهنگی روبرو ساخت. این پژوهش با واکاوی این بستر تاریخی، تبیین می کند که چگونه شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر ادبی راهبردی، نقشی تعیین کننده در بازیابی و تثبیت هویت ایرانی ایفا کرد. یافته های مقاله نشان می دهد که حکیم توس با پیوند زدن اسطوره ها و تاریخ باستان به واقعیت های سیاسی-اجتماعی عصر خویش، زبان فارسی دری را به ستون فقرات هویت ملّی تبدیل کرد. فردوسی با ترسیم الگویی ازلی از خرد، داد و یزدان پرستی، و با بهره گیری از تقابل هوشمندانه «ایرانی» و «انیرانی»، حافظه پراکنده تاریخی را به یک هویت منسجم، پویا و متمایز بازتعریف کرد. نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که هویت ایرانی و هویت ملّی در ایران، نه محصول ایستایی در سنت های کهن یا ثبات ساختارهای سیاسی، بلکه حاصل تعامل مداوم و خلاقانه میان ریشه های باستانی و اقتضائات جهانی تازه در بستر یک «زیست جهان فرهنگی و زبانی» مشترک است که پایداری تمدنی ایران را در گذر قرون تضمین کرده است.
۴۳۴.

بازنمایی کودک در امثال و مثل نماهای کردی ایلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
ضرب المَثَل ها به عنوان چکیده و خلاصه باورها، رفتارها، الگو و سبک زندگی ملت ها می تواند ما را با تاریخ یا حتی گذشته های دور از دسترس اقوام، آشنا سازد و همچنین قادر است بین دنیای ما و جهان دوردست بشر گفت وگوهایی برقرار کند. بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است تا با رویکرد توصیفی تحلیلی و روش میدانی   کتابخانه ای به بررسی و تحلیل بازنمایی کودک در امثال و مثل نماهای کردی ایلامی بپردازد تا پاسخی مبتنی بر پژوهش برای سؤالات تحقیق بیابد. سؤالاتی چون: جایگاه کودک به عنوان عضو خانواده و شخصیت اجتماعی در فرهنگ و ادب عامه کردزبانان ایلامی چگونه بازنمایی شده است؟ نگرش کردزبانان ایلامی به تربیت و پرورش کودک در امثال و مثل نماهای محلی به چه صورت نمود یافته است؟ امثال و مثل نماهای کردی ایلامی با واژه یا مفهوم «کودک» تا چه اندازه بر ویژگی های جسمی، روانی و اجتماعی او تأکید دارند؟ از یافته های پژوهش آن است که در ضرب المثل های کردی ایلامی بیشتر بر روحیات کودکان تأکید شده است و سپس ساختار جسمی و فیزیولوژی او. همچنین، امثال کردی ایلامی بیش از آنکه صرفاً بازتاب آموزه های تربیتی باشند، حامل گفتمان فرهنگی و ارزش های مسلط جامعه اند که در آن کودک نماد تداوم نسل، هویت جمعی و باز تولید ارزش های فرهنگی محسوب می شود و دیگر اینکه بر اهمیت پرورش اخلاقی و روانی، دیده شدن و مشارکت کودک در خانواده تأکید شده است. 
۴۳۵.

پیش بینی نشخوار فکری براساس سبک های حل مسأله، حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۵۸۳
زمینه: نشخوار فکری، یک نوع سبک تفکر منفعلانه و تکراری بر ابعاد منفی یک تجربه است، که با حل مسأله تداخل داشته و زیربنای بسیاری از مشکلات روانشناختی تلقی می گردد. نشخوار فکری با استرس ارتباط دارد، که حمایت اجتماعی و عدم احساس تنهایی می تواند استرس را کاهش دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی نشخوار فکری براساس سبک های حل مسأله، حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی بود. روش: در این مطالعه توصیفی مقطعی، 400 زن متأهل شهر تهران در سال (۱۴۰۲-۱۴۰۳)، به روش نمونه گیری تصادفی ساده براساس نظر استیونس، به ازای هر متغیر 15 آزمودنی و با احتساب ریزش، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس نشخوار فکری تراپنل (1999)، سبک های حل مسأله کسیدی (1996)، حمایت اجتماعی ادراک شده (1988) و احساس تنهایی دی توماسو و همکاران، (2004) بود. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون و نرم افزار و SPSS23 و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از لیزرل 5/8 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که نشخوار فکری براساس سبک های حل مسأله، حمایت اجتماعی ادراک شده و احساس تنهایی قابل پیش بینی است و 35% نشخوار فکری با این سه متغیر تبیین می شود (۵۹۹/۰ R=). بین نشخوار فکری و سبک حل مسأله همبستگی منفی (291/0-)، بین نشخوار فکری و حمایت اجتماعی ادراک شده همبستگی منفی (311/0-) و بین احساس تنهایی و نشخوار فکری همبستگی مثبت وجود دارد (313/0). نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گیری می شود، که متغیرهای سبک های حل مسأله و حس تنهایی می توانند در پیشگیری یا کاهش نشخوار فکری مؤثر واقع شوند، در درمان افسردگی و کاهش نشخوار فکری می توان از مؤلفه های آموزش سبک های حل مسأله سازگارانه، افزایش منابع حمایتی و کاهش احساس تنهایی بهره برد.
۴۳۶.

بررسی تأثیر شاخص قیمت کامودیتی ها و پاندمی کرونا بر شاخص خودرو و قطعه سازی بورس تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
شاخص خودرو و قطعه سازی بورس تهران، نمایانگر وضعیت صنعت خودرو و قطعه سازی است که نقشی حیاتی در اقتصاد ایران دارد. این صنعت به اشتغال، تولید ناخالص داخلی و زنجیره تأمین بخش های مختلف اقتصادی مرتبط است. افزایش قیمت مواد اولیه مانند فولاد و آلومینیوم، هزینه تولید را بالا برده و سودآوری شرکت ها را کاهش می دهد. همچنین، پاندمی کرونا موجب کاهش تقاضا و اختلالات در تولید و زنجیره تأمین شده است. در پژوهش حاضر، تأثیر این دو عامل بر شاخص خودرو و قطعه سازی بورس تهران در بازه زمانی 1399 تا 1402 با استفاده از روش خودرگرسیون برداری ساختاری بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که شوک ناشی از پاندمی کرونا در کوتاه مدت، اثر منفی آنی بر شاخص خودرو داشته و موجب افت موقت آن گردیده، با این حال، در ادامه و با به کارگیری سیاست های حمایتی دولت و بازگشت تدریجی تقاضا، شاخص، روند بهبودی نسبی را تجربه کرده است. این یافته ها بیانگر تأثیر پویای شرایط بحران بر بازار سهام این صنعت هستند، نه کاهش پایدار در طول دوره مورد بررسی پژوهش.  
۴۳۷.

تأثیر اصول حقوق همبستگی بر تعهد و همکاری دولت ها در جهت مقابله با کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۹
زمینه و هدف: پاندمی کووید-19 نشان داد که بحران های سلامت جهانی تنها با اقدامات ملی قابل مدیریت نیستند و نیازمند همکاری فرامرزی و رعایت اصول حقوق همبستگی است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر اصول حقوق همبستگی بر تعهد و همکاری دولت ها، نقش سازمان های غیردولتی و مشارکت جمعی در مقابله با تهدیدهای سلامت جهانی از جمله کووید-19 است. مواد و روش ها: در این تحقیق، از روش تحلیلی-توصیفی و ابزار کتابخانه ای استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: فرایند نگارش مقاله حاضر با ملاحظه اصول اخلاقی در ارجاع دهی و استناد به منابع انجام شده است. یافته ها: اصول حقوق همبستگی دولت ها را ملزم می سازد تا بدون تبعیض و با شفافیت، منابع و خدمات بهداشتی را به طور هماهنگ ارائه کنند. سازمان های غیردولتی با ارائه آموزش، حمایت از گروه های آسیب پذیر و توزیع منابع، نقش مکمل دولت ها را ایفا کردند. دسترسی برابر به واکسن، همکاری بین المللی و مشارکت جامعه مدنی از مؤلفه های کلیدی موفقیت در مدیریت بحران های سلامت جهانی بودند. نتیجه : اجرای اصول حقوق همبستگی، همکاری بین المللی و مشارکت فعال سازمان های مردم نهاد پایه های اصلی موفقیت در مقابله با بحران های سلامت جهانی هستند. ترکیب این عوامل امکان کاهش اثرات فرامرزی بحران، تضمین عدالت در دسترسی به خدمات سلامت و ارتقای تاب آوری جامعه را فراهم می کند و الگوی علمی و عملی برای بحران های آینده ارائه می دهد.
۴۳۸.

نقش میانجی سبک های شوخ طبعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۴
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی سبک های شوخ طبعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی دانشجویان انجام شد. این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. 300 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به منظور جمع آوری داده ها از چک لیست سلامت روانی 25 سوالی (SCL-25؛ نجاریان و داوودیان، ۱۳۸۰)، نسخه سوم پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-S3؛ یانگ و همکاران، 2003) و پرسشنامه سبک های شوخ طبعی (HSQ؛ مارتین و همکاران، 2003) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد طرحواره های ناسازگار اولیه بر نشانگان بالینی اثر مستقیم مثبت و معنادار داشت (05/0P<). طرحواره های ناسازگار اولیه بر سبک های شوخ طبعی سازگارانه اثر مستقیم منفی و بر سبک های شوخ طبعی غیرسازگارانه اثر مستقیم مثبت و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که سبک های شوخ طبعی سازگارانه و غیر سازگارانه در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان بالینی نقش میانجی دارند (05/0P<). در مجموع می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگارانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجی گری سبک های شوخ طبعی بر نشانگان بالینی دانشجویان اثر داشتند.
۴۳۹.

Predicting Corporate Loan Defaults Using Deep Learning Algorithms and a Comparative Analysis with Linear Models: A Case Study of a Major Commercial Bank(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۷
In today's complex economic landscape, accurately predicting events such as customer loan defaults presents a significant challenge for financial institutions. Traditional methods have shown limitations in accuracy, prompting the adoption of data-driven machine learning techniques for enhanced predictive capabilities. This study investigates the efficacy of novel machine-learning algorithms compared with linear models for predicting loan defaults at a major commercial bank. Data from over six thousand customer loan files spanning 2019 to 2022 were collected, cleaned, and clustered based on key loan indicators. The accuracy of predicting loan defaults was first evaluated using popular machine learning classification models, including LightGBM, XGBoost, Multilayer Perceptron, and Logistic Regression, and XGBoost performed best. After that, prediction accuracy was evaluated using various time-series machine learning algorithms, with a particular focus on a combined Gradient Boosting and Long Short-Term Memory (LSTM) approach. Results indicate that the combined algorithm outperforms traditional linear models, showing a substantial 40% improvement over the ARIMA algorithm in predicting loan default behavior. This study underscores the potential of advanced machine learning techniques to enhance predictive accuracy in the banking sector, offering valuable insights for risk assessment and financial decision-making.
۴۴۰.

A Neurofinance-Based Model for Developing Public Investor Trust(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۸
Iran’s capital market has witnessed substantial transformation over recent decades. However, the sharp downturn of the stock market in 2020 represented a critical juncture, extending beyond retail investors’ financial losses and culminating in a widespread public trust crisis. Addressing this issue, the present study proposes a neurofinance-based model aimed at strengthening public investor trust in Iran’s capital market. The model was developed through a mixed-methods design, integrating qualitative grounded theory exploration with quantitative validation via structural equation modeling (SEM). In the qualitative phase, data were collected in 2025 through semi-structured interviews with 17 capital market experts and analyzed using a three-stage coding procedure comprising: open, axial, and selective coding. In the quantitative phase, the proposed theoretical model was empirically tested using SEM on data obtained from 87 investors in the capital market. The qualitative findings reveal that the development of trust is shaped by causal conditions (e.g., information transparency and emotional responses), contextual conditions (e.g., economic stability and social capital), and intervening conditions (e.g., media, education, and supportive institutions). The quantitative results confirm that all model paths are statistically significant and that the model demonstrates an acceptable level of fit. Accordingly, strategies such as enhancing transparency, empowering retail investors, and promoting financial literacy were proposed, generating outcomes at the individual, market, and macro levels. The novelty of this research lies in integrating a neurofinance perspective with a mixed-methods approach to develop a context-specific model aligned with Iran’s institutional and cultural environment.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان