ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۴۴۱.

شناسایی عوامل مؤثر در بروز و کنترل فساد در صنعت فوتبال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۳
هدف : هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر در بروز و کنترل فساد در صنعت فوتبال ایران و شناسایی عوامل نهادی، ساختاری و فرهنگی تأثیرگذار بر آن، به منظور ارائه الگویی مفهومی و راهبردی برای مقابله با فساد سیستماتیک در حکمرانی فوتبال است. روش شناسی : این پژوهش با رویکرد کیفی و بهره گیری از نظریه داده بنیاد گلیزری (رهیافت نوخاسته) انجام شد. داده ها از طریق ۱۳ مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حوزه فوتبال در کشورهای ایران، آمریکا، ایتالیا، استرالیا، قطر و عراق گردآوری شده و با استفاده از کدگذاری باز، انتخابی و نظری تحلیل شدند. تحلیل داده ها در نرم افزار MAXQDA 2024 صورت گرفت و مدل نهایی باتکیه بر روش 6C  گلیزری توسعه یافت. یافته ها : یافته ها نشان داد فساد در صنعت فوتبال ایران، ساختاری و نظام مند است و از تعامل مجموعه ای از عوامل همچون ضعف حکمرانی، نفوذ سیاسی، اقتصاد غیرشفاف، فرهنگ فسادپذیر، نبود نظارت مؤثر، و ناکارآمدی نظام های قضایی ناشی می شود. در نهایت، پدیده محوری پژوهش فساد سیستماتیک در ساختار حکمرانی فوتبال شناسایی و ده مضمون کلیدی در قالب مدل نهایی مفهوم پردازی شد. نتیجه گیری : فساد در فوتبال تنها از طریق اصلاح ساختار حکمرانی، استقرار نهادهای مستقل نظارتی، بهره گیری از فناوری اطلاعات، فرهنگ سازی ضدفساد و اجرای دقیق و بی طرفانه قوانین قابل کنترل است. این مدل مفهومی، می تواند به عنوان مرجع راهبردی برای سیاست گذاران و مدیران فوتبال جهت تدوین برنامه های مقابله با فساد به ویژه در کشورهایی با ساختار آسیب پذیر مورداستفاده قرار گیرد.
۴۴۲.

شناسایی و تحلیل معانی ثانوی فعل امر در سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۷
چکیده ابوعلی حسن بن علی بن اسحاق، مشهور به خواجه نظام الملک طوسی از برجسته ترین نویسندگان ایران در کتاب سیاست نامه (سیرالملوک) اندیشه های سیاسی خود را دور از هرگونه پیچیدگی لفظی کلام، در قالب دیباچه و حکایت ها بیان کرده است. این کتاب از نظر ادبی، تاریخی و سیاسی لایه های عمیقی دارد و از زیباترین نمونه های نثر مرسل فارسی است. در این پژوهش چگونگی کارکرد معانی ثانوی فعل امر در نثر سیاست نامه بررسی شده است. فعل امر مهم ترین بخش جملات انشایی در سیاست نامه است. نویسنده به دلیل محتوای تعلیمی این کتاب، فعل امر را بیشتر در معنای ثانوی ارشاد و راهنمایی به کار برده است. ازآنجاکه متن برای مطالعه شاهان و کارگزاران حکومتی نوشته شده است، دقت ِنظر بر چگونگی بهره بردن نویسنده از معانی ثانوی جملات امری، می تواند علاوه بر آشکارساختن برخی دلایل توفیق و ماندگاری کتاب، شناخت دقیق تری از اندیشه نظام الملک نیز به دست دهد. این پژوهش از نوع بنیادی است و روش انجام کار، دسته بندی بسامدی و تحلیل شواهد است. باتوجه به یافته های این پژوهش، بیشترین فراوانی کاربردِ معنای ثانوی فعل امر در سیاست نامه، مربوط به «ترغیب و ارشاد» و کمترین فروانی آن متعلق به «تسویه» است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که خواجه نظام الملک در برخی فرازها و به خصوص در دیباچه فصل ها، به سبب احترام به مستمع (پادشاه) جمله امری را به صورت خبری بیان کرده که مجاز مرکب از فعل امر است.
۴۴۳.

تاثیر تمرین تناوبی با شدت متوسط به همراه مکمل بتائین نانوامولسیفیه بر بیان ژن التهابی CD28 در سلول های هپاتوسیتی، سطوح سرمی اوره، کراتینین و نیمرخ چربی موش های چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: افزایش شیوع چاقی و بیماری های همراه آن، ازجمله دیابت و کبد چرب، بیانگر اهمیت تمرین منظم به عنوان یک راهبرد درمانی در کنترل چاقی است. افزون بر این، شواهد موجود حاکی از آن است که بتائین از طریق تعدیل متابولیسم چربی و گلوکز کبدی می تواند در بهبود چاقی مؤثر باشد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر همزمان تمرین تناوبی با شدت متوسط به همراه مکمل بتائین نانوامولسیفیه بر بیان ژن التهابی CD28 در سلول های هپاتوسیتی، سطوح سرمی اوره، کراتینین و نیمرخ چربی موش های چاق بود. روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، ۲۵ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به پنج گروه مساوی سالم، چاق، چاق+مکمل، چاق+تمرین، چاق+مکمل+تمرین تقسیم شدند. موش های چاق به مدت شش هفته با رژیم پرچرب تغذیه شدند. تمرین تناوبی شامل دویدن روی نوارگردان به مدت ۳۰ دقیقه و پنج روز در هفته، همراه با افزایش تدریجی شدت، به مدت هشت هفته انجام شد. گاواژ مکمل بتائین نانوامولسیفیه (۵۰ میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن) قبل از تمرین انجام گرفت. در پایان، بیان ژن CD28 با روش Real-Time PCR و سطوح سرمی کراتینین، اوره، تری گلیسرید، کلسترول تام (TC)، لیپوپروتئین کلسترول با چگالی کم (LDL-C)  و لیپوپروتئین کلسترول با چگالی بالا (HDL-C) با بهره گیری از روش های استاندارد آزمایشگاهی اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری t مستقل و تحلیل واریانس دو عاملی در سطح معنی داری 0/05 ≥p تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: چاقی موجب افزایش معنی دار میزان تری گلیسرید، TC، LDL-C، بیان ژن CD28، سطوح کراتینین (0/0001=p) و اوره (0/02=p) و موجب کاهش معنی دار HDL-C شد (0/0001=p). تمرین و مکمل هر کدام به طور مستقل منجر به کاهش معنی دار بیان CD28 (0/0001=p)، TG، TC، LDL-C و سطوح کراتینین (0/0001=p) و افزایش معنی دار میزان HDL-C (0/01=p) شدند. در تعامل تمرین و مکمل، نیز اثر آماری معنی داری بر CD28 (0/04=p)، LDL-C (0/0001=p)، TC (0/0001=p) و سطوح کراتینین (0/005=p) مشاهده شد. نتیجه گیری: تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل بتائین نانوامولسیفیه، به صورت مستقل و ترکیبی، از طریق تأثیر بر شاخص های لیپیدی، التهابی و عملکرد کلیوی؛ می تواند در کاهش اثرات سوء چاقی در موش ها مؤثر باشد.
۴۴۴.

Tepe Talebkhan: A Bronze Age Settlement in Sistan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۶
In the second half of the fourth millennium BCE, a settlement was established at Shahr-i Sokhta in Sistan​​. Simultaneously, during this period, the Porto-Elamite horizon emerged in a large zone of the Near East, especially on the eastern part of the Iranian Plateau. During the first quarter of the third millennium BCE and the early urbanization phase, Shahr-i Sokhta, an early urban center, expanded largely, and many satellite sites developed around it. To obtain some information on the economic and cultural interactions between Shahr-i Sokhta and these peripheral settlements, Tepe Talebkhan has been chosen for excavations and further detailed studies. In the article, by using the materials found during the fifth season of excavations at Tepe Talebkhan, the focus was to shed more light on the main cultural characteristics of the site and its mutual ties with Shahr-i Sokhta. Ceramic data indicates that the settlement was founded at the end of Shahr-i Sokhta III period and continued through the entire posterior period i.e. Shahr-i Sokhta IV. The carbon 14 results also provided an absolute date for the settlement sequence between 2500 and 2300 BCE. 
۴۴۵.

بررسی مکانیزم بازارساز خودکار مقاوم در برابر استخراج ارزش قابل برنامه ریزی در پلتفرم های دیفای با بهینه سازی منحنی پیوسته مبتنی بر یادگیری تقویتی چند عامله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۰
گسترش سریع امور مالی غیرمتمرکز موجب ظهور سازوکارهای نوینی برای مبادله دارایی های دیجیتال شده است که بازارسازهای خودکار از مهم ترین اجزای آن به شمار می روند. با وجود موفقیت گسترده این سازوکارها، آسیب پذیری آن ها در برابر استخراج ارزش قابل برنامه ریزی( MEV) به یکی از چالش های اساسی اکوسیستم دیفای تبدیل شده است. حملاتی نظیر فرانت رانینگ، ساندویچ اتک و آربیتراژ مخرب می توانند موجب کاهش رفاه کاربران، افزایش لغزش قیمت و کاهش کارایی بازار شوند. پژوهش حاضر به طراحی یک مکانیزم بازارساز خودکار مقاوم در برابر MEV از طریق بهینه سازی پویا و تطبیقی منحنی های قیمت گذاری پیوسته می پردازد. در این چارچوب، محیط بازار به صورت یک سیستم چندعامله مدل سازی شده است که شامل معامله گران عادی، آربیتراژگران، استخراج کنندگان MEV و بازارساز خودکار می باشد. برای یادگیری رفتار بهینه بازارساز از الگوریتم های یادگیری تقویتی چندعامله استفاده شده است تا پارامترهای منحنی قیمت گذاری در زمان واقعی و متناسب با شرایط بازار تنظیم شوند. تابع پاداش طراحی شده به گونه ای است که ضمن حفظ نقدینگی و کارایی بازار، فرصت های استخراج MEV را به حداقل برساند. نتایج شبیه سازی های انجام شده نشان می دهد که مدل پیشنهادی در مقایسه با بازارسازهای سنتی مبتنی بر حاصل ضرب ثابت، قادر است میزان سود استخراج شده توسط مهاجمان MEV را به طور معناداری کاهش داده و همزمان کیفیت اجرای معاملات و رفاه کاربران را بهبود بخشد. یافته های این پژوهش می تواند زمینه توسعه نسل جدیدی از بازارسازهای هوشمند و مقاوم در برابر حملات اقتصادی را در پلتفرم های دیفای فراهم آورد.
۴۴۶.

تأثیر تمرینات مقاومتی و استقامتی بر سطوح تری گلیسرید، کلسترول و آپولیپوپروتئین A-1 در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲: یک کارآزمایی تصادفی کنترل شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: دیابت نوع ۲ در زنان میانسال شایع است و باعث اختلال در استفاده انسولین، افزایش قندخون و مشکلات لیپیدی می شود. تغییرات هورمونی یائسگی، چاقی و کم تحرکی ریسک ابتلا به این بیماری را افزایش می دهند. این مطالعه کارآزمایی تصادفی کنترل شده با هدف مقایسه تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی و استقامتی بر سطوح تری گلیسرید، کلسترول تام و آپولیپوپروتئین A-1 در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام شد. مواد و روش ها: شصت زن مبتلا به دیابت نوع ۲ با میانگین سنی 63/7 ±87/50 سال به طور تصادفی در سه گروه (هر گروه ۲۰ نفر) شامل تمرین مقاومتی، استقامتی و کنترل تقسیم شدند. معیارهای ورود آزمودنی ها به پژوهش شامل نداشتن سابقه بیماری قلبی عروقی، نداشتن فعالیت بدنی منظم و مصرف داروی مشابه برای کنترل دیابت بود. گروه های مداخله تحت برنامه های تمرینی ساختاریافته، سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته قرار گرفتند. شاخص های متابولیک شامل قندخون ناشتا، شاخص توده بدنی، تری گلیسرید، کلسترول تام و آپولیپوپروتئین A-1 در ابتدا و پایان مطالعه اندازه گیری شدند. یافته ها: در هر دو گروه تمرین مقاومتی و استقامتی به طور معنا داری قندخون ناشتا (01/0=P)، شاخص توده بدنی (03/0=P) و تری گلیسرید (03/0=P) در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت، اما تغییر معنا داری در کلسترول تام و آپولیپوپروتئین A-1 مشاهده نشد (05/0<P). همچنین بین اثربخشی دو نوع تمرین در بهبود شاخص های بررسی شده تفاوت معنا داری وجود نداشت. نتیجه گیری: تمرینات مقاومتی و استقامتی طی هشت هفته به طور چشمگیری شاخص های متابولیک مهمی مانند قندخون ناشتا، شاخص توده بدنی و تری گلیسرید را در زنان میان سال مبتلا به دیابت نوع ۲ بهبود می بخشند. این نتایج نشان دهنده کارایی هر دو نوع تمرین در کنترل بهتر قندخون و بهبود ترکیب بدن است و می تواند به عنوان بخشی از درمان های غیردارویی به کار رود؛ با این حال، برای بررسی دقیق تر اثرات بر سایر شاخص های لیپیدی مثل آپولیپوپروتئین A-1، انجام مطالعات طولانی تر با نمونه های بزرگ تر توصیه می شود.
۴۴۷.

تأثیر تمرین مقاومتی و تداومی هوازی بر محتوای کلاژن نوع 1 و پروتئین های ماتریکس خارج سلولی در بافت میوکارد مدل رت ماده القا شده با دگزامتازون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه و هدف: استفاده از گلوکوکورتیکوئیدها با انواع اثرات نامطلوب قلبی-عروقی از جمله احتباس مایعات، فشار خون بالا، بیماری آترواسکلروتیک زودرس و آریتمی همراه است. هدف از این مطالعه بررسی اثر شش هفته تمرین مقاومتی و تداومی هوازی بر محتوای کلاژن نوع 1 و پروتئین های ماتریکس خارج سلولی در بافت میوکارد رت های ماده مدل القا شده با دگزامتازون بود. روش تحقیق: تع داد 12 س ر رت ماده ب ا س ن چهار هفت ه ای ب ه ط ور تصادف ی در چهار گروه کنترل سالم، کنترل القا شده با دگزامتازون، تمرین مقاومتی+دگزامتازون و گروه تمرین تداومی+دگزامتازون قرار گرفتند. برنام ه تمری ن مقاومت ی ش ش هفت ه ب ا س ه نوب ت و ه ر نوب ت 20-14 ب ار ب الا رفت ن از نردب ان ی ک مت ری (ب ا 26 پل ه) ب ا حم ل وزن ه ب ود. پروتکل تمرین تداومی شامل دویدن روی نوارگردان با شدت متوسط و به صورت افزایشی از ۶۰ تا ۷۰ درصد حداکثر ظرفیت سرعت حیوان، در مدت مشابه انجام شد. محتوی کلاژن نوع 1، ماتریکس متالوپروتئیناز-2 (MMP-2) و مهارکننده بافتی متالوپروتئیناز-1 (TIMP-1) در بطن چپ بافت میوکارد پس از تمرین، با روش وسترن بلات؛ و عامل رشد تغییر شکل دهنده بتا-1 (TGF-β1) با روش الایزا اندازه گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح  معنی داری 05/0≥p استفاده شد. یافته ها: تزریق دگزامتازون  در سه گروه  موجب کاهش معنی دار پروتئین MMP2 و افزایش معنی دار محتوای کلاژن نوع 1، TIMP1 و TGF-β1 نسبت به گروه کنترل سالم شد؛ اما هر دو نوع تمرین، موجب افزایش معنی دار MMP-2 و کاهش معنی دار کلاژن نوع 1،  TIMP1 و TGF-β1  گردید. نتیجه گیری: به نظر می رسد که تمرینات تداومی هوازی و مقاومتی می تواند همزمان با افزایش فعالیت MMP2 و کاهش محتوای پروتئین کلاژن 1، TGF-β1 و TIMP-1 در بطن چپ رت ها، یک اثر محافظتی بر ساختار و عملکرد بطن قلبی داشته باشد.
۴۴۸.

نقش میانجی گری احساس گناه در رابطه بین شفقت به خود و انگیزش درونی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری احساس گناه در رابطه بین شفقت به خود و انگیزش درونی دانشجویان بود. روش این پژوهش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان شهر زاهدان بود که در سال 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند، 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به پرسشنامه خودگزارشی انگیزش درونی (IMI؛ مک آلی و همکاران، 1989)، پرسشنامه شفقت به خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، 2011) و پرسشنامه احساس گناه (GI؛ کوگلر و جونز، 1992) پاسخ دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. همچنین نتایج نشان داد که شفقت به خود و احساس گناه با انگیزش درونی رابطه مستقیم و معناداری دارد؛ به علاوه رابطه مستقیم شفقت به خود و احساس گناه معنادار بود. (001/0p<). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که احساس گناه به طور معنادار نقش میانجی بین شفقت به خود و انگیزش درونی داشت (01/0p<). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که شفقت به خود به طور مستقیم و غیرمستقیم (با میانجی گری احساس گناه) با انگیزش درونی رابطه دارد.
۴۴۹.

تحلیل اثر ریاضیات غیاث الدین جمشید کاشانی بر ساختارهای هندسی معماری سبک آذری، مطالعه موردی: مسجد کبود تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۸
در معماری اسلامی، ریاضیات افزون بر نقش محاسباتی ، در شکل گیری فضا و نظم هندسی نیز نقشی بنیادین دارد. آثار غیاث الدین جمشید کاشانی، به ویژه مفتاح الحساب، بازتابی از پیوند اندیشه ریاضی با جهان بینی عدد در تمدن اسلامی است. این پژوهش با هدف تبیین ارتباط اندیشه های ریاضی کاشانی با ساختارهای هندسی معماری سبک آذری، با تأکید بر مسجد کبود تبریز انجام شده است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی با رویکرد کمی است. داده ها از طریق برداشت میدانی، تحلیل نقشه ها و اندازه گیری های دقیق گردآوری و با نسبت های عددی مطرح در آثار کاشانی مقایسه شده اند. نسبت های فضایی مسجد، مانند 23/17 در گنبدخانه و 9.5/7 در فضاهای جانبی، با نسبت های 4/3 و 27/20 در آثار کاشانی هم خوانی عددی کمتر از 0/5درصد دارند. هم خوانی یادشده نشان می دهد که اصول ریاضی کاشانی نه تنها در تزئینات، بلکه در سازمان فضایی و سازه ای بنا نیز مؤثر بوده اند؛ ازاین رو مسجد کبود تبریز نمونه ای روشن از تجلّی نظم ریاضی در سبک آذری است.
۴۵۰.

شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بر هویت حرفه ای حسابداران در صورت دیجیتالی شدن حرفه با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف: هدف این پژوهش، تعیین مؤلفه ها و شاخص های هویت حرفه ای حسابداران و دیجیتالی شدن حرفه حسابداری با استفاده از مرور جامع مجموعه ای از مقاله های علمی منتشر شده در سطح بین المللی و بررسی تناسب این شاخص ها با شرایط بومی کشور و جامعه حسابداران و درنهایت اولویت بندی آن هاست. روش: این پژوهش از نظر هدف اکتشافی و برحسب روش تحقیق، آمیخته (کیفی و کمی) است و از روش های تحلیل محتوا، روش دلفی فازی و تکنیک ساختاری تفسیری بهره برده است. ابتدا به منظور شناسایی شاخص های مؤثر بر هویت حرفه ای حسابداران، در صورت دیجیتالی شدن حرفه، از روش تحلیل محتوا استفاده شد؛ بنابراین برای تعیین و ارزیابی مقاله های حوزه تحقیق، روش مرور نظام مند به کار گرفته شد. اسناد و مقالات مرتبط با هویت حرفه ای حسابداران و دیجیتالی شدن حرفه حسابداری که در بازه زمانی ۱۹۸۳ تا ۲۰۲۴ در پایگاه های علمی خارجی و از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ در پایگاه های علمی داخلی منتشر شده اند، بررسی شدند. از میان انبوه مقاله های اولیه، ۵۵ مقاله با روش پریزما شناسایی و در نهایت ۱۰۲ شاخص استخراج شد. سپس با بهره گیری از روش دلفی فازی و کسب اجماع خبرگان، ۱۵ شاخص متناسب با شرایط ایران معرفی شد. در آخر، از طریق تکنیک ساختاری تفسیری و با تشکیل ماتریس دستیابی، لایه های مؤثر بر هویت حرفه ای حسابداران در صورت دیجیتالی شدن حرفه بررسی شد تا معین شود که چگونه می توان هویت حسابداران را در زمینه حرفه ای و عملی در دنیای دیجیتال حفظ کرد. یافته ها: در این پژوهش، تحلیل احساسات و هم افزایی، مهم ترین و اثرگذارترین شاخص های مؤثر در هویت حرفه ای حسابداران در صورت دیجیتالی شدن حرفه حسابداری تعیین شد. بدیهی است که با پیشرفت تکنولوژی و افزایش تعاملات دیجیتال، تحلیل احساسات به ابزاری ضروری برای حسابدارانی تبدیل می شود که می خواهند هویت حرفه ای خود را در محیطی پویا و رقابتی حفظ کنند و آن را توسعه دهند. این امر هم به نفع خود حسابدار و هم به نفع مشتریان و کل جامعه حرفه ای خواهد بود. هم افزایی نیز در هویت حرفه ای حسابداران نقش بسیار مؤثری دارد. بدون هم افزایی در حرفه حسابداری، نمی توان زمینه پذیرش دیجیتالی شدن را در گروه حرفه ای حسابداری ایجاد کرد. هم افزایی میزان درجه وفاداری و تعهد و اعتماد متقابل را بین حسابداران و شرکت ها و جامعه به وجود می آورد. تأثیرپذیرترین و کم اهمیت ترین شاخص های مدنظر از دیدگاه خبرگان، عبارت بودند از: نقش پیش نیازهای حسابداران، مزایا و موانع به کارگیری دیجیتالی شدن، اطلاعات پایه، تصویر، کلیشه، نگرش به دیجیتالی شدن و اثرهای دیجیتالی شدن در حوزه حسابداری. نتیجه گیری: با توجه به مدل ارائه شده در این پژوهش و سطح بندی انجام شده، نتایج نشان می دهد که دیجیتالی شدن در صورتی که به درستی مدیریت شود، می تواند به افزایش هم افزایی و تحلیل احساسات در حرفه حسابداری منجر شود. از یک سو افزایش تحلیل احساسات می تواند به حسابداران کمک کند تا بهتر درک کنند که عموم مردم و ذی نفعان چه احساسی به آینده حرفه حسابداری دارند و از سوی دیگر، همکاری حسابداران با متخصصان، مشتریان و سایر ذی نفعان هموارتر می شود. این اطلاعات به حسابداران و سازمان های حرفه ای کمک می کند تا استراتژی های مناسبی را برای مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها تدوین کنند.
۴۵۱.

نمود بعضی از پدیده های طبیعی در گاه شماری بلوچان (با تکیه بر اصالت واژگان ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۱
زمان رویداد بعضی از پدیده های طبیعی مانند طلوع و غروب خورشید، وزش بادها و بارش باران ها، رشد و باردهی گیاهان، زاد و ولد و رشد دام ها، در فرهنگ گاه شماری بعضی اقوام شاخص است. قوم بلوچ یکی از اقوام ایرانی است که در فرهنگ گاه شماری آن پدیده های طبیعی تا گذشته ای نه چندان دور نمود برجسته ای داشته اند. این مقاله با روشی توصیفی 69 عنوان از پدیده های طبیعی را که در فرهنگ گاه شماری مردم بلوچ، در مناطق جغرافیایی ایرانشهر، بمپور و لاشار، شاخص تر بوده اند، به نمایش گذاشته است. نتایج نشان می دهد که 85 درصد از واژه های به کار رفته در ساخت این 69 عنوان اصالت ایرانی دارند و نمود پدیده های طبیعی از طریق کشاورزی و دامداری در گاه شماری بلوچانِ مناطق مورد مطالعه چشمگیر بوده است. اما با گسترش سطح سواد، دسترسی به انواع رسانه، آشنایی و دسترسی آسان به ساعت و تقویم و تغییر مدلول بعضی کالاها، افراد نسل های جدید در چند دهه اخیر با عناوین معرفی شده آشناییِ چندانی ندارند و کم تر از آن ها استفاده می کنند. بنابراین، با هدف ترمیم بخشی از شکاف فرهنگی بین نسل ها در بلوچستان و نشان دادن تأثیر اندیشه ایرانی بر فرهنگ گاه شماری بلوچان از طریق این گونه واژه ها، ضرورت مستندسازی و انتقال این داده ها به نسل های جدید و آینده ایجاب می کند. 
۴۵۲.

إمکانات القانون الدولي في التعامل مع آثار تغير المناخ على الخليج الفارسي(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۰
یتناول هذا المقال تأثیرات تغیر المناخ على منطقه الخلیج الفارسی ویحلل إمکانات القانون الدولی فی التعامل مع هذه الآثار. یبرز المقال الخصائص البیئیه الفریده للخلیج الفارسی، ومنها عمقه الضحل وارتفاع ملوحته، مما یجعله شدید التأثر بتغیر المناخ، خاصه ارتفاع مستوى سطح البحر وازدیاد درجه الحراره. ویناقش المقال التحدیات القانونیه الناشئه عن تغیر المناخ، مثل تأثیر ارتفاع مستوى البحر على خطوط الأساس للدول الساحلیه واستقرار الحدود البحریه، ویدرس الأحکام ذات الصله فی اتفاقیه الأمم المتحده لقانون البحار لعام 1982. کما یستعرض المقال الصکوک الدولیه الرئیسیه لمواجهه تغیر المناخ (اتفاقیه 1992، بروتوکول کیوتو، اتفاق باریس 2015) وآخر التطورات فی الهیئات القضائیه الدولیه، بما فیها الآراء الاستشاریه لمحکمه قانون البحار ومحکمه العدل الدولیه، وأحکام المحکمه الأوروبیه لحقوق الإنسان. ویخلص المقال إلى أن دول الخلیج الفارسیه على الرغم من انضمامها للعدید من الاتفاقیات، إلا أن خلافاتها السیاسیه والاقتصادیه واعتمادها على النفط والغاز تعیق التعاون الإقلیمی اللازم لمواجهه تغیر المناخ، ویدعو إلى إنشاء آلیه إقلیمیه مشترکه لحمایه الخلیج الفارسی قبل فوات الأوان.
۴۵۳.

زکات و حکمرانی خوب؛ بازتوزیع ثروت و عدالت اقتصادی در چارچوب اقتصاد سیاسی قرآن

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۰
در اندیشه اسلامی، زکات غالباً در چارچوب فقه فردی و به مثابه تکلیفی عبادی برای اشخاص حقیقی تبیین شده است؛ رویکردی که هرچند بر بُعد اخلاقی و ایمانی این فریضه تأکید دارد، اما ظرفیت های گسترده اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن را در سطح حکمرانی کلان کمتر مورد توجه قرار می دهد. این در حالی است که تحولات نظری در حوزه حکمرانی و اقتصاد سیاسی نشان می دهد که تحقق عدالت اقتصادی، مهار نابرابری های ساختاری و جلوگیری از تمرکز و انباشت ثروت، بدون وجود نهادهای کارآمد بازتوزیع در سطح کلان امکان پذیر نیست. در حکمرانی اسلامی معاصر، ضعف در نهادینه سازی چنین سازوکارهایی موجب شده که زکات، علی رغم پشتوانه غنی قرآنی و تاریخی، از کارکردهای اجتماعی-اقتصادی واقعی خود فاصله بگیرد و نقش آن به سطحی محدود و عمدتاً فردی تقلیل یابد. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که مفهوم قرآنی زکات چگونه می تواند به عنوان نهادی مؤثر در چارچوب حکمرانی خوب به بازتوزیع ثروت و تحقق عدالت اقتصادی بپردازد. هدف پژوهش، تبیین جایگاه زکات در اقتصاد سیاسی قرآن و تحلیل نسبت آن با مؤلفه هایی چون عدالت توزیعی، شفافیت، پاسخگویی و مشارکت اجتماعی است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکردی میان رشته ای بوده که با بهره گیری از مبانی فقه اسلامی، نظریه های علوم سیاسی و مفاهیم اقتصاد سیاسی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که زکات در منطق قرآن صرفاً یک تکلیف فردی و عبادی نیست، بلکه نهادی تنظیم گر در ساختار توزیع ثروت و قدرت است. بر پایه قاعده قرآنی جلوگیری از تمرکز ثروت، زکات به عنوان سازوکاری ضدّ انباشت، در تقویت گردش متوازن منابع و تحقق عدالت توزیعی نقش دارد. نتایج همچنین نشان می دهد که تحقق این کارکرد مستلزم تفکیک میان اصول ثابت زکات و سازوکارهای اجرایی متغیر آن است. در صورت نهادینه سازی، زکات می تواند با تقویت شفافیت، پاسخگویی و بازتوزیع ساختاری منابع، به ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی خوب کمک کند.
۴۵۴.

تدوین الگوی شکل گیری برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال با استفاده از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۲۳۸
هدف: هدف اصلی این پژوهش، تبیین الگوی شکل گیری برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال است. در موقعیتی که فناوری های نوین، همچون هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، داده کاوی و سامانه های گزارشگری هوشمند، بنیان های حرفه حسابداری را دستخوش تغییر کرده اند، برنامه های رسمی آموزشی به تنهایی پاسخ گوی نیازهای حرفه ای دانشجویان نیستند. در این میان برنامه پنهان، که شامل مجموعه ای از هنجارها، ارزش ها، نگرش ها و رفتارهایی است که به طور غیررسمی در جریان فرایند یاددهی یادگیری منتقل می شود، در آماده سازی دانشجویان برای محیط کار جدید نقش کلیدی دارد. با توجه به خلأ موجود در ادبیات پژوهش در زمینه ماهیت و ابعاد این برنامه پنهان در بستر دیجیتال، این پژوهش در پی آن است که بر اساس داده های میدانی، چارچوبی نظری و بومی برای تبیین این پدیده ارائه کند. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به کارگیری روش نظریه داده بنیاد بر مبنای مدل استراوس و کوربین انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، اعضای هیئت علمی رشته حسابداری، در دانشگاه های سطح یک ایران بوده است. داده ها از طریق ۱۷ مصاحبه نیمه ساختاریافته در سال های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ گردآوری شد. انتخاب مصاحبه شوندگان به صورت هدفمند آغاز شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز، مفاهیم اولیه از دل داده ها استخراج و در قالب مقوله های اولیه دسته بندی شدند. در مرحله کدگذاری محوری، ارتباط بین مقوله ها در چارچوب الگوی پارادایمی (شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها) بازسازی شد. در نهایت، در کدگذاری انتخابی، مقوله محوری شکل گیری برنامه پنهان آموزش حسابداری در عصر دیجیتال، به عنوان هسته مرکزی شناسایی و الگوی نهایی تدوین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال، تحت تأثیر چندلایه اصلی شکل می گیرد. در سطح شرایط علّی، گسترش فناوری های آموزشی (کلاس های آنلاین، هوش مصنوعی، نرم افزارهای حسابداری)، شیوه یادگیری، تعاملات و انتظارات کلاسی را دگرگون می سازد و درباره ضرورت مهارت هایی چون شبکه سازی، یادگیری مستقل و حل مسئله فناورمحور، پیام های ضمنی منتقل می کند. در سطح شرایط زمینه ای، ساختارها و رویه های نهادی مانند نمره محوری، بی تفاوتی به تقلب و ارزیابی های سنتی، به نگرش های سطحی و گاه غیراخلاقی بعضی از دانشجویان شکل می دهد؛ در حالی که تعاملات غیررسمی در گروه های مجازی، بستر انتقال ارزش ها و الگوهای جدید است. شرایط مداخله گر همچون نگرش و مهارت فناورانه استادان، قوانین آموزشی، ابزارهای دیجیتال و فشارهای اجتماعی، می توانند تقویت کننده یا تضعیف کننده برنامه پنهان باشند. در برابر این شرایط، راهبردهای متفاوتی شکل می گیرد: برخی استادان و دانشجویان از برنامه پنهان برای تقویت اخلاق، مهارت های نرم و تجربه های عملی بهره می گیرند، در حالی که گروهی دیگر با رفتارهای سطحی یا غیراخلاقی آن را در جهت منفی بازتولید می کنند. در نهایت، پیامدهای این فرایند دوگانه است: ۱. رشد شایستگی های دیجیتال، هویت حرفه ای و شبکه سازی حرفه ای و ۲. تقویت نمره گرایی، یادگیری سطحی و تضعیف تعهد اخلاقی. بنابراین شکاف میان آموزش رسمی و نیازهای واقعی بازار کار، دانشجویان را به سمت مسیرهای غیررسمی سوق می دهد که هم می تواند فرصت ساز و هم تهدیدآفرین باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در عصر دیجیتال، برنامه پنهان بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است؛ زیرا بسیاری از شایستگی های مورد انتظار حرفه حسابداری، نه از طریق برنامه رسمی، بلکه از طریق تعاملات غیررسمی و محیط های یادگیری ضمنی شکل می گیرند. الگوی به دست آمده بیانگر آن است که شکل گیری این برنامه، تابعی از تعامل پیچیده بین فشارهای فناورانه، زمینه های آموزشی و راهبردهای کنشگران دانشگاهی است. از این رو، سیاست گذاران آموزشی و مدیران دانشگاه ها، باید علاوه بر بازنگری در برنامه های رسمی، به مدیریت و هدایت برنامه پنهان توجه جدی داشته باشند. فراهم آوردن زیرساخت های دیجیتال، تقویت سواد فناورانه استادان، ارتقای فرهنگ سازمانی پذیرای تغییر و حمایت از راهبردهای یادگیری خلاقانه، می تواند پیامدهای مثبت برنامه پنهان را تقویت و پیامدهای منفی آن را کاهش دهد. از جنبه نظری، این پژوهش با ارائه الگویی بومی، شکاف موجود در ادبیات را پُر می کند و ابعاد پنهان آموزش حسابداری در عصر دیجیتال را آشکار می سازد. از جنبه عملی نیز یافته ها می تواند به عنوان راهنمایی برای دانشگاه ها، انجمن ها و سازمان های حرفه ای، در راستای تربیت حسابداران آینده نگر و توانمند در محیط دیجیتال به کار گرفته شود.
۴۵۵.

بررسی تطبیقی محاسبه دیون پولی پس از سررسید در رویه قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه: دیون پولی از سررسید تا پایان، ثابت باقی نمانده، حسَب تحول های رخ داده ممکن است، بسیار فربه تر از روز نخست، جلوه نمایانده، خود را به بدهکار تحمیل سازند. از سویی، بدهکار نیز، به آسانی به هر تغییری تن نداده، ممکن است، این امر، سرآغاز مخالفت دائن و مدیون شود. بنابراین در مقاله، نویسندگان در وهله نخست به دنبال پاسخ به این پرسش اند که یک دین از لحظه سررسید تا پرداخت، به چه دلائلی ممکن است، دگرگون شود؟ در پاسخ، نخستین امری که باید توجه شود، کاهش قدرت خرید پول است. این کاهش ارزش، گاه به طور نوعی، در چهارچوب نرخ تورم رسمی اعلام شده از سوی بانک مرکزی و گاه به صورت موردی، ناظر به موضوع معامله طرفین است. از این رو، پرداخت نشدن بدهی در سررسید، می تواند بستانکار را که انتظاری مشروع برای دریافت پول خود در آن هنگام داشته، با مشکلاتی روبه رو کند، از جمله او را وادار به پرداخت خسارت به دیگران سازد. این امر، جدای از محرومیت وی از نفعی است که در صورت در اختیار داشتن به موقع پول، می توانست عاید خود کند. بنابراین، در صورت پرداخت نشدن به موقع یک بدهی در سررسید، گذشته از موضوع کاهش ارزش پول، ضررهای دیگری در پیکره خسارات وارده یا منافع از میان رفته و به دست نیامده، به بستانکار وارد شده که هریک به طور جداگانه شایسته واکاوی است. از سوی دیگر، طرفین اغلب در تلاشند تا پیش دستی کرده و میزان هریک از این موارد را از پیش تعیین کنند؛ بااین همه، این نکته که این توافق ناظر به کاهش ارزش پول است، یا خسارت وارده یا نفع به دست نیامده، آثار متفاوتی داشته که باید جستار بررسی جداگانه قرار گیرد. از این رو در این مقاله، پس از آنکه به جبران نوعی و موضوعی کاهش ارزش پول، خسارت وارده، سپس سود قطعی از دست رفته و چگونگی توافق بر هر یک از این موارد پرداخته شد، در واپسین گفتار، چگونگی جمع میان این موارد مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.   روش ها: این مقاله با روشی تحلیلی-توصیفی و با نگاهی تطبیقی و بهره گیری از رویه قضایی محاکم ایران و کامن لا با استفاده از منابع کتابخانه ای به رشته تحریر درآمده است.   یافته ها: مهم ترین هدف مقاله پیش رو جداسازی متعلقات گوناگون یک دین پولی از جبران نوعی و موضوعی کاهش ارزش پول، خسارات وارده و نفع به دست نیامده است؛ زیرا تمام این موارد در نظام حقوقی ما در قالب خسارت تأخیر تأدیه قرار گرفته اند. مهم ترین پرسش پیش روی نویسندگان این مقاله آن بوده که یک دین پس از فرارسیدن سررسید چگونه و با چه روشی محاسبه و سنجیده می شود؟ نگارندگان در پاسخ به این پرسش میان متعلقات گوناگونی که به یک دین پولی پس از سررسید نظر کرده، میان انواع مختلف آن تفکیک قائل شده اند. پرسش دیگر از جمله بررسی حدود اعتبار توافق های انجام شده ناظر به هریک از این موارد و چگونگی جمع میان آن ها در موضوعی واحد است. در این مقاله، فرض بر این است که توافق طرفین بر هریک از این موارد معتبر بوده، چنانچه موضوع آنان از یک دیگر بازشناخته شود، در صورت عدم تداخل، هیچ مانعی در جمع کردن آن ها با یکدیگر وجود ندارد.   نتیجه گیری: یک دین پس از تحقق سررسید، به دلایل گوناگونی ممکن است دگرگون شده، از مبلغ اولیه توافق شده بر آن تغییر کند. بدین سان، چنانچه تورمی سرسام آور رخ داده باشد، در نخستین گام می بایست، مبلغ نوعی اعلام شده از سوی بانک مرکزی، جبران شود. بااین همه چنانچه طرفین به موضوع خاصی در قالب یک معامله تجاری نظر داشته باشند، می بایست نرخ تورم با نظر به موضوع خاص معامله ایشان، نه میزان نوعی اعلام شده جبران شود. پس از آن، به فرض پیش آمد تأخیر در پرداخت پس از سررسید، باید خسارات وارده و منافع به دست نیامده ناشی از این تأخیر در پرداخت نیز با بهره گیری از معیارهای نوعی و موردی مورد توجه قرار گیرد.
۴۵۶.

جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل و بازخوانی معیار فوریت در دفاع مشروع دولت ها با بهره گیری از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۶
مقدمه: تحولات ناشی از جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ بار دیگر مسئله توسل به زور و شرایط اعمال دفاع مشروع در حقوق بین الملل را برجسته ساخت. یکی از عناصر اساسی در ارزیابی مشروعیت دفاع مشروع، معیار «فوریت» است که در برداشت های سنتی به ضرورت واکنش سریع دولت در برابر یک حمله مسلحانه اشاره دارد. بااین حال، ظهور تهدیدهای نوین همچون جنگ های ترکیبی، عملیات سایبری و محیط های امنیتی مبتنی بر داده، درک کلاسیک از این معیار را با چالش مواجه کرده است؛ زیرا تهدیدها اغلب از طریق مجموعه ای از نشانه ها و فعالیت های تدریجی شکل می گیرند و تشخیص زمان عبور از آستانه حمله مسلحانه را پیچیده تر می سازند. در این میان، پیشرفت های هوش مصنوعی امکان تحلیل سریع حجم گسترده ای از داده های اطلاعاتی و امنیتی را فراهم کرده است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش بازخوانی مفهوم فوریت در حقوق بین الملل  معاصر و بررسی ظرفیت ها و محدودیت های هوش مصنوعی در ارزیابی تهدیدهای قریب الوقوع با مطالعه موردی جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل است.   روش ها: این پژوهش با رویکردی تحلیلی-اکتشافی و با بهره گیری از رهیافت میان رشته ای انجام شده است. در این راستا، ابتدا مبانی حقوقی معیار فوریت در چارچوب ماده ۵۱ منشور ملل متحد و اصول ضرورت و تناسب بررسی شده و سپس تحولات مربوط به ماهیت تهدیدهای معاصر، به ویژه در حوزه جنگ های ترکیبی و عملیات سایبری، تحلیل شده است. روش تحقیق مبتنی بر بررسی منابع حقوقی و ادبیات علمی در کنار مطالعه موردی کیفی جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل است تا نقش تحلیل های داده محور و فناوری های هوش مصنوعی در ارزیابی تهدیدها و تصمیم گیری های مرتبط با دفاع مشروع مورد بررسی قرار گیرد.   یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که در منازعات معاصر، مفهوم فوریت در دفاع مشروع دیگر نمی تواند صرفاً به معنای واکنش فوری پس از وقوع یک حمله مسلحانه تلقی شود، بلکه باید در پرتو تحول ماهیت تهدیدات و افزایش سرعت جریان اطلاعات مورد بازخوانی قرار گیرد. در جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل، ارزیابی وضعیت های منتهی به دفاع مشروع نه تنها بر اساس وقوع یک اقدام نظامی آشکار، بلکه در چارچوب مجموعه ای از داده های اطلاعاتی، ارزیابی های امنیتی، تحلیل های سایبری و نشانه های مرحله ای تهدید انجام شده است. این امر نشان می دهد که تشخیص عبور از آستانه حمله مسلحانه در بسیاری از موارد مستلزم تحلیل هم زمان داده های متنوع و پویایی است که با روش های سنتی ارزیابی حقوقی به تنهایی قابل فهم کامل نیست. در چنین شرایطی، سامانه های هوش مصنوعی می توانند با پردازش هم زمان حجم گسترده ای از داده های اطلاعاتی، نظامی و امنیتی، به شناسایی الگوهای تهدید، کشف روابط میان متغیرهای امنیتی و ارائه برآوردهای سریع از سطح خطر کمک کنند و بدین ترتیب نقش مهمی در پشتیبانی از فرایند تصمیم سازی دفاعی ایفا نمایند. توانایی این سامانه ها در تحلیل کلان داده ها، کاهش خطاهای انسانی ناشی از محدودیت های زمانی و ادراکی و ارائه تحلیل های بلادرنگ می تواند دقت و سرعت تشخیص وضعیت های اضطراری را افزایش دهد. با وجود این، یافته های پژوهش نشان می دهد که ارزیابی فوریت در دفاع مشروع همچنان دارای دو بُعد مکمل عینی و ذهنی است. بُعد عینی به وجود شواهد خارجی و قابل سنجش از خطر قریب الوقوع اشاره دارد، در حالی که بُعد ذهنی به برداشت و ارزیابی دولت در مواجهه با تهدید مربوط می شود. هوش مصنوعی می تواند در تقویت بُعد عینی این معیار نقش مؤثری ایفا کند، زیرا قادر است داده های پراکنده و ناهمگون را در مدت زمان کوتاه تحلیل کرده و تصویری جامع از وضعیت تهدید ارائه دهد. بااین حال، مشروعیت تصمیم درباره توسل به دفاع مشروع نمی تواند صرفاً بر مبنای تحلیل های الگوریتمی تعیین شود، زیرا چنین تصمیمی مستلزم تفسیر هنجارهای حقوق بین الملل، ارزیابی ضرورت و تناسب واکنش و پذیرش مسئولیت حقوقی و سیاسی در سطح بین المللی است. بنابراین، هرچند هوش مصنوعی می تواند ابزار مؤثری برای پشتیبانی از تصمیم گیری باشد، اما جایگزین قضاوت حقوقی و انسانی نخواهد بود. یافته های تحقیق همچنین نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی در ارزیابی فوریت تنها در صورتی با الزام های حقوق بین الملل سازگار خواهد بود که با مجموعه ای از سازوکارهای نظارتی و تضمین های حقوقی همراه باشد. از جمله این الزام ها می توان به نظارت انسانی مؤثر بر فرایند تصمیم سازی، شفافیت نسبی در الگوریتم ها و داده های مورد استفاده، حفظ اصل پاسخگویی دولت ها در قبال تصمیم های اتخاذشده، کنترل سوگیری های الگوریتمی و تضمین کیفیت و اعتبار داده های ورودی اشاره کرد. در غیر این صورت، اتکای بیش از حد به سامانه های هوش مصنوعی ممکن است به خطا در تشخیص سطح تهدید، تضعیف اصل مسئولیت دولت ها و حتی گسترش تفسیرهای موسع و غیرموجه از حق دفاع مشروع منجر شود. از این رو، تحلیل ها نشان می دهد که کارکرد اصلی هوش مصنوعی در این حوزه باید به عنوان ابزاری تکمیلی برای ارتقای دقت و سرعت تحلیل تهدیدات در چارچوب قواعد موجود حقوق بین الملل در نظر گرفته شود.   نتیجه گیری: در مجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد که بازخوانی معیار فوریت در حقوق بین الملل معاصر مستلزم موازنه ای میان تحولات فناورانه و الزام های هنجاری نظام حقوقی بین المللی است. هوش مصنوعی می تواند با تقویت ظرفیت های تحلیلی دولت ها در شناسایی تهدیدات و ارزیابی شرایط بحرانی، به کارآمدتر شدن فرایند تشخیص فوریت کمک کند؛ بااین حال، مشروعیت استفاده از آن تنها در صورتی قابل پذیرش است که نقش نهایی قضاوت انسانی حفظ شود و اصولی همچون شفافیت، پاسخگویی و نظارت حقوقی بر فرایند تصمیم گیری حاکم باشد.
۴۵۷.

امکان سنجی اثر منفی عدم شناسایی دولت در توانمندی ایفای خدمات عمومی (مورد پژوهی: امارت اسلامی افغانستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۵۲
گروه طالبان که در اوت 2021 با تصرف کابل توانستند برای دومین بار، ظرف بیست و پنج سال گذشته قدرت دولتی را در افغانستان قبضه نموده و رژیم سیاسی مطلوب شان را با عنوان امارت اسلامی افغانستان احیا و برقرار نمایند، همانند دوره نخست زمامداری خود(2001-1996)، در متقاعد ساختن جامعه بین المللی به پذیرش دولت شان به عنوان نماینده مشروع کشور افغانستان کامیاب نبوده اند و بنابراین امارت اسلامی افغانستان همچنان با بحران شناسایی بین المللی رویارو است. خدمات عمومی که از وظایف ذاتی دولت ها به شمار می رود، از دولتی به دولتی دیگر متفاوت بوده و ارائه مطلوب آن، برطبق اصل انطباق پذیری، نیازمند ارتباط دولت مبدا با دیگر دول است. آغاز این روابط با مولفه شناسایی رقم می خورد. سوال پژوهش حاضر این است که آیا این عدم شناسایی بر ارائه خدمات عمومی می تواند اثر منفی بگذارد؟ در موردپژوهی حاضر، اثرگذاری استمرار شناسایی نشدن «امارت اسلامی افغانستان» بر «خدمات رسانی عمومی» به صورت مطلوب به عنوان وظیفه یک دولت در عرصه داخلی بررسی شده است. ضعف در بخش های درمان، بهداشت، آموزش و حفظ و توسعه زیرساخت های خدمات عمومی که بیانگر ناکارآمدی گروه طالبان در خدمات رسانی عمومی است، با پی آمدهای ناشی از به رسمیت شناخته نشدن این گروه ارتباط دارد. این پژوهش که به صورت توصیفی و تحلیلی و به روش کتاب خانه ای انجام شده است، می خواهد اثرگذاری «شناسایی نشدن یک دولت» را بر «خدمات رسانی عمومی» در سرزمین آن دولت بررسی کند.
۴۵۸.

تکوین و تثبیت هویت ایرانی و ملّی در بستر جامعه ایران در سده های نخستین هجری: مطالعه موردی شاهنامه فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۱
سده های نخستین هجری، دورانی از تنش های بنیادین و گذار تمدنی در ایران شرقی بود که در آن، تقابل میان سنت های دیرین «ایران شهری» و پارادایم های نوظهور جهان اسلام، جامعه ایرانی را با بحران گسست حافظه تاریخی و تضعیف هویت فرهنگی روبرو ساخت. این پژوهش با واکاوی این بستر تاریخی، تبیین می کند که چگونه شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر ادبی راهبردی، نقشی تعیین کننده در بازیابی و تثبیت هویت ایرانی ایفا کرد. یافته های مقاله نشان می دهد که حکیم توس با پیوند زدن اسطوره ها و تاریخ باستان به واقعیت های سیاسی-اجتماعی عصر خویش، زبان فارسی دری را به ستون فقرات هویت ملّی تبدیل کرد. فردوسی با ترسیم الگویی ازلی از خرد، داد و یزدان پرستی، و با بهره گیری از تقابل هوشمندانه «ایرانی» و «انیرانی»، حافظه پراکنده تاریخی را به یک هویت منسجم، پویا و متمایز بازتعریف کرد. نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که هویت ایرانی و هویت ملّی در ایران، نه محصول ایستایی در سنت های کهن یا ثبات ساختارهای سیاسی، بلکه حاصل تعامل مداوم و خلاقانه میان ریشه های باستانی و اقتضائات جهانی تازه در بستر یک «زیست جهان فرهنگی و زبانی» مشترک است که پایداری تمدنی ایران را در گذر قرون تضمین کرده است.
۴۵۹.

بازنمایی کودک در امثال و مثل نماهای کردی ایلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۸
ضرب المَثَل ها به عنوان چکیده و خلاصه باورها، رفتارها، الگو و سبک زندگی ملت ها می تواند ما را با تاریخ یا حتی گذشته های دور از دسترس اقوام، آشنا سازد و همچنین قادر است بین دنیای ما و جهان دوردست بشر گفت وگوهایی برقرار کند. بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است تا با رویکرد توصیفی تحلیلی و روش میدانی   کتابخانه ای به بررسی و تحلیل بازنمایی کودک در امثال و مثل نماهای کردی ایلامی بپردازد تا پاسخی مبتنی بر پژوهش برای سؤالات تحقیق بیابد. سؤالاتی چون: جایگاه کودک به عنوان عضو خانواده و شخصیت اجتماعی در فرهنگ و ادب عامه کردزبانان ایلامی چگونه بازنمایی شده است؟ نگرش کردزبانان ایلامی به تربیت و پرورش کودک در امثال و مثل نماهای محلی به چه صورت نمود یافته است؟ امثال و مثل نماهای کردی ایلامی با واژه یا مفهوم «کودک» تا چه اندازه بر ویژگی های جسمی، روانی و اجتماعی او تأکید دارند؟ از یافته های پژوهش آن است که در ضرب المثل های کردی ایلامی بیشتر بر روحیات کودکان تأکید شده است و سپس ساختار جسمی و فیزیولوژی او. همچنین، امثال کردی ایلامی بیش از آنکه صرفاً بازتاب آموزه های تربیتی باشند، حامل گفتمان فرهنگی و ارزش های مسلط جامعه اند که در آن کودک نماد تداوم نسل، هویت جمعی و باز تولید ارزش های فرهنگی محسوب می شود و دیگر اینکه بر اهمیت پرورش اخلاقی و روانی، دیده شدن و مشارکت کودک در خانواده تأکید شده است. 
۴۶۰.

قابلیت زیرژانر ابرقهرمانی در انیمیشن برای تعلیم وتربیت اخلاقی کودکان: مطالعه موردیِ مجموعه گروه شب نقاب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۴
در دنیای امروز، انیمیشن ها به عنوان ابزاری مهم در فرایند جامعه پذیری کودکان شناخته می شوند. این پژوهش، با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی و با تمرکز بر مجموعه انیمیشنی گروه شب نقاب، قابلیت های زیرژانر ابرقهرمانی را در تعلیم وتربیت اخلاقی کودکان بررسی می کند. این مطالعه، با تکیه بر نظریه های یادگیری اجتماعی بندورا و جامعه پذیری پیاژه، نشان می دهد که انیمیشن های ابرقهرمانی می توانند ازطریق نمایش تقابل خیر و شر، چالش های اخلاقی و تصمیم گیری های شخصیت ها، به تعلیم وتربیت کودکان در زمینه دانسته های اخلاقی، شناخت های اخلاقی و مهارت های اخلاقی بپردازند. افزون بر این، نشان می دهد که گروه شب نقاب ازطریق این سه شیوه اصلی به رشد اخلاقی کودکان کمک می کند: مدل سازی رفتارهای اخلاقی که ازطریق شخصیت های قهرمان داستان به کودکان الگوهای اخلاقی ارائه می دهد؛ خلق موقعیت های اجتماعی پیچیده که به کودکان امکان تمرین مهارت های داوری و تصمیم گیری اخلاقی را می دهد؛ و افزایش تخیل اخلاقی که کودکان را به درک دیدگاه های دیگران و همدلی با آنان ترغیب می کند. باری، نتایج این مطالعه نشان می دهد که انیمیشن های ابرقهرمانی، در کنار جنبه سرگرمی، ظرفیت بالایی در پرورش فضایل اخلاقی مانند عدالت، همدلی، مسئولیت پذیری و نوع دوستی و نیز مهارت های لازم برای داوری و عمل اخلاقیِ ملازمِ با این فضائل را دارند؛ بنابراین، پژوهش حاضر تأکید می کند که استفاده هدفمند از ظرفیت چنین آثاری باید در راهبردهای تعلیم وتربیت اخلاقیِ کودکان در دنیای رسانه ای امروز جایگاهی ویژه داشته باشد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان