مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۱۲۱ تا ۳۷٬۱۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تعارضات زناشویی عامل مهمی در ناپایداری خانواده است وزنان از تعارضات زناشویی آسیب بیشتری می بینند، لذا توجه به مولفه هایی که بتواندبه زنان کمک کندضروری ست .ازجمله این مولفه ها انطباق پذیری خانوادگی و بهزیستی ذهنی تازنان با مشکلات رابطه ی زوجی خود کنار آیند. هدف: هدف این پژوهش مقایسه ی اثربخشی پارادوکس درمانی همراه با بر نامه ی زمانی و ماتریکس درمان پذیرش و تعهد بر انطباق پذیری خانوادگی و بهزیستی ذهنی زنان دارای تعارض زوجی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. 45 زن دارای تعارض زوجی به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت ده جلسه ی نود دقیقه ای آموزش قرار گرفتند. ارزیابی ها با پرسشنامه های انطباق پذیری خانوادگی اولسون،(1985) و بهزیستی ذهنی ریف،(2002) انجام و داده ها با تحلیل واریانس و آزمون های تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد، پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی و ماتریکس درمان پذیرش و تعهد هردو نسبت به گروه کنترل ، بر انطباق پذیری خانوادگی موثربودند. امااثربخشی پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی بیشتربود (p=0.000). همچنین، نتایج برای متغیر بهزیستی ذهنی فقط ماتریکس درمان پذیرش و تعهد را مؤثر دانست و درمان پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی بر این مولفه تأثیری نداشت (p>0.05). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر دو روش پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی و ماتریکس درمان پذیرش و تعهد در افزایش انطباق پذیری خانوادگی موثر بودند. اما در مولفه ی بهزیستی ذهنی، فقط ماتریکس درمان پذیرش و تعهد تاثیر مثبت داشت
نابرابری درآمدی و تغییرات سهم ارزش افزوده صنایع: نقشِ شدت استفاده از عوامل تولید در اقتصاد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوع صنایع رشددهنده اقتصاد براساس شدت استفاده آن ها از عوامل تولید، تعیین کننده نحوه توزیع درآمد در یک جامعه است. اگر به شدت استفاده صنایع از عوامل تولید توجه نشود، ممکن است یک کشور رشد تولید را همراه با بدتر شدن توزیع درآمد تجربه کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر تغییر در سهم ارزش افزوده صنایع با لحاظ شدت استفاده از عامل تولید بر نابرابری درآمدی در اقتصاد ایران است. به این منظور، از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) و داده های 31 استان طی دوره زمانی 1390 تا 1399 استفاده شده است. نتایج نشان داد که افزایش نسبی سهم ارزش افزوده صنایع کاربر و منابع طبیعی بر منجر به کاهش نابرابری درآمدی در کشور می شود. هم چنین تأثیر درآمد سرانه بر نابرابری مثبت و تأثیر متغیرهای سطح سواد شاغلان و مخارج بهداشتی بر نابرابری منفی به دست آمده است که مطابق انتظار نظری است. با توجه به فراوانی نسبی نیروی کار و منابع طبیعی در ایران، طبق نظریه «هکشر-اوهلین»، صنایع مذکور مزیت های نسبی کشور را نشان می دهند و دنبال کردن مزیت های نسبی موجب بهبود توزیع درآمد می شود. این نتیجه با قضیه استالپر-ساموئلسن سازگار است؛ بنابراین، اگر ساز و کار نظام بازار جایگزین دخالت های دولتی در روند تعیین قیمت در بازار عوامل تولید یا گزینش صنایع اولویت دار شود، نه تنها کارایی اقتصادی مختل نخواهد شد، بلکه توزیع درآمد نسبت به وضعیت فعلی بهبود خواهد یافت.
مدل ارتقای سیاست های دولت جهت توسعه ساخت داخل تجهیزات صنایع بالادستی نفت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های اساسی کشورهای تازه صنعتی شده منبع محور، ظهور یک دولت توسعه گرا است که تمایل به حضور پایدار در اقتصاد جهت رشد و پیشرفت صنعتی دارد. ازآنجاکه ایران منبع محور است، شکاف فناورانه در صنعت نفت ایران در مقایسه با بنگاه های جهانی بالا است و سهم تأمین تجهیزات صنایع بالادستی نفت از داخل اندک است. در این پژوهش ابتدا، با مرور ادبیات رویکردهای سیاست های علم و فناوری به توسعه و ساخت داخل در صنعت نفت و چالش های مرتبط با آن، عوامل تأثیرگذار در موفقیت سیاست های توسعه ساخت در داخل احصا شد. با استفاده از این چارچوب مفهومی، سؤال های مصاحبه تنظیم و با روش تحلیل مضمون، مدل نهایی ارتقای عوامل تأثیرگذار در موفقیت سیاست های دولت جهت توسعه ساخت داخل تجهیزات صنایع بالادستی نفت که شامل سیاست های حمایتی از دانشگاه ها و مراکز علمی، کاهش خرید خارجی و جایگزینی تولیدات داخلی و حمایت مالی هستند، شناسایی شدند
بررسی تاثیر ارکان تعالیم طریقت صفویه بر مناسک تعزیه حسینی در اردبیل با تاکید بر لزوم حفظ نظم تاریخی تعزیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
231-269
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تحقیق بررسی نحوه تاثیر تعالیم طریقت صفویه (اندیشه های شیخ صفی الدین ابواسحق اردبیلی) درتعزیه های حسینی میراث دوران صفویه می باشد. در این تحقیق با بررسی دو نمود اصلی آئین تعزیه اردبیل، «طشت گذاری» و «شمع گردانی» و نحوه اختتام آن مراسم، مفهوم و معنای همراهی دو مقوله «طریقت» و «شریعت»_ را که بن مایه اصلی اندیشه شیخ صفی الدین اردبیلی در رسیدن به «حقیقت» می باشد_ در مراسم تعزیه یادگار دوران صفویه به وضوح مورد مداقه قرار می گیرد. در بررسی نحوه ظهور تعالیم طریقت صفویه در تعزیه، با بهره گیری از نظریات «گیرتز» و « مرتون» به موضوع حفظ نظم تاریخی تعزیه در جلوگیری از ظهور «مناسک گرایی» پرداخته می شود. روش پژوهش اسنادی و کتابخانه ای می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد علاوه بر نقش نخبگان دینی در حفظ و نشر محتوای اصلی گفتمان عاشورای حسینی، حفظ نظم تاریخی تعزیه خود می تواند منجر به حفظ معارف اصلی دینی و بازتولید دال مرکزی آن گفتمان گردد و هرگونه تغییر مبدعانه غیرتاریخی در ظاهر مناسک می تواند تبعات جبران ناپذیر شناختی در امر دینی به بار آورد.
Les facteurs destructifs à travers Sommeil d’hiver de Goli Taraghi(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Selon Julia Kristeva, post-structuraliste, psychanalyste et écrivaine française d'origine bulgare, l’abjection est l'une des étapes majeures du processus de subjectivité. L’abject, considéré comme «Autre» pour le «Moi» est une menace constante contre laquelle il faut que le sujet se protège et se purifie. De manière similaire, dans Sommeil d’hiver, le reflet du regard amer de son auteure Goli Taraghi, l’abject se traduit par l’atmosphère vague et triste qui, se référant plus que jamais à la présence d’une mort inévitable, trouve sa manifestation dans le froid d’hiver, la nuit, l’obscurité, le silence, la maladie, l’insomnie, la vieillesse, la solitude, le désordre et la souillure. Une panique constante envahit l’histoire. La récurrence de certains éléments, y compris la présence perpétuelle d’une force invisible, mais agressive et inhumaine, nous pousse à relever l’abject kristevaïen dans ce roman. Pour mieux saisir la notion de l’abject kristevaïen, nous avons d’abord essayé de traiter cette notion, puis, nous nous sommes focalisés sur le lexique de Goli Taraghi. Nous avons également identifié différents moyens de repoussement de ce qui perturbe l'identité, pour une analyse efficace des facteurs destructifs. Notre objectif était de montrer comment à travers le Sommeil d’hiver, Taraghi s’est mise en face des éléments qui menacent l’identité de l’être humain et comment elle a mené l'individu vers une unification avec son propre «Moi».
ارزیابی تطبیقی برنامه درسی مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های افغانستان با دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۳
91 - 119
حوزههای تخصصی:
برنامه درسی، یکی از ارکان آموزش موفق در سطوح مختلف تحصیلی است. بهره گیری از تجربه های نظام آموزشی کشورهای گوناگون می تواند به ارتقای کیفی برنامه درسی بینجامد. در این پژوهش با استفاده از عناصر هفتگانه «هیلدا تابا» درباره برنامه ریزی درسی، برنامه درسی مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه های افغانستان با برنامه درسی دانشگاه های ایران مقایسه و نقاط ضعف و قوت آن نشان داده می شود و پیشنهادهایی برای بهبود برنامه درسی دانشگاه های افغانستان ارائه می شود. این تحقیق که با رویکرد تطبیقی اجرا شده است، نشان می دهد که با وجود به روزرسانی در سال 1401 شمسی، این برنامه آنچنان که شایسته است، نیازهای آموزشی، فرهنگی و اجتماعی دانشجویان را برآورده نمی کند و دارای ضعف هایی است؛ ازجمله نپرداختن به نیازسنجی واقع بینانه، ضعف در هدف گذاری، پیش بینی نشدن شیوه ارزیابی برنامه و بازنگری سرفصل ها، کم توجهی به مهارت های کاربردی دانشجویان، کم توجهی به متن های نظم و نثر ادبی، کمبود تعداد واحدهای انتخابی، نبودِ واحدهای درسی کارگاهی، کم توجهی به ادبیات معاصر، کم توجهی به آفرینش ادبی، کم توجهی به نیازهای بازار کار این رشته، ضعف منابع معرفی شده برای درس ها، کم توجهی به شیوه های پیشرفته تدریس و کم توجهی به درس های میان رشته ای.
The Effectiveness of Emotion-Focused Couples Therapy on Marital Commitment, Love Schemas, and Emotional Schemas in Couples with Extramarital Affairs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of this study was to examine the effectiveness of Emotion-Focused Couples Therapy (EFCT) on marital commitment, love schemas, and emotional schemas in couples with extramarital affairs. Methods: This research employed a semi-experimental single-case design with a multiple baseline method. The statistical population of this study included all couples with experience of extramarital affairs who referred to family courts and the prevention unit of the welfare organization in Dezful city in the year 2022. A total of 4 couples (8 individuals) were selected through purposeful sampling. The EFCT process was conducted in three baseline stages, across 8 sessions of 90 minutes each, with a two-month follow-up. Participants responded to the Marital Commitment Questionnaire by Adams and Jones (1997), the Love Schema Questionnaire by Yarahmadi-Vaseli et al. (2020), and the Leahy Emotional Schema Scale (LES) (2002). Data were analyzed using visual inspection, reliable change index, and percentage improvement formula. Findings: The results indicated that EFCT led to an increase in marital commitment in couples with extramarital affairs (P<0.05), and the effects persisted until the follow-up stage. Additionally, the results showed that EFCT resulted in an increase in adaptive emotional schemas and a decrease in maladaptive emotional schemas in these couples (P<0.05). EFCT had a significant impact on secure love schema, unstable love schema, clingy love schema, avoidant love schema, and unserious love schema (P<0.05), with effects lasting until the follow-up stage. Furthermore, the results indicated that EFCT did not have a significant impact on reducing unserious love schema and uninterested love schema (P>0.05). Conclusion: Therefore, EFCT can be utilized as a sustainable intervention to enhance marital commitment, love schemas, and emotional schemas in healthcare and therapeutic centers for couples with extramarital affairs.
Development and Effectiveness of a Family Mediation Intervention Model on Self-Esteem, Negative Mood, and Social Anxiety in Children of Divorce(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to develop and evaluate the effectiveness of a family mediation intervention model on self-esteem, negative mood, and social anxiety in children of divorce. Methods: The method of this study was quasi-experimental, employing a pre-test and post-test design. The statistical population consisted of all children of divorced parents in Alborz Province, who had legal cases filed in the judiciary of this province. The research sample included 30 children, randomly assigned to two experimental groups (15 in each group), selected through convenience sampling. The children completed the Spence Children’s Anxiety Scale (SCAS) and the Maria Kovacs Children’s Depression Inventory (CDI). Findings: The results of multivariate covariance analysis (Wilks' Lambda = 0.45, F = 9.46, P < 0.001) indicated that the family mediation intervention model, based on co-parenting, was effective in reducing negative mood (F = 7.03, P < 0.01), negative self-esteem (F = 15.87, P < 0.01), and social anxiety (F = 7.07, P < 0.01). Conclusion: Based on the results of the present study, the family mediation training program, grounded in co-parenting, can be considered a useful educational method alongside other support programs for children of divorce.
اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر انگیزش پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر پایه ششم شهرستان ایرانشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بهبود متغیرهای تحصیلی به ویژه انگیزش پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی می تواند نقش موثری در ارتقای عملکرد تحصیلی دانش آموزان داشته باشد. بنابراین، هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر انگیزش پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر پایه ششم بود. روش و مواد: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان پسر پایه ششم شهرستان ایرانشهر در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد 40 کودک پس از بررسی معیارهای ورود به مطالعه با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ آموزشی ندید. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی (هرمنس، 1970) و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان، 1999) بودند و داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی باعث افزایش مولفه های انگیزش پیشرفت تحصیلی شامل اعتمادبه نفس، پشتکار، آینده نگری و سخت کوشی شد و نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی ماند (05/0P<). همچنین، آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی باعث افزایش مولفه های خودکارآمدی تحصیلی شامل تلاش و بافت شد و نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی ماند (05/0P<)، اما بر مولفه استعداد در متغیر خودکارآمدی تحصیلی تاثیر معناداری نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر بهبود انگیزش پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان، برنامه ریزی جهت استفاده از این روش آموزشی برای بهبود متغیرهای تحصیلی ضروری است.
پهنه بندی حساسیت وقوع زمین لغزش و ریزش سنگ در محدوده کرند غرب و سرپل ذهاب (محور گردنه پاطاق) استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناپایداری های دامنه ای از مشخص ترین نوع مخاطرات طبیعی هستند که با دخالت های انسانی تشدید شده و موجب بروز خسارت های جانی و مالی به ویژه در جاده های کوهستانی می شود. در همین راستا گردنه پا طاق به عنوان محور مواصلاتی بین کرند غرب و سرپل ذهاب در استان کرمانشاه، از مناطق مستعد حرکات توده ای ازجمله زمین لغزش و ریزش سنگ است. در زلزله 3/7 ریشتری 21 آبان 1396 در ازگله کرمانشاه، رخداد زمین لغزش و ریزش کوه در منطقه به وقوع پیوست و محور موردنظر در اثر ریزش کوه مسدود گردید. این پدیده، امدادرسانی به مناطق شهری و روستایی با مشکل مواجه کرد؛ بنابراین لزوم توجه و آگاهی از عوامل مؤثر بر این پدیده های طبیعی بیش ازپیش احساس می شود. جهت دستیابی به این هدف، در این پژوهش از مدل ترکیب خطی وزنی (WLC) بادر نظر گرفتن معیارهای شیب، شکل دامنه یا شاخص انحنا، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از گسل، فاصله از جاده، زمین شناسی و کاربری ارضی به منظور پهنه بندی مناطق مستعد مخاطره زمین لغزش و ریزش سنگ استفاده شده است. منطقه موردمطالعه به پنج طبقه تقسیم بندی شد. نتایج کلی این پژوهش نشان داده است که از نظر وقوع زمین لغزش، پهنه های با ناهمواری خشن و شیب زیاد و در واحد سنگ شناسی آغاجاری پتانسیل رخداد زمین لغزش بیشتر است. به دلیل کوهستانی بودن منطقه و پدیده هوازدگی سنگ ها، احتمال رخداد ریزش سنگ افزایش می یابد. قابل ذکر است که زمین لرزه به عنوان یکی از عوامل مهم و محرک در رخداد حرکت های دامنه ای است. شناسایی مناطق با پتانسیل وقوع حرکات دامنه ای و بهره گیری از روش ها و تکنیک های مکان محور و متکی بر سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش ازدور می تواند راهکار مناسبی در مدیریت و برنامه ریزی در جهت کاهش خسارات ناشی از مخاطرات حرکات دامنه ای باشد.
Étude des Représentations Énonciatives de l’Espace dans Passage de Milan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tout concept narratif exige un cadrage spatio-temporel particulier lui permettant de se développer sur le plan textuel. A la différence du roman traditionnel où le contexte spatial se trouve marginalisé, le roman moderne met en avant les aspects dynamiques de l’espace et représente son incessant reconstruction sous le regard du sujet. Fondé sur une saisie polyphonique du monde, Passage de Milan (1954), l’œuvre inaugurale de Michel Butor, se construit autour d’une image cauchemardesque de la ville, focalisant l’intérêt du lecteur sur l’écart croissant entre l’homme et la société moderne. L’univers romanesque de Butor qui s’avère être un microcosme de Paris projette, dans une certaine mesure, un monde objectal où le système spatio-temporel se propose comme une entité dérivée du réel, dont l’ensemble des éléments contribue à la construction du sens dans le récit. À cela s’ajoute la dimension subjectale de l’espace du fait qu’il est déployé sous la perception du narrateur ou dans la conscience des personnages. Effectivement, une lecture approfondie de la conceptualisation de l’espace dans Passage de Milan, nous permettra d’accéder à l’image mentale que se crée l’auteur de la modernité urbaine. Nous allons analyser, au départ, les extraits qui se focalisent sur les aspects topographiques de l’espace en vue de montrer ensuite comment la conceptualisation du cadre spatio-temporel pourrait refléter la tension intérieure de l’instance perceptive.
شناسایی ویژگی های اهداف برنامه درسی تعلیم وتربیت انقلابی در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آینده نگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
161 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف: تعلیم وتربیت انقلابی ایران بخشی از جامعه و معرف یک سیستم و گفتمان اجتماعی پیچیده است و دانشگاه فرهنگیان به دنبال تربیت نیروی انسانی کارآمد و معلمانی انقلابی می باشد. بنابراین، هدف این مطالعه شناسایی ویژگی های اهداف برنامه درسی تعلیم وتربیت انقلابی در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آینده نگری بود. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا ترکیبی (کیفی و کمّی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی اساتید دانشگاه فرهنگیان در استان آذربایجان غربی بودند که طبق اصل اشباع نظری 13 نفر از آنها با روش نمونه گیری غیرقضاوتی در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمّی اساتید دانشگاه فرهنگیان در استان آذربایجان غربی بودند که 234 نفر از آنها با روش نمونه گیری تمام شماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود که شاخص های روانسنجی آنها تایید شد. داده های بخش کیفی با روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA نسخه 10 و داده های بخش کمّی با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 21 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بخش کیفی این مطالعه نشان داد که ویژگی های اهداف برنامه درسی تعلیم وتربیت انقلابی در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آینده نگری دارای سیزده مضمون فرعی در سه مضمون اصلی شامل اهداف عاطفی (با چهار مضمون فرعی پیشران تعالی و پیشرفت، آگاه و عالم به انقلاب و تعلیم وتربیت انقلابی، انتقال عقاید و فضایل اخلاق اسلامی)، اهداف شناختی (با چهار مضمون فرعی شناخت ارزش ها و آرمان های انقلاب، پرورش اعتقادهای اسلامی، احیای تمدن اسلامی و آشنایی با مفهوم عدالت) و اهداف مهارتی/ عملکردی (با پنج مضمون فرعی ایجاد تغییر مشهود در رفتار فراگیر، راه اندازی گفتگوی تمدن ها، تقویت گرایش افراد نسبت به استقلال، تقویت مهارت مشارکت در بحث های گروهی و آشنایی با استراتژی های جستجوی متون علمی) بود. نتایج بخش کمّی این مطالعه نشان داد که بار عاملی و میانگین واریانس استخراج شده همه عوامل بالاتر از 50/0 و پایایی کرونباخ همه آنها بالاتر از 80/0 بود. همچنین، مدل اهداف برنامه درسی تعلیم وتربیت انقلابی در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آینده نگری برازش مناسبی داشت و در این مدل و با توجه به ضریب مسیرها هر سیزده عامل بر اهداف اثر مستقیم و معنادار داشتند (P<0.1). نتیجه گیری: ویژگی های شناسایی شده برای اهداف برنامه درسی تعلیم وتربیت انقلابی در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد آینده نگری می تواند به متخصصان، مسئولان، مدیران و برنامه ریزان در طراحی و اجرای برنامه های برای بهبود اهداف برنامه درسی نظام آموزشی کمک شایانی نماید.
دسته بندی و تحلیل تاریخی الگوهای معماری مسکونی نیاسر (با تأکید بر رابطه مسکن با فضای سبز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مهندسی جغرافیایی به نوعی در راستای برنامه ریزی و آمایش محیط طبیعی و انسانی عمل می کند. درواقع جغرافیا رابطه بین انسان و محیط را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. گزارش های متعدد بین المللی حاکی از آن است که، انسان و محیط در خطر نابودی قرار دارند. مواجه شدن با این خطرات، انسان را به بازنگری در نوع ارتباط با طبیعت واداشته است. با پذیرش این فرض که چنین رابطه ای در معماری گذشته، مسالمت آمیز و متعامل بوده است، پس در شرایط فعلی هم می توان به این دانش ضمنی متوسل شد. بااینحال، صاحب نظران معتقدند که شکل گیری و تداوم این نوع معماری، الگومحور بوده است. لذا برای استفاده از دانش ضمنی آنها می توان به الگوها متوسل شد.هدف: مقاله حاضر ضمن محدود نمودن دامنه پژوهشی خود به معماری مسکونی نیاسر (از توابع شهر کاشان)، درصدد شناسایی و تحلیل الگوهای معماری شکل گرفته در تاریخ این سکونتگاه است.روش شناسی: پژوهش پیشِ رو از روش کیفی و از راهبرد تفسیری تاریخی برای تحلیل الگوهای معماری در مسکن نیاسر استفاده نموده است. ضمن اینکه آشنایی با محیط نیاسر، استفاده از اسناد موجود؛ استفاده از آگاهان محلی و نیز بررسی شواهد مادی درزمره تدابیر به کاررفته در پژوهش بوده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شهر نیاسر می باشد .یافته ها و بحث: یافته ها مؤید آن بوده که معماری مسکونی نیاسر در ارتباط با فضاهای سبز براساس چهار الگوی کوشک-باغ، خانه های حیاط دار، خانه-باغ و خانه-منظر باغ شکل گرفته اند. از میان این الگوها، خانه-باغ از سبقه تاریخی کمتری نسبت به الگوهای دیگر برخوردار بوده است.نتیجه گیری: نتایج مؤید آن بوده که در سیر تحولی الگوهای فوق، ساکنین نیاسر از الگوهایی که باغ را به خانه می کشاند، به سمت سکنی گزیدن در کنار باغ پیش رفته اند. همچنین، ریشه های شکل گیری این الگوها را نمی توان به یک عامل نسبت داد؛ چراکه آب، عوارض زمین، معیشت، منزلت اجتماعی و غیره ازجمله عواملی هستند که در شکل گیری این الگوها مؤثر بوده اند.
تصویرسازی در سه خشتی های کرمانجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵۹
1 - 38
حوزههای تخصصی:
سه خشتی گونه ای از سروده های کرمانجی است که بیش از آنکه معناگرا باشد، ساختارگراست و تصویرسازی بیشترین نقش را در شاکله این شعرها دارد. هدف پژوهش حاضر، توصیف و طبقه بندیِ خوشه های تصویریِ پُرتکرار و تحلیل چرایی و چگونگیِ بازنمایی آن ها در سه خشتی هاست. با وجودِ سه خشتی های مکتوبی که در دهه های اخیر گردآوری شده اند، به جهت الزام به اَصالت سروده ها و پرهیز از خطاهای احتمالیِ موجود، نمونه های مورد بررسی در این مقاله را از راویان اصلی آن ها شنیدیم و ثبت کردیم. با وجود این برای ارائه شاهدهای مثال از منابع مکتوب نیز بهره بردیم. پرسش های اصلی مقاله این است: پایه تصویرهای بازنمایی شده در این ترانه ها از مجموعه کدام پدیده ها گرفته شده است؟ این تصویرها را در قالب کدام خوشه های تصویری می توان طبقه بندی کرد؟ مبنای نظری این تحقیق برای رده بندی و تحلیل تصویرسازی در سه خشتی ها، تصویر زبانی و تصویر مجازی است که متأثر از دو گونه کاربردِ واقعی و مجازی زبان در ادبیات است. یافته های پژوهش نشان می دهد که خوشه های تصویری عاشق، معشوق و محیط طبیعی بسامد بیشتری دارند. همچنین تصویرسازی در این سروده ها واقع گرایانه و به قطبِ توصیف و تعبیر نزدیک تر است.
قلمرو اسناد سازمان های جهانی و منطقه ای در تقویت ظرفیت های حقوقی مقابله با جرایم تروریستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جرایم تروریستی تهدیدی جدی برای جان و امنیت مردم و یک چالش امنیتی عمیق برای کشورها است. در عین حال، مقررات، سیاست ها و سایر سازوکارهای ضدجرایم تروریستی می تواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم محدودیت های جدی برای حقوق اساسی داشته باشد و بر افراد، گروه ها و کل جامعه تأثیر منفی بگذارد. تلاش های سازمان های بین المللی و منطقه ای برای مقابله با جرایم تروریستی هرگز بدون چالش نبوده است. این سازمان ها نقش مهمی را به عنوان فضای گفت وگو و تبادل اطلاعات داشتند. در مذاکرات سازمان ها، دولت ها می توانند آموزش ببینند تا دیگر دولت ها را بهتر درک کنند و از این طریق مسیر را برای بهره گیری مطلوب و مؤثر ابزارها در آینده هموار کنند. سازمان ها ضمن مساعدت به توسعه درک متقابل و مطلوب، امکان هم گرایی دیدگاه دولت ها را پیرامون جرایم تروریستی فراهم می کنند. روش مطالعه در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و بر پایه اسناد و منابع مکتوب به وسیله مطالعه کتابخانه ای بوده که برای جمع آوری اطلاعات از ابزار فیش برداری استفاده شده است.
نقش میانجی انگیزش پژوهشی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و شایستگی پژوهشی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شایستگی های پژوهشی، یکی از متغیرهای کلیدی و تأثیرگذار در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی است که باید به آن توجه جدی شود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی انگیزش پژوهشی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و شایستگی پژوهشی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه و کردستان انجام شد.روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های پیام نور استان کرمانشاه و کردستان به تعداد 1200 نفر بود که تعداد 270 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه شایستگی پژوهشی یونسی و دیگران (1399)، پرسشنامه انگیزش پژوهشی صالحی و دیگران (1394) و پرسشنامه سواد اطلاعاتی یزدانی (1391) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 22 و برای بررسی برازش مدل پژوهش از نرم افزار SmartPLS استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که سواد اطلاعاتی بر انگیزش پژوهشی تأثیر مثبت و مستقیم دارد؛ انگیزش پژوهشی بر شایستگی پژوهشی تأثیر مثبت و مستقیم دارد؛ و سواد اطلاعاتی بر شایستگی پژوهشی تأثیر مثبت و مستقیم دارد. همچنین انگیزش پژوهشی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و شایستگی پژوهشی نقش میانجی دارد. علاوه براین، نتایج پژوهش نشان داد که مدل مفهومی شایستگی پژوهشی براساس سواد اطلاعاتی با نقش واسطه ای انگیزش پژوهشی با مدل تجربی برازش دارد. نتیجه گیری: امروزه شایستگی های پژوهشی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی ضرورت دارد و با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که تقویت سواد اطلاعاتی و انگیزش پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی می تواند اثری مثبت بر رشد شایستگی های پژوهشی دانشجویان داشته باشد.
مطالعه کیفی ادراک زنانه از وضعیت ترومای اجتماعی و پیامدهای آن (مورد مطالعه شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
125 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف فهم درک زنان از وضعیت ترومای اجتماعی و پیامدهای آن بر زنان، صورت گرفت. ترومای اجتماعی به واقعیت اجتماعی و در عین حال به بازتاب های روانکاوانه تجارب فردی اشاره دارد. در این پژوهش، ترومای اجتماعی، به اختلال خرده نظام ها و آنومی های موجود در جامعه اشاره دارد که بازتاب های روانی نیز به دنبال دارد.
روش : روش مورد استفاده، روش کیفی از نوع نظریه زمینه ای است. به منظور جمع آوری داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع شرکت کنندگان و تا رسیدن به اشباع نظری با 14 نفر از زنان بالای بیست سال ساکن شهر تبریز در سال 1402 ، مصاحبه عمیق انجام شد. داده ها با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری وگزینشی مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: مقوله هسته ترومای اجتماعی زنانه و مقولات اصلی و فرعی از میان داده ها، شناسایی شدند. یافته ها نشان داد که وضعیت ترومای اجتماعی در فهم زنان، با مقوله های اصلی خفگی ساختاری/نهادی، ناایمنی فضایی و خودکشی سلامتی، معنا می شود. آنچه از این پژوهش به عنوان نتیجه برآمد این است که زنان مشارکت کننده در این پژوهش، در قفس های ساختاری /نهادی اسیر شده و در میدان های خصوصی و عمومی خویش، احساس نا ایمنی می کنند و با بی توجهی ها نسبت به سلامت شان مواجه شده اند که نگاه مردسالارانه و ضعف اقتصادی شان این وضعیت را بغرنج تر کرده و آن ها را به بیماران روح و روان مبدل کرده و خود را قربانیان اجتماعی می دانند. آنها با وجود نا امیدی و روان رنجوری، فعالیت زنانه، آگاهی و مطالبه گری زنانه و ساختارشکنی را تنها راه نجات از این وضعیت می دانند.
تعامل دولت و بازار: خوانشی از برنامه ریزی فضایی شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
82 - 100
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: دولت و بازار مهمترین و مؤثرترین نهادهای اقتصادی- سیاسی محسوب می شوند که ترکیب و نقش و جایگاه شان می تواند تمامیت سیستم اجتماع را تحت تأثیر قرار دهد. برنامه ریزی فضایی شهری حاکی از یک شکل تخصصی از عمل جمعی در مورد سازمان اجتماعی فضا است. در قلب این کنش جمعی مجموعه گسترده ای از روابط دولت و بازار قرار دارد و سوال بنیادین این است که نقش و روابط نهاد بازار (به مفهوم عام آن و نه در معنای بازار کالبدی شهرها) و نهاد دولت در برنامه ریزی توسعه فضایی شهری چگونه شکل می گیرد؟هدف: با این وصف هدف اصلی این پژوهش توسعه یک چارچوب مفهومی از نحوه شکل گیری نقش و رابطه دولت و بازار در برنامه ریزی توسعه فضایی شهری ایران است.روش: روش نظریه زمینه ای سیستماتیک به عنوان روش اصلی کار پژوهش بکار گرفته شد. داده های مورد نیاز به واسطه نمونه گیری نظری هدفمند از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان با سابقه و آگاه به سیستم برنامه ریزی و اقتصاد سیاسی ایران فراهم شد.یافته ها: پس از طی مراحل سه گانه تحلیل داده ها، 645 مفهوم، 59 مقوله فرعی و 20 مقوله اصلی حاصل و در قالب مدل پارادایمی پژوهش ارائه شد.نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که نقش و روابط دولت و بازار در برنامه ریزی فضایی توسعه شهری ایران، بر محور «درهم تنیدگی نهادی، نابهینگی و ناکارآمدی» شکل می گیرد که به عنوان پدیده مرکزی در مدل پارادایمی شناسایی شده است. شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گر باعث شده تا رابطه و نقش دولت و بازار در برنامه ریزی فضایی توسعه شهرهای ایران به صورت نابهینه و ناکارآمد شکل گیرد و در مواجه با این پدیده راهبردهایی از سوی عاملان اتخاذ شده که موجبات تشدید پیامدهای حاصل از پدیده مورد نظر را فراهم نموده است. به بیان دیگر دولت و بازار در برنامه ریزی توسعه فضایی شهری ایران نتوانسته اند به عنوان مکمل یکدیگر و در یک رابطه دیالکتیک در جهت جبران شکست های هم عمل نمایند
طراحی پژوهی: تأملی بر پژوهش هایی در باب هنر طراحی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
23 - 35
حوزههای تخصصی:
پژوهش های انجام یافته و تا حدودی مرتبط با هنر "طراحی" در حوزه نگارگری ایران را نمی توان به صراحت و فراوانی "نقاشی ایرانی" جویا شد. دلیل این امر، تحقق چشم گیرِ مطالعاتی است که در باب نقاشی ایرانی به انجام رسیده و با تداوم خود، بر بسامد پژوهش های مذکور افزوده است. اما آنچه می تواند شناساییِ ظرفیت های پژوهشی موجود را در این حوزه بیش تر تبیین نماید، بررسی پژوهش های به انجام رسیده است. این مطالعات اگرچه اندک هستند اما تأمل در آنها، نه تنها شناخت رویکردهای پژوهشی در حوزه هنر طراحی را میسر می کند بلکه مباحث مغفول مانده در این حوزه را نیز آشکار می سازد. از همین رو، مقاله حاضر، ضمن شناسایی پژوهش هایِ محقَّق در باب هنر طراحی با هدف شناخت رویکرد های پژوهشی با موضوع مذکور به طرح این پرسش می پردازد که مواجهه پژوهشی با هنر طراحی ایرانی در چه رویکردهایی قابل تبیین است؟ و این رویکردها، اهمیت مطالعاتی چه مباحثی را ضرورت می بخشند؟ روند مطالعاتی پژوهش از روش پژوهشِ مطالعه چندموردی برخوردار گشته و گردآوری اطلاعات با بهره مندی از منابع کتابخانه ای و مقالاتِ برخط انجام پذیرفته است. ماحصل بررسی ها بیان می دارد که مواجهه پژوهشیِ محققین با هنر طراحی در چهار گروه رویکرد جزئی و عام، رویکرد جزئی و نگارگرمحور، رویکردی کلی و ذیل مکتب های قزوین و اصفهان و مطالعات کلی در باب نگارگری ایران قابل طرح است. در این راستا، ضرورت پژوهش هایِ تمیزی و تخصیصی در حوزه هنر طراحی بایسته می گردد که بتوان در تداوم آنها، دیگر مطالعات را با عطف توجه به تمرکززدایی از حوزه نقاشی و تمرکزبخشی به حوزه هنر طراحی به عنوان یک صورت هنری قائم به ذات، تحقق بخشید.
بررسی تطبیقی «آیه وسیله» از نظر منابع تفسیری فریقین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
از جمله آیاتی که در آن مؤمنان به تقوا پیشگی، استفاده از «وسیله» و تلاش برای رسیدن به فلاح و رستگاری دستور می دهد، آیه 35 سوره مائده می باشد. مفسران فریقین در فهم معنای وسیله نظرات مختلفی بیان کرده اند. برای این که مشخص شود مقصود از «ابتغاء وسیله» در قرآن چیست؟ به بررسی «آیه ابتغوا الیه الوسیله» به صورت تطبیقی، در تفاسیر شیعه و سنی پرداخته شده است. حاصل این بررسی تطبیقی این است که پیامبر اکرمj علی بن ابی طالبm، امامان معصومm، شناخت امام و تبعیت از او، اهل بیت پیامبرj، قرآن کریم، عبادات دینی، مکارم اخلاق، اعتقادات و باورهای حق، عبودیت و بندگی خدا، پذیرش هدایت الهی و حرکت در مسیرآن، از مصادیق اختصاصی واژه «وسیله» در منابع تفسیری شیعه شمرده شده است. در منابع تفسیری اهل سنت نیز، امر به معروف و نهی از منکر، ادای واجبات قلبی و بدنی، برآوردن حاجت نیازمندان، نصایح و خیرخواهی برای عباد، تحصیل رضایت خداوند، دعا ومناجات باخداوند، اخلاص در نیت، صداقت و ... از مصادیق اختصاصی، «وسیله» بیان شده است. در برخی مصادیق دیدگاه مفسران شیعه و اهل سنت مشترک است. ایمان به خدا و پیامبرj، اطاعت از دستور و اوامر پروردگار، ترک گناه و معاصی، ثواب و اجر معنوی، جهاد در راه خدا، انفاق و صدقه در راه خدا، صله رحم و پیوند باخویشاوندان نسبی، محبت و احسان به بندگان خدا و در نهایت درجه ای از درجات بهشت، از مصادیق مشترک مفهوم«وسیله» در منابع شیعه و اهل سنت ذکر شده است. مفسران اهل سنت بیشتر به معنای ظاهری آیه توجه داشته اند، در صورتی که مفسران شیعه علاوه به مفهوم ظاهری به مصداق ها و مفهوم باطنی آیه نیز نظر داشته اند و برخی از مصادیق مفهوم باطنی آیه را بیان کرده اند.









