
مهندسی جغرافیایی سرزمین
مهندسی جغرافیایی سرزمین دوره 8 تابستان 1403 شماره 2 (پیاپی 20) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بازارچه مرزی واقع در نقاط مرزی و در جوار گمرکات مجاز می توانند فضایی را در اختیار شهروندان دو سوی خط مرزی قرار دهند تا معاملات خود را با رعایت مقررات به انجام برسانند. تاثیرات چنین بازارچه هایی نه تنها بر نقاط همجوار تاثیر گذار است بلکه می تواند از جنبه های منطقه ای بر کیفیت شهروندان تاثیرگذار باشد.هدف: هدف این مقاله بررسی تطبیقی تاثیرات ابعاد اقتصادی ،اجتماعی وکالبدی بازارچه میلک بر سطح کیفیت زندگی شاغلین در شهر زابل است. سوال اصلی اینگونه است که آیا بازارچه مرزی میلک بر کیفیت زندگی ساکنان تاثیرگذاشته است؟ و در صورت تاثیرگذاری کدام ابعاد بیشترین میزان را دارند؟روش شناسی: رویکرد غالب تحقیق از نظر (ماهیت و روش)، توصیفی–تحلیلی می باشد. جهت سنجش تأثیرگذاری بازارچه میلک بر روی کیفیت زندگی شاخص و گویه ها با توجه به سؤال و اهداف تحقیق در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی تعیین شده است که هر کدام به گویه های جزیی تری تقسیم شدند و در مجموع پانزده گویه مورد سنجش و بررسی قرار گرفت. از نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شده است. جامعه آماری مشتمل بر سرپرستان خانوار شاغل در بازارچه میلک به تعداد 1298 نفر می باشد که حجم نمونه این پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 254 نفر تعیین گردید.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شامل شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان می باشد .یافته ها و بحث: نتایج پژوهش نشان می دهد که عملکرد بازارچه میلک به میزان یکسانی شاخص های مورد بررسی را تحت تاثیر قرار نداده است. نتایج رگرسیون در زمینه رتبه بندی تأثیر بازارچه میلک حاکی از آن است که متغییر اقتصادی با 45% و متغییر اجتماعی با 37% و متغییر کالبدی با 22% به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار تأثیرپذیری را تبیین می نمایند. بازارچه ملیک در ایفای تأثیرگذاری بر بهبود سطح کیفی زندگی در ابعاد اقتصادی موفق عمل کرده است زیرا سطح معنی داری محاسبه شده کمتر از آلفای 05.0 می باشد.نتیجه گیری: در سال های اخیر شاهد اجرای بازارچه های مرزی در مقیاس های متفاوت بوده ایم که هر کدام اثرات و پیامدهای متفاوتی را بر محیط های جغرافیایی بر جای گذاشته اند. پژوهش حاضر می تواند معیار قابل استنادی در اختیار برنامه ریزان منطقه ای بخصوص در نقاط مرزی بگذارد. به این منظور پیشنهاداتی نیز در انتها ارائه گردیده است.
شناسایی و ارزیابی راه های کاهش آسیب پذیری بنادر با تاکید بر پدافندغیرعامل (مطالعه موردی: بندرگاه امام خمینی(ره))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بنادر نقش مهمی در جابجایی کالا و افراد و سهم عمده ای از اقتصاد کشورها را بر عهده دارند. بنادر در میان تاسیسات و زیرساخت های کشورها، می توانند تحت تاثیر تهدیدات قرار گیرند. از این رو به منظور آمادگی و واکنش بخش های مختلف بنادر، توجه به موضوع پدافند غیرعامل با هدف به حداقل رساندن آسیب پذیری به تاسیسات و تجهیزات دریائی و بندری اجتناب ناپذیر است.هدف: نظر به اهمیت موضوع، این پژوهش به شناسایی و ارزیابی وضعیت آسیب پذیری بندرگاه امام خمینی(ره) از منظر پدافند غیرعامل با استفاده از پنج شاخص (معماری و طراحی، سازه، تاسیسات و تجهیزات، مجاورت و دسترسی، امنیت اطلاعات و شبکه سایبری) و 104 زیرشاخص شناسایی گردیده است.روش شناسی: نظر به اهمیت موضوع، این پژوهش به شناسایی و ارزیابی وضعیت آسیب پذیری بندرگاه امام خمینی(ره) از منظر پدافند غیرعامل با استفاده از پنج شاخص (معماری وطراحی، سازه، تاسیسات و تجهیزات، مجاورت و دسترسی، امنیت اطلاعات و شبکه سایبری) و 104 زیرشاخص شناسایی گردیده است.روش شناسی: نوع تحقیق کاربردی و روش تحقیق، پیمایشی- ارزیابی با تاکید بر پرسشنامه می باشد. جامعه آماری شامل کارکنان و کارشناسان خبره اداره بندر و برخی مسئولین نهادهای شهر بندر امام خمینی(ره) بوده که حجم نمونه تعیین شده 100 نفر می باشد. به منظور بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کلموگروف- اسمینروف و جهت بررسی وضعیت متغیرهای پژوهش ازمدل یابی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی (PLS) و استفاده از نرم افزار SMARTPLS و برای رتبه بندی متغیرها از مدل فریدمن استفاده شده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی بندرگاه امام خمینی(ره) می باشد یافته ها و بحث: پژوهش حاصل از نتایج آزمون PLS، نشان می دهد: شاخص تأسیسات و تجهیزات با 873/0 بالاترین و شاخص امنیت اطلاعات و شبکه سایبری با 737/0 پایین ترین میزان تأثیرگذاری را داشته اند. همچنین نتایج حاصل از رتبه بندی مولفه های انتخابی پژوهش در بین پنج شاخص انتخابی با استفاده از مدل فریدمن، نشان می دهد؛ شاخص امنیت اطلاعات و شبکه سایبری با امتیاز24/3 و شاخص سازه با امتیاز 91/2 بیشترین و پایین ترین میزان آسیب پذیری را در بین گویه های مورد بررسی بدست آورده اند.نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش باتوجه به بالابودن میزان آسیب پذیری شاخص امنیت اطلاعات وشبکه سایبری، توجه وافزایش ضریب های حفاظتی و امنیتی با رعایت دستورالعمل های پدافندغیرعامل می تواند در جلوگیری از بروز خطرات احتمالی کارساز باشد.
تحلیل عوامل مؤثر بر زیست پذیری سکونتگاه های غیر رسمی (نمونه موردی: محله حکیم نظامی ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه نزدیک یک سوم جمعیت جهان در مناطق حاشیه ای و سکونتگاه های غیررسمی زندگی می کنند این محله ها از نمودهای بارز فقر شهری هستند که در درون یا مجاورت شهرها به ویژه شهرهای بزرگ به شکلی خودرو، فاقد مجوز ساختمان و برنامه ریزی رسمی شهرسازی، با تجمعی از اقشار کم درآمد و سطح نازلی از کیفیت شرایط زیست شهری شکل می گیرد. پایین بودن زیست پذیری و سطح نازل مسکن در اسکان های غیررسمی ناشی از عوامل بسیاری همانند پایین بودن میزان درآمد، فقدان مالکیت قانونی، عدم حمایت های دولتی و سیاسی از محله و غیره می تواند باشد.هدف: پژوهش حاضر، با هدف تحلیل عوامل موثر بر زیست پذیری محله حکیم نظامی ارومیه است.روش شناسی: پژوهش از نظر هدف گذاری کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده و حجم جامعه آماری با مدل کوکران با سطح خطای 5 درصد 379 نفر بر اساس جمعیت سال 1397 می باشد. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی محله حکیم نظامی ارومیه می باشد . یافته ها و بحث: یافته های این پژوهش نشان داد از بین ابعاد هفت گانه فرهنگ و پایداری اجتماعی، آموزش، زیست محیط، سلامت و بهداشت، امنیت و پایداری، کالبدی و حمل نقل، اقتصاد مربوط به محله حکیم نظامی ارومیه به ترتیب با بارهای عاملی 99/0، 67/0، 57/0، 24/0، 16/0، 14/0 و 14/0 بر زیست پذیری این محدوده تأثیر می گذارند.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان دهنده این بود که زیست پذیری در سطح محله حکیم نظامی ارومیه در سطح پایینی قرار دارد و همچنین با توجه به نتایج خروجی از مدل سازی معادلات ساختاری شاخص فرهنگ و پایداری اجتماعی با میزان بار عاملی 99/0 بیشترین تاثیر را در راستای ارتقای زیست پذیری محله حکیم نظامی ارومیه دارد.
برنامه ریزی توسعه گردشگری ساحلی و دریایی با بهره گیری از مدل SWOT و QSPM (مطالعه موردی: شهرستان بندر لنگه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گردشگری ساحلی و دریایی به عنوان یکی از رویکردهای مورد توجه دولت ها به منظور بهبود وضعیت گردشگری و درآمدزایی در مناطق ساحلی می باشد و کشور ایران با دارا بودن سواحل بکر و گسترده در مناطق جنوبی از پتانسیل بالایی برای توسعه این نوع گردشگری برخوردار است.هدف: هدف از تحقیق حاضر، برنامه ریزی توسعه گردشگری ساحلی و دریایی در سواحل شهرستان بندرلنگه به کمک مدل SWOT و QSPM می باشد.روش شناسی: پژوهش حاضر در زمره مطالعات کاربردی و بصورت توصیفی تحلیلی صورت گرفت، جامعه آماری شامل کنشگران حوزه گردشگری در شهرستان بندرلنگه است. به منظور جمع آوری اطلاعات برای تشکیل ماتریس SWOT، مصاحبه با مسئولین و افراد متخصص در زمینه گردشگری، مطالعه اسناد کتابخانه ای و مقالات و بازدیدهای میدانی صورت گرفت. پس از شناسایی عوامل درونی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل بیرونی (تهدیدها و فرصت ها)، راهبردهای توسعه پایدار برای منطقه مورد مطالعه تعیین شد و اولویت بندی توسط ماتریس QSPM انجام پذیرفت.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شهرستان بندرلنگه می باشد .یافته ها و بحث: نتایج نشان داد که مجموع نمرات نهایی عوامل درونی برابر با 558/2 بود که بیانگر توانایی غلبه نقاط قوت بر ضعف می باشد و مجموع نمرات نهایی عوامل بیرونی 530/2 بدست آمد بدین معنا که می توان با تکیه بر فرصت ها، نقاط ضعف و تهدیدها را تعدیل کرد. بنابراین، راهبرد تهاجی (SO) به عنوان بهترین راهبرد برای توسعه گردشگری ساحلی و دریایی انتخاب شد.نتیجه گیری: مواردی از قبیل حمایت از طرح های گردشگری و تنوع بخشیدن به آن ها، گسترش ورزش های ساحلی و آبی، توجه به جاذبه های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی سواحل، بکارگیری رویکردهای مدرن بازاریابی، حمایت از سرمایه گزاری های بخش خصوصی و دولتی، توسعه فرصت های شغلی در بخش گردشگری ساحلی و دریایی، ارائه تسهیلات و امکانات برای توسعه گردشگری در مناطق ساحلی، توجه به توریسم درمانی، توسعه زیرساخت ها، تمرکز بر رویکرد مدیریت یکپارچه سواحل، بهره مندی از چشم اندازهای زیبای ساحل و دریا و توسعه صنعت صید و پرورش آبزیان به منظور جذب گردشگران، به عنوان راهبردهایی مطلوب برای حرکت به سوی توسعه گردشگری ساحلی و دریایی در شهرستان بندرلنگه تعیین شدند.
ارائه راهبردهای ارتقاء تاب آوری شهری در شهرهای اقماری حوزه کلانشهر تهران (مطالعه موردی: شهر اسلامشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از موضوعاتی که بیشتر شهرهای جهان با آن دست به گریبان هستند، موضوع سوانح طبیعی می باشد. بر اساس آمار موجود 90 درصد از شهرهای ایران در برابر زلزله 5/5 ریشتری آسیب پذیر هستند. در حال حاضر دیدگاه غالب از تمرکز برروی صرفا کاهش آسیب پذیری به افزایش تاب آوری در مقابل حوادث تغییر پیدا کرده است.هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه راهبردهای ارتقاء تاب آوری شهری در شهرهای اقماری حوزه کلانشهر تهران (مورد مطالعه: شهر اسلامشهر) صورت پذیرفته است.روش شناسی: با توجه به ماهیت موضوع و اهداف تحقیق، روش تحقیق توصیفی - تحلیلی است و اطلاعات به صورت اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی و با ابزار پرسشنامه گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش متشکل از شهروندان ساکن در مناطق 1 و 2 و 3 و 6 شهر اسلامشهر و کارشناسان و متخصصین مرتبط با موضوع تحقیق در این شهر می باشند. حجم نمونه مورد بررسی نیز با استفاده از فرمول کوکران برای شهروندان برابر 384 نفر و برای متخصصان برابر 50 نفر محاسبه گردیده است. همچنین به جهت تجزیه و تحلیل داده ها ابتدا از آزمون های تی.تست و سپس از تحلیل سوات و ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی استفاده گردیده است.قلمرو جغرافیایی: تحقیق حاضر به لحاظ جغرافیایی در شهر اسلامشهر واقع در شهرستان اسلامشهر و استان تهران انجام پذیرفته است.یافته ها: یافته ها نشان می دهد از لحاظ تاب آوری شهر اسلامشهر فاصله معناداری از حدود نرمال دارد که در زمان پس از بحران می تواند تعادل در حوزه کلانشهری را تحت تأثیر قرار داده و جامعه را ناپایدار سازد.نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحلیل سوات و برنامه ریزی استراتژیک کمی، «تدوین برنامه های بازآفرینی شهری در بافت های ناکارآمد و جلوگیری از ریزدانگی در توسعه شهر و تشویق به تجمیع پلاک های ریزدانه در سطح شهر» را به عنوان مهم ترین راهبرد ارتقاء تاب آوری شهر اسلامشهر معرفی نموده است.
دسته بندی و تحلیل تاریخی الگوهای معماری مسکونی نیاسر (با تأکید بر رابطه مسکن با فضای سبز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مهندسی جغرافیایی به نوعی در راستای برنامه ریزی و آمایش محیط طبیعی و انسانی عمل می کند. درواقع جغرافیا رابطه بین انسان و محیط را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. گزارش های متعدد بین المللی حاکی از آن است که، انسان و محیط در خطر نابودی قرار دارند. مواجه شدن با این خطرات، انسان را به بازنگری در نوع ارتباط با طبیعت واداشته است. با پذیرش این فرض که چنین رابطه ای در معماری گذشته، مسالمت آمیز و متعامل بوده است، پس در شرایط فعلی هم می توان به این دانش ضمنی متوسل شد. بااینحال، صاحب نظران معتقدند که شکل گیری و تداوم این نوع معماری، الگومحور بوده است. لذا برای استفاده از دانش ضمنی آنها می توان به الگوها متوسل شد.هدف: مقاله حاضر ضمن محدود نمودن دامنه پژوهشی خود به معماری مسکونی نیاسر (از توابع شهر کاشان)، درصدد شناسایی و تحلیل الگوهای معماری شکل گرفته در تاریخ این سکونتگاه است.روش شناسی: پژوهش پیشِ رو از روش کیفی و از راهبرد تفسیری تاریخی برای تحلیل الگوهای معماری در مسکن نیاسر استفاده نموده است. ضمن اینکه آشنایی با محیط نیاسر، استفاده از اسناد موجود؛ استفاده از آگاهان محلی و نیز بررسی شواهد مادی درزمره تدابیر به کاررفته در پژوهش بوده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شهر نیاسر می باشد .یافته ها و بحث: یافته ها مؤید آن بوده که معماری مسکونی نیاسر در ارتباط با فضاهای سبز براساس چهار الگوی کوشک-باغ، خانه های حیاط دار، خانه-باغ و خانه-منظر باغ شکل گرفته اند. از میان این الگوها، خانه-باغ از سبقه تاریخی کمتری نسبت به الگوهای دیگر برخوردار بوده است.نتیجه گیری: نتایج مؤید آن بوده که در سیر تحولی الگوهای فوق، ساکنین نیاسر از الگوهایی که باغ را به خانه می کشاند، به سمت سکنی گزیدن در کنار باغ پیش رفته اند. همچنین، ریشه های شکل گیری این الگوها را نمی توان به یک عامل نسبت داد؛ چراکه آب، عوارض زمین، معیشت، منزلت اجتماعی و غیره ازجمله عواملی هستند که در شکل گیری این الگوها مؤثر بوده اند.
تحلیل روابط متقابل شهر جیرفت با روستاهای پیرامون تحت نفوذش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رفع مشکلات جوامع روستایی، گسترش و بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی در فضاهای روستایی و شهرها ارتباطی تنگاتنگ با نوع رابطه شهر و روستا دارد . اگر رابطه حاکم بین شهر و روستا، رابطه ای صحیح و منطقی باشد، شهر از یک طرف به مرکزی برای خدمات و امکانات دهی برای روستاها مطرح شده و از سوی دیگر روستاها نیز در رابطه اقتصادی متعادل و متقابل، نیازمندی های شهرها رافراهم ساخته، شهروروستا به صورت متقابل و تعاون اقتصادی و اجتماعی به حیات خود ادامه می دهند.هدف: پژوهش حاضر، با هدف تحلیل روابط متقابل شهر جیرفت با روستاهای پیرامون تحت نفوذ خودش است.روش شناسی: پژوهش از نظر هدف گذاری کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شده است. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده و حجم جامعه آماری با مدل کوکران با سطح خطای 5 درصد 384 نفر بر اساس جمعیت سال 1400 انتخاب گردیده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شامل شهر جیرفت و روستاهای پیرامون تحت نفوذ آن می باشد .یافته ها و بحث: یافته های این پژوهش نشان داد سطح معناداری شهر جیرفت با روستاهای حوزه نفوذ خود به غیر از بعد اجتماعی در ابعاد اقتصادی، اداری-سیاسی و کالبدی کمتر از مقدار 05/0 است، ازاین رو فرض برابری میانگین مطلوبیت ابعاد مذکور در جامعه با متوسط ارزشی مورد نظر (3) رد می شود. همچنین با توجه به مقدار منفی اختلاف میانگین اکثر ابعاد مورد مطالعه می توان نتیجه گرفت که مطلوبیت وضعیت روابط شهر جیرفت با روستاهای حوزه نفوذ خود از وضعیت ضعیفی برخوردار است.نتیجه گیری: جیرفت به عنوان یک شهر میانی و قطب بزرگ کشاورزی جنوب کشور و همچنین به لحاظ تجمیع امکانات، سرمایه و نیروی انسانی در منطقه ضمن تسلط و برتری در سطح ناحیه دارای ارتباط دو سویه با روستاهای پیرامون خود است. از سوی دیگر روستاهای تحت حوزه نفوذ نیز با برقراری جریانات اقتصادی و اجتماعی –فرهنگی، روابط تجاری و سرمایه گذاری در بخش های تولیدی، بازار و مسکن شهری زمینه های پویایی و رشد شهر جیرفت و نیز توسعه در روستای خود را ضمن «وابستگی به شهر» به طور نسبی فراهم نموده اند.
تحلیل فضایی تصادفات درون شهری با استفاده از داده های پلیس راهنمایی و رانندگی (مورد مطالعه: تصادفات درون شهری سال 1395 شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حوادث رانندگی یکی از دلایل اصلی مرگ و ناتوانی است و باعث مرگ سالانه 1.23 میلیون و ده ها میلیون مصدوم و مجروح در سراسر جهان می شود. در همین حال، بخش قابل توجهی از تلفات و جراحات ناشی از تصادفات رانندگی در میان تصادفات درون شهری رخ می دهد. براساس گزارش سال 1393 مرکز آمار ایران حدود 9 درصد تصادفات درون شهری منجر به فوت و 60 درصد منجر به جرح می شود.هدف: مقاله با هدف بررسی الگوهای تصادفات درون شهری در شهر اردبیل با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی تدوین شده است.روش شناسی: پژوهش حاضر یک مطالعه کمی- تحلیلی است. داده های مورد نیاز مطالعه از پلیس راهنمایی و رانندگی اردبیل و همچنین پایگاه داده شهرداری و مرکز آمار ایران استخراج شد. از نقشه مناطق شهر اردبیل برای نمایش توزیع حوادث استفاده شد. از شاخص های نزدیک ترین همسایه، موران محلی و موران جهانی برای تعیین الگوی توزیع حوادث استفاده شده است، از آزمون مرکز متوسط برای تمرکز حوادث و از آزمون بیضی انحراف برای جهت توزیع استفاده شده، و از آزمون تراکم کرنل برای شناسایی کانون حوادث استفاده شده است. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و ARC-GIS انجام شد.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شهر اردبیل می باشد .یافته ها و بحث: نتایج پژوهش نشان داد که بخش مرکزی، حاشیه شمالی و شرقی اردبیل از نظر تصادفات رانندگی درون شهری، آسیب پذیرترین نواحی شهر اردبیل هستند. تقاطع ها، میدان ها و بلوارها محل اکثر حوادث رانندگی هستند که منجر شکل گیری کانون های تصادف خیز می شوند، همچنین تحلیل فضایی تراکم کرنل نشان می دهد که بیشتر تمرکز نقاط تصادفی در منطقه 4 و 1 دیده می شود و مناطق 2 و 3 از تراکم کانون تصادفی کمتری برخوردار هستند.نتیجه گیری: نتایج نهایی حاصل از پژوهش نشان می دهد که از آنجایی که تصادفات اجتناب ناپذیر هستند، جهت کاهش پیامدهای آن را می توان با با بکارگیری روش ها و رویکردهای نوین و نیز استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و داده های دقیق تر می توان، الگوهای خاص تصادفات درون شهری را جهت کاهش تصادفات و ارائه راهکارها را شناسایی کرد.
تبیین همبستگی متغیرهای خلاقیت با میزان خلاقیت مناطق شهری، (مطالعه موردی: مناطق شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مفهوم شهر خلاق به تازگی در کشورها به عنوان یک ابزار برنامه ریزی شهری با پتانسیل کاهش مشکلات اجتماعی و اقتصادی مربوط به شهرها معرفی شده است. شهر رشت در سال 2015 از طرف یونسکو به عنوان شهر خلاق غذا و خوراک شناسی انتخاب شد. اما شواهد حاکی از آن است که از آن تاریخ هیچ اقدام مؤثری در راستای توسعه شهر خلاق رشت انجام نگرفت.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی همبستگی میان متغیرهای خلاقیت با میزان خلاقیت مناطق شهر رشت و همچنین شناسایی میزان تأثیرگذاری هر شاخص در تحقق خلاقیت شهری انجام شد.
روش شناسی: روش انجام این پژوهش توصیفی تحلیلی بود که برای انجام آن، متغیرهای خلاقیت در چهار بعد شامل زیرساخت های خلاق (13 شاخص)، فعالیت های خلاقانه (12 شاخص)، اجتماع خلاق (9 شاخص) و کیفیت زندگی (10 شاخص) انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات نیز از ابزار پرسشنامه استفاده شد. با توجه به فرمول کوکران نیز حداکثر حجم نمونه، برابر با 384 نفر برآورد شد. برای تعیین تعداد پرسشنامه در هر منطقه با توجه به سهم نسبی جمعیت هر منطقه اقدام شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی استفاده شد.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: این پژوهش در مناطق پنج گانه شهر رشت به عنوان مرکز سیاسی اداری استان گیلان انجام شده است.
یافته ها و بحث: براساس نتایج تحلیل رگرسیون، در منطقه «یک» متغیر اجتماع خلاق با ضریب تعدیل شده 651/0 بیشترین تأثیرگذاری را بر خلاقیت شهری دارد؛ در منطقه «دو»، متغیر اجتماع خلاق با ضریب تعدیل شده 659/0 بیشترین تأثیرگذاری را بر خلاقیت شهری دارد؛ در منطقه «سه» متغیر فعالیت های خلاقانه با ضریب تعدیل شده 523/0 بیشترین تأثیرگذاری را بر خلاقیت شهری دارد؛ در منطقه «چهار» متغیر کیفیت زندگی با ضریب تعدیل شده 612/0 بیشترین تأثیرگذاری را بر خلاقیت شهری دارد؛ و در منطقه «پنج» متغیر اجتماع خلاق با ضریب تعدیل شده 645/0 بیشترین تأثیرگذاری را بر خلاقیت شهری دارد.
نتیجه گیری: با مشخص شدن شاخص های تأثیرگذار بر وضع خلاقیت شهر رشت، می توان آنها را در روند برنامه ریزی های صحیح شهر وارد کرد و با ایجاد خلاقیت شهری در مناطق پنج گانه، ضمن رفع بسیاری از مشکلات ساختاری و کالبدی و کارکردی، موجبات رفاه و آسایش بیشتر ساکنان را فراهم نمود.
سنجش میزان عدالت فضایی در پراکنش شاخص های توسعه پایدار روستایی (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دسترسی عادلانه و مناسب همه شهروندان به خدمات عمومی از اصول اولیه برنامه ریزی است که با پیدایش رویکردهای عدالت محور در دهه های اخیر اهمیت فراوانی یافته است و رسیدن به آن در جامعه روستایی مستلزم بررسی و شناخت منابع و امکانات در این مناطق است.هدف: هدف پژوهش حاضر سنجش میزان عدالت فضایی در توزیع شاخص های توسعه پایدار در مناطق روستایی است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی- تحلیلی است که رویکرد حاکم بر آن از نوع کمی است.روش شناسی: در این تحقیق جهت گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای بهره گرفته شد. به منظور تحلیل موضوع چارچوبی از هشت شاخص در ۵۴ گویه با اتکا به آمارنامه رسمی سرشماری نفوس و مسکن و فرهنگ آبادی های سال ۱۳۹۵ استفاده گردید که با استفاده از روش AHP وزن دهی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها و رتبه بندی روستاها از روش تصمیم گیری ویکور و تاپسیس و در نهایت میانگین رتبه ها استفاده گردید. همچنین برای تحلیل توزیع شاخص ها از ضریب پراکندگی بهره گرفته شد. جامعه آماری پژوهش حاضر ۴۴ روستای شهرستان اردبیل است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی شامل ۴۴ روستای شهرستان اردبیل می باشد .یافته ها و بحث: یافته ها بیانگر این است الگوی توزیع فضایی شاخص های توسعه در روستاهای شهرستان اردبیل نامتعادل است به گونه ای که از بین ۴۴ روستای مورد مطالعه، دو روستا خیلی خوب، ۱۶ روستا در سطح خوب، ۱۸ روستا در سطح متوسط، پنج روستا در سطح ضعیف و سه روستا در سطح خیلی ضعیف قرار داشتند.نتیجه گیری: نتایج ضریب پراکندگی نیز نشان دهنده نابرابری در توزیع شاخص ها است و بیشترین نابرابری در توزیع شاخص های مراکز بهداشتی- درمانی، نمایندگی پخش نفت سفید و جایگاه سوخت است. برای بهبود توسعه و دستیابی به عدالت فضایی پیشنهاد می گردد شاخص های بهداشتی، زیرساختی و ... از توزیع مناسبتری برخوردار گردد تا توسعه پایدار در مناطق روستایی به سمت رشد متوازن هدایت گردد.
تحلیل اثرات پروژه بین المللی ترسیب کربن با رویکرد توسعه پایدار روستایی (مطالعه موردی: شهرستان اسفراین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پروژه بین المللی ترسیب کربن در زمینه مسائل مربوط به منابع طبیعی، جذب کربن و توسعه فضای سبز و حفظ منابع طبیعی با مشارکت همه جانبه مردم محلی می باشد که دارای ابعاد مختلف می باشد.هدف: بر این اساس هدف از این تحقیق، تحلیل اثرات توسعه ای پروژه ترسیب کربن با رویکرد توسعه پایدار روستایی در شهرستان اسفراین است.روش شناسی: نوع تحقیق کاربردی، روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی و برای گردآوری داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل جامعه آماری تحقیق شامل 8 روستا است که کل خانوار آن تحت پوشش پروژه ترسیب کربن در شهرستان اسفراین می باشد. لذا براساس فرمول کوکران و ضریب اطمینان 0.95 تعداد 244 نفر سرپرست خانواده به عنوان نمونه به صورت تصادفی بین خانوارهای روستایی انتخاب شدند. دادها نیز از طریق پرسشنامه ساختاریافته جمع آوری گردید.قلمرو جغرافیایی پژوهش: روستاهای محل اجرای پروژه ترسیب کربن در شهرستان اسفراین می باشد.یافته ها و بحث: تحلیل داده ها نشان داد که دستیابی به نتیجه مطلوب بر اساس آزمون تحلیل واریانس، برابر نبوده و تفاوت بین رضاتمندی از ابعاد طرح وجود دارد. بطوریکه طرح ترسیب کربن در اقتصاد منطقه تاثیر مطلوبی نداشته، اما در ابعاد اجتماعی (مانند توانمندسازی، مشارکت طلبی، کاهش سطح مهاجرت) و زیست محیطی(حفظ محیط زیست، تقویت مراتع، استفاده بهینه از منابع) نسبتا مطلوب بوده است.نتیجه گیری: مردم محلی بر اساس اهداف طرح، از نتایج اقتصادی آن رضایت کامل را ندارند و نتوانسته است در معیشت خانوار تاثیر چشمگیری داشته باشد. لذا ضرورت توجه به ابعاد اقتصادی طرح برای موفقیت های بعدی بسیار مهم می باشد.
واکاوی پتانسیل های شهرهای کوچک اندام در توسعه توریسم (مطالعه موردی: شهرستان هریس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شهرهای کوچک نقش مهمی در گردشگری می تواند ایفا می کنند. بنابراین برنامه ریزی گردشگری برای شهرهای کوچک به دلیل سودمندی اقتصادی، افزایش در آمد عمومی، اشتغال و رونق خدمات شهری دارای اهمیت است.هدف: هدف مهم این تحقیق شناساندن شهرستان هریس از لحاظ توانمندی های طبیعی و اقلیمی، فرهنگی، تاریخی، مذهبی و انسانی در بخش توسعه پایدار گردشگری است.روش شناسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از مدل سوات (SWOT) بهره گرفته شده است. همچنین برای سنجش داده ها و سطح بندی مناطق شهرستان هریس براساس برخورداری از امکانات و خدمات مورد بررسی از روش (Taxonomy Solver)، VIKOR و MABAC در محیط اکسل استفاده گردید.قلمرو جغرافیایی پژوهش: شهرستان هریس در استان آذربایجان شرقی با وجود کانون های شهری کوچک اندام شرایط مساعدی برای توسعه گردشگری دارد.یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که در عوامل داخلی نقاط ضعف موجود در گردشگری با مجموع ارزش نهایی 36/2 در جهت تنوع بخشی و بهبود شرایط اقتصادی این شهر بر نقاط قوت غلبه دارد. همچنین فرصت های پیش روی توسعه از طریق گردشگری در جهت متنوع سازی وضعیت اقتصادی با مجموع ارزش نهایی 71/ 2 بر تهدیدها و چالش ها غلبه دارد. بنابراین با اتحاذ راهبرد so با برنامه ریزی دقیق علاوه بر توسعه پایدار گردشگری می توان باعث گسترش سرمایه گذاری و در نهایت باعث توسعه شهرهای کوچک اندام شد.نتیجه گیری: نتایج حاصل از سطح بندی در قالب سطوح(نسبتا پایدار، پایداری متوسط و پایداری متوسط رو به بالا) نمایان شد بدین ترتیب درگروه شاخص جغرافیای طبیعی و محیط زیستی دهستان مواضع خان شرقی و شمالی در گروه نسبتا پایدار، بدون رستاق شرقی و غربی،باروق در سطح پایداری متوسط، و دهستان خانمرود در گروه متوسط رو به بالا رتبه بندی گردید. درگروه شاخص اجتماعی و فرهنگی دهستان مواضع خان شرقی در گروه نسبتا پایدار، بدون رستاق شرقی و غربی، باروق، مواضع خان شمالی در سطح پایداری متوسط، و دهستان خانمرود در گروه متوسط رو به بالا مشخص گردید. درگروه شاخص اقتصادی دهستان مواضع خان شرقی و بدون رستاق شرقی در گروه نسبتا پایدار، بدون رستاق غربی، باروق، مواضع خان شمالی و خانمرود در سطح پایداری متوسط تعیین گردید. درگروه شاخص کالبدی دهستان مواضع خان شرقی و شمالی، بدون رستاق غربی، خانمرود در گروه نسبتا پایدار، بدون رستاق شرقی، باروق در سطح پایداری متوسط تعیین گردید.