مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال 5 تابستان 1403 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
گردشگری همواره به عنوان ابزاری بالقوه جهت توسعه اقتصادی با توجه به کاهش فعالیت های زراعی و درآمد روستاییان در نظرگرفته شده است از این روی و با توجه به پیشرفت های دنیای نوین می توان اذعان داشت توسعه گردشگری الکترونیک در کنار گردشگری روستایی به شکل سنتی آن می تواند از رهیافت های اصلی برای بهبود معیشت پایدار روستایی در نظر گرفته شود و درنهایت دستیابی به اهداف اقتصادی، اجتماعی و محیطی توسعه پایدار روستایی را تقویت کند. هدف پژوهش حاضر، واکاوی عوامل موثر در پایدارسازی معیشت روستایی مبتنی بر گردشگری الکترونیک در ناحیه روستایی شهرستان رودبار است. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی است و از نظر روش، در گروه پژوهش های کمی و کیفی قرار دارد. بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 37 نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از روش تئوری زمینه و مدل های ترکیبی (EDAS و FBMW)، استفاده شد. طبق نتایج در بخش کیفی(تئوری زمینه ای)، تعداد شش مقوله: مشارکت گسترده، افزایش پایداری، از بین بردن شکاف دیجیتالی، آگاه سازی و آموزش ذینفعان، بهبود کمیت و کیفیت زیرساخت، مدیریت ساختارمند دولتی-خصوصی از واحدهای معنایی استخراج شد. به منظور رتبه بندی مقوله ها از مدل EDAS استفاده شد که، مدیریت ساختارمند دولتی-خصوصی با مقدار وزن نهایی 95/0 در جایگاه نخست، آگاه سازی و آموزش ذینفعان با مقدار وزن نهایی 078/0 در جایگاه دوم و بهبود کمیت و کیفیت زیرساخت با مقدار وزن نهایی 057/0 در جایگاه سوم قرار گرفتند. همچنین و در ادامه بااستفاده از مدل FBMW واحدهای معنایی رتبه بندی شدند، براساس نتایج در مقوله مشارکت گسترده واحد معنایی گفتمان و تبادل نظر آنلاین با مقدار 082/0، در مقوله افزایش پایداری واحد معنایی افزایش پایداری اقتصادی با مقدار 091/0، در مقوله از بین بردن شکاف دیجیتالی واحد معنایی بالا بردن سواد دیجیتالی با مقدار 093/0 در مقوله آگاه سازی و آموزش ذینفعان واحد معنایی اشتراک گذاری دستاوردها و تشویق نوآوری با مقدار 092/0 در مقوله بهبود کمیت و کیفیت زیرساخت واحد معنایی اولویت بندی زیرساخت ها با مقدار 078/0 و در نهایت در مقوله مدیریت ساختارمند دولتی-خصوصی واحد معنایی رویکرد کل نگر و جامع با مقدار 089/0 بهترین رتبه و بالاترین اولویت را به خود اختصاص داده اند.
تحلیل اثرات برنامه ریزی در کاهش آسیب پذیری در برابر مخاطره سیل (مطالعه موردی: شهر تالش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیلاب ازجمله مخاطراتی است که در سال های اخیر خسارات زیادی در مناطق موردمطالعه بر جای گذاشته است. با توجه به اینکه نمی توان از وقوع رخداد سیلاب جلوگیری کرد ولی می توان با ارزیابی نقاط تاب آور و آسیب پذیر در برابر خطرات احتمالی تا حد زیادی اثرات ناشی از سیلاب را کاهش داد هدف از انجام این تحقیق سنجش میزان تاب آوری شناسایی نقاط قدرت و ضعف قسمت های تحت تأثیر سیلاب در شهر تالش است. پژوهش حاضر با توجه به ماهیت موضوع و هدف کلی، آن از نوع مطالعات کاربردی بوده و به لحاظ روش شناسی از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی است. تعیین حجم نمونه آماری آن با استفاده از روش کوکران و روش نمونه گیری بر اساس نمونه گیری تصادفی انجام شد. برای سنجش آسیب پذیری از بین خانوارهای ساکن در شهر تالش، تعداد 383 نفر از شهروندان و 30 نفر کارشناسان به عنوان حجم نمونه تحقیق انتخاب شدند. سپس برای بررسی ارتباط میان شاخص ها و تحلیل آن ها نیز از نرم افزار SPSS استفاده شد و خروجی هر بخش از کار به صورت نقشه با استفاده از نرم افزار ARCGIS ترسیم گردید. نتایج نشان می دهد پهنه های خطر خیلی کم، خطر کم و متوسط در شمال و شمال غربی محدوده موردمطالعه قرار دارند و پهنه های خطر خیلی زیاد و زیاد در شرق، جنوب شرق و مرکز محدوده شهری منطقه قرار دارند. با توجه به نقشه نهایی به دست آمده از پهنه بندی سیلاب و در راستای توسعه امنیت شهری باید از ساخت وساز در محدوده های با خطر بسیار زیاد و زیاد و حریم مسیل ها و رود - دره های متعدد در شهر تالش ممانعت به عمل آید.
پهنه بندی حساسیت وقوع زمین لغزش و ریزش سنگ در محدوده کرند غرب و سرپل ذهاب (محور گردنه پاطاق) استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناپایداری های دامنه ای از مشخص ترین نوع مخاطرات طبیعی هستند که با دخالت های انسانی تشدید شده و موجب بروز خسارت های جانی و مالی به ویژه در جاده های کوهستانی می شود. در همین راستا گردنه پا طاق به عنوان محور مواصلاتی بین کرند غرب و سرپل ذهاب در استان کرمانشاه، از مناطق مستعد حرکات توده ای ازجمله زمین لغزش و ریزش سنگ است. در زلزله 3/7 ریشتری 21 آبان 1396 در ازگله کرمانشاه، رخداد زمین لغزش و ریزش کوه در منطقه به وقوع پیوست و محور موردنظر در اثر ریزش کوه مسدود گردید. این پدیده، امدادرسانی به مناطق شهری و روستایی با مشکل مواجه کرد؛ بنابراین لزوم توجه و آگاهی از عوامل مؤثر بر این پدیده های طبیعی بیش ازپیش احساس می شود. جهت دستیابی به این هدف، در این پژوهش از مدل ترکیب خطی وزنی (WLC) بادر نظر گرفتن معیارهای شیب، شکل دامنه یا شاخص انحنا، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از گسل، فاصله از جاده، زمین شناسی و کاربری ارضی به منظور پهنه بندی مناطق مستعد مخاطره زمین لغزش و ریزش سنگ استفاده شده است. منطقه موردمطالعه به پنج طبقه تقسیم بندی شد. نتایج کلی این پژوهش نشان داده است که از نظر وقوع زمین لغزش، پهنه های با ناهمواری خشن و شیب زیاد و در واحد سنگ شناسی آغاجاری پتانسیل رخداد زمین لغزش بیشتر است. به دلیل کوهستانی بودن منطقه و پدیده هوازدگی سنگ ها، احتمال رخداد ریزش سنگ افزایش می یابد. قابل ذکر است که زمین لرزه به عنوان یکی از عوامل مهم و محرک در رخداد حرکت های دامنه ای است. شناسایی مناطق با پتانسیل وقوع حرکات دامنه ای و بهره گیری از روش ها و تکنیک های مکان محور و متکی بر سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش ازدور می تواند راهکار مناسبی در مدیریت و برنامه ریزی در جهت کاهش خسارات ناشی از مخاطرات حرکات دامنه ای باشد.
ارائه الگوی مناسب توسعه گردشگری آبشار سمیرم با تأکید بر اصول و معیارهای طراحی منظر پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احساس آرامش خاطر، نشاط و وجود حس سرزندگی یکی از نیازهای روحی انسان و مهمترین شاخص کیفیت فضاست. انبوهی از فضاهای دل مرده، سرد و بی روح در شهرها تحت تاثیر ناهمگونی و آلودگی های بصری مشاهده می شود که به دور از هر گونه زیبایی و مطلوبیت، هیچگونه معنا، مفهوم و عملکردی را القاء نمی کنند. یکی از مهمترین فاکتورهایی که برای زندگی شهری توام با آسایش مطرح است بحث زیبایی و آسایش بصری انسان در شهر است. آبشار سمیرم در ۴ کیلومتری شرق سمیرم و در ۱۶۰ کیلومتری جنوب اصفهان، در اعماق تنگه ای به همین نام با دیواره های سنگی واقع شده است و در اطراف آن محل هایی برای استراحت و اقامت گردشگران در نظر گرفته شده است، اما به دلیل عدم مدیریت درست در چیدمان شهری و طراحی منظر و استفاده نادرست از قسمتهای مختلف این آّبشار میزان ورود گردشگر را در فصل بهار و تابستان محدود کرده است. این پژوهش در راستای بررسی نقش زیباسازی و ارتقاء کیفیت محیطی آبشار سمیرم بر سرزندگی فضای شهری شکل گرفته است. با نقشه برداری از محدوده آبشار و شناسایی عوامل مختلف، طراحی منطقه مورد مطالعه انجام خواهد گرفت تا ظرفیت ها و پتانسیل های موجود در محدوده آبشار سمیرم شناسایی و قابلیت های بالقوه ای آن بالفعل گردد و نیازهای مدیران و گردشگران به تحقق بپیوندد. شناساندن جایگاه ویژه آبشار سمیرم در زیباسازی سیمای اکولوژیک و منظر شهری نقش ویژه ایی را ایفا می نمایند.
بررسی عوامل مؤثر بر حفظ و پایداری منابع توسعه گردشگری روستایی (روستاهای هدف گردشگری شهرستان پاوه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه گردشگری نقش اساسی در اقتصاد مناطق روستایی ایفاء می نماید و این تاثیرگذاری در حال گسترش است. یکی از شاخص های مهم در راستای این نقش آفرینی، حفظ و پایداری منابع گردشگری است. منابع گردشگری روستایی متنوع هستند و جاذبه های ملموس و ناملموس زیادی را شامل می شود. در راستای حفظ این منابع، عوامل گوناگونی می تواند موثر باشد که شناخت این عوامل در پایداری منابع گردشگری مهم است. در این تحقیق، هدف شناخت و تحلیل عوامل موثر بر پایداری منابع توسعه گردشگری در روستاهای هدف گردشگری شهرستان پاوه و ارائه راهکارهای مطلوب در این زمینه است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات میدانی با استفاده از ابزار پرسش نامه است. روایی پرسش نامه از طریق نخبگان انجام و پایایی نیز با آلفای کرونباخ بیشتر از 70/0 تایید شد. حجم نمونه 349 نفر محاسبه و پرسشگری در سطح سه روستای هدف گردشگری شهرستان پاوه( روستاهای حجیج، خانقاه و شمشیر)انجام شد. نتایج نشان داد نتیجه آزمون نشان می دهد که عوامل اجتماعی و زیست محیطی پایداری منابع توسعه گردشگری به ترتیب با میانگین 175/3 و 042/3، وضعیت متوسطی را برخوردار هستند. همچنین عوامل اقتصادی و زیرساختی نیز به ترتیب با میانگین 131/2 و 702/2، وضعیت ضعیفی را نشان می دهند. نتیجه آزمون کروسکال والیس تایید می نماید که میان سه روستای حجیج، خانقاه و شمشیر، تفاوت معناداری از نظر پایداری منابع گردشگری وجود دارد که بیشترین تفاوت نیز مربوط به روستای خانقاه برای همه عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و زیست میحطی است. در راستای حفظ و پایداری منابع توسعه گردشگری روستایی 6 راهبرد تدوین شده که دو راهبرد راهبرد حفظ فرهنگ و ارزش های بومی و همچنین توسعه خدمات اقامتی-زیرساختی به عنوان مهمترین راهبردها شناخته شده است. با توجه به نتایج، جهت حفظ و پایداری منابع توسعه گردشگری روستایی، بایستی همه عوامل مورد توجه جدی جهت ارتقاء قرار گیرند و راهبردهای پیشنهادی را نیز جهت بهبود شرایط مورد تاکید قرار داد.
رونق کسب و کارهای خرد گردشگری به عنوان یک فرصت اقتصادی برای مناطق روستایی(مورد مطالعه: دهستان سررود شمالی شهرستان بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کسب و کارهای خرد در حوزه گردشگری به عنوان یک عامل مهم برای نوآوری در نظر گرفته می شود که با ترکیب منابع موجود به روش های جدید برای توسعه و اقتصاد مناطق روستایی کمک می کند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف رونق کسب و کارهای خرد گردشگری به عنوان یک فرصت اقتصادی برای مناطق روستایی دهستان سررود شمالی شهرستان بویراحمد انجام شده است. روش تحقیق از نوع کاربردی و کیفی –کمی است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش گراندد تئوری و نرم افزار (SPSS)، استفاده شده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل دو بخش است: بخش اول: متخصصان و نخبگان در حوزه گردشگری و برنامه ریزی روستایی هستند، از این رو، بر اساس نمونه گیری هدفمند، تعداد (30) نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شد. بخش دوم نیز، شامل مدیران و خبرگان روستایی(اعضای شورا و دهیاران روستا) هستند که بر اساس نمونه گیری در دسترس تعداد 57 نفر تعیین شدند. از نتایج مصاحبه ها از روش گراندد تئوری، مقولات (اعتبارات بانکی و پشتوانه مالی، اطلاع رسانی و آموزش به کارآفرینان در زمینه کسب و کارها، سیاسی و قانونی، بازاریابی، توجه به رویکرد پایداری در خلق کسب و کارهای گردشگری و تعامل بین سازمان ها و کارآفرینان گردشگری به عنوان عوامل موثر در رونق کسب و کارهای خرد گردشگری در روستاها) استخراج شد. سپس بر اساس آزمون همبستگی پیرسون بین دو متغیر (رونق کسب و کارهای خرد) و فرصت اقتصادی در مناطق روستایی در سطح معناداری 001/0، ارتباط معنادار و مثبتی وجود دارد. همچنین مطابق نتایج تحلیل مسیر، نشان داد (رویکرد پایداری در خلق کسب و کارهای گردشگری با مقدار 178/0 بیشترین و عوامل سیاسی قانونی و بازاریابی با مقدار 151/0کمترین) میزان اثر کلی را شامل شدند.
تحلیل اثرگذاری مؤلفه های اجتماعی بر الگوی مسکن روستاییان ترکمن نشین (مطالعه موردی: شهرستان رازوجرگلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساکن روستایی در ایران با توجه به تنوع اقلیمی و جغرافیایی دارای تیپ های مختلفی است، این مساکن با توجه به ویژگی های جغرافیایی، وضعیت زمین، نوع معیشت، شیوه های زیستی، سبک زندگی و ویژگی های اجتماعی و فرهنگی هر ناحیه ساخته شده اند. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی مولفه های اجتماعی اثرگذار بر الگوی مسکن روستایی مناطق ترکمن نشین ایران و بویژه شهرستان راز و جرگلان در استان خراسان شمالی انجام شده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و نوع آن از نظر هدفْ کاربردی است و برای جمع آوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحققیق، پانزده روستا از بین روستاهای ترکمن نشین واقع در شهرستان راز و جرگلان از توابع استان خراسان شمالی که دارای 13474 نفر حمعیت در قالب 3407 خانوار و با فرمول کوکران در سطح خطای 06/0، حجم نمونه 247 خانوار برآورد و این افراد با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای آزمودن مدل مفهومی پژوهش و بررسی تأثیر ابعاد پژوهش بر الگوی مسکن از رگرسیون چند متغیره و برای تحلیل فضایی از روش PSI استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد رابطه معنادار بین عوامل اجتماعی و الگوی مسکن با مقدار 479/0 در سطح معناداری کمتر از 05/0 و میزان اثرگذاری عوامل اجتماعی نیز بیانگر اثرگذاری بین 7/20 تا 23 درصد است. در تحلیل فضایی الگوی مسکن و عوامل اجتماعی نیز روستاهای یکه سعود سفلی، تش نفس و امانلی در عوامل اجتماعی و روستاهای اشرف الاسلام، گریشتلی باغلی و قره آقاج در الگوی مسکن روستایی وضعیت بهتری داشته و دو روستای امام دره و قره باطر در هر متغیر وضعیت نامناسبی دارند.
شناسایی شاخص های ارزیابی پایداری در بوم نظام های کشاورزی روستای گلزار شهرستان پاکدشت (روش گراندد تئوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت جهان و تغییر سبک زندگی، افزایش تقاضا برای غذا و به موازات آن افزایش برداشت از منابع تولید را در پی داشته است. این روند، تأمین امنیت غذایی جهان را بخصوص در کشورهای در حال توسعه به مخاطره انداخته است. راه حل مشکل، استفاده پایدار از منابع و کشاورزی پایدار می باشد. لذا برای برقراری پایداری درکشاورزی باید بوم نظام های کشاورزی اصلاح شوند. از این رو بوم نظام های کشاورزی نیازمند ارزیابی، طراحی و در صورت لزوم بازطراحی می باشند. در ابتدا شناسایی معیارها و شاخص های ارزیابی پایداری بوم نظام های کشاورزی ضروری می باشد، که هدف این پژوهش است. منطقه مطالعاتی در تحقیق حاضر روستای گلزار، شهرستان پاکدشت و نوع تحقیق حاضر کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، توصیفی پیمایشی مبتنی بر داده های کیفی است. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش گراندد تئوری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش از اعضای هیأت علمی دانشگاه ، خبرگان حوزه کشاورزی پایدار، کارشناسان وزارت جهاد کشاورزی و کشاورزان نمونه منطقه انتخاب شده است. در تحقیق حاضر برای نمونه گیری از روش گلوله برفی استفاده شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت که بعد از 12 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. طبق نتایج تحقیق، از تمامی مصاحبه های صورت گرفته 38 کد استخراج شد و کد ها در پنج دسته پایداری اقتصادی (مداخله)، پایداری اجتماعی (پیامد)، پایداری اکولوژیکی (بستر حاکم)، بهره وری (پدیده اصلی) و عدالت (راهبرد) دسته بندی شدند. مهمترین شاخص ها در بخش اقتصادی شامل عملکرد، در بخش اجتماعی، تجربه کاری کشاورز، در بخش اکولوژیکی، مصرف نهاده های شیمیایی در هکتار، بخش بهره وری، بهره وری اقتصادی آب و در بخش عدالت درآمد سرانه شناسایی شدند. پیشنهاد می شود تا در سیاسیت گذاری های خرد و کلان کشور به منظور ارزیابی پایداری، مجموعه ای از شاخص های بومی سازی شده و منطبق با شرایط اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی هر منطقه را مدنظر قرار دهد.
تحلیل الگوی فضایی امواج سرد در استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امواج گرم و سرد، رخدادهای فرین دمایی با پتانسیل بالا برای ایجاد اثرات منفی بر سلامت انسان و سیستم های طبیعی و اجتماعی-اقتصادی بسته به مدت و شدت آنها هستند. استان گیلان هر ساله امواج گرم و سرد با شرایط آب و هوایی مختلف را تجربه می کند. از این رو، در این پژوهش با ارائه تعریف مشخص از آستانه موج سرد، الگوی مکانی و رفتار فضایی آنها در پهنه استان مورد بررسی قرار گرفت. داده های مورد نیاز دمای حداقل از تارنمای ECMWF با قدرت تفکیک مکانی در مقیاس روزانه بمدت 40 سال (1981 تا 2020) تهیه گردید. سپس با اعمال آستانه صدک 10ام و توالی 3 روزه بر روی داده های دمای حداقل روزانه، امواج سرد شناسایی و شمارش فراوانی رخداد آنها با توالی 3، 6، 9 تا 30 روزه انجام شد. در این راستا، از شاخص های آمار مکانی اعم از I موران جهانی و محلی و آزمون t تک نمونه ای برای شناسایی نوع الگو و رفتار زمانی و مکانی آنها استفاده شد. نتایج نشان داد الگوی کلی فراوانی رخداد امواج سرد در تمامی طول موج ها از نوع خوشه ای بوده و رفتار غیرتصادفی بر آنها حاکم است. همچنین نتایج آماره I موران محلی بیانگر آن است که الگوی HH (بالا-بالا) و LL (پایین-پایین) در بیشتر امواج سرد با توالی های 3 تا n روزه وجود دارد و تعداد پهنه های حاوی الگوهای فوق در امواج کوتاه مدت بیشتر از امواج بلندمدت هستند. به عبارت دیگر، الگوی مکانی امواج سرد در طول موج های بلندتر نیز همگن بوده و کل استان از لحاظ فراوانی رخداد آنها دارای رفتار تصادفی می باشد. همچنین آزمون t تک نمونه ای فراوانی رخداد امواج سرد نشان دهنده رفتار غالب غیرتصادفی در توالی های کوتامدت و رفتار تصادفی در توالی های بلند مدت است.
شناسایی شرایط مؤثر در توسعه گردشگری طبیعت محور در مناطق کوهستانی(نمونه موردی: نیشابور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از الگوهای فضایی گردشگری، عصر پسامدرن گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی می باشد. این الگوی فضایی در برگیرنده رویکرد گردشگران به محیط طبیعی با انگیزه های متفاوتی می باشد که گردشگر از سفر به محیط طبیعی یا طبیعت مد نظر دارد . لذا پژوهش حاضر، با هدف بررسی شناسایی شرایط موثر در توسعه گردشگری طبیعت محور در نیشابور انجام شده است. پژوهش حاضر، از نظر هدف؛ کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش های کیفی و کمی قرار دارد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از تئوری زمینه ای (گراندد تئوری) و آزمون فریدمن استفاده شده است. ابتدا شرایط علی موثر از دل مصاحبه ها استخراج شد، که بر اساس آزمون فریدمن، امکان توسعه گردشگری طبیعت محور بر پایه توان های بالقوه و بالفعل منطقه با مقدار میانگین 45/5، بیشترین اهمیت را شامل شده است. از بین شرایط زمینه ای، توسعه مدیریت مشارکتی با مقدار 38/5 بیشترین میزان میانگین را به خود اختصاص داد. در ادامه در بین شرایط مداخله گر، رویکرد نامتمرکز با مقدار 44/5، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد. همچنین سایر نتایج نشان داد از میان راهبردها، شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدات در زمینه گردشگری طبیعت محور و برنامه ریزی راهبردی برای توسعه این نوع گردشگری با مقدار 17/5، از میان پیامدها، مدیریت یکپارچه بازاریابی طبیعت گردی و کارآمدسازی آن با مقدار 00/5 و در نهایت، از بین موانع، موانع سیاسی با مقدار 04/5، بیشترین میزان اهمیت را در توسعه گردشگری طبیعت محور در مناطق کوهستان، به خود اختصاص داده اند.
تحلیل فضایی تاب آوری شبکه معابر منطقه 2 کلانشهر کرج در برابر مخاطرات محیطی با تاکید بر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکه معابر در نحوه عملکرد و واکنش بافت شهری نسبت به مخاطرات شهری و همچنین ساختار فضایی-کالبدی شهر اثرگذار هستند. شبکه معابر منطقه مورد مطالعه دارای انواع معابر بوده و به شریان های اصلی دیگر مناطق کرج نیز وصل می باشد و به مثابه شریان های حیاتی، بخش اصلی ساختار کالبدی سیستم شهری هستند که در مواقع بحران نقش بسیار موثری در امداد رسانی و ارتقای تاب آوری دارند. بنابراین با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش به ارزیابی میزان تاب آوری کالبدی شبکه معابر منطقه 2 کلانشهر کرج در برابر مخاطرات می پردازد. نوع پژوهش با توجه به ماهیت کاربردی و براساس روش توصیفی-تحلیلی بوده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل کارشناسان در حوزه برنامه ریزی شهری می باشد. . در پژوهش حاضر از مدل تحلیل سلسله مراتبی فازی برای تحلیل داده های استفاده شده است. نتایج پژوهش نیز حاکی از آن است که با توجه به میزان تاب آوری راه ها (معیارهایی همچون وجود فضای باز، نبود تمرکز سازه،تعداد طبقات،تراکم جمعیت و عرض معابر) و مسیرهای ارتب اطی بین مراکز مدیریت بحران، در واقع راه های اضطراری درجه1 منطقه، مسیرهای کارخانه قند، چهار راه مصباح، چهار راه هفت تیر و میدان امام حسین و مترو کرج را شامل می شود. با توجه به قرارگرفتن در مسیرهای ارتب اطی ب ین مراک ز امنیتی، آت ش نشانی، مراک ز درم انی و می زان تاب آوری کلی، این محل ها را شامل می شود .
بررسی مشکلات مدیریتی منابع آب کشاورزی نواحی روستایی (مورد مطالعه: روستاهای مرکزی استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از چالش های فراروی کشور در فرآیند توسعه، مسائل مربوط به کمبود و کیفیت منابع و مدیریت بهینه و صحیح منابع آب است. پژوهش حاضر با هدف بررسی مسایل و مشکلات مدیریت منابع آب کشاورزی روستاهای جلگه مرکزی استان گیلان به صورت پیمایشی صورت گرفته است که اهداف اختصاصی پژوهش حاضر را شناخت مسائل و مشکلات مدیریتی منابع آب کشاورزی در نواحی روستایی جلگه مرکزی استان تشکیل میدهند .ابزار اصلی تحقیق، تنظیم و تدوین پرسش نامه می باشد که پایایی مقیاس اصلی آن از طریق آلفای کرونباخ با 89/0 تایید گردیده است و روایی آن توسط اساتید و کارشناسان مربوطه مورد تائید قرار گرفته است.در این راستا تعداد 384 نمونه با استفاده از جدول مورگان تعیین و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری میانگین، انحراف معیار ، واریانس و تعیین بارعاملی در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که مسائل و مشکلات مدیریتی منابع آب کشاورزی در سه حوزه منبع آب، انتقال آب و در سطح مزرعه وجود دارد که مدیریت در هر سه حوزه، در سطح پایینی قرار دارد. در مورد منبع آب سه عامل برداشت های غیر اصولی، قوانین و برنامه ریزی های نامناسب و عدم نظارت استخراج شده است که این عوامل در مجموع969/77 درصد از کل واریانس را تبیین مینمایند. در مورد انتقال آب دو عامل، مشکلات ساختاری کانال ها و عدم نگهداری و تعمیرات مشخص شده است که این دو عامل 57 درصد از کل واریانس را تبیین مینماید. در مورد مسائل و مشکلات در سطح مزرعه نیز دو عامل عدم مصرف بهینه آب توسط شالیکاران و عدم مناسب بودن سیستم زهکشی استخراج شده است که این عوامل 556/63 درصد از کل واریانس را تبیین می نمایند.