شعرپژوهی (بوستان ادب)

شعرپژوهی (بوستان ادب)

شعرپژوهی سال 17 زمستان 1404 شماره 4 (پیاپی 66) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل گفتمان قدرت و ایدئولوژی در دو نامه از اسکندرنامه ی نظامی بر اساس روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۷
بافت فکری و اجتماعی ایران و مشخصاً آذربایجان قرن ششم در اسکندرنامه ی نظامی تبلور یافته است. برای شناخت گفتمان های رایج در این عصر، می توان از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده نمود. فرکلاف ضمن تأکید بر رابطه ی درهم تنیده ی متن، تعامل و بافت اجتماعی، از اهمیت نقش نهاد قدرت در تولید، اصلاح و بازتولید گفتمان ها با کمک ایدئولوژی سخن می گوید. بر پایه ی روش فرکلاف، یک متن در سه لایه ی توصیف و تفسیر و تبیین بررسی می شود. در این پژوهش با مطالعه ی اسکندرنامه ی نظامی، دو نامه ی دارا و اسکندر پیش از شروع جنگ، تحلیل شده است و در طی آن با بررسی عبارت بندی دگرسان، عبارت بندی افراطی، شمول معنایی، تضاد معنایی، عاملیت جمله، فرآیند اسم سازی، مجهول سازی، مثبت و منفی بودن جمله و پیوند جملات در سطح توصیف؛ بافت موقعیت، بافت بینامتنی در سطح تفسیر و بررسی داده های برآمده از دو سطح قبلی در سطح تبیین وجود سه گفتمان خویشاوندی، دین داری و نظامی گری برای تصاحب قدرت سیاسی در قرن ششم آشکار گشت. نظامی دو گفتمان دین داری و گفتمان نظامی گری برای تصاحب قدرت را تقویت می کند و گفتمان خویشاوندی را به چالش می کشد. همچنین او ایدئولوژی بیگانه دوستی که نقطه ی مقابل ایدئولوژی بیگانه ستیزی است را تقویت می کند. در حیطه ی نهاد دین، سه گفتمان دین داری اسلامی، گفتمان اشعری و گفتمان فلسفه گرایی در اسکندرنامه تجلی یافته است. برخورد نظامی با گفتمان دین داری اسلامی هنجاری است اما با ترکیب و اصلاح دو گفتمان اشعری و فلسفه گرایی در حال بازتولید نوعی دیگر از گفتمان مبتنی بر خردگرایی است.
۲.

نگاهی به شیوه های ماده تاریخ سرایی در کهن ترین گورستان شیراز، دارالسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۳
گونه ی ماده تاریخ از انواع ادب فارسی است که پیشینه ای بیش از هزار سال دارد. علاوه بر آثار مکتوب و سردر بناهای برجسته، کتیبه ها یا گورنوشته ها از مظاهر مهم بروز این گونه ی ادبی بوده اند. از برجسته ترین این مکان ها می توان به گورستان تاریخی دارالسلام (درب سلم) شیراز اشاره کرد. مقاله ی حاضر کوشیده تا در مکان مذکور، دست به شناسایی، معرفی و دسته بندی شیوه های ماده تاریخ سرایی، بزند. این پژوهش با شیوه ی مستقیمِ میدانی و همچنین غیرمستقیمِ کتابخانه ای و با تلاشی چندین ساله در استخراج و خوانش حدود 1500 بیت شعر در 228 گورنوشته و انتخاب 45 بیت نویافته، در فاصله ی زمانی قرون 11 تا 14 ه .ق فراهم شده است. از آنجا که بر پژوهش های پیشین این عرصه، آسیب هایی چند مترتب بود که مهم ترین آن ها نگاه غالباً سنتی و برآمده از آثار مکتوب کهن بوده است، نگارندگان در مقاله ی مذکور تقسیم بندی های متفاوتی ارائه داده اند که عبارتند از: عددی، واژگانی، منظوم و پوشیده با کسر یا جمع. این اشکال، پس از شناسایی و ارائه نمودار و بسامد آماری، از جنبه های مختلف مثل شیوه ها، صنایع ادبی و محتوا و مضمون بررسی شده اند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که بیشترین ماده تاریخ متعلق به دوره ی قاجار است که دلیل عمده آن نیز حضور شاعران توانمند در این عرصه، در شیرازِ آن روزگار است. فروانی کلی انواع گونه ها نیز به این ترتیب است: پوشیده با کسر یا جمع، منظوم، عددی و واژگانی. دلیل استقبال از هر کدام از این شیوه ها عبارتند از: تمایل به ساختن ماده تاریخ فاخر، سخت یا آسان بودن ماده تاریخ سرایی در هر روش، ویژگی های سبکی و زبانی زمانه و توانایی شاعران. این اشعار در مواردی نیز شامل مضامینی متفاوت مثل اشاره به نام، پیشه، و علت مرگ فرد است که بررسی هرکدام از این مضامین می تواند اطلاعات مفید اجتماعی، فرهنگی و تاریخی هر عصر را در اختیار ما بگذارد.
۳.

جریان شناسی شعرِ زنان پساهفتادی؛ با نگاهی به اشعار شاعران شاخص زن پانته آ صفایی و فاطمه سالاروند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
در همه ی ادوار شعر فارسی تا قبل از مشروطه یک جریان کلی شعر، با فضایی کاملا مردانه، حاکم بوده و طبعاً به اشعار شاعران زن نیز در تاریخ ادبیات ما بی توجهی شده است. با جنبش مشروطه و فعال شدن زنان و شروع مطالبه گری آنها، زنان در عرصه ی جامعه فعال تر شدند اما در ادبیات زنان تحول شاخصی که بتوان از آن به عنوان یک جریان ادبی یاد کرد، روی نداد. در این دوره، هرچند روشنفکران مدرنیست به مسائل زنان نیز توجه نشان دادند اما دغدغه و محور اندیشه ها یا فعالیت های سیاسی اجتماعی آنان نبود. نتایج همین فعالیت های اندک سیاسی اجتماعی از مشروطه تا اواخر پهلوی، در حوزه شعر زنان، را باید در ظهور چهره ها و نوابغ شعری همچون فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، پروین دولت آبادی و... جستجو کرد. بعد از انقلاب اسلامی و درپی باز شدن فضای سیاسی و فرهنگی کشور، شعر زنان نیز تشخص ادبی پیدا کرد و به ویژه در دهه هفتاد و هشتاد با غلبه جریان اصلاحات گسترش یافت. قدرت گرفتن جریان اصلاحات در فضای سیاسی جامعه و بروز تحولات فرهنگی به دنبال آن، نقطه شروع و استمرار جریانی ادبی محسوب می شود که آن را «جریان شعر پساهفتادی» می نامیم. بانوان شاعر این جریان را نه می توان کاملا روشنفکر نامید و نه انقلابی، بلکه زنان شاعری هستند که به نوعی اعتدال ادبی اجتماعی رسیده اند؛ یعنی هم در حوزه جنبش زنان و مطالبات فمینیستی اشعار متعددی دارند و هم در نقد اجتماعی، عاشقانه و آیینی. این شاعران کوشیده اند، تا مستقل از نگاه و بیان مردانه ی مرسوم، لایه های حسی و عاطفی زن را بکاوند و درمعرض دید و داوری مخاطبان بگذارند.
۴.

بررسی قصیده ی «نامه ی اهل خراسان» انوری بر اساس نظریه ی تحلیل گفتمان انتقادی ون د ایک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۶
تحلیل گفتمان انتقادی رویکردی بینارشته ای است که زبان، جامعه، ایدئولوژی و قدرت از مؤلفه های اصلی آن شمرده می شوند. ون دایک، به عنوان یکی از نظریه پردازان تحلیل گفتمان انتقادی با مطرح کردن مربع ایدئولوژیک خویش، به دنبال تبیین چگونگی اثرگذاری ایدئولوژی در متون اجتماعی- شناختی است؛ باتوجه به تأثیر متقابل جامعه و ادبیات، نگارنده می کوشد طبق نظریه ی ون دایک، قصیده ی «نامه ی اهل خراسان» انوری را -که تظلم نامه ی مردم خراسان به حاکم سمرقند است- با روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر متن شعر و پاسخ به این پرسش که انوری در این قصیده کدام یک از راهبردهای چهارگانه ی تحلیل گفتمان انتقادی ون دایک را برای برجسته کردن ویژگی های منفی دیگری و تقویت ویژگی های مثبت خود/خودی به کارگرفته است؟، بررسی کند. یافته ها نشان می دهد انوری بدون اشاره به ویژگی های منفی خود/خودی و ویژگی های مثبت غیرخودی/دیگری با تمهیدات واژگانی، نحوی و بلاغی به بزرگ نمایی ویژگی های منفی دیگری و ویژگی های مثبت خود/خودی می پردازد تا ازطریق قدرت حاصل از کنترل ذهن مخاطب، وی را اقناع کند تا به هدف خود که مبتنی بر ایدئولوژی عدالت طلبی و ظلم ستیزی است، دست یابد.
۵.

نقدی بر «فرهنگ سخنوران» با تکیه بر شاعران فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۷
یکی از آثار ماندگار و کاربردی در پژوهش های معاصر شعر فارسی، فرهنگ سخنوران است که به کوشش عبدالرسول خیّامپور در دو جلد تدوین یافته است. مؤلّف در این اثر، فهرستی از تخلّصِ شاعران فارسی زبان را بر اساس حروفِ الفبا ترتیب داده است که پژوهش گر می تواند با مراجعه به تخلّص شاعر مورد نظر خود، منابعی را درباره ی آن سراینده شناسایی کند. این فرهنگ با همه ی ارج و اهمیّتی که دارد، مانندِ هر اثر بزرگ دیگر، خالی از ایراد و اشکال نیست و گویا تاکنون توجّه ناقدان و صاحب نظران را به خود جلب نکرده است. مقاله ی حاضر می کوشد به اختصار، تعدادی از همین مشکلات و چالش ها را که خواننده در استفاده از فرهنگ سخنوران با آن ها مواجه می شود، با دیگر پژوهش گران در میان بگذارد. از عمده ایرادهای این اثر، ایجادِ دو یا چند مدخل برای یک شاعر است. همین امر سبب می شود که خواننده هنگام رجوع به یک مدخل، از دیگر مدخل ها و اطّلاعاتی که در ذیلِ آن ها آمده است، بازبماند. به همین منظور، در این یادداشت ابتدا مقدّمه ای در معرّفی فرهنگ سخنوران و شیوه ی نگارش آن خواهد آمد. در ادامه، خواننده با برجسته ترین علّت هایی که باعث شده در این فرهنگ برای بعضی شعرا، دو یا چند مدخل ایجاد شود، آشنا خواهد شد و درمی یابد که مؤلّف گاه برای یک شاعر، هم با نام و هم با تخلّص، مدخل ایجاد کرده است؛ چنان که در مواردی، هم با شهرت و هم با اسم. گاه تصحیف موجب دو یا چندگانه خوانی شده است. در مواردی مؤلّف خود القابی را برای یک شاعر برساخته و دو یا چند مدخل در نظر گرفته است. بعضی از سرایندگانِ بدون تخلّص، با دو نسبت، مدخل شده اند. در جاهایی نیز، دو تخلّصِ کاملاً مشابه، و به صورت متوالی، برای یک شاعر مدخل شده است.
۶.

ساخت داخلی فضاهای ذهنی در استعاره های داستان «رستم و سهراب» بر اساس نظریه ی شناختی فوکونیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۰
یکی از مهم ترین ویژگی های ادبیات فارسی سمبولیک بودن آن است و استعاره از نگاه شناختی از موضوعات جدید در این حوزه به شمار می رود. نگارندگان در این پژوهش می کوشند با بررسی استعاره های داستان «رستم و سهراب» بر اساس مدل شناختی فضاهای ذهنی فوکونیه و ساخت داخلی آن یعنی فریم ها بپردازند. بر اساس نظریه ی فوکونیه، استعاره، رفتن از یک فضای ذهنی به فضای دیگر استیافته های پژوهش نشان می دهد فضاهایی که استعاره های متن رستم و سهراب بر اساس آن ها شکل گرفته است، در چهار دسته قرار می گیرد: نخست، استعاره هایی که می توان برای آن ها یک فریم کلی تر در نظر گرفت و همه را در قالب یک فضای ذهنی تحلیل کرد. فریم قدرت بر همه ی این استعاره ها مسلط است؛ گروه دوم، استعاره هایی که فریم پیوند دهنده برای آن ها در گفتمان شعر نقش چندانی بازی نمی کند؛ دسته ی سوم، استعاره هایی که فرایندی محسوب می شوند و یکی از فضاها با یک فریم فرایندی (فعلی) مرتبط می شود؛ مهم ترین ویژگی این دسته این است که قسمت هایی از فریم در متن فعال هستند. فریم های فرایندی از این نظر در خور توجه هستند که وقوع برخی کلمات در شعر را توجیه می کنند و گفتمان متن را شکل می دهند. دسته ی چهارم استعاره ها از این نظر در خور توجه هستند که مسیر استعاری را از انتزاعی به عینی دنبال می کنند و از این دیدگاه در تقابل با سایر استعاره های متن هستند که مسیر حرکت استعاره ای آن ها از عینی به انتزاعی یا از انتزاعی به انتزاعی تر است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۶