الاهیات افلاطونی به مثابه بخشی از نظام فکری او تابع مؤلفه هایی است که کل پیکره اندیشه های او را تحت تأثیر قرار داده است. وی، همان گونه که در حوزه هستی شناسی و متافیزیک، با توجه به میراث هراکلیتی و پارمنیدسی خود، دو ساحت عقلی و حسی را مطرح می کند، در حوزه الاهیات نیز از یک سو قلمرو متعالی را مطرح می کند که در آن می توان ویژگی هایی نظیر ثبات، و حتی گونه ای مشابهت با صفات نظام های الاهیاتی ادیان، یافت. اما برای اعمال نفوذ و تبیین تغییرات به خدایانی نیاز دارد که در قلمرو جهان متغیر ایفای نقش کنند. از این رو الاهیاتی ناظر به ساحت این جهانی یا حلولی شکل می گیرد. بدین ترتیب ثنویت معهود و مألوف افلاطون در هستی شناسی و معرفت شناسی، در الاهیات نیز رخ می نماید. مدعای این مقاله این است که دمیورژ و خیر را می توان دو روی یک سکه دید و دمیورژ را صورت شخصی تر و انضمامی تری برای خیر برتر و متعالی قلمداد کرد.
هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تقسیم کار در خانواده بود. چارچوب نظری مقالة حاضر با استفاده از نظریة سرمایة اجتماعی تدوین شد. جامعة آماری 400 نفر از زنان متأهل شاغل در آموزش و پرورش شهر مشهد بودند. برای جمع آوری اطلاعات از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز با شیوة نمونه گیری خوشه ای مرحله ای به دست آمده است، نتایج نشان داد که به ترتیب، متغیرهای ساخت قدرت، تعداد فرزندان، درآمد پاسخگو و سرمایة اجتماعی به طور کلی 5/21%تقسیم کار خانگی را تبیین می کنند.
گنتزن قواعد سیستم منطقی را به دو دستة «قواعد عمل گری» و «قواعد ساختاری» تقسیم می کند. مقصود وی از قواعد عمل گری، قواعد معرفی و حذف یک ثابت منطقی است. قواعد ساختاری بیان کنندة ویژگی های مبنایی یک استدلال است به گونه ای که هر تغییری در آن ها سبب تغییر کل سیستم می شود. وی در آثار خود به این نکته اشاره داشته است که معنای ثوابت منطقی صرفاً از طریق قواعد عمل گری قابل حصول است این نکته زیربنای رویکرد استنتاج گرایی به معناداری ثوابت منطقی است. چرا قواعد عمل گری و ساختاری مجموعاً به عنوان تعریف ثوابت منطقی لحاظ نشود؟! پیکاک با این پرسش مبنای رویکرد استنتاج گرایی را به چالش می کشد. ایان هکین در پاسخ به این ادعا، استدلال می کند که پذیرش ایدة پیکاک، منجر به عدم پایستاری خواهد شد. در این مقاله پس از بررسی دقیق مفهوم قواعد ساختاری و بیان تمایز آن با قواعد عمل گری، استدلال هکین را ارزیابی و نقد خواهیم کرد و در نهایت راه کاری برای مسئله ارائه می شود.
پژوهش حاضر به منظور تعیین اثر بخشی الگوی توانبخشی عصب روان شناختی یکپارچه س ازی حسی بر بهبود ک ارک ردهای اجرایی مغز کودکان با اختلال نارسایی توجه – بیش فعالی انجام ش د. روش :طرح پژوه ش شبه آزمایشی از ن وع پیش آزمون – پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل بود. نمونه پ ژوهش شامل 30 ک ودک دخت ر و پسر با نارسایی ت وجه/بیش فعال ی بود که ب ه شی وه نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک ه ای تشخیصی و هوش همتا شده و به ط ورتص ادف ی به دوگ روه مساوی آزمای ش و کنت رل اختصاص یافت ند. ابزار پژوهش پرسشنامه نشانه شناسی مرضی ک ودک ان (CSI-4)، آزمون ماتریسهای رنگ ی ریون کودکان و ارزیابی ک ارکردهای اج رایی( ب رنام ه ری زی، توجه ، مه ار پاسخ ) بر اساس آزمون برج لندن و آزم ون عم لکرد پی وست ه انجام شد. م داخل ه درم انی ب ر اساس روش یکپارچه سازی حسی که شامل شش هفته تمرینات (SI) بود صورت گرفت. داده ه ا با روش های تحلیل ک وواریانس م ورد تج زیه و تحل یل ق رار گ رفت. یافته ها : نتایج نش ان داد که یکپ ارچه سازی حس ی در م رحل ه پس آزم ون باعث اف زایش معنی دار ک ارکردهای اج رای ی (همه موارد:01/0P#,
این مقاله با توجه به جایگاه سوریه در سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، در پی پاسخگویی به این پرسش است که بحران سوریه چه تأثیری بر امنیت منطقه ای ایران خواهد داشت؟ در مقام پاسخ به پرسش یادشده فرضیه پژوهش این است که بحران سوریه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک این کشور و جایگاه آن در حلقه اصلی محور مقاومت می تواند باعث تضعیف ضریب امنیت منطقه ای ایران گردد. هدف اصلی نوشتار حاضر تجزیه و تحلیل امنیت منطقه ای ایران در پرتو تحولات سوریه است. پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است و می کوشد تأثیرات متغیر مستقل یعنی بحران سوریه را بر امنیت منطقه ای ایران به منزله متغیر وابسته به بحث و بررسی گذارد. یافته های این پژوهش بر این دلالت می کنند که با تداوم یافتن بحران سوریه، امنیت منطقه ایران با تهدیداتی از جنس؛ تضعیف محور مقاومت، شکل گیری منازعات گفتمانی و تشدید تنش های فرقه ای و مذهبی، برهم زدن ساختار قدرت و موازنه قوا و بالا گرفتن رقابت تسلیحاتی در منطقه مواجه خواهد شد. تمهیدات تئوریک پژوهش نیز برگرفته از نظریات اندیشمندان«مکتب کپنهاگ» پیرامون امنیت منطقه ای است.
زمینه: پردازش پس رویدادی، نشخوارفکری در مورد ناکارآمدی ادراک شده در موقعیت های اجتماعی است که به عنوان عامل مهمی در حفظ اختلال اضطراب اجتماعی مطرح شده است. هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه پردازش پس رویدادی (;PEPQ راچمن، گروتر-اندرو و شافران،2000) در جمعیت دانشجویی انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی بوده و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی دانشگاه شهید بهشتی بود. نمونه شامل 460 نفر (280 نفر دختر و180 نفر پسر) بودند که پرسشنامه پردازش پس رویدادی را تکمیل کردند و 284 نفر (198 نفر دختر، 86 نفر پسر) که علاوه بر آن، چک لیست اضطراب و فوبی اجتماعی ،پرسشنامه ارزیابی فراوانی اجتناب مخفی، مقیاس خود سنجی اضطراب اجتماعی لیبوویتز و مقیاس هراس اجتماعی را نیز پاسخ گفتند. همچنین، 55 نفر بیمار مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به پرسشنامه پردازش پس رویدادی پاسخ گفتند. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون، آلفای کرونباخ، آزمون t گروه های مستقل و تحلیل عامل تاییدی استفاده شد. یافته ها: بین نمره پردازش پس رویدادی با نمره های چک لیست اضطراب و فوبی اجتماعی، پرسشنامه ارزیابی فراوانی اجتناب مخفی، مقیاس خود سنجی اضطراب اجتماعی لیبوویتز و مقیاس هراس اجتماعی همبستگی معناداری وجود دارد که حاکی از روایی سازه های همگرای این ابزار است. تحلیل عامل تاییدی ساختار تک عاملی را تایید کرد و روایی تمایز گروهی با روش آزمون t مستقل نشان داد که نمره پرسشنامه پردازش پس رویدادی در گروه مبتلا به اضطراب اجتماعی به طور معناداری از گروه غیرمبتلا بالاتر است. همچنین، همسانی درونی پرسشنامه پردازش پس رویدادی بر حسب آلفای کرونباخ محاسبه شد (85/0=α) و پایایی بازآزمایی نیز تایید شد. همچنین آزمون t گروه های مستقل نشان داد، آزمودنی ها با دیدگاه تصویر خود بیرونی نسبت به افراد با دیدگاه تصویر خود درونی، نمره بالاتر در پرسشنامه پردازش پس رویدادی، اضطراب صفت و همه پرسشنامه های مربوط به اضطراب اجتماعی دارند. بحث و نتیجه گیری: بنابراین به نظر می رسد نسخه فارسی پرسشنامه پردازش پس رویدادی ابزاری معتبر برای سنجش پردازش پس رویدادی در جمعیت ایرانی است.
واژه ""کتاب"" یکی از مفاهیم کلیدی قرآن است که از دیرباز مورد توجه قرآن پژوهان بوده است. این واژه 231 مرتبه در قرآن ذکر شده و در همنشینی با واژه های دیگر قرآنی قرار گرفته است. بررسی همنشین-های کتاب حاکی از آن است که این واژه دارای سه نوع از همنشین های صفتی، فعلی و اسمی است. از همنشینی بین کتاب و صفاتی همچون حق، منیر، مبین، مسطور، کریم، عزیز، امام و رحمت، معلوم، مصدق، مکنون، حکیم، حفیظ و مفصل، شش معنای قرآن،کتب آسمانی، تورات، لوح محفوظ، نامه، اجل مقدّر بدست می آید. همنشینی کتاب با چهارده فعل، چهار معنای قرآن،کتب آسمانی، تورات و نامه اعمال را در بردارد. همچنین کتاب با دو واژه ام و اهل همنشین شده است که نشان می دهد واژه کتاب در قرآن، در ترکیب اسمی خود دارای سه معنای کتب آسمانی، لوح محفوظ و آیات محکم است. این مقاله با بهره گیری از روش معناشناسی به تبیین محورهای همنشینی کتاب با دیگر واژه های قرآنی می پردازد تا از این طریق بتوان معنا و مفهوم کتاب و گستره معنایی آن را بدست آورد.
یکی از مهم ترین مسائلی که مدیران برند با آن مواجه اند، چگونگی فراهم آوردن و گسترش درک بهتری از رابطه ی بین سازه های برند و وفاداری مشتری است. برخورداری برندها از ارزش اجتماعی و برآورده ساختن اهداف میان فردی مصرف کننده باعث خواهد گردید تا مصرف کنندگان در بیان هویت خود از ویژگی های برند استفاده نمایند و این امر می تواند وفاداری مشتریان را به همراه داشته باشد. در این پژوهش که از نوع توصیفی- پیمایشی می باشد، از پرسشنامه ای 20 سوالی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد و در بین 227 نفر از مشتریان شرکت چرم مشهد توزیع گردید. یافته های پژوهش حاکی از تأثیر مثبت نیازهای خود- تعریفی مصرف کنندگان بر وفاداری آنان از طریق میانجی گری هویت گرفتن مصرف کننده از برندمی باشند.همچنین، نتایج پژوهش نشان می دهد که در صورت برخورداری هویتیکبرنداز ویژگی هاییکهنیازهایخود- تعریفیمصرف کنندهرابرآورده سازد، مصرف کنندگان، برند موردنظر را جذابانگاشته و در بیانهویتخودازویژگی هایبرند استفاده می کنند که این امر درنهایت، موجبات وفاداری آنان را فراهم خواهد آورد.
گوستاو فلوبر، پایه گذار مکتب رئالیسم و جزو نخستین نگارندگان رمان مدرن به شمار می آید. او علاوه بر دقت و وسواس بی حد در گزینش جملات که سبک نگارش وی را از دیگر نویسندگان متمایز می کند، نگاهی روان کاوانه به مسائل و دردهای اجتماعی دارد. شاهکار او رمان مادام بواری است که تأثیر بسزایی بر نگارش بسیاری از رمان های بزرگ جهان داشته است. باوجوداینکه برخی از آثار وی توسط مترجمان بنام به فارسی ترجمه شده اند اما مترجمان دیگری نیز، دست به ترجمه دوباره و چندباره این آثار زده اند که این مسئله خود به نوعی گواه اهمیت و حضور این نویسنده و آثار وی در ادبیات فارسی است. این مقاله خواهد کوشید تا به بررسی جایگاه این نویسنده، آثار وی و میزان تأثیرگذاری او بر نویسندگان ایرانی و سیر داستان نویسی فارسی بپردازد.
اهداف: با توجّه به ناکامی برنامه های توسعة روستایی و روند روزافزون تخلیّة جمعیّت روستایی، گردشگری روستایی به عنوان رویکردی مکمّل در کنار سایر فعالیّت های اقتصادی مطرح شده است. گردشگری آثار مثبت اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد. هدف مقاله، بررسی نقش گردشگری در تغییرات اقتصادی و اجتماعی روستاهای نمونه است.
روش: روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی با استفاده از مطالعات میدانی و کتابخانه ای است. حجم نمونة تحقیق، 384 سرپرست خانوار روستاهای هدف گردشگری استان گلستان است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای آماری و آزمون های کی دو، فیشر، کروسکال والیس و آزمون تی تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها/ نتایج: یافته ها بیانگر نقش متوسّط به بالای گردشگری در ایجاد اشتغال با میانگین (77/2)، افزایش درآمد (89/2) و بهبود وضعیّت جاده (5/3) و توسعة سرمایه گذاری (5/3) در روستاهای هدف است. رونق گردشگری منجر به تغییر ترکیب شغلی از کشاورزی به خدمات و صنعت شده است، به طوری که در قبل از انتخاب روستا به عنوان هدف شاغلین بخش های کشاورزی، خدمات و صنعت به ترتیب 51، 9/10 و 6/15 درصد بوده است که در بعد از انتخاب به 36/26 و 4/22 درصد رسیده است. وجود تفاوت ها در دو مقطع زمانی به وسیلة آزمون تی زوجی نیز به اثبات رسیده است. همچنین گردشگری باعث افزایش تعامل با میانگین (56/3)، آگاهی (51/3) و مشارکت (4/3) شده است. افزایش میزان حضور زنان در فعالیّت های اقتصادی و اجتماعی(51/3) از اثرات فرهنگی گردشگری بوده است. براساس رویکرد تفکیکی، شاغلین بخش های خدمات و صنعت، نقش گردشگری را در ایجاد تحوّلات اقتصادی و اجتماعی مثبت تر از سایر گروه های شغلی ارزیابی کرده اند که بر اساس آزمون تحلیل واریانس fدر سطح بالایی از درجة اطمینان به اثبات رسیده است.
اساس سخنوری، اقناع و ترغیب مخاطب و گفتن سخن مؤثر است که از این فن به اقتضای حال و ""بلاغت"" تعبیر کرده اند. از آنجا که سخن از ارتباط متقابل گوینده با شنونده حاصل می گردد، بنابراین شرط تأثیر آن، شناخت حال و موضع مخاطب است و این شناخت وقتی به دست می آید که مخاطب نزد گوینده حاضر و عوالم درون او برای گوینده محسوس و ملموس باشد. جلال الدین محمد مولوی در فیه ما فیه -که مجموعه تقریرات شفاهی او در حضور مخاطبان و مریدانش می باشد- کوشیده است تا به یاری جملات خطابی در نفوس شنوندگان تصرف و مقاصد مورد نظر خود را در آنها افاده نماید. در پژوهش حاضر کوشش شده تا با روش توصیف و تحلیل محتوا به بررسی انواع جملات خطابی و چگونگی کاربرد آنها در نثر فیه ما فیه پرداخته شود.[1] برآیند تحقیق حاکی از آن است که مولوی در سراسر فیه ما فیه به منظور بیان احساسات درونی و انتقال هر چه مؤثرتر اندیشه های عرفانی و اخلاقی به مخاطب و جلب پذیرش او، در کنار بیان این مفاهیم در کسوت جملات خبری، از انواع جمله های انشایی و خطابی (امر، نهی، پرسش و ندا) با اغراضی چون تأکید، تذکر، تحذیر، ارشاد، ترغیب و ... به قصد حفظ ارتباط با مخاطب بهره می گیرد که این امر با آموزه های تعلیمی-تبلیغی مولوی سازگار افتاده است. از میان جملات خطابی نیز پرسش و امر از بالاترین بسامد در نثر فیه ما فیه برخوردارند.
بما أن أحد أسباب نجاح القاصّین الرئیسیة فی بلوغهم إلی الأغراض التی یرمونها، استخدامهم الواعی للعناصر الروائیة کالحبکة، وبناء الشخصیة، وأسلوب الحکایة، و... لهذا کرّست هذه الدراسة جهودها مستفیدة من المنهجین الوصفی-التحلیلی، والإحصائی -البیانی فی دراسة أحد آثار نجیب محفوظ المعروفة وهو «بیت سیئ السمعة» والذی یشتمل علی ثمانی عشرة قصة قصیرة، من ناحیة استخدامه العناصر القصصیة حتی تبیّن مقدار نجاحه فی هذا المجال. وقد وصلت إلی هذه النتائج أن أکثرها تبدأ باسم شخصیتها الأصلیة أو فی بدایة القصة یتعرّف القارئ علی العقدة وبعد ذلک، کانت شخصیات القصة تدخل المشهد، الأمر الذی یسبب أن لایواجه القارئ مقدمة مملّة. ممّا یلفت النظر فی هذه القصص، تنسیقها مع الحبکة. أسلوب الحکایة فی کل القصص هذه، هو أسلوب عارف الکل إلاّ قصة «الرّماد» فقد عرضها الراوی مستعیناً بأسلوب المتکلّم وحده، علماً بأن ثبات عنصر الراوی من أهم الأسباب التی تُمَکِّنُ القارئ من استیعاب القصة بسهولة وبساطة. مما جدیر بالذکر أنّ محفوظ فی قصصه الأخیرة إلی جانب معالجته النفسیة للشخصیات، فقد اعتمد علی الطریقة المباشرة مهتمّاً بإبراز المعالم الخارجیة للشخصیة ولکن تناوله للشخصیات فقد أصبح أکثر تلخیصاً من الناحیة الکمیة وأکثر إکمالاً من الناحیة الفنیة، حیث إنّ الراوی لم یرسم وحده المعالم الخارجیة، بل إنّ کثیراً من تلک الأوصاف ترسم من قبل شخصیات أخری. إن المونولوجات خاصة منها النفسی تعتبر من أهم عناصره القصصیة، والاستفادة من الجمل التعجبیة، والتشبیهات البدیعة، والمثل، والکنایة تعدّ من أهم میزاته النثریة.
بازخوانی آثار ادبی با رویکردهای تازه به پویایی فضای جامعه ادبی می انجامد. نقد جامعه شناسی در عرصه ادبیّات، به بررسی تأثیر متقابل ادبیّات و جامعه بر یکدیگر می پردازد و با تحلیل این تأثیر و تأثّرها، راهی نوین در برابر کسانی قرار می دهد که دغدغه اصلی ذهن آن ها شناخت انسان و جامعه جدید انسانی است. نگرش جامعه شناسانه به رمان با رویکرد جامعه شناسی زنان، منظری نسبتاً نوپدید است که از قابلیّت وگنجایی چشم گیری برای بحث های نوین و جذّاب در این زمینه برخوردار است. نگارندگان از این نظرگاه و با تکیه بر دیدگاه های «پی یر بوردیو»، نظریّه پرداز و منتقد فرانسوی، به بررسی رمان خاله بازی از بلقیس سلیمانی پرداخته اند. سلیمانی در این رمان با نگاهی واقع گرایانه و در عین حال انتقادی به مسایل اجتماعی و فرهنگی ایران، خصوصاً وضعیّت زنان در دهه شصت و قبل از آن می پردازد. روش تحقیق این مقاله، توصیفی - تحلیلی و بهره ور از دیدگاه جامعه شناسی بر پایه مکتب انتقادی پی یر بوردیو است. در رابطه دیالکتیکیِ عاملیّت و ساختارِ بوردیو در کنشِ افراد این داستان، بیشتر بازتولید ساختارهای ثابت فرهنگی وجود دارد؛ امّا در پایان رمان، شاهد تولید ساختاری جدید از سوی یکی از شخصیّت های اصلی آن هستیم. همچنین مفاهیم بازتاب یافته در رمان خاله بازی ناظر بر آن است که نویسنده آن – خواسته یا ناخواسته - با نگاهی به جامعه در بستر اسطوره ای، تاریخی، پیشامدرن، مدرن و پسامدرن و مقایسه ضمنی آن ها با یکدیگر، رابطه دیالکتیکی عاملیّت و ساختار بوردیو را تأیید می کند.
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی برگزاری کارگاه آموزشی مهارت های تدریس برخود ارزیابی اساتید وارزشیابی دانشجویان از اساتید در دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل بود. پژوهش حاضر یک مطالعه مداخله ای شبه تجربی است. جامعه آماری این پژوهش اساتید و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابلاست که 84 نفر استاد و 5012دانشجو است که کلیه اساتید به دو گروه 42 نفره مداخله و شاهد تقسیم شدند اما از میان دانشجویان، نمونه 358 نفره با استفاده از جدول مورگان انتخاب که در قالب دو گروه 179 نفره مداخله و شاهد قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها ازپرسشنامه محقق ساخته خودارزیابی اساتید و پرسشنامه ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان استفاده شد که روایی محتوایی آنها توسط کارشناسان مربوطه تایید و پایایی آنها نیز بااستفاده از ضریب الفای کرونباخ 90/0 محاسبه شد. نتایج بدست آمده نشان داد که بعداز برگزاری کارگاه آموزشی مهارتهای تدریس، اساتید ارزیابی بهتری از خودداشته ودانشجویان نیز عملکرداساتید را مثبت تر ارزشیابی کردند. برگزاری کارگاه آموزشی مهارتهای تدریس برخودارزیابی اساتید وارزشیابی دانشجویان از عملکرد اساتید تاثیر مثبت داشته است. بنابراین لازم است که بر اساس برنامه ای مدون و به صورت دوره ای این کارگاه ها برگزار شده و برای اساتید و دانشجویان یادآوری گردد.
در دهه اخیر در شهرها و کشورهای سطح جهان، شاهد سیاستهای سرمایه گذاری بزرگ مقیاس در فضای شهری هستیم. این سیاست ها ابتدا با نوسازی های دهه 1970 میلادی شکل گرفت که هدف آن نوسازی شهرها در سطح وسیع با تخریب مناطق فرسوده و آسیب دیده پس از جنگ جهانی، ایجاد فضاهای شهری خاطره انگیز و بزرگ و ساخت شهرهای صنعتی بود. چندی بعد این اقدامات توسط شهرسازان مورد نکوهش قرار گرفت و اجرای این فعالیتها تا حدی متوقف شد. در قرن 20 موج جدیدی از سیاست های ایجاد ابرپروژه های شهری با هدف جهانی شدن شهرها و جذب سرمایه های جهانی آغاز شده است. در سال های اخیر این جریان سرمایه گذاری در ایران نیز آغاز شده است .مجموعه مگامال تهران، موج های آبی مشهد، مجموعه میدان شهدای مشهد به عنوان دومین پلازای دو طبقه جهان از جمله این نوع پروژه ها می باشند. به طور قطع این نوع اقدامات تأثیرات بسزایی در بازارهای جهانی، اقتصاد کشورها، سرمایه های مالی و ... دارد. ابر پروژه های شهری تأثیرات متعددی بر سطوح متفاوت شهری از جمله تغییرات ارزش افزوده زمین و نوسانات قیمت زمین و مسکن، جذب جمعیت و یا جابجایی جمعیت و ... دارند . تاکنون تحقیقات متعددی پیرامون تأثیرات ابرپروژه ها انجام شده است اما اهمیت تأثیرات که امری مهم در برنامه ریزی و اجرای ابرپروژه ها از جهت افزایش تأثیرات مثبت و کاهش تأثیرات منفی را داشته جایگاهی در تحقیقات نداشته است. از این رو هدف تحقیق حاضر تعیین اهمیت تأثیرات ابرپروژه الماس شرق مشهد از نظر مردم که بطور ذهنی و عینی و ملموس با تأثیرات ابرپروژه مواجه شده اند می باشد. جهت جمع آوری اطلاعات سه محله اسماعیل آباد، شهرک توس و کاریزک در پیرامون ابرپروژه الماس شرق با حجم نمونه 276 نفر انتخاب شد . برای تعیین اهمیت تأثیرات از روش تصمیم گیری چند معیاره الکتره استفاده شد. نتایج نشان داد که روند ساخت و ساز پس از اجرای ابرپروژه در مرتبه اول اهمیت به نظر مردم قرار دارد و پس از آن، عامل دسترسی به خدمات جایگاه ویژه ای دارد. امنیت، عدالت اجتماعی، اقتصاد مکان و شرایط محیط زیست در مرتبه سوم و مشارکت اجتماعی، حس تعلق، شبکه حمل و نقلی و اقصاد خانوار در آخرین درجه اهمیت از نظر مردم قرار گرفتند.
در دهه های اخیر به دنبال اهمیت یافتن روانشناسی مثبت گرا و به منظور مقابله با مشکلات روزافزون روحی و روانی، نقش محیط های زندگی در پاسخگویی به نیازهای انسان در جهت دستیابی به شهرهای سالم و شاد اهمیت بیشتری یافته است. طراحی پاتوق ها به عنوان کانون های جمعی به گونه ای که روابط ساکنین را تسهیل نموده و نیازهای آنان را برآورده سازد می تواند نقش مؤثری در ارتقاء سلامت عمومی شهروندان داشته باشد. مرور ادبیات موضوع نشان می دهد که علی رغم نظریات گوناگون در زمینه شادی و مطالعات فراوان در زمینه فضاهای جمعی و کیفیت آن ها، تأثیر طراحی مناسب چنین فضاهایی بر افزایش نشاط اجتماعی کمتر مورد بحث بوده است. در جهت دستیابی به چنین جنبه هایی، تحقیق حاضر تأثیر حضور در پاتوق ها را با تأکید بر ابعاد هیجانی (عواطف مثبت و منفی) و ابعاد شناختی (رضایتمندی از زندگی) شادی و با تبیین مؤلفه های هرکدام و اهمیت آن ها در طراحی پاتوق ها، مورد بررسی قرار می دهد. بدین منظور ابتدا با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و توزیع 180 پرسشنامه هدفمند به شیوه خوشه ای چند مرحله ای در پاتوق های موجود در منطقه یک اردبیل نگرش مردم نسبت به طراحی پاتوق های شاد شهری جمع آوری شد و سپس اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS 20 و توسط آزمون های آماری تجزیه و تحلیل و رتبه بندی گردید. نتایج تحقیق مطابق با نگرش مردم، بر اهمیت نقش پاتوق ها به عنوان یک فضای جمعی در افزایش ابعاد عاطفی و شناختی ساکنین و در نتیجه افزایش شادی در محیط های شهری دلالت دارد.
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه کمال گرایی بهنجار و نوروتیک با خود ناتوان سازی و زیر مقیاس های آن (خلق منفی، تلاش و عذر تراشی) در دانشجویان پسر بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 350 نفر از دانشجویان پسر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران انتخاب شدند. ابزار: شرکت کنندگان مقیاس های خودناتوان سازی جونز و رودوالت (1982) و مقیاس تری شورت و همکاران (1995) را تکمیل کردند. داده ها به وسیله آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: کمال گرایی بهنجار با خودناتوان سازی و مولفه های خلق منفی و عذرتراشی رابطه منفی معنادار و با مولفه تلاش رابطه مثبت و معناداری داشت. از طرف دیگر کمال گرایی نوروتیک با خود ناتوان سازی و مولفه های خلق منفی و عذرتراشی رابطه مثبت و معناداری داشت اما با مولفه تلاش رابطه معناداری نداشت. همچنین کمال گرایی بهنجار و نوروتیک به صورت همزمان بیشترین قدرت پیش بینی را به ترتیب برای خلق منفی، خودناتوان سازی کلی، عذرتراشی و تلاش داشتند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این تحقیق می توان نتیجه گرفت که با افزایش نمرات افراد در کمال گرایی بهنجار، رفتارهای خودناتوان ساز آنها کاهش می یابد، در حالیکه با افزایش نمره کمال گرایی نوروتیک رفتارهای خودناتوان ساز آنها افزایش می یابد. همچنین می توان از روی ابعاد بهنجار و نوروتیک کمال گرایی خود ناتوان سازی دانشجویان را به طور مستقیم پیش بینی نمود.