فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۸٬۰۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
بخش درخورتوجهی از مجموعه سکه های دوره صفوی به سبب
کیفیت و اطلاعاتی که دربردارند، از مناب ع دست اول و شاخص در
پژوهش های تاریخ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران در دوران مورد
بحث به شمار می روند. نقش این سکه ها را در بازخوانی تاریخ محلی
نیز نمی توان نادیده گرفت. درخصوص معرفی و بازشناسی سکه های
دوره صفوی و محل ضرب آنها کمابیش آثاری به صورت کاتالوگ،
کتاب و مقاله منتشر شده است. اما مطالعات سکه شناختی سکه های
دوره صفوی، هنوز با نواقصی همراه است که از آن جمله به نقص در
شناسایی محل ضرابخانه های دوره صفوی می توان اشاره کرد. بر این
اساس، در این پژوهش، برای نخستین بار نمونه سکه های کمیابی
بررسی می شو د ک ه مبتنی ب ر متن سکه ، د ر فرح آباد ضرب شده اند.
اگرچه دو منطقه با عنوان فرح آباد – ساری و اصفهان - به دوره
صفوی تعلق دارد؛ در منابع مرتبط با سکه شناسی دوره صفوی از این
ضرابخانه نامی برده نشده است و برخی مجموعه داران و سکه شناسان
در انتساب این سکه ها به دو فرح آباد مذکور اختلاف نظر دارند. در
این پژوهش ضمن اینکه تنها نمونه های این سکه های کمیاب
نخستین بار معرفی می شوند، فرح آباد محل ضرب آنها نیز شناسایی
می شود.
سازهای بادی تصویرشده برنگاره های دوره ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی تصویر سازی
- حوزههای تخصصی تاریخ گروه های ویژه باستان شناسی یاستان شناسی آثار هنری و بومی ملل
- حوزههای تخصصی هنر و معماری تاریخ هنر تاریخ هنر ایران پیش از اسلام هنر ساسانی
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای نمایشی موسیقی و آواز ایران و اسلام سازها
دوره ساسانیان از دوره های اعتلای هنر و تمدن در ایران پیش از اسلام است. در این دوره جایگاه هنر و هنرمند در مقایسه با دوره های پیش از خود، از شکوفایی قابل وصفی برخوردار شد. از جمله هنرهای این دوره، هنر موسیقی است که در دربار پادشاهی و درون جامعه مردم جایگاه به سزایی داشته است. از نشانه های ترویج و جایگاه موسیقی در دوره ساسانیان می توان به نگاره ها، سفرنامه های سیاحان غربی و اشاره های آنها به موسیقی عصر ساسانی در این زمان اشاره کرد.
نگاره های به جای مانده از عصر ساسانیان که به طور کلی بر روی نقش برجسته های سنگی، ظروف فلزی و دیوارنگاره ها مشاهده شده، از جمله مهم ترین منابع در خصوص مطالعه موسیقی و سازهای موسیقی در این دوره اند. در بعضی از این نگاره ها تصاویر همراه با شاخه های انگور و موجودات اسطوره ای در کنار یکدیگر قرارگرفته اند. در نگاره ها نوازنده ها در حال اجرای سازهای زهی، سازهای بادی، سازهای کوبه ای و سازهای خود صدا تصویر شده اند. از بین این سازها، سازهای بادی بعد از سازهای زهی بیشترین تصاویر را شامل می شوند.
نتایج حاصله از این پژوهش حاکی از آن است که سازهای بادی تصویر شده بر نگاره های این دوره شامل سازهای سیرینکس، نی دوتایی، مشتک، سرنا، کرنا و بوق است.
بازتاب زندگی اجتماعی زنان عصر صفوی در سفینه فطرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از حکایات و داستان ها غالباً به عنوان منبعی تاریخی یاد نمی شود و کمتر جایگاهی در مطالعات تاریخی دارند. یکی از معدود حکایت نامه های باقیمانده از عصر صفوی، کتاب «سفینه فطرت» است. این اثر منحصر بفرد که بخشی داستان، بخشی مطایبه و لطیفه و بخشی هزل است، نه تنها به بازگویی برخی داستان ها و حکایات پیشین پرداخته است، بلکه حکایت هایی را از عصر خود و منسوب به شخصیت های آن دوره روایت کرده است. در این اثر زن نقش فعالی در جامعه دارد. در کوچه و بازار گردش می کند و مایحتاج خود را به ذوق و سلیقه خویش انتخاب می کند، همراه همسر و حتی تنها به سفر می رود و نهایتاً زنی خانه نشین و به دور از مسائل جامعه خویش نیست. عبارات بکار رفته و واژه هایی که برای نامیدن زنان بیان شده و نیز فضاسازی داستان همه حکایت از نوعی تسامح و حتی شاید کنار گذاشتن چارچوب های اجتماعی متداول عصر نویسنده است. در این جا این سوال مطرح است که نگاه فطرت به نقش زن و جایگاه او در جامعه چگونه بوده است؟ فرضیه ارائه شده آن است که: فضای فکری نویسنده که نیمی از عمر خویش را در هندوستان گذرانده است بر بینش او تاثیر قابل توجهی داشته و نوعی تسامح در گفتارش به وجود آورده است. تسامحی که در نوشتار دیگر نویسندگان دیگر به چشم نمی خورد.
بررسی پدیده راهزنی در سده هشتم هجری با تأکید بر روایات صفوه الصفا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعالیت راهزنان به دلیل ماهیت این گروه همواره در سایه ابهام باقی مانده است. در صورتی که ماهیت راهزنان هر چه بوده باشد، به عنوان یکی از گروه هایی که با فعالیت های خود بخش های تمدنی و اقتصادی و به طورکلی امنیت جامعه و اقتدار حکمرانان را تحت تأثیر قرار می دادند، قابل بررسی و ملاحظه است. علاوه بر این روزگار حکمرانی مغول ها به ویژه در اواخر دوره ایلخانی در ایران دوره ویژه ای از جهت رشد و افزایش شمار گروه های راهزنی و شیوع مسأله راهزنی محسوب می شود.
از طرفی نیز مطالب اطلاعات متون تاریخ نگاری تاریخ میانه ایران و اسلام از جهت توجه به این گروه بسیار اندک بوده و هرگونه تحقیق درباره راهزنان و سایر مباحث اجتماعی مرتبط با آنان مستلزم توجه به متون دیگری نظیر متون ادبی، عرفانی است. در این میان صفوه الصفا عنوان یکی از تألیفات مهم تذکره ای در دنیای تصوّف در اواخر عهد ایلخانی، در لابلای مطالب خود اطلاعاتی در مورد وضعیت و تشکیلات درونی راهزنان در دسترس قرار می دهد که تاکنون مورد توجه شایسته محققان قرار نگرفته است. هدف این مقاله بررسی روایات متعدد صفوه الصفا درباره پدیده راهزنی و تحلیل آن ها به منظور شناخت حیات و فعالیت های تشکیلات راهزنان است.
انتقال هنرهای صناعی سرزمین های اسلامی از قرن چهارم ه.ق به اروپای غربی در قرن دهم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرزمین های اروپایی در قرون وسطی از جمله در قرن دهم میلادی قربانی بربریت، جنگ ها، غارتگری ها و رقابت های شوالیه ها و طبقه اشراف بودند و از امنیتی نسبی برخوردار نبودند. ایشان همواره سعی داشتند با تشکیل دولت هایی مستقل و جنبش های دهقانی به دنبال ایستادگی در برابر مهاجمان و شکست آنها از وضعیتی پایدارتر برخوردار شوند. مورخان از قرن دهم به آخرین دوره از «عصر فترت» یاد می کنند. در این قرون اروپا به لحاظ اقتصادی، سیاسی، دینی و اجتماعی، و وضعیت علمی و فرهنگی در شرایط نامطلوبی به سر می برد. این درحالی است که سرزمین های اسلامی در قرن چهارم هجری دوره رنسانس و شکوفایی خود را می گذراندند؛ عصری که مسلمانان در تمامی حوزه های تمدن (همچون علم، فرهنگ، صنعت و هنر) پرآوازه و صاحب نظر بودند.
پژوهشگران بی غرض حوزة تاریخ تمدن به ویژه تاریخ اسلام و اروپا همگی بر تأثیر دستاوردهای مسلمانان بر اروپا در حوزه های مختلف از جمله هنر در قرن چهارم هجری تأکید می ورزند. با این پیش زمینه مقالة پیش رو به دنبال ردیابی مصنوعات هنری در آثار موزه ای و کتب منتشره در دو حوزه تاریخ تمدن و تاریخ هنر با مسئله فقدان آثار تولید شده توسط هنرمندان اروپایی قرن دهم میلادی با تأثیرپذیری از هنر اسلامی قرن چهارم هجری مواجه شد. به دنبال پاسخگویی به این مسئله فرضیه مطرح شده در طول مقاله تقویت شد که آثار اسلامی قرن چهارم هجری از طریق بازرگانی و هدایای خلفای اسلامی به پادشاهان، اشراف و شوالیه ها به اروپا در قرن دهم میلادی منتقل شده است و هنرمندان اروپایی با توجه به شرایط نابسامان آن دوران تنها دریافت کننده و سفارش دهندة آثار بودند و به تولید آثار با بهره گیری از ویژگی های اسلامی اهتمام نورزیدند.
بررسی افکار و اندیشه های مهدی قلی خان هدایت (مخبرالسلطنه) و رابطه ی آن با سنت، مذهب و مدرنیته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حاج مهدی قلی خان هدایت ملقب به مخبرالسلطنه (1242-1334خ) یکی از رجال بزرگ سیاسی- فرهنگی دوران معاصر است. حیات سیاسی- اجتماعی او آکنده از حوادث و دگرگونی های مهم بود. مخبرالسلطنه حدود نیم قرن در تاریخ معاصر ایران نقش بارزی را ایفا نمود، به ویژه در سیر حوادث انقلاب مشروطه خدمات شایانی را انجام داد و در غالب کابینه ها حضور داشت. وی زمانه ی شش پادشاه – از اواسط سلطنت ناصرالدین شاه تا اواسط سلطنت محمد رضا شاه پهلوی- را درک نموده و تا بالاترین سطوح سیاست و قدرت یعنی ریاست وزرایی پیش رفت. او به مسائل و موضوعات فرهنگی علاقمند بود و در این زمینه آثار و تألیفاتی چند از خود بر جای گذاشت. افکار و اندیشه های او در رابطه با سنت، مذهب و مدرنیته قابل تأمل است و تأثیر آن را در اقدامات و عملکرد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی او می توان مشاهده نمود. وی نگاهی نسبتاً میانه در رویارویی و تقابل سنت و مدرنیته در عصر خود داشته است و انتخاب هر یک را به طور تام بر دیگری ترجیح نمی داد. این نوشتار مبتنی بر تعاریف مفاهیم سنت و مدرنیته به بررسی افکار و اندیشه های مخبرالسلطنه هدایت با تکیه بر منابع دست اول، اسناد، مدارک و تحقیقات جدید پرداخته و رابطه افکار و اندیشه های وی را به لحاظ نظری با مضامین و مفاهیم سنت، مذهب و مدرنیته آشکار می سازد.
نقش عَمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عَمّار بن یاسر یکی از یاران رسول خدا (ص) بود که در دوران دعوت مخفیانة عصر بعثت اسلام آورد. خانواده او از سوی اشراف مشرک مکّه به سختی شکنجه می شدند، بسانی که پدر و مادر وی در راه اسلام شهید شدند و خودش نیز چنان شکنجه می شد که هیچ یک از یاران رسول خدا (ص) به اندازة وی در راه اسلام شکنجه نشدند. عمّار در حیات خود ایمان و یقین کامل به خدای متعال داشت، آن گونه که رسول خدا (ص) وی را پیوسته همراه حق می دانست. عَمّار شناختی عمیق از اسلام داشت و بصیرت و معرفت کامل وی سبب شده بود تا فتنه ها را به خوبی بازشناسد و حقیقت را تبیین نماید و در فراز و نشیب حوادث مواضعی ثابت اتخاذ کند. به همین سبب در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی مکه و در تضعیف موقعیت مشرکان و گسترش اسلام در این شهر نقش مهمی داشت. عمار در دروه هجرت همواره مدافع اسلام و در تمامی غزوات شرکت فعال داشت. پس از رحلت رسول خدا(ص) وی در عصر سه خلیفه اول از اهل بیت حمایت کرد و از مخالفان بیعت با خلیفه اول بود. وی در روزگار خلیفه دوم مدتی استاندار کوفه بود و در دوره عثمان جزو معترضان به شیوه حکمرانی وی بود و از سوی وی شکنجه شد. عمار در روزگار خلافت امام علی(ع) جزو حامیان سرسخت آن حضرت بود و در جنگ جمل و صفین از وی حمایت کرد و در این راه به شهادت رسید. بدین سان عمار در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام تاثیر فراوان داشت روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی و روش جمع آوری مطالب به صورت کتابخانه ای با استفاده از منابع درجه اول تاریخ نگاری اسلامی است. فرضیة مقاله آن است که عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام وتثبیت موقعیت و نظریه امامت الهی اهل بیت تأثیر فراوان داشت.
بررسی انتقادی دیدگاه ها درباره مذهب ناصر کبیر و خاندان او(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو، در پی بررسیِ انتقادی نظرگاه های نایکسان درباره مذهب ناصر کبیر و خاندان وی است. در این باره، دو دیدگاه وجود دارد؛ گروهی از نویسندگان در سده های متمادی، با گرایش های اعتقادی مختلف و از طیف های گوناگون فکری و علمی، او را پیرو مذهب زیدیه شمرده اند و در مقابل، گروهی دیگر از نویسندگان امامی که بیشتر از قرن دهم هجری به بعد هستند، با استناد به پاره ای از گزاره ها، او را عالمی امامی مذهب معرفی کرده اند. با بررسی تحلیلی گزاره ها و شواهد تاریخی و نیز آثار و آرای ناصر کبیر، درمی یابیم که دیدگاه گروه نخست، به صواب نزدیک تر است. در زمینه مذهب خاندان ناصر کبیر نیز می توان گفت اگرچه برخی منابع به مذهب امامی ایشان تصریح کرده اند، ولی با بررسی قراین و شواهد تاریخی، به احتمال قوی، سایر افراد دودمان ناصر کبیر نیز به مذهب زیدیه باورمند بوده اند
انگیزه های ضد سامی گری و تأثیر آن بر تفتیش عقاید در اسپانیا(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شبه جزیره ایبری، سرزمینی با اقوام مختلف است که اتحاد و یکپارچگی در آن منطقه، همواره با دشواری هایی همراه بوده است. منشأ این دشواری را می توان نژاد مشترک نداشتن ساکنان این سرزمین دانست. اسپانیا پس از دچار شدن به چالش های عمیق، ایجاد اتحاد ملی را در دستور کار خود قرار داد و یکپارچگی مذهبی برآمده از دستگاه تفتیش عقاید را به عنوان یکی از ابزارهای مناسب برای این هدف برگزید. تفتیش عقاید، به مثابه روشی برای تحقق وحدت دینی، در اسپانیا حداقل سه دوره داشته است؛ ولی دوره میانی آن که از اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم میلادی آغاز شد، از این نظر مهم است که هدف ایجاد یک دولت ملی یکپارچه را نیز تعقیب می کرد. بر همین اساس، دولت اسپانیا در این دوره، تحت پوشش دستگاه تفتیش عقاید بوده است؛ ولی در حقیقت، با انگیزه ضد سامی گری دست به مبارزه ای جدی با عرب نژادها و یهودیان به عنوان دو قوم تأثیرگذار ساکن این سرزمین زد تا بدین وسیله، وحدت ازدست رفته خود را بازیابد. مقاله حاضر، ابعاد مختلف این موضوع را کاویده است.
باستان سنجی؛ پلی میان علوم طبیعی و مهندسی با باستان شناسی (اهداف و دورنما)
حوزههای تخصصی:
سرعت رو به پیشرفت علوم در شاخه های علوم پایه، فنی و مهندسی و پزشکی در سالیان اخیر بسیار چشمگیر بوده است. در این بین، رشته ها و متدهای تلفیقی علوم نیز با یکدیگر در حال تعامل و تبادل نظر هستند. باستان شناسی نوین نیز از این قاعده مستثنا نیست و این علم از شاخه علوم انسانی، قریب به سی سال است که با تکیه بر روش ها و فن های علمی سعی در پاسخ گویی به سؤالات باستان شناسی و فناوری در دنیای قدیم دارد.
استفاده از روش های علمی، دستگاهی و آماری جهت تحلیل روش های رایج در برهه های زمانی متفاوتِ دنیای باستان را تحت عنوان باستان سنجی (آرکئومتری) می نامند. باستان سنجی در حقیقت مدیریت و برنامه ریزی انجام متدهای تحقیقاتی است که از تخصص های موجود در رشته های مختلف جهت تحلیل سؤالات باستان شناسی بهره می برد. استفاده از متدهای باستان-سنجی ایجاد یک زبان مشترک بین محققین علوم پایه، فنی و مهندسی و پزشکی با محققین علوم انسانی و بالأخص باستان شناسی است.
حضور فزاینده روسیه در شرق دریای خزر و چالش با منافع راهبری انگلیس تا پایان عصر ناصری (1313 تا 1209ق/1895 تا 1794م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی قرن نوزدهم میلادی، سیزدهم هجری، حضور روسیه در آسیای میانه به صورت فزاینده ای افزایش یافت. این امر ایران را در معرض تجاوزات تازه قرار داد و به چالش روابط روس و انگلیس دامن زد. آثار مختلفی که تاکنون درباره روابط روس و انگلیس نوشته شده، بیشتر به شرح رویدادهای نظامی بسنده کرده و به اهمیّت سازوکار دیپلماسی روسیه، کمتر اشاره شده است. این تحقیق می کوشد تحلیل تازه ای از کاربَست روش های سیاسی و نظامی روسیه، در آسیای میانه و بازتاب های منطقه ای آن ارائه کند.
روش تحقیق توصیفی تحلیلی (Descriptive - analytical) و اسنادی (method Documentar) است و استناد به منابع دست اول و معاهدات و مکاتبات تاریخی، در اولویت قرار گرفته است. همچنین نویسندگان با هدف مشخص کردن ابعاد سیاست خارجی روسیه در آسیای میانه، درصدد یافتن پاسخ این پرسش ها هستند: روسیه چگونه توانست حاکمیّت خود را بر سرزمین های پهناور شرق دریای خزر تحمیل کند؟ ایران و انگلیس در برابر توسعه طلبی آن کشور چه اقداماتی انجام دادند؟
چنین فرض می شود که اقدامات نظامی، تنها ابزاری نبود که روسیه از آن استفاده می کرد و سیاستمداران آن کشور نیز، در موفقیت های کشور خود نقش داشته اند. نتایج این تحقیق نیز نشان می دهد: بازتاب رقابت های استعماری روس و انگلیس، در جغرافیای سیاسی سواحل دریای خزر، بسیار تأثیرگذار بود و روسیه از ترکیب ابزارهای موثر، مانند روابط اقتصادی، روش های سیاسی، مطالعات میدانی، نفوذ اطلاعاتی و اقدامات نظامی استفاده و حاکمیت خود را بر سراسر آسیای میانه تثبیت کرد.
سیر تحول نساجی در دورة قاجار با تأکید بر نقش یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرتمند شدن صفویه توسط پادشاهانی مانند شاه عباس اول باعث اتحاد سیاسی کشور، رونق تجارت، امنیت جاده ها و در نتیجه بازرگانی شد. در این میان، یزد با قدمت چند هزار ساله در نساجی، در دورة صفویه بزرگترین طراح پارچه در تاریخ ایران؛ یعنی غیاث الدین نقشبند یزدی را پرورش داد. در دورة قاجار به دلیل واردات منسوجات خارجی، نساجی در ایران تا حد زیادی از رونق افتاد؛ ولی شهرهایی مثل یزد و کاشان رشد مثبتی داشتند. ده ها نوع پارچه که برخی منحصر به فرد بود؛ همچون مخمل و ... در یزد تولید شد. در عصر قاجار، امیرکبیر کارخانه های بزرگ نساجی در شهرهایی مثل یزد و کرمان و کاشان و.. احداث نمود. اساتیدی مثل محمد خان نقشبند و ... که شهرت جهانی داشتند، در یزد ظاهر شدند. تحولات در نساجی در این دوره (قاجار) این دو سؤال را مطرح می نماید که تحولات نساجی در یزد و نقش هنرمندان یزدی دراین عصر چگونه توصیف شده است؟ محصولات و دستاوردهای این تحولات درکشور و در یزد چه بود؟ تبیین فرضیات مطرح توصیفی-تحلیلی مبتنی بر آثار اسنادی و کتابخانه ای است.
بررسی جایگاه منشآت و منشآت نویسی در ایران تا پایان قرن هشتم هجری
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ ایران دبیران و منشیان جایگاه ویژه ای در دربارهای حکومتی داشتند. آنها برای رسیدن به مقام دبیری باید واجد ویژگی ها و توانایی های متفاوتی می-بودند. یکی از این ویژگی ها مهارت و توانایی آنها در کتابت و خوشنویسی بود. عده ای از این دبیران پس از مدتی در کسوت دبیری نشستن اقدام به تألیف و تدوین رساله ها و متن هایی پیرامون آموزش و انتقال تجربیات و آموخته های خود می نمودند. در این متون آنها به آموزش موارد مختلفی از جمله نحوه کتابت و خوشنویسی می پرداختند.یکی از این متون، مجموعه های منشآت فارسی بود. معرفی منشآت و سیر تدوین و گردآوری آنها به عنوان یکی از متون آموزشی کتابت و خوشنویسی مسئله ای است که این پژوهش با شیوه توصیفی و با کمک منابع کتابخانه ای سعی در بررسی آن دارد. آشنایی با منشآت، ویژگی های آنها و سیر تکوین و تدوین این متون تا قرن 9 هجری می تواند دستاورد این تحقیق باشد.
بررسی سیر تطور کاربرد مفهوم «ظل الله» در دوره میانه تاریخ ایران بر اساس منابع تاریخ نویسی و اندرزنامه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی سیر تطور کاربرد «ظل الله» برای سلاطین ایران دورة میانه و تبیین کاربست آن در منابع تاریخ نویسی و اندرزنامه ای است؛ و در آن تلاش می شود به این پرسش ها پاسخ داده شود که سیر تاریخی کاربرد مفهوم «ظل الله» در منابع تاریخی و اندرزنامه ای چگونه بوده؟ و از چه دوره ای به عنوان لقب سلاطین به کار رفته است؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که «ظل الله» نخست در منابع تاریخی در وصف خلفا و از سدة پنجم به بعد به طور محدود، در توصیف برخی سلاطین و نه به عنوان لقب، به کار رفته است. اطلاق آن در اوایل دورة میانه به رعایت شرایطی از جمله عدالت و اقتدار مشروط بوده و به تدریج، شرایطِ اطلاق حذف شده است و حاکمان، اعم از عادل و ظالم، با توجیهاتی بدیع به این عنوان ملقب شدند. یافته های دیگر پژوهش نشان می دهد سیر انتقال این لقب از خلفا به سلاطین، در منابع تاریخ نویسی، پیش از اندرزنامه ها آغاز شده است؛ اما پس از نصیحه الملوک غزالی، برخی اندرزنامه ها نیز با توجیهات گوناگون، در محکم کردن پایه های نظام «ظل اللهی» سلطانی نقش مهمی ایفا کردند.
نقش فاطمیان در گسترش علوم نقلی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، در صدد بررسی میراث مکتوب شیعیان فاطمیِ مصر در باب علوم نقلی است. «نقل»، یکی از مهم ترین پایگاه های ترویج علوم دینی و وحیانی است؛ زیرا به مدد آن می توان آموزه های الهی را به بندگان خدا منتقل ساخت. شاید راز توجه ادیان، فِرَق و مذاهب آسمانی به دانش های نقلی در فعالیت های تبلیغی و آموزشی خود، همین نکته باشد. فاطمیان اسماعیلی مذهب، از این قاعده مستثنا نبودند و در شاخه های متنوعی همچون: فقه، تفسیر، تاریخ، شعر، ادبیات و دیگر علوم نقلی فعالیت داشتند. اگرچه دستاوردهای مکتوب فاطمیان در این زمینه اندک است و به عنوان مثال، در مباحث فقهی نوآوری چشمگیری نداشتند و در علم قرائت و تفسیر به دلیل رویکرد عقل گرایی و باطنی، تألیفات چندانی از خود به یادگار نگذاشتند، اما توجه ویژة آن ها به علوم نقلی، چه با هدف حفظ موجودیت سیاسی خویش و چه با انگیزه ترویج فرقه اسماعیلیه، شایسته بازخوانی است. این نوشتار که به همین منظور سامان یافته، نشان می دهد که فاطمیان توانستند با ترسیم ساختار مناسب و کمک های سخت افزاری و نرم افزاری، علوم نقلی را به بهترین شکل ترویج نمایند.
ایران شناسی انگلیسی؛ زمینه ها و رویکردها(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«شرق شناسی» را مجموعه ای از مطالعات و تحقیقات دانشمندان و مؤسسات کشورهای غربی در موضوعات و مسائل مختلف شرقی دانسته اند. ایران شناسی، به عنوان شاخه ای از شرق شناسی را می توان مجموعه منظمی از مطالعات و پژوهش ها دانست که از سوی دانشمندان غربی برای شناخت: زبان، ادبیات، تاریخ، متون دینی، اندیشه ها، فرهنگ ایران زمین و حوزه تمدنی ایرانی صورت گرفته است. انگیزه و اهداف این مطالعات، دهه های چندی است که در کانون مباحثه ها و مجادله ها واقع شده است. این پژوهش، با بررسی و تحلیل محتوای آثار ایران شناسی انگلیسی قرن نوزدهم و نیمه اوّل قرن بیستم و بازنمایی نسبت آن با اقتضائات سیاسی، نظامی و اقتصادی انگلیس در ایران و آسیا، این سؤال را مطرح می سازد که ارتباط بین سیاست های انگلیس در ایران و آسیا و پژوهش های ایران شناسی آن ها چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که دولت انگلیس، از ایران شناسی به عنوان سازه ای استعماری بهره جسته است و نیز ایران شناسان انگلیسی با پژوهش های خود در ایران، به برسازی هویت خودی نیز توجه داشته اند. اسلام ستیزی، باستان گرایی و نژاد گرایی، از دیگر ویژگی های ایران شناسی انگلیسی است.
بررسی نگارش نامه های دیوان رسالت در عصر غزنوی، با تکیه بر تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله به بررسی شیوة نگارش نامه های اداری در دورة غزنوی و ویژگی های خاص آن، براساس منابع مکتوب٬ به ویژه تاریخ بیهقی پرداخته است. همچنین، مقایسه ای بین مکاتبات دورة غزنوی با دوره های قبل و بعد از آن صورت گرفته و نیز به موضوع تشابه نثر و مکاتبات غزنوی از لحاظ دستوری با نثر عربی یا فارسی قدیم پرداخته شده است.
روش/رویکرد تحقیق: نوع تحقیق، بنیادی-کتابخانه ای بوده و روش آن توصیفی است که با مراجعه به منابع دست اول تاریخی و بر پایة منابع کتابخانه ای نگاشته شده است.
یافته ها/ نتیجه گیری: در دورة غزنوی، دبیران ایرانی، پس از سال ها عربی نویسی، شروع به نگارش متون به زبان فارسی نمودند و نهضت نگارش متون ادبی، علمی، و فلسفی آغاز شد. دیوان رسالت، یکی از دیوان های برجستة غزنوی بوده و دبیری در این دوره، ویژگی های خاصی نسبت به دوره های قبل داشته است. نثر فارسی، که از اوایل قرن پنجم به شیوة مرسل عالی شکل گرفته بود، در متون این دوره، به خصوص در تاریخ بیهقی به کمال رسیده است. مکاتبات و نامه های معمول در دیوان رسالت در دورة پیش گفته، مشتمل بر موضوعات متفاوتی می باشد که نمونه های آن، براساس تاریخ بیهقی بررسی شده است.
تأثیر جدایی فقه و اخلاق در ضعف فرهنگ اخلاقی در تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق در هندسه تمدن اسلام بسان ریشه ای است که ساقه و پایه بقیه معارف دینی، یعنی فقه و عقاید را فراهم می آورد. فقه ورزی نیز که با نوعی وسعت فهم و درک عمیق و ماهرانه در مجموعه معارف دین و با هدف مدیریت حیات طیبه انسان و راهبری و هدایت او انجام می گرفت، به تدریج در احکام عملی و رفتارهای ظاهری انحصار پیدا کرد و در شریعت و تشخیص حلال و حرام و ادای تکلیف در خصوص ظواهر رفتاری ویژه گشت و رفته رفته دانش مستقلی به اسم علم فقه را تأسیس نمود که با بیرون راندن صفات و بر محور فعل مکلف متکفل احکام آن گردید. به نظر می رسد فرهنگ و ارزش های اخلاقی اگر بخواهد سهم لازم و موقعیت واقعی خود را در نظام معرفتی و سبد علوم اسلامی و مدیریت فرهنگی و تولیت جامعه متمدن دینی بازیابد، بازشناسی عوامل این آسیب و آفت شناسی موانع درون دینی آن ضرورت دارد؛ عواملی چون تنزل از جایگاه اصلی به رتبه زائد و زینتی و انحصار فقه در احکام عملی و رفتاری که خاستگاه تاریخی جدایی دستگاه فقه از اخلاق می باشد.
دو نگاه و دو رویکرد: بازخوانی روشی دو کتاب «بعض مثالب النواصب» عبدالجلیل رازی و «مثالب النواصب» ابن شهرآشوب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«مثالب نویسی» گونه ای از نگارش تاریخی - جدلی است که بر نقاط ضعف، کاستی ها و عیب ها تأکید دارد و مطاعن افراد یا گروه های مخالف و رقیب را در نگارش، به صورت برجسته و یکجا مطرح می کند. ادبیات مثالب نگاری، که از قرن دوم با اوج گیری نزاع های ملی و مذهبی آغاز شد، روند رو به رشدی را پیمود و تا قرن ششم، بیش از 40 کتاب با عنوان «مثالب» پدید آمد. دو نمونه از این کتاب ها، که در قرن ششم نگارش یافتند، بعض «مثالب النواصب» اثر عبدالجلیل رازی (م 585 ق) و «مثالب النواصب» اثر ابن شهرآشوب (م 588ق) است. این نوشته با بررسی تطبیقی این دو کتاب، درصدد یافتن تشابه ها و تفاوت های آنهاست. دیدگاه و رویکرد عبدالجلیل رازی دیدگاه تقریبی، اصولی و کلامی است و تلاش کرده با مشی تقریبی میان اهل سنت و شیعه، به گونه ای تفاهم برقرار سازد، بر خلاف دیدگاه و رویکرد ابن شهر آشوب که رویکرد اخباری، حدیثی و به دور از رویة تقریب است. با توجه به این دیدگاه ها، هریک از این نویسندگان روش و شیوة خاص خود را برای تدوین مطالب برگزیده است. روش عبدالجلیل مبتنی بر اقناع، تحلیل، دفاع و همراه با ادبیات محترمانه است، اما روش ابن شهرآشوب بر پایه اسکات، استناد، هجوم و همراه با ادبیات تحریک کننده است.
تأملی در چیستی عدالتخانه و روند تحول مفهومی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنبش عدالت خواهی ایرانیان در عهدقاجار در صیرورت خود با مفهوم عدالتخانه گره خورد و به بسط حوزه معنایی آن منتهی گشت. لذا برای فهم درست تر این مفهوم بایستی متغیرهای تأثیرگذار بر آن را شناسایی کرد و به این مساله پاسخ گفت که چه عواملی در پیوند با مفهوم عدالتخانه قرار داشتند و به چه میزان و محدوده ای بر تحول معنایی آن اثر گذاردند؟ نگارندگان با استفاده از روش تحلیل گفتمان می کوشند با بررسی حوزه های گفتمانی موجود در جامعه آن روز به ارزیابی تعامل این گفتمان ها با مفهوم عدالتخانه بپردازند. ناگفته روشن است که تلقی های متفاوتی از مفهوم عدالتخانه وجود داشت: خواست توده های مردم، اصلاح قضایی بر بنیان سنت رایج جامعه بود؛ اما افکار و آراء سران جنبش متعدد بود؛ بخشی لزوماً راهبردسیاسی نداشتند و به دنبال نظام قضائی کارآمد و مستقل بودند، قسمی یک باره به دنبال استقرار قانون و مجلس مشروطه بودند. در پی بست نشینی در حرم عبدالعظیم و بی توجهی دولت به مطالبات معترضان طباطبایی خواهان ""مجلس عدالت"" شد و مخالفین دولت ""مبعوثان ملت"" را طلب کردند. نه مجلس طباطبایی لزوماً اصلاح قضایی بود و نه مجلس آزادیخواهان حتماً مشروطه. سرانجام سرسختی عین الدوله نظرات متعدد سران جنبش را در چارچوب گفتمان واحدی موسوم به ""مجلس شورای ملی"" و ایجاد مشروطه متمرکز نمود.