ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳٬۵۰۶ مورد.
۶۱.

فراترکیب باورهای اسلامی اخلاق سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۶
مقدمه و اهداف: مقدمه و هدف: امروزه اخلاق سازمانی، به ویژه با رویکرد اسلامی، از دغدغه های مهم مدیران و کارگزاران جامعه است. اخلاق سازمانی نقش کلیدی در تعاملات، انجام وظایف و مسئولیت اجتماعی سازمان و افراد سازمانی ایفا می کند. نهادینه سازی اخلاق اسلامی در سازمان، که مرتبه ای مطلوب در اسلامی سازی است، فراتر از رعایت صرف الزامات فقهی-حقوقی بوده و مستلزم تحول در باورها و نگرش های افراد است (نقی پورفر، ۱۳۹۰). پژوهش ها نشان می دهد التزام عملی به اخلاق اسلامی، پیامدهای مثبت فردی، شغلی، سازمانی و اجتماعی به دنبال داشته و بر بهره وری مؤثر است (امیدوار و همکاران، ۱۴۰۲). پایدارترین روش برای ترویج اخلاق، ایجاد تغییر در دانش و نگرش هاست (رضائیان، ۱۳۸۰). از دیدگاه آموزه های اسلامی، ارزش واقعی یک رفتار اخلاقی هنگامی است که از پشتوانه اعتقادی (حسن فاعلی) و نیز صحت نفس عمل (حسن فعلی) برخوردار باشد (مصباح یزدی، ۱۳۷۹). بنابراین، اخلاق سازمانی به طور عمیقی با مبانی ارزشی و اعتقادی مرتبط است و افراد زمانی برای عمل برانگیخته می شوند که نسبت به آن بینش و باور داشته باشند. آموزه های اسلامی با ارائه یک نظام اخلاقی جامع، تکیه بر فطرت انسانی و مسئولیت پذیری در برابر خداوند، پایه نظری مستحکمی برای اخلاق در سازمان ها می توانند فراهم کنند. اگرچه پژوهش های متعددی در زمینه اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی انجام شده، اما شناسایی باورهای محوری این حوزه به طور مستقل کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو، این پژوهش با تمرکز بر سطح فردی (مدیران و کارکنان)، به دنبال شناسایی، ترکیب و تبیین باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی با مراجعه به منابع اخلاق سازمانی و اخلاق حرفه ای اسلامی است. روش: فرامطالعه روشی برای بررسی عمیق پژوهش های پیشین در یک حوزه است که در چهار قالب فراتحلیل، فراروش، فرا نظریه و فرا ترکیب انجام می شود. این پژوهش، با هدف کاربردی و به روش کیفی، از نوع فرا ترکیب است و از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است که شامل تعیین پرسش، جستجو و انتخاب منابع، بررسی متون، استخراج اطلاعات، تحلیل و ترکیب یافته ها، کنترل کیفیت و ارائه نتایج است. داده ها از مطالعات اولیه در زمینه های مختلف اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی و از طریق پایگاه هایی چون نور، SID و اسکاپوس گردآوری شد. از بین ۸۸ مقاله، پس از پالایش، ۳۲ مقاله مناسب انتخاب شد. با تحلیل محتوای منابع و بهره گیری از روش تحلیل مضمون، ابتدا ۱۷۹ کد استخراج شد که پس از حذف موارد تکراری، به ۱۲۲ مضمون پایه کاهش یافت. این مضامین در نهایت در ۲۰ مضمون سازمان دهنده و ۴ مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. در مرحله کنترل کیفیت، دو پرسش اصلی مطرح شد: تأیید این باورها توسط آموزه های اسلامی و ارتباط آنها با اخلاق سازمانی. برای اطمینان، باورهای استخراج شده افزون بر استناد به برداشت پژوهشگران اسلامی، مستقیماً با مراجعه به قرآن و روایات مورد بررسی و تأیید قرار گرفتند. همچنین، این باورها به پنج متخصص وخبره حوزه و دانشگاه عرضه شد و ارتباط تمامی آنها با اخلاق سازمانی مورد تأیید نهایی قرار گرفت. اگرچه سنجش میزان تأثیر هر باور نیازمند پژوهش کمّی مستقل است، اما این مطالعه چهارچوب جامعی از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی در سطح فردی ارائه می دهد. یافته ها: در این پژوهش، چهار دسته محوری از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی را شناسایی شده است: باورهای توحیدمحور: شامل دو مضمون سازمان دهنده «حکمرانی الهی بر تصمیم و عمل» و «حکومت دانای روزی رسان» است. این باورها با تأکید بر حضور و نظارت مطلق خداوند، و رزاقیت او، زیربنای اخلاص و مسئولیت پذیری را شکل می دهند. باورهای معادنگر: در دو محور «قیامت آینه تمام نمای اعمال» و «محاسبه دقیق اعمال» دسته بندی می شوند. این باورها با ایجاد انگیزه پاسخگویی در برابر حسابرسی عادلانه، قوی ترین مکانیسم خودکنترلی را ایجاد می کنند و فرد سازمانی را نسبت به کوچک ترین اعمالش آگاه و مسئول می کنند. باورهای تکلیف گرایانه: مناصب را امانت و پلکان اخروی می دانند و کار را دارای ارزش و قداست فوق العاده می شمرند. این نگرش، رفتارهای اخلاقی مانند شایسته سالاری، درستکاری، کسب حلال و پرهیز از کم کاری و کسب حرام را تقویت می کند و سنگ بنای مسئولیت پذیری سازمانی است. در این دیدگاه، مدیریت یک تکلیف و خدمتگزاری است و قدرت، ابزاری برای آزمون الهی محسوب می شود. باورهای کرامت محور: با تأکید بر کرامت ذاتی افراد، سازمان را بر پایه مضامینی چون مسئولیت فراگیر انسان، مدیر به عنوان نماد اخلاق، عبادت بودن خدمت به دیگران، حرمت حقوق دیگران و همکاری کریمانه بنا می نهند. این چهارچوب فکری یکپارچه، رابطه اعضای سازمان را بر اخوت و برادری دینی استوار و سازمان را به جامعه ای مبتنی بر کرامت، خدمت و همکاری تبدیل می کند. این باورهای اسلامی، نگرش فرد سازمانی را تغییر داده، معیار درونی ایجاد می کند و انگیزه های فرامادی را تقویت می نماید که در نهایت به رفتارهای اخلاقی منجر می شود. نتیجه گیری: باورهای توحیدمحوری، هسته مرکزی و اساس دیگر باورهاست که چرایی مسئولیت پذیری را تبیین می کند. باورهای معادنگر، موتور محرک و ضمانت اجرای درونی را ایجاد می کند. باورهای تکلیف گرایانه با قداست بخشیدن به کار، چگونگی عمل را مشخص و باورهای کرامت محور، قواعد روابط بین ذی نفعان را تنظیم می نماید. این چهارچوب در یک نظام یکپارچه با هم ارتباط داشته و اخلاق سازمانی اسلامی، تجلی همین نظام اعتقادی است. در تقابل با پارادایم غربی که اخلاق را بر پایه فایده گرایی یا الزامات قانونی بنا می کند، منبع نهایی الزام اخلاقی در این دیدگاه، رضایت الهی و پاسخگویی در پیشگاه خداوند است. قوی ترین مکانیسم نظارتی، نظارت درونی ناشی از باور به علم مطلق خدا و محاسبه اخروی است. همچنین، انگیزه اصلی رفتار اخلاقی در این نگاه، کسب رضایت الهی و انجام تکلیف است، نه انگیزه های مادی و خارجی رایج در ادبیات غربی. نوآوری اصلی این پژوهش، ارائه چهارچوبی نظام مند و جامع از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی در سطح فردی است که از طریق روش فراترکیب تدوین شده است. این چهارچوب نشان می دهد اخلاق سازمانی اسلامی صرفاً یک مجموعه آداب نیست، بلکه خروجی یک جهان بینی یکپارچه است. این دستاورد، قابلیت تبدیل شدن به یک چهارچوب نظری برای توسعه شاخص های بومی اخلاق سازمانی و طراحی برنامه های آموزشی با اثربخشی بالاتر را دارد؛ زیرا به جای تمرکز بر رفتار، به درمان ریشه های اعتقادی و درونی می پردازد. تقدیر و تشکر: برخود لازم می دانم از خبرگان، ناظران و سردبیر و مسئولین محترم مجله، تشکر و قدردانی نمایم. تعارض منافع: در تدوین این مقاله موارد مربوط به اخلاق نشر، رعایت شده و منافع تجاری در این راستا وجود ندارد و نویسنده در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت نموده است. همچنین، بدین وسیله اصالت محتوای مقاله و عدم انتشار آن در جای دیگر اعلام می شود..
۶۲.

باورهای سقف شیشه ای و موفقیت شغلی زنان دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در مراکز درمانی دانشگاهی شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
مقدمه: باورهای مرتبط با موانع پیشرفت شغلی اعمال شده بر زنان با عنوان باورهای سقف شیشه ای توصیف می شوند. این باورها (انکار، تاب آوری، پذیرش و کناره گیری) می توانند موفقیت شغلی زنان را افزایش یا کاهش داده و منجر به انتخاب مسیر شغلی و رفتارهای ماندگاری در سازمان ها شوند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط باورهای سقف شیشه ای با موفقیت شغلی در زنان دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی شاغل در مراکز درمانی دانشگاهی شهر تهران انجام شد. روش: این مطالعه توصیفی-مقطعی با شرکت 149 زن دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در سال 1402 انجام شد. شرکت کنندگان به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. داده ها با پرسشنامه های مشخصات جمیعت شناختی، باورهای سقف شیشه ای اسمیت و موفقیت کارراهه شغلی گاتیکر و لاروود گردآوری و با نرم افزار SPSS نسخه 27 با روش های آمار توصیفی و استنباطی در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شد. یافته ها: میانگین نمره کل باورهای سقف شیشه ای در افراد مورد پژوهش 0/54±4/78 و در زیرمقیاس های تاب آوری 0/70±5/81، کناره گیری 1/18±4/67، پذیرش 1/00±4/41 و انکار 0/86±3/92 بود. میانگین نمره کل موفقیت کارراهه شغلی نیز 0/65±3/15 و در زیر مقیاس های موفقیت بین فردی 0/61±3/98، شغلی 0/73±3/26، سلسله مراتبی 1/00±2/57 و مالی 0/97±2/49 بود. باورهای انکار (p<0/001) و تاب آوری (p<0/001) با موفقیت کارراهه شغلی همبستگی آماری مثبت داشتند. بین باورهای پذیرش (p=0.899) و کناره گیری (p=0/358) با موفقیت کارراهه شغلی همبستگی آماری وجود نداشت. نتیجه گیری: مدیران مراکز درمانی می توانند با تقویت افکار خوش بینانه سقف شیشه ای (انکار و تاب آوری) موفقیت شغلی زنان دانش آموخته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی را به حداکثر برسانند که خود منجر به ایجاد احساس و نگرش مثبت نسبت به ترفیع مقام و به حداقل رساندن افکار بدبینانه (کناره گیری و پذیرش) برای غلبه بر موانع سقف شیشه ای و دستیابی به موفقیت شغلی خواهد شد.
۶۳.

تأملی بر نقش ها و صلاحیت های فناورانه متخصصین کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی و فناوری اطلاعات سلامت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۰
بازنگری برنامه های درسی و آموزشی رشته های مختلف و تعریف یا بازتعریف صلاحیت ها، مهارت های حرفه ای، نقش ها و پست های سازمانی موضوعی رایج برای تمام رشته ها است. در مطالعه ای، صلاحیت های حرفه ای، نقش ها و ردیف های شغلی چون مدیر اطلاعات سلامت و کارشناس فناوری اطلاعات سلامت به عنوان بخشی از صلاحیت ها و ردیف های شغلی برای دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی مورد تاکید قرار گرفته است. رشته هایی مانند فناوری اطلاعات سلامت، مدیریت اطلاعات سلامت و انفورماتیک پزشکی به صورت رسمی و به طور مشخص برای پاسخ به نیازهای اجرایی، فنی، تحلیلی و مدیریتی داده ها/اطلاعات سلامت، و سامانه ها و فناوری های اطلاعات سلامت طراحی شده اند که لازم است این موضوع در تعریف مسئولیت های حرفه ای مدنظر پژوهشگران، دانش آموختگان و سیاست گذاران حوزه آموزش و منابع انسانی سلامت قرار گیرد.
۶۴.

آینده رهبری در سازمان های رسانه ای در بستر تحولات فناورانه (افق 2030)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۸۰
هدف: هدف این پژوهش، بررسی آینده رهبری در سازمان های رسانه ای با توجه به تحولات فناورانه تا افق ۲۰۳۰ است. با استفاده از مدل پنج عامل آینده پیلکان (ثابت ها، روندها، تناقضات، عدم قطعیت ها و شگفتی سازها) و بهره گیری از نظریه های نوین رهبری دیجیتال، پیچیده و توزیعی، تلاش شده است تا چشم اندازی ترکیبی از چالش ها و فرصت های پیش روی رهبران رسانه ای ترسیم شود. روش: این پژوهش در چارچوب آینده نگاری، از روش تحلیل اسنادی بهره برده است. داده ها از منابع معتبر علمی شامل کتاب ها، مقاله های پژوهشی و گزارش های بین المللی گردآوری و با روش تحلیل مضمون قیاسی، بر مبنای مدل پیلکان تحلیل و دسته بندی شده اند. یافته ها: در تحلیل عوامل آینده، در بخش ثابت ها مشخص شد که موفقیت رهبران رسانه ای، به حفظ هویت سازمانی، پایبندی به اخلاق حرفه ای و ایجاد اعتماد پایدار نزد مخاطبان وابسته است. در روندها، رشد ابزارهای هوشمند مانند چت بات های تحریریه و تحلیلگرهای داده، نقش رهبر را به مدیر فناوری ارتباطی تبدیل می کند. در میان تناقض ها، هم زمانی فشار بر تولید محتوای سریع با ضرورت حفظ کیفیت و دقت به چشم می خورد. در عدم قطعیت ها، واکنش مبهم کارکنان به جایگزینی انسانی با الگوریتم، چالشی جدی تلقی می شود. در شگفتی سازها، احتمال تصمیم گیری تحریریه توسط هوش مصنوعی، شکل جدیدی از رهبری را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: رهبران رسانه ای برای حفظ و ارتقای نقش راهبردی خود، باید توانایی ترکیب مهارت های انسانی با ظرفیت های فناورانه را داشته باشند. این تحقیق نشان می دهد که مدیریت موفق آینده، مستلزم تلفیق رهبری تحول گرا با بینش آینده نگر است و به بازطراحی سازوکارهای سازمانی، اخلاقی و فناورانه نیاز دارد.  
۶۵.

تبیین نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی در مدیریت آموزش و پرورش شهرستان مراغه انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کادر اداری و آموزشی مدیریت آموزش و پرورش مراغه به تعداد 453 نفر است که براساس فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 209 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل 4 پرسشنامه استاندارد می باشد. به منظور بررسی وجود یا عدم وجود رابطه علّی بین متغیرهای پژوهش و سنجش تطابق داده های مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیه ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر خودکارآمدی شغلی و آمادگی برای تغییر سازمانی تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، در سطح اطمینان 99 درصد، خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی نقش میانجی ایفا می کند.
۶۶.

غایت شناسی دعای دوم صحیفه سجادیه از رهگذر نگاه تحلیلی به ویژگی های رهبر تمدن ساز اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۴
مقدمه و اهداف : هر تمدنی چه از نوعی دینی و چه از نوع غیردینی آن، نیاز به رهبرانی از جنس رهبران تمدن ساز دارد. رهبر همان راهبر یا ترسیم کننده خط و سیر حرکت یک ملت در مسیر تاریخی آنها می باشد. البته در لسان قرآن، هیچ گاه سیر و مسیر حرکت ملت ها در صورتی که خودشان نخواهند عوض نخواهد شد (رعد، 11)؛ اما چه بسیار امت ها و ملت هایی که خواهان تغییر مسیر تاریخی خود بوده اند، ولی از داشتن رهبری شایسته بی نصیب مانده اند. مسئله پژوهش حاضر، نظری محققانه به دعای دوم صحیفه سجادیه است تا با داشتن زاویه دید تحلیلی گامی در راستای ترسیم ویژگی های رهبر تمدن ساز بردارد. علت انتخاب این دعا برای بررسی موضوع ویژگی های رهبر تمدن ساز از دو وجه قابل توجه می باشد: نخست اینکه، این دعا در زمینه های مختلف ویژگی های شخصیتی و عملکردی پیامبر (ص) مطرح شده است و از این جهت متنی جامع می باشد. نکته دوم اینکه، این تعابیر از جانب فردی معصوم مطرح شده که نگاهی درست و حقیقت گونه به شخصیت و منش پیامبر (ص) داشته است. از همین جهت متن دعا می تواند به عنوان منبعی معتبر و جامع تحلیل شود. اهمیت نگاه تمدن سازی به ویژگی های مطرح شده هم از آن جهت است که رهروان امر ایشان با دریافت این ویژگی ها و با ترسیم افق رهبری تمدن ساز، جهت گیری بینش و منش تمدنی را برای خود روشن خواهند دید. این مهم با داشتن نگاه گذرا و خوانشی بر صفات پیامبر (ص) به عنوان برترین رهبر تمدن ساز دینی، اتفاق نمی افتد؛ بلکه باید نگاهی تفسیری و عمیق بر این صفات داشت تا به نوعی به معنای ثابت و مشخصی از متن دعای دوم صحیفه سجادیه دست یافت و ازاین رو، باید با تأمل و ژرف اندیشی عمیق تری مطالعه و بازنگری شود. روش: در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی به شیوه استقرایی استفاده شده است. مراحل شش گانه این روش در ادامه بیان می شود. 1. تدوین پرسش های تحقیق: این پرسش ها براساس پیش فرض های ذهنی محقق راجع به موضوع موردنظر صورت بندی می شوند (ادیب حاج باقری و همکاران، 1394، ص237)؛ 2. تعیین واحد تحلیل: واحد تحلیل، شخص یا چیزی است که تحلیل براساس آن انجام می شود. مضمون، رایج ترین واحدی است که پژوهشگران در تحلیل محتوای کیفی استفاده می کنند (مؤمنی راد و همکاران، 1392، ص203-204)؛ 3. ایجاد نظام مقوله بندی: مقوله های پژوهش حاضر براساس نظام استقرایی شکل گرفته اند. در نظام استقرایی، ابتدا مقولات مشخص و براساس آن، داده ها، مرحله به مرحله از متن استخراج می شوند (مایرینگ، 2014، ص81)؛  4. نمونه گیری هدفمند: در این نوع نمونه گیری، منابعی برای بررسی انتخاب می شوند که واجد بیشترین اطلاعات، پیرامون موضوع مورد نظر هستند. این منابع را نمی توان از ابتدای پژوهش به طورکامل و دقیق مشخص کرد؛ زیرا انتخاب هر کدام به کفایت اطلاعاتی بستگی دارد که از منابع بررسی شده به دست آمده است (گال، بورگ و گال، 1395، ص 389-398)؛ 5. تحلیل و استنباط از متن: در این مرحله، پژوهشگر ادراکات خود از محتوای داده ها را با نگاهی عمیق بررسی می کند تا دلالت های ضمنی آن را استنباط کند (جنسن و جانکاوسکی، 2002، ص 184)؛ 6. پاسخ به پرسش های تحقیق: در پایان، براساس یافته های پژوهش و تحلیل و استنباط های مبتنی بر آن، به سؤال های پژوهش پاسخ داده می شود. نتایج پژوهش: در پاسخ به پرسش اول یعنی براساس دعای دوم صحیفه سجادیه و با نگاه و رویکرد تمدن سازی، اینکه ویژگی های پیامبر (ص) چگونه ترسیم شده است، مبین دو دسته صفات فردی و اجتماعی می باشد. در دسته صفات فردی، ویژگی های جسمی، روحی، ایمانی و اندیشه ای رهبر تمدن ساز مطرح شده است و در دسته اجتماعی، نحوه تعاملات با خویشان، دوستان و دشمنان و رویکرد راهبردی رهبر تمدن ساز مطرح شده است. نتایج پژوهش در پاسخ به سؤال دوم یعنی براساس ویژگی های رهبر تمدن ساز در دعای دوم صحیفه سجادیه، الگوی پیشنهادی رهبری تمدن اسلامی در عصر حاضر چه می باشد، مبین آن است که رهبر تمدن ساز در رویکردهای فردی، مهربان، جهادگر، مؤمن و متفکر می باشد و در رویکردهای راهبردی، فردی با رویکرد مردم گرا در تعاملات دوستانه داخلی، فردی با رویکرد اقتدارگرا در روابط مخل کننده و مزاحم داخلی، فردی با رویکرد گفتمانی در تعاملات دوستانه خارجی و فردی با رویکرد استراتژیک در تعاملات مخل کننده و مزاحم خارجی می باشد. البته این رویکردها به صورت تعاملی بر دیگر جنبه ها اثر گذاشته و تک بُعدی نمی باشد. سرانجام، پیشنهاد می شود در راستای غنابخشی به تحقیق حاضر، دیگر صفات رهبر تمدن ساز با نگاهی عمیق و رویکردی جدید در دیگر منابع دینی واکاوی و کنکاش شود تا از این رهگذر نه تنها شناخت کافی نسبت به صفات رهبر تمدن ساز اسلامی حاصل شود، بلکه در مقایسه ای فرازمانی در رهبریت تاریخی این تمدن، بحث اطمینان قلبی به موضوع ولایت به عنوان امری در سلوک سیر تمدن ساز، برای رهروان این طریقت حاصل و عاید شود. بحث و نتیجه گیری: تمدن اسلامی به یقین از زمان شکل گیری خود در فرازها و فرودهای زیادی قرار گرفته است؛ اما هیچ کدام از این ریز کنش های مزاحم نتوانسته است کنش حق مدار تمدن اسلامی را در افول و تاریکی قرار دهد و همواره نور این تمدن برای انسان های حقیقت طلب تاریخ، روشنگر و چراغ راه بوده است. تمدن عظیم اسلامی در رهبری و مدیریت همواره متصل به نیروی رهبریت الهی و از جانب اهل بیت (ع) بوده و این انوار مقدس به عنوان الگویی تام در رهبریت تمدنی، سرمشق بوده اند؛ اما در عصر غیبت رهبری تمدن با جایگزینی کلیدواژه ولایت فقیه به جای ولایت امام، دارای رویکردی با ابعاد جدید می باشد. به یقین، برای رهروان تمدن اسلامی پیروی تام و کامل زمانی اتفاق می افتد که این ولایت را به عنوان شاخصه اصلی کشتی در حال حرکت تمدن نوین اسلامی پذیرا باشند و به واسطه ربط با حقیقت، ربط خود را با ولایت روشن نمایند. این مهم زمانی بیشتر ضرورت می یابد که با مقایسه ای بین صفات بنیان گذار تمدن اسلامی و بنیان گذار انقلاب اسلامی و ادامه دهندگان این رهبریت، بفهمیم که صفات رهبران تمدن هزاران ساله اسلامی الگویی برای رهبران تمدن نوین اسلامی بوده و در این راستا تالی تلو ایشان می باشند. وظیفه تابع تمدن اسلامی ایجاب می کند برای بودن و ماندن در کشتی نجات تمدنی، تابع ولایت نیز بوده، وگرنه در برهه های سخت طوفان دریای ظلمت جهل و جهالت، از مسیر درست خارج و غرق شود.
۶۷.

طراحی الگوی سبک رهبری مدیران جهادی؛ مورد مطالعه فرمانده شهید سردار حسن طهرانی مقدم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۸
مدیریت فراگرد به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی بر مبنای یک نظام ارزشی پذیرفته شده است که از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل عملیات برای دستیابی به اهداف تعیین شده، صورت می گیرد.یکی از نکات اساسی این تعریف ابتنای مدیریت بر نظام ارزشی پذیرفته شده است. بر این اساس یکی از طرق بومی سازی رشته مدیریت و استفاده موثر از این رشته برای حل مسائل انقلاب اسلامی، توجه به ارزش های بومی موجود است. از همین رو، مدیریت جهادی به عنوان الگوی مدیریتی برآمده از بطن انقلاب اسلامی که مبتنی بر ارزش های ایرانی- اسلامی و در پیوند با علم و دانش روز می باشد، همواره مدنظر مقام معظم رهبری بوده است. نویسندگان این متن، خلاء وجود الگوی سبک رهبری برآمده از شهید طهرانی مقدم به ویژه خلاء تحقیق و بررسی الگوی این سردار شهید را احساس نموده و درصدد پاسخ به چنین مسئله ای برآمده اند. پژوهش حاضر به لحاظ نوع شناسی پژوهش، کاربردی، گذشته گرا و کیفی به حساب می آید. همچنین این پژوهش از نظر جمع آوری اطلاعات از نوع غیرآزمایشیِ توصیفی پیمایشی می باشد. به لحاظ روش شناسی برای گردآوری اطلاعات با توجه به نوع داده ها و اطلاعات در این پژوهش، از روش کتابخانه ای استفاده شده و پس از جمع آوری اطلاعات برای طبقه بندی آن ها از روش تحلیل مضمون استفاده گردیده است. با بررسی ابعاد و مولفه های زندگانی این فرمانده غیور در مضامین فراگیر زمینه رشد، ظهور شخصیت و شخصیت رهبری میتوان گفت که مولفه های استخراج شده بدیع و بی نظیر است. سه عامل کلیدی در رشد شخصیت شهید طهرانی مقدم شناسایی شده اند: خانواده، مسجد و جریان انقلاب اسلامی. ایمان و اخلاق به عنوان دو ثمره اصلی تربیت او، باعث شکل گیری شخصیت رهبری وی شده است. شهید طهرانی مقدم با ویژگی هایی چون ولایت مداری، تفکر راهبردی، مدیریت بر قلب ها و مدیریت جهادی، الگویی جامع از رهبری ارائه داده که می تواند راهنمایی برای مدیران در محیط های پیچیده امروزی باشد.
۶۸.

تحلیل سیاست های سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
مقدمه: فساد اداری سوءاستفاده از قدرت سازمانی اعطاء شده برای انتفاع شخصی است. قانون و سیاست های ارتقای سلامت اداری با هدف مشروعیت حاکمیت، بهبود کارایی، تحقق اهداف سازمانی و ارتقای رضایت ارباب رجوع در ایران تدوین شد. این پژوهش با هدف تحلیل سیاست های سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی ایران انجام شده است. روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل اسناد انجام شد. تعداد 35 نفر از افراد مطلع و کلیدی در فرایند تدوین، اجرا و ارزشیابی سیاست های سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی ایران با روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب و مصاحبه شدند. علاوه براین، تعداد 13 سند سیاستی مرتبط با سلامت اداری شناسایی و تحلیل شدند. داده های پژوهش با روش تحلیل موضوعی براون و کلارک تحلیل شد. یافته ها: به رغم اهمیت موضوع سلامت اداری در سطح حاکمیت کشور، مشکلاتی شامل عدم تعریف شفاف مسأله فساد، ضعف های ساختاری، منابع مالی ناکافی، نبود مشارکت فعال ذی نفعان، ضعف حکمرانی شبکه ای، تغییرات مدیریتی، فقدان هماهنگی بین دستگاه ها، نبود برنامه اجرایی دقیق، کمبود آموزش مدیران و مقاومت برخی مدیران میانی، اجرای سیاست های ارتقای سلامت اداری را مختل کرده است. برای بهبود سلامت اداری و مقابله با فساد، راه کارهایی مانند تقویت مشارکت ذی نفعان، تأمین منابع پایدار، ایجاد هماهنگی بین بخشی، اصلاح فرآیندها، شفافیت، مشارکت عمومی و اراده سیاسی قوی ضروری است. نتیجه گیری: بهبود سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی ایران نیازمند تقویت حکمرانی شبکه ای، افزایش مشارکت فعال ذی نفعان، شفافیت بیشتر و ایجاد سازوکارهای اجرایی منسجم و پایدار است. همچنین، رفع موانعی مانند تغییرات مدیریتی مکرر، کمبود منابع مالی و نبود آموزش های تخصصی مدیریتی از عوامل کلیدی تحقق اهداف سیاست های سلامت اداری به شمار می رود.
۶۹.

بررسی چالش های سلامت اداری با تأکید بر مضمون کاوی بیانات مقام معظم رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
مقدمه و اهداف: باوجود گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی ایران و تدوین اسناد بالادستی، توصیه ها و سیاست های ابلاغی متعدد در حوزه سلامت اداری، شواهد نشان دهنده استمرار و حتی برخی تعمیق چالش های ساختاری، فرهنگی و رفتاری در نظام اداری کشور است؛ به طوری که فاصله میان آرمان های ترسیم شده در بیانات مقام معظم رهبری و وضع موجود، همچنان محسوس است. این شکاف نه تنها از طریق مشاهدات کیفی و گزارش های کلی قابل درک است، بلکه در ارزیابی های کمّی و بین المللی نیز با وضوح بیشتری خود را نشان می دهد. برای مثال، شاخص ادراک فساد (CPI)، که توسط سازمان شفافیت بین الملل منتشر می شود، وضعیت ملموس و نگران کننده ای از این چالش را ارائه می دهد. باوجود تأکیدات مکرر مقام معظم رهبری بر ضرورت مقابله با فساد و توسعه سلامت اداری، موانع قابل توجهی همچنان بر سر راه تحقق این هدف اساسی باقی است؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر شناسایی و طبقه بندی اصلی ترین مضامین سلامت اداری در بیانات مقام معظم رهبری طی دو دهه اخیر، تحلیل و تبیین چالش ها و موانع تحقق سلامت اداری در سه سطح ساختاری، فرهنگی و رفتاری بر مبنای مضامین بیانات رهبری، مقایسه ابعاد رویکرد سلامت اداری در بیانات مقام معظم رهبری با دیدگاه های بین المللی و شناسایی تفاوت ها و اشتراکات کلیدی، استخراج راهکارهای عملی و سیاستی متناسب با نظام اداری ایران براساس تحلیل مضمون بیانات مقام معظم رهبری است. در نهایت این تحقیق با تبیین مدل مفهومی مبتنی بر رویکرد بومی و دینی، بستری برای ارائه راهکارهای عملی و راهبردی به سیاست گذاران و مدیران نظام اداری کشور فراهم می کند. روش: این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و شیوه اجرا، کیفی است و به منظور شناسایی و تحلیل عمیق چالش های سلامت اداری با تأکید بر مضمون کاوی بیانات مقام معظم رهبری، روش تحلیل مضمون استقرایی به کار رفته است. راهکار اجرایی تحقیق، الگوریتم شش مرحله ای تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) است که جزئیات هر مرحله به شرح زیر بیان می شود: ابتدا کلیه بیانات، سیاست های ابلاغی و اسناد رسمی مرتبط از سال ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ گردآوری شد. در مرحله بعد متن داده ها به صورت خط به خط مطالعه شد و هر مفهومی که مرتبط با سلامت اداری، چالش ها و راهکارها بود، علامت گذاری و کدگذاری اولیه شد. این کدگذاری بدون پیش فرض قبلی (کاملاً استقرایی) انجام شد. در مرحله بعد مضامین شکل گرفته، به دو صورت داخلی (درون داده ها) و بیرونی (در مقایسه کلی با کل داده ها) بررسی شدند تا ارتباط درونی، انسجام و تمایز آنها احراز شود. در صورت لزوم، ادغام یا تفکیک مضامین انجام و مضامین نامناسب حذف یا اصلاح شدند. در این مرحله توضیح و توصیف دقیق محورهای شناسایی شده انجام، و دلیل اهمیت هر مضمون در زمینه سلامت اداری در نظام جمهوری اسلامی ایران تبیین شد و در آخرین مرحله، یافته ها به صورت شبکه مضامین (شامل مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده، و مضمون فراگیر) و در قالب جدول و نمودار ارائه شد. اقتباس ها و شواهد متنی از بیانات مقام معظم رهبری جهت پشتیبانی مضامین آورده شد و مدل پیشنهادی برای ارتقای سلامت اداری ارائه شد. نتایج: فرایند جمع آوری داده ها در این پژوهش بر مبنای رویکرد متنی-زمینه ای و از طریق گردآوری و تحلیل نظام مند بیانات مکتوب و شفاهی مقام معظم رهبری، شامل سخنرانی ها، پیام ها، و ابلاغیه های رسمی ایشان در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ صورت گرفت. این بیانات به دلیل ماهیت راهبردی، جامع نگر و چهارچوب مند خود، منبعی غنی برای استخراج مضامین کلیدی مرتبط با سلامت اداری و چالش های آن در نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب می شوند. برای تحلیل داده ها، رویکرد تحلیل مضمون شش مرحله ای براون و کلارک (۲۰۰۶) به کار گرفته شد. مضامین سازمان دهنده استخراج شده از بیانات مقام معظم رهبری – حکمرانی شفاف و مردم پایه، نظام کنترل و پاسخگویی مؤثر، تقویت سرمایه فرهنگی و اخلاقی، و عدالت و کارآمدی ساختاری – همگی با ابعاد سه گانه سلامت اداری (ساختاری، فرهنگی، و رفتاری)، که در بخش مبانی نظری به آن اشاره شد، همخوانی و ارتباط معناداری دارند. برای مثال، حکمرانی شفاف و مردم پایه و عدالت و کارآمدی ساختاری مستقیماً به بعد ساختاری سلامت اداری (نظیر شفافیت فرایندها، شایسته سالاری و اصلاح ساختارها) و نیز ابعاد رفتاری (مشارکت مردم و رفتار عادلانه مدیران) اشاره دارند. نظام کنترل و پاسخگویی مؤثر نیز هم شامل جنبه های ساختاری (سازوکارهای نظارتی) و هم جنبه های رفتاری (مسئولیت پذیری فردی و سازمانی) می شود. در نهایت، مضمون تقویت سرمایه فرهنگی و اخلاقی نیز با تأکید بر ارزش هایی چون وجدان کاری، امانت داری و اخلاق حرفه ای، به عمق بعد فرهنگی و اخلاقی سلامت اداری می پردازد. این همپوشانی نشان می دهد که دیدگاه بومی و دینی استخراج شده، نه تنها تئوری های رایج را نقض نمی کند، بلکه به آنها ابعادی عمیق تر و جامع تر، به ویژه در بستر فرهنگی-اسلامی ایران، می افزاید و تأکید می کند که سلامت اداری فراتر از صرف مبارزه با فساد است و یک نظام چندوجهی و ایجابی محسوب می شود. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش به وضوح نشان می دهد که سلامت اداری در نظام جمهوری اسلامی ایران فراتر از یک مفهوم صرفاً سلبی (فقدان فساد)، یک پدیده ایجابی و راهبردی است که در قالب چهار محور پویا و درهم تنیده بازتعریف می شود: حکمرانی شفاف و مردم پایه، نظام کنترل و پاسخگویی مؤثر، سرمایه فرهنگی اخلاقی، و عدالت و کارآمدی ساختاری. تحلیل مضمون بیانات مقام معظم رهبری روشن کرد که ریشه و بقای سلامت اداری بیش از هر چیز در تعامل مستمر و متقابل اصلاح نگرش ها، تحول فرهنگ سازمانی، شفافیت ساختاری و پاسخگویی دائمی مدیران و کارکنان نهادینه است. هرگونه تحول صرفاً ساختاری بدون توجه به ابعاد اخلاقی و سرمایه معنوی نظام اداری، ناکافی و کم اثر خواهد بود. مدل مفهومی لایه ای و پویای ارائه شده در این تحقیق بر تقویت بُن مایه های انسانی، اتکا به دانش و بینش اسلامی-ایرانی، توسعه سامانه های شفافیت و پاسخگویی، و همچنین، ایجاد عدالت واقعی در سیاست گذاری های منابع انسانی و ساختارهای سازمانی تأکید دارد. مضمون کاوی عمیق بیانات رهبری نشان می دهد که راهکارهای تحول اداری نه فقط در اسناد و آیین نامه ها، بلکه باید در سلوک حرفه ای روزمره و التزام قلبی-سازمانی مدیران و کارکنان بازتاب یابد. چنین الگویی فراتر از نسخه های صرفاً اجرایی یا سیاست محور، رویکردی تلفیقی، بومی و سیستمی را پیشنهاد می کند که قابلیت پیگیری و ارزیابی عملی در سطح کلان نظام اداری را فراهم می آورد و به شکل مؤثری به سؤال اصلی پژوهش پاسخ می دهد. تقدیر و تشکر: از همه استادان و صاحب نظرانی که نگارندگان را در انجام این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی در انجام این پژوهش وجود ندارد.
۷۰.

بررسی تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان آرامستان اصفهان با نقش میانجی معنویت در محل کار و نقش تعدیلگر رهبری معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۹
  مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر به بررسی تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان آرامستان اصفهان با توجه به نقش میانجی معنویت در محل کار و نقش تعدیلگر رهبری معنوی می پردازد. با توجه به شرایط خاص شغلی کارکنان آرامستان، که با فشارهای روانی و عاطفی شدید روبه رو هستند، اهمیت ابعاد معنوی و رهبری در این محیط های کاری بیشتر احساس می شود. هدف این مطالعه تحلیل روابط پیچیده میان این متغیرها و بررسی این است که آیا معنویت در محل کار و رهبری معنوی می تواند بر ارتباط خودتعالی با بهزیستی تأثیرگذار باشد. این تحقیق در پی ارزیابی اثرات مثبت یا منفی این ابعاد در ارتقای رفاه و بهزیستی کارکنان آرامستان است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کارکنان آرامستان اصفهان به تعداد 169 نفر بود که از این تعداد، 113 نفر به عنوان نمونه با استفاده از جدول مورگان (1970) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل چهار پرسشنامه بود: پرسشنامه 18 گویه ای (Lawson et al., 2005) برای سنجش خودتعالی، که ضریب آلفای کرونباخ آن 75/0 گزارش شد؛ پرسشنامه 18 سؤالی (Zhang et al., 2015) برای سنجش بهزیستی کارکنان، که ضریب آلفای کرونباخ آن 96/0 بود؛ پرسشنامه 20 گویه ای (Milliman et al., 2003) برای سنجش معنویت محیط کار، که ضریب آلفای کرونباخ آن 94/0 گزارش شد؛ و در نهایت، پرسشنامه 25 گویه ای (Fry & Matherly, 2006) برای سنجش رهبری معنوی کارکنان، که ضریب آلفای کرونباخ آن 94/0 بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26  و SMART PLS 3 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها شامل آمار توصیفی برای تجزیه و تحلیل داده های جمعیت شناختی و آمار استنباطی برای آزمون فرضیات تحقیق بود. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان با نقش میانجی معنویت در محل کار با ضریب تأثیر 174/0 و آماره تی برابر 442/0 معنادار نیست (P>0.05). بنابراین، معنویت در محل کار نمی تواند تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان را میانجی گری کند. تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان با نقش تعدیلگر رهبری معنوی با ضریب تأثیر 453/0- و آماره تی برابر 180/2 معنادار است (P<0.05)؛ اما جهت ضریب مسیر منفی است که نشان می دهد رهبری معنوی اثر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان را تضعیف می کند و نقش تعدیل گری معکوس ایفا می نماید. در بررسی تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان، مقدار آماره تی برابر 381/1 و کمتر از 96/1 می باشد. همچنین مقدار Sig برابر 168/0 است که از 05/0 بزرگ تر بوده و بنابراین، این رابطه معنادار نیست. در بررسی تأثیر خودتعالی بر معنویت در محل کار، مقدار آماره تی برابر 882/19 می باشد و از 96/1 بزرگ تر است که در سطح اطمینان 95 درصد تأثیر مستقیم و مثبت خودتعالی بر معنویت در محل کار تأیید می شود (P<0.05). همچنین در بررسی تأثیر معنویت در محل کار بر بهزیستی کارکنان، مقدار آماره تی برابر 447/0 و کمتر از 96/1 و مقدار Sig برابر 665/0 به دست آمد که از 05/0 بزرگ تر است و بنابراین، این رابطه معنادار نمی باشد. بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش، خودتعالی به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق میانجی گری معنویت در محل کار تأثیر معناداری بر بهزیستی کارکنان ندارد. این یافته با توجه به شرایط خاص محیط های کاری مانند آرامستان ها، که با استرس های روانی و فشارهای عاطفی همراه هستند، قابل توجیه است. در چنین محیط هایی که کارکنان با مسائل سنگینی همچون مرگ و فقدان مواجه هستند، به نظر می رسد که عوامل محیطی و حمایتی بیشتر از ویژگی های درونی مانند خودتعالی تأثیرگذار باشند. در این محیط ها، کارکنان ممکن است بیشتر از بحث خودتعالی به حمایت های عاطفی و روان شناختی ازسوی همکاران و سازمان نیاز داشته باشند. همچنین، معنویت در محل کار نیز تأثیر معناداری بر بهزیستی کارکنان ندارد. درحالی که معنویت می تواند به عنوان یک عامل درونی به ارتقای تجربه معنا و هدف در محیط کاری کمک کند، در شرایطی که کارکنان تحت فشار روانی جو آرامستان قرار دارند، این تأثیر ممکن است کاهش یابد. اما، یافته های این تحقیق نشان داد که رهبری معنوی به عنوان یک عامل تعدیل گر می تواند تأثیر خودتعالی بر بهزیستی کارکنان را تقویت کند. رهبری معنوی با ایجاد فضایی مبتنی بر ارزش های انسانی، همدلی و معنا، می تواند انگیزه های درونی کارکنان را برای دستیابی به خودتعالی تقویت کند. در محیط هایی مانند آرامستان، که کارکنان به طور مداوم با مسائل روانی پیچیده روبه رو هستند، رهبری معنوی می تواند به آن ها کمک کند تا معنای عمیق تری در کار خود پیدا کنند و بهزیستی خود را افزایش دهند. با وجود این، نقش رهبری معنوی می تواند در برخی شرایط تضعیف شود. به دیگرسخن، درصورتی که انتظارات رهبری معنوی از کارکنان به طور افراطی و فشارآور تحمیل شود، ممکن است اثرات منفی بر بهزیستی کارکنان ایجاد کند. در نهایت، این نتایج نشان می دهند که در محیط های کاری خاص مانند آرامستان، تأثیر عوامل درونی مانند خودتعالی و معنویت بر بهزیستی کارکنان محدود است و بیشتر به عوامل محیطی، حمایتی و رهبری معنوی بستگی دارد. بنابراین، برای بهبود بهزیستی کارکنان در این محیط ها، نیاز به طراحی برنامه های جامع حمایتی و روان شناختی همراه با رهبری معنوی مناسب است. این برنامه ها باید به نیازهای روانی و اجتماعی کارکنان پاسخ دهند تا در کنار رشد معنوی و خودتعالی، بهزیستی روانی آنها نیز ارتقا یابد.
۷۱.

بررسیِ راهبردهایِ استاد مطهری در انسان شناسی (تحلیل ماتریس سُوات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقدمه و اهداف: انسان شناسی در جهان معاصر، به ویژه در بستر بحران معنا، فروپاشی اخلاق و سلطه رویکردهای تقلیل گرا، نیازمند بازخوانی ای است که بتواند نسبت انسان با حقیقت، تاریخ، جامعه و غایت را در افقی جامع بازتعریف کند. منظومه انسان شناسی استاد مطهری، با اتکا بر مبانی فلسفی، وحیانی و تمدنی، یکی از مهم ترین ظرفیت های اندیشه اسلامی برای پاسخ گویی به این وضعیت است. مطهری، با رویکردی مسئله محور و آینده نگر، انسان را موجودی اشتدادی، چندلایه و برخوردار از فطرت الهی می داند؛ موجودی که در نسبت با عقل، ایمان، ولایت و تاریخ معنا می یابد و قابلیت عبور از سطح زیست طبیعی به افق های متعالی را دارد. باوجود این ظرفیت ها، منظومه انسان شناسی مطهری در مواجهه با مکاتب رقیب و شرایط پیچیده جهان مدرن، نیازمند تحلیل راهبردی است؛ تحلیلی که بتواند قوت ها و ضعف های درونی، و فرصت ها و تهدیدهای بیرونی را در چهارچوبی منسجم آشکار کند. از این منظر، مدل سوات (SWOT) به عنوان ابزاری برای تحلیل موقعیت و طراحی راهبرد، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح فلسفی، بلکه در سطح تمدنی و تربیتی بازخوانی شود. هدف این پژوهش آن است که با بهره گیری از ماتریس سوات و مدل اسپیس، جایگاه راهبردی انسان شناسی مطهری را در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی تحلیل کند و نشان دهد که این منظومه چگونه می تواند در برابر تهدیدهای معرفتی و تمدنی ایستادگی کند، از فرصت های بیرونی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. روش: روش این پژوهش مبتنی بر تحلیل اسنادی، مطالعه کتابخانه ای و تفسیر راهبردی متون است. داده های تحقیق از آثار مکتوب استاد مطهری، به ویژه آثار انسان شناختی، فلسفی، تاریخی و تمدنی او استخراج شده و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی سامان دهی شده اند. در این فرایند، ابتدا مضامین پایه از دل متون استخراج شد، سپس در قالب مضامین سازمان دهنده دسته بندی و در پایان، در قالب مضامین فراگیر، ساختار کلی انسان شناسی مطهری بازسازی شد. برای تحلیل راهبردی این ساختار، از مدل سوات (SWOT) استفاده شده است. این مدل، با تفکیک عوامل درونی (قوت ها و ضعف ها) و عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدها)، امکان آن را فراهم می کند که منظومه انسان شناسی مطهری در نسبت با محیط معرفتی و تمدنی معاصر ارزیابی شود. در این مرحله، هر یک از پنج محور تحلیلی در چهار مؤلفه سوات جای گذاری شد و از دل آن، راهبردهای چهارگانه تهاجمی (SO)، رقابتی (ST)، محافظه کارانه (WO) و تدافعی (WT) استخراج شد. در گام تکمیلی، برای تعیین جهت گیری کلان نظریه، از مدل اسپیس (SPACE) بهره گرفته شد. این مدل با ارزیابی چهار بُعد «قدرت نظری»، «مزیت رقابتی»، «قدرت حوزه فعالیت» و «فشار محیطی»، موقعیت راهبردی انسان شناسی مطهری را تحلیل می کند. ترکیب این دو ابزار، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح مفهومی، بلکه در سطح راهبردی و تمدنی بازخوانی شود و مسیر تحول آن در علوم انسانی ترسیم شود. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که انسان شناسی استاد مطهری، در مواجهه با محیط معرفتی و تمدنی معاصر، واجد ظرفیت های راهبردی متعددی است که آن را از یک نظریه صرفاً فلسفی فراتر می برد و در جایگاه یک الگوی تمدنی قرار می دهد. تحلیل ماتریسی سوات نشان داد که در محور معرفت شناسی، مبناگرایی فلسفی، اصالت عقل و فطرت، و پرهیز از نسبی گرایی، مهم ترین قوت های درونی این منظومه اند؛ قوت هایی که در برابر تهدیدهایی چون سلطه عقلانیت ابزاری، حذف فطرت و تقلیل انسان به ماده، نقش ایستادگی و بازسازی ایفا می کنند. در محور روش شناسی، پلورالیسم روشی و بهره گیری هم زمان از فلسفه، عرفان، قرآن و تاریخ، ظرفیت ارائه تصویری جامع از انسان را فراهم می کند؛ هرچند تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، یکی از ضعف های مهم این حوزه است. در محور روان شناختی، تأکید بر انسان کامل، ایمان، اراده و حرکت اشتدادی، در برابر بحران های هویتی و ازخودبیگانگی انسان مدرن، کارکردی بازسازانه دارد. در سطح تمدن پژوهی، افق آینده نگر و نگاه کلان نگر مطهری، نظریه او را قادر می کند تا در برابر الگوهای انسان غربی و فروپاشی ارزش های انسانی، موضعی فعال و بازخوانانه اتخاذ کند. در محور راهبرد عملی نیز، مسئله محوری، شجاعت مواجهه با مکاتب رقیب و تکیه بر مواد خام فرهنگی تمدن اسلامی، مهم ترین قوت ها به شمار می آیند؛ هرچند فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف های قابل توجه است. در مجموع، نتایج نشان می دهد که انسان شناسی مطهری، با وجود برخی خلأهای عملی و میان رشته ای، از چنان انسجام فلسفی، ظرفیت تمدنی و توان نقد مکاتب رقیب برخوردار است که می تواند در برابر تهدیدهای بیرونی ایستادگی کند، از فرصت های محیطی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. بحث و نتیجه گیری: تحلیل راهبردی انسان شناسی استاد مطهری نشان می دهد که این منظومه، در عین برخورداری از بنیان های فلسفی و وحیانی استوار، واجد ظرفیت های تمدنی و تربیتی است که آن را از سطح یک نظریه انتزاعی فراتر می برد. بررسی پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی نشان داد که مطهری با تکیه بر جامع نگری، اصالت فطرت، عقلانیت توحیدی و طرح انسان کامل، توانسته است در برابر تهدیدهای معرفتی و فرهنگی جهان مدرن موضعی فعال، نقادانه و بازسازانه اتخاذ کند. در عین حال، تحلیل سوات آشکار کرد که این منظومه در برخی حوزه ها، به ویژه در سطح عملی و میان رشته ای، نیازمند توسعه و بازخوانی است. تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، کم توجهی به انسان انضمامی و فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف هایی اند که می توانند با بهره گیری از فرصت های بیرونی، به ویژه گرایش جهانی به معنویت، مطالبه برای تربیت کرامت محور و گشودگی علمی به فلسفه های تطبیقی، اصلاح و تکمیل شوند. نتایج مدل اسپیس نیز نشان داد که جهت گیری کلان انسان شناسی مطهری در ربع تهاجمی قرار می گیرد؛ به این معنا که قوت های نظری و تمدنی این منظومه به اندازه ای نیرومند است که می تواند فرصت های بیرونی را فعال و تهدیدهای محیطی را خنثی کند. باوجوداین، در سطح مواجهه با تهدیدها، راهبرد رقابتی  (ST)و در سطح عملی، راهبرد محافظه کارانه (WO) نیز معنا و کارکرد دارند. در مجموع، انسان شناسی مطهری الگویی است که هم توان ایستادگی در برابر بحران های انسان مدرن را دارد، هم قابلیت بهره گیری از فرصت های معرفتی و تمدنی را، و هم ظرفیت آن را که در مسیر تحول علوم انسانی، نقش آفرینی کند. این پژوهش نشان می دهد که بازخوانی راهبردی اندیشه مطهری می تواند افق های تازه ای برای طراحی الگوهای تربیتی، تمدنی و توحیدمحور بگشاید. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله اعلام می کنند که هیچ گونه حمایت مالی، کمک پژوهشی یا پشتیبانی از سوی اشخاص ثالث اعم از نهادهای دولتی، تجاری یا بنیادهای خصوصی دریافت نکرده اند. همچنین، هیچ اختراع، طرح ثبت شده یا پرونده داوری مرتبط با این اثر در حال انجام نیست. این پژوهش فاقد هرگونه جنبه مرتبط با حیوانات آزمایشگاهی یا بیماری های خاص انسانی بوده و بنابراین، نیازمند اعلام یا تأیید اخلاق نشر نیست.
۷۲.

بازنگری و طراحی برنامه درسی کارورزی مقاطع تحصیلات تکمیلی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
مقدمه: امروزه، عرصه های کار کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی از کتابخانه ها به مراکز اطلاعاتی، پژوهشی، بالینی، فناوری و فضای مجازی تغییر و گسترش یافته است. از این رو، تطبیق برنامه های درسی این رشته با نیازهای روز جامعه امری ضروری است. این مطالعه با هدف بازنگری و طراحی برنامه درسی کارورزی مقاطع تحصیلات تکمیلی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی براساس نیازهای حرفه ای جدید این رشته انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر به صورت ترکیبی (کمی–کیفی) در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول، داده های کمی از طریق نظرسنجی ۳۶۰ درجه با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، میان دانشجویان، دانش آموختگان، اساتید و مدیران مراکز کارورزی در بازه سه ماهه (آذرتا بهمن1402) گردآوری و با آمار توصیفی در نرم افزار SPSSتحلیل شد. در مرحله دوم، داده های کیفی از طریق بحث های گروهی متمرکز با سیاست گذاران رشته بر اساس الگوی کروگر و کیسی جمع آوری و با روش تحلیل موضوعی بررسی شد تا چارچوبی برای بازنگری برنامه کارورزی در رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی ارائه شود. یافته ها: درحیطه اهمیت و ضرورت کارورزی، تمام شرکت کنندگان موافق بودند کهکارورزی پلی بین دروس و عرصه های کاری است. درحیطه عرصه و محل، توسعه کارورزی درکتابداری بالینی-پزشکی و عمل مبتنی بر شواهد در دوره کارشناسی ارشد با میانگین(0/67±4/59) و مشارکت در اموراجرایی، مدیریتی و سیاست گذاری در دوره دکتری با میانگین (0/74± 4/59) مورد توافق قرار گرفت. دانشجویان باگسترش محل کارورزی به سایر مراکز (0/78± 4/33) و چندمرکزی بودن آن برای کسب تجربه و مهارت (0/73± 4/40) موافق بودند. در بخش کیفی، اجرای کارورزی در سه مرحله و چهار حیطه بالینی-پزشکی، فناوری و ارتباطات، پژوهش وکتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی مورد توافق قرار گرفت. نتیجه گیری: بین آموزش عملی رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی و نیازهای واقعی جامعه فاصله وجود دارد. پرکردن این شکاف نیازمند بازنگری اساسی درکل برنامه درسی کارورزی این رشته می باشد. برنامه های کارورزی باید شامل راهنمایی های دقیق، فرصت های آموزش عملی و محیط های حمایتی باشد که دانشجویان رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی را برای ورود به مراحل بالاتر تحصیل و حرفه آماده کند.
۷۳.

شناسایی عوامل تأثیرگذار بر رفتار وب رومینگ در صنعت خرده فروشی اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: امروزه با توجه به تحولات تجارت الکترونیکی، هدف نهایی خرده فروشی های اینترنتی، ارتقای تجربه مشتریان است. در اثر ظهور اینترنت، رفتار مصرف کننده در طول فرایند خرید از یک رفتار خرید خطی و تک کانالی به رفتار پیچیده و ساختار یافته شبکه ای تبدیل شده که شامل بسیاری از کانال های مختلف آنلاین و آفلاین است. بسیاری از مشتریان از وبسایت های فروش آنلاین، فقط به عنوان وسیله ای برای گردآوری اطلاعات استفاده می کنند و خرید واقعی انجام نمی دهند. چنین رفتاری که وب رومینگ نامیده می شود، برای فروشندگان اینترنتی پدیده منفی محسوب می شود؛ زیرا آگاهی از عواملی که در بروز چنین رفتاری نقش دارند، به مدیران کسب وکارهای آنلاین بینش جدیدی می دهد تا با استفاده از تمهیدهای مناسب، تجربه خرید مشتریان را ارتقا بخشند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و بررسی عوامل تأثیرگذار بر رفتار وب رومینگ در خرده فروشی های اینترنتی است.  روش: در این پژوهش کیفی و کاربردی، ابتدا با مطالعه ادبیات و پژوهش های پیشین، عوامل اولیه خلاصه سازی و در مرحله بعد داده های مدنظر از طریق مصاحبه های اکتشافی فراهم شد. این مصاحبه ها با هدف تکمیل و اصلاح فهرست عوامل مؤثر بر رفتار وب رومینگ صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش، خبرگان علمی و همچنین متخصصان و مدیران در حوزه خرده فروشی آنلاین بود که به اصطلاح خبرگان آگاه نامیده می شوند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و با بهره گیری از روش نمونه گیری زنجیره ای بود که بر اساس آن، ۲۴ نفر انتخاب و با آن ها مصاحبه شد. داده های حاصل از مصاحبه ها، ابتدا به روش تحلیل محتوا تجزیه وتحلیل شدند؛ سپس از طریق نرم افزار مکس کیودا مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها: بدین ترتیب، عوامل مؤثر بر رفتار وب رومینگ بر اساس دسته بندی کدهای توصیفی حاصل از متن مصاحبه ها، در قالب ۸۰ مضمون فرعی و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آن ها در ۱۴ مضمون اصلی شناسایی شدند که عبارت اند از: مزیت های جست وجوی آنلاین، مزیت های خرید آفلاین، ریسک ادراک شده، عملکرد ضعیف خرده فروشی آنلاین، پشیمانی پیش بینی شده، عوامل اجتماعی، مشکلات فنی فروشگاه، عادت های خرید، تلاش ادراک شده، محافظه کاری، تبلیغات شفاهی منفی، ویژگی های دموگرافیک مشتریان، ویژگی های محصول. در نهایت، راه کارهایی اجرایی برای مدیران خرده فروشی های آنلاین مطرح شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند مبنای مطالعات بعدی برای بررسی موانع توسعه خرده فروشی اینترنتی در ایران باشد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی داده ها، مطالعات آتی می توانند به بررسی کمّی تأثیر هر یک از عوامل شناسایی شده بر یکدیگر و در نهایت، بر بروز رفتار وب رومینگ در میان مشتریان ایرانی بپردازند. به علاوه با تمرکز بر هر یک از عوامل شناسایی شده، خرده فروشان می توانند به دنبال درک بهتر هر یک از این عوامل، استراتژی های کارآمدتری را به منظور ایجاد تعادل بین تولید ارزش برای مشتریان و سودآوری برای فروشگاه خود تعیین و اجرا کنند. همچنین آگاهی از عواملی که در بروز چنین رفتاری نقش دارند، به مدیران کسب وکارهای آنلاین بینش جدیدی می دهد تا با استفاده از تمهیدهای مناسب از بروز وب رومینگ جلوگیری کنند.
۷۴.

تأثیر بی نزاکتی خانوادگی بر رفتار شهروندی سازمانی از طریق نشخوار فکری منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۵۴
مقدمه و هدف: سلامت نیروی کار جزء کلیدی هر سازمان موفقی است. کارکنان زمانی که سالم و شاد هستند بیشتر رفتارهای شهروندی سازمانی از خود بروز می دهند. بی نزاکتی خانوادگی به عنوان یک متغیر مهم محسوب شده است که ممکن است بر سلامت روانی کارکنان تأثیر بگذارد و در نتیجه بر رفتارهای سازمانی مختلف از جمله رفتارهای شهروندی سازمانی تأثیر می گذارد؛ اما کمتر موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته است؛ افزون براین، پژوهش های قبلی به ارتباط مستقیم بین بی نزاکتی خانوادگی و رفتار شهروندی سازمانی کمتر پرداخته اند و تنها پژوهش های کمّی عوامل مرتبط با آنها را در نظر گرفته اند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل مفهومی مبتنی بر نظریه حفاظت از منابع انجام شده است. هدف دیگر پژوهش حاضر بررسی ارتباط بی نزاکتی خانوادگی با رفتار شهروندی سازمانی با نقش میانجی نشخوار فکری منفی است. کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال وبختیاری برای نمونه مطالعه انتخاب شدند؛ زیرا آنها با فشار کاری بیش از حد، برخورد دانشجویان و ساعات کاری طولانی مواجه هستند. بنابراین، در صورت قرار گرفتن در معرض رفتارهای بی نزاکتی خانوادگی، کمتر رفتار شهروندی سازمانی از خود بروز می دهند. کمتر پژوهشی این سه عامل را در یک مدل مفهومی در دانشگاه های استان چهارمحال وبختیاری بررسی کرده است. ازاین رو، پژوهش این شکاف را پر می کند و یافته ها به دانش موجود اضافه می کند. باوجوداین، تأثیر مشروط منابع مختلف در زمینه بی اخلاقی خانوادگی کمتر موردتوجه قرار گرفته است. ازاین رو، پژوهش حاضر این سؤالات پژوهشی را مطرح می کند: بی نزاکتی خانوادگی چگونه بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان تأثیر می گذارد؟ بی نزاکتی خانوادگی چگونه بر نشخوار فکری منفی تأثیر می گذارد؟ چگونه نشخوار فکری منفی بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان تأثیر می گذارد؟ آیا نشخوار فکری منفی رابطه بین بی نزاکتی خانوادگی و رفتار شهروندی سازمانی را میانجی می کند؟ روش: جامعه آماری این پژوهش کارکنان شاغل در دانشگاه های استان چهارمحال وبختیاری به تعداد 2255 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران 600 نفر حجم نمونه انتخاب و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بی نزاکتی خانوادگی لیم و تای (2014)، پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی فاکس و همکاران (2012) و پرسشنامه استاندارد نشخوار فکری منفی فرون (2015) بود. پس از تدوین طرح مقدماتی پرسشنامه تلاش شد تا میزان روایی و پایایی پرسشنامه ها تعیین شود. به منظور بررسی روایی محتوایی، پرسشنامه ها قبل از اجرا با استفاده از نظرات استادان و خبرگان بررسی شد. به منظور بررسی روایی صوری پرسشنامه های یادشده توسط 10 نفر از جامعه آماری پژوهش تکمیل شد و پس از ویرایش مفهومی برخی از سؤالات، ابزار اندازه گیری از روایی صوری برخوردار شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد تمامی شاخص های برازش، سؤال های بالای 9/0 هستند و این نشان دهنده مورد قبول بودن گویه هاست و ازسوی دیگر، پایایی پرسشنامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 90/0، 92/0 و 90/0 برآورد شد و تجزیه وتحلیل داده ها براساس مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج: یافته ها نشان می دهد بی نزاکتی خانوادگی بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر منفی دارد که ضریب تأثیر آن 66/0- بود و نشخوار فکری منفی در رابطه بین بی نزاکتی خانوادگی با رفتار شهروندی سازمانی، به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش کرد. نتایج بوت استرپ برای مسیرهای واسطه ای مدل پیشنهادی را می توان در جدول 8 مشاهده نمود. همان طورکه نتایج مندرج در جدول 8 نشان می دهد، حد پایین فاصله اطمینان برای نشخوار فکری منفی، به عنوان متغیر میانجی بین بی نزاکتی خانوادگی با رفتارهای شهروندی سازمانی (0925/0) و حد بالای آن (0125/0) است. سطح اطمینان برای این فاصله اطمینان، 95 و تعداد نمونه گیری مجدد بوت استراپ 5000 است. با توجه به اینکه صفر بیرون از این فاصله اطمینان قرار می گیرد، این رابطه واسطه ای معنا دار است؛ بنابراین نشخوار فکری منفی در بین رابطه بین بی نزاکتی خانوادگی با رفتارهای شهروندی سازمانی، به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش می کند. بحث و نتیجه گیری: باتکیه بر مفروضات اساسی نظریه حفاظت از منابع، پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر بی نزاکتی خانوادگی بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش واسطه ای نشخوار منفی پرداخته است. تمام فرضیه های پژوهش تأیید شد. یافته ها نشان می دهد بی نزاکتی خانوادگی از طریق نشخوار فکری منفی با رفتار شهروندی سازمانی رابطه منفی دارد. رابطه معکوس بین بی نزاکتی خانوادگی با رفتار شهروندی سازمانی (فرضیه 1) نشان می دهد که رویدادهای نامطلوب و استرس زا در خانواده، تلاش های اختیاری کارکنان را در محیط کار کاهش می دهد و رفتار شهروندی سازمانی را کاهش می دهد. این یافته ها با پژوهش های قبلی مرتبط با بی نزاکتی خانوادگی و نتایج کار (بای و همکاران، 2016؛ دکلرک و همکاران، 2018؛ نعیم و همکاران، 2020) همسو است. تجربه بی نزاکتی خانوادگی به کاهش منابع منجر می شود که به طور مخربی بر عملکرد کارکنان در محیط کار تأثیر می گذارد. همچنین باعث افزایش خستگی عاطفی و کاهش سطح انرژی آنها می شود که رفتار شهروندی سازمانی را مهار می کند (کویین و همکاران،2012). افزون براین، با افزایش بی نزاکتی در محیط کار، بر روابط هماهنگ بین کارکنان تأثیر منفی می گذارد. در نتیجه، کارکنان منابع موقعیتی کمتری را از محیط کار تجربه می کنند که برای رفتارهای اختیاری حیاتی است (راسیک جلاویچ، 2022). این یافته نشان می دهد که تجارب نامطلوب در حوزه خانواده بر رفتارهای کاری کارکنان تأثیر می گذارد؛ زیرا مرزبندی هر دو بسیار دشوار است. ارتباط مثبت بین بی نزاکتی خانوادگی و نشخوار فکری منفی (فرضیه 2) و رابطه معکوس بین نشخوار فکری منفی و رفتار شهروندی سازمانی (فرضیه 3)، بینش جدیدی را در مورد تأثیرات مخرب موقعیت های تخلیه منابع در حوزه خانواده بر وضعیت های روان شناختی کارکنان و نتایج کار ارائه می کند. یافته های پژوهش حاضر، در مورد نقش واسطه ای نشخوار منفی بسیار معنادار است (فرضیه 4). این یافته با پژوهش های قبلی (دو و همکاران، 2018؛ جیانگ و همکاران، 2020) مطابقت دارد که نقش مداخله گر احساسات منفی و حالات روان شناختی را در زمینه بی نزاکتی خانوادگی و نتایج کار مشخص کرده اند. پژوهش حاضر، با ایجاد نقش مداخله گر نشخوار فکری منفی، مسیری را در سطح کارمند ایجاد می کند که بی نزاکتی خانوادگی و رفتار شهروندی سازمانی را به هم مرتبط می کند. این یافته نشان می دهد که اگر کارکنان بتوانند از نشخوار فکری منفی در مورد بی نزاکتی تجربه شده در خارج از کار اجتناب کنند، می توان اثرات نامطلوب چنین بی نزاکتی را کاهش داد. تقدیر و تشکر: از سردبیر محترم فصلنامه مطالعات دین، معنویت و مدیریت و سایر مشارکت کنندگان در این پژوهش قدردانی می نمایم. تضاد منافع: هیچ تضاد منافعی در این پژوهش وجود ندارد.
۷۵.

مدیریت جهادی و صدور انقلاب؛ مطالعه تجربه دفاتر برون مرزی جهاد سازندگی (1364 -1379)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۴
تجربه جمهوری اسلامی ایران در استفاده از ابزار دیپلماسی حمایتی به عنوان یکی از تجارب درخشان نظام اسلامی صدور انقلاب محسوب می شود. دفاتر برون مرزی جهاد سازندگی از زمان تأسیس تا انحلال (1364-1379) به عنوان یکی از کارآمدترین نهادهای انقلاب اسلامی در این زمینه شناخته می شوند. در پژوهش حاضر برای کشف الگوی مدیریت جهادی دفاتر برون مرزی جهاد سازندگی، از بیست ودو نفر از کسانی که در آن مشغول به خدمت بوده اند، مصاحبه گرفته شده است. سپس برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون بهره برده شد. 132 مضمون اولیه ذیل مضامین سازمان دهنده، دسته بندی شدند و درنهایت پنج مضمون فراگیر برای تبیین الگوی دفاتر برون مرزی جهاد سازندگی در صدور انقلاب اسلامی حاصل شد: روش ها و اهداف، استراتژی های فعالیت، روش های اجرایی، چالش ها و موانع، نتایج و دستاوردها. نتایج این پژوهش نشان می دهد که این دیپلماسی بر بهره گیری از ظرفیت های داخلی و خارجی، مشارکت حداکثری مردم و همکاری های بین المللی تأکید دارد. استراتژی های اجرایی آن شامل استفاده از نیروی داوطلب، ساختار مدیریتی چابک و تبلیغ عملی است که در کنار ارزش های انسانی و اسلامی، اهداف کلانی چون تقویت روابط بین المللی، افزایش نفوذ منطقه ای و بهبود وجهه ایران را دنبال می کرده است. یافته های پژوهش چالش هایی را نیز آشکار می سازد: محدودیت های مالی، تغییرات سیاستی، ضعف در آموزش نیروی انسانی و کارشکنی رقبا.
۷۶.

امکان سنجی پیاده سازی پزشکی از راه دور در مراکز درمانی شهر ساوه: مطالعه مقطعی در سال 1402(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
مقدمه: پزشکی از راه دور با وجود محدودیت های زیرساختی، نقش مهمی در بهبود دسترسی به خدمات سلامت در مناطق محروم ایران دارد. شهر ساوه نیز با چالش های مشابهی روبه رو است؛ ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی امکان سنجی پیاده سازی پزشکی از راه دور از ابعاد مختلف در مراکز درمانی این شهرستان انجام شد. روش ها: این مطالعه مقطعی با رویکرد کمی در سال ۱۴۰۲ در مراکز درمانی منتخب شهر ساوه انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۷۰ پزشک، ۱۳ نفر از کارکنان فناوری اطلاعات و ۱۹ مدیر و رئیس مراکز درمانی بود که به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته مبتنی بر ابزارهای مهرآیین و کیبرو بود که سه بعد آمادگی انسانی-حرفه ای، فنی-ارتباطی و سازمانی-مدیریتی را ارزیابی می کرد. روایی صوری و محتوایی توسط پنج متخصص تأیید و پایایی با روش آزمون-بازآزمون (r=0.71) تعیین شد. تحلیل داده ها با آمار توصیفی و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه انجام گرفت. یافته ها: میانگین نمره نگرش کارکنان فناوری اطلاعات، مدیران و پزشکان به ترتیب ۳.۸، ۳.۷ و ۳.۱ بود که تفاوت معناداری داشت (0.05P<). بیش از ۸۴ درصد شرکت کنندگان، نبود بودجه مجزا و کافی و همچنین چالش های بیمه و بازپرداخت را مهم ترین موانع پیاده سازی پزشکی از راه دور عنوان کردند. نتیجه گیری: با وجود نگرش مثبت و آگاهی مناسب نسبت به پزشکی از راه دور، ضعف زیرساخت های فنی و ارتباطی، چالش های بیمه ای و کمبود آموزش از موانع اصلی اجرای آن در شهر ساوه است. تقویت زیرساخت ها، آموزش مستمر و اصلاح سیاست های بیمه ای برای استقرار موفق این فناوری ضروری است.
۷۷.

نقش هوش مصنوعی در افزایش عاملیت کاربر و بازنمایی فرهنگی در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش هوش مصنوعی در افزایش عاملیت کاربر و بازنمایی عناصر فرهنگی در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای می پردازد. این پژوهش تلاش دارد تا نشان دهد که چگونه ادغام فناوری های هوش مصنوعی با ساختارهای روایی چندمسیره، زمینه ساز خلق روایت هایی می شود که بازتاب دهنده پیچیدگی های فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی هستند. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوای ساختاریافته انجام شده است. در این راستا، دوازده بازی رایانه ای که به طور هدفمند از هوش مصنوعی برای توسعه روایت های تعاملی و بازنمایی عناصر فرهنگی استفاده کرده اند، انتخاب و تحلیل شدند. معیارهای انتخاب عبارت بودند از: وجود ساختار روایی غیرخطی، امکان تصمیم گیری معنادار برای کاربر و بازنمایی مستقیم مسائل اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی در چارچوب روایت بازی. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی، از طریق طراحی سیستم های تصمیم گیری چندشاخه، شخصیت های واکنش پذیر و روایت های تطبیقی، موجب افزایش عاملیت کاربر در شکل دهی به مسیر روایت و بازنمایی فعال عناصر فرهنگی می شود. این بازی ها با خلق موقعیت های تعارض آمیز و ارائه پاسخ های پویا، بستر مناسبی برای بازنمایی عدالت، تبعیض، هم زیستی، هویت فرهنگی و اخلاق موقعیتی فراهم می کنند. واکنش های سیستم های هوشمند، در تنظیم مسیر روایت بر اساس تصمیمات کاربر نقش کلیدی دارند. نتیجه گیری: بازی های رایانه ای تعاملی که با بهره گیری از هوش مصنوعی طراحی شده اند، با افزایش عاملیت کاربر و بازنمایی انعطاف پذیر عناصر فرهنگی، به رسانه هایی قدرتمند در بازتاب مسائل اجتماعی و فرهنگی معاصر تبدیل شده اند. این روایت ها، با طراحی موقعیت های چندلایه و پویا، امکان مطالعه عمیق تر روایت های فرهنگی در بسترهای دیجیتال را فراهم می کنند.
۷۸.

نقدی بر "تحلیل کتاب سنجی و مصورسازی نشریه مدیریت سلامت طی سال های 1376 تا 1403": چالش های انتشار و استناد در نشریات فارسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
روند استنادهای دریافتی 198 مقاله نمایه شده مدیریت سلامت در اسکوپوس بین سال های 2019 تا 2024 نشان می دهد که تعداد استنادها از صفر استناد در 2019 به 97 و 84 استناد در سال های 2024 و 2025 رسیده است. 183 استناد (51درصد) در مجلات ایرانی و 174 استناد (49 درصد) در مجلات غیرایرانی بوده است. روند سالانه استنادها نشان دهنده افزایش استنادهای دریافتی در مجلات غیرایرانی و توسط نویسندگان غیرایرانی است. به نظر می رسد نمایه شدن در اسکوپوس علاوه بر افزایش استنادهای دریافتی، منجر به مشاهده پذیری و اعتماد بیشتر مقالات شده است. نویسندگان ایرانی تمایل کمتری به انتشار مقاله های باکیفیت خود در مجلات فارسی و استناد به مقاله های فارسی نشان می دهند. سیاست های پژوهشی مانند تاکید بر دوره های آموزشی نگارش مقاله به زبان انگلیسی، امتیاز پژوهشی کمتر برای مقالات فارسی، دریافت امتیاز بیشتر در ارزشیابی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی برای مقاله های منتشر شده به زبان انگلیسی، در مجلات نمایه شده در ISI با چارک های بهتر، اختصاص گرنت های پژوهشی به نویسندگان با مقاله های بیشتر نمایه شده در ISI با چارک ها و ضریب تاثیر بهتر، الزام دانشجویان دکتری به انتشار فعالیت های پژوهشی در مجلات تحت پوشش PubMed و ISI از عوامل بی میلی نویسندگان ایرانی به مجلات فارسی است. بنابراین، مجلات فارسی از جمله مدیریت سلامت هم از مقالات باکیفیت و هم از دریافت استناد محروم می مانند.
۷۹.

تحلیل اثربخشی کمپین های تبلیغاتی دیجیتال بر تعامل هواداران ورزشی در رسانه های اجتماعی (مطالعه موردی: باشگاه های لیگ برتر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۷۲
هدف: با توجه به نقش فزاینده رسانه های اجتماعی در خصوص ارتباط بین باشگاه های ورزشی با هواداران، این پژوهش با هدف تحلیل اثربخشی کمپین های تبلیغاتی دیجیتال بر تعامل هواداران ورزشی در رسانه های اجتماعی انجام شده است. مطالعه موردی بر پنج باشگاه برتر لیگ برتر فوتبال ایران متمرکز است و در چارچوب مطالعات افکار عمومی و بازاریابی ورزشی دیجیتال قرار دارد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی و به شیوه پیمایشی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته است که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (91درصد) تأیید شد. جامعه آماری پژوهش، هواداران پنج باشگاه لیگ برتر ایران بود و نمونه ها از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کمی نشان داد که تبلیغات تعاملی در مقایسه با تبلیغات سنتی، بر افزایش میزان تعامل هواداران تأثیر معناداری دارد (میانگین = 60/4 در برابر 85/3، 001/0 > P). تبلیغات شخصی سازی شده نیز بر افزایش احساس تعلق و وفاداری هواداران، تأثیر مثبت و معناداری می گذارد (ضریب مسیر = 65/0، 001/0 > P). از سوی دیگر، تعامل دیجیتال، به عنوان متغیر میانجی، روی وفاداری هواداران تأثیر معناداری نشان می دهد (ضریب مسیر = 80/0، 001/0 > P). در بخش کیفی نیز، مضامینی همچون علاقه به محتوای ویدئویی، استفاده از اینفلوئنسرها و احساس تعلق به تیم، بیشترین فراوانی را در بین بازخوردهای هواداران داشته است. نتیجه گیری: کمپین های تبلیغاتی دیجیتال زمانی اثربخش خواهند بود که با در نظر گرفتن ویژگی های فرهنگی، روان شناختی و نگرشی هواداران طراحی شوند. بهره گیری از مدل های ارتباط تعاملی در رسانه های اجتماعی، می تواند به وفادارسازی هواداران، توسعه برند باشگاه و اثرگذاری بر افکار عمومی منجر شود.
۸۰.

تعارض منافع در تولیت نظام سلامت ایران: زمینه های شکل گیری، چالش ها و راهکارها (یک مطالعه کیفی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
مقدمه: نظام سلامت همانند سایر بخش های حاکمیت می تواند دستخوش موقعیت های تعارض منافع شود. از آنجا که فعالیت های نظام سلامت ارتباط مستقیم با سطح سلامت جامعه دارد، وقوع تعارض منافع می تواند برای سلامت جامعه خطراتی را به همراه داشته باشد. این مطالعه با هدف شناسایی زمینه های شکل گیری، چالش ها و راهکارهای مدیریت موقعیت های تعارض منافع در تولیت نظام سلامت ایران انجام شد. روش ها: این مطالعه مقطعی و کاربردی به صورت کیفی انجام شد. با استفاده از روش گلوله برفی، 50 نفر از خبرگان حوزه سلامت انتخاب شدند و پیرامون پرسش پژوهش، با ایشان مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های گردآوری شده با رویکرد تحلیل چارچوب و به صورت استقرایی تحلیل شدند. تحلیل داده ها با نرم افزار Atlas Ti9 انجام شد. یافته ها: در این مطالعه، سه مقوله اصلی «زمینه های شکل گیری تعارض منافع»، «چالش های مدیریت موقعیت های تعارض منافع» و «راهکارهای مدیریت موقعیت های تعارض منافع» و 57 مولفه استخراج شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد زمینه های فرهنگی، سیاسی، مدیریتی و اجرایی، و نظارتی و قانونی می توانند در ایجاد موقعیت های تعارض منافع دخیل باشند. چالش هایی نظیر چالش های بافتاری، مدیریتی و اجرایی و سیاستگذاری مدیریت موقعیت های تعارض منافع را به تاخیر می اندازد. از این رو، مدیریت مصادیق ساختاری، نهادی و فردی، بهبود سیاستگذاری، تقویت قوانین و سازوکارهای نظارتی و تقویت نقش نهادهای مدنی می تواند در مدیریت این موقعیت ها کارآمد باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان