مطالعه پدیدارشناسانه تجمل گرایی در میان دختران نوجوان: شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجمل گرایی به عنوان یک آسیب نرم، ممکن است تأثیر و پیامد مستقیمی نداشته باشد، اما به طور نامحسوس در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی نفوذ کرده و می تواند بر نگرش ها و هویت دختران نوجوان تأثیر بگذارد، به گونه ای که هنجارهای اجتماعی و انتظارات شخصی شان را دستخوش تحول کند. بر این مبنا، هدف پژوهش حاضر بررسی زمینه های گرایش و پیامدهای تجمل گرایی در دانش آموزان دختر متوسطه اول و ارائه راهکارهایی برای کاهش این پدیده بود. روش پژوهش حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی بود که از مصاحبه نیمه ساختاریافته، به عنوان ابزار گرد آوری داده ها استفاده شد. جامعه پژوهش را دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر بیرجند تشکیل داده اند. گردآوری اطلاعات از نمونه های تحقیق به صورت نمونه گیری غیراحتمالی(هدفمند) تا آن جا ادامه پیدا نمود که اشباع داده حاصل شد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که پدیده تجمل گرایی تحت تأثیر عواملی چون رسانه، خانواده، جامعه و ویژگی های فردی شکل گرفته و پیامدهایی در ابعاد روحی-روانی، خانوادگی، فردی و اجتماعی به همراه دارد. این تأثیرات می توانند منجر به تغییر نگرش نسبت به بدن و پوشاک، افزایش رقابت های ناسالم و ایجاد فشارهای روانی در دانش آموزان شوند. بر پایه نتایج پژوهش، تجمل گرایی نه تنها بر ارزش ها و هویت فردی دانش آموزان تأثیر گذاشته، بلکه منجر به شکل گیری الگوهای رفتاری ناهنجار و نگرانی های والدین شده است. بر این اساس، پیشنهاد می شود که از طریق آموزش و فرهنگ سازی، توجه به ارزش های غیرمادی و تقویت هویت ملی و فرهنگی در بین نوجوانان افزایش یابد و تحولات مثبتی در محیط های خانواده و مدرسه ایجاد شود تا ارزش ها و باورهای فردی مورد بازنگری قرار گیرد و زمینه های کاهش این پدیده فراهم شود. درخصوص زمینه های گرایش به تجمل گرایی، یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که تأثیر رسانه های مدرن، از جمله شبکه های اجتماعی و تبلیغات بصری، بر تجمل گرایی دانش آموزان، به طرز چشم گیری موجب شکل گیری و القای استانداردهای زندگی مرفه و تجملاتی شده و ذهنیت و سبک زندگی این نسل را تحت تأثیر قرار می دهد. در همین راستا نتایج مطالعات باصری (1402)، سهراب زاده و همکاران (1397)، ابراهیم نیا و همکاران (1397)، کمالی و خودکاری (1393) و شفیعیان و همکاران (1402) با یافته های پژوهش حاضر همخوانی دارد. در تبیین این یافته پژوهش می توان گفت که در دنیای معاصر، شبکه های اجتماعی و تبلیغات به عنوان ارکان اصلی شکل دهی رفتار مصرف کننده و الگوهای رفتاری افراد، ویژه دختران، عمل می کنند. این موارد با القای این مفهوم که هویت آن ها به ظاهر و مادیات وابسته است، می توانند به احساس خودکم بینی و نارضایتی از خود منجر شوند. همچنین با افزایش دسترسی به محتوای تبلیغاتی و رشد پلتفرم هایی چون اینستاگرام و یوتیوب، بلاگرها به منبع الهام برای نوجوانان تبدیل شده اند و به ترویج سبک زندگی لوکس و تجمل گرایی در جامعه کمک می کنند، که درنهایت این فشار اجتماعی آن ها را به سمت خرید کالاهای لوکس سوق می دهد. در زمینه تأثیر شبکه های اجتماعی و تبلیغات بر رفتار مصرف کننده و الگوهای رفتاری دختران، نظریه های مختلفی می تواند به تبیین این پدیده کمک کند. یکی از این نظریه ها، نظریه «تولید و بازتولید فرهنگی» پیر بوردیو است. بوردیو در نظریه خود بر اهمیت سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تأکید می کند و بیان می کند که این سرمایه ها چگونه بر رفتارها و گزینه های مصرفی افراد تأثیر می گذارند. بنا به نظریه بوردیو، با گسترش شبکه های اجتماعی، دختران ممکن است تحت تأثیر سبک های زندگی خاصی قرار بگیرند که در این فضاها ترویج می شود. فشارهای اجتماعی و الگوسازی که ناشی از بلاگرها و شخصیت های اجتماعی در پلتفرم هایی مثل اینستاگرام و یوتیوب ایجاد می شود، می تواند منجر به ایجاد تمایز در سرمایه اجتماعی و فرهنگی آن ها شود. این تمایزها می تواند احساس خودکم بینی و نارضایتی از خود را در بین دختران افزایش دهد، زیرا آن ها دنبال رسیدن به معیارهای درک شده از موفقیت و ارزش در این شبکه ها براساس مادیات و ظاهر هستند.