فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از رویکرد جامعه شناسی انتقادی به نحوه تولید سلطه نمادین علیه زنان در سطح تعاملات فردی، خانوادگی، اجتماعی و بازتولید سلطه نمادین در سطح خانواده، ساختارها و نهادهای اجتماعی می پردازد که زمینه ناتوانمندی زنان و جامعه پذیری جنسیتی را فراهم کردند. بدین منظور، از روش مردم نگاری انتقادی جهت انجام عملیات تحقیق، از تکنیک مصاحبه عمیق برای گردآوری اطلاعات و از روش تحلیل مضمون جهت تحلیل داده ها استفاده شده است. مصاحبه شونده ها شامل 50 زن ساکن دهدشت می باشد که بر اساس نمونه گیری هدف مند و مطابق با منطق اشباع نظری انتخاب شده اند. یافته های تحقیق، شامل شبکه های مضمونی: تولید کلیشه های جنسیتی و بازتولید سلطه نمادین می باشد. نتایج نشان می دهد که سلطه نمادین علیه زنان از ساختار اجتماعی پدرسالاری و کلیشه های جنسیتی متاثراز آن برساخته می شوند که در تعاملات فردی (خودسانسوری زنان، خودپنداره منفی و تمرکز بر مدیریت بدن)، تعاملات خانوادگی (تجربه زیسته ازدواج، کنترل، اعتبار اجتماعی و تقسیم کار خانگی) و تعاملات اجتماعی (طرد اجتماعی زنان و تبعیض تحصیلی و شغلی) تداعی می شود. شبکه مضمونی بازتولید سلطه نمادین در سه تم سازمان دهنده پذیرش سلطه، موانع ساختاری سلطه و حاشیه نشینی فرهنگی زنان نشان داده می شود. . «نقش عصبیت های عشیره ای و پدر سالاری تاریخی در تولید و بازتولید سلطه نمادین علیه زنان» مقوله هسته می باشد.
روایت پژوهی نخبه ی ورزشی شدن زنان ایرانی مبتنی بر شرایط مشقت بار زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
19 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، روایت پژوهی کسب سکوی قهرمانی توسط خواهران افسانه ای ووشوی ایران است. رویکرد تحقیق، کیفی و از روش روایت پژوهی استفاده شد. تحلیل روایت مبتنی بر مصاحبه های رسانه ای با خواهران منصوریان در برنامه ی ماه عسل است که عنوان نمونه ی هدفمند در نظر گرفته شد. بر اساس یافته های به دست آمده از مصاحبه های روایتی در مواجهه با رخدادها و کنش های صورت گرفته در زندگی خواهران منصوریان، کدهای توصیفی استخراج شد. ویژگی های استخراج شده از مصاحبه ی خواهران، به سه سطحِ ویژگی های شخصیتی درون فردی (استحکام ذهنی، خود کار آمدی و خود مختاری)، ویژگی های شخصیتی بین فردی (فضائل اخلاقی ارتباطی ظرفیت پذیرش تفاوت های فرهنگی و مالی) و استراتژی های بهبود عملکرد (هدفمندی، تلقین پذیری مثبت انگیزش های درونی و بیرونی) دسته بندی شد. نتایج نشان می دهد که ضربه های روانی، سختی ها و مشقت ها به عنوان کاتالیزوری برای رشد و پیشرفت خواهران منصوریان عمل نموده است.
پرسشنامه تحریک / بازداری جنسی، ویژگیهای روانسنجی در زنان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابق با الگوی کنترل مضاعف، برانگیختگی جنسی به آمادگی فرد نسبت به تحریک و بازدارندگی جنسی بستگی دارد. تنوع فردی در بازداری و تحریک جنسی تفاوتهای فردی در تحریک پذیری و تجربه مشکلات جنسی را تا حدودی مورد تبیین قرار می دهد. پژوهش به بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه تحریک / بازداری جنسی (SESII-W/M) در زنان ایرانی می پردازد. ۱۷۲ نفر از زنان کارمند، استاد و دانشجویان متأهل دانشگاه فردوسی مشهد به صورت در دسترس انتخاب شدند و به سؤالات پرسشنامه های تحریک / بازداری جنسی، رضایت زناشویی انریچ و تمایل جنسی هالبرت پاسخ دادند. داده ها از طریق نرم افزار spss و Amos و با استفاده از روشهای آماری تحلیل عاملی تأییدی، آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. یافته های تحقیق نشانگر این بود که الگوی ۶ عاملی مفروض (با مؤلفه های شناختهای بازدارنده، روابط مهم، تحریک پذیری، ویژگیها و رفتارهای همسر، مکان رابطه، و عناصر زوجی تعاملات جنسی) SESII-W/M در جامعه زنان ایرانی با اندکی تعدیل (حذف سؤالات ۲۳ و ۱۵) برازش قابل قبولی دارد و شاخص برازندگی تطبیقی (05/0= RMSEA) و متوسط باقیمانده استاندارد شده (91/0=CFI) مطلوب ارزیابی شدند. هم چنین ضرایب آلفای کرونباخ پرسشنامه SESII-W/M از مقدار قابل قبولی برخوردار، و پرسشنامه از روایی همگرا و واگرای قابل قبولی برخوردار است (001/0>p). نتایج تحقیق نشان می دهد که پرسشنامه تحریک / بازداری جنسی در جامعه زنان ایرانی دانشگاه فردوسی مشهد از اعتبار و روایی قابل قبولی برخوردار است.
وضعیت «هویت من» تک فرزندان در مقایسه با سه الگو از نوجوانان دارای همشیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۷)
189 - 206
حوزههای تخصصی:
هویت یابی فرایندی است که علاوه بر ویژگی های شخصیتی افراد، ساختارهای بیرونی متعددی مانند خانواده در شکل گیری آن نقش موثری دارند. هدف این پژوهش بررسی اختلافات میان تک فرزندان و گروه های دارای همشیر (دارای خواهر، دارای برادر و دارای خواهر و برادر) در چهار پایگاه هویت (تحقق یافته، مهلت خواه، زودهنگام و سردرگم) است. روش تحقیق پس رویدادی (علی- مقایسه ای) و از آزمون F تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. جامعه آماری دانش آموزان پسر و دختر مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 1397-1396 شهر قم و با نمونه گیری طبقه ای- خوشه ای چند مرحله ای 448 نفر انتخاب شد. همچنین داده ها با مقیاس گسترش یافته سنجش عینی پایگاه هویت من (EOM-EIS) گردآوری شد. یافته ها نشان داد میانگین نمرات هویت تحقق یافته گروه تک فرزندان در مقایسه با هر یک از گروه های دارای همشیر بطور معنادار بالاتر است. از سوی دیگر میانگین نمرات نوجوانان دارای خواهر در هویت سردرگم، نوجوانان دارای برادر در هویت زودهنگام و نوجوانان دارای خواهر و برادر هم در هویت سردرگم و هم هویت زودهنگام از نوجوانان تک فرزند بطور معنادار بالاتر است. نتیجه گیری: بین دو گروه (تک فرزندان و نوجوانان دارای همشیر) از نظر ترکیب متغیر هویت تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین نیاز بیشتر نوجوانان تک فرزند به اعتبار اجتماعی و رویارو شدن آنها با انتظارات والدینی، عاملی جهت انتقال زودتر از دوره کودکی به دوره نوجوانی است.
بررسی فقهی - حقوقی سن ازدواج در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقتضای آزادی های فردی در جامعه آن است که نتوان محدودیت های متعددی را به افراد به ویژه در امور شخصی تحمیل نمود.درعین حال اهمیت خاص عقد نکاح باعث شده است که برای پیشگیری از آسیب های جسمی و روحی به کودکان، تحدید سن نکاح مورد توجه جوامع مختلف قرار گیرد. بررسی مقوله سن نکاح از دیدگاه فقهی نشان می دهد که سن مشخصی برای نکاح تصریح نگردیده است لیکن شرایط خاصی بری انعقاد عقد نکاح قبل از سن بلوغ نظیر رعایت مصلحت طفل، ممنوعیت روابط زناشویی پیش از بلوغ و اعمال حق فسخ نسبت به عقد، معین شده است. توجه به این شرایط می تواند چارچوب قانون گذاری در این حوزه را روشن نماید به گونه ای که با وضعیت فعلی جامعه، کمتر ازدواجی زیر سن بلوغ به مصلحت صغیر به نظر می رسد. در مقررات فعلی حقوق ایران، ازدواج پیش از سن 13 سال برای دختران و 15 سال برای پسران نیازمند رعایت شرایط اذن ولی، رعایت مصلحت و اجازه دادگاه دانسته شده است لیکن ازدواج در هیچ سنی ممنوع اعلام نشده است. ریشه این عدم ممنوعیت را باید در نظرات فقها مبنی بر جواز نکاح صغیر توسط ولی جستجو نمود. درعین حال هم چنان در مقررات نظام حقوقی ایران تعارضاتی مابین سن بلوغ قانونی، سن قابلیت صحی برای ازدواج و سن رشد دیده می شود که نیازمند نگرش جامع قانون گذار در جهت رفع این ابهامات و پرهیز از اصلاح جزئی نگرانه قوانین است
نقش خودکارآمدی و هوش هیجانی در پیش بینی حل تعارض زناشویی در زنان دانشجو
حوزههای تخصصی:
از مهمترین عواملی که بر رضایت زناشویی اثر می گذارد و باعث کاهش آن می شود تعارضات زناشویی است و از مهمترین مؤالفه های مؤثر بر حل تعارض زناشویی، خودکارآمدی و هوش هیجانی است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی حل تعارض براساس دو متغیر خودکارآمدی و هوش هیجانی است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آمار شامل کلیه زنان دانشجوی متأهل دانشگاه فردوسی مشهد بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای،150 خانم از دو دانشکده ادبیات و الهیات انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ(صفاری نیا و سلگی،1390)، خودکارآمدی شرر(شرر و مادوکس، 1982) و مقیاس تعارض زناشویی کنزاس(کورکوران، فیشر، 2000) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 21 و روش رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که هوش هیجانی6/ 24 و هوش هیجانی به همراه خودکارآمدی 5/32 در پیش بینی حل تعارض تآثیر دارد (P<0/01). نتایج تجریه و تحلیل نشان می دهد که هوش هیجانی به همراه خودکارآمدی قادر به پیش بینی حل تعارض در زنان هستند. بنابراین می توان گفت که هوش هیجانی و خودکارآمدی در حل تعارض مؤثر هستند. کلید واژه ها: تعارض زناشویی، هوش هیجانی، خودکارآمدی.
شخصیت حماسی همای چهرزاد در شاهنامه
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۳
85-100
حوزههای تخصصی:
هدف ازپژوهش حاضر، بررسی شخصیّت حماسی همای چهرزاددخت بهمن درشاهنامه فردوسی است.جامعه مورد تحلیل زنان شاهنامه مانند: ارنواز ، شهرنازوهمای دخترگشتاسب می باشد. نمونه موردبررسی شخصیت همای چهرزاد است. طرح پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی است که بابررسی اساطیر متأخر،بخش های فراموش شدهاسطوره مادر «اردویسورآناهیتا» کنار هم می گذاردوبه تحلیل آن اساطیر دست می یابد. برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و فیش برداری استفاده شد. نتایج نشان داد که: در هر قومی، «اسطوره مادر» وجود دارد که به نشانه وجدانِ فرهنگی قوم، ثابت می ماند و محو نشدنی است. این اساطیر، منشأ و الگوی پیدایش اسطوره های پس از خود هستند. اغلب موارد خودِ اسطوره «مادر» یا بخشی از عناصر سازنده آن بنابه دلایلی و در گذر زمان کم رنگ شده اند؛ اما این اساطیر به طور کامل از بین نمی روند، بلکه در طول تاریخ از حافظه ناخودآگاه جمعی در ضمن روایت های دیگر اساطیری بازآفرینی و بازسازی می شوند. و به این نتیجه می رسد که احتمالاً شخصیّت اساطیری ایزدبانوی آب و باروری، اردویسوراناهیتا، در عصر حماسه ها، بر اثر دو عامل اصلی و بدیهی در تحّول اساطیر؛ «اسطوره پیرایی» و «عامل شکستگی»، صفات و خویش کاری های خود را در چند شخصیّت کِهتر زمینی توزیع و پراکنده کرده و سرانجام ویژگی های ماورایی و خدایی را فرونهاده است و در یکی از جلوه های خود به صورت همای چهرزاد درآمده است.
مدل سازی عوامل موثر بر توانمندسازی زنان متاهل استان آذربایجان شرقی با استفاده از نرم افزار Amos Graphics(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، زنان به عنوان نیمی از جامعه نقش راهبردی در توسعه ی پایدار دارند. سرمایه گذاری در تواناسازی این قشر، سرمایه گذاری در رشد و توسعه ی پایدار می باشد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر بر توانمندسازی زنان متاهل استان آذربایجان شرقی می باشد. روش پژوهش پیمایشی و ابزار گرداوری داده ها پرسش نامه بوده است. جامعه آماری پژوهش بر اساس آخرین سرشماری(1395) کلیه زنان متاهل استان آذربایجان شرقی به تعداد 1203062 نفر بودندکه بر اساس فرمول کوکران 1134 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. همچنین در در تحقیق حاضر از روش شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده است. در مجموع، یافته های پژوهش نشان داد که 1. میزان توانمندی روانی زنان متاهل استان آذربایجان شرقی بالاتر از مقدار متوسط(15/75 درصد) می باشد 2. بر اساس نتایج تحلیل مسیر اثر مستقیم، غیر مستقیم و کل سازه های سرمایه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روان شناختی بر توانمندسازی زنان معنی دار بوده و این سازه ها توانستند 66 درصد واریانس توانمندسازی را تبیین نمایند؛ با مقایسه ی ضرایب بتاها می توان گفت که توانمندسازی زنان بیش از هر چیزی متاثر از سازه ی سرمایه ی روان شناختی (68/0) می باشد.
مقایسه اثربخشی درمان ودیعه های انسانی و درمان عقلانی - عاطفی - رفتاری بر افسردگی زنان مطلقه شهر شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق عامل فروپاشی اساسی ترین بخش جامعه است و با ایجاد تنش زیاد سبب بروز اختلالات روانی همچون افسردگی می شود. هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان ودیعه های انسانی (HGT) و درمان عقلانی عاطفی رفتاری (REBT) بر افسردگی زنان مطلقه شهرکرد بود. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل به همراه آزمون پیگیری بوده است. جامعه آماری پژوهش تمام زنان مطلقه شهرکرد بود. نمونه مورد نظر، 45 نفر از زنان مطلقه بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. درمانهای HGT و REBT طی هفت جلسه هفتگی انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه افسردگی بک استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس مکرر نشان داد که بین میانگین نمره های گروه های آزمایش و کنترل در میزان افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد (69/40=F، 001/0p <). در ادامه نتایج درون گروهی (10/95=F ,001/.p <) و تعامل عامل و گروه (65/32=F ,001/0p <) نیز از لحاظ آماری معنی دار شد. نتایج آزمون شفه نیز نشان داد که از بین دو درمان REBT و HG، درمان عقلانی عاطفی رفتاری از کارآیی بیشتری برخوردار بود. از مجموعه یافته های این مطالعه، چنین برمی آید که درمان HGT از طریق تمرکز بر تغییر قالبهای ذهنی و تأکید بر منابع ذاتی و درمان REBT از طریق تمرکز بر جایگزینی افکار سازنده به جای افکار زیانبار توانست افسردگی زنان مطلقه را کاهش دهد.
نقش مادر در تربیت کودک
حوزههای تخصصی:
تربیت کودک ابزاری مهم برای رشد و اعتلای خانواده، جامعه و نسل های بعدی است. اگر والدین به ویژه مادران روش های صحیحی برای تربیت کودکان داشته باشند باعث موفقیت و تأمین سعادت فردی و اجتماعی آنها می شوند. امروزه بسیاری از مشکلات در تربیت کودکان به دلیل عدم آگاهی از اهمیت نقش مادر در تربیت کودک و نیز عدم شناخت روش درست تربیت اتفاق می افتد. مقاله حاضر بر آن است که با مراجعه به منابع مختلف، عوامل دخیل در تربیت کودکان را بررسی کند و هدف، اصول و روش های تربیت کودک و نقش مادر را در این مسیر تبیین کند.
موانع نهادی مشارکت سیاسی زنان منطقه بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
313 - 334
حوزههای تخصصی:
دست یابی به توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی گروه های اجتماعی جامعه را می طلبد و مشارکت سیاسی زنان در این خصوص اهمیت بالایی دارد. تحقق مشارکت مطلوب زنان در حوزه سیاست در هر جامعه ای با موانع خاص خود مواجه است. بر این اساس، در این پژوهش مشارکت سیاسی زنان منطقه بلوچستان با استفاده از روش های پژوهش کیفی و رویکرد نهادگرایی مورد مطالعه قرار گرفته است. مصاحبه های کیفی با نخبگان بلوچستان مقولات و تم هایی را در اختیار پژوهشگران قرار داد که امکان تبیین وضعیت مشارکت سیاسی زنان این قوم را فراهم کرد. یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن است که موانع مشارکت سیاسی زنان منطقه بلوچستان از دو نگاه درخور توجه هستند؛ نگاه نخست متوجه موضع گیری نهادهای رسمی به زنان است و نگاه دوم فرهنگ بلوچ را در نسبت با زنان شرح می دهد. نتایج به دست آمده موانع اصلی را نهادهای غیررسمی یا ناملموس همانند فرهنگ پدر/ مردسالاری و بخشی از باورهای سنتی تعریف می کند؛ باورهایی که از سویی علت خودناباوری زنان در فعالیت های سیاسی است. با وجود این، نهادهای مشارکتی از جمله شوراهای اسلامی شهر و روستا موفق شده اند اثربخشی نفوذ نهادهای غیررسمی را با مرور زمان بر مشارکت سیاسی زنان بلوچ کاهش دهد.
مطالعه کیفی نقشِ گذار هویتی زنان میان سال در ارتباط با خود، دیگران و محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
335 - 356
حوزههای تخصصی:
میان سالی یکی از دوره های رشدی انسان است و زنان در این دوره تغییرات هویتی در زمینه ادراک و ارتباط با خود، روابط با دیگران و جهان هستی را تجربه می کنند؛ که شناسایی این تغییرات برای درک بیشتر و بهتر زنان میان سال ضرورت دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر مطالعه کیفی نقشِ گذار هویتی در ارتباط با خود، دیگران و محیط زنان میان سال شهر تهران است. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. سیزده شرکت کننده به وسیله نمونه گیری هدفمند و با شیوه نمونه گیری معیار انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و نمونه گیری و مصاحبه ها تا اشباع داده ها ادامه یافت. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های پدیدارشناسی از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها در زمینه نقش گذار هویتی زنان میان سال در ارتباط با خود شامل مضامین اصلی ارتباط درون فردی، نگرش به بازنشستگی، ادراک از میان سالی و نگرش به هویت خود، ارتباط با دیگران شامل مضمون اصلی بهبود شیوه های ارتباطی و ارتباط با محیط در قالب مضامین اصلی تغییرات در نظام ارزشی، سالمندی و مرگ، مرور گذشته، نگرش به آینده و ارتباط با طبیعت طبقه بندی شد. یافته ها بیانگر تأثیر گذار هویت زنان میان سال در بهبود شیوه های ارتباطی زنان با دیگران در این دوره و تغییرات ارتباطی آنان به خود و محیط اطرافشان است.
بررسی مفهوم لباس بودن زن و شوهر در آیه 187 سوره بقره
حوزههای تخصصی:
همسری بر پایه ی ازوداج میان زوجین پدید می آید. درباره ی کیفیت این رابطه اظهار نظرهای متفاوتی از سوی صاحبنظران و مکاتب مختلف صورت گرفته است. از دیدگاه اسلام، مرد و زن در قبال هم و در جایگاه همسری، مسئولیت هایی بر دوش دارند. یکی از تعابیر قرآن در این باره آیه 187 سوره بقره است."«...هن لباس لکم و انتم لباس لهن...»" یعنی «... زنان لباس شما هستند و شما لباس آنان هستید... ». در این مقاله به مفهوم لباس بودن زن و شوهر نسبت به یکدیگر با توجه به روایات وارده در این باب و تفاسیر مهم شیعی و اهل سنت پرداخته می شود. طبق بررسی های انجام شده، لباس بودن زن و شوهر در مواردی که قرآن به آن تشبیه کرده است، نتایج مثبتی برای زن و مرد در زندگی مشترک در بر خواهد داشت. اگر زن و شوهر پوشش و لباس یکدیگر باشند، این امر سبب تحکیم روابط زناشویی، کاهش اختلافات و آسیب های زندگی مشترک و ایجاد فرصت های بیشتر برای خوب زندگی کردن خواهد گشت.
نقش تعدیل کننده جهت گیری مذهبی در رابطه بین سبک های دلبستگی و تعهد زناشویی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده جهت گیری مذهبی در رابطه بین سبک های دلبستگی و تعهد زناشویی انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. بدین منظور 286 نفر از جامعه دانشجویان و طلاب متاهل شهر قم در سال تحصیلی 1397-1396 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسش نامه های تعهد زناشویی آدامز و جونز، سبک های دلبستگی کولینز و رید و جهت گیری مذهبی آلپورت پاسخ دادند. برای آزمون فرضیه ها و تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی و تحلیل رگرسیون تعدیلی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن و جهت گیری مذهبی درونی با تعهد زناشویی رابطه مثبت و معنادار و بین سبک دلبستگی اضطرابی و جهت گیری مذهبی بیرونی با تعهد زناشویی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی در رابطه بین دو سبک دلبستگی ایمن و اجتنابی با تعهد زناشویی زوجین اثر تعدیل گر دارد. یافته های پژوهش نشان از اهمیت کیفیت دینداری و سبک های دلبستگی در فرایند غنی سازی روابط عاطفی همسران و ثبات زناشویی است.
توسعه مفهومی حق بر سلامت زنان و تحلیل آن در سیاست گذاری های کلان و خرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
529 - 555
حوزههای تخصصی:
در جوامع توسعه یافته، حق بر سلامت مفهوم وسیعی یافته و حق دسترسی به آن در ابعاد مختلف بازتعریف می شود. تبیین حق بر سلامت زنان تحت تأثیر جنسیت و تجربه تغییرات متعدد در طول دوره های زندگی آنان، واجد اهمیت خاص است و نیازمند ایجاد ساختار جدید مبتنی بر آگاهی و معرفت دقیق بر نیازها و عوامل مؤثر بر آن است. در اندیشه حقوق عمومی، تأمین سلامت همگانی و حفظ بهداشت شهروندان از تکالیف اساسی دولت هاست که مداخله دولت شامل طیف وسیعی از اقدامات در راستای ارتقای سطح سلامت از طریق تدوین قوانین و نظارت بر آن ها و با هدف اجرای فرایندها و سیاست های کلان اثربخش در این حوزه می شود. این پژوهش، که با هدف شناسایی ابعاد مختلف حق بر سلامت زنان و تکالیف دولت ها نگاشته شده است، از نظر نوع کیفی و به لحاظ روش به صورت توصیف و تحلیل اسناد مربوطه انجام شده است. حق بر سلامت زنان را در ابعاد متعدد جسمی، معنوی، روانی، اجتماعی، شغلی، زیست محیطی و فکری شناسایی و شاخص سازی کرده است. یافته های تحقیق و بررسی اسناد بالا دستی و سیاست گذاری های کلان حاکی از آن است که نه تنها قوانین موجود فاقد اثر بخشی لازم در عمل و اجرا هستند، بلکه از جنبه ماهوی صرفاً به برخی از ابعاد حق بر سلامت زنان توجه شده است. بنابراین تدوین برنامه جامع تقنینی سلامت زنان در همه حوزه ها مبتنی بر سیاست های کلان تحول محور به منزله یکی از شاخص های توسعه یافتگی ضرورت دارد.
پیش بینی سلامت روان زنان شهر شیراز بر اساس سبک های هفتگانه ی زندگی تکاملی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین هفت جز سبک زندگی زنان (میزان خواب، مصرف امگا 3، میزان ورزش، میزان نور خورشید، و میزان اجتماعی شدن، استفاده از فضای مجازی و استفاده از رسانه های سنتی) با سلامت روان آنان از منظر تکاملی بود. جامعه آماری شامل زنان بالای 18 سال ساکن شهر شیراز در سال 98 – 99 بود که از آن بین، ۱۸۲ زن با روش نمونه گیری طبقه ای به پرسشنامه ها پاسخ دادند. جهت جمع آوری داده-ها از پرسشنامه های سبک زندگی و نشانگان هاپکینز استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق دو آزمون ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام گرفت. نتایج نشان داد که در مجموع مصرف امگا ۳ با سلامت روان رابطه ی دوگانه ی خطی انحنایی دارد. از بین خرده مقیاس های نشانکان هاپکینز، خواب نیز با جسمانی سازی و وسواسی – جبری رابطه ی معنادار مثبت نشان داد. می توان مشاهده کرد که سبک زندگی زنان بر سلامت روان آنان، فرزندانشان و حفظ سلامت جسم و روان خانواده بسیار تاثیرگذار است. ترویج یک سبک زندگی که با گذشته ی تکاملی زنان سازگارتر باشد، دیدگاه محتمل تری است که بتوانند سلامت روانی خود را بهبود ببخشند.
تحکیم خانواده از منظر اسلام در فرایند جهانی شدن، چالشها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن فرآیندی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که بر وجوه گوناگون زندگی تاثیرگذار بوده است. این پدیده در کنار برخی تاثیرات مثبت، منجر به آسیب های اجتماعی در جوامع مختلف شده است. این امر نشانگر ضرورت بررسی خانواده به عنوان زیرساخت اصلی جامعه است؛ زیرا هر نوع آسیب به آن، کل ساختار جامعه را به مخاطره می اندازد. بنابراین این نوشتار با روش فراتحیل کیفی، تأثیر جهانی شدن بر نهاد خانواده را در ابعاد ساختاری، فرهنگی و تربیتی مورد واکاوی قرار داده است تا از این منظر مهم ترین چالش های فرآیند جهانی شدن بر تحکیم خانواده را آشکار سازد. در این راستا مقالات و پایان نامه های انجام شده از سال 1388- 1398، که در مجموع 15 اثر با بیشترین ارتباط موضوعی بودند، انتخاب و و با روش فراتحلیل کیفی بررسی شد و در گام دوم با روش توصیفی- تحلیلی راهکارهای برون رفت از آن بر اساس آموزه های اسلامی تبیین شد. دستآورد پژوهش حاضر نشانگر آن بود که جهانی شدن نه تنها کارکردهای خانواده، بلکه اصل و تمامیت آن را به چالش کشیده است که برخی از آنها از این قرار است؛ روند نزولی کیفیت روابط، فرد گرایی، مصرف گرایی، تضعیف فرهنگ بومی، تضعیف انسجام و وحدت خانواده، نسبیت گرایی در ارزش های انسانی و خانوادگی، گسترش نگرش و ارزش های مجازی، آزادی جنسی، بی بند وباری، تنزل جایگاه انسانی زنان، اختلال در جامعه پذیری و فرایند تربیت فرزندان مخاطرات پیش روی نظام خانواده می باشد. راهکارهای کاهش آثار نامطلوب جهانی شدن بر تحکیم خانواده عبارتند از تقویت باورهای دینی در خانواده، آگاهی بخشی خانواده ها، تأکید بر استمرار و حفظ خانواده طبیعی، تحکیم روابط خویشاوندی، رعایت مرزهای رفتاری و عاطفی درون خانواده و بیرون آن، مدیریت استفاده از رسانه ها در خانواده، تقویت ارزش های بومی و دینی خانواده، ارتقاء مهارت های فرزندپروری در خانواده و تقویت عفاف و خویشتن داری در جامعه، ارتقاء عزت نفس فردی و ملی.
مطالعه تجربه اجتماعی ازخودبیگانگی در زنان و ارائه راهبردهای برای رهایی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
485 - 507
حوزههای تخصصی:
ازخودبیگانگی محصول دنیای مدرن است که بر اثر تغییر در شیوه تقسیم کار، فرایند تولید و سلب مالکیت در جهان شروع به گسترش کرد که نتیجه آن چند پارگی روابط فرد با خود و جهان پیرامون و از بین رفتن اصالت انسانی است و در این بین زنان متأثر از سیاست های نابرابری و تبعیض جنسیتی، محرومیت های ناشی از سلب مالکیت و نگاه ابزاری و شیءوارگی در رسانه به شدت تحت تأثیر این مسئله قرار گرفتند. بنابراین، هدف از این تحقیق کشف و تفسیر تجربه زنان در باب ازخودبیگانگی و ارائه راهبردهای برایی رهایی از آن با استفاده از روش نظریه مبنایی است. برای گردآوری داده ها از شیوه نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که 20 نفر از زنان شهر مشهد انتخاب شده و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفته اند و داده های به دست آمده نیز طی سه مرحله کدگذاری تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد: مقوله هایی از قبیل: تبعیت از سلطه، شخصیت نمایشی و سایر مقولات علی که در متن تفسیر شده اند موجب ایجاد و تشدید ازخودبیگانگی در زنان شده و وجود این شرایط توأم با تضعیف قدرت اراده و اختیار در آنان فرصت تجربه کردن، شناخت از خود و استعدادها را در آنان کاهش داده است. بنابراین، برای رهایی از این جهان محصور شده زنان راهبردهای متعددی را ارائه کرده اند که مهم ترین آن ارتقای سطح آگاهی و شناخت از خود و جهان پیرامونشان است تا بتوانند به نوسازی اصالت خود مداومت ورزند و جهان اجتماعی خود را توأم با آزادی و آگاهی خلق کنند.
بازشناسی رویکرد دینی درزمینه اشتغال زنان در ایران : چالش ها، فرصت ها و الزامات سیاستی
حوزههای تخصصی:
اشتغال زنان، همیشه از ابعاد گوناگون مورد بحث بوده است. ایجاد پاردوکس در زمینه اشتغال زنان، اندیشه وران حوزه های اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی و دینی را با پرسش هایی روبه رو کرده است. خط استدلال این مقاله این است که ببینیم رویکرد اسلام نسبت به اشتغال زنان چیست؟ موانع و چالش های فراروی مسأله اشتغال زنان دریک جامعه اسلامی کدام است؟ این پژوهش تلاش نموده به روش اسنادی و از نوع مطالعه اکتشافی، با مرور سیستماتیک مطالعات انجام شده دراین زمینه و ملاحظات نظری برگرفته شده از دیدگاه اسلام، به تحلیل وضعیت اقتصادی و معیشتی زنان با تأکید بر انطباق آن بر آموزه های اصیل دینی درکشور اسلامی ایران بپردازد که هدف اصلی آن را شکل می دهد. یافته ها نشان داد دین اسلام با اینکه اصل استقلال اقتصادی را برای زنان قائل شده، یعنی زنان هم مالک کار و تولید خود بوده و هم هیچ گونه مسئولیتی در برابر اقتصاد خانواده ندارند، اما درشرایط واگذاری کار به زنان در اسلام، مصلحت جامعه، خانواده و شرایط و مسائل فردی را هم مدنظر داشته، که این محدودیت هایی را برای کار زنان بوجود می آورد. شواهد جمعیت شناختی نشان می دهد میزان مشارکت اقتصادی زنان از93/12 درصد در سرشماری 1355به 16درصد درسرشماری 1395 افزایش یافته که مبین تغییر و تکامل مشارکت زنان دراقتصاد اسلامی، تغییر هویت فردی و اجتماعی آنان است. افزایش تعداد فارغ التحصیلان زن در دوره های آموزش عالی، افزایش اشتغال زنان در بخش های مختلف اقتصادی و افزایش میزان فعالیت زنان در بخش های مدیریتی نسبت به دهه های گذشته حکایت از رشد قابل توجهی دارد. با این وجود، عدم فرصت و امکانات برابر با مردان دریافتن شغل، سطح دستمزد پایین تر نسبت به مردان و میزان بیکاری زنان به ویژه در سطوح آموزش عالی، وجود برخی محدودیت های اجتماعی و فرهنگی برای اشتغال زنان، طرز تلقی و نگرش نادرست جامعه نسبت به شایستگی زنان در مشاغل مختلف، گسترش نابرابری جنسیتی در دسترسی به منابع و به دنبال آن افزایش آسیب ها به لحاظ عدم آمادگی و پذیرش جامعه از بعد امنیت اجتماعی برای زنان در عرصه فعالیت اقتصادی، از مهم ترین دغدغه ها و چالش های اساسی اشتغال زنان در کشور اسلامی ایران است.
تحلیل مفهوم دیگری زنانه در سینمای اصغر فرهادی از منظر آرای امانوئل لویناس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله فرض های بنیادین در بازنمایی نقش زن در سینمای فرهادی را در چهارچوب غیریتِ امر زنانه در آرای امانوئل لویناس واکاوی می کند. آرای لویناس از این حیث مهم است که همواره از سوی برخی از متفکرین متهم شده که دیدگاهی سنتی درباره زنان داشته است. با بازخوانی آثار فرهادی می توان نگاه مشابهی را جستجو کرد. با این که اغلب سینمای فرهادی با ایده هایی درباره بازنمایی متفاوت از زن ایرانی در ارتباط دانسته شده اما این پژوهش تحلیلی است در باب نحوه مواجهه سوژه مذکر آثارش با این غیریت و این که چگونه زن در این آثار به عنوان قربانی و در عین حال منشأ و سرآغازِ ایجادِ مشکلات مورد شناسایی قرار گرفته است. شباهت میان نگاه فرهادی به زن و آن چه لویناس از غیریت زنانه تعبیر می کند به پرسش بزرگ تری می انجامد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که چگونه تاکید بسیار گفتمان امروز در سینمای ایران بر وجهه قربانی بودن زنان، خود نوعی مداخله در ساخت تصویری از زنان است که سوژه مذکر مداخله گر ایجاد کرده و چگونه رویکرد لویناسی می تواند راهی برای برون رفت از این مداخله و نمایش شیوه ای از ارتباط میان سوژه و دیگری باشد که منجر به دستیازیِ سوژه به دیگری نشود.