فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۲۲۱ تا ۱۳٬۲۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
Market manipulation remains the biggest concern of investors in today’s securities market. The development of technologies and complex trading algorithms seems to facilitate stock market manipulation and make it inevitable for regulators to use Deep Learning models to prevent manipulation. In this research, a Denoising GAN-based model has been designed. The proposed model (GAN-DAE4) consists of a three-layer encoder along with a 2-dimension encoder as the discriminator and a three-layer decoder as the generator. First, using statistical methods such as sequence, skewness, and kurtosis tests and some unsupervised learning methods such as Contextual Anomaly Detection (CAD) and some visual and graphical methods, the manipulated stocks have been detected in the Tehran Stock Exchange from 2015 to 2020; then GAN-DAE4 and some supervised deep learning models have been applied to the prepared data set. The results show that GAN-DAE4 outperformed other deep learning models (with F2-measure 73.71%) such as Decision Tree (C4.5), Random Forest, Neural Network, and Logistic Regression.
Evaluation of Intelligent and Statistical Prediction Models for Overconfidence of Managers in the Iranian Capital Market Companies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of the present study was to validate the Adaboost machine learning and probit regression in the prediction of Management's overconfidence at present and in the future. It also compares the predicted models obtained during the years 2012 to 2017. The samples of the research were the companies admitted to the Tehran Stock Exchange, (financial data of 1292 companies/year in total). Data collection in the theoretical part of the study benefitted from the content analysis international research paper in library method and for calculating the data's Excel software was used, and in order to test the research hypotheses, Matlab 2017 and Eviews10.0 were used. The empirical findings demonstrate that The Adaboost's algorithm nonlinear prediction model represents the highest power in learning and prediction (performance of this model) the managerial over-confidence for this year and the following year, proved to be better than the probit regression prediction model.
تاثیر خودشیفتگی مدیران بر عملکرد اجتماعی داخلی و خارجی با تاکید بر بیش اطمینانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مدیران خودشیفته برای شهرت طلبی و بزرگ نمایی خود تلاش می کنند تا در عرصه فعالیتهای اجتماعی، حضور فعالی داشته و از این طریق ضعف های خود را پوشانده و منافع بیشتری کسب کنند. از سوی دیگر احتمال می رود مدیران خودشیفته، اطمینان بیش از حد به نگرش ها و توانمندهای شان داشته باشند. براین اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر خود شیفتگی مدیران بر عملکرد اجتماعی داخلی و خارجی با تاکید بر بیش اطمینانی است. به این منظور، نمونه ای متشکل از 129 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 تا 1398 بررسی شدند. فرضیه های پژوهش با استفاده از داده های ترکیبی و به کارگیری رگرسیون چندگانه و لاجیت در نرم افزارهای استتا و ایویوز آزمون شدند. یافته های حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش بیان می کنند، خودشیفتگی مدیران بر عملکرد اجتماعی مدیران در حوزه داخلی و خارجی تاثیر مثبت و معناداری دارد. مدیران خودشیفته در جهت خود نمایی و جلب توجه ذینفعان داخلی و خارجی در فعالیتهای اجتماعی مشارکت می کنند. همچنین یافته ها نشان داد، بیش اطمینانی تاثیر منفی و معناداری بر رابطه خودشیفتگی مدیران و عملکرد اجتماعی داخلی و خارجی دارد. براین اساس، اعتماد به نفس کاذب مدیران منجر به کاهش اثر مثبت ویژگی خودشیفتگی مدیر بر عملکرد اجتماعی می شود.
طراحی الگوی پیاده سازی راهبرد باندلینگ اجتماعی در صنعت لوازم خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
475 - 494
حوزههای تخصصی:
هدف: راهبرد باندلینگ اجتماعی، روش تجاری گسترده ای است برای قیمت گذاری بر مبنای راهبردهای بازاریابی شرکت که به معنای ارائه دو یا چند محصول برای فروش در قالب یک بسته است. در صنایعی که در بازارهای رقابتی فعالی دارند و دایره تولید آن ها مانند لوازم خانگی بسیار متنوع است، راهبرد باندلینگ بسیار کارگشاست. به همین دلیل، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی باندلینگ اجتماعی در صنعت لوازم خانگی با استفاده از نظریه داده بنیاد اجرا شده است.
روش: این پژوهش از نوع پژوهش های آمیخته با رویکرد کیفی و کمّی است که از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری داده، از نوع مطالعات پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، خبرگانی همچون مدیران شرکت ها، مدیران بازاریابی و اساتید دانشگاهی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمّی پرسش نامه بود که برای شناسایی مقوله ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته و به منظور اعتباریابی الگو، از پرسش نامه استفاده شد. برای بررسی روایی بخش کیفی، از مدل کرسول به همراه روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار و در بخش کمی از روایی اعتبار محتوا و بازآزمون بهره گرفته شد.
یافته ها: روش تحلیل داده ها در بخش کیفی، رویکرد نظریه داده بنیاد با روش استراوس و کوربین بود که با نرم افزار Atlas.ti و با بهره گیری از روش کدگذاری تدوین شد و در بخش کمی، روش تحلیل بر مبنای آزمون هم بستگی کندال بود.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش شامل ارائه مدلی مشتمل بر شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر، به همراه معرفی پدیده محوری و ارائه راهبرد های باندلینگ اجتماعی و شناسایی پیامدهای آن است. در این پژوهش، مدل باندلینگ اجتماعی بر اساس سه محور فروش، قیمت گذاری و ارتباط با مشتری ارائه شد.
مدل شکل دهی و استقرار راهکار مشتری در صنعت نرم افزار ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تجارت بنگاه با بنگاه که شامل بازارهای تخصصی و نیازهای پیچیده مشتریان است بسیاری از تولیدکنندگان محصولات و ارائه دهندگان خدمات اقدام به پیشنهاد راهکارهای منحصربه فردی می کنند که مسئولیت اغلب اقدامات و بخش های فرایند را در برمی گیرد. ماهیت خدمات و محصولات نرم افزاری و همچنین تفاوت و تنوع نیازهای مشتریان، ارائه دهندگان را ایجاب می کند تا به دنبال ارائه راهکارهای مشتری باشند. از این رو، هدف این تحقیق تدوین مدلی به منظور شکل دهی و استقرار راهکار مشتری در صنعت نرم افزار ایران است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه با 18 خبره صنعت نرم افزار گردآوری شد. سپس این داده ها به شیوه تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. پس از اینکه مقوله های اولیه از داده ها استخراج گردید، مجدداً به خبرگان ارجاع داده شدند تا به تأیید آن ها برسند. پس از تایید خبرگان و غربالگری، 27 مقوله فرعی و 11 مقوله اصلی بدست آمد که مقوله های اصلی عبارتند از «میزان بلوغ سازمان مشتری؛ دانش ارائه دهنده از اکوسیستم کسب وکار مشتری؛ دانش صحیح مشتری از خواسته؛ بهره گیری ارائه دهنده و مشتری از تیم های چندوظیفه ای؛ دستیابی به زبان مشترک و فهم متقابل؛ رویکرد ارائه دهنده به شراکت با مشتری؛ سازوکار مستندسازی، انتقال خواسته ها و بازخوردها؛ پیش بینی و کنترل عدم اطمینان ها؛ پشتیبانی و هدایت تغییرات در سازمان مشتری؛ بازتعریف و شفاف سازی فرایندهای مشتری؛ و حفاظت متقابل ارائه دهنده و مشتری از دارایی های دانشی». سپس مدل پژوهش با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری به دست آمد.
مربی گری حرفه ای و حفظ زندگی خانوادگی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد که مربیان ورزشی حرفه ای چگونه زندگی حرفه ای و خانوادگی خود را مدیریت می کنند. برای بررسی این موضوع، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 41 مربی فرانسوی (8 زن، 33 مرد) که درگیر آماده سازی تیم های فرانسوی برای بازی های المپیک ریو (2016)، پیونگ چانگ (2018) و/یا توکیو (2020) بوده اند، انجام شد. نتایج نشان می دهد که همه مربیان مورد مطالعه یک رابطه پرشور و افراطی با شغل خود دارند. برای برخی از مربیان، این تعهد بر زندگی خانوادگی آنها تأثیر می گذارد. سه گروه از مربیان مشخص شدند: (1) اکثریت مربیانی هستند که قادر به حفظ زندگی خانوادگی خود نیستند، (2) مربیانی که از حرفه خود فاصله می گیرند و زندگی خانوادگی خود را حفظ می کنند. (iii) مربیانی که زندگی خانوادگی خود را حفظ کرده اند یا نکرده اند و خود را به عنوان بازیگرانی معرفی می کنند که مایلند برای حفظ زندگی خانوادگی مربیانی که تحت نظارت آنها هستند، هر کاری انجام دهند. بنابراین، این نتایج،، مشکلات برخی از مربیان را از نظر ترکیب زندگی حرفه ای و خانوادگی برجسته می کند. برای سایر مربیان، زندگی خانوادگی یک سپر محافظتی برای فعالیت در یک حرفه پرشور است. این داده ها می تواند اطلاعات مفیدی را برای سازمان های ورزشی مرتبط با مربیان فراهم کند.
ارائه الگوی بازاریابی محتوای دیجیتال در خلق ارزش مصرف کننده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازاریابی محتوایی، رویکردی رو به رشد برای تقویت آگاهی مشتری، اعتماد بیشتر و خلق ارزش بیشتر است. پژوهش حاضر با هدف "ارائه الگوی بازاریابی محتوایی دیجیتال در خلق ارزش مصرف کننده با رویکرد کیفی و بهره گیری از نظریه داده بنیاد" صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل 13 نفر از خبرگان دانشگاهی و فعالان بازاریابی محتوایی دیجیتال که به شیوه هدفمند و از طریق روش گلوله برفی جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند. فرآیند مصاحبه به صورت نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. با تجزیه و تحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی 190 کد باز در قالب 17 کد محوری و 6 کد انتخابی طبقه بندی و مدل مفهومی نهایی در جامعه مورد مطالعه تدوین گردید. یافته های پژوهش نشان داد که فرآیند دستیابی به الگوی بازاریابی محتوایی دیجیتال موضوعی چندوجهی است که مستلزم توجه هم زمان به عوامل علّی(طراحی آمیخته بازاریابی محتوایی، تمرکز بر تولید انواع محتوا و بسترسازی آنلاین)، زمینه ای(خلاقیت در بازار دیجیتال؛ توجه به مشتریان در تولید محتوا، هزینه کم تولید محتوا و برندسازی دیجیتالی)، مداخله گر(آمادگی و دسترسی به وب؛ بحران ها و وقایع طبیعی، دانش فنی شرکت و آگاهی از مسائل بازار) و در نهایت راهبردها(برنامه ریزی برای به روز رسانی محتوا، توزیع محتوای مرتبط، ایجاد محتوای تعاملی) است. خلق ارزش برای مشتری با افزایش اطلاعات و قدرت تصمیم گیری، خلق ارزش برای مشتری از طریق بهبود روابط با مشتریان، افزایش توان بازاریابان محتوایی، بهبود محتوای ارائه شده نیز به عنوان پیامدهای اجرای الگوی بازاریابی محتوایی دیجیتال شناسایی گردید.
تأثیر سبک مدیریت اسلامی بر توانمندسازی کارکنان حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اسلام و مدیریت سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۷
171 - 193
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به مطالعه تأثیر سبک مدیریت اسلامی بر توانمندسازی کارکنان حوزه علمیه قم پرداخته است روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری توصیفی−پیمایشی به شمار می آید. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته دارای 29 گویه براساس طیف لیکرت بوده است. جهت تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار های SPSS و lisrel استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، کارکنان حوزه علمیه در شهر قم می باشد که از روش نمونه گیری غیرتصادفی استفاده شده است. حجم نمونه نیز طبق فرمول جامعه نامحدود کوکران، 130 نفر در نظر گرفته شده است و پایایی از طریق آلفای کرونباخ و روایی پرسشنامه با نظر خبرگان تأیید گردید. نتایج تحقیق نشان داد که سبک مدیریت اسلامی بر توانمندسازی کارکنان در حوزه علمیه قم تأثیر دارد. یعنی سبک مدیریت اسلامی بر اعتماد و اطمینان کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر می گذارد، سبک مدیریت اسلامی بر اثرگذاری کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر می گذارد، سبک مدیریت اسلامی بر معناداری خدمات کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر می گذارد، سبک مدیریت اسلامی بر خودمختاری کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر می گذارد و در نهایت سبک مدیریت اسلامی بر خودکارآمدی کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر می گذارد.
مفهوم پردازی و شناسایی پسایندهای کوتوله پروری در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه به کارگیری افراد ناتوان و بی استعداد در مناصب بالای سازمان و واگذاری مدیریت بخش های مختلف سازمان به آنان، تهدیدی جدی برای بقای سازمان های دولتی و زمینه ساز ظهور پدیده ی کوتوله پروری در آن ها خواهد بود. لذا این پژوهش با هدف مفهوم پردازی کوتوله پروری و شناسایی و رتبه بندی پسایندهای آن در سازمان های دولتی با رویکرد فراترکیب انجام شد. در این پژوهش مفهوم پردازی کوتوله پروری به روش تشکیل و تحلیل شبکه معنایی به منظور شناسایی ابعاد مفهومی آن، در دو مرحله با استفاده از جملات کلیدی متون توصیف کننده فرد کوتوله یا سازمان کوتوله پرور در 28 مطالعه منتخب انجام شد. شناسایی و رتبه بندی پسایندهای آن در سازمان های دولتی با رویکرد فراترکیب انجام شد. در این راستا پس از جستجو در پایگاه های علمی، ۷۴ مطالعه مرتبط استخراج و با بررسی آن ها عوامل پسایندی ناشی از کوتوله پروری شناسایی شدند و در نهایت با استفاده از روش آنتروپی شانون، وزن دهی و رتبه بندی پسایندها صورت پذیرفت. نتایج حاصل از تحلیل شبکه معنایی کوتوله پروری حاکی از آن است که پدیده شایع کوتوله پروری در سازمان های امروزی، ریشه در چندین نظریه و مفهوم علمی مدیریتی از قبیل اصل خرده پاها ، اثر منسانی ، سندرم گیاه بلند، رفتارهای سیاسی و بی کفایتی توزیع شده دارد. همچنین یافته های حاصل از فراترکیب در این پژوهش نشان داد که کاهش عملکرد سازمان ، سرکوب کارکنان توانمند و سیاست زدگی سازمانی از مهم ترین عوامل پسایندی کوتوله پروری هستند. ازجمله آثار این پژوهش ایجاد انگیزه و حساسیت در پژوهشگران نسبت به بررسی بیشتر چگونگی روند پیشرفت و تغییرات این معضل، جهت جلوگیری از اضمحلال و رفع موانع توسعه فردی و برقراری شایسته سالاری در سازمان ها است.
چارچوب شناسایی مؤلفه های با اهمیت پایداری در صنعت بورس با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی جامع از مؤلفه های با اهمیت پایداری صنعت بورس ایران به سبب ادغام در استراتژی ها، اندازه گیری، ارزیابی و گزارشگری عملکرد پایداری است. به منظور شناسایی مهم ترین موضوعات پایداری در صنعت بورس ایران، یافته های پژوهش احمدی و همکاران (1401) مبنا در نظر گرفته شد که مبتنی بر تحلیل محتوای گزارش های پایداری صنعت بورس اوراق بهادار خارج از ایران و مشتمل بر 33 مؤلفه اصلی و 352 زیرمؤلفه است. به سبب تدوین یک چارچوب بومی، از مشارکت 21 نفر از متخصصان صنعت برای انطباق مؤلفه های پایداری بورس های خارجی با توجه به فرهنگ و محیط کشور ایران استفاده شده است. پس از نهایی شدن چارچوب پایداری صنعت بورس ایران، به منظور ارزیابی اهمیت و اولویت بندی مؤلفه های اصلی پایداری با در نظر داشتن دیدگاههای خبرگان، از رویکرد AHP فازی استفاده شده است. با توجه به تأثیرات اقتصادی گسترده بورس ها از منظر تأمین مالی بنگاه های اقتصادی و دولت (ازطریق مالیات کارمزد معاملات و انتشار اوراق)، یافته های این پژوهش حاکی از اولویت مؤلفه های بعد اقتصادی نسبت به سایر ابعاد است. مؤلفه های اقتصاد کلان، دولت و سایر مقررات گذاران و اعتماد و اطمینان دارای بیشترین اهمیت نسبی در میان کلیه مؤلفه ها هستند. همچنین، با توجه به آلایندگی اندک شرکت های بورس، اولویت نسبی مؤلفه های بعد زیست محیطی نسبت به سایر ابعاد در این صنعت کمتر است.
عوامل و پیامدهای تعیین کننده احساس ریسک در گزارش های سالانه: رویکرد الگوسازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابداری مالی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
149 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر علل و پیامدهای تعیین کننده احساس ریسک گزارش های سالانه با رویکرد معادلات ساختاری است. روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب گردآوری اطلاعات، توصیفی همبستگی است. نمونه پژوهش شامل 130 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1387 تا 1399 است. با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری عمق تأثیرگذاری هریک از علل در احساس ریسک و پیامدهای آن استخراج شده است. پیامدهای احساس ریسک هزینه سرمایه و عدم تقارن اطلاعاتی و علل احساس ریسک ویژگی های کلان اقتصادی، عملکرد مالی، ساختار مالکیت، ویژگی هیئت مدیره، ویژگی های ساختاری و حسابرسی هستند. به طور خلاصه، براساس نتایج به دست آمده، احساس ریسک تأثیر مثبت و معناداری بر هزینه سرمایه و نیز بر عدم تقارن اطلاعاتی دارد. افزون بر این، نتایج حاصل از آزمون مدل نشان دادند متغیرهای ساختار مالکیت، ویژگی های کلان اقتصادی و ویژگی های هیئت مدیره بر احساس ریسک تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین، متغیر ویژگی های ساختاری شرکت و ساختار مالکیت بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر معناداری ندارند و متغیرهای ویژگی های ساختاری شرکت، ویژگی های هیئت مدیره و ساختار مالکیت، بر عملکرد مالی تأثیر مثبت و معناداری دارند.
ارائه الگوی مدیریت بحران شهری (موردمطالعه: منطقه 11 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۱شماره ۴
9 - 35
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : ازجمله مسائلی که بیشتر شهرهای بزرگ جهان با آن دست به گریبان هستند، بروز حوادث و مخاطرات طبیعی است. با توجه به ماهیت غیرمترقبه اغلب مخاطرات طبیعی، بهره مندی از الگوی مناسب برای مدیریت بحران لازم و ضروری است. ازاین رو هدف از مطالعه حاضر ارائه الگوی مدیریت بحران شهری در منطقه 11 شهر تهران است. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است که با استفاده از روش آمیخته (کیفی- کمی) انجام شده است. حجم نمونه با بهره گیری از فرمول کوکران 314 نفر به دست آمده و برای مصاحبه با استفاده از روش گلوله برفی با تعداد 15 نفر از خبرگان مصاحبه انجام شد که پس از تأیید روایی و پایایی، داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارها SMART PLS و SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: مدیریت بحران به عنوان واکنشی در برابر وضعیت بحرانی دربرگیرنده سلسله عملیات و اقدامات پیوسته و پویاست که به طورکلی بر اساس اصول کلاسیک مدیریت شامل برنامه ریزی، سازمان دهی، تشکیلات رهبری و کنترل، بسته به زمان و مکانی که بحران در آن روی می دهد، می تواند متفاوت عمل کند. در این راستا، در پژوهش حاضر مدلی بومی مبتنی بر عوامل مؤثر بر مدیریت بحران شهری استخراج و پس از تحلیل داده های بخش کمی، تأثیر مؤلفه های مدیریت بحران در مناطق شهری مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: امروزه با شهری شدن جوامع و گرایش انسان ها به محیط های شهری، توجه به شیوه بهتر زیستن در اولویت قرارگرفته است. در همین خصوص خطرات ناشی از پدیده های طبیعی و سوانح اقلیم که انسان ها را تهدید می کند، بی توجهی به مکان یابی صحیح شهرها، رشد و توسعه شهرهای بنیان نهاده شده، همچنین نبود برنامه ریزی لازم برای جلوگیری از رشد لجام گسیخته شهرها، مسائل و مشکلات فراوانی از جهت مصونیت شهرها به بار آورده است. ازاین رو به کارگیری الگوی مناسبی که دربرگیرنده همه ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های تأثیرگذار مدیریت بحران در مناطق شهری باشد، ضروری می باشد.
ارائه مدل بلوغ بازاریابی B2B با استفاده از روش فراترکیب (مطالعه موردی زنجیره ارزش خودروسازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
109 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف: بازاریابی صنعتی، مانند سایر وظایف سازمانی دیگر، دچار دستخوش تغییر دائمی است. بخش های بازاریابی صنعتی سازمانها به اشکال مختلف توسعه داده می شود تا به وضعیت مطلوب برسد. برای اطمینان از اینکه رویکردها، ابزارها، مفاهیم و ...، بتوانند به بهترین شکل ممکن پیاده سازی و اجرا شوند، استفاده از یک چارچوب مرجع در قالب مدل بلوغ، ضروری است. هدف پژوهش ارائه مدل بلوغ بازاریابیB2B است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی - کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات آمیخته است. بدین منظور مقالاتی را در بازه زمانی سال 2013 تا 2021 میلادی با رویکرد نظام مند پیشینه و روش فراترکیب جهت بررسی مدل ها و مراحل مختلف بلوغ ارائه شده در پایگاه های علمی، نسبت به جمع بندی مراحل بلوغ استفاده شده است. برای بررسی روایی و پایایی کدهای استخراج شده از روش توافق دو کدگذار (ضریب کاپا) استفاده شده است.
یافته ها: در مجموع 593 مقاله، گزارش الگوبرداری، وب سایت تخصصی B2B، یافت شد که از این تعداد پس از ارزیابی و پالایش صورت گرفته 29 مقاله انتخاب گردید. با تحلیل و تفسیر ابعاد و مراحل بلوغ اشاره شده در مقالات قبلی مدل بلوغ ارائه شده دارای 5 مرحله، 8 بُعد، 47 زیر بُعد و 294 شاخص است.
نتیجه گیری: ابعاد مدل بلوغ عبارتند از: رهبری، راهبرد، سازماندهی، عملیات و فرآیند، ابزار و پلتفرم ، بودجه، شاخصها/معیارها، فرهنگ و مدیریت تغییرات سازمانی. در انتها با استفاده از مدل ارائه شده، میزان بلوغ 22 شرکت در زنجیره ارزش خودروسازی ایران مورد سنجش گرفت و یافته ها نشان داد بیشتر شرکت های مذکور در سطح دو و سه از مدل بلوغ قرار دارند.
تاثیر مدیریت دانش بر اقتصاد دانش بنیان با نقش میانجی ذهنیت کارآفرینانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مهندسی مدیریت نوین سال ۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
1 - 33
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر مدیریت دانش از نظر توسعه اقتصاد دانش بنیان با نقش واسطه ای ذهنیت کارآفرینانه می پردازد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران شرکت مترو می باشد. به منظور برآورد حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که حجم نمونه برابر با 73 نفر محاسبه گردید. برای نمونه گیری از روش تصادفی ساده که زیرمجموعه ای از نمونه گیری احتمالی است، استفاده گردید. این مطالعه داده ها را با استفاده از پرسش نامه استاندارد که روایی و پایایی آن تائید شده است ، جمع آوری نموده است. از نرم افزار spss و pls و مدل سازی معادلات ساختاری برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدیریت دانش تأثیر مثبت و معناداری بر اقتصاد دانش بنیان و ذهنیت کارآفرینانه دارد. علاوه بر این، ذهنیت کارآفرینی نقش مثبت و معناداری در میانجیگری رابطه بین مدیریت دانش و اقتصاد دانش بنیان دارد. نتایج حاکی از آن است که دانش یکی از ابزار اصلی برای پاسخ به اقتصاد مبتنی بر دانش است و داشتن نیروی انسانی که دارای ذهنیت کارآفرینی باشد نقش بسیار حیاتی در پیشبرد اقتصاد دانش بنیان دارد. این مطالعه به شکافی در ادبیات مربوط به رابطه بین مدیریت دانش، اقتصاد دانش بنیان و ذهنیت کارآفرینانه پرداخته است و نتایج حاکی از عملکرد ذهنیت کارآفرینانه است، زیرا اطمینان از اینکه کارکنان شرکت ها فرصت های کارآفرینی را می شناسند، عنصر مهمی در ایجاد اقتصاد دانش بنیان است.
بررسی بازار فارکس و کارکردهای آن با رویکرد فقهی خردنگر و کلان نگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
185 - 216
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به روش توصیفی - تحلیلی از یک سو، به تبیین ماهیت بازار فارکس و ساختار پرداخته است و از سوی دیگر، با استناد به قرآن و سنت و به دلیل اینکه تمامی شرایط صحت را دارا است و ادله ای همچون اوفوا بالعقود و المسلمون عند شروطهم در آن جاری می شود، بیان دارد که با بررسی ماهیت فقهی آن اصل، معامله در چنین بازاری اشکال ندارد. اشکال های فقهی و حقوقی وارد به این نظر، در قالب بررسی رویکرد خرد (قرارداد بین معامله گر و کارگزار) و تفکیک آن با رویکرد کلان (مصلحت حکمرانی) انجام شده است و از سوی دیگر الزامات ورود به بازار در قالب تفکیک بین ماهیت بازار فارکس از سویی و مقدمات و تعریف شده است. نتیجه بررسی و نقد این دو دسته ایراد فقهی و حقوقی نشان می دهد که غالب اشکال ها به مقدمات و الزامات ورود به بازار است. به علاوه دسته ای از اشکالات مربوط به رویکرد کلان یا مصلحت حکمرانی است که برای اقتصاد ایران قابل ذکر است و به صحت شرعی معامله های در این بازار ایرادی وارد نمی کند.
نقد سند آمایش سرزمین استان قزوین با رویکرد حکمرانی منطقه ای
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۱
127 - 154
حوزههای تخصصی:
تدوین سند آمایش سرزمین استان قزوین از سال 1386 شروع و مطالعات اولیه آن در سال 1392 به اتمام رسید. در این مطالعات، وضع موجود، توان اکولوژیک، آینده نگری و سیاست گذاری آمایش و ساختار اجرایی استان آمده است. پیشتازی استان قزوین در تدوین سند، عدم شکل گیری گفتمان علمی، نبود نمونه های انجام شده قبلی و نیز عدم تصریح در سیاست های ملی، منجر به ایجاد مسائل و مشکلات مختلفی در سند شده است. بدین سبب ازآنجایی که اسناد آمایش سرزمین در توسعه بلندمدت هر منطقه و سرنوشت مردم آن تأثیر بسزایی دارند، لازم است همواره موردنقد کارشناسان و خبرگان قرار گرفته و به روزرسانی گردد. لذا این مطالعه در مباحث نظری از روش اسنادی و برای نقد سند از مصاحبه عمیق با خبرگان و متخصصین (روش کیفی) بهره برده است و در نهایت برای تحلیل و جمع بندی آن از نرم افزار مکس کیودا استفاده کرده است. نتایج مطالعه در دو بخش ارائه شده است. یکی نقد سند بر اساس مؤلفه های اصلی حکمرانی منطقه ای و دیگری سایر مسائل در خصوص تدوین اسناد استانی. در بخش اول به برنامه ریزی یکپارچه چندبخشی، تمرکززدایی، توسعه پایدار، مشارکت عمومی، ثبات سیاسی، آمار و اطلاعات منطقه ای، توجه به ظرفیت های طبیعی و در بخش دوم به منطقه بندی طبیعی، تعارض اسناد، ظرفیت مناطق در تحقق الگوی حکمرانی منطقه ای پرداخته شده است.
معرفی روش انعکاسی به عنوان ابزاری کارآمد در پژوهش های ادراک سنجی و نمونه ای از کاربرد آن در سنجش ادراک عدالت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش انعکاسی یکی از ابزارهای گردآوری داده در پژوهش های کمی و کیفی به شمار می رود که به ویژه در استخراج ارزش ها، باورها، نگرش ها و نیز دستیابی به اطلاعات حساس و اخلاقی مشارکت کنندگان پژوهش مورد استفاده قرار می گیرد. ابزارهای معمول گردآوری داده از قبیل پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده، در معرض چالش هایی هستند که انعکاس ها تلاش می کنند آنها را تا حد ممکن کاهش دهند: سوگیری پژوهشگر در عدم تقارن قدرت، چالش تفسیر پیام، عدم اعتماد به پژوهشگر، گروه اندیشی، چالش انتزاعی بودن پاسخ مشارکت کننده و ... .در این مقاله، سعی شده است تا از مسیر بررسی ادبیات، ابعاد مختلف روش انعکاسی و نقاط قوت و ضعف آن در فضای پژوهش های اجتماعی بررسی گردد. ضمن اشاره به تعریف، خاستگاه، گستره کاربرد و ریشه های تمایل به این روش، مراحل طراحی یک انعکاس نیز به طور کامل شرح داده شده است. همچنین نمونه ای از کاربرد این روش در موضوع سنجش ادراک عدالت سازمانی نیز ارائه می شود.
به کارگیری تکنیک تصمیم گیری سلسله مراتبی برای تعیین حوزه ارزیابی فناوری اطلاعات با مدل کوبیت در نیروگاه های منتخب تابعه توانیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی سیستم و بهره وری سال ۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲)
91 - 105
حوزههای تخصصی:
امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار کلیدی در سازمان ها جهت دستیابی به اهداف و آرمان های سازمان شناخته می شود. با توجه به رقابتی شدن کسب وکار در دهه های اخیر و نقش بیش از بیش IT در بقا و پیشرفت سازمان ها، آن ها ناگزیر به سرمایه گذاری های سنگین در این حوزه هستند. حجم زیاد این سرمایه گذاری و مشکلات به وجود آمده در این حوزه ، دغدغه جدیدی در خصوص میزان اثربخشی و سودآوری این سرمایه گذاری ها برای مدیران سازمان ها پدید آورده است. ارزیابی بلوغ فناوری اطلاعات پاسخی مناسب در راستای این دغدغه و شناخت وضعیت کنونی سازمان است. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی سطح بلوغ فناوری اطلاعات در شرکت های زیرمجموعه شرکت توانیر به عنوان متولی صنعت برق ایران است. در این پژوهش دو نیروگاه از مجموع 89 شرکت زیرمجموعه به عنوان جامعه جهت بررسی انتخاب شده اند. پس از بررسی مدل های ارزیابی موجود مدل بلوغ کوبیت به عنوان مدل مرجع ارزیابی در صنعت برق انتخاب گردید. با توجه به اینکه در این مدل از منطق ارسطویی جهت ارتباط میان اهداف کسب وکار و اهداف IT و فرایندهای آن استفاده شده است. در پژوهش حاضر از مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت شناسایی دقیق تر حوزه ارزیابی استفاده شده است. پس از شناسایی حوزه ارزیابی و پیاده سازی مدل کوبیت نتایج حاصله نشان از عملکرد بهتر نیروگاه منتخب (الف) و سطح بلوغ بالاتر آن است. ضمن اینکه با بیان سطح بلوغ جاری، پیشنهاد هایی جهت بهبود وضع موجود ارائه شد.پس از شناسایی حوزه ارزیابی و پیاده سازی مدل کوبیت نتایج حاصله نشان از عملکرد بهتر نیروگاه منتخب (الف) و سطح بلوغ بالاتر آن است. ضمن اینکه با بیان سطح بلوغ جاری، پیشنهاداتی جهت بهبود وضع موجود ارائه شد.
بررسی و تحلیل اثر سیاست های مالی دولت بر پراکندگی جغرافیایی بنگاه های تولیدی در بین استان های ایران: مطالعه موردی صنعت پوشاک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد شهری سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
67 - 82
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی و تحلیل اثر سیاست های مالی دولت بر پراکندگی جغرافیایی صنایع تولیدی پوشاک در استان های ایران با استفاده از داده های پانل پویا و روش گشتاورهای تعمیم یافته در دوره زمانی 1399-1381 انجام گرفته است. برای سنجش میزان تمرکز بنگاه ها از شاخص تمرکز هرفیندال – هیرشمن (HHI) و برای سنجش سیاست های مالی دولت از دو متغیر سهم بودجه عمرانی استان و معافیت های مالیاتی موضوع ماده 132 (ق.م.م) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان دهنده اثر مثبت و معنی دار متغیر سهم استان از بودجه عمرانی بر انتخاب مکان فعالیت بنگاه است؛ اما معافیت های مالیاتی نتوانسته است اثر معنی داری بر انتخاب مکان فعالیت اقتصادی صنایع تولیدی پوشاک داشته باشد؛ بنابراین، توصیه می شود ابتدا مواردی ارزیابی شوند که در تصمیم گیری مکان فعالیت بنگاه مؤثر هستند و در صورت اطمینان از برتری فواید اجتماعی پراکندگی بنگاه ها بر تمرکز آنها، سیاست معافیت های مالیاتی ماده 132 (ق.م.م) بازنگری شود تا کارایی لازم را مطابق اهداف سیاست گذار داشته باشد.
نوآوری باز در بنگاههای کوچک و متوسط صنعت طلای یزد مبتنی بر مرور نظام مند و نقشه شناختی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال یازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۴۱)
63 - 89
حوزههای تخصصی:
بحث نوآوری باز، طی دهه های گذشته به طور وسیعی در ادبیات مدیریت نوآوری موردبحث بوده که این امر موجب شناسایی هرچه بیشتر مزیت های آن، ازجمله سرعت بخشیدن به نوآوری های داخلی شرکت ها و گسترش بازار برای بهره گیری های خارجی از نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط می باشد. در این پژوهش، باهدف دستیابی به یک ساختار و مدل مناسب برای صنعت طلای استان یزد به عنوان یکی از اصلی ترین قطب های تولید مصنوعات طلا و جواهر در کشور، در ابتدا با مرور نظام مند ادبیات پژوهش، 54 مقاله مرتبط انتخاب گردید. با بررسی محتوای مقالات، متغیرهای موردنظر و روابط بین آن ها شناسایی شده و در قالب یک چارچوب مفهومی ترسیم گردید. در ادامه برای تطبیق چارچوب شناسایی شده با واقعیت، مصاحبه با خبرگان و راستی آزمایی صورت پذیرفته و چندین متغیر جدید مانند میزان تغییرپذیری مدیران و فرهنگ انحصارطلبی دانش و شایستگی به چارچوب جدید اضافه گردید و با شناسایی نهایی 32 مقوله، پرسشنامه مربوطه تدوین و در بین ذینفعان توزیع گردید. درنهایت با استخراج نتایج و بهره گیری از تکنیک ترسیم نقشه نگاشت فازی و نرم افزارهای FCMapper و Pajek اقدام به طراحی مدل ارتباط دهنده بین عوامل نموده و با تحلیل نتایج مربوطه سناریوهای تأثیرگذار در پژوهش شناسایی گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که در صورت تمرکز بر سه فاکتور اعتمادسازی در همکاری و مشارکت، تقویت رژیم صیانت پذیری و هم چنین تمرکز بر روی فاکتور توانمندسازی مدیران، می توان شاهد بهبود فرآیند نوآوری باز و تأثیر مثبت بر عملکردهای شرکت و عملکردهای نوآورانه در صنعت طلای یزد بود.