فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۴۱ تا ۸٬۵۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۱
91 - 115
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله قیمت گذاری اختیار معاملات مبتنی بر مدل های نرخ سود تصادفی و مقایسه عملکرد هر یک از آن ها با مدل قیمت گذاری اختیار معامله تحت نرخ سود غیرتصادفی (مدل بلک، شولز و مرتون) در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش از داده های اختیار معامله که از ابتدای سال 1397 تا انتهای آذرماه 1401 در بورس اوراق بهادار تهران معامله شده اند استفاده شده است. در این مطالعه قیمت نظری به دست آمده از هر مدل با قیمت های معامله شده در بورس اوراق بهادار تهران مقایسه گردیدند. براساس معیار RMSE و همچنین نتایج رگرسیون های برازش شده، مشخص شد که در ارزش گذاری اختیار معامله های کوتاه مدت، تفاوت چندانی میان مدل های ارزش گذاری اختیار معامله تحت نرخ سود تصادفی و مدل بلک، شولز و مرتون وجود ندارد. در حالی که ارزش گذاری اختیار معامله های بلندمدت با استفاده از مدل های ارزش گذاری اختیار معامله تحت سود تصادفی عملکرد بهتری نسبت به مدل بلک، شولز و مرتون داشته اند. در این میان، استفاده از مدل واسیچک در قیمت گذاری اختیار معامله، مناسب ترین و دقیق ترین روش قیمت گذاری اختیار معامله نسبت به مدل های دیگر است. پس از آن، به ترتیب مدل مرتون و مدل CIR بیشترین دقت را داشته اند.
ارائه الگوی مدیریت استعداد و جانشین پروی در حسابرسی با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۰
۱۶۶-۱۳۷
حوزههای تخصصی:
حسابرسی و حسابداری به عنوان دانش هایی هستند که در تمامی مراحل خود مستلزم اعمال قضاوت های حرفه ای و تصمیم گیری های حسابرسان و مدیران خود می باشد و این امر اهمیت جذب استعداد و نیز نگهداشت آنان را برای توسعه عملکرد کارکنان و موسسات حسابرسی را دو چندان کرده است. بنابراین هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت استعداد و جانشین پروری در حسابرسی با استفاده از رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان بود به این منظور در سال 1400 با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) با 14 نفر از اعضای هیات علمی متخصص، شرکاء مؤسسات حسابرسی، اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران که در زمینه حسابرسی و مدیریت صاحب نظر و دارای تجربه بوده اند، مصاحبه های عمیق تا مرحله اشباع صورت گرفت. داده های پژوهش با استفاده از روش کدگذاری و استفاده از نرم افزار Maxqda مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و مقوله های اصلی و مفاهیم استخراج گردید. مدل مدیریت استعداد و جانشین پروری در قالب مدل پارادایمی که دربرگیرنده، شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها است، ارائه گردید. براساس این مدل مهمترین شرایط علی که می تواند در مدیریت استعداد و جانشین پروری حسابرسی موثر باشند، عوامل فردی، حرفه ای و انگیزشی است. همچنین، برای دستیابی به مدیریت استعداد و جانشین پروری حسابرسی باید راهبرد هایی مانند شایستگی، مدیریت دانش، نهادینه کردن استعداد و جانشین پروری اتخاذ گردد. همچنین الگوی پژوهش نشان داد که مدیریت استعداد و جانشین پروری می تواند پیامد هایی از قبیل توسعه عملکرد و کسب مزیت رقابتی را در پی داشته باشد.
طراحی مدل ساختاردهی به بحران مالی سازمان تأمین اجتماعی با به کارگیری روش شناسی سیستم های نرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به منظور شناسایی و ساختاردهی به بحران مالی سازمان تأمین اجتماعی با استفاده از روش SSM انجام شده است. نتایج این پژوهش برای تعیین تغییرات در این سازمان استفاده می شود. روش شناسی: برای شناسایی و ساختاردهی مسئله از تلفیق CATWOE و روش شناسی سیستم های نرم استفاده شده است. از این رو پژوهش حاضر، پژوهشی کاربردی با منطق استقرایی-قیاسی است که نمونه یک روش آمیخته کیفی است. داده های پژوهش نظر خبرگان است. تعداد آنها 28 نفر است و به صورت هدفمند قضاوتی انتخاب شده اند. انجام پژوهش در دو مرحله اصلی انجام شده است که عبارت است از استخراج ساختار مسئله و شناسایی راهکارها. یافته ها: در این پژوهش، ساختار مسئله بحران مالی سازمان تأمین اجتماعی (تصویر غنی) و همچنین عوامل مرتبط با آن مشخص شد. همچنین مشخص شد که برای حل بحران باید چه اصلاحاتی در اقدام های حاکمیت و سازمان در سه زمینه سیاست گذاری، اقتصادی و نظارتی انجام شود.
ضرورت بازنگری در نظام آموزشی دانشجویان رشته مدیریت: بررسی تجربه زیسته دانشجویان مدیریت دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
39 - 70
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین وظایف حکمرانی آموزشی، بازنگری به موقع نظام ها و فرآیندهای آموزشی به ویژه در حوزه نظام آموزش عالی است. به نظر می رسد فرصت و تجربیات کسب شده در دوران همه گیری کویید 19 این روند را تشدید کرده است. به همین منظور هدف پژوهش حاضر بررسی تجربه زیسته دانشجویان مدیریت دانشگاه تهران از آموزش مجازی در دوران همه گیری ویروس کرونا و ارائه راهکارهایی جهت بهبود نحوه آموزش می باشد. روشی که در این پژوهش کیفی مورد استفاده قرار گرفته است، تحلیل پدیدارشناختی می باشد. با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی می توان دریافت که جامعه هدف دنیای پیرامون خود را چگونه درک می کند و تجارب خاص مورد نظر برای آن ها چه معنایی دارد. جامعه آماری در این پژوهش، شامل آن دسته از دانشجویان مدیریت دانشگاه تهران می باشد که سابقه مشارکت در کلاس های غیرحضوری و مجازی و توام را به صورت هم زمان با فراگیری ویروس کرونا در دانشگاه را داشته اند. پژوهشگران این پژوهش با انجام 29 مصاحبه از بین دانشجویان واجد شرایط به اشباع نظری رسیده اند. یافته پژوهش حاضر نشان می دهد که کلاس های غیرحضوری و مجازی دارای مزایا و معایبی به صورت توامان می باشد که به تفکیک به موارد آن پرداخته می شود. نهایتا این مطالعه با تحلیل محتوای داده های پژوهش، روش آموزش ترکیبی فزاینده را جهت افزایش و بهبود بهره وری فرایند آموزش توصیه و پیشنهاد می کند.
تأثیر ابعاد تنفر از برند بر رفتار مصرف کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۳
99 - 144
حوزههای تخصصی:
مصرف کنندگان از نظر روابط با برند متفاوت هستند: برخی افراد احساسات مثبت (عشق) نسبت به برند دارند، برخی بی تفاوت هستند و برخی دیگر احساسات منفی (تنفر) نسبت به برند دارند. تنفر از برند همچون عشق به برند یک احساس طبیعی است. که در بازارهای مصرف رایج است. تنفر از برند مفهومی جدید اما بسیار با اهمیت و ضروری است که هرچند در گذشته نادیده گرفته شده، اما خوشبختانه اخیراً مورد توجه محققان قرار گرفته است. باتوجه به اهمیت مسئله، لزوم شناخت بیشتر آن وجود دارد. بر این اساس هدف از این تحقیق بررسی و تحلیل مفهوم تنفر از برند، عوامل و پیامدهای آن است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف یک تحقیق کاربردی و از لحاظ ماهیت یا روش گردآوری داده ها یک تحقیق توصیفی از نوع تحلیل همبستگی و رگرسیون می باشد. جامعه هدف، مصرف کنندگان محصولات ایران خودرو (سمند و پژو206) و سایپا (ساینا و پارس تندر) در شهر تهران می باشند؛ که در زمان توزیع پرسشنامه اظهار تنفر نسبت به برند داشتند. روش نمونه گیری تصادفی در دسترس می باشد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. حجم نمونه مورد نظر با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر محاسبه شد، که در نهایت تعداد 400 پرسشنامه توزیع و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روش تحلیل داده ها مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار های پی ال اس و اس پی اس اس می باشد. مطابق نتایج پژوهش، بیزاری، اهانت و خشم به عنوان مؤلفه های تنفر از برند شناخته شد. هم چنین تایید شد که تنفر از برند باعث تغییر برند ، شکایت خصوصی، شکایت عمومی، اقدام تلافی جویانه نسبت به برند، انتقام جویی نسبت به برند و تمایل به صرف هزینه مالی برای صدمه زدن به برند از سوی مصرف کننده خواهد شد.
مدل ترکیبی لجستیک چابک و تاب آور در سازمان های پلیسی با استفاده از روش تحلیل تماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۸
121 - 152
حوزههای تخصصی:
این پژوهش ازنظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نوع توصیفی- تحلیلی است. جامعه پژوهش عبارت است از مدیران و فرماندهان خبره نیروی انتظامی مرتبط با فرماندهی عملیاتی در حوزه پلیسی و اساتید خبره دانشگاهی لجستیک پلیس و مدیران خبره لجستیکی که دارای مدرک حداقل کارشناسی و حداقل 15 سال مدیریت در سطوح عالی پلیسی و آمادوپشتیبانی می باشند. ابزار گردآوری اطلاعات پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته با استفاده از نظرات 22 نفر از خبرگان جامعه موردبررسی به روش قضاوتی هدفمند است. روش تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز روش تحلیل تماتیک است. یافته های حاصل از پژوهش در طراحی مدل حاکی از آن است که مدل لجستیک چابک و تاب آور پلیس دربرگیرنده 178 شاخص، 30 مؤلفه و 6 بعد اساسی ازجمله سازمان و مدیریت، فناوری، اقدامات لجستیکی، تأمین و توزیع، قابلیت های چابکی و قابلیت های تاب آوری است. مدل لجستیک چابک و تاب آور در یک رویکرد یکپارچه که در این پژوهش موردنظر بوده است، دارای هم پوشانی هایی میان دو مفهوم چابکی و تاب آوری در یک نگاه مجزا است اما بر اساس مبانی نظری این دو رویکرد دارای زمینه های مشترکی هستند. درواقع چنانچه چابکی را پیش زمینه نظری ازنظر تقدم و تأخر تاریخی در نظر بگیریم، به نوعی تاب آوری اگرچه پس از مفهوم چابکی ارائه گردید، اما عملاً رویکرد تاب آوری که بازگشتی به حالت اولیه و یا مطلوب تر از آن در نظر گرفته می شود، بدون توجه به عناصر چابکی امکان پذیر نیست. با توجه به ماهیت و حساسیت مأموریت سازمان های پلیسی، استفاده از رویکردهای توانمندساز لجستیک در جهت حرکت سریع و چابک و از طرف دیگر، بازیابی لجستیک در شرایط بحران و در صورت بروز اختلال و شکست، از مهم ترین ارکان کلیدی در مدیریت لجستیک سازمان های پلیسی است. ازاین رو، هدف از این پژوهش ارائه مدلی ترکیبی برای لجستیک چابک و تاب آور در سازمان های پلیسی است.
مدل خوشه بندی چند معیاره قابل اطمینان و انعطاف پذیر برای اینترنت وسایل نقلیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
41 - 77
حوزههای تخصصی:
اینترنت وسایل نقلیه، چارچوب جدیدی برای سیستم های حمل ونقل هوشمند است که یکی از اهداف آن بهبود ایمنی و افزایش کیفیت سفرهای جاده ای است. تغییرات توپولوژی در اینترنت وسایل نقلیه، کارکرد برنامه های ایمنی را با چالش های اساسی روبه رو می کند. به علت تنوع شرایط ترافیکی، قابلیت اطمینان روش های خوشه بندی فعلی با ریسک های زیادی مواجه می شود. در این پژوهش با هدف افزایش قابلیت اطمینان در اینترنت وسایل نقلیه، یک مدل خوشه بندی چند معیاره و بدون وابستگی به زیرساخت به نام RFCV پیشنهاد شده است و با معرفی چهار معیار جدید با عنوان «سابقه تحرک خودرو»، «تطابق سرعت خودرو با میانگین هارمونیک سرعت خودروهای نزدیک»، «تعداد همسایگان مطمئن خودرو» و «کیفیت عملکرد در خوشه های قبلی»، خودروهای در حال حرکت وزن دهی می شوند و یکی از آن ها با بهترین وزن به عنوان سرخوشه انتخاب می شود و یک سرخوشه جایگزین نیز برای بهبود پایداری خوشه تعیین می شود. پایداری خوشه باعث می شود تبادل پیام در نزدیک ترین زمان نسبت به زمان واقعی میسر شود. کارایی طرح پیشنهادی از نظر تئوری اثبات شده است و شبیه سازی با سناریوهای متعدد در محیط SUMO و NS3، نمایانگر برتری روش RFCV در افزایش «طول عمر مسیر و نرخ تحویل بسته ها» و کاهش «میانگین تأخیر و سربار کنترلی» در محیط های متراکم شهری و کم تراکم بزرگ راهی است.
طراحی الگوی بلوغ مدل کسب وکار استارتاپی در ایران (مطالعه چند موردی: استارتاپ های پلتفرمی / دیجیتالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخورداری از یک مدل کسب وکار کارآمد، به عنوان فرض اولیه وجود یک استارتاپ در نظر گرفته می شود. مطالعات پیشین، بلوغ کسب وکار و عوامل موثر بر آن را از مهم ترین حوزه های مربوط به کارآفرینی به شمار آورده اند و همچنین ضعف در مدل کسب وکار را از عوامل شکست استارتاپ ها برشمرده اند. لذا پژوهش حاضر از طریق شناسایی و بررسی عوامل موثر بر تغییرات مدل کسب وکار یک استارتاپ و تکمیل تر شدن آن متناسب با بلوغ سازمانی، استارتاپ ها را قادر می سازد محصولات یا خدماتی دارای ارزش ارائه دهند. در این پژوهش با بررسی 55 مدل کسب وکار تجربه شده در موفق ترین استارتاپ های دنیا و تشکیل پنل خبرگان، ارتباط معناداری بین عوامل بلوغ مدل کسب وکار استارتاپ ها با مراحل پنج گانه تشریح شده در مدل بلوغ باترا حاصل گردید. سپس با تحلیل عاملی تاییدی بر اساس داده های حاصل از فعالان استارتاپ های پلتفرمی / دیجیتال کشور، مدل مفهومی بدست آمده، بررسی شد و مشخص گردید که 33 عامل در مراحل مختلف توسعه کسب وکار از مرحله تحلیل فرصت ها تا مدیریت عرضه محصول به بازار باید مدنظر قرار گیرند تا مدل کسب وکار مناسبی در چهار بعد شناسایی مشتری (چه کسی)، تعیین ارزش قابل ارئه به مشتری (چه چیزی؟)، زنجیره موثر بر تحقق آن ارزش ها (چگونه؟) و سازوکار سود و کسب انتفاع (چرا؟) طراحی گردد تا زمینه ساز افزایش احتمال موفقیت پایدار کسب وکار و غلبه بر موانع ورود به بازار باشد. در نهایت نیز به منظور رسیدن به یک الگوی بلوغ مدل کسب وکار مبتنی بر سطوح و شاخص هایی که به آن ها اشاره شد، یک مدل و سناریوهای بلوغ بر اساس نقشه شناختی فازی ترسیم گردید.
تاثیر حاکمیت شرکتی، سودآوری و اندازه شرکت بر ارزش شرکت با نقش میانجی سرمایه فکری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر جهت ارائه شواهدی در خصوص ارتباط میان حاکمیت شرکتی، سودآوری و اندازه شرکت با ارزش شرکت و نقش میانجی سرمایه فکری بر این رابطه انجام شد. روش: در راستای تحقق اهداف پژوهش، از شاخص کیوتوبین برای سنجش ارزش شرکت استفاده شده است. همچنین، از شاخص های اندازه هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و حضور زن در هیئت مدیره برای متغیر حاکمیت شرکتی استفاده گردید. برای متغیر سودآوری نیز شاخص های بازده دارایی، بازده حقوق صاحبان سهام و بازده فروش مورد استفاده قرار گرفت. متغیر اندازه شرکت نیز با استفاده از شاخص های لگاریتم طبیعی کل دارایی ها، لگاریتم طبیعی فروش و لگاریتم طبیعی ارزش بازار وارد مدل شد. در نهایت، از کارایی سرمایه فکری، کارایی سرمایه ساختاری و کارایی سرمایه انسانی به عنوان شاخص های سرمایه فکری استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از نمونه ای متشکل از 142 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1391- 1399 و با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از آن است که حاکمیت شرکتی تاثیر معناداری بر سرمایه فکری و ارزش شرکت ندارد. همچنین، تاثیر سودآوری بر سرمایه فکری و ارزش شرکت تأیید شد. اندازه شرکت نیز تاثیر معناداری بر ارزش شرکت داشته است، در حالی که تاثیر آن بر سرمایه فکری تایید نگردید. علاوه بر این، تاثیر سرمایه فکری بر ارزش شرکت نیز مورد تأیید قرار نگرفت. در نهایت نتایج نشان داد که نقش میانجی سرمایه فکری در رابطه بین حاکمیت شرکت، سودآوری و اندازه شرکت، با ارزش شرکت قابل پذیرش نیست. نتیجه گیری: اندازه شرکت بازتابی از ارزش کل دارایی شرکت است. این امر بر انتظار سرمایه گذار از سود سهام شرکت تأثیر می گذارد و در نتیجه افزایش تقاضا برای سهام شرکت قادر به افزایش قیمت سهام در بازار سرمایه خواهد بود. در شرکت های مورد بررسی، دارایی ها و سرمایه های فیزیکی نقشی اساسی در تبیین ارزش شرکت داشته و در نتیجه به سرمایه فکری توجهی نشده است. حاکمیت شرکتی مناسب می تواند به جذب سرمایه فکری کمک کند و از آنجا که سرمایه فکری یک منبع دانش در رابطه با دارایی های نامشهود است، می تواند ارزش شرکت را نیز بهبود بخشد. سرمایه فکری در تبیین اندازه شرکت و ارزش شرکت نیز نسبت به سرمایه فیزیکی، از اهمیت به مراتب کمتری برخوردار است.
طراحی الگوی مدیریت استعداد در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی مدیریت استعداد در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب است. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، از نوع تحقیقات آمیخته است. در بخش کیفی با انجام مطالعات نظری شامل مطالعه کتاب ها، پایان نامه ها، مقالات داخلی و خارجی و پایگاه های اطلاعاتی رویکردهای مدیریت استعداد از منظر مفهومی شناسایی و سپس جهت گردآوری اطلاعات موردنیاز از 25 نفر از خبرگان خواسته شد نسبت به پاسخگویی به سؤالات اقدام نمایند. نمونه گیری در بخش کیفی از روش هدفمند و در بخش کمّی با روش نمونه گیری تصادفی انجام و تعداد 341 نفر از کارکنان رسمی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب انتخاب شدند. روش تعیین روایی پرسشنامه، صوری و محتوایی است. بر اساس یافته های پژوهش تعداد سه بُعد جذب و استخدام با شش مؤلفه، حفظ و نگهداشت با سه مؤلفه و بُعد توسعه استعداد با دو مؤلفه برای مفهوم مدیریت استعداد شناسایی شد.
واکاوی جایگاه مشاغل در الگوی معماری مدیریت منابع انسانی بر اساس مدل لپک و اسنل (مطالعه موردی: شرکت کارگزاری بیمۀ سایپا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۷۰)
307 - 323
حوزههای تخصصی:
هدف معماری منابع انسانی ترسیم جهت گیری های کلی و جزئی مدیریت منابع انسانی برای گروه های مختلف شغلی و ارائه تصویری منسجم از عملکرد مدیریت منابع انسانی سازمان است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت معماری مدیریت منابع انسانی در شرکت کارگزاری بیمه سایپا و مشخص ساختن میزان تناسب آن با وضعیت مطلوب با بهره گیری از مدل لپک و اسنل و همچنین واکاوی جایگاه مشاغل شرکت بر اساس این مدل است. روش پژوهش حاضر مطالعه موردی است. روش نمونه گیری هدفمند و ابزار گردآوری داده پرسشنامه بود و برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی بهره گرفته شد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد، برخلاف مدل چهاربخشی لپک و اسنل، اکثر مشاغل شرکت کارگزاری بیمه سایپا در دو بخش ماتریس (استراتژی متعهدانه و استراتژی قراردادی) قرار می گیرد. به عبارت دیگر، بین وضعیت مطلوب و موجود زیرسیستم های مدیریت منابع انسانی در شرکت فوق تفاوت وجود دارد. با توجه به جایگاه به دست آمده برای هر یک از گروه های شغلی در مدل، برای زیرسیستم های منابع انسانی هر یک از دو گروه اصلی مشاغل، نسخه هایی در قالب پیشنهادهای کاربردی ارائه شد.
چرخه توسعه و بخش بندی تامین کننده با استفاده از سیستم استنتاج عصبی- فازی انطباقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تتولیدکنندگان، بمنظور توسعه ی تامین کنندگان استراتژیک خود، آنها را بخش بندی می کنند. بخش بندی تامین کننده موجب ایجاد ارزش و هم افزایی در ارتباط با تامین کننده می شود. هدف این مقاله، ارتباط توسعه ی تامین کننده و بخش بندی تامین کننده با استفاده از سیستم استنتاج عصبی-فازی انطباقی در صنعت خودروسازی ایران است. برای تحقق این هدف، ابتدا برای مقوله های توسعه ی تامین کننده، با استفاده از سه روش، سه سیستم عصبی-فازی طراحی می شوند. سپس با استفاده از دو روش کلاسیک و چهار الگوریتم تکاملی، آنها را بهینه سازی و مناسبترین سیستم عصبی-فازی انتخاب می شود. در مرحله بعد نمره ی توسعه برای 53 تامین کننده از تامین کنندگان استراتژیک صنعت خودرو در چهار مقوله پیش بینی می شود، براساس نمره های بدست آمده، تامین کنندگان بخش بندی می شوند. در نهایت، فعالیتهای لازم برای توسعه ی هرکدام از تامین کنندگان پیشنهاد می شوند. نتایج نشان می دهدکه صنعت خودروسازی ایران در توسعه ی مقوله های ناملموس و محیطی، عملکرد قابل قبولی داشته اما، در توسعه-ی مقوله های ملموس و روابط ضعیف عمل کرده است. بر این اساس، تولیدکنندگان صنعت خودروسازی ایران، باید بترتیب اولویت بکارگیری فعالیتهای مرتبط با توسعه ی روابط، قابلیتهای ملموس، قابلیتهای ناملموس و قابلیتهای محیطی را رعایت کنند. با توجه به اینکه در این حوزه، مطالعات اندکی صورت گرفته است، در پایان، ضمن مقایسه ی این مطالعه با یکی از مطالعات خارجی انجام گرفته، پیشنهاداتی برای صنعت خودروسازی ایران و همچنین پژوهشهای آینده ارائه می شود.
رویکرد یکپارچه برای انتخاب تأمین کننده پایدار بر اساس روش بهترین بدترین و نظریه مجموعه های راف (مورد مطالعه: شرکت ایران خودرو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
9 - 38
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر مطالعات زیادی در خصوص چگونگی انتخاب تأمین کننده پایدار صورت گرفته است و برای این منظور، مدل ها و روش های مختلفی در محیط های فازی و قطعی پیشنهاد شده است. در این پژوهش برای انتخاب تأمین کننده پایدار، یک مدل جدید بر اساس روش بهترین - بدترین که با تئوری مجموعه های راف بهبود یافته است، ارائه می شود. یکی از مزایای روش پیشنهادی، مدل کردن عدم قطعیت مربوط به ارزیابی های شخصی و صفر کردن خطای قضاوت ذهنی تصمیم گیرنده، با استفاده از رویکرد جدول تصمیم گیری می باشد. همچنین با استفاده از مفهوم آنتروپی شرطی در مجموعه های راف، معناداری (اهمیت) معیارها محاسبه می گردد و انتخاب بهترین و بدترین معیار و نیز انجام مقایسات زوجی در روش بهترین - بدترین، بر این اساس صورت می گیرد. با بهره گیری از این رویکرد، نرخ ناسازگاری روش بهترین - بدترین در تمامی مراحل صفر می شود. در ادامه از دو روش TOPSIS و SAW برای تعیین وزن تأمین کنندگان استفاده شده است و نتایج با هم مقایسه گردیده است. برای اثبات قابلیت مدل، شرکت ایران خودرو به عنوان مطالعه موردی، برای مسأله انتخاب تأمین کنندگان پایدار، در نظر گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که در رتبه بندی تأمین کنندگان شرکت ایران خودرو بر اساس شاخص های پایداری، شرکت ایساکو در رتبه اول قرار دارد.
شناسایی و اولویت بندی راهکارهای ارتقای سواد مالی در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بازارهای مالی اهمیت زیادی پیدا کرده اند و اغلب افراد در این بازارها به دنبال فرصت های جدید برای سرمایه گذاری و افزایش دارایی های خود هستند. برای دسترسی به این بازارهای مالی و استفاده از فرصت های موجود برای سرمایه گذاری و مشارکت در این بازارها، به سطحی از سواد مالی نیاز است. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی راهکارهای ارتقا سواد مالی در بازار سرمایه است. جامعه آماری پژوهش خبرگان و صاحبنظران و فعالان حوزه بازار سرمایه هستند. به منظور توصیف یافته ها، از جداول و نمودارهای فراوانی استفاده شد. ضمن این که به منظور توصیف بهتر داده ها از شاخص های مرکزی و همچنین شاخص های پراکندگی بهره گرفته شد. جهت آزمون فرضیه ها از آزمون های تی استودنت و فریدمن استفاده شده است. مهمترین نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می دهد سه متغیر تغییر نگرش مالی، تغییر رفتار مالی و ارتقای دانش مالی به ترتیب دارای میانگین رتبه بیشتری هستند و به عنوان مهمترین راهکارهای ارتقا سواد مالی در بازار سرمایه هستند.
الگوی استراتژیک هم آفرینی ارزش دانشگاهی با تاکید بر دانشگاه های نسل چهارم و پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۹
137 - 166
حوزههای تخصصی:
هم آفرینی ارزش، موضوعی است که توجه بسیاری از نهادها و سازمان ها و به خصوص دانشگاه ها را به خود جلب نموده است و ارائه الگویی جامع، فراگیر و کاربردی به ویژه در آموزش عالی می تواند بسیار راهگشا باشد. بدین لحاظ هدف این تحقیق نخست شناسایی عوامل، مولفه ها و پیامدهای هم آفرینی ارزش دانشگاهی با تاکید بر دانشگاه های نسل چهارم و پنجم و طراحی الگوی مفهومی مربوطه، و سپس ارائه و بررسی الگوی جامع و بومی هم آفرینی ارزش دانشگاهی در آموزش عالی ایران می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ نحوه گردآوری داده ها، با رویکرد آمیخته اکتشافی می باشد. در بخش کیفی تحقیق جهت شناسایی عوامل، مولفه ها و پیامدهای هم آفرینی ارزش از روش متاسنتز و جهت پالایش این موارد و طراحی الگوی مفهومی از روش دلفی فازی و نظرات 20 نفر از خبرگان استفاده شد. در بخش کمی، جامعه آماری کلیه اساتید دانشگاه های دولتی استان کرمان به تعداد 1250 نفر هستند، که بر اساس جدول مورگان تعداد 295 نفر به عنوان نمونه تعیین گردید. الگوی تحلیلی با استفاده از داده های جمع آوری شده در این بخش پس از تحلیل عاملی انجام گرفته با با تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و با نرم افزار Smart PLS 3 بررسی گردید. نهایتا مدل استراتژیک هم آفرینی ارزش دانشگاهی با 16 عامل، 23 مولفه و 13 پیامد و هر کدام در سه دسته طراحی و آزمون شد و به عنوان مدلی پیشنهادی جهت هم آفرینی ارزش دانشگاهی ارائه شد. برازش مدل نهایی نشان از وضعیت بسیار مناسب مدل تحقیق دارد.
تأثیر ویژگی های مدیرعامل بر رابطه بین قدرت مدیرعامل و مسئولیت اجتماعی شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
مسئولیت اجتماعی امری مهم و زیربنای اساسی بقای هر جامعه ای است. به عنوان یک کسب وکار مسئول، رهبران کسب و کار باید تعهد خود را به مسئولیت اجتماعی از طریق ارزش ها، شفافیت و پاسخگویی به سهامداران خود نشان دهند و اطمینان حاصل کنند که این تعهدات در سازمان مؤثر است. از جمله عواملی که می تواند بر عملکرد اجتماعی تأثیر بگذارد، قدرت مدیر عامل و ویژگی های مدیر عامل است. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر ویژگی های مدیرعامل بر رابطه بین قدرت مدیرعامل و مسئولیت اجتماعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. به منظور دستیابی به هدف فوق، اقدام به تدوین دو فرضیه شد. بر این اساس به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، نمونه ای متشکل از 140 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1394 الی 1400 انتخاب شد. جهت آزمون فرضیه های پژوهش نیز از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد قدرت مدیرعامل بر مسئولیت اجتماعی شرکت تأثیر منفی و معناداری دارد، یعنی افزایش قدرت مدیرعامل، کاهش مسئولیت اجتماعی شرکت به دنبال دارد؛ علاوه بر این، نتایج بیانگر این است که ویژگی های مدیرعامل رابطه بین قدرت مدیرعامل و مسئولیت اجتماعی شرکت را تقویت می کند.
واکاوی راهکارهای مقابله با قلدری در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
35 - 62
حوزههای تخصصی:
قلدری سازمانی یکی از پدیده های معمولا پنهان در سازمان ها است که با رفتارهای همچون توهین، تحقیر، اهانت، تهدید و سایر رفتارهای منفی نمود پیدا می کند و موجب بروز احساس انزجار در قربانیان و در نتیجه کاهش عملکرد سازمانی و بهره وری فردی کارکنان می شود. قلدری سازمانی معمولا از طرف مدیران یا کارکنان صورت می پذیرد و مقابله با این پدیده می تواند به بهره وری و سلامت روانی کارکنان کمک کرده و یافتن راهکارهایی برای مقابله با آن امری ضروری در سازمان ها است. بر همین اساس پژوهش حاضر با صبغه ترکیبی و با هدف واکاوی راهکارهای مقابله با قلدری سازمانی شکل گرفته است. در این پژوهش، نخست با استفاده از روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون، کد های اولیه شناسایی و متعاقب آن مضامین مفهوم پژوهش، دسته بندی شد. در این بخش، نتایج از مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 20 نفر از کارکنان وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت نفت، سازمان امور مالیاتی و بانک مرکزی بدست آمد. در مرحله کمی پژوهش نیز راه کارهای شناسایی شده برای ارزیابی بهتر با استفاده از پرسشنامه، میان کارکنان و مدیران سازمان های یاد شده، بصورت الکترونیکی توزیع و نتایج با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی از طریق نرم افزار SPSS ارزیابی شد که در نهایت راهکارها به 6 دسته مدیریتی، تخصصی، تقابلی، فردی، سازمانی و قانونی دسته بندی شدند.
Investigating the Relationship between Political Uncertainty and Market Irregularities: With Emphasis on the Risky Information Environment(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
investors and managers are always faced with uncertainty in the information environment, which uncertainty can be due to factors such as the synchronization of stock returns, extraordinary fluctuations in stock returns and the number of equations. The purpose of this study is to investigate the political uncertainty caused by the size of the firm under the influence of risky information environment, the irregular behavior of accruals anomaly and the anomaly behavior of the cost of normal stock equity of companies. For this purpose, the data of 99 companies listed on the Tehran Stock Exchange and Iran TSETMC during the years 2009 to 2019 were examined and tested through combined data. The results showed that the political uncertainty caused by the firm size affected the concurrency stock returns with the optional accrual anomaly behavior and the cost of normal stock equity behavior of companies has a positive and signification relationship. The results also showed that the political uncertainty caused by the firm size is affected by the extraordinary fluctuation of stock returns with the optional accrual anomaly behavior and the cost of normal stock equity behavior of companies has a positive and signification relationship. In addition, the political uncertainty caused by the firm size is affected by the number of equations with the optional accrual anomaly behavior and the cost of normal stock equity behavior of companies has a positive and signification relationship.
مسیر تحول توانمندی های هوش کسب و کار و رسانه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت در فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی در سال های اخیر و تولید حجم زیاد داده در وب 2، منجر به شکل گیری رویکرد جدیدی از همگرایی دو حوزه علمی هوش کسب وکار و تحلیل رسانه اجتماعی شده که برخی محققان آن را هوش کسب وکار اجتماعی یا به عبارتی هوش کسب وکار مبتنی بر تحلیل رسانه اجتماعی نامیده اند. گسترش مطالعات و زمینه های مطالعاتی، فرصت مناسبی را برای بررسی، ادغام و خلاصه سازی مطالعات قبلی فراهم نموده است. این پژوهش باهدف شناسایی توانمندی های حاصل از همگرایی هوش کسب وکار و رسانه اجتماعی و شناخت نقشه دانشی آن، از روش مطالعه کتاب شناختی مطالعات استخراج شده تا سال 2022 و تحلیل روند موضوعات، گراف تاریخی استنادات و شبکه هم رخدادی کلمات استفاده کرده است. نتایج پژوهش نشانگر تغییر ماهیت مطالعات هوش کسب وکار به سمت تحلیل کلان داده رسانه اجتماعی و تلفیق توانمندی های تحلیل، راهبردی و مدیریتی در هوش کسب وکار با توان بازاریابی، ارتباطات و شبکه سازی در رسانه اجتماعی است. پنج دسته توانمندی بازاریابی اجتماعی، تحلیل داده، دانشی، ارتباطات و توانمندی تحول آفرین برای هوش کسب وکار اجتماعی شناسایی شده است. باتوجه به نقش هوش کسب وکار اجتماعی در توانمندسازی سازمان ها در عصر دیجیتال، به ویژه در کسب وکارهای مرتبط با اهداف بازاریابی و نوآوری، به کسب وکارها توصیه می شود تا خود را با این تکنولوژی و توانمندی های حاصل از آن مجهز سازند.
بهینه سازی یک سیستم تولید سلولی پویا با در نظرگرفتن خرابی ماشین آلات، همراه با پایش توالی دوره های عملیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
508 - 533
حوزههای تخصصی:
هدف: چرخه کوتاه عمر محصول، الگوهای پیش بینی ناپذیر تقاضا و کاهش روزافزون زمان عرضه به بازار، باعث شده است که شرکت های تولیدی تحت فشار قرار گیرند. به همین منظور، شرکت های تولیدی برای رویارویی با سناریوهای پیچیده تولید، به پیاده سازی سیستم های تولید سلولی (CMS) روی آورده اند که کاهش هزینه های تولید، افزایش انعطا ف پذیری و پاسخ سریع به تقاضای بازار را به همراه دارد. سیستم تولید سلولی، یکی از فلسفه های فناوری گروهی است که با تقسیم یک سیستم بزرگ به چندین زیرسیستم کوچک، کنترل و مدیریت سیستم تولید را تسهیل می کند. اولین موضوع در طراحی یک سیستم سلولی، گروه بندی ماشین ها برای تولید خانواده ای از قطعات در سلول های تولیدی است که از آن با عنوان تشکیل سلول یاد می شود. در واقع با ایجاد سلول های کارآمد، کارایی ماشین های درون سلولی (فرایند درون سلولی) به حداکثر و انتقال قطعات از یک سلول به سلول دیگر (فرایند بین سلولی) به حداقل می رسد. مسئله دوم، مسئله چیدمان گروهی، یعنی فاصله سلول ها در کارگاه از یکدیگر (چیدمان بین سلولی) و چیدمان ماشین ها در داخل سلول ها (چیدمان درون سلولی) است. گروه بندی بهینه ماشین ها در سلول ها، قرارگیری کارآمد سلول ها در کنار یکدیگر و همچنین، ماشین های داخل سلول ها، بر هزینه های حرکات درون سلولی و حرکات بین سلولی قطعات تأثیر می گذارد. در یک سیستم تولید سلولی استاتیک، تقاضا در تمام دوره ها ثابت در نظر گرفته می شود؛ ولی با پیشرفت تکنولوژی، محیط یک صنعت با تلاطم در انواع محصولات و تقاضا مواجه است. برای غلبه بر این مسائل، در پژوهش حاضر یک سیستم تولید سلولی پویا معرفی شده است که سلول های بهینه را در هر دوره با توجه به شرایط تقاضا جایابی می کند. با توجه به اهمیت آنچه بیان شد، این مطالعه به طور هم زمان به حل مسئله یک سیستم تولید سلولی پویا (DCMS) با ماشین های غیرقابل اعتماد و مسئله برنامه ریزی تولید و چیدمان بین سلولی می پردازد. تابع هدف مدل پیشنهادی، به دنبال حداقل کردن هزینه های جابه جایی درون و بین سلولی، پیکربندی مجدد، خرابی ماشین آلات، تولید قطعه، نگهداری قطعه در انبار و سفارش معوق قطعه در دوره های تولیدی است.
روش: در ابتدا، یک مدل ریاضی برنامه ریزی غیرخطی عدد صحیح مختلط، برای مسئله مدنظر ارائه و سپس خطی سازی شد. مدل ریاضی پیشنهادی با یک مطالعه موردی در نرم افزار GAMS با سالور GUROBI اعتبارسنجی شد و در ادامه، به تأثیر جابه جایی ماشین آلات بین دوره ها و تحلیل حساسیت پارامتر میانگین زمان بین دو خرابی پرداخته شد.
یافته ها: انعطاف پذیری در مسیریابی، مکان یابی بهینه سلول ها و گروه بندی بهینه ماشین آلات، به کاهش هزینه های تولید منجر شد. همچنین با جابه جایی دو ماشین m1 و m3 هزینه تولید به میزان 353,870 تومان بهبود پیدا کرد.
نتیجه گیری: پیکربندی مجدد سلول های ماشین در دوره جدید، هزینه تولید را بهبود می دهد. مدل پیشنهادی، مدل انعطاف پذیر در مسیریابی تولید قطعه است. تحلیل حساسیت MTBF نشان داد که تعداد خرابی ها بر عملکرد سیستم تأثیر دارد.