فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۲۱ تا ۵٬۰۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی نقش تبلیغات محیطی بر بکارگیری حرکات چشم نسبت به برند است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه تجزیه و تحلیل داده ها، آمیخته (کیفی-کمّی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل گروهی از خبرگان رستوران های زنجیره ای (اساتید دانشگاهی، مدیران اجرایی، و مشاوران) است، که با روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری نمونه گیری ادامه یافت (15 مصاحبه). در فاز کمّی، مدیران رستوران های زنجیره ای به عنوان جامعه در نظر گرفته شده و از میان آنها، 384 نفر بر اساس روش نمونه برداری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در فاز کیفی تحقیق، مصاحبه های غیرساختار یافته با خبرگان و در فاز کمی ، پرسشنامه ای محقق ساز مشتمل بر 74 گویه بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی از نرم افزار Maxqda و در بخش کمی از نرم افزارهای SPSS و SmartPLS استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده، روابط فرضی مدل مورد آزمون و تأیید قرار گرفت. در این پژوهش، در شرایط علی(محتوای تبلیغات؛ کیفیت تبلیغات محیطی و ویژگی های تبلیغاتی)؛ عوامل اصلی زمینه ای(شعار تبلیغاتی، عناصر بیلبورد و تحلیل حرکات چشم مشتریان)؛ شرایط مداخله گر(تبلیغات انلاین، هزینه تبلیغات، تبلیغات از طریق وسایل و ارتباط جمعی)؛ مقوله های محوری (وضعیت تبلیغات محیطی، توسعه تأثیرگذاری تبلیغات و تبلیغات مؤثر بر نیات مشتریان)؛ راهبردها(جاذبه های پیام تبلیغات، ارزیابی فرایند انتخاب تبلیغات محیطی) و سه مقوله مزیت رقابتی، ارزش آفرینی و ارتقای تصمیم گیری های استراتژیک بازاریابی به عنوان پیامدهای تبلیغات محیطی بر مبنای بکارگیری ردیاب چشم طبقه بندی شده است.
تأثیر رهبری تحول آفرین بر رفتار کاری نوآورانه: نقش میانجی انگیزه برای یادگیری وظیفه و جو نوآوری
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این پژوهش مطالعه بررسی تأثیر رهبری تحول آفرین بر رفتار کاری نوآورانه با میانجی گری انگیزه برای یادگیری وظیفه و جو نوآوری در شعب بانک آینده مشهد است. جامعه آماری در این تحقیق کلیه کارکنان بانک آینده شعب شهر مشهد می باشد که در آن تعداد کارکنان 407 نفر می باشند. برای جمع آوری اطلاعات از چهار پرسشنامه استاندارد که شامل رهبری تحول آفرین، رفتار کاری نوآورانه، یادگیری وظیفه و جو نوآوری استفاده شد. پرسشنامه به صورت اینترنتی در اختیار پاسخ دهندگان قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. به منظور آزمون فرضیه ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد. همچنین برای انجام محاسبات بسته نرم افزاری اس پی اس اس و لیزرل به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که رهبری تحول آفرین بر رفتار کاری نوآورانه، رهبری تحول آفرین بر انگیزه برای یادگیری وظیفه، رهبری تحول آفرین بر جو نوآوری، انگیزه بر رفتار کاری نوآورانه و جو نوآوری بر رفتار کاری نوآورانه تأثیر دارد. همچنین مشخص شد انگیزه برای یادگیری وظیفه بر تأثیر رهبری تحول آفرین بر رفتار کاری نوآورانه و جو نوآوری بر تأثیر رهبری تحول آفرین بر رفتار کاری نوآورانه نقش میانجی گری ایفا می کند.
انگیزه گردشگری پزشکی و نیات رفتاری مراجعین به بیمارستان با توجه به نقش میانجی ارزش ادراک شده
حوزههای تخصصی:
تا به حال پژوهش های فراوانی در رابطه با انتخاب مقصد و نیات گردشگران انجام شده و ثابت شده که رابطه بسیار نزدیکی بین نیات گردشگر و انگیزه آن ها از انتخاب مقصد وجود دارد. گردشگری پزشکی در ایران با وجود کیفیت بالای خدمات درمانی و قیمت ارزان تر، به علّت نبود تبلیغات مناسب، هنوز جایگاه خود را در بازار نیافته است و گام های نخست را طی می کند. کمبود یک تحقیق هدفمند و مؤثر در این زمینه در ایران، انگیزه اصلی از انجام این پژوهش است. بر این اساس، هدف این مطالعه بررسی تأثیر انگیزه گردشگری پزشکی بر نیات رفتاری مراجعین بیمارستان رضوی با توجه به نقش میانجی ارزش ادراک شده بود. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی، از نظر شیوه گردآوری اطلاعات یک مطالعه توصیفی-تحلیلی و از نظر روش از روش همبستگی می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که ارزش ادارک شده گردش گر به طور معناداری نیات رفتاری مراجعین به بیمارستان را تبیین می کند. همچنین ارزش ادراک شده رابطه انگیزه گردشگری پزشکی و نیات رفتاری مراجعین به بیمارستان را میانجی گری می کند.
بازشناسی شایستگی های شخصیتی کارآفرینان با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1 - 32
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ویژگی های شخصیتی کارآفرینان، یکی از عوامل کلیدی موفقیت آن ها در مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت هاست؛ با این حال، تاکنون چارچوب جامعی برای شناسایی و طبقه بندی این ویژگی ها، به عنوان شایستگی های کارآفرینی تدوین نشده است. پژوهش حاضر با هدف پُر کردن این شکاف، به مرور و طبقه بندی نظام مند ویژگی های شخصیتی به عنوان شایستگی های کارآفرینی پرداخته و تلاش کرده است تا چارچوبی جامع ارائه دهد.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و به شیوه اسنادی انجام شده است. ۶۰ منبع از پایگاه های وب آو ساینس، اسکوپوس و گوگل اسکالر که بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ منتشر شده اند، بررسی و تحلیل شده اند. از روش فراترکیب و تحلیل محتوای کیفی برای ترکیب و تحلیل داده ها استفاده شد. شاخص کاپای کوهن با مقدار 851/0 نشان دهنده توافق زیاد تحلیلگران در طبقه بندی مضامین است.یافته ها: ویژگی های شخصیتی شناسایی شده به عنوان شایستگی های کارآفرینی عبارت اند از: انگیزاننده (پیشرفت گرایی، استقلال طلبی، قدرت طلبی، رقابت طلبی، ریسک پذیری)، پویایی و اشتیاق (خودانگیختگی، انرژی و شور، اعتمادبه نفس، خودپنداره مثبت، خوش بینی، پیشگامی، اشتیاق به یادگیری)، مسئولیت پذیری (پشتکار، تعهد، عملگرایی)، پایداری (استقامت، مرکز کنترل درونی، تاب آوری)، انعطاف پذیری (تطبیق پذیری، پذیرش تجربیات جدید) و شناختی (کنجکاوی، خلاقیت، تحمل ابهام، دوراندیشی).نتیجه گیری: این پژوهش با ارائه یک چارچوب جامع از شایستگی های شخصیتی کارآفرینان، به دانش موجود افزوده است. این چارچوب می تواند مبنایی برای تحقیقات آینده و طراحی برنامه های آموزشی و حمایتی برای کارآفرینان باشد. با توجه به شایستگی های شناسایی شده، سیاست گذاران و نهادهای آموزشی می توانند برنامه هایی هدفمند برای تقویت این شایستگی ها تدوین کنند که به بهبود عملکرد و افزایش احتمال موفقیت کارآفرینان منجر شود.
بازشناسی ابعاد و مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
249 - 268
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بازشناسی ابعاد و مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و نظریه داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران و معاونان مجرب و نمونه مدارس می باشد و نمونه ها از روش نمونه گیری بصورت گلوله برفی انتخاب شدند و نمونه گیری تا جایی تداوم یافت که پژوهش به اشباع و کفایت نظری رسید. به منظور گرد آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. با استفاده از نتایج حاصل از بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش و تجزیه و تحلیل محتوای مصاحبه ها، ابعاد مسئولیت پذیری اجتماعی مدارس شناسایی شده و طی ۳ مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی الگوی مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه در 6 مقوله اصلی شرایط علّی، پدیده محوری (کنکاش مؤلفه ها و ابعاد مسئولیت پذیری اجتماعی مدارس: شامل ۳ مقوله اصلی اهداف، ویژگیها، شیوه اجرا و 6 مقوله فرعی)، شرایط علّی، راهبردها، زمینه ها، شرایط مداخله گر و پیامدهای مسئولیت پذیری اجتماعی جهت بهره برداری در مدارس ارائه شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد؛ مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به ذی نفع اصلی و محوری آن یعنی دانش آموز بر میگردد. سازمانها از جمله سازمانهای آموزشی مانند مدرسه در شبکه ای از رابطه با ذی نفعان قرار دارند که شناخت و روش تعامل با گروه های ذی نفع در فعالیت سازمان حائز اهمیت است.
بررسی تأثیر عوامل روانشناختی در تمایل به استفاده از نرم افزارهای چهره آرایی مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی لوازم آرایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر، شاهد ظهور بلاگرهای در رسانه های اجتماعی بوده ایم که از نرم افزارهای چهره آرایی هوش مصنوعی برای بهبود ویژگی های صورت خود استفاده می کنند که همین امر می تواند نمونه ای از تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی لوازم آرایشی-بهداشتی در میان کاربران رسانه های اجتماعی باشد که منجر به خرید نهایی شود. اما علیرغم اهمیت فزاینده هوش مصنوعی به مثابه ابزاری در جهت پیشبرد ارتباطات بازاریابی و علاقه زیاد محققان به مقوله پذیرش فناوری های جدید، تحقیقات کافی در مورد عوامل فردی تعیین کننده تمایل به استفاده از نرم افزارهای چهره آرایی هوش مصنوعی وجود ندارد و نتایج پراکنده تحقیقات قبلی به ضرورت انجام تحقیقات وسیع تری اشاره دارد. ازاین رو، هدف از این مطالعه تحلیل و بررسی تأثیر استفاده از نرم افزارهای چهره آرایی هوش مصنوعی در بازاریابی لوازم آرایشی و بهداشتی بر تمایل تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی در بین کاربران رسانه های اجتماعی از طریق تقویت خرید واقعی است.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی و همبستگی، مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. برای دستیابی به هدف پژوهش، یک مدل مفهومی براساس ویژگی های شخصیتی افراد ارائه شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه کاربران رسانه های اجتماعی که از نرم افزار چهره آرایی هوش مصنوعی استفاده می کردند، بود. بر اساس جدول مورگان، برای جامعه نامحدود حداقل حجم نمونه 384 نفر تعیین و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه بین 400 نفر از جامعه آماری توزیع و در نهایت، 384 پرسش نامه بدون نقص دریافت شد.
تحلیل اثر سرمایه اجتماعی بر عملکرد برند با نقش میانجی رفتار شهروندی برند کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
91 - 112
حوزههای تخصصی:
عملکرد برند به میزان دستیابی برند به اهدافی که از پیش طراحی شده است گفته می شود. سرمایه اجتماعی و رفتار شهروندی برند نیز دو عامل مهم در ارتقاء عملکرد برند در سازمان ها هستند. این پژوهش با هدف بررسی اثر سرمایه اجتماعی بر عملکرد برند با نقش میانجی رفتار شهروندی برند کارکنان صورت گرفت. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش و ماهیت توصیفی - پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان شرکت های تولیدکننده فراورده های لبنی در استان اردبیل بود که طبق فرمول کوکران برای جوامع نامحدود تعداد 260 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید که انتخاب این افراد از جامعه آماری به صورت در دسترس صورت گرفت. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد سرمایه اجتماعی، عملکرد برند، و رفتار شهروندی برند استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل فرضیه ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSو AMOS تجزیه وتحلیل شد. روایی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی و پایایی به وسیله آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. بر اساس یافته های پژوهش، سرمایه اجتماعی بر عملکرد برند تأثیر مثبت و معنادار می گذارد و رفتار شهروندی برند نیز بین سرمایه اجتماعی و عملکرد برند نقش میانجی ایفا می کند. یافته های این پژوهش می تواند در حرکت و توجه بیشتر مدیران شرکت های تولیدکننده فراورده های لبنی به سرمایه اجتماعی و عملکرد برند شرکت مؤثر باشد.
الگوی ارزیابی عملکرد مدیریت بانک با رویکرد فناوری های نوین (روش فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
179 - 212
حوزههای تخصصی:
کنترل به طور عام و ارزیابی عملکرد به طور خاص از مهمترین سازوکارهای اجرایی جهت اعمال مدیریت اثربخش است. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی ارزیابی عملکرد مدیریت بانک با رویکرد فناوری های نوین از روش فراترکیب انجام شده است. در روش فراترکیب پژوهشگر بازنگری دقیق و عمیق در موضوع انجام داده و یافته های پژوهش های کیفی مرتبط را ترکیب می کند. با استفاده از روش فراترکیب، 97مقاله حوزه مدیریت عملکرد ، ارزیابی عملکرد، ارزیابی عملکرد مدیریت ، فناوری های نوین در بانک ها و با تحلیل محتوا ، ابعاد و کدهای مربوطه استخراج گردید که 130 کد در 4 سطح وظایف مدیریت ، مهارت های ادراکی ، مهارت های فنی و مهارت های انسانی شناسایی شد و میزان اهمیت و اولویت هر یک به روش کمی آنتروپی شانون تعیین شد و براساس یافته ها مشخص شد کدهای ساختار (باز) ، تخصیص منابع ، هزینه ها ، راهبرد دیجیتال ، ایده پردازی روش ها وخدمات جدید دیجیتالی شده ، نگرش مشتری ، نفوذ فزاینده اینترنت ، پذیرش مشتری ، دانش موجود ، سرمایه گذاری دیجیتال ، فناوری های جدید و منابع موجود دارای بیشترین ضریب اهمیت اند. در نهایت پس از طی گام های پژوهش، الگوی مناسب ارزیابی عملکرد مدیریت با رویکرد فناوری های نوین در دو لایه امکان سنجی و ساختار اجرا و لایه حمایتی طراحی برنامه ارزیابی عملکرد مدیریت ارائه شد.
مدل کیفی پارادایمی راهبرد نوآوری با رویکرد تحول دیجیتال در صنعت بانکداری: نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مدیریت تحول سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۲
229 - 297
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل پارادایمی راهبرد نوآوری با رویکرد تحول دیجیتال در صنعت بانکداری انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی و هدف آن کاربردی است. جامعه مشارکت کنندگان شامل مدیران و کارشناسان خبره در صنعت بانکداری و اساتید دانشگاهی در حوزه راهبرد نوآوری و تحول دیجیتال است. نمونه گیری به طور هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی انجام و پس از مصاحبه با 14 نفر از خبرگان، اشباع نظری حاصل شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تدوین مقوله های زیربنایی راهبرد نوآوری با روش داده بنیاد و در سه مرحله شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرم افزار Maxqda انجام شد. نتایج نشان داد بر اساس مدل پارادایمی پژوهش، الزامات قانونی، تغییر نیازها و انتظارات مشتریان، توسعه سریع فناوری های تحول آفرین و نقش آفرینان جدید صنعت مالی بر راهبرد نوآوری با رویکرد تحول دیجیتال تأثیر می گذارند. راهبرد نوآوری شامل انواع نوآوری، سطوح نوآوری، انجام نوآوری و ارزیابی اثربخشی نوآوری است. فرهنگ نوآوری دیجیتال، قابلیت همکاری و مدیریت استعدادهای دیجیتال بستر لازم را فراهم می آورند. از سوی دیگر، سطح بلوغ مدیریت دانش، ظرفیت جذب و یادگیری بانک ها، هوش تجاری، موانع سازمانی و موانع کلان نقش مداخله گر را ایفا می کنند. درنهایت، اعتبارسنجی مشتریان با هوش مصنوعی، بانکداری باز، به روزرسانی سیاست ها و قوانین در حوزه مالی، حکمرانی دیجیتال و نظارت هوشمند، خودکارسازی فرآیندهای هوشمند، مدیریت تجربه دیجیتال مشتریان و کارکنان، مدیریت داده و زیرساخت، مدیریت هوشمند ریسک، نوسازی راهبردی و نوآوری دوسویه در صنعت بانکداری منجر به ارزش آفرینی دیجیتال جهت ذی نفعان و دستیابی به پیامدهای سازمانی و فراسازمانی می شود.
الگوی گذار مدارس موفق به سوی مدارس ماندگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت هر جامعه، آموزش و پرورش آن جامعه است و تجربه نشان داده است که جامعه ای پیشرفته است که سیستم آموزشی پیشرفته و مترقی داشته باشد. هدف تمامی نظام های آموزشی، برپا کردن مدارس موفق و با کیفیت است که در گذر زمان باقی بمانند و تبدیل به مدارسی با تجربه و ماندگار شوند. مدارس ماندگار محصول مجموعه ای از پارامترهای داخلی و خارجی در مدارس هستند و کیفیت مدارس مستلزم تلاش و کار جمعی و هماهنگی کلیه پارامترهای داخلی نظام مدرسه است. از این هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه و شاخص های گذار از مدارس موفق به مدارس ماندگار و ارائه الگویی کیفی می باشد.روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از بُعد هدف، کاربردی و از لحاظ روش، یک پژوهش ترکیبی (آمیخته) می باشد. در این پژوهش ابتدا با استفاده مبانی نظری، شاخص و مولفه های گذار مدارس موفق به مدارس ماندگار استخراج گردید و به روش دلفی 13 مولفه و 132 شاخص مورد اجماع خبرگان قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش مدیران و آموزگاران مدارس ماندگار و مدارس موفق، مدیران و پژوهشگران حوزه آموزش و پرورش هستند که داده های مورد نیاز با پرسش نامه ای محقق ساخته ای از بین 386 به عنوان نمونه آماری جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری به روش PLS استفاده شده است.یافته ها: مولفه های اصول و روش های آموزشی، فرهنگ و جامعه، ویژگی های مدیر، معماری و ساختمان و تجهیزات، محتوای آموزشی، ویژگی های معلمان، روش های مدارس ماندگار و دولت و حاکمیت، اهداف مدارس ماندگار، روابط انسانی و مشارکت، خانواده، ویژگی های دانش آموزان و مولفه سازمان و مدیریت به ترتیب سیزده مولفه تاثیر گذار در الگوی گذار مدارس موفق به مدارس ماندگار هستند.بحث و نتیجه گیری: این پژوهش برای اولین بار به شناسایی مؤلفه های شاخص ها و مؤلفه های گذار از مدارس موفق به مدارس ماندگار برای یک سازمان آموزشی و مدارس موفق پرداخته است و یک الگو علمی و مستند برای مدارس موفق است که با استفاده از خطوط کلی ارائه شده، گذار مدارس موفق به مدارس ماندگار را تسهیل گردد.
بررسی جامع تحقیقات مرتبط با هوش مصنوعی در حسابداری، مالیات ، مدیریت مالی و مسیر پیش رو
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به سرعت در حال تحول و تغییر در دنیای حسابداری و امور مالی است، زیرا بسیاری از فرآیندهای تکراری این حوزه را ساده و بهینه می کند. با استفاده از هوش مصنوعی، یک نهاد می تواند زمان و هزینه های مربوط به انجام عملیات را کاهش دهد، چرا که این فناوری بینش های ارزشمندی در اختیار تحلیلگران حسابداری و مالی قرار می دهد. هوش مصنوعی همچنین به تجزیه و تحلیل سریع حجم زیادی از داده ها کمک کرده و داده های دقیق تر و قابل اجرا را با هزینه کمتر تولید می کند. این داده ها می توانند برای ارائه بینش های جدید و تجزیه و تحلیل های عمیق تر به کار روند و تصمیم گیری های استراتژیک را هدایت کنند که بر کل سازمان تاثیر می گذارد.در سال های اخیر، با پیشرفت های علمی و فناوری، کاربرد هوش مصنوعی در حوزه حسابداری و مالی گسترش و عمق بیشتری پیدا کرده است. ادغام هوش مصنوعی با حسابداری هم فرصتی برای پیشرفت است و هم چالشی که نیاز به بررسی دقیق دارد. این مقاله به بررسی تحقیقات جهانی در خصوص استفاده از هوش مصنوعی در حسابداری، تضمین و امور مالی می پردازد، محدودیت های تحقیقات موجود را تحلیل می کند و مرجعی برای تحقیقات آینده ارائه می دهد.
تغییرات سازمانی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۷ (جلد ۱)
227 - 231
حوزههای تخصصی:
تحول و دگرگونی، امری قهری است و سازمان های انسانی ناگریز در معرض تحول و تغییراند. منتهی، رهبران و مدیران سازمان ها یا این تغییرات و تحوالت را مدیریت و هدایت می کنند، یا با انفعال و ودادگی در گرداب تغییرات غرق می شوند و خود وسازمان را به نابودی می کشانند. از این رو، در این مقاله کوشش شده است با استفاده از روش کتابخانه ای ضمن مطالعه و بررسی مدل های تغییر سازمانی، «مدل پویای تغییر» به عنوان موثرترین مدل برای مدیریت تغییرات و هدایت تغییرات در سازمان های انسانی معرفی و تبیین گردد.تحول و دگرگونی، امری قهری است و سازمان های انسانی ناگریز در معرض تحول و تغییراند. منتهی، رهبران و مدیران سازمان ها یا این تغییرات و تحوالت را مدیریت و هدایت می کنند، یا با انفعال و ودادگی در گرداب تغییرات غرق می شوند و خود وسازمان را به نابودی می کشانند. از این رو، در این مقاله کوشش شده است با استفاده از روش کتابخانه ای ضمن مطالعه و بررسی مدل های تغییر سازمانی، «مدل پویای تغییر» به عنوان موثرترین مدل برای مدیریت تغییرات و هدایت تغییرات در سازمان های انسانی معرفی و تبیین گردد.
نقض مقررات قانونی تبلیغات و بازاریابی در بسته بندی محصولات غذایی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۴)
135 - 154
حوزههای تخصصی:
تبلیغات گسترده اسنک های شور با رسانه های مختلفی نظیر بسته بندی از عوامل نگران کننده افزایش چاقی و بروز بیماری های مرتبط با آن در کودکان ایران است. پژوهش حاضر به دنبال بررسی وضعیت سلامت اسنک های شور در ایران، بررسی نوع و میزان تکنیک های پیشبردی به کار رفته روی بسته بندی این محصولات و مطابقت این تکنیک ها با قوانین و مقررات مرتبط در ایران است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. اسنک های شور عرضه شده در پورتال فروشگاه زنجیره ای افق کوروش به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب و برای تحلیل بسته ها و اطلاعات مندرج روی آنها از روش تحلیل محتوا استفاده شد. مقررات و سیاست های محدودکننده تبلیغات و بازاریابی محصولات غذایی ناسالم در ایران نیز با استفاده از رویکرد مرور دامنه ای شناسایی شد. تمام 81 اسنک شور بررسی شده در بازه منع تبلیغات بر اساس مدل مشخصات تغذیه ای قرار داشت. قسمت اعظم نمونه بررسی شده ازنظر محتوای چربی در محدوده پرخطر و به طور تقریبی، ازنظر مقدار نمک در محدوده با خطر متوسط قرار گرفت. پرکاربردترین روش های پیشبردی روی بسته بندی ها به ترتیب «روش هیجان و سرگرمی»، «روش شخصیت های کودک مدار» و «روش پیشبردی تغذیه و سلامت» بود. نقض قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران در فعالیت های بازاریابی مندرج بر بسته بندی تمام محصولات بررسی شده مشاهده شد. نتایج این پژوهش می تواند به نهادهای ذی صلاح کمک کند تا درک کامل تری از چگونگی تلاش تولیدکنندگان محصولات غذایی برای جذب کودکان و والدین به دست آورند و درنهایت، با دقت بیشتری بر این تلاش ها نظارت کنند.
حضور دانشگاه ها در نظام رتبه بندی شانگهای در حوزه های پزشکی و علوم وابسته و رابطه آن با هزینه کرد تحقیق و توسعه کشورها: با تاکید بر دانشگاه های ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نظام های رتبه بندی بین المللی دانشگاهی، دانشگاه ها را از سرتاسر دنیا در حوزه های مختلف رتبه بندی می کند و عوامل موثر بر حضور دانشگاه ها در این رتبه بندی ها دارای اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت حضور کشورها در نظام رتبه بندی دانشگاهی شانگهای در حوزه های پزشکی و علوم وابسته (با تاکید بر ایران) و رابطه آن با میزان هزینه کرد تحقیق و توسعه انجام شد. روش ها: در این پژوهش توصیفی- همبستگی، جامعه آماری شامل تمام دانشگاه هایی است که در حوزه پزشکی و علوم وابسته در نظام رتبه بندی شانگهای حضور دارند. اطلاعات دانشگاه ها و کشورهای متبوع آنها از وب سایت نظام رتبه بندی شانگهای و داده های هزینه کرد تحقیق و توسعه کشورها از سایت سازمان توسعه و همکاری اقتصادی جمع آوری و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: رتبه بندی شانگهای در حوزه های پزشکی و علوم وابسته شامل شش زیرحوزه است. 83 کشور با 867 دانشگاه در این نظام حضور دارند. کشورهای آمریکا، چین و انگلستان بیشترین تعداد دانشگاه ها را به خود اختصاص داده اند. از ایران تنها 13 دانشگاه در این حوزه ها در این رتبه بندی حضور دارد. آزمون همبستگی، نشان دهنده ارتباط مثبت و معنی داری بین حضور دانشگاه ها در این رتبه بندی و هزینه کرد تحقیق و توسعه کشورهای متبوع آنها است (0/0001> p-value) . نتیجه گیری: برای دستیابی به جایگاه برتر در نظام رتبه بندی بین المللی شانگهای، ایران و سایرکشورها نیازمند برنامه ریزی و اختصاص درصد بیشتری از هزینه های خود به تحقیق و توسعه هستند.
کاربرد مدل های کمی در علوم نظامی با تمرکز بر پژوهش عملیاتی
منبع:
پژوهش های علوم نظامی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹)
111 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش عملیاتی، دانشی است که به بررسی و ارزیابی روش ها، الگوریتم ها و مدل های ریاضی برای حل مسائل عملیاتی در زمینه های مختلف شامل برنامه ریزی، بهینه سازی، مدیریت زنجیره تأمین و سیستم های تصمیم گیری می پردازد. این رشته برای بهبود عملکرد و کارایی در عملیات نظامی و غیرنظامی استفاده می شود. پژوهش عملیاتی در علوم نظامی، به وسیله استفاده از تکنیک ها و روش های ریاضی، کمک می کند تا راه حل های بهینه و بهبود یافته برای مسائل پیچیده عملیاتی در علوم نظامی ارائه شود. از جمله مسائلی که در این رشته مورد بررسی قرار می گیرند می توان به برنامه ریزی عملیاتی سیستم های نظامی، مدیریت زنجیره تأمین، تخصیص منابع، ترابری و نقل و انتقالات، مسائل تجهیزات و سازمان دهی منابع اشاره کرد. هدف از انجام این پژوهش بررسی کاربرد مدلهای مختلف کمی پژوهش در عملیات در علوم نظامی است. این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شده است. در این پژوهش به بررسی مطالعات گذشته و مدلهای مختلف پژوهش در عملیات در علوم نظامی پرداخته شده است. استفاده از پژوهش عملیاتی در علوم نظامی، منجر به بهبود استراتژی ها و تصمیماتی می شود که در نتیجه می توانند به کاهش هزینه ها، بهبود کارایی، افزایش توانمندی عملیاتی و بهره وری بیشتر در عملیات نظامی منجر شوند. با بهره برداری از تحقیقات در عملیات، می توان بهبودهای مهمی در طراحی سیستم ها، ترتیب بندی منابع، روند تولید، توزیع و مدیریت منابع ایجاد کرد. در این مقاله به کاربردهای عملیاتی و واقعی پژوهش عملیاتی در دنیای واقعی جنگ ها پرداخته شده است.
ظهور و افول لایفو
حوزههای تخصصی:
ارزیابی مدل مدیریت تحقیق و توسعه هوشمند با رویکرد چابکی در حوزه صنعت پتروشیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۹
175 - 207
حوزههای تخصصی:
بخش تحقیق و توسعه، ارگانی لازم و حیاتی برای تمام سازمان هایی است که قصد حضور فعال در بازارهای داخلی و خارجی را دارند و جهت رقابت در سطح داخلی و بین المللی از اهمیت غیرقابل انکاری برخوردار است و از مهمترین عوامل برای تحقق اهداف سازمان ها و صنایع در پیشرفت اقتصادی و دستیابی به بازارهای تجاری می باشد. از این رو در این مطالعه به ارزیابی مدل مدیریت تحقیق و توسعه هوشمند با رویکرد چابکی پرداخته و برای بررسی این موضوع داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است و با بهره گیری از 270 نفر- که شامل مدیران، استادان، کارشناسان ارشد و کارشناسان شرکت های پتروشیمی بوده- مدل مورد برازش قرار گرفته است و سپس داده های حاصل از مدل معادلات ساختاری با کمک روش حداقل مربعات جزئی بوسیله نرم افزار آماری پی ال اس مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج ضرایب مسیر نشان داد: یک رابطه معناداری بین متغیرهای تحقیق وجود داشته و شاخص های ارزیابی برازش مدل نیز نشان داد که مدل مربوطه دارای برازش مناسبی می باشد. از این رو می توان اظهار داشت که مدیریت تحقیق و توسعه هوشمند با رویکرد چابکی، سبب بهبود فرایندها، نوآوری، بهینه سازی ارتباطات گردیده و همچنین دارای پیامدهای مالی و رقابتی برای سازمان می باشد.
تبیین اثرگذاری شهرسازی تاکتیکال بر افزایش تاب آوری نواحی شهری (نمونه موردی: منطقه 14 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
82 - 97
حوزههای تخصصی:
مقدمه روند افزایشی جمعیت و شهرنشینی به همراه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، در سال های اخیر نارضایتی شهروندان را به دنبال داشته است. ناکارآمدی شیوه های مدیریت شهری و پروژه های پرهزینه، ضرورت ایده های نوین مدیریتی برای جلب رضایت سریع تر و با هزینه کمتر را نمایان کرده است. بافت های تاریخی و محلات سنتی ایران، که حاوی ارزش های معماری و فرهنگی هستند، به احیا و ساماندهی جدی نیاز دارند. غفلت از این موضوع، به معنای از دست دادن میراث ملی و فرهنگی است. مفهوم تاب آوری در برابر تهدیدها، از جمله سوانح طبیعی، به درک ظرفیت های اجتماعی و اقتصادی کمک می کند و شناخت آن برای تعیین سیاست های کاهش خطر حیاتی است. در نهایت، پژوهش حاضر با رویکردی تاکتیکی به بررسی تقویت تاب آوری شهری و ارتقای کیفیت فضاهای شهری می پردازد، تا از طریق مدیریت بهینه محدودیت ها و مسائل، به توسعه پایدار شهری دست یابد. این پژوهش به تحلیل تأثیر رویکرد شهرسازی تاکتیکال بر تاب آوری محیط شهری در منطقه ۱۴ شهرداری تهران می پردازد. با توجه به تراکم بالای جمعیت و امکانات رفاهی مناسب این منطقه، بررسی نواحی مختلف از منظر تأثیرگذاری شهرسازی تاکتیکال اهمیت ویژه ای دارد. این پژوهش بر آن است تا به تأثیر رویکرد تاکتیکالی در ایجاد تاب آوری شهر در ارتقای کیفیت محیط شهر منطقه 14 شهرداری تهران بپردازد و در این رابطه پژوهش در صدد پاسخ به این پرسش است که نواحی منطقه 14 از منظر تأثیرگذاری شهرسازی تاکتیکال بر افزایش تاب آوری چگونه هستند؟ مواد و روش ها این پژوهش به صورت کاربردی و توسعه ای با رویکرد توصیفی تحلیلی و روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمامی شهروندان منطقه 14 تهران با جمعیت 484,333 نفر در سال 1400 است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران حدود 384 نفر تعیین شد و نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. در تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین) و آمار استنباطی (طیف لیکرت) استفاده شده است. نتایج با نرم افزار MATLAB و مدل تاپسیس بررسی و نواحی منطقه 14 بر اساس معیارهای انتخابی اولویت بندی شدند. یافته ها فضاهای بی دفاع و فرسوده در منطقه 14 تهران، به دلیل عدم نگهداری، مشکلات اجتماعی و اقتصادی، به وضعیتی آسیب پذیر و رهاشده رسیده اند. افزایش جمعیت و مهاجرت های درون شهری نیز در این روند نقش مؤثری دارند. این فضاها معمولاً در نواحی کم درآمد و با زیرساخت ناکافی قرار دارند و نه تنها کیفیت زندگی ساکنان را کاهش می دهند، بلکه به ناامنی اجتماعی و افزایش جرم منجر می شوند. معیارهای شناسایی بافت های فرسوده شامل ناپایداری، ریزدانگی و نفوذناپذیری هستند. در منطقه 14، بافت های فرسوده به سه دسته تقسیم شده و ناحیه 6 بالاترین و ناحیه 4 پایین ترین تأثیر را در زمینه تاب آوری شهری دارند. در ابعاد تاب آوری اجتماعی، ناحیه 4 با امتیاز کمی روبه رو است و نواحی 3 و 6 عملکرد بهتری دارند. عوامل مؤثر شامل کمبود مراکز آموزشی و درمانی است. برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، شناسایی نیازها و توسعه برنامه ها لازم است. در ابعاد تاب آوری اقتصادی، چالش هایی مانند آسیب پذیری مشاغل و عدم حمایت نهادهای دولتی وجود دارد. نواحی 1 و 4 کمترین تأثیرپذیری از شهرسازی تاکتیکال را دارند. نابرابری در توزیع منابع نیز مشکلات اقتصادی را تشدید می کند. چالش ها در نواحی ۲ و ۶ به شرح زیر است: 1. کیفیت مصالح ساختمانی: آسیب پذیری بیشتر سازه ها در برابر بلایای طبیعی. 2. بافت های فرسوده: خطراتی مانند ریزش ساختمان ها و مشکلات اجتماعی. 3. کمبود فضای سبز: نیاز به اکوسیستم های سالم برای روان شناسی و سلامت جسمی. 4. کیفیت راه های ارتباطی: عدم دسترسی سریع به خدمات اضطراری در شرایط بحرانی. مطالعات اخیر نشان می دهد شهرسازی تاکتیکی می تواند تأثیر مثبتی بر تاب آوری شهری در مواجهه با چالش ها و بحران ها داشته باشد. نواحی ۲ و ۶ به عنوان مناطقی با پتانسیل بالا برای بهره برداری از این نوع شهرسازی شناخته می شوند. در مقابل، نواحی ۱ و ۴ با چالش های زیرساختی و نارضایتی ساکنان مواجه اند که بر توانایی آن ها در سازگاری و پاسخ به بحران ها تأثیر می گذارد. نتیجه گیری این تحقیق نشان می دهد شهرسازی تاکتیکال می تواند بهبود کیفیت زندگی شهروندان را با جذب عوامل مختلف شهری و منطقه ای تسهیل کند. این رویکرد، با توجه به ویژگی های فرهنگی و بومی ایران، بر سادگی، ابتکار و هزینه کم تأکید دارد و می تواند با اجرای پروژه های محله محور و کم هزینه، به ایجاد ارزش های افزوده برای شهروندان منجر شود. مشارکت فعال جامعه در برنامه ریزی و اجرا نه تنها حس تعلق و هویت محلی را تقویت می کند، بلکه تاب آوری و پایداری شهرها را نیز افزایش می دهد. برنامه ریزان شهری باید به طراحی پروژه هایی بپردازند که با نیازهای واقعی ساکنان همسو باشد. نتایج پژوهش در منطقه 14 شهرداری تهران نشان می دهد شهرسازی تاکتیکال تأثیر مثبت و قابل توجهی بر تاب آوری شهری دارد، به طوری که ناحیه 6 بالاترین امتیاز را دریافت کرده است. این مطالعه بر اهمیت توجه به رویکردهای محلی و تجربیات موفق تأکید دارد و پیشنهاد می کند که سیاست گذاران استراتژی های جامع تری برای استفاده حداکثری از پتانسیل های شهرسازی تاکتیکال در نواحی مختلف تدوین کنند. همچنین، توجه به نیازهای خاص هر ناحیه و مشارکت فعال شهروندان می تواند به بهبود کیفیت زندگی و تاب آوری شهری کمک کند.
تأملی در بنیان های نظری جنگ شناختی بر اساس روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸)
71 - 118
حوزههای تخصصی:
جنگ شناختی محصول ادغام و تلاقی فناوری های نوظهوری است که به دنبال تغییر محاسبات ذهنی است. این جنگ دارای ابعاد و سطوح گوناگونی است که تحلیل هر یک از آنها می تواند به شناخت نسبی از آن کمک کند. در همین راستا، هدف این مقاله، واکاوی بنیان های نظری جنگ شناختی به منظور درک ابعاد و لایه های گوناگون آن است. تحقیق از نوع فراترکیب است که از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) استفاده کرده است. در اولین گام پس از شناسایی و تعیین موضوع (جنگ شناختی)، پرسش های پژوهش مشخص شد و سپس مرور نظام مند ادبیات آغاز شد. منابع یافت شده از نظر عنوان، چکیده و متن بررسی شد و مقالات و گزارش های غیرمرتبط حذف شدند. ابتدا 78 منبع شناسایی شد و سپس در چهار مرحله و با حذف منابع غیرمرتبط، تعداد 22 منبع معتبر بین سال های 2022 تا 2024 تحلیل و محورهای مرتبط با جنگ شناختی و انواع روش های تحقیق در این حوزه در قالب جداول آماری استخراج شد. بر اساس یافته ها، پایه های نظری جنگ شناختی شامل: علوم اجتماعی، علوم رفتاری و مداخلات روان شناختی، علوم اعصاب شناختی، فناوری های نوظهور، پردازش اطلاعات در تصمیم گیری، گروه سازی انسان- ماشین، آموزش جنگ شناختی، بنیان های حقوقی، علوم انسانی، سیاست/ ژئوپلیتیک/ رسانه و قلمرو انسان (علوم اعصاب) است. همچنین بر اساس یافته ها، در بیشتر مقالات از روش تحقیق توصیفی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که جنگ شناختی، پدیده ای بین رشته ای است که فناوری های جدید ازجمله هوش مصنوعی، کاربرد زیادی در این جنگ دارد.
تبیین روابط استراتژی های بودجه ای و عدالت اجتماعی با تاکید بر حسابداری نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ارزش استفاده از حسابداری نسلی در کشورهای دنیا رو به گسترش است. به منظور دستیابی به عدالت اجتماعی و بین نسلی، استفاده ازحسابداری نسلی و به روز کردن خطمشیهای بودجهای و مالیاتی مهم بر شمرده میشود. هدف از این پژوهش تبیین رابطه استراتژیهای بودجهای و عدالت اجتماعی با در نظر گرفتن حسابداری نسلی در ایران میباشد. در مرحله اول، مقالات انگلیسی و فارسی مربوطه با استفاده ازبرنامه مهارت های ارزیابی حیاتی CASP انتخاب شدند. سپس با استفاده از آنها به شناسایی متغیرهای اصلی یعنی حسابداری نسلی به عنوان متغیر مستقل، عدالت بین نسلی به عنوان متغیر وابسته و خط مشیهای بودجهای به عنوان متغیر میانجی و مولفه های آنها پرداخته شد. در ادامه این متغیرها و مولفه های مربوط به آنها از طریق پرسشنامه دلفی فازی در اختیار 15نفر از خبرگان قرار گرفتنند تا پایایی آنها مسجل شود . سپس به منظور اعتبارسنجی مدل نهایی پژوهش، پرسشنامه 5 گزینهای به همراه مولفه های تایید شده، طراحی و از طریق سایت پرسا بین 235 نفر از کارشناسان، حسابداران و خبرگان توزیع گردید و ضریب همبستگی و رگرسیون فرضیهها با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بین حسابداری نسلی، تعهدات و خط مشیهای بودجهای ، استراتژیهای بودجه و عدالت بین نسلی با عدالت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. لذا با توجه به اهمیت استراتژیهای بودجهای برای نسلهای آینده و تاثیر آن برعدالت اجتماعی و نسلی لازم است کشورمان آنها را مد نظر قرار دهد.