۱.
سبک های تصمیم گیری اقتضایی مدیران ورزشی نقش حیاتی در موفقیت سازمان های ورزشی ایفا می کنند. با این حال، پیش بینی این سبک ها بر اساس ویژگی های فردی و سازمانی همواره چالشی پیچیده بوده است. این پژوهش با به کارگیری الگوریتم های یادگیری ماشین، به ویژه درخت های تصمیم و جنگل تصادفی، به دنبال ارائه مدلی دقیق برای پیش بینی سبک های تصمیم گیری اقتضایی در مدیران ورزشی است. در این مطالعه کمی-تحلیلی، داده های مربوط به ۱۵۰ مدیر ورزشی از لیگ های حرفه ای کشور گردآوری شد. متغیرهای مستقل شامل ویژگی های دموگرافیک (سن، تجربه)، روان شناختی (برون گرایی، روان رنجوری) و سازمانی (فرهنگ، فشار رقابتی) بودند. سبک تصمیم گیری (عقلایی، شهودی، اجتنابی) به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. از الگوریتم های درخت تصمیم، جنگل تصادفی و رگرسیون لجستیک برای مدل سازی استفاده گردید. دقت مدل ها با معیارهای Accuracy Precision, Recall, و ماتریس آشفتگی ارزیابی شد. مدل جنگل تصادفی با دقت ۸۷% بهترین عملکرد را در پیش بینی سبک های تصمیم گیری نشان داد. متغیرهای «فشار رقابتی» و «تجربه مدیریتی» بیشترین تأثیر را در پیش بینی سبک تصمیم گیری داشتند. مقایسه با روش های سنتی (مانند رگرسیون لجستیک) برتری چشمگیر یادگیری ماشین را تأیید کرد. یافته ها اثبات می کنند که یادگیری ماشین ابزاری کارآمد برای تحلیل رفتار تصمیم گیری مدیران ورزشی است. مدل پیشنهادی می تواند به سازمان های ورزشی در انتخاب و توسعه رهبران اثربخش کمک کند. این پژوهش مسیر جدیدی را برای ادغام هوش مصنوعی و مطالعات رفتار سازمانی در ورزش می گشاید.
۲.
هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر تحقق سبک زندگی در بیانیه گام دوم انقلاب در تربیت بدنی و ورزش ج.ا. ایران است.روش پژوهش حاضر ازلحاظ هدف نظری و کاربردی و گردآوری داده ها به روش کیفی اجرا شد. نحوه جمع آوری داده ها به شکل میدانی بود؛ که شامل مطالعات کتابخانه ای، روش تحلیل محتوا و بررسی 24پژوهش(داخلی و خارجی) و مصاحبه نیمه ساختاریافته با19 نفر خبره و صاحب نظر در حوزه مدیریت ورزشی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه خبرگان مرتبط با مدیریت ورزشی شامل مدیریت کلان ورزشی و سیاسی کشور، اساتید و اعضا هیئت علمی دانشگاه ها رشته مدیریت ورزشی تشکیل می دادند. افراد مصاحبه شونده به روش نمونه گیری غیر تصادفی از نوع هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد عوامل موثر بر سبک زندگی در بیانیه گام دوم انقلاب در تربیت بدنی و ورزش در پنج حیطه( ارتباطات فردی، ارتباطات اجتماعی، آرمانخواهی، ارزش ها و هنجارها، نمادهای محلی، ملّی و فراملّی) با 66 مضمون پایه می باشد. ضرورت طی کردن فاصله میان واقعیت و آرمان های نظام اسلامی با قدرت بیشتر در ورزش و ضرورت حرکت جامعه ورزشی به سمت آرمان های بلند نظام و تمدن سازی نوین اسلامی با سبک زندگی اسلامی ایرانی میسر می گردد. سبک زندگی دینی یعنی تلاش حداکثری ورزشکاران همراه با توکل و تفویض نتیجه به خدا می باشد.
۳.
هدف از این پژوهش، واکاوی پدیده ترس سفید در سازمان های ورزشی و ارائه راهکار با تأکید بر رسانه ها بود. تحقیق از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی نظام مند انتخاب شد. جامعه آماری شامل دو بخش منابع انسانی (اساتید، مدیران) و منابع اطلاعاتی (کتاب ها، مقالات، اسناد) بود. نمونه گیری به تعداد قابل کفایت و با روش قضاوتی بر مبنای رسیدن به اشباع نظری انجام شد (19 نفر). ابزار پژوهش شامل مطالعه کتابخانه ای نظام مند و مصاحبه های اکتشافی ساختارمند بود. روایی ابزار بر اساس اعتبار نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی چندمرحله ای با رویکرد تحلیل سیستمی استفاده شد. بر اساس چارچوب مفهومی استخراج شده، 2 کد انتخابی ترس سفید و راهبردهای مقابله با آن، سه کد محوری و 11 مقوله اصلی به دست آمد. نتایج کدگذاری انتخابی نشان داد که راهبردهای شناسایی شده نظیر راهبردهای آموزشی، شبکه های اجتماعی و فرهنگ سازی، می توانند مانع از بروز و یا رفع پدیده ترس سفید در سازمان های ورزشی گردند. بر اساس نتایج می توان گفت فرایند آموزش و به ویژه آموزش در حوزه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی می تواند موجب توسعه درگیری شغلی کارکنان شود و زمینه کاهش ترس سفید را فراهم آورد. فرهنگ سازی سازمانی با تأکید بر فرهنگ سازی دیجیتال و توسعه فعالیت های سازمان در بستر فعالیت های نوین می تواند راهبردی دیگر به منظور توسعه فعالیت های مفید توسط کارکنان فراهم کند.
۴.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل فردی، سازمانی، اجتماعی- فرهنگی و عامل امکانات بر کاهش شکایت از قصور مربیان در حوادث ورزشی شهر کرمانشاه بود. روش تحقیق توصیفی- همبستگی می باشد که به روش میدانی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه مربیان ورزشی شهر کرمانشاه به تعداد 550 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه با استفاده از جدول نمونه گیری مورگان و کرجسی 225 نفر انتخاب شدند که شیوه نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار مورداستفاده در پژوهش شامل، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تائید 10 تن از متخصصین رسید و پایایی آن در یک آزمون مقدماتی با 30 آزمودنی با آلفای کرونباخ برای پرسشنامه (76/0) محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار به وسیله ی نرم افزار SPSS نسخه 22 و در بخش آمار استنباطی جهت ارزیابی روابط علی بین متغیرها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار LISREL نسخه 3 استفاده شد. یافته ها نشان داد که عوامل فردی، سازمانی، اجتماعی- فرهنگی و عامل امکانات بر کاهش شکایت از مربیان تأثیرگذار بوده و ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد با توجه به نتایج به دست آمده سیاست گذاران حوزه ورزش می توانند اقدامات اصلی خود به منظور کاهش شکایت از قصور مربیان در حوادث ورزشی را به ترتیب بر عوامل فردی، سازمانی، اجتماعی- فرهنگی و عامل امکانات متمرکز کنند.
۵.
شناخت و مدیریت فشارهای نهادی وارد بر فدراسیون ها می تواند منجر به افزایش عملکرد و بهره وری آنان شود. هدف از این پژوهش بررسی تجارب زیسته مدیران فدراسیون های ورزشی از فشارهای وارد بر سازمان بود. این پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی بود که در تابستان سال 1402 انجام شد. مشارکت کنندگان 12 نفر از مدیران ورزشی شاغل در فدراسیون های ورزشی بودند. ابزار تحقیق مصاحبه های عمیق نیمه ساختار یافته بود. مدت زمان هر مصاحبه بین 15تا 75 دقیقه بود. اعتبارسنجی پژوهش به روش همسوسازی انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد فشارهای وارده بر فدراسیون ها در 9 بعد: 1- فشارهای ذینفعان و رقبا (با دو مقوله فرعی)، 2- فشارهای درون سازمانی (با سه مقوله فرعی)، 3- فشارهای ساختاری و مدیریتی (با 6 مقوله فرعی)، 4- فشارهای حقوقی، قانونی و بین المللی (با سه مقوله فرعی)، 5- فشارهای ایدئولوژیک و فرهنگی (با دو مقوله فرعی)، 6-تجهیزات و فناوری (با سه مقوله فرعی)، 7- فشارهای اقتصادی (با سه مقوله فرعی)، 8- فشارهای اجتماعی (با سه مقوله فرعی)، و 9- فشارهای سیاسی (با پنج مقوله فرعی) شناسایی شدند. یافته های این تحقیق مسیری پیش روی سیاستگذاران ورزش و سازمان ها و نهادهای حاکمیتی در حوزه ورزش روشن می کند تا ضمن درک فشارهای وارده بر فدراسیون های ورزشی، نسبت به مدیریت عوامل شناسایی شده اقدام کنند.
۶.
این تحقیق با هدف طراحی الگوی پارادایمی مربی گری سازمانی در سازمان های ورزشی با رویکرد توانمندسازی منابع انسانی انجام گرفت. روش تحقیق پژوهش حاضراز نوع کیفی با رویکرد داده بنیاد است که از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق، شامل اساتید مدیریت ورزشی، مدیران وزارت ورزش و جوانان، مدیران فدراسیون های ورزشی، مدیران کمیته ملی المپیک، مدیران پارالمپیک، افراد دارای تجربه در حوزه مدیریت ورزشی که رساله یا مقاله کار کرده اند، بودند که 20 نفر از میان آن ها به صورت نمونه گیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق، مصاحبه های نیمه ساختاری بود که تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روایی و پایایی تحقیق، از روش مقبولیت، انتقال پذیری و تأییدپذیری به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها جهت کدگذاری باز، محوری و گزینشی از رویکرد کیفی گراندد تئوری (تئوری زمینه ای) استفاده شد و با تحلیل خط به خط مصاحبه ها، کدگذاری باز انجام گرفت. بر اساس کدهای باز شناسایی شده، کدهای محوری شکل گرفتند و به کمک کدگذاری انتخابی مدل نظری توسعه پیدا کرد، سپس مدل پارادایمی با نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت. نتایج کدگذاری باز حاکی از آن بود که 329 کد در شش محور شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبرد، پیامد و پدیده محوری شناسایی شد. با مرور و تحلیل مصاحبه ها 64 کد در قالب 9 مفهوم در محور شرایط علی، 77 کد در قالب 11 مفهوم تحت شرایط زمینه ای، 24 کد در قالب 6 مفهوم تحت شرایط مداخله گر، 36 کد در قالب 7 مفهوم در محور راهبردها، 82 کد در قالب 13 مفهوم مرتبط با پیامدها و 46 کد در قالب 8 مفهوم مرتبط با مقوله پدیده محوری الگوی مربی گری سازمانی در سازمان های ورزشی با رویکرد توانمند سازی منابع انسانی شناسایی شدند.
۷.
هدف تحقیق حاضر طراحی مدل توسعه حکمرانی مطلوب پلتفرم های آنلاین ورزشی بود. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات آمیخته (کیفی-کمی) با رویکرد اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل سیاست گذاران حوزه فناوری، مدیران پلتفرم ها و اعضای هیات علمی آشنا به ادبیات تحقیق و در بخش کمی مدیران وزارت ورزش و جوانان، روسا، مسئولین روابط عمومی و رسانه های فدراسیون،های ورزشی بود. نمونه آماری در بخش کیفی 17 نفر از خبرگان تا رسیدن به حد اشباع نظری با بهره گیری از تکنیک های هدفمند نظری و گلوله برفی انتخاب شد و در بخش کمی برای هر گویه بین 5 تا 10 نمونه لازم بود، بنابراین تعداد 384 نفر نمونه آماری را تشکیل دادند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختارمند و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. برای روایی محتوایی از نظر خبرگان و اعتبار سازه (تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی) و از شاخص های پایایی ترکیبی، آلفای کرونباخ، روایی واگرا و همگرا و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. در نهایت 12 عامل حاکمیت پلتفرمی پیشرو، زیرساخت های فنی و فیزیکی، قوانین و مقررات پایدار، شفافیت و پاسخگویی، یکپارچکی فضای پلتفرم ها، شبکه ملی اطلاعات، مردم محوری و تنظیم گری، تسهیل گری حکمرانی الکترونیک، ساختار نظارتی، امنیت محتوا، ساختارمندی و ارزش ها و هنجارهای اجتماعی تاثیرگذار در توسعه حکمرانی مطلوب پلتفرم های آنلاین ورزشی شناسایی شد. مدیران ورزشی می توانند با در نظر گرفتن عوامل شناسایی شده نقش به سزایی در توسعه حکمرانی مطلوب پلتفرم های آنلاین ورزشی داشته باشند.