فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۴۱ تا ۸٬۶۶۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Banks play an important role in the growth and development of any economy. A profitable banking system enhances economic stability and efficiency to mitigate the impacts of sudden macroeconomic shocks. To be more efficient and profitable, banks need to recognize the factors underpinning their performance. Accrued liabilities are one of the factors that hinder the profitability of banks. There are several methods to assess banks' profitability with their own pros and cons. Among them, data envelopment analysis (DEA) has been recommended as one of the most common approaches to evaluate different efficiencies including cost efficiency, revenue efficiency, technical efficiency, and finally profitability. The availability of prices/weights of inputs and outputs provides financial managers with significant information for evaluating efficiencies and assists them in decision-making and strategy development processes. This study mainly aims to analyze banks' profitability by considering accrued liabilities resulting from undesirable factors, for which relevant data were collected from 33 branches of a commercial bank in Gilan province, Iran based on managerial and weak disposability. The results illustrated that only three branches were graded one in three dimensions of efficiency, namely technical, cost and revenue, and profitability. Besides, it was suggested that the lack of these efficiencies was not correlated with the branches' profitability.
ارتباط بین مشارکت مشتری در ایجاد ارزش کسب و کار و وفادارسازی مشتری
حوزههای تخصصی:
مشارکت مشتری در ایجاد ارزش برای سازمان ها تحت شرایط بازار نوین، به عنوان عاملی شناخته شده است که شرکت ها را مقدور می سازد در رقابت پابرجا بمانند. هدف این مقاله نشان دادن روابط بین مشارکت مشتری در ایجاد ارزش و وفاداری مشتری است. با توجه به ماهیت نامنسجم مطالعات انجام شده در این زمینه بر مبنای نتایج تحلیل ادبیات، مدل مفهومی روابط بین مشارکت مشتری در ایجاد ارزش و وفاداری ساختاربندی می گردد. روابط بین مشارکت مشتری در ایجاد ارزش و وفاداری مشتری به شیوه یکپارچه یعنی از طریق روابط مستقیم و غیرمستقیم بین دو ساختار تحلیل می گردد.
شناسایی مؤلفه های مدیریت استعداد در راستای افزایش بهره وری مدیران حوزه آموزش؛ یک مطالعه میکس متد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
93 - 123
حوزههای تخصصی:
با توجه به جایگاه مدیریت استعداد، هدف پژوهش حاضر دستیابی به الگوی مدیریت استعداد است. این پژوهش به لحاظ هدف،کاربردی با روش تحقیق، آمیخته اکتشافی انجام شده است. در مرحله کیفی با استفاده از مصاحبه نیمهساختیافته در بین 15 نفر از خبرگان حوزه آموزش در جهاد دانشگاهی، با نمونهگیری هدفمند و معیار اشباع دادهها، شناسایی و با تحلیل مضمون تحلیل شده است. جامعه آماری بخش کمی، مدیران حوزه آموزشی جهاد دانشگاهی کشور (650 نفر) بوده که حجم نمونه براساس جدول مورگان 305 نفر و با نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند. جمعآوری دادهها مبتنی بر پرسشنامه محققساخته مدیریت استعداد و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار لیزرل انجام شده است. نتایج کیفی نشان داد که نظام مدیریت استعداد در جهاد دانشگاهی در ابعاد برنامه ریزی و سازماندهی، استعدادیابی، حرفه گرایی و توسعه محوری، عدالت محوری، تخصص گرائی و شایسته سالاری، مدیریت منابع انسانی، دانش سازی، ارائه بازخورد، فرهنگ سازی، کادرسازی و معیشت طبقهبندی شده و در بخش کمی نیز برازش، روایی و پایایی این الگوی مدیریت استعداد تأیید شده است.
کاربران و پژوهشگران راجع به سیاست های مرتبط با رسانه های اجتماعی چه می گویند؟ (ترسیم نقشه با استفاده از داده های پایگاه های گوگل و اسکوپوس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
137 - 155
حوزههای تخصصی:
هدف: عموم کاربران هر روزه به سیاست های مرتبط با رسانه های اجتماعی، از خود حساسیت بیشتری نشان می دهند. این حساسیتِ عموم، تبدیل به حساسیت های پژوهشی نیز شده است و در سال های اخیر، حجم پژوهش هایی که در این رابطه منتشر شده، افزایش یافته است. آگاهی از حساسیت های کاربران به سیاست های رسانه های اجتماعی (با استفاده از تحلیل داده های گوگل ترند) از یک سو و ارتباط آن با جهت گیری هایی که پژوهشگران در خصوص مطالعه این حوزه داشته اند (تحلیل داده های پایگاه اسکوپوس) هدف این پژوهش بوده است.
روش: پژوهش حاضر با استفاده از فنون تحلیل شبکه و تحلیل خوشه انجام شده است. دوره زمانی مدنظر برای استخراج داده ها از پایگاه اسکوپوس، سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۱ و برای پایگاه گوگل، سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ بوده است. جست وجو بر اساس رشته عبارت «رسانه های اجتماعی» با ترکیب کلمات کلیدی تنظیم گری، سیاست گذاری و حکمرانی در این دو پایگاه انجام شد.
یافته ها: بر اساس رشته عبارت جست وجو شده در پایگاه اسکوپوس، از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۱، تعداد ۴۴۶ مقاله یافت شد. شبکه ایجاد شده از تحلیل مقاله ها نشان می دهد که رسانه های اجتماعی، کانون ارتباط در این شبکه قرار گرفته و در طول سال های مختلف، شکل ارتباط شبکه تغییر کرده است. نتایج نشان می دهد که میان مطالعات حوزه سیاست گذاری رسانه های اجتماعی و نتایج جست وجوی کاربران در گوگل، به لحاظ زمانی رابطه نزدیکی وجود دارد.
نتیجه گیری: از سال هایی که نگرانی عمومی به عملکرد رسانه های اجتماعی شکل گرفت، شاهد رشد پژوهش های مرتبط با حوزه های سیاستی رسانه های اجتماعی بوده ایم؛ به طوری که در پژوهش ها مفاهیمی مانند حریم خصوصی و محافظت از داده های کاربران رسانه های اجتماعی، در سال های اخیر با تکرار فراوان بررسی شده است.
ارائه چارچوب ارزیابی تأثیرات تنظیم گری با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۶۹)
205 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی در این پژوهش پرداختن به این پرسش اساسی است که چارچوب مناسب و جامع ارزیابی تأثیرات تنظیم گری در تدوین خط مشی باید دارای چه عناصر و اجزا و مراحلی باشد. پژوهش با بهره گیری از روش فراترکیب انجام شده است. جامعه پژوهش شامل مقالات منتشرشده به زبان انگلیسی هستند که پس از غربالگری تعداد 39 مقاله برای تجزیه وتحلیل نهایی انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل تم و از طریق نرم افزار مکس کیودا انجام گرفته است. از تجزیه وتحلیل مقاله ها 204 کد اولیه نهایی استخراج و در 26 تم فرعی و 7 تم اصلی طبقه بندی شده است. تم های اصلی شناسایی شده دربرگیرنده مراحل به کارگیری ارزیابی تأثیرات تنظیم گری هستند. همچنین تم اصلی ملاحظات قبل از به کارگیری ارزیابی تأثیرات تنظیم گری شناسایی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد مرحله اول ارزیابی تأثیرات تنظیم گری بررسی وضعیت موجود دربرگیرنده انگیزه و هدف تنظیم گری، مرحله دوم مشاوره و همفکری شامل مشاوره و همفکری، جمع آوری داده ها و اطلاعات، پردازش و تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات جمع آوری شده، گزینه پیشنهادی و انطباق و ارزیابی، مرحله سوم نتیجه گیری و انتخاب گزینه نهایی برای اجرا، مرحله چهارم توصیه های قبل از اجرای برنامه، مرحله پنجم اجرا و در نهایت نظارت بر نحوه اجرا است. از آنجا که مطالعات ثانویه یک تصویر جامع از مطالعات قبلی ارائه می دهد، با در نظر گرفتن این موضوع، چارچوب ارائه شده در پژوهش حاضر می تواند مبنایی برای مطالعات اولیه ضروری در حوزه ارزیابی تأثیرات تنظیم گری باشد. در ضمن می توان با بومی سازی چارچوب ارائه شده و نیز با لحاظ کردن فرهنگ و ارزش های هر سازمانی از آن بهره برداری کرد.
اثربخشی اقدامات صیانتی در پیشگیری از وقوع جرم ارتشا توسط کارکنان فراجا (مورد مطالعه: فاتب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۶
137 - 174
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وقوع جرم ارتشاء توسط کارکنان فراجا موجب نا امنی و کاهش اعتماد مردم به فراجا و در نهایت بدبینی به نظام می شود، آسیب شناسی و آسیب زدایی ارتکاب جرم ارتشاء جزو خط مشی ها و راهبردهای فراجا درحوزه صیانت از کارکنان و سازمان پیش بینی شده است و اقدامات صیانتی گسترده و تلاش های فراوانی در جهت کاهش و مهار جرم ارتشاء صورت گرفته است. در نتیجه عواملی نظیر ناکافی بودن اقدامات صیانتی و یا تأثیر کم این اقدامات و ... انجام نگردیده، که پژوهش حاضر در صدد بررسی اثربخشی اقدامات صیانتی در پیشگیری از وقوع جرم ارتشا کارکنان میباشد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت داده ها توصیفی -پیمایشی بوده، جامعه آماری این پژوهش در بازه زمانی دو ساله در فاتب بدلیل تفاوت تهران با سایر استان ها از لحاظ حساسیت موقعیت مکانی و پایتخت جهان اسلام و لزوم توجه بیشتر پلیس در رعایت قوانین و رفتار و شرایط ویژه حضور سفرای کشورهای دیگر و بازتاب بین المللی پدیده اخذ رشوه اجراء شده که اقدامات صیانتی برای آن ها اجرا گردیده می باشد. روش گردآوری داده ها پیمایشی و کتابخانه ای است و بر این اساس ابزار گردآوری داده ها در پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته و فیش برداری خواهد بود. مضاف بر اینکه به منظور اتق ان نظ ری روایی و پایایی از نظریات نخبگان حوزه پیشگیری از جرم نیز بهره گیری شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان میدهد که اقدامات صیانتی انجام شده شامل: ارشاد، کلاس های آگاهسازی، هشدارها و ابلاغیه ها، جلسات پرسش و پاسخ با بهره گیری از سه عامل فردی، اجتماعی و سازمانی از قبیل: ایمان، عمل صالح، خودشناسی، اخلاص، صبر، ارشاد و راهنمایی، عدالت اجتماعی، اجرای قوانین الهی، خانواده سالم، عدالت سازمانی، فرهنگ سازمانی دینی و نظم و انضباط، هر کدام از حیث خود اثر بخش بوده و مانع پیشرفت آسیب ها و تهدیدها شده و خود نقش مهمی در پیشگیری از ارتکاب جرم ارتشا دارند. نتیجه گیری: از آنجایی که راهبرد صیانت حفظ، نگهداشت و سلامت کارکنان فراجا می باشد، روش های لازم در امور مربوط به صیانت و پیشگیری کارکنان و سازمان، در جهت سالم سازی محیط خدمتی در فرآیندهای صیانتی تاثیرگذار است، نتایج به دست آمده حاکی از اثربخشی مثبت اقدامات صیانتی در پیشگیری از وقوع جرم ارتشا توسط کارکنان دارد. بنابراین نهاد صیانتی به عنوان شاخص اصلی پیشگیری نقش مثبتی را در این زمینه ایفا داشته و در رتبه بندی اثربخشی اقدامات صیانتی نیز برگزاری جلسات پرسش و پاسخ رتبه اول را دارا می باشد.
طراحی سیستم آموزش دانشگاهی مبتنی بر اقتصاد دانش بنیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۲)
54 - 34
حوزههای تخصصی:
آموزش ابزار تعالی بخش منابع انسانی است.پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی سیستم آموزش دانشگاهی مبتنی براقتصاد دانش بنیان انجام شده است.این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی و از لحاظ گردآوری داده ها ترکیبی(کیفی و کمی) انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه اساتید، مدیران و دانشجویان پژوهشگر حوزه دانش بنیان دانشگاه آزاد بودند.در بخش کیفی، مصاحبه از خبرگان منتخب بروش هدفمند و نمونه ها تا اشباع نظری به تعداد 15 نفر انجام گرفت. ابزار مورد استفاده برای گردآوری داده های کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود که با روش تحلیل تم (مضمون) با بکارگیری نرم افزار Nvivo تجزیه و تحلیل گردید.در بخش کمی از جامعه مذکور 370 نفر به عنوان نمونه بروش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه و مستخرج از نتایج کیفی با روایی و پایایی مناسب بود. الگوی طراحی شده، درقالب معادلات ساختاری با کمک نرم افزار Smart PLS آزمون گردید. آموزش دانشگاهی مبتنی بر اقتصاد دانش بنیان با 4 تم اصلی و 19 تم فرعی تایید شد.محورهای اصلی شامل عوامل زمینه ساز؛عوامل پیشران ؛ عوامل تعدیلگر و نتایج و پیامدها می باشد همچنین موانع در تاثیر عوامل پیشران بر سرمایه انسانی نقش تعدیلگر دارد.نتایج نشان داد الگو از برازش مناسب برخوردار است و شامل پیامدهای آموزشی و پژوهشی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، فرهنگی و مدیریتی می باشد.چشم انداز اقتصاد دانش بنیان و محیط کسب وکار از عوامل زمینه سازفراسازمانی است و با کاهش عوامل آسیبزا برعوامل پیشران بویژه سرمایه انسانی میتوان به نتایج مطلوب دست یافت.
واکاوی فرایند تشخیص فرصت های کارآفرینانه: تلاشی برای اشتغال زایی در نواحی روستایی شهرستان روانسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
29 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش واکاوی فرآیند تشخیص فرصت های کارآفرینانه به منظور توسعه کارآفرینی و اشتغال زایی روستایی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، آمیخته بود. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل صاحب نظران و کارشناسان حوزه کارآفرینی و اشتغال روستایی در شهرستان روانسر بودند. معیار انتخاب مشارکت کنندگان، رزومه علمی مرتبط با موضوع و سابقه فعالیت اجرایی در حوزه کارآفرینی و خوداشتغالی روستایی بود. برای این منظور از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی برای انتخاب نمونه ها تا رسیدن به اشباع داده بهره گرفته شد. در این پژوهش با انجام 12 مصاحبه با مشارکت کنندگان اشباع داده حاصل گردید. به منظور تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی و در بخش کمی از تکنیک فرآیند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. در این پژوهش ابتدا فرصت های کارآفرینانه در راستای توسعه کارآفرینی و اشتغال زایی در نواحی روستایی شناسایی شدند و سپس بر اساس معیارهای مستخرج از ادبیات (نظیر ظرفیت ایجاد اشتغال، سهولت تأمین مالی، سهولت بهره برداری از فرصت، تناسب فرصت با قابلیت های منطقه و ظرفیت خلق ارزش اقتصادی) اولویت بندی شدند. فرصت های شناسایی شده عبارت از فرصت های بخش زراعت، باغبانی و دامپروری، گردشگری و صنایع دستی، کسب وکارهای خانگی، صنایع تبدیلی و تکمیلی بودند. یافته ها نشان داد فرصت های مرتبط با بخش زراعت و باغبانی بالاترین اولویت و فرصت های مرتبط با حوزه های کسب وکارهای خانگی، صنایع تبدیلی و تکمیلی، دامپروری، گردشگری و صنایع دستی به ترتیب در اولویت های بعدی قرار داشتند. در پایان، پیشنهادهایی بر مبنای نتایج پژوهش ارائه گردید که تقویت حمایت های مالی و غیرمالی دولت از کارآفرینان روستایی از جمله مهمترین آن ها است.
بررسی عدم اثربخشی سیاست های اقتصادی بر کارآفرینی در اقتصاد جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
73 - 88
حوزههای تخصصی:
عدم قطعیت سیاست های اقتصادی آثار جبران ناپذیری را بر پدیده های اقتصادی تحمیل می کند؛ بنابراین، جلوگیری از تبعات عدم قطعیت سیاست های اقتصادی امری ضروری است. یکی از این پدیده ها کارآفرینی است. ازاین رو، بررسی تأثیر عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر کارآفرینی نیازمند مدل سازی دقیق است. در این مقاله با استفاده از مدل رگرسیون فازی با ضرایب متقارن در محیط برنامه گمز به بررسی عدم اثر بخشی سیاست های اقتصادی بر کارآفرینی در ایران برای دوره زمانی 1400- 1387 پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که با کاهش عدم قطعیت در سیاست های پولی، ارزی، درآمدی و مالی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر میزان کارآفرینی دارند؛ به گونه ای که با افزایش و کاهش عدم قطعیت (به ترتیب درجه عضویت 1/0 و 9/0) سیاست های مذکور، میزان شاخص کارآفرینی برابر با 985/8 و 623/80 است که نشان دهنده آن است با کاهش عدم قطعیت در سیاست های اقتصادی، کارآفرینی به شدت افزایش می یابد. از سوی دیگر، نتایج برآورد پهنای راست و چپ نشان می دهد که کارآفرینی در اقتصاد کشور به صورت بالقوه است و با اتخاذ سیاست های پولی و ارزی مناسب، شاخص کارآفرینی به شدت افزایش خواهد یافت و در موقعیت پهنای راست قرار خواهد گرفت. نتایج این مطالعه به لحاظ اولویت بندی تأثیر سیاست های اقتصادی در افزایش کارآفرینی نیز اهمیت فراوانی دارد از جمله سیاست های پولی که نسبت به سایر سیاست های اقتصادی در تحقق اهداف برنامه ریزان اقتصادی جهت کاهش بیکاری مؤثر است.
بررسی تأثیر کمیته حسابرسی بر کیفیت حسابرسی با در نظر گرفتن نوع صنعت، ملاحظات حقوقی و تنوع جنسیتی
حوزههای تخصصی:
کمیته حسابرسی از اجزای ارکان راهبردی بنگاه تلقی می شود و عاملی تعیین کننده در روند گزارشگری مالی است که اعتبار صورت های مالی حسابرسی شده را افزایش می دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تخصص صنعت حسابرس، تخصص کمیته حسابرسی و تنوع جنسیتی بر کیفیت حسابرسی (شواهدی از شرکت های بورس اوراق بهادار تهران) است برای دستیابی به این هدف نمونه ای متشکل از ۱۳۹ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 تا 1400 در نظر گرفته شد. در این راستا و با استفاده از نرم افزار EVIEWS نسخه 10 و با استفاده از داده های ترکیبی و به روش رگرسیون خطی چند متغیره نسبت به آزمون فرضیه اقدام نمودیم که نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که بین تخصص صنعت حسابرس و کیفیت حسابرسی رابطه مثبت یافت شد درحالی که بین تخصص حقوقی حسابرس و کیفیت حسابرسی تنوع جنسیتی کمیته حسابرس و کیفیت حسابرسی رابطه مورد تأیید قرار نگرفت.
بررسی راهکارهای کیفیت بخشی به دوره های آموزش ضمن خدمت (مطالعه موردی کارکنان بانک ملی یاسوج)
حوزههای تخصصی:
نیروی انسانی مهم ترین و راهبردی ترین منبع یک سازمان به حساب می آید. یک سازمان حتی با فرض دارا بودن مجهزترین تجهیزات، تسهیلات و برخورداری از پیشرفته ترین فناوری، بدون بهره گیری از نیروی انسانی متخصص و تعلیم دیده موفقیت چشمگیری نخواهد داشت، هدف از این پژوهش بررسی و شناسایی راهکارهای کیفیت بخشی به دوره های آموزش ضمن خدمت (مطالعه موردی کارکنان بانک ملی یاسوج) پرداخته شده است، از نظر روش شناسی، تحقیق حاضر توصیفی پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق میدانی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده است، جامعه آماری تحقیق شامل 450 نفر از کارکنان بانک ملی یاسوج می باشد که از طریق فرمول کوکران تعداد 207 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و از طریق نمونه گیری در دسترس از کارکنان شرکت جمع آوری و سپس از طریق معادلات ساختاری SmartPls2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج بدست آمده از این تحلیل نشان می دهد راهکاری کیفیت بخشی بر آموزش های ضمن خدمت تاثیر گذار می باشد.
تأثیر مهارت عددی بر موفقیت آموزشی دانشجویان حسابداری
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر توانایی شناختی و مهارت عددی بر موفقیت آموزشی دانشجویان رشته حسابداری شهرستان یزد در سال تحصیلی 1401-1402 است؛ بنابراین روش تحقیق از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته حسابداری شهرستان یزد است، تعداد 360 نفر با استفاده از روش نمونه گیری کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند، داده های موردنیاز بر اساس دو پرسش نامه استاندارد توانایی شناختی و مهارت عددی گردآوری شد، تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار plss انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد؛ بین مهارت عددی و موفقیت آموزشی حسابداران رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد، بنابراین پیشنهاد می شود با تأیید روابط فوق آموزش های اساسی در این دو مقوله از همان اویل کودکی و در کلیه مراحل تحصیلی موردتوجه متخصصین و برنامه ریزان قرار گیرد، همچنین متولیان رشته حسابداری در دانشگاه ها و حرفه نیز به این دستاورد توجه داشته باشند.
احصای شایستگی های مدیران جهاد کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هر سازمان و اداره ای، مدیریت به عنوان عاملی کلیدی در بهبود عملکرد و ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده از طریق آن اداره بسیار مهم است. برای این منظور، داشتن مدیران با شایستگی های لازم و توانایی های مدیریتی قوی اساسی است. بنابراین هدف از انجام این پژوهش ارائه مدل شایستگی مدیران با رویکرد عقلانیت در بخش آموزش وزارت جهاد کشاورزی با رویکرد کیفی صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت از نوع کیفی است که مورد تحلیل قرار گرفته است. در مرحله اول جهت شناسایی مؤلفه های الگو، از روش کیفی و مصاحبه های عمیق استفاده شد. در بخش کیفی، 15 نفر از خبرگان که شامل اعضای هیئت علمی رشته مدیریت دولتی و مدیران ارشد وزارت جهاد کشاورزی است که به روش هدفمند انتخاب شدند. جهت تحلیل داده های بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان 219 مضمون اولیه، 91 مضمون سازمان یافته و 38 مضمون فراگیر و 5 مضمون اصلی شامل شایستگی اقتصادی، شایستگی حرفه ای- مدیریتی، شایستگی اخلاقی- دینی شایستگی سیاسی، شایستگی فرهنگی- اجتماعی شناسایی شد. با توجه به اهمیت وزارت جهاد کشاورزی در توسعه کشورمان، داشتن مدیران با شایستگی های لازم و توانایی های مدیریتی قوی بسیار مهم است. همچنین با توجه به این شایستگی ها، مدیران جهاد کشاورزی می توانند نقش مهمی در توسعه پایدار و افزایش بهره وری در کشاورزی و منابع طبیعی کشور ایفا کنند. این شایستگی ها به عنوان یک راهنمای مهم برای انتخاب و توسعه مدیران جهاد کشاورزی موردنیاز است.
الگوی مدیریت قدرت اوج گیرنده نتوکرات ها در سازمان های دولتی، مورد مطالعه: سازمان بیمه سلامت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شرایطی که شاهد رشد روزافزون خدمات مبتنی بر شبکه و سامانه ها هستیم، با محدود شدن همه فرایندها به بسترهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، عده ای از افراد به نام نتوکرات در سازمان ها با اشراف بر پایگاه های داده، بسترهای ارتباطی و شبکه های رایانه ای و سامانه های کاربردی، می توانند در سازمان ها وابستگی ناملموس و مدیریت شده ایجاد نمایند. پژوهش حاضر از حیث پارادایم در گروه اثبات گرایی و انتقادی قرار دارد و به صورت ترکیبی (کیفی و کمی) و با روش داده بنیاد نظام مند انجام شد. داده ها در مرحله کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته با 17 نفر از خبرگان سازمانی و دانشگاهی جمع آوری گردید. در تجزیه و تحلیل داده ها با روش کدگذاری به دنبال مقایسه مداوم مفاهیم، 246 کد مفهومی استخراج و موارد مشابه در 32 مقوله دسته بندی و سپس براساس مدل اشتراوس و کوربین در شش بعد پدیده محوری، شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر و راهبردها و پیامدها جای گرفتند. سپس در مرحله کمی، با نمونه آماری به تعداد 350 نفر و استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و روش معادلات ساختاری از طریق نرم افزار SPSS26 و آموس 26 مدل مورد تأیید قرار گرفت. به کارگیری نتایج این پژوهش باعث توسعه، بهبود و برقراری امنیت روانی در سازمان و مدیران در کنار بهره مندی هم زمان از فناوری های نوین و همچنین دانش و تخصص نتوکرات ها خواهد شد.
طراحی و تبیین مدل پارادایمی ارزش ویژه برند صنعتی با روش نظریه داده بنیاد (مورد مطالعه: ماشین سازی اراک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
241 - 276
حوزههای تخصصی:
برند و ارزش ویژه آن به عنوان با ارزش ترین دارایی ناملموس هر شرکت به دلیل مزیت رقابتی که ایجاد می کند، نقش مهمی در موفقیت شرکت ها بر عهده دارد. هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین مدل پارادایمی ارزش ویژه برند صنعتی در شرکت ماشین سازی اراک می باشد. رویکرد پژوهش کیفی و مبتنی بر روش نظریه داده بنیاد، با انجام ۱۳مصاحبه عمیق و نیمه ساختار یافته صورررت گرفته است. مشارکت پژوهش شامل خبرگان منتخب حاصل از نمونه گیری هدفمند برمبنای معیارهای خبرگی از زنجیره ارزش سازمانی مذکور، مشتریان و تأمین کنندگان بوده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تاحصول اشباع نظری و دستیابی به مدل پارادایمی با فاکتورهای علی، زمینه ای، مداخله گر و حصول راهبردهایی با هدف ایجاد ارزش ویژه برندصنعتی می باشد. نتایج کدگذاری نشان می دهد که عوامل علی تأثیرگذار بر ارزش ویژه برند صنعتی شامل: مدیریت استراتژیک برند، ارزش برند، معماری برند، کیفیت عملکردی احساسی، عوامل بازار، عوامل ساختاری، عوامل فناوری، محصول، عوامل زیرساختی، تأمین کنندگان ،مشتریان و عوامل زمینه ای شامل: عوامل ساختاری، فرآیندی، زیرساختی، نگرش و آموزش و همچنین عوامل مداخله گر شامل: اقتصاد سیاسی، تحریم ستیزی و نوسانات نرخ ارز و دستیابی به راهبردهایی شامل: راهبردی برنامه ای، ساختاری، فرآیندی، نگرشی، پلتفرم، استانداردسازی، صادرات، راهبردهای حوزه تأمین کنندگان و مشتریان و راهبردهای تحریم ستیزی می باشد. پیامدهای تحقیق شامل افزایش سهم بازار، ورود به بازارهای جهانی، افزایش فروش، توانایی تحریم ستیزی و سودآوری بیشتر می باشد.
طراحی الگوی تاثیر عوامل تعالی سازمانی بر توسعه مدیریت دانش (مورد مطالعه: سازمانهای دفاعی – نظامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله با هدف طراحی الگوی تاثیر عوامل تعالی سازمانی بر توسعه مدیریت دانش (مورد مطالعه: سازمانهای دفاعی – نظامی) انجام شد.
روش: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر یکی از سازمان های نیروهای مسلح (دانشگاه عالی دفاع ملی) است. روش نمونه گیری تصادفی ساده است حجم نمونه با جامعه آماری 150 نفر، برابر66 نفر با استفاده از فرمول کوکران تعیین شده است.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که کلیه مولفه های عوامل تعالی سازمانی در سطح اطمینان 95 درصد بر توسعه مدیریت دانش اثرگذار است. بهره گیری از دانش و توسعه دانش به ترتیب بیشترین و کمترین تاثیر را بر توسعه مدیریت دانش دارند.
نتیجه: سازمان های نظامی می بایست ساز وکاری در جهت ارتباط کارکنان با سایر افراد را به منظور تبادل اطلاعات ایجاد نمایند. همچنین سیستم های فناوری اطلاعات، صفحات گزارش عملکرد تهیه نموده و به روز نمایند. کار تیمی را در سازمان پرورش داده و تقویت فرهنگ تعالی را یکی از هدفهای مهم سازمان قرار دهند. از مدارک علمی و تجربیات و تخصص کارکنان استفاده کاربردی نماید.
ارائه یک مدل کسب و کار مناسب جهت توسعه کسب و کارهای مبتنی بر استارتاپ های حوزه تجارت الکترونیک و بهبود سرمایه گذاری در آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه یک مدل کسب و کار جدید به منظور کمک به کارآفرینان در توسعه کسب وکارهای نوین و استارتاپ های تجارت الکترونیک می باشد. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نظر جهت گیری توسعه ای و به لحاظ ماهیت کمّی است. جامعه آماری خبرگان تحقیق 25 نفر صاحب نظر در حوزه کارآفرینی و تجارت الکترونیک می باشد. توسعه مدل براساس مدل پایه کسب و کار استروالدر و پیگنور (2010) و محدودیت های شناسایی شده در آن انجام شده است. در توسعه مدل ابعاد و مؤلفه های مربوط به هر بعد از طریق مرور مطالعات مبانی نظری گردآوری گردید. سپس بر اساس نظرات خبرگان به منظور محاسبه نسبت روایی محتوا، از میان ابعاد و مؤلفه های معرفی شده ابتدایی در نهایت 12 بعد و 83 مؤلفه تأیید و نهایی شد. ابعاد نهایی مدل کسب و کار پژوهش حاضر شامل اهداف کسب و کار، استراتژی، رقبای کلیدی، شرکای کلیدی، کانال ها، مشتریان، ارتباط با مشتریان، ارزش پیشنهادی، شایستگی های کلیدی، پلتفرم کلیدی، قیمت گذاری و جریان درآمدی، ساختار هزینه ای و ریسک می باشند. طبق نتایج محاسبات کمّی مهمترین ابعاد از دیدگاه خبرگان اهداف کسب و کار با امتیاز 87/0، استراتژی بازاریابی محتوایی با امتیاز 7/0 و تأمین کنندگان مشتریان هدف با امتیاز 61/0 هستند. نتایج تحقیق نشان می دهد مدل کسب و کار ارائه شده در پژوهش حاضر علاوه بر بهبود مدل کسب و کار استروالدر و پیگنور موجب درک بهترکارآفرینان از عناصر مدل کسب و کار می شود و با ایجاد همگرایی و درک مشترک از مفاهیم کسب و کار میان کارآفرینان و سرمایه گذاران به بهبود مذاکرات سرمایه گذاری می کند. با استفاده از این مدل کسب و کار کارآفرینان علاوه بر جزئیات فنی بر ارزش پیشنهادی نیز تمرکز می کنند.
بهبود مدل تخصیص سفارش موجودی مدیریت شده توسط تأمین کننده مبتنی بر فناوری بلاک چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تولید و عملیات سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۴)
91 - 115
حوزههای تخصصی:
موجودی مدیریت شده توسط تأمین کننده، یک توانمند ساز برای هماهنگی زنجیره تأمین در نظر گرفته می شود که در آن تأمین کننده، موجودی مشتری را برای بهینه سازی زنجیره تأمین در اختیار می گیرد. با این حال، اجرای موفقیت آمیز موجودی مدیریت شده توسط تأمین کننده بر سطح اعتماد بالا، انتقال دقیق داده ها و تعامل کارآمد بین طرفین متمرکز است. این امر مستلزم به اشتراک گذاری اطلاعات ازطریق ذی نفعان زنجیره تأمین است که به دلیل ترس از افشای این اطلاعات به رقبای خود و شفافیت داده ها، با مقاومت و چالش روبه رویند. این مقاله کاربرد فناوری بلاک چین و پتانسیل آن را برای اجرای موفق موجودی مدیریت شده توسط تأمین کننده بررسی و یک چارچوب بلاک چین را برای هماهنگی تأمین کنندگان و مشتریان پیشنهاد کرده است. این چارچوب شامل یک مدل ریاضی است که در نرم افزار متلب و الگوریتم متاهیورستیک، برای انجام چندین سفارش مشتری و تأمین کننده به صورت متمرکز و غیرمتمرکز حل و در چارچوب بلاک چین تعبیه شده است. این مقاله مطالعات موردی را برای ارزیابی عملکرد مدل پیشنهادی با مشخصه هایی نشان داده است که درباره جزئیات چارچوب بلاک چین آن بحث می کند، همچنین سیستم های متمرکز و غیرمتمرکز را در قالب فناوری بلاک چین با یکدیگر مقایسه کرده است.
تبیین سرزندگی تحصیلی بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و حمایت تحصیلی: نقش میانجی یادگیری خودراهبر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۳
102 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف: سرزندگی تحصیلی از عوامل تأثیرگذار بر یادگیری است و می تواند به شیوه های گوناگون، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تبیین سرزندگی تحصیلی دانش آموزان بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و حمایت تحصیلی با نقش واسطه ای یادگیری خود راهبر بود.روش: روش پژوهش همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر دوره اول متوسطه شهر سنندج در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آن ها تعداد 390 نفر، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سرزندگی تحصیلی Dehghanizade & Hosein chari (2013)، پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده Koerner & Fitzpatrick (2006)، پرسشنامه حمایت تحصیلی Sands & Plunket (2005) و پرسشنامه یادگیری خود راهبر Cheng و همکاران (2010) پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد.یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که مدل با داده های پژوهش برازش مناسبی دارد. با توجه به یافته ها، مسیرهای مستقیم الگوی ارتباطی گفت وشنود، حمایت تحصیلی و یادگیری خود راهبر به سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار و برای الگوی ارتباطی همنوایی منفی و معنادار بود. همچنین، مسیرهای غیرمستقیم الگوی ارتباطی گفت وشنود و حمایت تحصیلی از طریق یادگیری خود راهبر به سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار و برای الگوی ارتباطی همنوایی منفی و معنادار بود.نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، یادگیری خود راهبر می تواند در رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده و حمایت تحصیلی با سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان نقش میانجی داشته باشد.
مخارج بهداشتی، حکمرانی خوب و رشد اقتصادی درکشورهای منتخب آسیایی با استفاده از روش میانگین گروهی تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
61 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف بررسی پیامد حکمرانی خوب در تعدیل اثر مخارج بهداشتی بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب آسیایی که از کیفیت حکمرانی مشابه برخوردارند، انجام شده است.روش پژوهش: جهت رسیدن به هدف تحقیق، از روش میانگین گروهی تلفیقی در دوره 2022-2015 برآوردهای لازم انجام شده است. هزینه های بهداشتی و شاخص حکمرانی خوب به عنوان متغیرهای اصلی توضیحی در کنار سایر متغیرهای تاثیر گذار بر رشد اقتصادی، با استفاده از ایده تابع تولید کاب_داگلاس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند.یافته ها: نتایج نشان می دهد تخصیص هزینه بیشتر بهداشتی جهت افزایش رشد اقتصادی به تنهایی کافی نیست و لگاریتم مخارج بهداشتی در کوتاهمدت و بلندمدت با ضریب نسبتا" پایینی بر رشد اقتصادی تاثیر گذار است، لیکن با در نظر گرفتن اثر حکمرانی خوب، اندازه این ضریب در هردو دوره تقویت می شود که به نظر می رسد بازده پایین مخارج بهداشتی به دلیل کیفیت پایین حکمرانی مرتبط بامخارج بهداشتی در کشورهای مورد بررسی می باشد. این مطالعه بیان کننده نقش موثر از چگونگی تأثیر حاکمیت بر اثربخشی استنتیجه گیری: اگر افزایش هزینه های بهداشتی با کیفیت خوب حکمرانی همراه باشد، رشد اقتصادی بیشتری را نتیجه خواهد داد. به عبارتی مقدار هزینه های بهداشتی مهم است، اما مهم تر از آن کیفیت هزینه است. تمرکز بر کیفیت هزینه ها باعث افزایش رشد اقتصادی می شود.