اخوان ثالث و رجعت رمانتیک؛ ملاحظاتی درباره ی مبانی نظری باستان گرایی مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۵)
45-60
حوزههای تخصصی:
اخوان ثالث به زعم بسیاری از پژوهشگران، از دل سپردگان به سنت در عصر جدید به شمار می آید؛ بررسی ها نشان می دهد که این نظریه که عموماً بر اساس قراین متنی برآمده از روی ساخت شعر اخوان صورت بندی شده است، در پژوهش های معاصر به صورت یک کلان روایت پذیرفته شده درآمده است. اینک پرسش مهم و کلیدی اینجاست که آیا گرایش به سنت که از آن تحت عناوینی از قبیل باستان گرایی یا ایران گرایی یاد می شود، در معنای اصیل و مصطلح خود یعنی یک نوع گفتمان پویا ناظر بر بازآفرینی نظم جدید در ساحت ها و ابعاد مختلف جامعه، در منظومه فکری و متعاقباً در ژرف ساخت شعر اخوان نیز حضور و جریان دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا ایران گرایی مهدی اخوان ثالث، با رسالت ها و آرمان های معین ایران گرایی در نهضت مشروطه و در بافت گفتمانی و فضای سیاسی ایران پسامشروطه همسو است یا خیر؟ به منظور دستیابی به پاسخ این پرسش، اشعار اخوان ثالث مورد مطالعه و تحلیل محتوایی فراتر از محور افقی شعر قرار گرفته است. نتایج حاصل از دریافت و تشریح این آثار نشان می دهد که اخوان ثالث اگرچه به صورت گسترده به گفتمان ایران باستان و مشخصا اسطوره ها و نمادهای آن ارجاع داده است، در سطح روی ساخت شعر، اما سویه ی فلسفی و نظری این گفتمان را در دستگاه فکری خود ترجمه و منتقل نساخته است. از این چشم انداز، شعر اخوان با مؤلفه های بنیادین مندرج در گفتمان ایران باستان از قبیل امیدواری، پیروزی نور بر تاریکی، حضور امر قدسی در مناسبات اجتماعی و زیست فردی، فرجام شناسی و غلبه ی خیر بر شر، در فاصله ی کاملا معناداری قرار دارد. درست به همین دلیل، سنت گرایی اخوان، به مثابه ی رجعتی صرفاً رمانتیک، علیه اصالت و رسالت خویش، یعنی خلق پراکتیس و عاملیت، شورش کرده است.