فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۰۶۱ تا ۷٬۰۸۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
بررسی های بازرگانی مرداد و شهریور ۱۴۰۲ شماره ۱۲۰
31 - 48
حوزههای تخصصی:
اولویت های ملی منعکس کننده ساختارها و نقاط قوت و همچنین منافع صنایع تولیدی غالب در اقتصاد است. بسیاری از تحلیل های ملی اخیر در مورد آینده صنعت، فعالیت های صنعتی را برجسته می کنند که انتظار می رود در آینده درنتیجه روندهای سطح بالای جهانی و پیشرفت های فناوری نوظهور برجسته تر شوند. ازاین رو پژوهش حاضر بر آن است تا یک نمای کلی از عوامل شکل دهنده آینده و روندهای مهم را در حوزه صنعت در ایران را ارائه کند که بر سیستم های صنعتی و تولیدی تأثیر می گذارد. این پژوهش به دنبال پیاده سازی چارچوب سه مرحله ای آینده نگاری اف اس اس اف (چارچوب حسی سازی نشانه های آینده) به عنوان ابزار دیده بانی روندهای آینده است. در مرحله اول با استفاده از مصاحبه و پرسشنامه باز و پس از پایش و ادغام و جمع بندی کارشناسانه 21 روند موثر بر آینده صنعت ایران شناسایی شدند. در مرحله دوم با کمک نرم افزار میک مک به منظور تحلیل اثرات متقابل اقدام گردید. در ابتدا چگونگی تاثیرگذاری روندها تحلیل شد و درنهایت در مرحله پایانی روندهای راهبردی مشخص گردیدند. بر اساس تحلیل یافته های پژوهش و خروجی نرم افزار میک مک روند های «تغییر در سیاست صنعتی خارجی»، «بهبود تولید انسان محور»، «کاهش اثرات زیست محیطی و ارزیابی چرخه حیات» و «تأکید بر رفاه اجتماعی و پایه اقتصادی زندگی از طریق تولید» به عنوان روندهای راهبردی شناسایی شدند. روندهای شناسایی شده آینده صنعت در ایران بیانگر مسیرهای شکل دهی و ترسیم آینده های بدیل پیشروی صنعت ایران است.
تعیین ظرفیت های نوآوری محصول، هوش بازار، قیمت گذاری و ارتباطات بازاریابی بر عملکرد بین المللی شرکت ها با نقش میانجی مزیت رقابتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مهندسی مدیریت نوین دوره ۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
84 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تعیین ظرفیت های نوآوری محصول، هوش بازار، قیمت گذاری و ارتباطات بازاریابی بر عملکرد بین المللی شرکت ها با نقش میانجی مزیت رقابتی (مطالعه موردی: شرکت آسا تجارت کاسپین در استان مازندران) است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مشتریان شرکت آسا تجارت کاسپین در استان مازندران بودند که تعداد آن نامحدود است. تعداد نمونه 384 نفر در نظر گرفته که این تعداد با روش غیراحتمالی در دسترس انتخاب شده است. برای گردآوری داده های اولیه از روش میدانی استفاده شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه پنج گزینه ای و روش کتابخانه ای استفاده شده است. اعتبار پرسش نامه از روش اعتبار محتوا و اعتبار صوری استفاده شده است و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه گردیده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SMARTPLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که ظرفیت های نوآوری محصول، هوش بازار و قیمت گذاری بر عملکرد بین المللی شرکت ها با نقش میانجی مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معناداری دارد
مروری برمدل های آمادگی سازمان برای ورود به انقلاب صنعتی چهارم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مهندسی مدیریت نوین دوره ۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
201 - 228
حوزههای تخصصی:
با ظهور پدیده ای به نام «انقلاب صنعتی چهارم»، سیستم ها، فناوری ها و کاربردهای آن، کشورهای توسعه یافته مانند: آلمان، آمریکا، ژاپن و برخی از کشورهای درحال توسعه مانند: چین، هند، تلاش به ایجاد زیرساخت های مناسب، ارزیابی و ارتقاء میزان آمادگی خود جهت ورود مؤلفه های انقلاب صنعتی چهارم در صنایع گوناگون نموده تا از طریق دیجیتال سازی به کسب مزایای فراوان آن دست یابند؛ بنابراین، ارزیابی میزان آمادگی سازمان ها و صنایع برای ورود به این انقلاب صنعتی دیجیتال، ضروری است که در راستای آن، استراتژی های لازم برای نیل به میزان آمادگی مطلوب برای پیاده سازی فناوری ها و سیستم های انقلاب صنعتی چهارم تعیین گردد. ازاین رو، پژوهش حاضر پس از مرور گسترده ادبیات تحقیق با هدف معرفی برترین مدل های آمادگی سازمان برای ورود به انقلاب صنعتی چهارم و سپس ارزیابی آنها، به صنعتگران و سازمان ها در استفاده از مدل های آمادگی مناسب یاری خواهد رساند. نتایج نشان می دهد که برترین مدل بر اساس شش معیار ارزیابی پژوهش، مدل آمادگی ایمپالس بوده و با فاصله اندک در رتبه دوم، مدل آمادگی دانشگاه وارویک قرار دارد.
تعیین بهای تمام شده خدمات واحد تالاسمی در روش های هزینه یابی سنتی و هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمان گرا (TDABC) (مطالعه موردی: بیمارستان دولتی ولی عصر (عج) نورآباد ممسنی)
حوزههای تخصصی:
ارائه خدمات بر اساس تعرفه، عامل هزینه ها و نحوه تخصیص آن از عوامل کلیدی مدیریت هزینه بیمارستان ها محسوب می شود. در این پژوهش محقق به دنبال تعیین بهای تمام شده خدمات واحد تالاسمی در روشهای هزینه یابی سنتی و هزینه یابی برمبنای فعالیت زمانگرا می باشد. داده ها بدست آمده از طریق مورد کاوی در بیمارستان دولتی ولی عصر(ع) نورآباد ممسنی در سال 1400 انجام شد. براساس اطلاعات به دست آمده از 3 مرکز فعالیت عملیاتی، تشخیصی و پشتیبانی عمومی می باشد. یافته های پژوهش بیانگر تفاوت مقداری بین بهای تمام شده واحد تالاسمی بر مبنای هزینه یابی سنتی و زمانگرا بوده و نیز حاکی از وجود ظرفیت بلا استفاده در واحد تالاسمی است. بیمارستان ها و مراکز درمانی می توانند با استفاده از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمانگرا به هزینه های واقعی برسند تا افزون بر جلوگیری از زیان های حاصل هزینه یابی اشتباه با دست یافتن به ظرفیت بلا استفاده و استفاده از آن به کاهش هزینه ها و افزایش کارایی برسند.
مرور نظام مند مطالعات تاب آوری زنجیرۀ تأمین پس از کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دو سال گذشته، با وقوع پدیده همه گیری کووید-19، اختلالات گسترده ای در زنجیره های تأمین پدیدار شد. به دلیل اهمیت این پدیده برای تاب آوری زنجیره تأمین، تحقیقات زیادی در این حوزه انجام شد و پیشینه آن گسترش یافت. هدف این مقاله، مروری بر پیشینه تحقیق تاب آوری زنجیره تأمین پس از کووید-19، از طریق مرور نظام مند است. در این پژوهش 57 مقاله به منظور مرور بر پیشینه تحقیق تاب آوری زنجیره تأمین پس از کووید-19، در بین سال های 2020 تا 2022 بررسی شده و همچنین از نرم افزارهای Microsoft Excel و VOS viewer استفاده شده است. پس از بررسی، مقالات براساس سه دسته، شامل محتوا، حوزه و روش تحقیق بررسی شدند و مشخص شد که در محتوای پژوهش، مقالاتی با موضوعات راجع به اهمیت تاب آوری، بیشترین سهم را داشتند. در حوزه تحقیق، بیشترین مقالات مربوط به بخش صنعت بودند، در میان صنایع بیشترین مقدار مربوط به صنایع غذایی بود و در بخش روش تحقیق، مطالعات تجربی، بیشتر مقالات را به خود اختصاص داد. کلیدواژه COVID-19 پرکاربردترین کلیدواژه در حوزه مدنظر بود. همچنین، مشخص شد در سال 2021، تعداد مقالات منتشرشده به طرز چشمگیری اقزایش یافته است. براساس تجزیه و تحلیل مقالات مطالعه شده، این مطالعه یک چارچوب مفهومی را از تاب آوری زنجیره تأمین ایجاد کرد و مسیرهای بالقوه را برای تحقیقات آینده، با محوریت مفاهیمی ترسیم کرد که در پیشینه تحقیق موجود، تعریف شده است.
شناسایی و اولویت بندی راهبردهای بازار انرژی در شرایط بحرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۵
247 - 276
حوزههای تخصصی:
انرژی یکی از مؤثرترین مؤلفه های توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هر کشوری است و علاوه بر نقش بسزایی که در تأمین منابع مالی و اقتصادی دارد در ثبات سیاسی کشورها هم اثرگذار است. از این رو تدوین راهبردهای بازار انرژی با درنظر گرفتن شرایط بحرانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویت بندی راهبردهای بازار انرژی در شرایط بحرانی است و مورد مطالعه، صادرات گاز ایران به کشور ترکیه است. در این راستا با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، نظر 9 خبره در حوزه انرژی جمع آوری شد. سپس با استفاده از ماتریس SWOT، عوامل داخلی و خارجی و نقاط قوت و ضعف مشخص شدند. همچنین با استفاده از روش بهترین- بدترین، شاخص های تأثیرگذار بر صادرات گاز ایران به ترکیه با در نظر گرفتن شرایط بحرانی، شناسایی و اولویت بندی شدند. 49 راهبرد استخراج شده بر اساس 10 شاخص با یکدیگر مقایسه و 29 راهبرد برای صادرات گاز ایران به کشور ترکیه معرفی شدند. نهایتاً با استفاده از شبکه های عصبی، راهبردها مجدداً رتبه بندی شدند. پنج راهبرد «سرمایه گذاری در حوزه انرژی و راهکارهای بهینه سازی مصرف آن از طریق بخش خصوصی و تشکیل اتاق های فکر» « تشکیل دفاتر منطقه ای و بین المللی جهت توسعه صادرات گاز، گسترش و تعاملات اقتصادی سیاسی با کشورهای همسایه به ویژه دارنده گاز در حوزه دریای خزر با مبنای توسعه و تعاملات انرژی با این کشورها»، «یکپارچه سازی زنجیره تأمین و برنامه ریزی در بخش استخراج تا صادرات گاز در مجموعه ای ذیل شرکت ملی گاز جهت چابک سازی در تصمیم گیری ها» و «افزایش ظرفیت تولید پالایشگاه های گاز کشور» و «جذب سرمایه گذاری برای توسعه میدان های نفت و گاز» به عنوان مهم ترین راهبردها انتخاب شدند. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان نقشه راه برای تصمیم گیری در خصوص صادرات گاز در شرایط بحرانی مورد استفاده قرار بگیرد تا ضمن تثبیت جایگاه ایران در بازار انرژی، امکان ارتقاء آن را نیز فراهم سازد.
تببین نقش مشارکت سازمان های مردم نهاد و موزه ها در فرایند ترویج گردشگری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۳
7 - 40
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر عبارتند از: 1) شناسایی مولفه های تاثیرگذار بر مشارکت سازمان های غیر انتفاعی مردم نهاد در رونق موزه ها و ترویج گردشگری پایدار 2) کشف فرصتهای مشارکتی سازمانهای مردم نهاد و موزه ها در راستای ترویج گردشگری پایدار. در این راستا از روش کیفی بهره گرفته شد. جامعه آماری پژوهش ، اعضا فعال سمن ها، متخصصان حوزه گردشگری ، فرهنگ، موزه ، محیط زیست و جغرافیا بودند و داده ها به کمک مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. نتایج نشان داد که موازین حرفه ای و سیاستگذاری مولفه های تاثیرگذار بر مشارکت سمن ها در رونق موزه ها و ترویج گردشگری هستند. به علاوه، پنج مضمون اصلی آموزش مشارکتی؛ تفکر مشارکتی و تعاملی؛ تبلیغ و اطلاع رسانی مشارکتی؛ برگزاری رویداد ها و نمایشگاههای مشترک و مشارکت اجتماعی به عنوان فرصتهای مشارکتی سازمانهای مردم نهاد و موزه ها در راستای توسعه گردشگری پایدار شناسایی شدند.
ارائه مدل الماس قابلیت های بازاریابی دیجیتال در فروشگاه های زنجیره ای (رویکردی جهت ارتقای بهره وری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال هفدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۷
59 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدل قابلیت های بازاریابی دیجیتال در فروشگاه های زنجیره ای است؛ زیرا در سال های اخیرگرایش مشتریان به خریدهای آنلاین برای اخذ خدمات سریع و آسان تر و همچنین کسب تجربه های جدید، افزایش پیدا کرده و بازاریابی دیجیتال با مفاهیم و واژه های جدیدی نظیر مارتک، فیجیتال و فناوری های بعدی گره خورده است. ولیکن چالش ها و ریسک هایی که در خریدهای غیرحضوریِ دیجیتال وجود دارد ممکن است سبب عدم اعتماد و یا به طور کلی عدم تجربه لذت بخش برای مشتریان باشد و باعث انصراف آن ها از خرید گردد. علیرغم اهمیت این موضوع، مدلی برای قابلیت های بازاریابی دیجیتال در فروشگاه های زنجیره ای وجود ندارد تا مدیران این فروشگاه ها بتوانند ضمن شناسایی این چالش ها و حساسیت ها برای رفع و یا کاهش آن ها برنامه ریزی و یا مزیت رقابتی شان را در این حوزه شناسایی کرده و با ارتقای بهره وری، سبب ایجاد تجربه ای لذت بخش برای مشتریان شوند. روش اجرای این پژوهش، کیفی است. به این ترتیب که با روش کیفی داده بنیاد-ره یافت ظاهر شونده با دوازده نفر از خبرگان بازاریابی، فناوری اطلاعات و فروشگاه های زنجیره ای کشور، مصاحبه های نیمه ساختار یافته صورت پذیرفت، سپس کدگذاری ها با استفاده از نرم افزارMaxqda انجام گرفت.همچنین با مرور نظام مند پژوهش های گذشته براساس فرآیند سه مرحله ای ترنفیلد و همکاران(2003) برای غنای ابعاد استخراج شده از مصاحبه ها، پرداخته شد و براین اساس، مدل الماس قابلیت های بازاریابی دیجیتال در فروشگاه های زنجیره ای ارائه گردید که شامل پنج بعد قابلیت مارتک-فناوری های نگهدارنده، قابلیت مارتک-فناوری های تحول آفرین، قابلیت شبکه ای، قابلیت روابط دیجیتالی و قابلیت بازاریابی بهترین اقدام بعدی می باشد که همگی منتج به تجربه دیجیتال مشتری خواهند شد. از میان ابعاد فوق، بعد قابلیت مارتک-فناوری های تحول آفرین به دلیل وجود مؤلفه های مهمی نظیر بلاک چین و هوش مصنوعی و بعد قابلیت بازاریابی بهترین اقدام بعدی به عنوان فراقابلیت در نظرگرفته شدند.
توسعه صادرات محصولات پتروشیمی ایران در کشورهای عضو موافقت نامه تجاری اکوتا با استفاده از مدل پشتیبان تصمیم و رویکرد پیچیدگی اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۰۸
121 - 169
حوزههای تخصصی:
مهم ترین مزیت نسبی اقتصاد ایران از دیرباز صادرات نفت خام و گاز طبیعی بوده است. با توجه به ماهیت خام این محصولات، تخصص در تولید و صادرات این محصولات ره آورد قابل توجهی برای رشد اقتصادی پایدار اقتصاد ایران نخواهد داشت. یکی از راهکارها، نفوذ به صنایع پایین دستی این محصولات است که مهم ترین آن ها توسعه صنعت پتروشیمی می باشد. در این مطالعه سعی شده است با استفاده از رویکرد تلفیقی مدل پشتیبان تصمیم-پیچیدگی اقتصادی، فرصت های صادراتی ایران در صنعت پتروشیمی به چهار کشور عضو موافقتنامه تجاری اکوتا شامل افغانستان، پاکستان، تاجیکستان و ترکیه بررسی شود. نتایج تحقیق نشان می دهد، مهم ترین فرصت های صادراتی جذاب ایران در بازار ترکیه و سپس پاکستان وجود دارد که قسمت اعظم آن مربوط به صادرات نفت خام و گاز طبیعی و یا سایر محصولات بالادستی صنعت پتروشیمی می باشد. در محصولات میان دستی و پایین دستی صنعت پتروشیمی، که ایران عملکرد صادراتی مناسبی در بازار جهانی دارد، اما نتوانسته است در کشورهای مذکور به خوبی نفوذ کند. نتایج تحقیق نشان می دهد، این محصولات نیز بازار قابل توجهی در کشورهای ترکیه و پاکستان دارند و هم نرخ تعرفه آن ها به طور میانگین کوچکتر از پنج درصد می باشد. بر این اساس فرصت های صادراتی بالقوه های برای توسعه صادرات محصولات میان دستی و پایین دستی در بازار این کشورها وجود دارد.
تبیین واولویت بندی عوامل موثر بر ارزیابی اثربخش کنترلهای داخلی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸۳ (جلد ۳)
243 - 256
حوزههای تخصصی:
کنترل داخلی یک سازمان شامل سیاست ها و روش هایی است که برای تامین اطمینان نسبی (منطقی) از دستیابی به هدف های سازمانی به وجود می آید. در یک ساختار پیشرفته از کنترل های داخلی، احتمال خطا و رفتار متقلبانه و غیرقانونی می تواند به حداقل برسد. مدل های موجود جهت ارزیابی کنترل های داخلی عبارت اند از: چارچوب کمیته کوزو، مدل کوبیت و چارچوب گزارش انجمن بنیاد پژوهش های حسابرسان داخلی. در این میان، شناخته شده ترین و متداول ترین چارچوب به وسیله گزارش کوزو ارایه شده است. داده های تحقیق به روش آمیخته اکتشافی جمع آوری گردید. داده های کیفی از طریق مطالعه مروری گسترده منابع معتبر در زمینه کنترل های داخلی به دست آمد و با استفاده از کدگذاری از طریق تحلیل محتوا، متغیرهای اولیه مدل شناسایی شد؛ از 483 کد اولیه 48 شاخص استخراج شد که در قالب 7 بعد، دسته بندی شدند جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان مطلع و صاحب نظر حرفه ای و دانشگاهی در حوزه کنترل های داخلی بود که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، تعداد 11 نفر خبره به عنوان نمونه آماری انتخاب و نظرات آن ها طی سال 1401 اخذ گردید. از بین کدهای محوری استخراج شده (بخش کیفی) مقوله تدوین کنندگان قوانین و استانداردها در 8 گزاره، ساختار مالکیت در 6 گزاره، ساختار هیات مدیره در 9 گزاره، ویژگی های حسابرس داخلی در 7 گزاره، ویژگی های شرکت در 5 گزاره، ویژگی های صنعت در 8 گزاره و ویژگی های حسابرس مستقل در 8 گزاره و در مدل قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ویژگی های حسابرس مستقل به عنوان زیربنایی ترین عوامل در ارزیابی اثربخشی کنترل های داخلی می باشند. سپس ساختار هیات مدیره در سطح دوم ویژگی های حسابرس داخلی در سطح سوم تأثیرگذاری قرارگرفته و درنهایت، تدوین کنندگان قوانین و استانداردها، ساختار مالکیت، ویژگی های صنعت و ویژگی های شرکت به ترتیب تأثیرپذیرترین عوامل در ارزیابی اثربخش کنترل های داخلی می باشند
ارائه مدل و شناسایی ابعاد اصلی تاثیر ارز های دیجیتال بر مدیریت استراتژی های کسب وکار با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه مدل و شناسایی ابعاد اصلی تاثیر ارز های دیجیتال بر مدیریت استراتژی های کسب وکار هلدینگ های سرمایه گذاری پذیرفته شده در بورس انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی اکتشافی می باشد و در آن از روش پژوهش آمیخته بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با روش تئوری داده بنیاد با 19 نفر از مدیران هلدینگ که در زمینه ی ارز های دیجیتال، استراتژی های کسب وکار فعالیت داشتند، تا تعیین مدل یعنی تا زمان به اشباع رسیدن ، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. در بخش کمی روش جمع آوری داده ها، میدانی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری این بخش ، مدیران هلدینگ سرمایه گذاری پذیرفته شده در بورس هستند و نمونه گیری از طریق نرم افزار جی پاور انجام گرفت. داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس مورد تجزیه و تحلیل واقع شدند. تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها و پرسشنامه ها در بخش کیفی طی فرایند کدگذاری روش داده بنیاد ، به ایجاد مدل مفهومی تاثیر ارز های دیجیتال بر مدیریت استراتژی کسب وکار هلدینگ ها و در بخش کمی به تایید مدل پژوهش منجر شد. و نتایج بدست آمده حاکی از آن است که ارز های دیجیتال بر مدیریت استراتژی های کسب وکار هلدینگ ها، درحوزه استراتژی معاملات و تجارت بین المللی، استراتژی مدیریت دارایی ها، استراتژی سرمایه گذاری در بخش فناوری و استراتژی جذب مشتریان جدید تاثیر دارند.
Cucumber Leaf Disease Detection and Classification Using a Deep Convolutional Neural Network(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Due to obstruction in photosynthesis, the leaves of the plants get affected by the disease. Powdery mildew is the main disease in cucumber plants which generally occurs in the middle and late stages. Cucumber plant leaves are affected by various diseases, such as powdery mildew, downy mildew and Alternaria leaf spot, which ultimately affect the photosynthesis process; that’s why it is necessary to detect diseases at the right time to prevent the loss of plants. This paper aims to identify and classify diseases of cucumber leaves at the right time using a deep convolutional neural network (DCNN). In this work, the Deep-CNN model based on disease classification is used to enhance the performance of the ResNet50 model. The proposed model generates the most accurate results for cucumber disease detection using data enhancement based on a different data set. The data augmentation method plays an important role in enhancing the characteristics of cucumber leaves. Due to the requirements of the large number of parameters and the expensive computations required to modify standard CNNs, the pytorch library was used in this work which provides a wide range of deep learning algorithms. To assess the model accuracy large quantity of four types of healthy and diseased leaves and specific parameters such as batch size and epochs were compared with various machine learning algorithms such as support vector machine method, self-organizing map, convolutional neural network and proposed method in which the proposed DCNN model gave better results.
شناسایی مهارت های مورد نیاز اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در راستای توانمندسازی آنان
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
96 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و بررسی مهارت های مورد نیاز اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در راستای توانمندسازی آنان بود. پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی، از حیث بُعد مطالعه از توع کتابخانه ای و میدانی، بر اساس هدف پژوهش، بنیادی و از نظر زمان گردآوری داده ها، مقطعی است. همچنین روش تحلیل داده های مصاحبه از نوع تحلیل مضمون است. جامعه آماری کلیه اسناد پژوهشی، استادان دانشگاه، متخصصان و مطلعانی که با مرکز یادگیری و اعضای هیئت علمی آشنایی داشتند و نمونه حداکثر اسناد پژوهشی به دست آمده اعم از مقاله، رساله، گزارش و طرح پژوهشی از سال 2000 تا 2022 میلادی که بیشترین ارتباط را با موضوع پژوهش داشته اند انتخاب شد. در پژوهش حاضر، پس از مصاحبه با 8 نفر، اشباع نظری در جمع آوری داده ها در مرکز یادگیری اعضای هیئت علمی دانشگاه حاصل شد که بر این اساس تعداد 5 کد اصلی که معرف ابعاد توانمندسازی و 9 کد محوری که معرف مولفه های ابعاد بود شناسایی شد. همچنین تعداد 50 کد باز مشخص شد که پس از ادغام به 28 کد باز کاهش یافت. مهمترین یافته های پژوهش پس از مرور دقیق ادبیات و پیشینه داخلی و خارجی و انجام مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران حوزه های مرتبط با توانمندسازی اعضای هیأت علمی مهارت های مورد نیاز اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در راستای توانمندسازی آنان است. ب
واگرایی و همگرایی نظارت حسابرس و کیفیت گزارشگری مالی: تکنیک فرا تحلیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مهندسی مدیریت نوین دوره ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
110 - 136
حوزههای تخصصی:
ارتباط بین سازوکارهای حسابرسی و گزارشگری مالی طی بازه های زمانی متفاوت و در پژوهش های متعدد به صورت کمی مورد بررسی قرار گرفته شده است. ولی شواهد حاکی از نتایج ضد و نقیض اثر نظارت و نقش حسابرس بر کیفیت گزارشگری مالی است. بر این اساس از بعد واگرایی و همگرایی نقش نظارت حسابرس بر کیفیت گزارشگری مالی مورد بررسی قرار گرفت. روش مورد استفاده تکنیک فراتحلیل برای سال های 1385 تا 1397 و جمع آوری پژوهش ها با استفاده از سایت وزارت علوم بود. در نهایت 18 پژوهش با توجه به در دسترس بودن اطلاعات و دارا بودن شرایط متغیرهای مورد بررسی جهت پیاده سازی تکنیک فراتحلیل گزینش شد. بر این اساس پژوهش حاضر با بهره گرفتن از تکنیک متاآنالیز به بررسی تناقض های موجود در پژوهش های تجربی در ارتباط با واگرایی و همگرایی نظارت حسابرس و کیفیت گزارشگری مالی پرداخته است. شواهد حاکی از فراتحلیل نشان داد که صرف نظر از شواهد ضد و نقیضی از اثر نظارت های داخلی و خارجی حسابرس بر کیفیت گزارشگری مالی، ویژگی های کمیته حسابرسی، ویژگی های حسابرسان مستقل و ویژگی های حسابرسان داخلی بر کیفیت گزارشگری مالی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین نظام راهبری شرکتی نقش تعدیل گر بر ارتباط بین انواع حسابرسی و کیفیت گزارشگری مالی دارد.
ارائه مدل اقناع آگهی های تبلیغاتی تجاری با رویکرد ترویج تولید ملی (مطالعه موردی: رسانه ملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
201 - 217
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، ارائه مدلی برای راهبرد اقناع تبلیغات با رویکرد ملی گرایی در رسانه ملی است.
روش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نوع اکتشافی است. برای دستیابی به هدف پژوهش از روش کیفی (مصاحبه) استفاده شده است. داده های کیفی با استفاده از مصاحبه عمیق جمع آوری شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی انجام شد. پس از خواندن خط به خط متن مصاحبه ها و جمع آوری و بررسی داده ها، کدگذاری باز انجام گرفت. کدهایی که اشتراک مفهومی داشتند، ذیل یک مقوله قرار گرفتند. مقوله های اولیه، بر اساس مفاهیم به دست آمده شکل گرفتند. از کدگذاری باز و مقوله پردازی داده ها، برای شناسایی معیارها و زیرمعیارهای تدوین مدل پژوهش استفاده شد.
یافته ها: برای اطمینان از پایایی پژوهش، استاد راهنما فرایند پژوهش را بررسی کرد و بازبینی آن با همکاری ناظران دیگر انجام شد. به منظور تأیید روایی نتایج نیز با اجازه مصاحبه شوندگان، هنگام مصاحبه، هم زمان با نکته برداری، کل مصاحبه ها ضبط شد. در پژوهش حاضر، یک مدل پارادایمی ارائه شده که محور اصلی آن، اقناع رسانه ملی در راستای ترویج تولید ملی است. بر اساس نتایج به دست آمده، «اجماع ملی و سازمانی»، «الزامات جغرافیایی» و «رشد اقتصادی»، سه ویژگی مهم حمایت از تولید داخلی است که در صورت حمایت نهادهایی از جمله سازمان صداوسیما، تحقق خواهد یافت.
نتیجه گیری: در این پژوهش، الگوی پارادایمی اقناع آگهی های تبلیغاتی تجاری با رویکرد ترویج تولید ملی و به طور خاص، در رسانه ملی تدوین شد. الگوی پژوهش مشتمل بر ۱۰ مقوله اصلی است که محور اصلی، اقناع رسانه ملی در راستای ترویج تولید ملی است. در این الگو شرایط علّی، چهار مقوله کمک به اقتصاد داخلی، الزامات جغرافیایی، اجماع ملی و سازمانی را دربرمی گیرد. همچنین سه راهبرد برای نیل به هدف پژوهش انتخاب شد که عبارت است از: صرفه اقتصادی، تاکتیک های مدیریتی و امنیت.
نیازسنجی آموزشی عملیات مشترک اجا در محیط جنگ های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵
35 - 52
حوزههای تخصصی:
اولین و اساسی ترین گام در تدوین و اجرای برنامه آموزشی ، اجرای صحیح و مبتنی بر واقعیت فرایند نیازسنجی است. گستردگی نیازها ، محدودیت منابع و زمان و لزوم ارتقای مستمر توانایی های کارکنان در صحنه عملیات مشترک ، ضرورت انجام مرحله نیاز سنجی را در آموزش ایجاب می نماید تا برآورد صحیح و جامعی از امکانات و محدودیت های وضع موجود و منابع مورد نیاز جهت برنامه های آتی حاصل شود . این پژوهش به دنبال احصای مولفه ها و شاخص های نیاز سنجی آموزش عملیات مشترک اجا و مشخص نمودن وضع موجود نیاز سنجی در آموزش عملیات مشترک بوده است. این تحقیق از نوع کاربردی است. داده ها با استفاده از روش های میدانی و کتابخانه تخصصی و با ابزارهای اسناد و مدارک دست اول، مصاحبه و پرسشنامه گردآوری شده اند. مولفه های نیازسنجی در آموزش عملیات مشترک اجا طی تجزیه تحلیل اسناد و مدارک و مصاحبه ها احصا شده و شاخص های هریک از مولفه ها با پردازش سوالات پرسشنامه تعیین گردیده است که در مجموع شامل 7 مولفه و 26 شاخص می باشد . در انتها با توجه به شاخص های احصا شده وضع موجود نیازسنجی در آموزش عملیات مشترک اجا مورد سنجش قرار گرفته است.
بهینه سازی سبد سرمایه گذاری به کمک پیش بینی بازده مورد انتظار با استفاده از روش های شبکه عصبی LSTM، جنگل تصادفی و ARIMA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۳
9 - 28
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز اهمیت مدل های بهینه سازی سبد سرمایه گذاری به صورت فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است. هرچند پیش بینی بازده مورد انتظار گزینه های سرمایه گذاری و در نظر گرفتن آن ها در تابع هدف بیشینه سازی سود امری رایج است لیکن مهم ترین نوآوری پژوهش جاری کمینه سازی خطای پیش بینی به عنوان تابع هدف است. این نوآوری به سرمایه گذاران توصیه می کند که در تشکیل سبد سرمایه گذاری علاوه بر سود و ریسک، بر معیار مهم قابل پیش بینی بودن گزینه های سرمایه گذاری نیز تاکید گردد. ادغام پیش بینی بازده مدل های سری زمانی سنتی در تشکیل پورتفولیو می تواند عملکرد مدل بهینه سازی سبد اصلی را بهبود بخشد. از آنجایی که مدل های یادگیری ماشین و یادگیری عمیق برتری قابل توجهی نسبت به مدل های سری زمانی نشان داده اند، این مقاله پیش بینی بازده در تشکیل پورتفولیو را با مدل یادگیری ماشین، یعنی جنگل تصادفی و مدل یادگیری عمیق حافظه ی کوتاه مدت طولانی ترکیب می کند. به منظور ارزیابی عملکرد مدل پیشنهادی، داده های تاریخی 5 ساله از سال 1396 تا 1401 از شاخص 5 صنعت بانکی، خودرویی، دارویی، فلزی و نفتی است. نتایج تجربی نشان می دهد که مدل های بهینه سازی میانگین واریانس با پیش بینی بازدهی به وسیله جنگل تصادفی ، بهتر عمل می کنند.
شناسایی و اولویت بندی پیشایندها و پسایندهای مدیریت سرگردانی سرمایه گذار با رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری و منافع اجتماعی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
185 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه افراد با محیطی بسیار پیچیده با انتخاب های زیاد روبرو هستند، بنابراین سرگردانی افراد بخصوص در بحث خرید خدمات به خاطر ماهیت منحصربه فرد آن امری بدیهی است که این امر معمولاً ناشی از عوامل مختلفی است که در نهایت بر تصمیم گیری وی اثرگذار است با توجه به اهمیت سرگردانی سرمایه گذاران در بورس، این پژوهش باهدف شناسایی و اولویت بندی پیشایندها و پسایندهای مدیریت سرگردانی سرمایه گذار با رویکردی دلفی فازی انجام شد.روش شناسی: جامعه آماری این پژوهش شامل 21 خبره آگاه بازاریابی و صنعت بورس است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (قضاوتی) و (گلوله برفی) و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته تا رسیدن به حد کفایت یا اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفته اند. روایی و پایایی آن با استفاده از معیار قابلیت اعتبار، قابلیت اطمینان، تائید پذیری و همچنین انتقال پذیری تائید شد و پایایی بین دو کدگذار برای مصاحبه های انجام گرفته طبق فرمول هولستی 90/0 است که قابلیت اعتماد کدگذاری ها مورد تائید واقع شد. جهت تحلیل کیفی مصاحبه ها و برای شناسایی پیشایندها (علل) و پسایندهای (پیامدها) مدیریت سرگردانی سرمایه گذار از روش کدبندی باز، محوری و انتخابی استفاده گردید و در بخش کمی نیز جهت اولویت بندی متغیرهای شناسایی شده در بخش کیفی پژوهش از پرسشنامه دلفی فازی استفاده شد که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و آزمون مجدد تأیید گردید.یافته ها: پس از مصاحبه ها با خبرگان، متن مصاحبه ها به طور دقیق مورد بررسی قرار گرفتند که نهایت نتایج حاصل از پژوهش در قالب پیشایندهای مدیریت سردرگمی سرمایه گذار در قالب یازده عامل و پسایندهای آن نیز مشتمل بر یازده عامل شناسایی و اولویت بندی شدند.نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش مشخص می کند چه عواملی مدیریت سرگردانی سرمایه گذار در بورس را ضروری می سازد و پیامدهای حاصل از این سرگردانی چگونه خواهد بود که امید است نتایج حاصل از پژوهش موجبات تأمین و حفظ منافع سرمایه گذار و راهکاری مؤثر در مسیر متولیان جهت مدیریت سرگردانی سرمایه گذاران در صنعت بورس کشور باشد.
بررسی و تبیین الگوی بهینه خط مشی گذاری سیستم مدیریتی در تصمیم گیری سازمانی جمعیت هلال احمر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سازمان ها و نهادهای مختلف که مأموریت ها و وظایف اجتماعی دارند؛ مقوله خط مشی گذاری و تصمیم گیری سازمانی حساسیت و اهمیت ملی و در برخی مواقع بین المللی خواهد داشت. برای اتخاذ تصمیم های معقول و بهینه، باید الگوهای خط مشی گذاری ارزیابی و در نهایت بهترین و مناسب ترین آن انتخاب و پیاده شود. از آنجا که جمعیت هلال احمر در شرایط مختلف عادی تا بحرانی مأموریت های مختلفی بر عهده دارد و بسیاری از مأموریت های آن در شرایط اضطراری و بحرانی است، مسئله تصمیمگیری از حساسیت زیادی برخوردار است و این حساسیت به خاطر تبعات و پیامدهای تصمیم است. به همین منظور در این تحقیق الگوهای مختلف خط مشی گذاری در سیستم مدیریتی سازمانی جمعیت هلال احمر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل نخبگان شاغل در جمعیت هلال احمر می باشند. اطلاعات موردنیاز با بهره گیری از دو روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند که در نتیجه آن، 11 الگوی خط مشی گذاری و 13 شاخص و معیار برای ارزیابی این الگوها شناسایی شد. پرسشنامه بین بیست وسه نفر از صاحب نظران با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی توزیع شد. فرایند تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار TOPSIS انجام شد. براساس یافته ها مشخص شد که مدنظر قرار دادن امکانات و منابع موجود (عقلانیت اقتصادی) و توجه به مبانی علمی و منطقی در مراحل مختلف (عقلانیت حرفه ای) بالاترین وزن را در بین معیارهای ارزیابی الگوها دارند. همچنین براساس نتایج پژوهش الگوی درخت اخذ تصمیم به عنوان بهینه ترین راهبرد در بین راهبردهای خط مشی گذاری سیستم مدیریتی برای جمعیت هلال احمر معرفی شد.
بررسی عوامل موثر بر موفقیت فعالیت های بازاریابی شبکه های اجتماعی شرکت با تاکید بر خصوصیات شرکت (یکپارچگی و پاسخگویی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از ابزارهای بازاریابی به ویژه بازاریابی ویروسی ضمن ایجاد مزیت رقابتی می تواند باعث تغییر الگوی غذایی نیز شود. در پژوهش حاضر عوامل موثر در بازاریابی ویروسی مواد غذایی ارگانیک شناسایی، مدل سازی، و وزن دهی شده است. برای شناسایی عوامل موثر از رویکرد فراترکیب و بررسی 90 مقاله علمی معتبر استفاده شد، سپس روش مدل سازی ساختاری تفسیری جامع و نظرات خبرگان به منظور مدل سازی بکار رفت. در ادامه با پیاده سازی روش تحلیل شبکه ای فازی رتبه بندی و تعیین اهمیت عوامل انجام شد. بر مبنای تحلیل یافته ها مشخص شد که 9 عامل در بازاریابی ویروسی مواد غذایی ارگانیک موثر هستند و در قالب مدل تفسیری با پنج سطح طبقه بندی می شود. بطوری که در اولین سطح شرایط بازار، در سطح دوم جامعه هدف، در سطح سوم فناوری و قیمت، در سطح چهارم، مصرف کننده، روش ارایه (پیاده سازی) و ایجاد ارزش و در نهایت در سطح پنجم تمایل (انگیزه) و اعتماد قرار دارد. همچنین با استفاده از FANP مشخص شد که عامل های روش ارایه، ارزش پیام و مصرف کننده با ضریب 0.354 به عنوان عامل اصلی پیوندی بیشترین اهمیت را دارند، و عامل های قیمت و شرایط بازار با ضریب اهمیت 0.301 به عنوان عامل اصلی مستقل در رتبه دوم قرار گرفتند. بطورکلی بازاریابی ویروسی در زمینه مواد غذایی ارگانیک باعث ایجاد رونق و تمایل مردم در استفاده از این گونه محصولات می شود. در این پژوهش ابتدا عوامل موثر در بازاریابی ویروسی مواد غذایی ارگانیک شناسایی شده و سپس در پنج سطح و در قالب چهار مجموعه بصورت مدلی تفسیری قرار گرفتند و در پایان رتبه بندی شدند.