فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Pilgrimage denotes a profound spiritual journey that cultivates personal transformation, resilience, and psychological well-being. Previous studies have explored the psychological effects of pilgrimage. However, the specific mechanisms through which these spiritual experiences foster enduring happiness still remain underexplored. This study aims to investigate how spiritual well-being enhances the joy of pilgrimage through the lens of eudaimonic well-being, drawing on the self-determination theory (SDT) and the principles of eudaimonic psychology. The study argues that spiritual well-being acts as a fundamental resource, enabling pilgrims to navigate various challenges on their journey ( e.g. , physical hardship and introspection), achieve self-actualisation, and ultimately experience deep existential satisfaction. Structural equation modelling (SEM) was employed to survey 152 Arbaeen pilgrims. The results indicated that spiritual well-being significantly influenced eudaimonic well-being, which in turn enhanced the joy derived from pilgrimage. The findings suggested that fulfilment associated with pilgrimage was not merely a fleeting emotional response but a deeply rooted psychological state arising from personal transformation, meaning-making, and spiritual elevation. This study contributes to the literature on religious tourism, positive psychology, and spirituality by highlighting the transformative power of pilgrimage as a pathway to human flourishing. It also provides both theoretical and practical frameworks for researchers, policymakers, and mental health practitioners seeking to understand and promote the psychological benefits of spiritual experiences.
تأثیر حضور حسابداران رسمی در ترکیب کمیته حسابرسی بر تأخیر در گزارش حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
59 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر حضور حسابدران رسمی یا به عبارت دیگر تخصص حسابرسی اعضای کمیته حسابرسی شرکت ها بر تأخیر در گزارش حسابرسی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پاسخ به فرضیه ها، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1396 الی 1401 است. برای دستیابی به نمونه پژوهش از روش غربال گری استفاده شد. بدین منظور اطلاعات مالی 107 شرکت به عنوان نمونه آماری پژوهش جمع آوری شد. به منظور آزمون فرضیه پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده های پانل استفاده شده و برای تحلیل داده ها نرم افزار ایویوز به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد حضور حسابداران رسمی در کمیته حسابرسی (تخصص حسابرسی اعضای کمیته حسابرسی) بر تأخیر در گزارش حسابرس اثر منفی و معنادار دارد. همچنین، تأثیر منفی حضور حسابداران رسمی در کمیته حسابرسی (تخصص حسابرسی اعضای کمیته حسابرسی) بر تأخیر در گزارش نسبت به تخصص مالی اعضای کمیته بیشتر است. با توجه به نتایج پژوهش، هر چه نسبت حسابداران رسمی در ترکیب اعضای کمیته حسابرسی بیشتر باشد می تواند منجر به افزایش اثربخشی کمیته شده و با کمک به نیل به اهداف و مسئولیت های کمیته، زمینه گزارشگری مالی به موقع را فراهم آورد. چنین نگاه جدیدی به ترکیب کمیته حسابرسی در بازار سرمایه کشور دارای نوآوری است و به توسعه ادبیات در این حوزه کمک می کند.
کارایی استفاده از مجوزهای قابل مبادله در کاهش آلاینده های هوای کلان شهرها: مطالعه موردی شهر تهران با رویکرد آزمایشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
35 - 50
حوزههای تخصصی:
افزایش تعداد خودروهای سواری در کنار عدم گسترش حمل و نقل عمومی به تناسب افزایش تقاضا موجب مصرف بیشتر سوخت های فسیلی در شهر تهران طی سال های اخیر شده است که در نتیجه کیفیت هوای این کلانشهر را به طور محسوسی متاثر کرده است. در این پژوهش با استفاده از سازوکار سقف و مبادله ، الگوی جدیدی جهت کنترل انتشار آلودگی در مناطق «طرح ترافیک» ارائه شده است که بر اساس آن سقف معینی برای انتشار آلاینده های هوا تعیین شده و با اختصاص مجوزهای آلایندگی، بازاری جهت خرید و فروش این مجوزها شکل می گیرد. همچنین در ادامه به بررسی مقایسه ای بین طرح ترافیک فعلی و الگوی پیشنهادی جدید پرداخته شده است و مزایای استفاده از الگوی پیشنهادی، از جمله سقف ثابت انتشار، عادلانه تر بودن، هزینه های مبادله پائین و... بیان شده است. در پایان و پس از ارائه نظری الگو، با استفاده از رویکرد آزمایشگاهی و بهره بردن از نرم افزار متن باز Otree آزمایشی در 3 مرحله طراحی شده است تا امکان پذیری شکل گیری بازار تبادل مجوزهای آلایندگی، بررسی شود. بر اساس نتایج آزمایش، بازار تبادل مجوزها امکان شکل گیری دارد، هرچند وجود بازارگردان و در اختیار شهرداری ماندن بخشی از ظرفیت انتشار مجوز می تواند به عملکرد بهتر چنین بازاری کمک کند.
مؤلفه ها و نقاط تماس خانواده برای افزایش اهدای عضو در چارچوب بازاریابی اجتماعی: مرور دامنه ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش نیاز به پیوند اعضا به چالشی جهانی تبدیل شده است. یکی از موانع اصلی در مسیر اهدای عضو الزام به کسب رضایت خانواده است که در بیش از ۵۰ کشور، از جمله ایران، قانونی است. تغییر نگرش خانواده ها نقش کلیدی در افزایش نرخ اهدای عضو دارد. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل و نقاط تماس مؤثر بر رفتار خانواده ها برای طراحی مداخله های بازاریابی اجتماعی انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر با رویکرد مرور دامنه ای انجام شد. جستجوی مطالعات در پایگاه های اطلاعاتی معتبر شاملPubMed ، Scopus، Web of Science، ProQuest، Emerald، SID طی سال های 2020 تا 2024 صورت گرفت. در مجموع، 69 مطالعه مرتبط با نقش خانواده در فرآیند اهدای عضو شناسایی و وارد تحلیل شدند. داده های حاصل با استفاده از روش تحلیل مضمون و به کمک نرم افزارهای Excel و MAXQDA بررسی شدند تا نقاط تماس کلیدی و عوامل مؤثر در این حوزه شناسایی شوند. یافته ها: سه حوزه کلیدی شامل عوامل اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی با شش مؤلفه؛ عوامل مؤثر بر تصمیم گیری خانواده در اهدای عضو با سه مؤلفه؛ و عوامل مؤثر بر ارتباط مؤثر خانواده با چهار مؤلفه بر اهدا عضو تاثیر می گذارند. نتیجه گیری: استفاده از اصول بازاریابی اجتماعی با تمرکز بر نیازها و ارزش های خانواده ها می تواند آگاهی و مشارکت در اهدای عضو را ارتقا دهد. با وجود شناسایی عوامل موفقیت آمیز، بررسی ترکیبی این عوامل کمتر انجام شده که شکافی در ادبیات موضوع است. پیشنهاد می شود راهبردهای بلندمدت طراحی و اثرات آنها پایش شود تا تغییر رفتار خانواده ها بهبود یابد.
تأثیرکیفیت حسابرسی بر سرمایه سازمانی و ظرفیت تأمین مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه کیفیت حسابرسی یکی از گسترده ترین حوزه های پژوهشی در حیطه حسابرسی محسوب می شود، شواهد محدودی درباره نقش آن در فعالیت های سرمایه گذاری و تصمیم های تأمین مالی شرکت ها وجود دارد؛ براین اساس، هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت حسابرسی بر سرمایه سازمانی و ظرفیت تأمین مالی است. داده های مربوط به ۱۴۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۱ جمع آوری و تحلیل شد. در این پژوهش، از حق الزحمه حسابرسی به عنوان شاخصی برای سنجش کیفیت حسابرسی در چارچوب فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که کیفیت حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری بر سرمایه سازمانی دارد. این نتیجه بیانگر آن است که کیفیت حسابرسی بالا، با انتخاب های راهبردی در سرمایه گذاری های مرتبط با منابع سازمانی در ارتباط است و به عنوان عاملی کلیدی در شکل گیری سرمایه سازمانی عمل می کند. همچنین، کیفیت حسابرسی تأثیر منفی بر ظرفیت تأمین مالی شرکت ها دارد. این یافته نشان می دهد که رابطه بین کیفیت حسابرسی و ظرفیت تأمین مالی رابطه ای پویا است که ممکن است محدودیت های مالی شرکت ها را تعدیل کند و درنهایت منجر به افزایش اعتبار و دسترسی به منابع مالی پایدارتر شود.
مدلسازی گزارشگری مالی متقلبانه متاثر از حق الزحمه و اندازه موسسه حسابرسی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
68 - 93
حوزههای تخصصی:
تقلب در گزارشگری مالی در سال های اخیر رشد قابل توجهی داشته است و تبدیل به یکی از دغدغه های سازمان ها و مدیران آنها شده است. چرا که، گزارشگری مالی متقلبانه پیامدهای ناگواری دارد. در همین راستا این پژوهش با هدف مدلسازی گزارشگری مالی متقلبانه متاثر از حق الزحمه و اندازه موسسه حسابرسی انجام شد. برای انجام پژوهش حاضر از روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) استفاده شده است. در بخش کیفی با کمک روش فراترکیب 18 متغیر شامل؛ ریسک عدم کشف، حقوق صاحبان سهام، اهداف مالی، پایداری و ثبات مالی، پیش بینی مالی، عملکرد مالی، بهره وری مالی، مربوط بودن صورت های مالی، سطح اتکاء و اعتماد به صورت های مالی، سطح کیفیت اطلاعات و تصمیم گیری های مالی، مدیریت سود، ارائه مجدد صورت های مالی، تقارن اطلاعاتی، سیاست های مالیاتی، کیفیت درآمدها، ویژگی های عملیاتی، قابلیت مقایسه صورت های مالی و مدیریت دارایی ها شناسایی شدند و برای تحلیل آنها در بخش کمی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده گردید که داده های آن با کمک ماتریس خودتعاملی از 16 خبره گردآوری شد و حاصل آن الگویی نه سطحی بود که قابلیت اتکا و اعتماد، تاثیرگذارترین مورد در تحلیل این آثار بود.
تاثیر هوش هیجانی بر اثربخشی کار گروهی حسابرسی و توانایی حسابرس در کشف تقلب: نقش برنامه ریزی فرآیند حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
84 - 115
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر هوش هیجانی بر اثربخشی کار گروهی حسابرسی و توانایی حسابرس در کشف تقلب در صورت های مالی می پردازد. پژوهش حاضر پرسشنامه ای می باشد. جامعه آماری پژوهش حسابرسان عضو جامعه رسمی حسابداران بوده و نمونه پژوهش به تعداد 216 نفر انتخاب گردید . نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که هوش هیجانی بر اثربخشی کار گروهی حسابرسی و همچنین توانایی حسابرس در کشف تقلب تاثیر مستقیم دارد. بعلاوه یافته ها حاکی از تاثیر مستقیم هوش هیجانی بر توانایی حسابرس در کشف تقلب از طریق اثربخشی کار گروهی حسابرسی می باشد. همچنین، اثربخشی کار گروهی حسابرسی بر برنامه ریزی فرآیند حسابرسی تاثیر معنادار و مستقیم دارد و برنامه ریزی فرآیند حسابرسی بر توانایی کشف تقلب تاثیر معنادار و مستقیم دارد. لذا اثربخشی کارگروهی حسابرسی بر توانایی کشف تقلب از طریق برنامه ریزی فرآیند حسابرسی تاثیر مستقیم و معنادار دارد. شناسایی نقش هوش هیجانی در فرایند حسابرسی می تواند به فهم بهتری از چگونگی بهبود کار گروهی و کشف تقلب کمک کند و در نهایت به ایجاد روش های مؤثرتر برنامه ریزی فرآیند حسابرسی منجر شود.
تاثیر فرهنگ سازمانی داده های بزرگ بر پذیرش استراتژی دیجیتالی سازی با نقش تعدیل گر تعهد رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات علوم مدیریت دریایی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
101 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف: داده های بزرگ به عنوان یک توانمندساز ضروری برای استراتژی های دیجیتالی سازی شرکت ها شناخته شده است. تجزیه و تحلیل داده های بزرگ به بهبود تجربه مشتری، تقویت راه حل های نوآورانه و دیجیتالی و افزایش عملکرد سازمانی کمک می کند از این رو، هدف اصلی پژوهش تعیین تاثیر فرهنگ سازمانی داده های بزرگ بر پذیرش استراتژی دیجیتالی سازی با نقش تعدیل گر تعهد رهبری بود. روش: این مطالعه از نظر هدف از نوع «پژوهش های کاربردی» است و از نظر نظر ماهیت و روش، از نوع «پژوهش های توصیفی- پیمایشی» است. جامعه آماری کارکنان شرکت های شیمیایی مستقر در شهرک صنعتی عباس آباد تهران (460 نفر) بودند که تعداد (210) بر اساس فرمول کوکران به روش تصادفی طبقه ای ساده انتخاب شدند. از پرسشنامه 5 سوالی مشتری مداری پودار و همکاران (2009)، 4 سوالی همکاری تامین کنندگان کمپل و همکاران (1998)، 4 سوالی مهارت های فناوری اطلاعات کارکنان لیو و همکاران (2020)، 3 سوالی تعهد مدیریت کادونگان و همکاران (2001)، 5 سوالی فرهنگ سازمانی داده های بزرگ شمیم و همکاران (2019) و 4 سوالی پذیرش راهبرد دیجیتالی سازی پورفیریو و همکاران (2021) استفاده شد. اطلاعات حاصله با بکارگیری مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاصل از نشان داد مشتری مداری، همکاری تامین کننده و مهارت های فناوری اطلاعات کارکنان بر فرهنگ سازمانی داده های بزرگ تأثیر مثبت می گذارد. ضمن این که، فرهنگ سازمانی داده های بزرگ به طور مثبت رابطه بین مشتری مداری، همکاری تامین کننده و کارکناندیجیتالی سازی را واسطه می کند. نتایج: در راستای پذیرش استراتژی دیجیتالی سازی در سطح شرکت های کوچک و متوسط، توجه به فرهنگ سازمانی در کنار تعهد رهبران از ضروریات عصر تحول دیجیتالی است.
پیوند بین مدیریت منابع انسانی سبز و توانمندسازی کارکنان با رویکرد زیست محیطی با توجه به مکانیسم میانجی استراتژی های سبز توسعه منابع انسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
42 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، مطالعه نقش میانجی گری استراتژیهای سبز توسعه منابع انسانی در ارتباط بین مدیریت منابع انسانی سبز و توانمندسازی کارکنان با رویکرد زیست محیطی در دانشگاههای آزاد اسلامی استان کرمان می باشد. این پژوهش از لحاظ ماهیت و روش یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و از منظر هدف کاربردی می باشد.جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاههای آزاد اسلامی استان کرمان به تعداد 747 نفر می باشد. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 256 نفر انتخاب شدند برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه استراتژیهای سبز توسعه منابع انسانی ، مدیریت منابع انسانی سبز و توانمندسازی کارکنان با رویکرد زیست محیطی با روایی و پایایی مناسب استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون پیرسون ورگرسیون استفاده شده است. یافته ها نشان داد استراتژیهای سبز توسعه منابع انسانی در ارتباط بین مدیریت منابع انسانی سبز و توانمندسازی کارکنان با رویکرد زیست محیطی در دانشگاههای آزاد اسلامی استان کرمان نقش میانجی دارد. و در نهایت به ارائه پیشنهاداتی پرداخته شده است.
The Impact of Financial Development on the Poverty of Fishermen in the Northern Provinces in Iran (Gilan, Mazandaran and Gulistan) With A Threshold Vector Auto Regression (TVAR)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Financial development has been the main factor for economic development in different countries, and the causal relationship between financial development and economic development is part of the macroeconomic relations that have been examined many times. Yet studies on fishermen's poverty have rarely been done. Many residents of coastal villages are engaged in fishing activities. Small-scale fishing on various coasts in the north of Iran is an important source of employment, income and nutrition for coastal villages. This characteristics and effects have not been well examined. This study has investigated the poverty of Iranian fishermen in Gilan, Mazandaran and Golestan provinces due to changes in financial development.. The study was based on the Threshold Vector Auto Regression (TVAR), between 2000 to 2020. The research results confirm the existence of a nonlinear relationship between financial development and poverty. A significant relationship between financial development and income distribution was also confirmed on the poverty of northern Iranian fishermen.
مفهوم پردازی چالش های گذار به سمت اقتصاد دایره ای دیجیتال با تکیه بر فناوری اینترنت اشیا در صنعت 4.0(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
205 - 222
حوزههای تخصصی:
کسب و کارهایی که قصد ورود به بازارهای بین المللی را دارند، باید در مدل کسب و کار خود، اصول اقتصاد دایره ای را اعمال نمایند تا هم به مزیت رقابتی جهانی دست یافته و هم ضمن تلاش برای حفظ محیط زیست، کارایی اقتصادی خود را افزایش دهند . اینترنت اشیا از جمله فناوری های صنعت 4.0 است که می تواند زمینه مناسبی را برای به اشتراک گذاری اطلاعات بین ذینفعان ایجاد کند. هرچند مزایای استفاده از فناوری اینترنت اشیا به منظور تحقق اقتصاد دایره ای غیرقابل انکار است، اما عدم توجه به چالش های موجود در این راه، سرعت گذار را کم کرده و کارآمدی استفاده از این فناوری را کاهش خواهد داد. لذا توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش موانع بکارگیری موثر فناوری اینترنت اشیا در اقتصاد دایره ای شناسایی و ارزیابی شد. ابتدا بر اساس مرور جامع ادبیات، همچنین مصاحبه با خبرگان، موانع اینترنت اشیا در اقتصاد دایره ای در 7 دسته اصلی موانع فنی، ساختاری و سازمانی، اقتصادی و قانونی، اجتماعی و فرهنگی، زیرساختی، محتوایی و انرژی طبقه بندی؛ و با بررسی گسترده، 53 مانع در این دسته ها، شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش دلفی و طی 3 مرحله، موانع مورد نظر غربالگری شده و در نهایت، 30 مانع مورد پذیرش خبرگان قرار گرفت. سپس با استفاده از تکنیک دیمتل فازی، ضمن شناسایی روابط تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بین موانع بکارگیری اینترنت اشیا در اقتصاد دایره ای در صنعت لوازم خانگی ایران، عامل توانایی شبکه بندی و اتصال اشیا به یکدیگر در مقیاس بزرگ (مانند شبکه های ابری) به عنوان با اهمیت ترین و در عین حال اثرگذارترین مانع شناخته شد.
Managing Transport Systems with Artificial Intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Problems caused by the growth of traffic in cities require modern management approaches to improve the situation with the routing of traffic flow. This article aims to develop a conceptual system that uses computer vision technology to collect and process data from vehicles. It describes the technology of computer vision as an opportunity to improve routing algorithms by processing large data streams that reflect real situations and causes that affect route optimization. The result of using the color vision system is to provide more accurate and timely information to drivers, allowing them to make informed decisions about their routes. This will reduce traffic congestion, improve transport efficiency, and minimize the negative impact on the environment.
شناسایی پیشران ها و بازدارنده های ارتقای یکپارچه سازی فرهنگ سازمانی پس از ادغام و اکتساب: مرور نظام مند پیشینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
29 - 45
حوزههای تخصصی:
یکپارچگی ترکیب دارایی ها و افراد و دارای سه سطح رویه ای، فیزیکی، و فرهنگی است. یکپارچگی فرهنگی یکی از الزامات رسیدن به ادغام موفقیت آمیز است. هدف از این مطالعه بررسی پیشران ها و بازدارنده های یکپارچگی فرهنگی است. این پژوهش کاربردی با رویکرد اکتشافی و توصیفی است که از روش مرور نظام مند پیشینه برای جمع آوری داده استفاده کرده است. برای این منظور مقالات و پایان نامه ها و کتب در پایگاه های داده معتبر منتخب مرتبط با این حوزه با معیار های شمول مد نظر پژوهش به عنوان منابع استفاده و با روش کدگذاری تحلیل شدند. یافته ها حاکی از آن اند که پیشران های یکپارچگی فرهنگی در سه بعد اصلی الزامات و بسترها، تسهیل کنندگان، و عوامل سبب ساز (علل) دسته بندی شده اند. همچنین بازدارنده ها در چهار دسته موانع ساختاری سازمانی، ارتباطی، فرهنگی اجتماعی، سیاسی محیطی قرار گرفته اند. توسعه و فراگیر شدن فرهنگ مشترک و یکپارچه در سازمان ادغامی مستلزم اجرا و مهیا کردن برخی شرایط برای اجرای آن است. آن شرایط شامل شناسایی پیشران ها و بازدارنده های یکپارچگی فرهنگ سازمانی برای اقدامات صحیح در برخورد با آن ها پس از ادغام است.
مرور دامنه ای نظریات الگوی معماری مدیریت منابع انسانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۱۰بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
81 - 118
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: معماری مدیریت منابع انسانی درصدد است تا میان اجزای تشکیل دهنده و اهداف سازمان ارتباط برقرار کرده و یک نقشه سازمانی از فعالیت های آن ترسیم کند. پژوهش حاضر با هدف توسعه دانش حوزه معماری مدیریت منابع انسانی و استخراج ادبیات مفهومی آن نگاشته شده است.روش: این پژوهش ازحیث مقطع زمانی، تک مقطعی و از نوع مروری با رویکرد بنیادی است و داده های پژوهش ازنوع داده های کیفی هستند که به شیوه نظام مند جمع آوری شده است. پژوهش های مرتبط با موضوع پژوهش حاضر، از سال 1385 تا سال 1402 از 5 پایگاه داخلی شامل بانک اطلاعات نشریات کشور، پایگاه مجلات تخصصی نور، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مقالات علمی کنفرانسی و پرتال جامع علوم انسانی استخراج شده اند. در مرحله اولیه، 396 مقاله وارد فرآیند تحلیل شد و بر مبنای دستورکار مقالات مروری، درنهایت، 36 مقاله مورد تحلیل نهایی قرارگرفت. برای بررسی اعتبار پژوهش، روش بررسی های اعضا مورد استفاده قرار گرفته و تحلیل های توصیفی و هم استنادی روی داده ها انجام شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که ازنظر تعداد، بیشترین مقالات در سال 1401 منتشر شده است و بیشترین استناد نیز در همان سال (21 استناد) بوده است. تحلیل هم استنادی که مبین بنیان های مفهومی یک حوزه دانشی است، ادبیات موضوع را در قالب چهار خوشه به نمایش گذاشت: «ارائه الگو»، «شرح و تفسیر»، «کارکرد و کاربرد»، «ماهیت و ضرورت».نتیجه گیری: باتوجه به سابقه دو دهه ای پژوهش های انجام شده در این حوزه، ضرورت انجام پژوهش های مرتبط بیش از پیش احساس می شود .
راهکارهای تنظیم گری روابط کار در اقتصاد پلتفرم: کسب و کارهای پلتفرمی حمل و نقل در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور کسب وکارهای پلتفرم باعث تعارض منافع بین بازیگران اقتصادی سنتی و جدید شده است لذا براساس نظریه های منفعت عمومی در جهت برقراری عدالت و رفاه عامه لزوم مداخله دولت و حل این تعارضات از طریق تنظیم گری برجسته می گردد. هدف پژوهش حاضر استخراج چالشها و راهکارهای تنظیم گری متناسب با اقتصادپلتفرم بویژه در حوزه روابط کار می باشد. جامعه مشارکت کنندگان شامل تمامی ذینفعان اقتصادپلتفرم می باشند که با نمونه گیری هدفمند گلوله برفی بیست وچهار نفر از آنان انتخاب شدند و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با این ذینفعان بویژه کارشناسان روابط کار، دانشگاهیان متخصص در زمینه حقوقی، اقتصادی، تنظیم گری و مدیران و کارگران پلتفرمهای حمل-ونقل جمع آوری گردید. باتوجه به رویکرداکتشافی پژوهش، روش تحلیل مضمون برای پاسخ به سوالات مورداستفاده قرارگرفت. مفاهیم مستخرج از مصاحبه ها شامل هشت مقوله اصلی چالشهای روابط کار بودند که عبارتنداز: ابهام در مفهوم مشاغل پلتفرمی؛ شکست بازار و ضرورت ورود دولت؛ ابهام در چگونگی تنظیم گری؛ ضرورت اصلاح قانون کار و ایجاد قانون خاص مشاغل پلتفرمی، کاهش قدرت چانه زنی کارگران پلتفرمی؛ ضعف سیستمهای منابع انسانی؛ حمایت اجتماعی ضعیف از حقوق کارگران پلتفرمی؛ تسلط نظام سرمایه داری. همچنین پنج راهکار تنظیم گری روابط کار احصاء شدند که درنهایت سناریوی پنجم تحت عنوان مشارکت تمام ذینفعان در تنظیم گری اقتصادپلتفرم به دست اندرکاران و سیاستگذاران پیشنهاد گردید..
عوامل سازمانی تعیین کننده نوآوری باز: تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
33 - 52
حوزههای تخصصی:
امروزه، نوآوری باز به یک مزیت رقابتی برای سازمان ها تبدیل شده است. یکی از چالش ها در استفاده از آن، مشخص کردن عوامل سازمانی تعیین کننده جهت استفاده مناسب از نوآوری باز است، بنابراین هدف این پژوهش مشخص کردن عوامل سازمانی تعیین کننده جهت نوآوری باز بر اساس استاندارد APQC است و از علم سنجی با بهره گیری از رویکردهای توصیفی، هم استنادی و هم واژگانی استفاده شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است، جامعه آن مقاله های منتشر شده در پایگاه وب آو ساینس است که مرتبط با نوآوری باز و حوزه های 13گانه APQCاند و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای سایت اِسپِیس، وی اُ اِس وییوِر و اِکسل استفاده شد. بر اساس نتایج رویکرد توصیفی، روند انتشار پژوهش ها در چند سال اخیر صعودی بود و مجله Research Policy به عنوان مهمترین مجله این حوزه تعیین شد، همچنین امریکا مهمترین کشور و چِسبرو نویسنده برتر تعیین شد. در تحلیل هم استنادی دوازده خوشه تعیین شد که تنها یک خوشه فعال بود و نقشه درخت دانش پژوهش ها رسم شد و پژوهش های شکوفا، بیشترین استناد و مرکزیت مشخص شدند. همچنین در تحلیل هم واژگانی روند پژوهش ها در سه بازه زمانی مختلف بررسی شد و علاوه بر ترسیم شبکه هم واژگانی، موضوعات به روز این حوزه در هر یک از گروه های 13گانه APQC تعیین و تحلیل شدند.
مدل مفهومی کنترل مفروضات استراتژیک در مدیریت کسب وکارهای کارآفرین: تلفیق تحلیل تغییرات و جهت گیری هوشمند استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
127 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پاسخ به نیاز فزاینده توسعه نظری و عملیاتی کنترل مؤثر مفروضات استراتژیک در مدیریت کسب وکارهای کارآفرین در محیط های با عدم قطعیت بالای ایران ارائه شد. هدف این مطالعه، ارائه یک مدل مفهومی یکپارچه بود که تحت چارچوب ساخت گرایانه نظریه داده بنیاد، از طریق تحلیل عمیق تجربیات عملی و راهبردی مدیران ارشد، ظرفیت سازمان ها را در شناسایی، پالایش و بازنگری مستمر مفروضات استراتژیک بهبود دهد. داده ها از طریق انجام 14 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل مداوم داده ها، فرآیند چهار حلقه ای مدل استخراج گردید. این حلقه ها شامل شناسایی و پالایش مفروضات کلیدی همراه با ایجاد حس پذیری محیطی، کشف سیگنال های ضعیف و اولویت بندی تغییرات با بهره گیری از ماتریس احتمال–اثر، طراحی سازوکارهای بازخورد دوره ای و مستندسازی تعاملی برای تضمین یادگیری سازمانی مداوم و در نهایت سناریونویسی چندگانه به همراه استقرار اقدامات پیشگیرانه و کاهش ریسک می شوند. یافته ها نشان داد ادغام این حلقه ها در قالب یک چرخه بازخوردی، سرعت واکنش کسب وکارها به تغییرات محیطی را افزایش، تخصیص منابع محدود را بهینه و تاب آوری راهبردی آنان را تقویت می کند؛ با این حال فقدان ارتباط اثربخش میان سناریوسازی و بازنگری مفروضات به عنوان بزرگ ترین چالش در مدل های رایج شناسایی شد. بر این اساس، استقرار سامانه هشدار اولیه برای رصد مستمر سیگنال های ضعیف، بهره گیری سیستماتیک از ماتریس احتمال–اثر جهت اولویت بندی تغییرات، برگزاری جلسات بازنگری دوره ای با مستندسازی تعاملی و طراحی سناریوهای چندگانه همراه با برنامه های کاهش ریسک به عنوان الزامات اجرایی این مدل مطرح گردید. مدل پیشنهادی ضمن ارائه چارچوب نظری منسجم، ابزارها و رویه های عملیاتی مشخصی را در اختیار مدیران و مشاوران کسب وکارهای کارآفرین قرار می دهد تا با استقرار آن، تاب آوری راهبردی و پایداری سازمانی خود را در شرایط پیچیده و پویا ارتقاء بخشند و مسیر آزمون های تجربی آینده را هموار سازند.
تأثیر راهبردهای تقسیم سود بر درماندگی و انضباط مالی با نقش تعدیلگری ساختار مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
110 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر راهبرد های تقسیم سود بر درماندگی و انضباط مالی با نقش تعدیلگری ساختار مالی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد که رابطه بین متغیرها را با استفاده از ضریب همبستگی کشف یا تعیین می کند. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز جهت آزمون فرضیه ها از اسناد و مدارک شرکت ها شامل صورت های مالی و داده های مربوط به شرکت ها در پایگاه داده ای ره آورد نوین استفاده گردید. جهت بررسی رابطه بین متغیرها از روش رگرسیون چندگانه استفاده شده است که برای انجام آزمون های مورد نیاز از نرم افزار EViews استفاده گردیده است. یافته ها: با توجه به ارزیابی های انجام شده مشخص گردید که راهبردهای تقسیم سود بر درماندگی مالی تأثیر منفی و معناداری دارند. راهبردهای تقسیم سود بر انضباط مالی تأثیر معناداری ندارد. ساختار مالی بر رابطه راهبردهای تقسیم سود و درماندگی مالی تأثیر مثبت و معناداری دارد. ساختار مالی بر رابطه راهبردهای تقسیم سود و انضباط مالی اثرگذار نمی باشد. دانش افزایی: با تقسیم بیشتر سود در شرکت ها، وضعیت مالی شرکت دچار مخاطره شده و این امر می تواند منجر به درماندگی مالی شود. از طرفی وضعیت ساختار سرمایه شرکت می تواند بر این رابطه اثرگذار باشد.
انتقال دانش در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی با توجه به اثر تعدیلی تخصص حسابرس در صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
141 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه انتقال دانش در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی با توجه به اثر تعدیلی تخصص حسابرس در صنعت است. انتقال دانش بین موسسه های حسابرسی (انتقال دانش بیرونی) نیز موضوعی بود که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت؛ به این معنی که شباهت در سطح صنعت باعث غنی شدن محیط اطلاعاتی شرکت می شود و می تواند توانایی حسابرس در درک معامله های اقتصادی را افزایش دهد که در نتیجه بهای تمام شده در حسابرسی کاهش می یابد. در این پژوهش داده های شرکت های بورسی در بازه زمانی سال های 1391 تا 1401 استخراج و تحلیل شد. آزمون فرضیه ها با استفاده از داده های ترکیبی (شرکت-سال) از طریق نرم افزار استاتا نسخه 17 انجام گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد انتقال دانش در حسابرسی و انتقال دانش بیرونی در حسابرسی با حق الزحمه حسابرسی رابطه معکوس و معنی دار دارد. علاوه بر این نتایج نشان داد تخصص حسابرس در صنعت، رابطه بین انتقال دانش در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی و همچنین رابطه بین انتقال دانش بیرونی در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی را تعدیل می کند.
بررسی ارتباط بین سطح نگهداشت وجوه نقد و عوامل مؤثر برآن با تأکید بر بحران های مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
22 - 41
حوزههای تخصصی:
هدف: سؤال اصلی: هدف پژوهش حاضر، ارائه مدلی جهت تعیین ارتباط بین سطح نگهداشت وجه نقد و عوامل مؤثر با تأکید بر بحران های مالی است. روش پژوهش: در این تحقیق از روش های مربوط به رگرسیون چندمتغیره (داده های پانلی_تابلویی- اثرات ثابت) بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. به منظور انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک (غربال گری) استفاده شد و در نهایت 144 شرکت در دوره زمانی 7 ساله بین سال های 1396 الی 1402 (در مجموع 1008 سال-شرکت) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: طبق نتایج، ارزش بازار سهام شرکت ها نزدیک به 3 برابر ارزش دفتری آن ها بوده است و بین نسبت وجه نقد به کل دارایی ها و متغیرهای فرصت های رشد، همبستگی مثبت و بین نسبت وجه نقد به کل دارایی ها و نسبت جریان نقد عملیاتی، همبستگی منفی وجود دارد. در شرکت هایی با دارایی های ثابت بالاتر، اثر بحران مالی و نسبت جریان نقد عملیاتی بیشتر، نسبت وجه نقد به کل دارایی ها کمتری مشاهده می شود. همچنین مدل انباشته برای برآورد مدل اول اولیه تحقیق مناسب تشخیص داده شد و عدم وجود ناهمسانی واریانس نیز تایید شد. به طورکلی، بین سطح نگهداشت وجه نقد و دیگر متغیرها در بحران های مالی ارتباط معنادار وجود دارد که خود مؤید فرضیه های پژوهش است. بحث و نتیجه گیری: در دوران بحران های مالی، ارتباط معناداری بین سطح نگهداشت وجه نقد و عوامل مؤثر وجود دارد، به طوری که شرکت ها با دارایی های ثابت بالاتر و نسبت جریان نقد عملیاتی بیشتر، نسبت وجه نقد کمتری به کل دارایی ها دارند.