فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۰۴۱ تا ۹٬۰۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار بررسی ابعاد و منافع مشارکت ایران در همگرایی اوراسیایی در تعامل با روسیه است. با وجود تأکیدهای نظری تاکنون به این مهم توجه عملی نشده است که نبود نگاه عینی به روندها و منافع، شناخت ناکافی ظرفیت ها، نبود راهبرد کلان اوراسیایی، نگاه دنباله رو به «روندساز»ها و روندهای برساخته در این حوزه از دلیل های اصلی این موفق نبودن هستند. این نوشتار با رویکرد قیاسی-تحلیلی به نظر و عمل تهران و مسکو در همکاری و همگرایی در اوراسیای بزرگ ابعاد این موضوع را با نگاهی آینده پژوهانه بررسی می کند. در این زمینه، تأکید می شود که اوراسیا منطقه ای پویا در گذار نظم های منطقه ای و بین المللی به نظم جدید و فرایند جدید منطقه ای شدن روابط بین الملل است که به واسطه ظرفیت های خود در آینده نظم بین الملل، جایگاهی محسوس خواهد داشت. تحول در مفاهیم هژمون و قدرت بزرگ و نیز منفعت محور و نه ارزش محوربودن این روند، بستر مناسبی برای همگرایی گزینشی و حاکمیتی برای کشورهای مختلف از جمله ایران فراهم می کند. برای نتیجه، ضمن تأکید بر منافع چندبعدی مشارکت ایران در همگرایی اوراسیایی، تصریح می شود که سیاست خارجی فعال و اثربخش در این بردار، نیازمند شناخت دقیق اوراسیا، ظرفیت ها و جایگاه آن در معادله های آتی منطقه ای و بین المللی، اجماع در داخل در خصوص راهبرد مشخص، به کارگرفتن رویکرد چندبرداری و تعامل متوازن با همه طرف های دخیل در همگرایی، تعامل با مسکو به عنوان بازیگر محوریِ این فرایند دست کم در میان مدت، دوری از تأکید غیرلازم بر متغیرهای «غرب»، «روسیه» و «چین» و هم زمان تلاش برای روندسازی است.
موانع توسعه علوم انسانی از منظر خردگرایی نقاد با نگاهی به ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوامع مختلف برای قرار گرفتن در مسیر بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی خود نیازمند فراهم نمودن زمینه های رشد و توسعه علمی هستند. جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و برای رسیدن به توسعه و بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی خود نیازمند توسعه علوم به ویژه در حوزه علوم انسانی به عنوان اساس تحول جامعه است. پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که مهم ترین موانع توسعه علوم انسانی در ایران کدامند؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش می توان مطرح کرد این است که مجموعه ای از عوامل معرفتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، موانع توسعه علوم انسانی در ایران را ایجاد نموده اند که این موانع نیز هم عرض و هم ارزش نیستند و برخی نسبت به برخی دیگر تقدم داشته، جنبه تعیین کنندگی دارند. با استفاده از نظریه خردگرایی نقاد، موانع توسعه علوم انسانی در ایران بررسی شده است.
شناسایی و اولویت بندی مولفه های خلق ارزش برای کارآفرینی در اقتصادمقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیست و دوم بهار ۱۳۹۸ شماره ۸۲
101 - 128
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کارآفرینی تخریب خلاق و فرآیندی برای ارزش آفرینی و بستری برای رشد و تعالی جامعه انسانی می باشد. این پژوهش در زمینه مطالعات کارآفرینی در اقتصادمقاومتی و با هدف شناسایی و اولویت بندی مولفه های خلق ارزش برای کارآفرینی در اقتصادمقاومتی انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش کاربردی و از لحاظ روش، آمیخته است. در مرحله کیفی؛ ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه کیفی و عمیق با خبرگان بود. جامعه آماری شامل خبرگان کارآفرینی و اقتصادمقاومتی با حجم نمونه 25 نفر با نمونه گیری به روش هدفمند قضاوتی تا رسیدن به نقطه اشباع نظری بود. تجزیه و تحلیل یافته ها به روش نظریه داده بنیاد با رویکرد کلاسیک(گلیزری) انجام شد. در مرحله کمی؛ ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخت یافته و نمونه آماری تحقیق 384 نفر از کارآفرینان و فعالان اقتصادی کشور بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهایSPSS و Smart PLS انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد مولفه های خلق ارزش برای کارآفرینی در اقتصادمقاومتی شامل چهار مولفه به ترتیب اولویت:1. ایجاد بنگاه جدید(کسب و کارجدید) با شدت تاثیر 0/895، 2.خلق ثروت (ایجاد ثروت مولد) با شدت تاثیر 0/894، 3. توسعه کسب وکارها (ماندگاری کسب وکارها، گسترش کسب وکارها) با شدت تاثیر 0/892، 4. دستاورد جدید(تکنولوژی نوآورانه، محصول جدید) با شدت تاثیر 0/865؛ می باشند. نتیجه گیری: هدف غایی کارآفرینی در اقتصاد مقاومتی، خلق ارزش است.
موازنه و ثبات دوسطحی در سیاست خاورمیانه ای روسیه؛ پیامدها بر امنیت و منافع ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی مفاهیم موازنه و ثبات در سیاست خاورمیانه ای روسیه و تهدیدها و منافع متبادر از آن برای ایران است. ازنظر نویسنده، مسکو با توجه به منابع محدود خود و پویایی های منطقه به ویژه امکان سرریز سریع بی ثباتی ها و تهدیدها از این جغرافیا به مناطق مجاور و عرصه بین الملل، تأمین منافع بلندمدت خود در خاورمیانه را در گرو برقراری موازنه و ثبات راهبردی در دو سطح می داند. موازنه گری با آمریکا و مساعدت به روابط متوازن بین قدرت های منطقه دو اصل موازنه در سطح منطقه ای هستند که روسیه آنها را در راستای هدف کلان ایجاد ثبات راهبردی دنبال می کند. هرچند همکاری با آمریکا در سطح کلان سیاست موازنه و ثبات روسیه در مفهوم حکومت مداری جهانی محدودیت هایی برای ایران ایجاد می کند، اما برخی ابعاد آن از جمله بازدارندگی در برابر رفتارهای بی ثبات ساز آمریکا و متحدان آن در راستای منافع تهران است
سقوط اخوان المسلمین در مصر و تاثیر آن بر موقعیت منطقه ای ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۳ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۹)
161 - 190
حوزههای تخصصی:
تحولات اخیر جهان عرب ژئوپلتیک قدرت در خاورمیانه را به شدت متاثر کرد. سقوط دولت های اقتدارگرایی همچون بن علی و مبارک، معادله قدرت در خاورمیانه را وارد دوره جدیدی کرد. قدرت های منطقه ای با باز تعریف موقعیت و منافع ملی و منطقه ای خود شروع به گسترش روابط با رژیم های پسا انقلابی کردند. ترکیه به عنوان یکی از قدرت های اثر گذار در منطقه، تحولات عربی را فرصتی برای باز آفرینی نقش و موقعیت تاریخی خود در نظر گرفت. این امر با قدرت گیری اخوان المسلمین در مصر و النهضه در تونس اوج گرفت. حزب عدالت و توسعه که شاخه ای از اخوان المسلمین است، ظهور این جریان ها را در عرصه قدرت در دو کشور به مفهوم گسترش تمدنی و فرهنگی خود تلقی کرد و این امر را فرصتی برای استراتژیک کردن روابط خود با دولت های جدید در مصر و تونس تبدیل کرد. سقوط این جریان ها از شاکله قدرت در مصر و تونس، استراتژی منطقه ای ترکیه را مختل کرد و این کشور از فاز الهام بخش بودن در تحولات خاورمیانه به فاز نظامی-امنیتی تغییر مسیر داد. تنش در روابط با مصر، مداخله نظامی در سوریه از جمله پیامدهای این سیاست است. این مقاله در پی بررسی آسیب های ترکیه از سقوط اخوان المسلمین و در مرحله بعدی تلاش آنکارا برای بازگشت دوباره این گروه به ارکان قدرت است. فرضیه تحقیق به این شکل مطرح می گردد که سقوط اخوان المسلمین در مصر، ترکیه را از نقش معنوی و فرهنگی در منطقه دور ساخت و موقعیت این کشور را در نظم بخشی به بحران های خاورمیانه تضعیف کرد.
سیمای نظارت و مداخله دولت در اصناف بازار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصناف در حوزه ی بازار به گونه ای در تحولات شبکه های تولید و توزیع نقش ایفا می کنند، که می توان از آن ها به عنوان نهادی تنظیم گر در عرصه ی فعالیت های اقتصادی نام برد. لیکن در این میان دولت ها با توجه به سیاست های اتخاذی متفاوت، گاه محدوده ی فعالیت اصناف را محدود و با مداخله در جامعه ی مدنی آن ها، فعالیت آزاد اقتصادیشان را تحت نظارت و کنترل قرار می دهند وگاه خود را از دخالت در سیاست گذاری های آن ها دور می کنند تا عرصه ی فعالیت اقتصاد آزاد را برای اصناف به وجود آورند. در این میان دولتی نیز وجود دارد که شیوه ی حد میان را برگزیده است و با مشارکت با اصناف به سازماندهی سازوکار داد و ستد می پردازد. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق روش کتابخانه ای است که به شکل متن خوانی و فیشبرداری از داده های اصیل و دست اولی چون کتب علمی و مقالات علمی-پژوهشی فراهم شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که اگر چه با نگاهی گذرا در قانون نظام صنفی، نقش دولت را هدایتگر و میانه رو در مسائل اصناف در می یابیم، لیکن با تفحص در شاکله ی بنیادی و ساختارهای آن متوجه می شویم که نقش دولت کاملاً حداکثری بوده و تمامی سیاست گذاری ها و مدیریت ها یا مستقیماً توسط خودش انجام شده یا غیر مستقیم و تحت نظارت و تائید وی به منصه ی ظهور رسیده است.
سیاست زیباشناختی؛ بررسی وجوه زیباشناسانه سیاست در آرای ژاک رانسیر «زیبایی شناسی به مثابه عنصری مستتر در ذات هر سیاست رهایی بخش»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
979 - 997
حوزههای تخصصی:
سیاست در دستگاه فکری رانسیر ، تلاشی برای نشان دادن آن به مثابه سازوکاری زیبایی شناختی است. بدین شکل به جای آنکه سیاست به کارگیری یا تلاش برای کسب قدرت باشد، پیکربندی جهانی ویژه است. در این راستا، رانسیر بر آن است که ماهیت زیبایی شناختی سیاست را نه به عنوان یک جهان ویژه مجرد، بلکه به عنوان یک جهان ناسازگار بازتعریف کند. جهانی که به برسازی شکل جدیدی از حس مشترک و افق جدیدی از رؤیت پذیری ها می انجامد که با نفی سلسله مراتب بازنمودی میان موضوعات باارزش و پست به مرئی پذیری کنش ها و کاربست هایی منجر می شود که در ذیل نام سیاست قرار می گیرند. در این راستا، مقاله حاضر، سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که «بُعد زیبایی شناختی سیاست در اندیشه رانسیر چگونه و بر مبنای چه مؤلفه ها و مقولاتی شکل نظری به خود گرفته است». بنابر فرضیه ما، رانسیر با مفروض گرفتن زیبایی شناسی به عنوان ایده کانتی «صور پیشینی حساسیت» - امری مربوط به زمان و مکان- به سیاست در چارچوب رهایی از توزیع امر محسوس می پردازد؛ امری که به طرح و بازخوانی مفاهیم سیاست و زیبایی شناسی و گذر از معانی متعارف آنها می پردازد. در مقاله پیش رو، پس از بررسی بعد زیبایی شناختی سیاست در اثر «شب های پرولتاریا» و بررسی تبارشناسانه ایده «صور پیشینی حساسیت» در زیبایی شناسی کانت به بحث مبسوط از سیاست و وجوه زیباشناسانه آن در آرای ژاک رانسیر خواهیم پرداخت.
ظرفیت سنجی منابع فقهی در استنباط گزاره های فقه سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دست یابی به قطعیت، حجیت، صحت استناد و انتساب به شارع در دانش های فقهی، تنها از مسیر مراجعه به منابع فقه به عنوان منبع جوشش تفکر و تفقه میسر و ممکن خواهد بود. «قرآن» و «سنت» دو منبع اصلی فقه و فقه سیاسی قلمداد گردیده و حجیت سنت در فقه سیاسی؛ هرچند تابعی از حجیت قرآن قلمداد می شود، اما سنت را به دلیل تبیین و تفصیل قرآن کریم، باید غنی ترین منبع فقه سیاسی به شمار آورد. اجماع در فقه سیاسی شیعه تنها در صورتی می تواند به عنوان منبع صدور حکم و الزام سیاسی باشد که کاشف از قول معصوم باشد. ادراکات بدیهی و قطعی عقل در فقه سیاسی تشیع حجت بوده و سایر تأملات عقلانی به معیار و ملاک معارف قطعی وحیانی مورد توجه فقهای شیعه بوده است. جایگاه عرف، بیش تر در تشخیص موضوعات و مصلحت به عنوان تطبیق بر مصادیق در فقه سیاسی کاربرد دارد، اما به عنوان منبعی مستقل به شمار نمی آید. قراردادهای اجتماعی در صورتی که مستنبط از منابع اصیل دینی باشند، در واقع بازگشت به کتاب و سنت داشته و دیدگاه قرارداد اجتماعی غربی، قرابتی با فقه سیاسی شیعه ندارد.
تحلیل رویکرد تقاضا محور و حقوق بشری سازمان ملل متحد در مقابله با مواد مخدر
منبع:
سازمان های بین المللی سال سوم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۸
45-78
حوزههای تخصصی:
سازمان ملل متحد از دهه 1980 میلادی به بعد هم زمان با ادامه رویکرد مقابله با عرضه مواد مخدر، رویکرد مقابله با تقاضا را نیز در پیش گرفت. اتخاذ چنین رویکردی نتیجه بروز برخی از نتایج نامطلوب حاصل از برخورد قهرآمیز با عرضه مواد مخدر بود. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل کتابخانه ای اسنادی و با بررسی رویکردها و جهت گیری های سازمان ملل متحد درخصوص مواد مخدر، به بررسی دلایل عدم موفقیت رویکرد عرضه محور پرداخته و سپس مؤلفه های اصلی رویکرد تقاضامحور سازمان ملل متحد را برشمرده و دلایل اتخاذ چنین رویکردی نیز بیان خواهد شد. نتایج رویکرد مقابله با عرضه مواد مخدر توسط سازمان ملل متحد، همواره مطلوب نبوده و در برخی مواقع کاملاً متضاد با هدف اصلی این سازمان بوده است. با اهمیت یافتن مباحث حقوق بشری در سازمان ملل متحد و در سطح جهان، حوزه مقابله با مواد مخدر نیز تحت الشعاع این ادبیات قرار گرفته و رویکرد سازمان ملل در نحوه مبارزه با مواد مخدر را تحت تأثیر قرار داده است.
واکاوی نظریه الیتیسم و جایگاه نخبگان حکومتی در ایران دوره قاجار و پهلوی برمبنای نظریه نخبه گرایی موسکا
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ششم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۳
73 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه نخبگان حکومتی در عصر قاجار پهلوی براساس نظریه نخبه گرایی در روند توسعه یافتگی ایران بود. در این راستا تلاش شد به این سوال اساسی پاسخ داده شود که چه عوامل و کنشگرهایی، زمینه و بستر لازم را برای ناکامی نخبگان عصر پهلوی در روند توسعه یافتگی ایران فراهم آورده است؟ پژوهش بر این فرض استوار گردید که عواملی از قبیل ساختار سیاسی استبدادی، فرهنگ توسعه نیافته، دخالت بیگانگان در امور ایران، ضعف عملکرد شاهان و فرمان روایان، نقش مخرب نظام اقتصاد جهانی و عملکرد نخبگان در نوسازی و توسعه به شیوه غربی، همگی زمینه ساز ناکامی نخبگان عصر پهلوی در روند توسعه یافتگی ایران شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نخبگان ایران در تاریخ عصر پهلوی به عنوان یکی از موانع اصلی توسعه و عامل خنثی سازی قدرت اصلاح طلبان، به ایفای نقش پرداخته و به دو دلیل در هدایت کشور به سمت توسعه موزون و همه جانبه ناکام ماندند: ویژگی ها و ضعف عملکرد خویش و ساختارهای سیاسی- اقتصادی نامناسب و کارشکنی نخبگان ضد توسعه. روشنفکران نیز به دلایلی مانند ساختار سیاسی استبدادی، بیگانگی با فرهنگ جامعه و نگاه تک بعدی به توسعه، نتوانستند به نحو مطلوب به ایفای نقش بپردازند.
نظام سیاسی در نهج البلاغه 2
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی و کیفیت تدوین نظام سیاسی از منظر امیرمومنان (ع) در نهج البلاغه است. این پژوهش با نگرش سیستمی به گزاره های سیاسی در نهج البلاغه و با روش توصیفی – تحلیلی انجام شده و نتایج حاکی از آن است که اصل نظام سیاسی با استناد به کلام علوی ضروری شمرده شده و اهداف مشخصی برای آن ترسیم می شود و با اصالت دادن به مرزهای اعتقادی و ایمانی، مرزهای جغرافیایی در آن محترم شمرده می شود. محوریت در شبکه قدرت بر شایستگان قرار گرفته، عناصر نظام سیاسی در دو بخش عناصر محوری و اقتضایی دارای اوصاف و رسالت های برجسته ای خواهند بود. مرکز تصمیم گیری با عنوان «امام و رهبر» قطب و محور نظام قرار می گیرد که دارای ویژگی ها و وظایف گسترده ای است و قلمرو اختیارات دولت ذاتاً به حریم عمومی اختصاص می یابد که با جریان قدرت طرفینی و دوسویه، شاهد بازخوردهای مثبت و منفی می باشد.
Iranian Energy Diplomacy in the Caspian Sea(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
After the Soviet Union fragmentation, the Caspian basin, containing considerable resources especially oil and gas reserves, has gained more geopolitical importance. Iran enjoys a distinguished position in the Caspian region, while deprived from advantages of this position. US tends to isolate the Islamic Republic of Iran because its anti-dominance struggle prevents Iran from enjoying its geo-strategic and geo-economic privileged op-portunities including its unique transit situation. Iran's energy diplomacy in the Caspian basin has failed because of Iran-US antagonism and US efforts to reduce Iran's geostra-tegic position by exerting pressure on the Caspian states to transport energy from routes other than Iran.In this article, we intend to examine which of these two are more impor-tant and influential. The hypothesis we are going to discuss in this paper is: The discre-pancy of Caspian states’ diplomacy and discourse has been one of the main factors of the failure in Iran’s energy diplomacy. Therefore, the main question is: Why Iran's energy diplomacy has not been successful in Caspian Basin?
راهبردهای آمریکا در قبال بحران های جاری غرب آسیا و شمال آفریقا: مطالعه موردی داعش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال هشتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۰ (پیاپی ۶۰)
263 - 289
حوزههای تخصصی:
خروج نیروهای زمینی آمریکا از منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا و هم زمانی آن با حضور پررنگ تر متحدین غربی آمریکا و تجهیز بیشتر متحدین منطقه ای آن، نشان از تغییر رویکرد غرب آسیا و شمال آفریقا آمریکا و به تبع راهبرد چرخش به شرق این کشور داشت. بنا بر نظر نگارندگان، این راهبرد جدید، راهبرد آمریکا نسبت به بحران ها و تحولات غرب آسیا و شمال آفریقا را تغییر داده است گروه تروریستی داعش، نمونه اخیر این بحران ها است. لذا سؤال اصلی مقاله این است که سیاست و راهبرد جدید آمریکا نسبت به غرب آسیا و شمال آفریقا چیست؟ و این راهبرد در مبارزه با گروه های تروریستی و به خصوص داعش، چگونه خواهد بود؟ این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی و با استفاده از نظریه توازن قوای فراساحل نتیجه می گیرد که مواردی از قبیل عدم حضور نیروهای زمینی، انتقال بار هزینه ها بر دوش سایر متحدین و احاله مسئولیت، چندجانبه گرایی و ... از جمله عناصر اصلی راهبرد جدید آمریکا است که به تبع آن، استفاده از نیروهای محلی، متحدین منطقه ای، راهبرد رد پای کمرنگ و ائتلاف هایی چون ائتلاف هوایی علیه داعش، تجهیز و آموزش نیروها، استفاده از نیروی دریایی و نیروهای ویژه و استفاده از پهبادها و موشک ها و... انتخاب های اول آمریکا خواهند بود.
قاعده اختیار ولی امر در عفو مجازات های حدی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ولی امر در حکومت اسلامی دارای اختیاراتی است که یکی از آن ها در حوزه مسائل جزایی، حق عفو مجازات های حدی است. تتبع در کتب فقهی این نکته را به دست می دهد که مشهور فقها در ابواب مختلف حدود و به صورت پراکنده به طرح این بحث پرداخته و حق عفو را با شرایطی برای معصوم به رسمیت شناخته اند. تاکنون به صورت متمرکز و به مثابه یک قاعده فقهی به موضوع حاضر توجه نشده و هم چون سایر قواعد فقهی از ضوابط آن سخن به میان نیامده است. اما با توجه به برپایی حکومت اسلامی و لزوم تدوین فقه حکومتی، قاعده انگاری این مسأله و تبیین حدود و ثغور آن، ضروری به نظر می رسد. این مقاله با پیش انگاری جواز اجرای حدود در زمان غیبت و با تفصیل میان ثبوت جرم با اقرار و بینه، تلاش می کند حق عفو رهبر حکومت اسلامی در جرایم حدی را به عنوان یک قاعده مطرح کند و از این رهگذر، برخی عناوین مرتبط با آن از جمله «مستندات قاعده»، «اشتراط یا عدم اشتراط توبه در مشروعیت عفو»، «قلمرو قاعده در حق الله و حق الناس» و نیز «وجود حق عفو اقرارکننده به جرم حدی» را برای ولی امر جامعه اسلامی بیش از پیش مورد کاوش قرار دهد.
جایگاه معماری در بسط تفکر توحیدی از منظر فقه و فلسفه سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تببین جایگاه معماری در بسط تفکر توحیدی آن هم از منظر فقه و فلسفه سیاسی هرچند بدیع به نظر آید با این همه اما قدمتی کهن در متون فقهی و فلسفه سیاسی دارد. مدینه یا شهر در فلسفه سیاسی اسلامی، تنها مکان مادی حیات بشر نبوده بلکه منظومه ای از ارتباطات مادّی است که مبتنی بر نوعی تفکر، اندیشه و معرفت است. فیلسوف سیاسی که رسالت تعیین اولویت و تقدم ارزش ها بر یکدیگر را به عهده دارد، بسته به اهمیت دادن به هرکدام از ارزش های اساسی موردنظر خویش، به توصیه پیرامون ساماندهی امور مادی شهر و شهرسازی همت خواهد گمارد. فیلسوف سیاسی اسلامی به رغم آن که با نگاه توحیدی به تأسیس جامعه و تبیین ارکان آن، از سبب اول تا رئیس اول و سایر اعضاء مدینه می پردازد، آنگاه که سخن از کیفیت افعال و تطابق آن با مقاصد شارع و غایات جامعه است، سخن از «صناعت فقه» به میان می آورد. این بیان حاکی از نگاهی توحیدی از ابتدای تأسیس مدینه تا رسوخ این نگاه در تمامی لایه های آن است. در این مقاله تلاش بر این است تا ضمن تبیین جایگاه معماری و اهمیت آن در نگاه فیلسوفان سیاسی، ظرفیت آن در بسط تفکر توحیدی و نقش فقه در این رسالت را در حوزه تمدن اسلامی مورد بررسی قرار دهیم.
بررسی تطبیقی بطلان قرارداد اجاره در باب تلف (اعم از عین و منافع) در حقوق ایران و فرانسه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره فوق العاده
213 - 226
حوزههای تخصصی:
امروزه در حقوق تعهدات، اصل ثبات یا استحکام قراردادها را، به عنوان یک قاعده کلی و عمومی به رسمیت می شناسند. نتیجه عملی این اصل، الزام طرفین به پایبندی به انجام تعهدات مندرج در قرارداد است. اگرچه ساده ترین راه برای پایان قرارداد، پایبندی و عمل طرفین به مفاد آن است، اما در برخی موارد، به دلایلی وفای به عهد دشوار و گاه غیر ممکن می گردد. عدم امکان اجرای قرارداد، ممکن است به سبب بی مبالاتی و تقصیر طرفین قرارداد، یا به گونه ای قابل انتساب به آنان نباشد. در این میان، عقد اجاره به عنوان عقدی تملیکی ( تملیک منفعت ) و معوض، از جمله عقودی به شمار می آید که آثار حقوقی انحلال بر آن بر می گردد؛ لذا می توان در شرایطی، با انحلال آن، توافق فی مابین موجر و مستأجر را بی اعتبار تلقی نمود. پژوهش حاضر با بهره مندی از روش کیفی بر اساس مطالعات کتابخانه ای می باشد، یافته های حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که از منظر این دو نظام حقوقی، از طریق بطلان اجاره می توان توافق فی مابین موجر و مستأجر را بی اعتبار تلقی نمود و حکم به انحلال آن داد.
محدودیت های حق آزادی بیان در کنوانسیون حقوق بشر آمریکا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۱
383 - 401
حوزههای تخصصی:
آزادی بیان به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر به شمار می آید، آزادی بیان یکی از پیش فرض های ضروری برای تحقق یک جامعه دموکراتیک است ولی به علت اینکه ممکن است با سایر حقوق تعارض داشته باشد به یک حقی مناقشه پذیر تبدیل شده است، پس نمی توان آن را به عنوان یک حق مطلق قلمداد نمود پس محدودیت هایی برای اعمال آن همچون امنیت ملی، نظم عمومی، منافع عمومی، حفظ آبرو و حیثیت دیگران و غیره اجراء شده است. در این مقاله با روش تحلیلی– توصیفی در چارچوب هنجارها، ساختارها و نهادهای حقوق عمومی و تحلیل محدودیت حق آزادی بیان در کنوانسیون حقوق بشر آمریکا پرداخته شده است.سئوال ما در این تحقیق این است که حق آزادی بیان حقی مطلق است یا خیر؟ در پاسخ به مقید بودن این حق علاوه بر رعایت ملاحظات مربوط به منافع عمومی با رعایت موازین حقوق بشری قابل اعمال می باشد.
تعاملات سعودی- چینی و پیامدهای آن برای امنیت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
67 - 96
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه های مهم تأثیرگذار بر امنیت ملی و منطقه ای ایران از آغاز هزاره جدید میلادی تعاملات رو به افزایش چین و عربستان سعودی بوده است. هدف مقاله حاضر در کنار توصیف روندهای منجر به توسعه روابط چین و عربستان سعودی پاسخگویی به این سؤال بوده که «گسترش روابط چین (یکی از قدرت های بزرگ نزدیک به ایران) و عربستان سعودی (مهم ترین رقیب منطقه ای ایران) از آغاز هزاره جدید میلادی چه پیامدهای امنیتی برای ایران به همراه داشته است؟» این مقاله ضمن اذعان به روابط رو به افزایش دو کشور در حوزه های موضوعی مختلف و با اتکا بر روش توصیفی- تبیینی بر این نظر بوده که توسعه روابط چین و عربستان می تواند با انزوای ایران و پیامدهای امنیتی در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی همراه باشد. یافته های پژوهش نشان داده است که این رابطه فزاینده در سطح ملی و در دو بخش اقتصادی زمینه را برای آسیب به ایران در انتقال انرژی و جذب سرمایه خارجی و در حوزه سیاسی، تضعیف توان دفاعی و تثبیت تلقی تهدیدمحور از ایران را فراهم می کند. این روابط در سطح منطقه ای باعث تغییر توازن قدرت منطقه ای به زیان ایران و انفعال آگاهانه بیشتر چین در بحران های منطقه ای شده است و در نهایت می تواند در عرصه بین المللی زمینه نهادینه شدن بیشتر چین در نظم موجود بین المللی و افزایش توان اجماع سازی آمریکا و متحدان منطقه ای آن علیه ایران را به خصوص در شرایط بحران مهیا کند.
نقش متغیرهای جغرافیایی ایران و عراق در جنگ تحمیلی
حوزههای تخصصی:
جنگ تحمیلی در 31 شهریور سال 1359 به رهبری صدام، به منظور ایجاد رعب و وحشت و گرفتن تلفات انسانی و تلاش برای اشغال خوزستان در جهت پیشبرد یک هدف سیاسی و نظامی طراحی شده بود؛ از همین رو رژیم بعث عراق با حمایت و هدایت دول غربی برای مقابله با شکوفایی انقلاب اسلامی با راه اندازی جنگ تحمیلی و بهره گیری از موقعیت خاص ژئوپلیتیکی ایران تلاش نمود تا با هجوم سراسری به مرزهای جغرافیایی ایران به هر شکل ممکن با این انقلاب مقابله کرده و از قدرت آن بکاهد. سؤال اصلی این پژوهش این است که متغیرهای جغرافیایی دو کشور ایران و عراق چه نقشی در جنگ تحمیلی ایفا نموده است؟ هدف پژوهش، بررسی متغیرهای جغرافیایی و میزان اثرگذاری آن در فرجام عملیات های نظامی می باشد. این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و دستاورد اصلی آن این است که: رژیم بعثی صدام با توجه به خلأ ژئوپلیتیکی و عدم دسترسی به آب های آزاد و با عنایت به شرایط اقلیمی ناهموار و سخت در جوار مرزهای ایران با حمایت آشکار و نهان دولت های غربی و همسایه، درصدد اشغال نظامی ایران برآمد که با هدایت حضرت امام خمینی و ایستادگی مردم و ایدئولوژی انقلابی و اسلامی مردم ایران در دستیابی به اهداف شوم خود ناکام شد و اینگونه حاکمیت و مرزهای جغرافیایی ایران در پایان جنگ از دستبرد و چپاول غارتگران محفوظ ماند.
درآمدی بر بنیادها و نتایج علم سیاست در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
941 - 957
حوزههای تخصصی:
مناقشات مربوط به ماهیت و واقعیت علم سیاست در ایران جزو مباحث مرسوم در سال های اخیر است. عده ای آن را ساختی نظری برای امری واقعی دانسته اند تا بدان وسیله بتوانند چارچوبی تجریدی برای پدیده ای عینی تدارک ببینند. اما عده ای دیگر برآنند که علم سیاست ماهیتاً دانشی کاربردی است، چراکه در بادی امر در پی مدیریت بهتر شهر و جامعه بوده است. بر این اساس، هدف این مقاله بررسی وضعیت این دانش و تحول آن از وجوه کاربردی به وجوه نظری است. روش مقاله بهره گیری از چارچوب اندیشه شناختی جان مارو با تمرکز بر دو وجه مبانی و نتایج است. یافته های مقاله آن است که علم سیاست در ایران از گذشته های دور وجه کاربردی با سه مبنای حقوقی، دینی و بوروکراتیک داشته است. بعدها تأسیس مدرسه علوم سیاسی با هدف تربیت افرادی برای مدیریت مذاکرات سیاسی در آستانه جنگ های ایران و روس و اداره بهتر جامعه و بهبود روابط خارجی، این هدف را تسهیل کرد؛ وضعیتی که تا انقلاب اسلامی کم وبیش تداوم داشت. چنانکه با حاکمیت رویکردهای نظری، این دانش از ماهیت کاربردی خود به تدریج فاصله گرفت و امروز دانشی کمتر کاربردی محسوب می شود. بدین سان، نتیجه نهایی این مقاله آن است که در حال حاضر این دانش کم وبیش غیرکاربردی نمی تواند خود را به ساخت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی جامعه برای اداره بهتر آن تحمیل کند، ازاین رو برای بازگرداندن آن به ریل کاربردی باید به مهندسی مجدد و بازتعریف بنیادهای آن پرداخت.