فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۶۱ تا ۳٬۱۸۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
انقلاب مشروطه، تجدیدنظر جامعه (به عنوان مشروعیت دهنده) در مبانی مشروعیت رژیم استبدادی قاجار است؛ بحران مشروعیت در رژیم استبدادی قاجار، تغییر را در قالب بازسازی نظم جدید الزامی ساخت. ازاین منظر، انقلاب مشروطه کوششی بود برای تأسیس نوعی نظم مشروع که بتواند بر تناقضات بنیادین وضعیت وجودی انسان، تعارض میان «نظم» و «آزادی» فائق آید و از این طریق کالایِ «نظم سیاسی مشروع» را برای تداوم زیستِ اجتماعیِ مسالمت آمیز فارغ از وحشت عمومی تضمین نماید. بااین وجود، مشروطیت خود قربانی این تضاد بنیادین گردید و هرگز نتوانست میان نظم و آزادی توازن و تعادلی نهادین برقرار نماید. در پژوهش حاضر داده ها به صورت کتابخانه ای – اسنادی گردآوری و با استفاده از روش جامعه شناسی تاریخی، توصیف و با بهره گیری از «نظریه تعارض منافع و ارزش ها» تحلیل شده است. در این راستا، پژوهش حاضر، درصدد پاسخگویی به این سؤال است که چرا در دوران مشروطیت، دموکراسی و ثبات سیاسی به جای سازواری، در یک رابطه منفی و متعارضی قرار گرفته اند؟ فرضیه پژوهش مبتنی بر این ایده است که نهادهای سیاسی جدید (نظیر قانون اساسی، مجلس و احزاب) از کارآمدی لازم برای مدیریت منازعه میان سه چشم انداز مشروطه خواهان، چشم انداز سلطنت طلبان و چشم انداز شریعت طلبان برخوردار نبوده است و به تبع آن منازعه میان چشم اندازهای متعارض در خارج از چهارچوب های نهادی قانونی ادامه یافت و در سایه فقدان نهادهای سیاسی قدرتمند که از قابلیت حل منازعه و مدیریت تعارض منافع و ارزش ها میان چشم اندازهای متعارض برخوردار باشند، بی-ثباتی سیاسی در این دوران بر کشور حاکم و زمینه ساز بازتولید اقتدارگرایی شد.
ارائه مدل بازاریابی سیاسی برای انتخابات مجلس شورای اسلامی: یک پویش کیفی با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
157 - 191
حوزههای تخصصی:
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺑﻪ ﺩﻟیﻞ ﺷﺘﺎﺏ ﺭﻭﺯﺍﻓﺰﻭﻥ در رشد تکنولوژی های ارتباطی و تاثیرگذاری آن بر همه جوانب زندگی و شکل گیری شرایط جدید ﺩﺭ صحنه سیاسی و اجتماعی در ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺩﻧیﺎ، بازاریابی سیاسی ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺟﺪیﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺴیﺎﺭ ﭘیﭽیﺪﻩﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. به دلیل گستردگی این تغییرات ، به کارگیری نسل های نوین بازاریابی سیاسی ضرورت می یابد. ﺩﺭ ﭘ ﮋﻭﻫﺶ ﺣﺎﺿ ﺮ ی ک ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ کیﻔی ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﺪﻝ بازاریابی سیاسی برای انتخابات مجلس شورای اسلامی کشور ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍیﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺍﺯ ﺭﻭﺵ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻨیﺎﺩ ﻣﺪﻝ ﺍﺷﺘﺮﺍﻭﺱ ﻭ کﻮﺭﺑیﻦ)۱۹۹۸ (ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﺎ ﺍﺷﺒﺎﻉ ﻧﻈﺮی ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺷﻮﻧﺪﮔﺎﻥ ﭘیﺶ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﻣﺎﺭی ﺑﻪﺻﻮﺭﺕ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺍﺯ ﺧﺒﺮﮔ ﺎﻥ ﺩﺍﻧﺸ ﮕﺎﻫی ﻭ فعالان عرصه انتخابات و احزاب گزینش ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ 26 ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻋﻤﻘی ﻧیﻤﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭیﺎﻓﺘﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪ. ﺍﺯ ﻣﺘﻦ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎ 2027 کﺪ ﺑﺎﺯ و 21 مقوله شناسایی شدند. ﺑ ﺮﺍی کﺪﮔ ﺬﺍﺭی ﺍﺯ ﻧﺮﻡﺍﻓﺰﺍﺭ Atlas TI ﻧﺴﺨﻪ 8 ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎ ﺷﻨﺎﺳ ﺎیی ﻭ ﻣ ﺪﻝ ﻣﻔﻬ ﻮﻣی ﭘ ﮋﻭﻫﺶ ﺗﺮﺳ یﻢ ﺷ ﺪ. پدیده ی محوری پژوهش " عقلانیت سیاسی به میانجی واقعیت های عینی " و راهبردها شامل: (تمایز و ضد تمایز، به اشتراک گذاری آگاهی و تعریف هنجار نرم ) و پیامدها (شامل: آگاهی های مدنی، حقوق شهروندی، توسعه سیاسی و انسانی، تکثرگرایی در قدرت و تقویت مردم سالاری) می باشد .
فرهنگ سیاسی و تأثیر آن بر رابطه دولت - ملت در دهه اول جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۴
148 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش فرهنگ سیاسی مردم و حاکمان ایران در رابطه دولت - ملت در دهه اول ج. ا. ا. با رویکردی توصیفی و مبتنی بر کار کیفی و تحلیل با مراجعه به مطبوعات و آثار کتابخانه ای و پژوهش های مرتبط با فرهنگ سیاسی و شکاف دولت-ملت در ایران است. پرسش این است که نقش فرهنگ سیاسی در تغییرات رابطه دولت ملت در دهه اول ج. ا. ا. چه بوده است؟ با بررسی فرهنگ سیاسی حاکم در دولت و تعارض یا هم پوشانی آن با فرهنگ سیاسی اکثریت مردم ایران نشان دادیم که تغییرات فرهنگ سیاسی تأثیر مستقیمی بر شکاف دولت ملت داشته است. با توجه به تقابل دو فرهنگ سیاسی عمده در ایران، یعنی فرهنگ سیاسی امامت - امت و فرهنگ سیاسی غرب گرا، قدرت یابی هرکدام از آنها موجب تغییرات عمده ای در رابطه دولت - ملت می شود. با توصیف و تحلیل وضعیت موجود در دهه اول انقلاب به شناختی کلی از رابطه دولت - ملت و نقش فرهنگ سیاسی امامت - امت رسیدیم. مخالفت دولت موقت و دولت بنی صدر با مسئله ولایت فقیه و فرهنگ سیاسی امامت - امت موجب تشدید فاصله و شکاف میان اکثریت مردم ایران و حاملان فرهنگ سیاسی امامت - امت با قوه مجریه و دولت شد و با قدرت یابی حاملان فرهنگ سیاسی امامت - امت در قوه مجریه شکاف یاد شده به حداقل کاهش یافت.
مقایسه روند توسعه یافتگی ایران و مصر از منظر واگرایی و همگرایی اقتصاد سیاسی با آمریکا (2020- 2001)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم در محافل سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مسئله ارتباط با آمریکا و دستیابی به توسعه و پیشرفت در ذیل این ارتباط است. پژوهش حاضر بر اساس روش مقایسه ای، با مقایسه اقتصاد سیاسی دو کشور ایران و مصر به عنوان دو الگوی تام واگرایی و همگرایی در ارتباط با آمریکا، ضمن بررسی الگوهای توسعه ای دو کشور بر اساس نظریه های وابستگی و نوسازی و نیز بررسی پیامدهای این واگرایی و همگرایی با آمریکا بر روند توسعه دو کشور، در پی پاسخ به این پرسش مهم است که: مقایسه روند توسعه یافتگی دو کشور ایران و مصر از منظر واگرایی و همگرایی اقتصادی سیاسی با آمریکا چگونه قابل ارزیابی می باشد؟ فرضیه مطرح در پاسخ به این پرسش این است که واگرایی و همگرایی با آمریکا برای هر دو کشور، مزایا و معایبی در بر داشته است. به گونه ای که همگرایی اقتصاد سیاسی مصر با آمریکا از یک سو منجر به وابستگی اقتصادی مصر به کمک های غرب و از سوی دیگر منجر به جذب سرمایه گذاری خارجی، همکاری های سیاسی – امنیتی با آمریکا و توسعه گردشگری شده است. درحالی که واگرایی اقتصاد سیاسی ایران با آمریکا از یک سو منجر به خوداتکایی سیاسی، امنیتی و علمی گردیده و از سوی دیگر، کاهش مبادلات تجاری بین المللی، کسری تراز تجاری و انزوای منطقه ای و جهانی را در پی داشته است.
تأثیر امنیتی سازی مهاجرت بر تغییر رویکرد اتحادیه اروپا در ارائه کمک های توسعه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اتحادیه اروپا در ارائه کمک های توسعه ای در جهان پیشرو است و حدود نیمی از کمک های توسعه ای جهان را اعضای این اتحادیه تأمین می کنند. در این میان، بزرگ ترین دریافت کنندگان این کمک ها بیشتر در میان همسایگان اتحادیه اروپا یافت می شوند. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از: امنیتی سازی موضوع مهاجرت از سوی اتحادیه اروپا چه نقشی را در جهت دهی به ارائه کمک های توسعه ای اتحادیه اروپا ایفا می کند؟ این پژوهش بر اساس این فرضیه به بررسی موضوع پرداخته است که کمک های توسعه ای اتحادیه اروپا درنتیجه گفتمان امنیتی سازی و مدیریت مهاجرت از تمرکز بر فقرزدایی و مبارزه با فقر به مسئله مدیریت مهاجرت تغییر کارکرد داده است. در این پژوهش از روش کیفی و تحلیل آمار با روش گردآوری داده ها از نوع اسنادی در داخل چارچوب نظری امنیتی سازی بوزان و ویور برای بررسی سؤال مطرح شده، استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهند که کمک های توسعه ای اتحادیه به ابزار سیاست های کلان خارجی اتحادیه اروپا در راستای گفتمان امنیتی سازی مهاجرت تبدیل شده اند و کیفیت و کمیت کمک ها تحت تأثیر نگرانی های امنیتی اعضای اتحادیه قرارگرفته اند. درواقع، گفتمان امنیتی سازی مهاجرت از سطح ملی به سطح کلان در اتحادیه اروپا راه یافته است و با توجه به اصلاحاتی که در معاهده لیسبون به منظور ایجاد سیاست مشترک امنیتی و خارجی تحت مدیریت واحد سرویس اقدام خارجی اروپا صورت گرفتند و قرارگیری آن در درون بودجه اتحادیه، در عمل سیاست توسعه ای تضعیف شده است و در حال تخلیه از محتوای توسعه ای و فقرزدایی آن و بازتعریف اهداف از فقرزدایی به مدیریت بحران مهاجرت است.
مدل چرخش فرهنگی در جامعه شناسی سیاسی ایران در دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی سیاسی در طول تاریخ تحولات زیادی را تجربه کرده است که آخرین نمونه از این تحولات، چرخش فرهنگی می باشد. چرخش فرهنگی در جامعه شناسی سیاسی ممکن است در همه جوامع یکسان نباشد و از یک جامعه با جامعه دیگر متفاوت باشد. مقاله بدنبال این است که نشان دهد تا چه اندازه چرخش فرهنگی در جامعه شناسی سیاسی ایران در دو دهه اخیر حادث شده و به چه مولفه هایی وابسته است. اگر چرخش فرهنگی در جامعه شناسی سیاسی ایران حادث شده تا چه اندازه ساخت سیاسی و اجتماعی در آن سهم دارد. داده های این پژوهش با استفاده از نظریات متنوع جدید، مصاحبه های نیمه ساختاریافته، پرسش نامه خبره، فیش نویسی از متون و اسناد گردآوری شده است. همچنین تکنیک دلفی فازی به عنوان چهارچوب روشی مقاله بکار برده شده است. ارزیابی های صورت گرفته نشان داد چرخش فرهنگی در ایران حادث و 21 مولفه شناسایی شده است. این مولفه ها می توانند بعنوان یک مدل در سنجش میزان چرخش فرهنگی در جامعه شناسی سیاسی ایران استفاده شوند. اگر جامعه شناسی سیاسی را رابطه دولت و ساخت اجتماعی در نظر بگیریم، 20 مولفه از 21 مولفه شناسایی شده مربوط به ساخت اجتماعی و 1 مولفه مربوط به ساخت سیاسی می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد در جامعه شناسی سیاسی ایران، گردش و تحول بنیادینی که اتفاق افتاده در ساخت اجتماعی بوده و ساخت سیاسی دچار تغییرات بنیادینی نشده است.
همسایگی و همگرایی: دکترین سیاست خارجی دولت دکتر رئیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگی پُرهمسایگی برای کشورهای برخوردار از آن هم فرصت ساز است و هم چالش آفرین. این موضوع موجب می شود همسایگی لاجرم به یکی از جهت گیری های اصلی سیاست خارجی کشورهای پرهمسایه تبدیل شود. ایران با داشتن پانزده همسایه هم مرز در دسته کشورهای پُرهمسایه جهان قرار دارد. با وجود این، یکی از ضعف های تاریخی سیاست خارجی ایران چه پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از آن، خلأ دکترین همسایگی در سیاست خارجی و کم توجهی به همسایگان و جایگاه آن ها در منظومه روابط خارجی است. دولت سیزدهم تنها دولت در جمهوری اسلامی ایران است که به طوررسمی سیاست «همسایگی و همگرایی» را به عنوان دکترین سیاست خارجی خود معرفی کرده و در این راستا به برندسازی و گفتمان سازی پرداخته است. در همین راستا، مقاله حاضر در پی پاسخ به این سؤالات برآمده است که مراد از دکترین همسایگی و همگرایی چیست؛ این دکترین بر مبنای چه اصول و اهدافی در دستورکار قرار دارد و از چه راهبردی برای توسعه روابط با همسایگان و همگرایی منطقه ای پیروی می کند.
گذار از الگوی کلاسیک کنش تروریستی به پسامدرن (مطالعه موردی: ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۲)
103 - 118
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، ضمن توضیح چیستی «تروریسم پسامدرن»، به تبیین تحول الگوی کنش تروریستی در جامعه ایرانی در گذار از الگوی کلاسیک (از دهه ۴۰ تا ۶۰ ه. شمسی) که مصداق بارز آن «سازمان مجاهدین خلق» بود، به پسامدرن (از انتهای دهه ۷۰ شمسی تا کنون) که مصادیق آن را می توان گروه هایی همچون «ری استارت»، «تندر» و «ایرانارشیسم» دانست و تکنیک های متناسب با «ضد تروریسم پسامدرن» در چارچوب مطالعات تروریسم می پردازیم. در مقام تعریف عملیاتی و در واقع، فرضیه مقاله، می توان گفت ویژگی هایی که تروریسم پسامدرن را از گونه های پیشین تروریسم متمایز می کند، عبارتند از هویت محوری در مقام انگیزه، جهانی بودن در مقام گستره عمل و شبکه ای بودن و مجازی بودن در مقام سازمان دهی.بر این اساس، مقاله در مقام سازمان دهی به دو بخش مشخص تقسیم می شود. بخش نخست، به تبیین تعابیر، تعاریف و الگوهای کنش تروریستی اختصاص دارد و بخش دوم به شرح تحول الگوی کنش تروریستی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران جمهوری اسلامی می پردازد. روش پژوهش در این مقاله تبیینی، روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و روش تجزیه و تحلیل داده ها، کیفی است. روش پژوهش تبیینی است؛ چراکه مقاله در پی پاسخ به پرسش در خصوص چرایی و چگونگی گذار از تروریسم کلاسیک به تروریسم پسامدرن در جامعه ایرانی است. روش تجزیه و تحلیل داده ها نیز کیفی است؛ چراکه بخش عمده ای از مطالعات مربوط به تأثیر ایدئولوژی، دین، فرهنگ، سیاست، اخلاق و مانند آن را که بر رفتار انسان تمرکز دارند، تنها می توان با استفاده از روش تجزیه و تحلیل کیفی و عقلی، تجزیه و تحلیل کرد و مقاله حاضر نیز چرایی و چگونگی تحول الگوهای کنش تروریستی در جامعه ایرانی را از طریق تحلیل تأثیرگذاری مقولات ایدئولوژیک و معناپایه تبیین کرده و توضیح می دهد.
Successes and Setbacks of the Islamic Republic of Iran's Positive Balancing with Brazil
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۷, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۳
741 - 783
حوزههای تخصصی:
Formal relationship between Iran and Brazil commenced in 1903 with the signing of the Treaty of Friendship and Commerce. Since then, their bilateral relations have been shaped by political and economic changes in both countries. A pivotal moment after the 1979 Iranian revolution occurred in 2005, when leaders Lula da Silva of Brazil and Ahmadinejad of Iran showed mutual interest in cooperation, driven by Iran's need to balance US threat and Brazil's aspiration to balance US power. However, shifts in the Brazilian foreign policy towards Iran and escalating tensions between Iran and the West impeded further progress. With Lula da Silva's return to power in 2023 and Iranian President Raisi's heightened focus on Latin America, both countries witnessed renewed discussions about the potential for positive balancing between Iran and Brazil. This study delves into the successes and setbacks of Iran-Brazil bilateral approximation through the lenses of positive balancing theory and historical analysis method. During Lula's administrations, Iran's balancing strategy towards Brazil proved beneficial for both nations: Iran sought to counter US threats by fostering a friendly relationship with Brazil, while Brazil aimed to elevate its Global South agenda by mediating in Iran's nuclear program. This engagement also aimed to unite anti-imperialist and anti-colonialist movements under emerging political leaders. Despite these efforts, the US pressure on Iran to halt its nuclear program and on Brazil to limit its influence hindered constructive engagement between the two countries. Nevertheless, slow but steady economic interactions and Iran's inclusion in BRICS provide hope for the restoration of Iran's balancing strategy in Brazil and its reinforcement in Latin America.
معیار عقلانیت در نظریات اثباتگرا، پسااثبات گرا و اسلام
حوزههای تخصصی:
نظریات مختلف روابط بین الملل نگاه متفاوتی نسبت به عقلانیت بازیگران روابط بین الملل دارند. نظریات متأثر از رویکرد اثبات گرایی، بویژه نورئالیسم، دولت ها را بازیگرانی عقلانی می دانند، به این معنا که به دنبال پیشبرد ترجیحات خود به گونه ای هستند که منافعشان را به حداکثر برسانند. عقلانیت در این رویکرد بر مبنای محاسبه سود و زیان مادی در رقابت با دیگران صورت می پذیرد. در مقابل برای پسااثبات گرایان و همچنین اسلام این تعریف از عقلانیت نادرست و محدود است، زیرا آنها نقش عوامل عقیدتی، هنجاری و اجتماعی شدن بازیگران را در رفتار عقلانی آنها دخیل می دانند. پژوهش حاضر با هدف بررسی عقلانیت در نظریات اثبات گرا، پسااثبات گرا و اسلام این سؤال را طرح کرده است: نظریات اثبات گرا، پسااثبات گرا و اسلام چه معیارهایی برای عقلانیت و رفتار عقلانی بازیگران در عرصه روابط بین الملل محسوب می دارند؟ فرضیه این است که محاسبه سود و زیان مادی معیار عقلانیت اثبات گراست، ولی عقلانیت هنجارمحور و ارزش مدار معیار عقلانیت رفتار بازیگران در پسااثبات گرایی و عقلانیت منطقی که محاسبه توأمان سود و زیان مادی و ارزش های معنوی است، ملاک رفتار عقلانی بازیگران در اسلام است. با توجه به اینکه چگونگی پردازش نظریه ها در قالب فرانظریه صورت می گیرد، برای بررسی عقلانیت، به مبانی فرانظری هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی نظریات پرداخته می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به این نتیجه رسیده است که اگرچه عقلانیت ابزاری یک مفهوم تحلیلی مفید برای تبیین برخی انگیزه های مهم بازیگران روابط بین الملل است، اما رفتارهای عقلانی بازیگران در برخی موارد با انگیزه های ایدئولوژیک، اخلاقی یا عاطفی قوی هدایت می شوند.
تفسیر حیات انسانی و نقد عقل مدرن از منظر ایمانوئل کانت و اقبال لاهوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست پژوهی اسلامی ایرانی سال ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷)
91 - 119
حوزههای تخصصی:
کانت از مهم ترین فیلسوفان غرب است که با بیان محدودیت های تفکر عقلانی ضمن منضبط نشان دادن عقل، مبناگرایی را که مدتی بر تفکر فلسفی غرب حکمفرما شده بود، به چالش می کشد. او معتقد است عقل از دخالت در تمامی حوزه ها عاجز است.در فلسفه کانت، عقل عالی ترین قوه نفس و معرفت عقلانی بالاترین مرحله شناخت است. پس اساسی ترین ویژگی بشر عقلانیت یا خردورزی است که مبنای سخاوت و شرافت ذاتی او می باشد. اما اقبال عقل را نعمت الهی دانسته و قصد دارد برپایه نظام اندیشه ای دینی منسجم و متشکل ازمنابع سه گانه شناخت یعنی طبیعت، تاریخ وتجربه، جهان را تفسیرکرده و معنای زندگی را دریابد. دراین مقاله سعی شد با بررسی شبکه معنایی هرمتفکر وجوه اشتراک و افتراق اندیشه آنان درمورد تفسیرحیات انسانی مشخص گردد. یافته ها حاکی از آن است که کانت با جدا سازی عقل عملی از عقل نظری در گام اول آن را توانمند در تشخیص اخلاق و عمل به اخلاق ارزیابی می کند و این امکان را به بشر می دهد که اخلاقی جهانشمول و معتبر وضع کند و از اینکه اخلاق به امری نسبی تبدیل شود ممانعت می کند و برای اینکه عقل در تشخیص اخلاق دچار اشتباه نشود، معیارهایی معرفی می کند که براساس آن امکان تشخیص رفتار اخلاقی از رفتار غیراخلاقی ممکن می شود. از دیگر سو مهم ترین ویژگی اندیشه ی اقبال وجه انتقادی و سنت شکنی اوست. او عقل انسان را به تنهایی قادربه فهم صیرورت هستی نمی داند و برای تفسیر جهان نیاز به پیوند انسان با حیات را لازم و بیشترین سطح-آگاهی و اندیشه ورزی فیلسوفان را ناشی از غرایزنهانی آن ها می داند.
نظام تأمین نیاز؛ رویکردی میان رشته ای به حل مسائل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشمندان حوزه اجتماع عموما و جامعه شناسان خصوصا متکفل مطالعه مسائل اجتماعی هستند. تلاش ها برای توصیف، تبیین و تجویز مسائل اجتماعی از آغاز جامعه شناسی نوین در قرن نوزدهم تاکنون ادامه داشته است. مکاتب متعددی در مغرب زمین منبعث از اندیشه های دوران مدرن در مواجهه با مسائل اجتماعی شکل گرفته و هرکدام از بعدی به مطالعه مسائل اجتماعی پرداخته اند. به رغم تمام نکات مثبث این رویکردها، ضعف بنیانهای معرفتی، سبب توفیق کم آنها در مقام نظر و عمل شده است. این مقاله به دنبال ارائه نگرشی مبتنی بر معارف متخذ از سنت اسلامی در مواجهه با آسیب های اجتماعی است. رویکرد نظام تأمین نیاز، مسائل اجتماعی را از این منظر بررسی می نماید. بر این اساس مسائل اجتماعی زاییده تلاش برای تأمین نیاز است. مادی شدن ارکان نظام تامین نیاز در دوران مدرن اصلی ترین عامل گسترش مسائل اجتماعی است. لذا تلاش ها برای حل مسائل اجتماعی باید در چارچوب احیای نظام الهی تأمین نیاز صورت پذیرد.
جایگاه استان سیونیک ارمنستان در معادلات امنیتی کشورهای پیرامونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۴
60 - 73
حوزههای تخصصی:
پس از جنگ 44 روزه سال 2020 و تصرف مناطقی از قراباغ توسط جمهوری آذربایجان با پشتیبانی مستقیم رژیم صهیونیستی و ترکیه، توازن قوا میان دو جمهوری ارمنستان و آذربایجان مختل گردیدو تهدید امنیتی مهمی را برای کشورهای پیرامونی به همراه داشته است.جمهوری آذربایجان به دنبال ایجاد راه ارتباطی با جمهوری خود مختار نخجوان از سرزمین ارمنستان در استان سیونیک می باشد،در صورت تحقق این خواسته ترکیه به صورت زمینی به قفقاز جنوبی راه می یابد و کشور های ترک زبان تا استان سین کیانگ چین ارتباط زمینی پیدا می کنند. مواجهه با بسط رادیکالیسم برخاسته از پان ترکیسم، تهدید امنیتی علیه مرز تاریخی ارمنستان و ایران، حضور ناتو در منطقه قفقاز جنوبی و دریای خزر از مصادیق جدید تهدیدات علیه کشورهای پیرامونی ارمنستان می باشد . پرسش اصلی عبارت است از این که استان سیونیک ارمنستان چه جایگاهی در معادلات امنیتی کشورهای پیرامونی دارد؟ فرضیه تحقیق بر این پایه است که اهمیت ژئوپولیتیک و موقعیت استراتژیک استان سیونیک ارمنستان به خاطر ایجاد مانع جغرافیایی در اشاعه پان ترکیسم در منطقه و بسط ناتو به منطقه قفقاز جنوبی و دریای خزر می باشد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی است.
رویکردهای نظری به انگاره فروپاشی اجتماعی جامعه ایران و نقد و ارزیابی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۹
89 - 116
حوزههای تخصصی:
فروپاشی اجتماعی وضعیتی است که در آن جامعه نظام های حمایتی خود اعم از نظام های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و هویتی خود را از دست می دهد و سقوط می کند. اگرچه برخی نشانه ها می توانند انگاره فروپاشی اجتماعی را به صورت احتمال به ذهن تحلیلگران متبادر کنند، اما پیش بینی دقیق این که چه زمانی و در کدام جوامع فروپاشی اجتماعی رخ می دهد، ممکن نیست. این مقاله با روش تحلیل اسنادی و بر مبنای چارچوب نظم اجتماعی مسعود چلبی در صدد شناسایی رویکردهای نظری به انگاره فروپاشی اجتماعی جامعه ایرانی در سه دهه اخیر است. دیدگاه های موافقان انگاره فروپاشی اجتماعی را می توان در قالب سه رویکرد سیاسی-اجتماعی، اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی-اجتماعی و رویکردهای مخالفان این انگاره را می توان به دو دسته دیدگاه های کاملا مخالف با انگاره و دیدگاه های قائل به نظریات جایگزین تقسیم نمود. یافته ها نشان می دهد که باورمندان به انگاره فروپاشی اجتماعی، ادله کافی را برای اثبات این موضوع در نسبت با جامعه ایران ندارند و از طرفی، وضعیت موجود جامعه ایران کاملا متفاوت از وضعیتی است که بتوان آن را با وضعیت در آستانه فروپاشی توصیف نمود و فرضیات مبتنی بر این انگاره نادرست هستند. در مقاله حاضر، ضمن شناسایی و دسته بندی رویکردهای نظری، مهم ترین ادله موافقان و مخالفان انگاره بیان شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
ابعاد مثبت و منفی فرهنگ سیاسی نخبگان درجمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
203 - 236
حوزههای تخصصی:
رهبران و نخبگان سیاسی در هر جامعه و نظام سیاسی نقش کلیدی در مدیریت کشور و تصمیم گیری های مهم و راهبردی ایفا می نمایند؛ تا جایی که توسعه ملی و یا عدم توسعه کشورها به رهبران و نخبگان سیاسی نسبت داده می شود. فرهنگ سیاسی نخبگان که مبنای رفتارهای سیاسی آنها در عرصه های مختلف است از اهمیت بسزایی برخوردار است. تحقیق حاضر پویشی علمی به منظور بررسی ابعاد مثبت و منفی فرهنگ سیاسی نخبگان در جمهوری اسلامی ایران است. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کیفی است که با استفاده از روش تحلیل اسنادی انجام می گیرد. ابزارهای تحقیق عبارت اند از کتابها و مقاله ها واسناد موجود پیرامون فرهنگ سیاسی نخبگان. مهم ترین مولفه های فرهنگ سیاسی نخبگان سیاسی در ایران در دو بعد مثبت و منفی عبارت اند از مؤلفه های مثبت: معنویت و اخلاق، اخلاص، ساده زیستی، مردمی بودن، عقلانیت و علم گرایی، عزت و نفوذناپذیری، تواضع، شجاعت و ایثار، جهانی نگری. ابعاد منفی نیز شامل خودبزرگ بینی ، اغراق، قانون گریزی، انتقادناپذیری، دوگانگی شخصیت، بدبینی و سوءظن و روحیه قومگرایی است.
Analyzing the Turkish Islamist elites Attitudes about the Islamic revolution of Iran: change or countinuty(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
According to this research based on historical research methods, different conditions, and various events can lead to a change in the views of Turkish Islamist elites on the meaning of the Islamic revolution of Iran. The research shows that the dominant understanding of Iran's Islamic Revolution has changed in three different periods: In the first period, under the influence of the thoughts of Shariati and Imam Khomeini, the Islamic Revolution as a utopia; in the second period, under the influence of the Umm al-Qura theory and the Iran-Iraq war, the Islamic revolution as an model of Islamic governance; and in the third period, under the influence of the Syrian crisis, the understanding of Islamic revolution of Iran as a Shia revolution. In this third period, two main viewpoints appear: The first viewpoint understands the Islamic revolution as a Shia revolution from the beginning, and the second viewpoint, by dividing the history of the Islamic revolution of Iran into two eras, introduces the era of Imam Khomeini as the era of "Islamic revolution" and calls the era of Ayatollah Khamenei as the era of "Shia" revolution.
معناکاوی فساد اداری در بین نخبگان اجرایی: علل، پیامدها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۰۸
431 - 462
حوزههای تخصصی:
ذهنیت عمومی در ارتباط با سطح فساد در ایران در حال گسترش است و میان تصور مردم و آنچه در صحنه جامعه رخ می دهد تفاوت آشکاری وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف معناکاوی فساد اداری از دیدگاه نخبگان اجرایی و دست اندرکاران برخورد با فساد انجام شد و با رویکردی کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده محور و با به کارگیری تکنیک مصاحبه عمیق با 15 نفر از مدیران کل بازرسی و نظارت دستگاه های اجرایی کشور (13 مرد و 2 زن) مصاحبه شد. روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اشباع نظری بود. متن مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA10 کدگذاری و نتایج کدگذاری باز و محوری منجر به شناسایی 99 مفهوم و 19 مقوله محوری شد. همچنین نتایج کدگذاری گزینشی نشان داد که مقوله هسته، گسترش ذهنیت فساد و بی ثباتی سیاسی در جامعه است که تحت تأثیر شرایط علّی (تعدّد افشاگری ها؛ عدم گردش نخبگان؛ عدم حاکمیت قانون؛ رسانه ها، ماهواره و شبکه های اجتماعی) و در کنار شرایط مداخله گر (کنشگر، ساختار) و شرایط زمینه ای (جنسیت، پایگاه اجتماعی-اقتصادی) بر برساخت ذهنیت فساد و بی ثباتی سیاسی در جامعه تأثیر می گذارد که حاصل آن برانگیختن خشم عمومی نسبت به بی عدالتی و گسترش رانت؛ عدم همراهی جامعه با حاکمیت؛ تبدیل حامیان جمهوری اسلامی به سوژه معترض؛ سرخوردگی دستگاه انتظامی به سبب فساد برخی مسئولین؛ گسترش بدفرمانی مدنی در فضاهای اداری؛ مطالبه اقتدارگرایی و بازخوانی تاریخی آن؛ باورپذیری جامعه نسبت به انگاره انسداد و تغییر؛ بی اعتمادی نهادی به ساختار حکومت به سبب گسترش فساد بوده که ثبات سیاسی کشور را مورد مخاطره قرار داده است.
واکاوی اثرات سلبی و ایجابی پاندمی ها بر امر سیاسی؛ با تأکید بر پاندمی کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۴ (پیاپی ۷۴)
197 - 232
حوزههای تخصصی:
از گذشته های دور تا به امروزه، زندگی انسان ها همواره مورد تهاجم بیماری ها و پاندمی ها قرار گرفته و زندگی بشری را آشفته کرده است. پاندمی ها علیرغم تمامی چالش ها و اثرات سلبی که برای عرصه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و خصوصا سیاسی نظیر اقتدارگرایی دولت ها، بی ثباتی و غیره در جوامع به بار آورده اند، دارای یکسری نقاط مثبت و ایجابی هستند که عموما در سایه این اثرات سلبی از دیدگان پنهان باقی می مانند و به آنها توجه کافی نشده است؛ فرصت هایی نظیر انسجام اجتماعی و سیاسی، برقراری صلح و همکاری میان دولت ملت ها، گسترش فعالیت در فضای مجازی و فشار بر حکومت ها، توقف برخی از جنگ ها، رشد و گسترش جنبش های سیاسی و آزادی خواهانه از جمله مهمترین این موارد هستند. بر همین اساس نگارندگان تلاش داشته ا ند تا به هر دو روی سکه پاندمی ها توجه داشته و از نگاه یک جانبه و تقلیل گرایانه فاصله گیرند. روش پژوهش تبیینی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات نیز به صورت کتابخانه ای و اینترنتی است.
طراحی الگوی مطلوب مدیریت اتباع افغانستانی در استان سیستان و بلوچستان با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۴ (پیاپی ۷۴)
269 - 304
حوزههای تخصصی:
پدیده مهاجرت در کشورهای در حال توسعه و همچنین در کشورهای توسعه یافته وجود دارد اما ماهیت این پدیده در کشورهای یاد شده متفاوت است. مهاجرت گسترده اتباع افغانستانی به ایران و بالاخص استان سیستان و بلوچستان طی چندین سال متوالی را می توان پدیده ای خاص توصیف نمود که مشکلات متعددی را به همراه داشته است. این پژوهش با هدف طراحی الگوی مطلوب مدیریت اتباع افغانستانی در این استان انجام که جامعه آماری آن شامل خبرگان نظری و تجربی است. نمونه گیری با استفاده از روش نظری انجام و در نهایت با 8 نفر اشباع نظری حاصل شد. جهت تحلیل مصاحبه ها از روش نظریه پردازی داده بنیاد و تحلیل داده ها از نرم افزار MaxQDA استفاده شده است. بر اساس الگوی پارادایمی پژوهش، اجرای کامل قانون ممنوعیت حضور اتباع بیگانه، تشابهات فرهنگی، مذهبی و استقرار مدیریت متمرکز عوامل زیربنایی موثر بر مدیریت اتباع افغانستانی هستند. این شیوه از مدیریت بر اصلاح راهبردی قوانین و قانون گذاری اثر می گذارد. البته محکوم نمودن سیاست ممنوعیت حضور اتباع بیگانه در این رابطه نقش مداخله گر و اجرای ممنوعیت مشروط در استان نیز شرایط زمینه ای را فراهم می آورد. از طریق اصلاح راهبردی قوانین می توان به پیامدهای رفتاری مانند کاهش جرایم و توسعه امنیت پایدار، بهبود شرایط اقتصادی و افزایش رضایت اقشار مردمی دست یافت.
نظریه زمینه ای مانع های گذار به فرهنگ سیاسی مردم سالار و مشارکتی در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناخت مانع های گذار فرهنگ سیاسی افغانستان به فرهنگ سیاسی مردم سالار و مشارکتی انجام شده است. سال هاست افغانستان درگیر دوقطبیِ دولت های انحصارگر قومی و رانتی و البته امارت طالبان با کانون پشتون گرایی است و نه تنها پیشرفتی در مسیر مردم سالارسازی نداشته است بلکه آشکارا این عقب ماندگی با توجه به وضعیت مشارکت سیاسی، حضور نخبگان سیاسی و نقش زنان در جامعه دیده می شود. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مهمترین مانع های گذار فرهنگ سیاسی افغانستان به فرهنگ سیاسی مردم سالار و مشارکتی چیست؟ فرضیه نویسندگان این است که مهمترین مانع ها را باید در ضعف های ساختاری و فساد اداری گسترده در نظام سیاسی افغانستان جستجو کرد. در این پژوهش که با روش تحلیل زمینه مند اشتراس و کوربین انجام شده است، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 35 نفر از مردم افغانستان با تنوع قومی، مذهبی و جنسیتی که با نمونه گیری تعمدی یا قضاوتی شناسایی شدند، به 120 مفهوم و 35 مقوله اصلی و فرعی رسید که سرانجام به شکل گیری هسته محوری «مانع های گذار به فرهنگ سیاسی مردم سالار و مشارکتی در افغانستان» منجر شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که به دلیل ضعف نهادهای سیاسی مانند احزاب و مجلس و ناکارامدی دولت قومی که درگیر فساد است و اقدام به حاشیه راندن زنان و حذف نخبگان سیاسی کرده است، مردم در شرایط نداشتن مشارکت سیاسی، از دولت ها نیز به دلیل فساد ساختاری و اداری ناامید شده اند. پیامد این چرخه که سال هاست در افغانستان وجود دارد، سبب شده است مردم سالاری به دلیل مدیریت نادرست در این کشور و حاکمیت مطلق منافع قومی و همچنین رشدنکردن نگرش سیاسی مردم، همچنان دور به نظر برسد.