ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
۲۰۱.

روایت پژوهی اعتراض های معیشت پایه؛ همگرایی و واگرایی نیروهای اجتماعی در بستر کنشگری سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتراض های معیشت پایه نیروهای همگرا و واگر معلم کارگر زندگی وقف عمل روایت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
روایت معلمان و کارگران از اعتراض های معیشت پایه در سال های اخیر، مسائلی پربازدید در اخبار بوده است؛ هدف این پژوهش تحلیل همنشینی صداهای متکثر در اعتراض های معیشت پایه، جهت ترسیم الگوهای همگرایی و واگرایی در میان راویان است. به این منظور از اخبار موجود گذر کرده و به راویان برای گردآوری داستان ها رجوع کردیم. برای درک روایت های کنشگران، مفاهیم نیروهای همگرا و واگرای میخائیل باختین و سه گانه زندگی وقف عمل/ وقف نظر هانا آرنت مدنظر قرار گرفت. روش این پژوهش از نوع روایت پژوهی و مبتنی بر روایت های 14 نفر از معلمان و 13 نفر از کارگران شرکت کشت و صنعت هفت تپه و صنعت نفت و گاز پارس جنوبی بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مطالبه گری معلمان و کارگران از یک نظرگاه معیشتی آغاز شده، اما محرک های متعددی در پس و پیش از آن نهفته است؛ به گونه ای که کنشگری راویان محدود به سطح «زحمت» نبوده و تلاشی در جهت «عمل» است. علاوه بر این، میدان کنشگری عرصه ای از وحدت در عین کثرت است و شکل گیری «ما»ی جمعی در کنار حفظ تکثرات میسر می شود. به این ترتیب در این مطالبه گری صنفی شاهد حفظ تفاوت ها و اولویت بندی آنها جهت دستیابی به همگرایی ها هستیم.
۲۰۲.

The Structuration of Revisionism in Major Revolutions: A Comparative Study of France, Russia, and China(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Structuration revisionism French revolution Russian Revolution Chinese revolution

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۵
The purpose of this article is to introduce and examine revisionism in the great revolutions of the world. Based on this, with the method of comparative study and in the framework of Gidden's "Structuration" theory, we investigate the interaction of "agency" and "structure" which causes the formation of revisionism in these revolutions. The study of these revolutions shows that the current of revisionism is formed and strengthened when, first, the agency of the people decreases and the agency of those in power increases; Secondly, equality as a construction should be weakened and the construction of power-seeking should be emphasized. In the French Revolution, power-hungry politicians were active, and aristocracy as a common construct led to revisionism. In the Russian Revolution, when monopolism prevailed as the pattern of social communication, a new class took power and a revision of revolutionary ideals and methods took place. The Chinese revolution underwent revisionism when technocrats became agents and developmentism as construction prevailed. The article suggests that in order to reduce the scope of revisionism in revolutionary systems, it is necessary to maintain and strengthen the presence and influence of people in the political scene. In addition, various tools should be used to weaken the structure and pattern of power-seeking among revolutionary politicians.
۲۰۳.

دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده در قبال مهاجران مکزیکی پس از جنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهاجرت دیپلماسی فرهنگی جنگ سرد ایالات متحده آمریکا مکزیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۹
پژوهش پیش رو با تأملی انتقادی در باب کارکرد دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده، به واکاوی شیوه های مداخله نمادین آن در تنظیم مناسبات مهاجرتی با مکزیک در دوران پساجنگ سرد می پردازد. پرسش بنیادین این مطالعه از این منظر طرح می شود که چگونه دیپلماسی فرهنگی آمریکا، در مقام ابزاری از جنس قدرت نرم، به پاسخ گویی به مطالبات معیشتی و اجتماعی مهاجران مکزیکی پرداخته و چه نقشی در فرآیند ادغام آنان در کالبد جامعه آمریکایی ایفا کرده است؟ بر مبنای فرضیه ای تحلیلی، این مقاله مدعی است که ابتکارات فرهنگی ایالات متحده، با تأکید بر ظرفیت های توانمندساز، بازسازی تصویر عمومی مهاجران و اشاعه ارزش های به ظاهر مشترک، بستری برای تسهیل فرآیند ادغام فراهم آورده اند؛ و در عین حال تلاش کرده اند اثرات گاه نامتوازن و سرکوب گر سیاست های مهاجرتی سخت گیرانه را تقلیل دهند. این پژوهش، با اتکا بر منظری نظری برگرفته از انگاره «قدرت نرم» و مفهوم «بینافکنی فرهنگی»، و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای اسنادی، به تحلیل وجوه متکثر دیپلماسی فرهنگی از جمله مبادلات آموزشی، مشارکت نهادهای جامعه مدنی و ظرفیت زبانی مهاجران اسپانیولی زبان در بستر آمریکایی پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی، هرچند در کاستن از منازعات مهاجرتی و ارتقاء سطح گفت وگوی میان فرهنگی میان دو کشور تا اندازه ای مؤثر بوده، اما همچنان در دل خود با تعارضاتی ساختاری همچون قطبی سازی سیاسی، فقدان راهبردی جامع در سیاست گذاری زبانی، و محدودیت های نهادین مواجه است. 
۲۰۴.

رسانه های نوین و عاملیت معرفتی: بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر عاملیت سیاسی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی مردم سالاری حباب های معرفتی الگوریتم های تولید محتوا اطلاعات نادرست ربات های اجتماعی رسانه های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۰
مردم سالاری بر این فرض بنیادین بنا شده که شهروندان بر اساس نوعی آگاهی که مبتنی بر اراده و خواست ایشان است، در امور مدنی و سیاسی مشارکت می کنند و نظام های مردم سالار وظیفه دارند به تحقق اراده جمعی در جامعه و سیاست کمک کنند. امروزه رسانه های نوین به ویژه شبکه های اجتماعی به کمک فناوری هوش مصنوعی به تولید و توزیع اطلاعات نادرست، جعلی و مغرضانه می پردازند و نظم دموکراتیک را دچار بحران کرده اند. به بیان دیگر مداخله و حضور فناوری های هوشمند در رسانه های اجتماعی به این مسئله بنیادین دامن زده که این اراده و انتخاب الگوریتم های هوش مصنوعی است که سرنوشت سیاسی و مدنی جوامع را تعیین می کند نه آگاهی و اراده شهروندان. درحالی که مشروعیت نظم دموکراتیک مشروط بر این است که بازتاب داوری حساب شده و سنجیده عموم مردم و نه واکنش سرسری و غیرارادی آنان باشد. پرسش اساسی این مقاله این است که هوش مصنوعی در بستر رسانه های نوین به ویژه شبکه های اجتماعی چگونه بر عاملیت سیاسی- اجتماعی اثر می گذارد و اراده و معرفت سیاسی- اجتماعی او را دست کاری می کند؟ در این زمینه با مراجعه با اطلاعات پراکنده موجود در ادبیات نظری و تجربی و احصای مهم ترین مضامین مرتبط، تلاش می شود این اثرگذاری کمتر بررسی شده به شکل یک الگو بازنمایی شود. بررسی کیفی داده ها نشان داد الگوریتم های هوش مصنوعی در رسانه های اجتماعی از طریق راهبردهای متنوعی، کنترل شهروندان بر معرفت، باورها و رفتارهای سیاسی و مدنی شان را دست کاری می کند که مهم ترین آن عبارت است از: آسیب معرفتی تدریجی، هک شناختی، فرسایش معرفت فردی، تضعیف معرفت علّی، افزایش معرفت احساسی و ایجاد فاصله معرفتی. به نظر می رسد لازمه کاستن از این اثرگذاری، فعال کردن عاملیت معرفتی شهروندان از طریق خودآگاهی آنان و آموزش تفکر انتقادی است، به نحوی که یک نظم دموکراتیک درونی و پایدار در افراد ایجاد شده و کنترل محیط معرفتی تا حدی از رسانه های اجتماعی هوشمند خارج شود.
۲۰۵.

Review of the Policy of Islamicization of Universities in Iran: Theoretical and Practical Challenges(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Islamization Policy Universities Theoretical Challenges Implementation Obstacles

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
Objective:After nearly three decades since the formation of the Council for the Islamicization of Universities, it is necessary to examine the policy of Islamicization of universities from various angles and dimensions. In this regard, the research question is: what theoretical and practical challenges does the policy of Islamicization of universities face in Iran?Method: To answer this question, qualitative analysis and content analysis of available sources, especially the views of policymakers and experts in this field, have been used, and the necessary investigation has been conducted by analyzing the themes of these views.Results:After nearly three decades since the formation of the Council for the Islamicization of Universities, it is necessary to examine the policy of Islamicization of universities from various angles and dimensions. The research hypothesis is that "the lack of a common understanding of the necessity and possibility of religious science and the Islamic university and its negative policy consequences, the accumulation of policies and the multiplicity and overlap of the duties of decision-making institutions in the matter of Islamicization of universities, the abstract nature of executive assignments, the weak communication between policymakers and stakeholders and actors at the operational level, and the lack of an efficient mechanism for monitoring and evaluating the policy of Islamicization" are among the most important theoretical and practical challenges of the policy of Islamicization of universities.Conclusion: The results indicate that stakeholders do not have adequate participation in decision-making related to this policy. Furthermore, five different institutions are responsible for guiding and overseeing the implementation of the policies, which this institutional multiplicity and policy density creates problems. It is also unclear exactly what guidance and oversight each of these institutions should provide. In reality, there is no clear distinction between the different natures of oversight, for example, macro oversight, executive oversight, etc. At the level of monitoring and evaluation, the Supreme Council of the Cultural Revolution, the Council for the Islamization of Universities, and the Steering Committee for the Comprehensive Scientific Map of the Country have not yet published any monitoring reports or evaluations of the policies for the Islamization of universities. This approach prevents the strengths and weaknesses from being revealed and hinders the possibility of benefiting from the corrective suggestions of researchers and scholars.
۲۰۶.

آثار تحریم های آمریکا بر سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران (2020-2016)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحریم آمریکا ایران اقتصاد سرمایه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۸
آمریکا در سیاست خارجی همواره از تحریم به عنوان ابزاری غیرانسانی علیه کشورهای غیرهمسو با خود استفاده کرده است. از جمله این کشورها ایران است که در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در حوزه های مالی، بانکی، بیمه ای، حمل ونقل و کشتیرانی مورد تحریم شدید قرار گرفت. پرسش اصلی این است تحریم های اعمالی دولت ترامپ چه تأثیری بر سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران داشته است؟ فرضیه پژوهش به کاهش سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران در دوران تشدید تحریم ها اشاره می کند. برای سنجش فرضیه پژوهش از روش تبیینی- تحلیلی، مبتنی بر اسناد و داده های کتابخانه ای، استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحریم ها بر وضع اقتصادی کشور تأثیر منفی برجای گذاشته و افت شاخص های اقتصادی مثل رشد اقتصادی، افزایش نرخ ارز، تورم، فقر و نابرابری نگاه جامعه را بیش از گذشته به امر زحمت و بقا معطوف کرده است. در نتیجه غلبه امر معیشت بر کنش و تفکر، آثار مخربی در حوزه های اجتماعی (اعم از افزایش میزان جرم و جنایت، طلاق، مهاجرت)، فرهنگی (کاهش توجه به سازمان های مردم نهاد و فعالیت های هنری و فرهنگی و تولید و مصرف کالاهای فرهنگی) و سیاست (کاهش مشارکت سیاسی، بی تفاوتی نسبت به کنش سیاسی، گسترش اعتراضات، خشونت های جمعی و بی قانونی) ظهور یافته است.
۲۰۷.

Israeli Obstinacy: A Major Hurdle in Palestine Peace Talks(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: course of compromise futile negotiations Israel Palestine Peace plans

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۶۸
The conflict between Palestinians and the Jews has been ongoing for seven decades. Despite numerous proposed solutions from the United Nations, the Organization of Islamic Cooperation, and various countries involved in the issue, the crisis persists. The past three decades of right-wing leadership in Israel have shown that supported by major European powers and the US, meaningful negotiations are not anticipated from Israel. Meaningful talks would involve agreements on recognizing Palestine, affirming Palestinian sovereignty, establishing an independent Palestinian state, allowing for the return of displaced populations and determining the status of Jerusalem as the capital. The ascension of the extreme right in Israel has clouded the prospects for peace, augmenting the Israeli demands for more privilege, while sidelining those of the other side. This article posits that Israel's negotiation approach under the right-wing is built on a zero-sum mentality, with minimal concessions offered to the Palestinians. Moreover, its various political, security and economic pressures on Palestinians, along with sustained US and EU sanctions and its military superiority, render any peace model unattainable. This uncompromising approach, intended to impose unilateral conditions and prolong talks to thwart the establishment of an independent Palestinian state, accounts for the recurrent failure of negotiations. Israel's aim in these talks appears to demoralize the Palestinians and prevent the realization of their aspirations by imposing “the real”.
۲۰۸.

ارزیابی انتقادی نظریه استبداد شرقی؛ رویکردی تاریخی به جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: استبداد شرقی شیوه تولید آسیایی ویتفوگل جامعه ایران رویکرد تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۸
مقدمه و اهداف: استبداد شرقی مورد نظر ویتفوگل، نتیجه سازوکاری است که مارکس و انگلس آن را «شیوه تولید آسیایی» می نامند. کمبود آب در شرق، استفاده صرفه جویانه آن را اجتناب نا پذیر می کند و برای نیل به چنین هدفی، حکومتی متمرکز و دستگاه بوروکراتیک مقتدری ایجاد می شود که وظیفه تقسیم منابع آبی را به عهده دارد؛ بروز چنین سازوکاری، زمینه شکل گیری استبداد را در جوامع شرقی فراهم می کند. عده ای از اندیشمندان ایرانی با توجه به این نظریه، سعی داشته اند تا تحلیلی از دوام استبداد در کشور ارائه دهند. در مقاله حاضر، ابتدا سازوکارهای مطرح شده در نظریه استبداد شرقی از منظر ویتفوگل مورد بررسی قرار گرفته است. سپس آرای اندیشمندان ایرانی فعال در این حوزه مطالعه و نهایتاً کاربست این نظریه در چارچوب تحولات تاریخی جامعه ایران، نقد و ارزیابی شده است.روش ها: در پژوهش حاضر از روش های اسنادی و تاریخی استفاده شده است. روش اسنادی هم به منزله روشی تام و هم تکنیکی برای تقویت سایر روش های کیفی در پژوهش های علوم اجتماعی مورد توجه بوده اس ت. در این روش، پژوهش گر داده های پژوهش ی خود را درباره کنش گران، وقایع و پدیده های اجتماعی، از بین منابع و اس ناد جمع آوری می کند. نتایج حاصل از این بررسی ها به صورت تاریخی مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. پژوه ش ت اریخی م طالعهء نظام مند و دقیق گذشته است و محقق با مهارت کامل بر روی نکاتی درباره وقایع کار می کند.یافته ها: با توجه به نظریات مطرح شده در مقاله، نقدهایی را می توان نسبت به کاربرد نظریه استبداد شرقی در ایران مطرح کرد. اگرچه در ایران مسئله کم آبی به عنوان یک موضوع حائز اهمیت، در شکل گیری مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نقش داشته، اما در رابطه با ابعاد تأثیرگذاری آن تا حدود زیادی اغراق شده است. مهم ترین انتقادات به کاربرد نظریه استبداد شرقی در ایران عبارتند از: نظریه هایی که اقلیم و کمبود آب را عامل اساسی استبداد می دانند به نوعی جغرافیاگرایی و جبرگرایی جغرافیایی فرو می غلتند و نقش عوامل تأثیرگذار دیگر را به حاشیه می کشند. اگر نظریات حکومت خودکامه به گونه ای بازپرداخت شوند که به تأثیر متقابل فرهنگ، سیاست و اقتصاد و البته به احتمال برحسب موقعیت زمانی – مکانی در دوره های مختلف تاریخی بر تعین بخشی یکی از این عناصر بر دو عامل دیگر تأکید شود و یا برعکس بر تأثیر تداخلی و پیوند آن ها در یکدیگر در زمان و مکانی دیگر  اشاره گردد، کاربست آن ها از قوت علمی بیشتری برخوردار شود.نتیجه گیری: به نظر می رسد کاربست نظریه استبداد شرقی بدین شکلی که تاکنون بوده، چندان برای تبیین و تحلیل جامعه ایران راهگشا نباشد. در نظر نگرفتن بسیاری از متغیرهای تاریخی در سیر تحول جامعه (مانند متغیرهای فرهنگی) و یا وارونه سازی بسیاری از مناسبات در کشور، عملاً تطبیق نظریه با واقعیات عینی را ناممکن می سازد و حتی می تواند به رواج بدفهمی و سؤتفاهم منجر گردد. به نظر می رسد اگر نظریه استبداد شرقی، هرچه بیشتر با واقعیات جامعه ایرانی منطبق شود و متغیرهای فرهنگی نیز در آن لحاظ گردد، سیر تحول جامعه و دولت در ایران را بتوان بهتر و مؤثرتر درک کرد.
۲۰۹.

تنگه هرمز؛ تحلیل راهبرد انسداد از منظر مؤلفه های سه گانه بازدارندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنگه هرمز بازدارندگی عقلانیت باورپذیری قابلیت اجرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۱
حمله نظامی اسرائیل و سپس آمریکا به ایران، که با تهدید رسمی ایران به بستن تنگه هرمز به عنوان حیاتی ترین گذرگاه انرژی جهان و تصویب طرح آن در مجلس همراه شد، یک بار دیگر موضوع توجیه پذیری انسداد این تنگه به عنوان اهرمی راهبردی برای ایران را مطرح کرد. این پژوهش با اتکا به نظریه بازدارندگی در قالب رویکرد کیفی و با استفاده از داده های اسنادی-آماری، انسداد این گذرگاه را بر اساس سه مؤلفه عقلانیت، باورپذیری و قابلیت اجرا از منظر منافع ملی ایران بررسی می کند. پرسش پژوهش چنین صورت بندی می شود: تأثیر انسداد تنگه هرمز بر تحقق منافع ملی ایران از منظر نظریه بازدارندگی چگونه قابل ارزیابی است؟ فرضیه تحقیق بر این مبناست که بر اساس منطق بازدارندگی، حفظ یک تهدید معتبر و باورپذیر به بستن تنگه، بدون اقدام عملی به آن، به مراتب کارآمدتر و کم هزینه تر از اجرای واقعی این اقدام است. یافته ها نشان می دهد که انسداد عملی تنگه هرمز، هزینه های اقتصادی و دیپلماتیک گسترده ای را بر ایران و متحدانش تحمیل می کند؛ بنابراین، در چارچوب منطق بازدارندگی، بستن تنگه هرمز از منظر هزینه-فایده یک «ریسک راهبردی» محسوب می شود و تنها در شرایط اضطرار وجودی می تواند به عنوان گزینه ای قابل توجیه مطرح گردد.
۲۱۰.

ریشه های عدم تعامل نظام سیاست گذاری کلان در ایران با جهانی شدن؛ ارائه راهکار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دولت جمهوری اسلامی ایران نظام سیاست گذاری کلان جهانی شدن آرمان گرایی واقع گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
سیاست گذاری امری مهم و مرحله ی محوری در فرایند سیاسی برای برآوردن نیازها و تامین اهداف ملی به ویژه دست یابی به توسعه تلقی می شود. این فرایند در سه سطح خرد، فرعی و کلان انجام می شود که از این میان، تمرکز این مقاله بر سطح کلان می باشد. سیاست گذاری در این سطح شامل اجتماع ملی به عنوان یک کل بوده و موجودیت و منافع آن را مدنظر قرار می دهد. اما نکته مهم از منظر مقاله ی حاضر این است که در نظام سیاست گذاری کلانِ جمهوری اسلامی ایران به ویژه در حوزه های سیاسی - اجتماعی شاهد تعارضات اساسی ای هستیم که نقش مهمی در ناکارآمدی آن و درنتیجه، عدم دست یابی کامل به اهداف ملی (توسعه یافتگی) داشته اند؛ یکی از مهم ترین این تقابل ها، دوگانگی بین سیاست گذاری داخلی با تحولات جهانی است که مشخصه اصلی چند دهه ی اخیر آن، پدیده جهانی شدن می باشد. از دیدگاه این مقاله، ریشه ی این دوگانگی در آرمان-گرا/ایدئولوژیک بودن نظام سیاست گذاری جمهوری اسلامی و اعتقاد این دولت مبنی بر غرب/آمریکا محوربودن و سلطه-گربودن نظام جهانی و جهانی شدن و ضرورت مقابله با آنها می باشد. به باور این پژوهش، نظام سیاست گذاری مذکور به همین دلایل تاکنون نتوانسته است از فرصت های جهانی شدن آنچنان که باید در جهت کارآمدسازی خود و درنتیجه، توسعه-ی کشور بهره گیرد. براین اساس مقاله معتقد است که دولت جمهوری اسلامی به منظور کارآمدسازی نظام سیاست گذاری کلان می بایست با دوری از رویکرد آرمان گرایانه و تقابلی، پدیده جهانی شدن را با رویکرد واقع گرایانه مورد توجه قرار دهد و تعاملی فعالانه با آن برقرار نمایند. گفتنی است روش این مقاله، توصیفی-تحلیلی می باشد.
۲۱۱.

دیپلماسی علم و فناوری و الزامات کاربست آن در راهبرد غیر امنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی عم وفناوری قدرت نرم غیرامنیتی سازی امنیتی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
یکی ازحوزههای که قدرت فراوانی در تأمین منافع کشورها درعرصههای مختلف دارد، دیپلماسی علم وفناورری میباشدکه کشورها برای دست پیدا کردن به توسعه وحل اختلافات درعرصههای ملی وبین المللی ازآن بهره میگیرند.. پژوهش حاضر با استفاده از قدرت نرم جوزف نای وامنیتیسازی و غیرامنیتی سازی مکتب کپنهاک و به موازات آنها کارکردگرایی ونوکارکردگرایی با بهرهگیری از روش توصیفی-تجویزی بهدنبال پاسخ دادن به این سؤال است که دیپلماسی علم وفناوری چگونه برغیرامنیتیسازی امنیتیسازی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار است؟ فرضیه این پژوهش نیز اینگونه مطرح شدهاست که دیپلماسی علم وفناوری، میتواند درقالب تبادلات علمی درسطح منطقهای وبینالمللی، عضویت و همکاری درسازمانهای علمی بینالمللی، تقویت قدرت دانشمحور، تغییر در ذهنیت نخبگان و ایجاد جوامع معرفتی پیشرودر غیرامنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار باشد. نتایج پژوهش نیز حاکی ازآن است که ایران درسالهای اخیر ودرشرایط اعمال تحریمها و چهره امنیتی شدهی کشور تلاش هایی را با استفاده از قدرت نرم نهفته در دیپلماسی علم وفناوری برای تغییر نگاه به کشور، ابتدا در بین نخبگان علمی وسپس در بین جوامع آنها انجام داده است، اما در این راستا با ضعفها وکاستیهایی روبهرو است و باید چرخهی علمی کشور در راستای تحقق اهداف و منافع، شتاب بیشتری به خود بگیرد، چون تعاملاتی که در راستای مبادلات علمی و دانشگاهی حاصل میشود به بسترسازی و ایجاد آگاهی و افزایش شناخت ملتها بهدور از هرگونه تبلیغی کمک میکندوتصورات مثبتی را از ایران در اذهان دیگر ملل ایجاد میکند
۲۱۲.

چارچوب کلان مقابله فرهنگی- ارتباطی با تحریف اندیشه و سیره امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحریف امام خمینی (ره) انقلاب اسلامی فرهنگ و ارتباطات تحلیل مضمون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
تداوم حیات فرهنگی جامعه برآمده از انقلاب اسلامی، منوط به صیانت از نظام معنایی پشتیبان این انقلاب است. ازجمله خطرهای بزرگی که در کمین هرگونه نظم معنایی کلیدی قرار دارد، خطر تحریف است. در میان منابع مبین معارف انقلاب اسلامی، اندیشه و سیره امام خمینی (ره) بیشتر از هر منبع دیگری، در معرض خطر تحریف قرار دارد، به همین دلیل پژوهش حاضر درصدد است تا به ارائه چارچوبی فرهنگی - ارتباطی در جهت مقابله با تحریف اندیشه و سیره امام خمینی(ره) بپردازد. این پژوهش که با روش تحلیل مضمون صورت بندی شده، از خلال مصاحبه با هفده نفر از خبرگان حوزه اندیشه امام (ره)، به صورت بندی چارچوب کلی مقابله فرهنگی و ارتباطی با تحریف امام در دو بعد «تحریف لفظی» و «تحریف معنوی» پرداخته است. راهکارهای ارائه شده برای مواجهه با تحریف معنوی امام ذیل هفت عرصه «بهسازی رسانه ای»، «بهسازی فرهنگی»، «بهسازی اجتماعی»، «بهسازی سازمانی»، «بهسازی سیاستی» و «بهسازی نخبگانی» سامان یافته است.
۲۱۳.

استراتژی شبه ترقی غرب گرایی در دوران پهلوی دوم

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: انقلاب اسلامی مدرنیزم شبه مدرنیزم پهلوی دوم شبه ترقی غرب گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۶
احساس حقارت در برابر پیشرفت های مادی تمدن غربی و دغدغه ی رفع عقب ماندگی ایران از جمله مباحث مهمی بود که به دنبال تأثیر امواج مدرنیته در ایران از دوره ی قاجار شروع شده بود که منجر به شکل-گیری گفتمانی تحت عنوان «شبه ترقی غرب گرایی» در کشور گردید. این پژوهش با هدف شناخت بهتر دوران پهلوی دوم و با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی با نگاه تاریخی به دنبال بررسی الگوی «شبه ترقی غرب گرایی» در دوران پهلوی دوم می باشد. براساس یافته های این پژوهش از ابتدای دهه ی 1340ه.ش. تا یکسال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی گفتمان شبه مدرنیسم تبدیل به گفتمان غالب سلطنت مطلقه پهلوی گردید. بر اساس این گفتمان، همه ی سنت ها، نهادها و ارزش های ایرانی – اسلامی عقب مانده و سرچشمه ی حقارت های ملی و تقلید از ظواهر تمدن غرب نوعی پیشرفت و مزیت محسوب می شد. این وضعیت، نوعى دو گانگى فرهنگى و ارزشى در جامعه ایجاد نموده که از مهم ترین پیامدهای آن شکل گیری شکاف های دین و دولت، شکاف طبقاتی و شکاف قومی در جامعه می باشد. در نتیجه این گفتمان منجر به نارضایتی های عمیق در سطح جامعه، کاهش مشروعیت رژیم، پیدایش انقلاب اسلامی و سقوط سلطنت پهلوی در بهمن 1357 گردید.
۲۱۴.

ارائه الگوی هوش فوق راهبردی مدیریتی آیت الله خامنه ای در کنترل چالش های بین المللی با رویکرد آینده نگارانه (بایسته های هوشمندی مدیریت مدرن در راهبری شایسته چالش های بین المللی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هوش مدیریتی مدیریت راهبردی فراترکیب آیت الله خامنه ای چالشهای بین المللی مقدمه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: تحقق اهداف انقلاب اسلامی در راستای رشد و پیشرفت مطلوب در بستر عدالت و معنویت که رفاه عمومی و اخلاق اسلامی را به ارمغان آورد منوط به استقرار الگوی مدیریتی فوق هوشمند و تحلیل گری زیرک و زبر دست و پیش بین خلاقی است که امروز در ایران توسط آیت الله خامنه ای پیاده شده است و تمامی معادلات ویرانگر چالشی فرموله و مهندسی شده علیه ایران و بسیاری از کشورهای جهان را کنترل و خنثی می کند. بنایراین هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی هوش فوق راهبردی مدیریتی آیت الله خامنه ای در کنترل چالشهای بین المللی است. روش شناسی پژوهش: مطالعه حاضر براساس هدف، کاربردی و از نظر ماهیت از پژوهش های کیفی است. جامعه ی اطلاعات، مقالات و پژوهش های انجام شده است که با روش نمونه گیری هدفمند در خصوص موضوع مطالعه حاضر شناسایی شدند. عدم وجود الگوی فوق هوشمند مدیریت در فاز بین الملل که راهنما و هدایت گر سیستم های مدیریت عالی کشور باشد به عنوان خلا نظری در شرایط موجود شناسایی شد. لذا برای رفع این خلا و فقدان نظری کاملاً ملموس، پژوهش حاضر، از تحلیل فراترکیبِ تفسیری-کیفی پژوهش های انجام شده که یکی از انواع روش های فرامطالعه تمرکز کرد. یافته ها: پس از جستجوی اولیه و پایش منابع و پژوهش های مرتبط با موضوع، تعداد 41 مقاله شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت. در پژوهش حاضر بعد از پایش و بررسی مجدد کدهای اولیه، 61 کد، 23 مقوله و 10 بعد شناسایی شد. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده با روش اظهار نظرخواهی از صاحب نظران اعتبار سنجی شد. انتظار می رود الگوی استحصا شده در زمینه مدیریت بخصوص در فاز بین المللی، راهگشای مدیران در جوامع اسلامی باشد.
۲۱۵.

آینده پژوهی هویت اجتماعی جوانان در ایران بر اساس روش تحلیل لایه ای علّی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت اجتماعی تحلیل لایه ای علّی آینده پژوهی جوانان ایران خبرگان جامعه شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۸
موضوع آینده پژوهی هویت اجتماعی جوانان در ایران، در جامعه ی امروزین و با گسترش ارتباطات محلی، ملی و بین المللی، و پبرو آن، سرعت شتابان تغییر در هویت اجتماعی جوانان، محل بحث و مناقشه قرار گرفته است. بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل آینده ی هویت اجتماعی جوانان در ذهن خبرگان جامعه شناسی است. پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، اکتشافی، از نظر نوع، توصیفی- تحلیلی و از نظر شیوه ی گردآوری اطلاعات و نتایج نهایی، پژوهشی کیفی محسوب می شود. جامعه ی آماری پژوهش، خبرگان حوزه ی جامعه شناسی دانشگاه های ایران است. حجم نمونه بر اساس اشباع نظری محاسبه گردید که شامل 13 نفر از خبرگان بود. ابزار پژوهش، مصاحبه ساختارمند و مبنای مصاحبه های انجام شده، تحلیل هویت اجتماعی جوانان در ذهن خبرگان بود. انتخاب خبرگان با روش نمونه گیری هدفمند صورت گرفت. پس از مصاحبه با خبرگان جامعه شناسی درباره ی هویت اجتماعی جوانان، تحلیل مضمون و تحلیل لایه ای علّی، مصاحبه ها در چهار سطح لیتانی، علل نظام مند، گفتمان و استعاره یا اسطوره صورت گرفت و چهار سناریو بر اساس دو پیشران باورها و ذهنیت اجتماعی و بحران های اقتصادی سیاسی طراحی شدند.
۲۱۶.

The Securitization of Women of the Islamic Revolution in the Arena of National Order (An Analysis of the Content of the Statements of the Supreme Leader)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Securitization of Women Sphere of National Order Statements of the Supreme Leader empowerment of women

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
Background and Objective: The securitization of women, as one of the key components of social and national security, plays an effective role in sustainable development and social cohesion. The present study aims to explain the strategies for the securitization of women in the sphere of national order, with an emphasis on the statements of the Supreme Leader, in order to clarify the theoretical and practical dimensions of this issue from the perspective of the Leader's views. Methodology: The present research has used the thematic analysis method to examine the statements of the Supreme Leader. Data were collected from a set of relevant statements, coded, and analyzed in the form of basic, organizing, and overarching themes. Findings: The research results show that the securitization of women in the intellectual system of the Supreme Leader can be analyzed in three dimensions: "Self-building," "Society-building," and "Civilization-building." Based on the analyses performed, a conceptual model can be presented to show the "Relationship between constructs and their role" in the securitization of women. This model includes five main constructs (individual, familial, socio-cultural, economic, and political-civilizational), each of which acts as an independent axis while simultaneously playing a complementary role in interaction with other constructs. The main themes include the empowerment of women, human dignity, the role of women in the family, women's social and political participation, and providing legal and cultural support for women's security. Also, the emphasis on preserving the religious and cultural identity of women as an important factor in achieving social security has been considered. Conclusion: The securitization of women in the sphere of national order requires a multi-dimensional and integrated approach that covers the individual, familial, and social dimensions. The findings of this research can be used as a basis for policymaking and planning in the field of women's security and contribute to the promotion of social security indicators and sustainable development.
۲۱۷.

Analysis and Critique of Imamate and Community Leadership in the Thought of Sayyid Muhammad Nurbakhsh(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Real Imamate Relative Imamate Pious Scholar Juridical Mysticism Mystical Jurisprudence

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
Objective: The issue of Imamate and community leadership is the most enduring intellectual topic among Muslims. Within this, the perspective of mysticism and the thought of mystics on Imamate and leadership has received less attention. This article, focusing on the school of Ibn Arabi and the works of Nurbakhsh, critically studies how the scope of guardianship was expanded from spiritual guardianship to political guardianship—a development that, in a manner, provided the intellectual foundation for the Safavid Shaykhs in establishing the Safavid dynasty. Method: The present study uses a combination of three methods, historical, comparative, and analytical, within the framework of the History of Thought. Based on the works of Nurbakhsh and through an intra-textual analysis of said works, this study examines and elucidates the various dimensions of this perspective on Imamate and community leadership, while also presenting its underlying reasons and contexts for critical evaluation. Findings: An examination of the lived history of mystics and their mystical viewpoints reveals three perspectives on the relationship between religious law and spiritual reality: A) Reality without Law, B) Reality within the framework of law, and C) Law within the framework of Reality. The rethinking of the concepts of independent legal reasoning and struggle by mystics such as Ibn Arabi, and its detailed representation in the thoughts and works of Nurbakhsh, gives rise to the third perspective. This perspective paved the manner for the expansion of the scope of Vilayah from inner guardianship to outer guardianship. In this sense, exoteric Ijtihād is elevated to "Revelatory Ijtihād " and becomes the axis for understanding religion. The position of the Imam, who simultaneously possesses the qualifications for both the lesser and greater jihad, becomes embodied in a single individual. Conclusion: Nurbakhsh divides the Imamate of the community into two categories: "Real Imamate" and "Relative Imamate." He considers a saint who possesses all the characteristics of Imamate as the holder of "Real Imamate." He regards other saints as Imams to the extent that they possess those attributes, calling their Imamate "Relative Imamate." According to this framework, many of the Shi'a Imams are categorized under relative Imamate, as they do not simultaneously possess all the characteristics described for the community's Imam in "Mystical Jurisprudence."
۲۱۸.

تحلیل جنگ ترکیبی از منظر اسناد راهبردی آمریکا: قابلیت ها و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنگ ترکیبی تهدیدات ترکیبی آمریکا نظام بین الملل قابلیت های ترکیبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۸
جنگ ترکیبی به عنوان یکی از پرکاربرد ترین مفاهیم نظام بین الملل، از اهمیت بالایی در سیاست خارجی کشورها برخوردار بوده و امروزه اکثر کشورها به خصوص قدرت های بزرگ نظیر آمریکا، در پی استفاده حداکثری از این مفهوم در راستای تامین منافع خود می باشند. در همین راستا، نیاز است که درک کشورها (خصوصا قدرت ها) از این مفهوم به طور عمیق مورد بررسی قرارگیرد. به همین منظور، تبیین جنگ ترکیبی از منظر اسناد راهبردی آمریکا، به عنوان قدرت اول نظام بین الملل کنونی، دارای اهمیت ویژه ای برای ج.ا.ایران است. هدف اصلی تحقیق کشف و تبیین درک حاکمان آمریکا از مفهوم جنگ ترکیبی است. این تحقیق کاربردی و به روش اکتشافی-استقرایی انجام شده و حجم نمونه آن 30 نفر است. بر اساس یافته های تحقیق، کشور آمریکا دارای بالاترین قابلیت های نظامی، اقتصادی، سیاسی، رسانه ای، امنیتی و سایبری می باشد که همین امر، قابلیت ها و ابتکار عمل واشنگتن در راستای دفع تهدیدات ترکیبی و اقدامات متقابل در این حوزه را به طرز چشمگیری افزایش داده است. بر اساس نتایج تحقیق حاکمان آمریکا، جنگ ترکیبی را جنگی می دانند که در آن طیف وسیعی از اقدامات آشکار و پنهان نظامی، شبه نظامی و غیرنظامی در یک طراحی بسیار یکپارچه به کار گرفته می شود و کشور مهاجم سعی می کند با ترکیب عملیات جنبشی و تلاش خرابکارانه، بر سیاست گذاران تأثیرگذار و تصمیم گیرندگان کلیدی کشور هدف تأثیر بگذارد. آن ها یکی از مهم ترین ویژگی های این نوع جنگ را مخفیانه بودن آن می دانند به طوری که از هرگونه انتساب و مجازات کشور مهاجم پیشگیری شود.
۲۱۹.

فساد اداری به مثابه بحران عرصه مدنی: بازنمایی رسانه ای در روزنامه اصلاح طلب اعتماد (۱۴۰۰)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فساد اداری بازنمایی رسانه ای عرصه مدنی تحلیل مضمون روزنامه اعتماد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۲
در سال های اخیر، فساد اداری در ایران به مثابه یک مسئله اجتماعی برجسته شده است. روزنامه ها، با بازنمایی مناسب، می توانند در کاهش این موضوع نقش ایفا کنند. مقاله حاضر با هدف شناخت بازنمایی فساد اداری در روزنامه اصلاح طلب اعتماد تنظیم شده است. روش تحقیق، تحلیل مضمون شبکه ای اترید-استرلینگ است و داده ها از تحلیل ۲۶ سند منتخب با استفاده از نرم افزار MAXQDA22 استخراج شده اند. در مجموع ۷۳ کد، ۱۲ مضمون پایه، ۴ مضمون سازمان دهنده و مضمون فراگیر فساد اداری شناسایی شد. اعتبار یافته ها با کدگذاری مشترک دو کدگذار و مشورت با متخصصان تأمین شد. رویکرد نظری مقاله بر نظریه بازنمایی استوارت هال و نظریه های برنامه سخت، عرصه مدنی و ترومای فرهنگی جفری الکساندر استوار است. نتایج نشان می دهد که روزنامه اعتماد ضمن تأکید بر ضرورت ایجاد سیستم های پیشگیرانه، فساد اداری را به مثابه مسئله ای گسترده، سیستماتیک و تهدیدی برای ارزش های عرصه مدنی بازنمایی کرده است. این نوع بازنمایی، می تواند به شکل-گیری یک ترومای فرهنگی منجر شود.
۲۲۰.

از فضیلت سیاسی تا زوال حکومت: تحلیل کارکردی اخلاق در الگوی کشورداری فردوسی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: شاهنامه فردوسی اخلاق سیاسی الگوی حکمرانی اندیشه سیاسی عدالت خردورزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
شاهنامه، اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، صرفاً یک اثر حماسی ملی یا روایتی از تاریخ اساطیری ایران نیست؛ بلکه گنجینه ای غنی از فرهنگ، تاریخ و به ویژه اندیشه های سیاسی و اخلاقی ایران باستان است که کارکردهای عمیق دینی، اخلاقی و اجتماعی را در خود نهفته دارد. در سنت فکری ایرانی- اسلامی، سیاست همواره با ارزش های اخلاقی پیوندی عمیق داشته است و شاهنامه فردوسی گواهی روشن بر این مدعاست؛ با این حال بسیاری از پژوهش ها، اندیشه فردوسی را تنها از منظر نظریه پردازی اخلاقی یا بیان ادبی فضیلت ها و رذیلت ها بررسی کرده اند؛ از این رو این مسئله مطرح شده است که آیا فردوسی در شاهنامه صرفاً به تبیین نظری ارزش های اخلاقی برای حاکمان پرداخته است یا اینکه فراتر از آن، در پی ارائه یک الگوی عملی و قابل اجرا برای تحقّق این ارزش ها در عرصه حکمرانی هم بوده است؟ به بیان دیگر، شاهنامه چگونه می تواند به مثابه یک آیین نامه عملی برای حکمرانی اخلاق مدار نگریسته شود؟ در این راستا، پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با اتکا به متن شاهنامه، به واکاوی پیوند اخلاق و سیاست در اندیشه سیاسی فردوسی می پردازد و در پی پاسخ به این پرسش هاست که فردوسی چه دغدغه هایی را در خصوص نصیحت شاهان مطرح می کند و چه ویژگی های اخلاقی ای را برای یک حکمران خردمند بر می شمارد؟ همچنین این الگوهای عملی چگونه با مفهوم کلیدی «فره ایزدی» پیوند می خورند و چه نتایج سیاسی و اخلاقی از این پیوند استنتاج می شود؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که فردوسی با ارائه الگوهای عملی اخلاقی و پیوند دادن آنها با سیاست، مشروعیت و ثبات سیاسی را برای حکمرانی مطلوب ضروری می داند و انحراف از این مسیر اخلاقی را عامل زوال «فره ایزدی» و سقوط حکومت معرفی می کند. یافته ها نشان می دهد که فردوسی، سیاست و حکمرانی را از اخلاق جدایی ناپذیر می انگارد. او دین را نه تنها راهنمای اخلاقی حاکمان، بلکه اساس مشروعیت و پایداری حکومت می داند و با تأکید بر مفهوم «فره ایزدی» نشان می دهد که این مشروعیت، بی قید و شرط نیست و با دین داری، خردورزی و عدالت گستری پادشاه پیوندی ناگسستنی دارد. انحراف از این مسیر، به معنای از دست دادن تأیید الهی و در نتیجه تزلزل پایه های حکومت است. این مقاله با تحلیل روایات اسطوره ای، حماسه های پهلوانی و اندرزهای پادشاهان، الگوهای عملی فضایل اخلاقی را استخراج می کند. «دادگری» و «عدالت گستری» نه یک فضیلت صرف، بلکه یک ضرورت سیاسی و شرط بقای حکومت است که مقام شاه را نزد مردم اعتلا می بخشد و پایه های حکومتش را مستحکم می سازد. در مقابل، بی دادگری به زوال و نابودی قدرت می انجامد؛ چنان که در سرنوشت ضحاک ماردوش به تصویر کشیده شده است. «خردورزی» نیز به عنوان ابزار اصلی کشورداری، شامل دوراندیشی، مشورت خواهی و مدیریت بحران، ضامن ثبات و مشروعیت سیاسی است و تقابل آن با «هوای نفس»، پیامدهای ویرانگر بی خردی در حکمرانی را آشکار می سازد؛ افزون بر این فضیلت های دیگری همچون «مراعات زیردستان و تهیدستان»، «بذل و بخشش (داد و دهش)»، «وفای به عهد» و «راستی و صداقت» هر یک کارکردهای سیاسی مشخصی دارند. مردم داری، مشروعیت مردمی را تقویت می کند. وفای به عهد، ابزار دیپلماسی و پیشگیری از جنگ است و راستی و صداقت، سرمایه اجتماعی و پایه اعتماد عمومی به حکومت را شکل می دهد. فردوسی با به تصویر کشیدن سرنوشت شوم پادشاهان ستمگر، بی خرد و پیمان شکن، نشان می دهد که این بی اخلاقی های سیاسی به طور مستقیم به از دست رفتن «فره ایزدی»، زوال مشروعیت، نارضایتی و شورش مردمی و در نهایت فروپاشی دولت منجر می گردد؛ بنابراین فردوسی نه تنها یک نظریه پرداز اخلاق، بلکه یک معلم سیاست است که با ارائه یک آیین نامه عملی، ارزش های اخلاقی را به مثابه اصول بنیادین کشورداری و شرط لازم برای کسب و حفظ مشروعیت، ثبات و پایداری حکومت معرفی می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان