فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۹۴۱ تا ۱۹٬۹۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
مطالعات فقه و اصول دوره دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
115 - 94
حوزههای تخصصی:
بررسی اجمالی تاریخ مسلمانان، این واقعیت را به وضوح نشان می دهد که ریشه بخش مهمی از اتهام ها و تکفیرها نسبت به اشخاص، گروه ها و مذاهب، به عواملی همچون: انگیزه های شخصی و عقده های حزبی و تعصبات مذهبی و یا به فضایی مملو از جهالت، خودخواهی، حسادت، کینه ورزی، خودمحوری و حق پنداری برمی گردد. در این مقاله تلاش می شود تا ضمن روشن کردن معنا و مفهوم کفر و تکفیر به عنوان یک بدعت ناپسند، بخشی از پیامدها و تأثیرات مخرب و نامطلوب آن ازجمله زشت نشان دادن چهره اسلام، کشتار به جرم مذهب مخالف، ایجاد تفرقه، قطع رابطه با جامعه و غیره موردبررسی و پژوهش قرار گیرد و ثابت شود که این پدیده، انحراف از مسیر اصلی اسلام است و باید علما و دلسوزان دینی با تمام توان علمی و عملی خود بکوشند با این گیاه هرزه و ویرانگر مبارزه کنند و مانع رشد و تکثیر آن در جوامع اسلامی شوند.
تحلیل دلالت معنایی اوصاف نفس بر اوصاف ربّ بر مبنای حدیث معرفت نفس با تکیه بر آثار علّامه حسن زاده آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۷
167 - 192
حوزههای تخصصی:
رابطه خود شناسی و خداشناسی یکی از مسائل بسیار مهم در حوزه انسان شناسی و خداشناسی است و این مسأله به اندازه ای مهم است که در جوامع روایی ما احادیث بسیار زیادی به این مسأله پرداخته است. از جمله این روایات می توان به حدیث شریف «کسی که خود را بشناسد، پروردگارش را شناخته است» اشاره کرد. با توجه به اهمیت شناخت نفس و دلالت آن بر شناخت ربّ، مقاله حاضر با روش تحلیلی- توصیفی با هدف تبیین چگونگی دلالت معنایی اوصاف نفس بر اوصاف ربّ، ابتدا به تحلیل حدیث معرفت نفس پرداخته و سپس نحوه دلالت معنایی اوصاف نفس بر اوصاف ربّ را در دو دسته صفات ثبوتی و سلبی مورد بررسی داده و به این نتیجه رسیده است که به میزانی که انسان خود را بشناسد، به همان میزان، شناخت او نسبت به ربّ خود نیز ارتقا یافته و دقیق تر می شود. به عنوان مثال از شناخت اوصاف ثبوتی ای مانند علم، قدرت، حیات و ... و اوصاف سلبی ای مانند عدم ترکب، عدم رؤیت حسی، عدم حلول و اتحاد، عدم نوم و غفلت و ... در نفس، می توان به شناخت چنین اوصافی در ربّ نائل آمد.
مبانی استنباط نظریه های علمی احادیث(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فهم احادیث علمی اهل بیتb از مسائلی است که در صورت عدم توجه به مبانی، ضوابط و شیوه های اختصاصی فهم این دسته از احادیث، می تواند منجر به تحمیل نظریه های علمی بر احادیث و موجب برخی آثار منفی هم چون: تفسیر به رأی، تأویل های غیرمجاز و شک در احادیث گردد. مواردی مانند: نبودن تعارض واقعی بین حدیث و علم، هماهنگی بسیاری از مطالب علمی احادیث با نظریه های علمی اثبات شده، قطعی نبودن غالب مطالب علوم تجربی، وجود روایات علمی در احادیث، عدم وجود همه علوم در روایات، به عنوان مبانی و پیش فرض های مواجهه با احادیث علمی، مطرح شده است، که توجه به این مبانی در کنار توجه به ضوابط فهم علمی احادیث، موجب می گردد که پژوهشگر در استنباط نظریه های علمی احادیث دچار خطا و اشتباه نگردد.
منهجیه نقد نصوص نهج البلاغه (الخطب التوحیدیه نموذجًا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الثانیه ربیع و صیف ۱۳۹۸ (۱۴۴۰ق) العدد ۲ (المتوالی ۴)
59 - 70
حوزههای تخصصی:
إنّ أحد الأهداف الرئیسیه لنقد النصوص القدیمه التی تعتبر أساسًا فی دراسات النصوص القدیمه الموجوده بین الأدیان و المذاهب هو العثور على المؤلف وصاحب النص. ویعتبر "نهج البلاغه" الکتاب الذی طالما کانت هویته التاریخیه مصدر النقد الشیعی والسنی. یتطرق هذا البحث إلى النقد المنهجی لهذا النص. نظرًا لخصائصه الممیزه، فإن منهج نقد نص "نهج البلاغه" یمکن تحقیقه على ثلاث مراحل: نقد الصیاغه والروایه، نقد الموارد والإسناد ونقد الأسلوب؛ ولا یمکن الحصول على نتائج صحیحه وواقعیه لنقد النص إلا من خلال هذه المراحل الثلاث. فیما یتعلق بالخطب التوحیدیه، وعلى الرغم من أن کل مرحله من مراحل نقد النص لها انجاز مختلف بشکل مستقل، إلا أن المراحل الکلیه تشیر إلى انتساب ما سبق ذکره من الخطب إلى الإمام علی (ع) إن إزاله الأضرار، مثل النظره أحادیه المرحله، والنقد غیر العقلانی، وتکرار الادعاءات السابقه، وتجاهل إمکانات المعنى، وتقلیص النقد التاریخی إلى النقد التقلیدی، سیساعد فی تقدُّم الطریقه الصحیحه لنقد نص نهج البلاغه وإثرائه. یحاول هذا البحث تقدیم قالب مناسب وشامل للنقد التاریخی لنص نهج البلاغه.
تأثیر داستان های کلیله و دمنه بر مهارت های تفکر انتقادی، استدلال و پرسشگری با استفاده از برنامه فلسفه برای کودکان (p4c)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال چهاردهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۸
95 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف از برنامه «فلسفه برای کودکان»، پرورش تفکر در کودکان است. یکی از ابزارهای اصلی این برنامه داستان است که در اجتماع پژوهشی اجرا می شود. در دهه های اخیر این برنامه برای پرورش قدرت تفکر کودکان در ایرانرواج یافته است. اما داستان های این برنامه بومی نبوده و در شرایط فرهنگی جامعه طراحی برنامه تولید شده اند. این درحالی است که ادبیات فارسی مشحون از داستان های فکری و فلسفی متناسب با فرهنگ ایران است. هدف این مقاله بررسی تأثیر داستان های کلیله و دمنه بر پرورش مهارت های استدلال، پرسشگری و تفکر انتقادی (گشودگی انتقادی و شکاکیت تأملی) است. پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش شبه تجربی با استفاده از طرح پیش آزمون−پس آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان اردستان و نمونه پژوهش یک کلاس 32 نفره بود که به روش هدفمند و تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس سنجش پرسشگری رابرت فیشر، مقیاس گرایش به تفکر انتقادی (گشودگی انتقادی و شکاکیت تأملی) ساسو، آزمون مهارت استدلال نیوجرسی بوده است. اعتبار مقیاس سنجش پرسشگری به روش اعتبار ارزشیاب به تأیید متخصصان رسید و ساسو اعتبار و روایی مقیاس گرایش به تفکر انتقادی را مناسب گزارش کرده است. پایایی مهارت استدلال نیوجرسی از طریق آلفای کرونباخ بین 84/0 تا 94/0 گزارش شده است. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. نتایج نشان داد بین نمره های گشودگی انتقادی، پرسشگری، مهارت استدلال تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین، بین نمره های شکاکیت تأملی گروه ها تفاوت معنادار است؛ این به آن معناست که برنامه فلسفه برای کودکان در افزایش شکاکیت تأملی تأثیر داشته است.
نقش دوری از مواضع خطر در تأخیر أجل با تأکید بر آیه 154 آل عمران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۸
7-26
حوزههای تخصصی:
مفسران پیرامون عبارت «لَوْ کُنْتُمْ فی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلی مَضاجِعِهِمْ» دیدگاه های گوناگونی ارائه داده اند. نظر مشهور آن است که بر أساس این آیه، کسانی که در میدان جنگ به قتل می رسند به أجل محتوم خود می میرند. در اینجا این پرسش ایجاد می شود که آیا کشته شدن در جنگ، سرنوشتی غیرقابل پیش گیری برای مقتول است؟ آیا دوری از مواضع خطر در تأخیر أجل نقش دارد؟ یافته های تحقیق در پاسخ به پرسش های مذکور نشان می دهد مفاد آیات 2 أنعام و 39 رعد و روایات ذیل آن مبنی بر تقسیم أجل به محتوم و معلّق، کلید حل مسائل مرتبط با آیه مورد بحث است و بر أساس آن، قتل، لزوماً از نوع أجل محتوم نیست، بلکه در معمول موارد از نوع أجل معلّق است. بنابراین، دوری از میدان جنگ و دیگر مواضع خطر، می تواند در تأخیر أجل مؤثر باشد. با این حال، هر دو نوع أجل، «مقدر» الهی است و بر هر دو «کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْل» صدق می کند. فرض «محتوم» بودن أجل در همه قتل ها، عناصری همچون ارزشمندی ایثار جان در راه خدا، نهی از القای خود در هلاکت، تشریع قصاص و فواید آن، و توصیه به احتیاط را به چالش می کشد و با گستره ای از آموزه های قرآنی ناسازگار می نماید. سایر آیات مرتبط نیز در چارچوب این تحلیل قابل تفسیر است.
اعتبارسنجی و مصداق شناسی روایات «نهی از مبایعه با اکراد»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«نهی از مبایعه با اکراد» موضوعی است که در برخی از روایات مطرح شده است. بر اساس این روایات، گروهی از فقیهان حکم به کراهت مبایعه با اکراد را صادر کرده اند. اینکه این روایات از منظر سند و متن تا چه اندازه معتبر هستند و در صورت اعتبار، مفهوم آن چیست، مسئله اصلی پژوهش حاضر است. هدف دیگر این پژوهش، رفع شبهاتی است که گاه مستند به روایات اهل بیت(ع) مطرح شده و در آن قومیّت زدگی، آسیبی برای اندیشه اسلامی معرفی می شود. این روایات به جهت گسستگی در سند و عدم توثیق حداقل یک ناقل آن از دیدگاه علم درایه الحدیث، ضعیف به شمار می آیند. حتی با فرض اعتبار سندی، مفهوم این روایات، نهیِ مبایعه، صرفاً به جهت نژاد اکراد نیست، بلکه در مقام برشمردن مصادیقی بوده که به جهت دوری از علم و عدم آشنایی از احکام و شیوه زندگی، مبایعه و اختلاط با آن ها نه تنها به سود منتج نمی شود، بلکه موجبات ضرر و زیان معامله کننده را فراهم می سازد. با عرضه این روایات بر قرآن، سنت قطعی و ارجاع آن ها به احادیث محکم و همچنین عطف توجه به مفاهیم کنایی موجود در این احادیث واضح می شود که مبایعه با افرادی مورد نهی روایات مورد بحث است که همچون برخی اکراد در مقطع تاریخی صدور این احادیث، مبایعه، نکاح و اختلاط با آن ها نتیجه ای جز زیان مادی و معنوی به همراه نداشته است.
حل مسئله منطقی شر از دیدگاه شهید مطهری و جان هیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله شر قدمتی به بلندای طول تاریخ تفکر فلسفی دارد و یکی از مهم ترین و چالش برانگیزترین موضوع ها در میان فیلسوفان و الهی دانان است که در بدبینانه ترین حالت، عامل انکار خداوند و در خوشبینانه ترین حالت، عامل نقض برخی صفات ثبوتی خداوند شده است. برای مثال، شر و به ویژه شر گزاف، قدرت مطلق و خیرخواهی محض خداوند را نقض می کند. هدف از تدوین این نوشتار، بررسی مسئله منطقی شر و حلّ آن از نگاه دو متفکر اسلامی و غربی، استاد مطهری و جان هیک است. شهید مطهری بر اساس نظام منسجم «عدل الهی» اعتقاد دارد که حکمت و مصلحت خداوند بر نظام هستی حاکم است و شر، امری «نسبی و عدمی» است. او در انتها نتیجه می گیرد که شرور مبتنی و منتهی به خیر می شود و این دو، امری «غیر قابل تفکیک» از هم هستند؛ حتی مزایایی نیز برای شر برمی شمارد. جان هیک نیز به خالق قادر و عالم اعتقاد دارد که بهترین جهان ممکن را خلق کرده است. او نگاهی ایرنائوسی به شر دارد و نظریه «پرورش روح» را بسط داده و هدف خداوند از خلق شرور را تعالی بخشیدن به انسان و رشد معنوی او معرفی می کند و آن را عامل کمال و تکامل می داند. اما هیک از مشکلی لاینحل و «گرهی ناگشوده» به نام شر گزاف سخن می گوید و در انتها حکمت وجود شرور را «رازآلود» و به عبارت دیگر، غیر قابل شناخت و ورایِ درک می داند.
رابطه دین و سیاست از دیدگاه شیعه امامیه با تاکید بر دکترین مهدویت و از منظر قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۷
141 - 168
حوزههای تخصصی:
تبیین رابطه دین و سیاست در دکترین مهدویت شیعه امامیه، یکی از مهمترین دغدغه های اندیشمندان مسلمان است که می تواند در عصر غیبت راهنمای دولتهای اسلامی در تصمیمات و سیاستگذاریها باشد. این پژوهش درصدد است تا با روش توصیفی تحلیلی به سوالات ذیل پاسخ دهد: 1- رابطه دین و سیاست در اندیشه مهدویت براساس آموزه های دین اسلام در قرآن و روایات چگونه تبیین می شود؟ 2- نگرش شیعه امامیه در این مساله، چه تمایزی با رابطه دین و سیاست در دنیای مدرن و متجدد دارد؟ دین در دکترین مهدویت شیعی متاثر از نصوص دینی، برای هدایت انسان در دنیا و آخرت آمده است و به زندگی اجتماعی و سیاسی انسان جهت می دهد. بنابراین رابطه دین و سیاست یک رابطه ماهوی و منطقی است و دین بر حیات سیاسی انسان اشراف داشته، همه ابعاد رفتاری از جمله رفتارهای سیاسی را به سوی اهداف معنوی و قرب الهی پیش می برد. نوآوری این مقاله در آن است که می تواند، علاوه بر تبیین رابطه دین و دولت در اندیشه مهدویت، برای جهت دهی رفتار جوامع اسلامی در دوره غیبت راهگشا باشد.
تأثیر تفلیس در معاملات معوض در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مورد اثر ورشکستگی یکی از طرفین در سرنوشت عقد، در میان نویسندگان حقوقی اتفاق نظر وجود ندارد. برخی آن را از موجبات انفساخ عقد می دانند. مبنای این نظر، بر هم خوردن موازنه ای است که در تمامی عقود معوض می بایست میان قدرت بر تسلیم هر یک از دو عوض وجود داشته باشد. اما غالب نویسندگان احکام مندرج در ماده 380 قانون مدنی و اختیار فروشنده در استرداد مبیع موجود در نزد خریدار و یا حق حبس آن را در فرض ورشکستگی خریدار، بر پایه اختیار او در فسخ معامله تبیین نموده و از آن به خیار تفلیس تعبیر کرده اند. نظریه ای که هرچند مستظهر به برخی از آرای فقهی است و از آن به عنوان یکی از قواعد عمومی معاملات یاد می شود، اما اولاً در متن قانون مدنی، اشاره صریحی به آن وجود نداشته و در تعابیر فقهای شیعه غالباً از آن به عنوان «حق استرجاع» تعبیر می گردد نه «خیار تفلیس» و ثانیاً با برخی از مقررات متناظر با همین موضوع در قانون تجارت ناسازگار است و ثالثاً در چارچوب تحلیل های حقوق مدنی صرف نیز مبنای حمایتی موجود در ورای این ماده به نحو کاملاً مطلوب تری با حفظ لزوم عقد و در عین حال با در نظر گرفتن فروشنده به عنوان یک «طلبکار مقدم بر سایر غرما» قابل جمع است.
اعتبارات عقلایی در تحلیل مبنای شخصیت حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتبار شخصیت حقوقی برای اشخاص حقوقی مورد قبول عقلاء و بسیاری از فقهای معاصر است. اما آنچه محل بحث و اختلاف نظر آنهاست، این است که این شخصیتی که برای موضوعاتی غیر واقعی قائل می شویم، بر چه مبنایی مورد قبول واقع شده است؟ نظرات مختلفی در این زمینه ارائه شده که دو نظر مشهور، نظریه واقعی بودن و نظریه فرضی بودن شخصیت حقوقی است که عموماً یکی از این دو توسط حقوق دانان انتخاب می شود. انتقادهای قابل توجهی به هر دو نظریه وارد شده است. لذا ما در این مقاله به دنبال اثبات مبنای قراردادی بودن شخصیت حقوقی هستیم که به نوعی برگرفته از کلام فقهاء می باشد. وفق این نظریه اگر به موضوعاتی غیر انسانی شخصیت حقوقی می دهیم، به دلیل توافق و قراردادی است که بین اشخاص حقیقی صورت گرفته و اعتباری عقلایی است.
واکاوی رابطه مندی فرازهای آیه سوم سوره مائده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله تناسب و ارتباط میان فرازهای آیه سوم سوره مائده از جمله مسائل اختلافی در بین مفسران است. برخی مفسران فراز ﴿الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ. الیَومَ أَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ أَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسلامَ دیناً﴾ را جمله معترضه دانسته و قائل به عدم تناسب شده اند، برخی نیز فراز مذکور را با فراز ﴿حُرِّمَت عَلَیکُمُ المَیتَهُ وَ الدَّمُ وَ لَحمُ الخِنزیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیرِ اللهِ بهِ وَ المُنخَنِقَهُ وَ المَوقُوذَهُ وَ المُتَرَدِّیَهُ وَ النَّطِیحَهُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَکَّیتُم وَ ما ذُبحَ عَلَى النُّصُب وَ أَن تَستَقسِمُوا بالأَزلامِ﴾ مرتبط دانسته و در عین حال وجه تناسب قابل توجهی را بیان نکرده اند. بر این اساس پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ضمن تبیین مسأله دانش تناسب و ارتباط جمله ها، آیه ها و سوره های قرآن کریم، دیدگاه های مفسران درباره رابطه مندی و یا عدم ارتباط میان فرازهای آیه مذکور را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه دست یافته است که با توجه به عدم تحریف قرآن کریم و چینش توقیفی آیات و سوره های آن؛ بین فرازهای آیه مورد بحث، وجوه تناسب و رابطه مندی قابل توجهی وجود دارد.
سید جمال الدین اسدآبادی و زمینه های احیا و پیشرفت تمدن اسلامی
منبع:
تمدن اسلامی و دین پژوهی سال اول زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
68 – 83
حوزههای تخصصی:
سیدجمال در عصری زیست که از یک سو، جوامع مسلمان از تمدن اسلامی فاصله گرفتند و از سوی دیگر، تمدن غربی با هجمه بی رحمانه پیکر نحیف شده مسلمانان را شلاق می زد.در این شرایط، سید به دنبال راهی بود که مسلمانان را از زیر بار سنگین شلاق های دشمن نجات دهد. طرح او بهره گیری از تمدن غربی اما با دور انداختن وجه استعماری و استثماری آن بود زیرا بر این باور بود که می توان صنعت غرب را از وجه سلطه گری آن تفکیک کرد اما بیش از آن که بر اخذ دستاوردهای تمدنی غرب تکیه کند بر احیای تمدن اسلامی تکیه می کرد اما چگونه؟ به نظر می رسد او در این راه، به ترسیم جامعه فضلیت مند پرداخت، تأسیس خلافت را یک ضرورت دانست حکومتی که از ماهیت دینی برخوردار است و به شکل مشروطه اداره می شود اما تأکید بیشتری بر تغییر ملت به امت می کرد. از آن رو که برای تحقق تمدن اسلامی، بسیج همه امکانات مسلمانان یک ضرورت است.
«اندیشکده اربعین» راهی برای بهره گیری از فرصت ها و کاهش آسیب ها
حوزههای تخصصی:
چند سالی است که خداوند، نعمت توجّه به زیارت امام حسین علیه السلام را فراگیر کرده، دل ها و جان های بسیاری را در ایّام اربعین، راهی آن حریم قدسی می کند. این داده بزرگ الهی، پاس داشتنی است؛ روی دادی بزرگ که به پشتوانه احادیث معصومان^، انگیزه های بسیاری را به سوی خود کشانده و آرزوهایی را برآورده می سازد. شکر هر نعمتی به بهره گیری درست از آن و پیش گیری از آفت هایی است که تهدیدش می کند. بهره گیری شایسته از اربعین، دستاوردهای ارزشمندی را نصیب امّت اسلامی خواهد کرد و بی توجّهی بِدان، کُفر نعمت محسوب شده و آسیب هایی به دنبال دارد.
تحلیل انتقادی مقاله ی «تفسیر از طبری تا ابن کثیر، معضلات توصیف یک گونه ی ادبی با استناد به داستان ابراهیم»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نورمن کالدر با تبیین ساختارهای اصلی سنت تفسیر، در بازه ی زمانی طبری تا ابن کثیر، به تحلیل این سنت پرداخته است. وی با استفاده از آن دست رویکردهای هرمونوتیکی که معتقدند متن به خودی خود بی مسأله و بی معناست، متن قرآن را زمانی معنادار می-داند که در کنار ساختارهای بیرون از متن که مستقلا وجود دارند، قرار گیرد. کالدر سه ویژگی ساختاری برای گونه ی ادبی تفسیر در این بازه ی زمانی مطرح می کند و در نهایت به این نتیجه می رسد که تفسیر قرطبی بهترین معیاری است که سنت تفسیر می توانست به آن دست یابد. پژوهش حاضر با نقدِ تحلیلِ کالدر و نتیجه ای که به آن رسیده، نشان می دهد نکاتی از دید او مغفول مانده و در مواردی برداشت های نادرست داشته است و جایگاه هر مفسر را متناسب با منهج تفسیری و بارزه ی شخصیت علمی او مد نظر قرار نداده است. این پژوهش با شیوه تحلیلی– انتقادی نشان می دهد که قرطبی هم همانند سایر مفسران زیر چتر اجماع قرار دارد و باید هر مفسر را در رشته ی مدرسی خود سنجید و با توجه به مقدماتی که مفسر به عنوان منهج خود معرفی نموده است آن را ارزیابی نمود.
مفهوم شناسی توبه(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۸
39 - 55
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات اخلاقی پر بسامد در منظومه معارف اسلامی، توبه است. هدف پژوهش حاضر آن است که این موضوع اخلاقی را مفهوم شناسایی کند؛ تا از این رهگذر بتوان تفسیر دقیق تری از آیات و روایات، و نیز سبک زندگی مورد نظر اسلام برای مسلمانان ارائه نمود. یافته های پژوهش حاضر آن است که توبه گام بعد از استغفار است و ترکیبی است از پشیمانی از انجام گناه، به همراه بازگشت از انجام فعل قبیح و تدارک آنچه از بین رفته است در حالی که تائب قصد کرده به هیچ وجه آن عمل را تکرار نکند. این مفهوم گرچه در پژوهش های بسیار مورد تدقیق نظر دانشیان علوم قرار گرفته، اما پژوهشی که به مفهوم شناسی توبه، آن هم به صورت کارا و دارای متد علمی که از آن به مفهوم شناسی مفاهیم دینی یاد می شود پرداخته باشد، طبق فحص نگارنده تا کنون یافت نشده است. روش گردآوری اطلاعات در نوشته حاضر، کتابخانه ای و روش نگارش آن، توصیفی تحلیلی می باشد.
مقایسه کارکردهای عقل از نگاه ملاصدرا با کارکردهای عقل در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نگاه فلاسفه عقل به معنای قوه ی ادراکی است که با آن می توان حقایق را به نحو کلی درک کرد. سؤالی که مطرح می شود این است که، این معنا از عقل چه مقدار ب ا ب رداشتی ک ه از تعقل در قرآن می شود تطبیق می کند؟ فیلسوفان اسلامی معتقدند عقل دارای توانمندی ها و کارکردهای گ وناگ ون است و می توان د مراتب مختلفی را کسب نماید. عقل در پایین ترین مرتبه قدرت استنتاج و تجزیه و تحلیل مفاهیم را دارد ولی همین قوه با توسعه وجودی که در اثر تفکر و تأمل در پدیده های عالم و به همراهی تهذیب نفس حاصل می نماید، می تواند با عالم ماوراء اتصال یافته و با اتحاد با عقول مجرد حقایق عالم را مستقیماً بدست آورد. بنابراین عقل همه فعالیت های ادراکی انسان نظیر تفهیم، استنتاج، ارزیابی، تعمیم، مشاهدات قلبی و نیز فعالیت های عملی او را در برمی گیرد؛ به عبارت دیگر حقیقت وجودی انسان همواره تعقل می کند و براساس آن رفتار می نماید. این معنا از عقل و تعقل؛ معنایی است که آیات قرآن بدان توجه می دهد.
تحلیلی بر ظرفیت تأثیرگذاری کشفیات نجع حمادی بر تاریخ و الهیات مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال 1945م اسنادی کهن در منطقه نجع حمادی مصر کشف شد که قدمتی معادل سنّ اناجیل عهد جدید یا حتی بیش تر از آن دارد. مقایسه این اسناد با کتاب مقدس مسیحیان و باورهای مسیحی امروز، ناسازگاری هایی بنیادین میان محتوای آنها را آشکار می سازد؛ ناسازگاری در مسائلی همچون هویت و الوهیت عیسی، صلیب و نجات، حجیت و مرجعیت کلیسا، و نفی شریعت. پرسش این است که آیا این اسناد می تواند بر تاریخ و الهیات مسیحی تأثیر بگذارد؟ هدف این مقاله، واکاوی میزان اعتبار دینی و تاریخی کشفیات نجع حمادی برای تأثیرگذاری بر تاریخ و الهیات مسیحی است. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده، نشان می دهد کشف این اسناد می تواند با ممکن ساختن دسترسی اطلاعاتی مستقیم و گسترده تر به گنوسیان و مسیحیانِ متأثر از آنها، موجب آشنایی بیشتر با اناجیل و باورهای گوناگون در صدر مسیحیت شود؛ اما وجود موانعی همچون تردید در اعتبار تاریخی این اسناد، اعلام های رسمی کلیسا و پذیرش اهل بدعت بودن گنوسیان، سبب می شود که نگرش متفاوت مکشوفات نجع حمادی نتواند تأثیر مستقیم و فراگیری بر الهیات مسیحی داشته باشد؛ اگرچه تأثیرگذاری بلندمدت و غیرمستقیم آنها بر مسیحیت، دور از انتظار نیست.
مرجعیت قرآن و گستره آن در اندیشه علامه سیدمحمدحسین فضل الله
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
39 - 58
حوزههای تخصصی:
قرآن خود را «تبیان کل شیء» خوانده است که ظاهرش مرجعیت قرآن در همه علوم است. مسئله قرآن پژوهان این است که چگونه چنین برداشتی قابل دفاع است و دلایل مرجعیت عام قرآن برای همه علوم چیست؟ بعضی مانند علامه فضل الله با توجه به هدف قرآن که هدایت انسان به مقصد الهی است، قرآن را بی نیاز از شمول بر علوم غیرانسانی می دانند. پژوهش به این پرسش که وجود مباحث متنوع اعم علوم طبیعی در قرآن بر خلاف نظر ایشان است پاسخ داده که هدف از آمدن داده های محدود طبیعی، برانگیختن عقل و رساندن انسان از معلول به علت و تحریک اندیشه برای یافتن نشانه های خدا در جهان است. نوع بیان قرآنی ذیل این دسته آیات برهان ایشان بر صحت نظر است، زیرا در معارف انسانی خدای متعال دستور اطاعت داده و بایدها و نبایدها را آورده است. این پژوهش که پیشینه خاص ندارد، به روش توصیفی تحلیلی و کشفی انجام شده، هدفش یافتن نظریه علامه فضل الله در مورد محدوده مرجعیت قرآن در علوم است. نتیجه پژوهش این است که نظریه مرجعیت عمومی، قابل دفاع نیست و مرجعیت قرآن محدوده خاصی دارد؛ یعنی فضل الله وحی الهی را مرجع در نیازهای هدایتی انسان، مانند: قانون گذاری، شکل دهی سبک زندگی و منهج حیات (تقلید ها و عادت ها) دانسته و معتقد است انسان باید در باور ها، گرایش ها ، وابستگی ها و نوع تعلقات، سبک زندگی و روابط انسانی، به قرآن رجوع کند.
مطالعه ای موردی در روش شناسی پژوهش واسازی به عنوان یک پژوهش کیفی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مفهوم «واسازی» یکی از مفاهیم اساسی فلسفه علم و معرفت شناسی معاصر و رویکردی نوین در عرصه روش های کیفی است که کاربست های فراوانی در علوم گوناگون دارد و می توان آن را به عنوان روشی کیفی برای بررسی پدیده ها و مفاهیم مختلف به کار گرفت. معمولاً واسازی را نقد ساختارشکنانه یا شالوده شکنانه متون فلسفی به حساب می آورند و در ترجمه های فارسی این اصطلاح، «دریدا» نیز دیده می شود. این گونه دریافت، با اینکه بخشی از حقیقت را بیان می کند، اما از بیان بخش مهم تر حقیقت غافل است. واسازی، ضمن به کارگیری انتقاد بنیادین در خوانش متن ها و بررسی پدیده های گوناگون، روابط ناعادلانه و سلسله مراتبی میان مفاهیم و پدیده ها را نشان می دهد و زمینه ای برای ارتباط دوسویه و عادلانه تر را فراهم می کند. با توجه به رویکرد علوم انسانی اجتماعی به روش های کیفی پژوهش و نیز جایگاه ویژه روش کیفی واسازی، در این مقال ه، ابت دا تعریف و سپس پیش ینه روش وا سازی، اهداف واسازی و تبیین جایگاه آن در میان سایر روش های تحقیق، و نقد روش واسازی بیان و در ادامه، این ادعا مطرح می شود که واسازی تنها دارای وجه منفی نیست و وجه ایجابی قدرتمندی نیز در آن وجود دارد. در نهایت به این نتیجه خواهیم رسید که عمل واسازی، نظریه ای مربوط به متون و بی ارتباط با واقعیت بیرونی نیست، بلکه رویکردی استراتژیک به پژوهش دارد. دانش واسازانه رویکرد عملی ما به پژوهش و استراتژی پژوهش های کیفی را تغییر می دهد.