فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۸۸۱ تا ۱۹٬۹۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
رهیافت فرهنگ دینی سال دوم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷
33 - 58
حوزههای تخصصی:
انسان به زندگی اجتماعی گرایش دارد؛ مواردی، همچون : زندگی مشترک، داشتن روابط متقابل، فرهنگ مشترک و تعهد به آن برای تحقق زندگی اجتماعی ضروری هستند؛ مؤلفه ها و محورهای قرآنی در حوزه های گوناگون، از جمله اجتماعی و نهادینه سازی آنها اهمیت بسزا دارند، هدف از پژوهش حاضر آشنایی با مصادیقی از مؤلفه های زندگی اجتماعی از نگاه قرآن و اثبات جامعیت قرآن می باشد، زیرا جامعه سازی و نظام سازی در راستای اصلاح فرد و جامعه می باشد. از این پژوهش نتیجه گرفته می شود که قرآن در مسائل اعتقادی، اخلاقی، احکام فقهی و حقوقی نیز به ابعاد اجتماعی انسان نظر کرده، مؤلفه های سازنده یک جامعه توحیدی و یکپارچه را برشمرده و مردم را به سوی آن ها توصیه نموده و از موانع، بر حذر داشته است. این امر نشانگر جامعیت قرآن در همه جنبه های مورد نیاز هدایت فردی و اجتماعی انسان بوده و موجب پویایی قرآن شده است. قرآن به دنبال ساختن جامعه ای است که محوریت آن را تقوا و سلامت فردی، تقوای اجتماعی، عدالت اجتماعی، اقتصاد اجتماعی، اخلاق اجتماعی و سلامت اجتماعی شکل می دهد. مهم ترین مؤلفه های اجتماعی برقراری عدالت، انفاق، فقر زدایی، حسن ظن نسبت به یکدیگر، عفو و مدارا، همزیستی مسالمت آمیز، صیانت از محیط زیست و امر به معروف و نهی از منکر هستند که عمل به آن ها علاوه بر بهداشت روانی و فردی، به سلامت و رشد اجتماعی نیز کمک می کنند.این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است.
تأثیر روش تدریس معکوس بر خلاقیت و انگیزش دانش آموزان پایه هشتم در درس کار و فناوری
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تأثیر روش تدریس معکوس بر خلاقیت و انگیزش دانش آموزان پایه هشتم در درس کار و فناوری می باشد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح، پیش آزمون، پس آزمون باگروه کنترل و آزمایش می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان کلاس هشتم شهر فارسان درسال تحصیلی 97-96 می باشد که در دوگروه آزمایش و کنترل به تعداد 20 نفر می باشند. نمونه گیری به روش تصادفی مبتنی بر هدف انجام شد. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس استفاده شد. براساس آزمون تحلیل کواریانس اجرا شده سطح معنی داری محاسبه شده کوچکتر از 01/ می باشد لذا فرض صفر رد و فرض تحقیق مبنی بر اثربخشی متغیر مستقل مورد تائید می باشد و بین پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش تفاوت وجود دارد. لذا روش تدریس معکوس در درس کار و فناوری موجب ایجاد انگیزه پیشرفت و خلاقیت در دانش آموزان پایه هشتم می شود. پژوهش حاضر نشان می دهد که تأثیر آموزش معکوس مثبت بوده بنابراین می توان گفت که آموزش معکوس به عنوان رویکردی نو در ارائه محیط یادگیری آزاد، منعطف و برای هر کس در هر زمان و هر مکان امکان پذیر خواهد بود.
سرمایه اجتماعی گامی به سوی توسعه اجتماعی
حوزههای تخصصی:
اساساً سرمایه اجتماعی مجموعه ای از شبکه ها، هنجارها و شناخت ها(درک ها) است که همکاری درون گروه ها و بین گروه ها را در جهت کسب منافع متقابل تسهیل می کند. در سال های اخیر یکی از مفاهیمی که مورد توجه بسیاری از اقتصاددانان دنیا قرار گرفته است، واژه سرمایه اجتماعی می باشد. تا جایی که، بسیاری از اقتصاددانان بر این عقیده اند که سرمایه اجتماعی حلقه مفقوده کشورهای عقب مانده برای رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی شان است. آنان عقیده دارند که افزایش روابط مبتنی بر اعتماد و مشارکت های اجتماعی گروهی، سبب رشد و حتی توسعه کشورهای عقب مانده خواهد شد. این مقاله با استفاده از روش مرور مطالعات پیشین و بررسی شواهد مطالعه شده سایرین، به گونه ای تحلیلی به بیان نقش سرمایه اجتماعی در شکل گیری توسعه اجتماعی می پردازد. چارچوب کلی مقاله توصیفی است و روش اسنادی و مرور در تدوین آن بکار رفته است.در این مقاله تلاش شده است در گام نخست با بررسی تعاریف مختلف ارائه شده از مفاهیم سرمایه اجتماعی، توسعه ی اجتماعی وتحلیل این تعاریف، ضمن شناسایی ابعاد مختلف این مفاهیم، تعریفی جامع از آن ها ارائه شود و در گام بعد تلاش شد با شناسایی و بررسی شاخص های متعددی که برای سنجش این مفاهیم از سوی سازمان های مختلف ارائه شده است،جامع ترین شاخص موجود در زمینه ی سرمایه اجتماعی و توسعه ی اجتماعی شناسایی گردد.نتایج تحقیق بیانگر آن است که بین فاکتورهای سرمایه اجتماعی و آماده سازی بستر توسعه اجتماعی در هر جامعه ای ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد.
تبیین روشمند و علمی بودن «بی تأثیری اختلاف قرائات بر تحریف قرآن» از دیدگاه استاد معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
259 - 284
حوزههای تخصصی:
ر مطالعات قرآن پژوهی بررسی ارتباط میان اختلاف قرائات قرآن و تحریف آن همواره یکی از مسائل بحث برانگیز بوده و هست. آیت الله معرفت( ره)، همچون برخی از دیگر اندیشمندان مسلمان، با دفاع از تحریفناشدگی قرآن، و با تأکید بر وجود تنها یک قرائت معتبر برای قرآن، دیگر قرائاتِ نقل شده را نامعتبر و بیارتباط با مسئله تحریف قرآن میداند و در تفسیر اثری خود نیز بر این دیدگاه پایبند است. اما از سوی مخالفان این دیدگاه، سه اشکال اساسی بر این دیدگاه وارد شده است که عبارتند از: 1 مستدل نبودن این دیدگاه، بر اساس ادله صحیح تاریخ قرائات و ادله قرآنی و روایی؛ 2 نادیده گرفتن تأثیر اختلاف قرائاتِ معتبر در تحریف لفظی قرآن؛ 3 نادیده گرفتن تأثیر اختلاف قرائاتِ معتبر در تحریفِ معنویِ ناشی از تحریف لفظی قرآن. این مقاله سعی دارد تا در دو مرحله، از دیدگاه آیت الله معرفت( ره) در این مسئله دفاع کند: 1 اثبات برخوردار بودن آن از پشتوانه استدلالی مطلوب و روشمند بودن، با تکیه بر شواهد تاریخی، روایی و قرآنی؛ 2 تکمیل دیدگاه وی، به منظور پاسخگویی به برخی اشکال ها.
تأمّلی فیزیکالیستی بر برخی از مهم ترین ادلّه تجرّد نفس نزد ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله درصدد تبیین نحوه تجرّد نفس در دو جریان اصلی فلسفه اسلامی و سپس بررسی برخی از استدلال ها بر این تجرّد از منظر فیزیکالیسم است. به این منظور در آغاز، دیدگاه ابن سینا درباره «حدوث روحانی نفس» و کیفیت دوئالیسم جوهری مرور می شود؛ آن گاه دیدگاه «حدوث جسمانی نفس» و چگونگی پدید آمدن و سیر نفس تا تجرّد، از منظر صدرالمتألّهین، به همراه پنج استدلال از مهم ترین براهین اقامه شده از سوی این دو فیلسوف بزرگ اسلامی به سود تجرّد نفس، بررسی می شود. به این منظور، ضمن اشاره به برخی از مهم ترین دیدگاه های فیزیکالیستی معاصر درباره ماهیت ذهن و حالات ذهنی، نشان داده می شود که براهین تجرّد نفس که در این جا ذکر شده اند اساساً ناظر به هیچ یک از دیدگاه های مهم فیزیکالیستی نیستند و آنها را مخدوش نمی سازند. نتیجه به دست آمده آن است که نظریات مهم فیزیکالیستی درون گرایانه (مانند تئوری پرطرفدار این همانی ذهن و مغز)، اساساً صورت بندی متفاوتی نسبت به آنچه استدلال های بوعلی و ملاصدرا در پی نفی آن هستند، دارد و با این نحوه مواجهه، مخدوش نمی شوند. همچنین نظریات مهم برون گرایانه (مانند تئوری پرطرفدار بازنمودگرایی برون گرا) نیز با پیش فرض ها و قرائت های استدلال کنندگان در فلسفه اسلامی از مادّی انگاری، همخوان نیست و شقوق دیگری از فیزیکالیسم درباره ذهن مطرح می شود که از اساس، مطمح نظر استدلال کنندگان علیه مادّی انگاری درباره نفس نبوده است؛ ضمن آنکه برخی ادلّه تجرّد، فارغ از عدم امکان مواجهه با تئوری های رقیب، خود به خلط جنبه معرفت شناختی با جنبه وجودشناختی هم دچار شده اند.
تأثیر عدالت سیاسی بر مؤلفه های امنیت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدالت و امنیت دو ضرورت اصلی زندگی اجتماعی است. مقاله حاضر با هدف تبیین رابطه عدالت سیاسی و امنیت ملی، به تأثیر بنیادین عدالت سیاسی بر مؤلفه های امنیت ملی به شیوه توصیفی تحلیلی، از منظر اسلامی پرداخته است. عدالت سیاسی به معنای حضور نهادینه شده و مؤثر مردم در عرصه حیات اجتماعی سیاسی، اساسی ترین شیوه اِعمال حاکمیت سیاسی است؛ زیرا منشأ مشروعیت، ثبات و نهادینگی سیاسی می باشد. امنیت ملی یعنی صیانت از: استقلال سیاسی، حفظ ارزش های اساسی و توسعه سیاسی؛ مهم ترین کارویژه نظام سیاسی محسوب می گردد. از منظر اسلامی نیز استقلال سیاسی، ارزش های اساسی و توسعه سیاسی؛ ارکان ایجاد جامعه امن و ارزشمدار می باشند که در آموزه های اسلامی عمیقاً بدان توجه شده و نسبت به تحقق آنها در جامعه تأکید گردیده است.
تحلیل نسبت علوم انسانی و اجتماعی کاربردی و حکمت عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار بر آن است که نسبت علوم انسانی و اجتماعی کاربردی را با حکمت عملی بررسی و تحلیل کند. برای این هدف و به کمک روش تحلیل مفهومی، در آغاز با اشاره به تعریف کاربرد و هم چنین فعل و عمل، به تحلیل مفهوم علوم انسانی و اجتماعی کاربردی و حکمت عملی می پردازد. سپس مفهوم فرونسیس نزد ارسطو و هم چنین حکمت عملی نزد فیلسوفان مسلمان را مطالعه و تحلیل می کند. با بررسی تعاریف متفاوت حکمت عملی نزد حکمای مسلمان، آرای آنان را با فرونسیس ارسطو می سنجد. آنگاه به بررسی نسبت علوم انسانی و اجتماعی کاربردی و حکمت عملی اهتمام می کند و وجوه افتراق و اشتراک آنها را تحلیل می نماید. با توجه به تفاوت سرشت علوم انسانی و اجتماعی کاربردی که تکنولوژی به شمار می رود با حکمت عملی که فضیلت محسوب می شود، سرانجام این پرسش چونان یک مسئله ی باز مطرح می شود که آیا منطقا فرونسیس می تواند از علوم انسانی و اجتماعی محض چونان حکمت نظری، در رهنمون شدن انسان به سوی عمل فضیلت مند بهره مند شود؟ و در صورت امکان آیا این امر، گونه ای از علوم انسانی و اجتماعی کاربردی به شمار می رود؟
تبیین رابطه مزاج واخلاق، کارکرد اخلاقی عقل در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاه وجودی ملاصدرا به بحث مزاج، تئوری خاص وی در مسئله حدوث جسمانی نفس، نگرش ویژه او در رابطه نفس و بدن و همچنین مقوله طلایی حکمت متعالیه که حرکت جوهری می باشد، همگی در کنار یکدیگر، اضلاع و ابعاد هندسه ای منظم را تبیین و تنقیح می نمایند که به راوی حکمت عملی، اجازه گام برداشتن در عرصه اخلاق را آ ن هم در صحنه جسم و جسمانیت می دهد تا بتواند حکم به حضور گزاره های اخلاقی را در نحوه تغذیه، تنمیه، تولید مثل و تفکر انسان، صادر کند. لذا نگارنده در این نوشتار، کوشیده است که نظریه ای را در خصوص ترابط مزاج و اخلاق، ترسیم و تصویر نماید که مطابق با فحوای آن، اگر هویّت ابتدایی انسان در قالب نطفه و مزاج جسمانی با اعتدال و در شرایط مطلوب و معتدل، منعقد گردد، آنگاه است که اثرات، نتایج و لوازم آن را به وضوح و عیان در حالات روحی و اوصاف اخلاقی او دیده و شاهد و ناظر بر انسانی خواهیم بود که صدر تا ذیل شئونات او را؛ عدالت، نزاکت، نزاهت ، قداست، عقلانیت و معنویت تشکیل می دهد.
شیخ احمد سرهندی و نقد نظریه وحدت وجود ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
وحدت وجود از اصلی ترین تعالیم تصوف و عرفان اسلامی است. از نگاه عارفان مسلمان، موجود حقیقی تنها حق تعالی است و مخلوقات، ظهورات آن موجود حقیقی اند. ابن عربی در سده هفتم هجری تبیین های دقیقی از این نظریه ارائه می کند. شیخ احمد سرهندی با دیدگاه ابن عربی مخالفت کرده است. انتقادات وی، به مسئله عینیت حق با اشیا و برداشت ناشی از آن تحت عنوان «همه اوست» و نیز به معیت و سریان حق در عالم و اتصاف حق به امور مذموم و پست است. در این مقاله پس از اشاره به احوال و آثار سرهندی و وضعیت زمانه وی، انتقاداتش درباره نظریه وحدت وجود را بررسی کرده ایم. در نهایت، برآنیم که سرهندی به واسطه پایبندی به مبانی علم کلام، به عمق معنای تمایز احاطی موجود در کلام ابن عربی مبنی بر تمایز حق از خلق پی نبرده و نظریه خلقت را جایگزین نظریه تجلی کرده و با باور به ضرورت تفکیک میان اعتقادات دین اسلام و مکتب ودانته هندوییسم، قائل به وحدت شهود شده است.
واکاوی تکنیک های طنزآفرینی در مقامه ی اصفهانیه ی بدیع الزمان همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۱
158 - 174
حوزههای تخصصی:
طنز در آثار ادبی به شکل های مختلفی نمود می یابد و نویسندگان برای آفرینش خنده از تکنیک های متعددی استفاده می کنند؛ به کارگیری بازی های زبانی، ایجاد موقعیت های خنده آور، ترسیم تصویرهای کاریکاتوری به وسیله کلمات، شخصیت پردازی های کُمیک، کوچک نمایی، بزرگ نمایی و ... ازجمله این تکنیک ها می باشد. بدیع الزمان همدانی توانسته است، در مقامات خود از این تکنیک ها بهره ببرد و در قالب طنز، مسائل و مشکلات اجتماعی جامعه خویش را به چالش بکشد. مقامه اصفهانیه، داستان کوتاهی است که همدانی در آن، رواج باورهای خرافی، عقب ماندگی عوام و تعصبات دینی را در قالب ریشخندی انتقادی بیان کرده است. تحقیق حاضر در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی شگردهای طنزآفرینی بدیع الزمان همدانی در این مقامه بپردازد. آنچه ضرورت انجام این پژوهش را تبیین می سازد: اهمیتِ توجه به مقامات به عنوان میراث ادبی و بررسی آن، از ابعاد مختلف است و می توان آن را به عنوان شاهکاری ادبی و الگویی طنزآلود از ادبیات قدیم، به طنزپردازان عصر حاضر معرفی کرد. نتایج حاصل از این جستار نشان می دهد: در این مقامه، تکیه همدانی در طنزآفرینی، بر تکنیک های موقعیت محور و شخصیت محور بوده است. وی توانسته در قالب ریشخندی انتقادی و بدون آزار مخاطب، کاستی های جامعه و سنت ها و باورهای غلط مردمان زمانه خویش را بیان کند.
بررسی عقل از دیدگاه ملاصدرا و میرزا مهدی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال نوزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۱
1 - 18
حوزههای تخصصی:
عقل ازنظر ملاصدرا بر شش معنا به صورت اشتراک لفظی اطلاق می شود. ازنظر وی یکی از مهم ترین معنای عقل، همان قوه ادراکی است که انسان با آن به ادراک اشیاء می پردازد. همچنین خداوند متعال به برخی انسان ها نوری عطا می کند که به وسیله آن تبعیت از دستورات دینی ممکن می شود. میرزا مهدی اصفهانی عقل را نوری می داند که خداوند متعال این نور را پس از رسیدن انسان ها به بلوغ، به آن ها عطا می کند. انسان ها این نور را در حالت غضب و شهوت از دست می دهند. ازنظر وی عقل فلسفی گمراه کننده است. با تبیین ویژگی های عقل موردنظر میرزا مهدی اصفهانی و ملاصدرا و تدقیق در معنای عقل عملی و نظری، می توان بین عقل مورد نظر این دو متفکر اشتراکاتی پیدا کرد. این اشتراکات تنها در بخشی از خصوصیات عقل عملی هست اما بنا بر تصریحات میرزا مهدی اصفهانی عقل نظری مورد قبول ملاصدرا ناکارآمد است و دفاع برخی مروجین مکتب تفکیک از میرزا مهدی اصفهانی مبنی بر قبول حجیت این عقل توسط او، با عبارات او ناسازگار است
سنجش مرگ اندیشی با معنای زندگی از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۱
63 - 78
حوزههای تخصصی:
حکمت متعالیه براساس مبانی نظری خود، یعنی اصالت وجود، تشکیک در مراتب هستی و حرکت جوهری موجودات، به عالی ترین وجه، انگیزه و هدف خلقت را توجیه کرده که در حدیث قدسی «کنز» آمده است. در مراتب تشکیکی وجود برای نفس ناطقه انسانی نشأتی وجود دارد که با اراده و اختیار این مراتب تکاملی را از مرتبه حس به عالم مثال و از عالم مثال به عالم آخرت طی می کند. مرگ، یکی از این مرحله های وجودی نفس است که از عالم محسوس به عالم مثال سوق پیدا می کند و سپس از عالم میانه (عالم برزخ) به عالم آخرت (عالم کمال) سیر می کند. صدرا در تبیین مرگ، آن را امری وجودی معرفی کرده و ازاین رو به امکان معرفت به آن قائل شده است. اهمیت و ضرورت این پژوهش توجیهی عقلی و آرام بخش بحران هویت و بی معنایی زندگی در جهان معاصر است که حیات معقول بشر را در معرض نومیدی و پوچ گرایی قرار داده است؛ بنابراین در نگرش صدرایی، مرگ بُعد ایجابی برای زندگی این جهانی دارد نه بُعد سلبی.
تبیین ماهیت آیات جهاد از دیدگاه تفسیری علامه جوادی آملی و ارزیابی دیدگاه فایرستون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۸
141-162
حوزههای تخصصی:
جهاد در اسلام دارای ابعاد گوناگونی است که می توان همگی را زیر عنوان تلاش در راه خدا جمع نمود. در این میان، تنها در مسئله جنگ، سوءبرداشت های فراوانی ایجاد شده که موجب بروز هجمه های فراوانی نسبت به اسلام گشته و از آنجایی که در سال های أخیر افزایش تنش در مناطق اسلامی، عاملی برای رشد پدیده اسلام هراسی شده، ضروری است تا با تبیین حقیقت جهاد، موضع حقیقی دین را آشکار کرد. مبانی جنگ، به خوبی در آیات قرآن بیان شده و علامه جوادی آملی أبعاد آن را از طریق تفسیری جامع از آیات جهاد روشن ساخته است. در جانب مقابل، فایرستون، خاورپژوه معاصر، دیدگاه اسلامی در مسئله جهاد را به چالش نقد کشانده است. تقابل این دو دیدگاه، راه مناسبی است تا أفزون بر تبیین ماهیت جهاد در قرآن، شبهات مربوطه نیز پاسخ داده شود. از دیدگاه علامه جوادی آملی بر أساس آیات قرآن، جهاد همواره روح دفاعی دارد و هدفش یاری دین در برابر فتنه دشمن و حذف مانع از سر راه فطرت الهی بشر است، أما از دیدگاه فایرستون، جهاد، نماد جنگ محوری و سلطه طلبی اسلام است که این نگاه ناشی از فقدان نگاه انسجامی جامع نسبت به آیات جهاد است.
خدای متشخص و خدای غیرمتشخص از نظر علامه محمد اقبال لاهوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر دیدگاه علامه اقبال لاهوری [i] را در باره خدا را مورد بررسی قرار می دهد. از نظر او خدا در اسلام هم بصورت متشخص و هم غیرمتشخص مطرح است و چنین تصوری از خدا هم تامین کننده نیاز متدین بوده و هم پاسخگوی کنجکاوی فکری فیلسوفان است. مک تاگارت متاثر از هگل حقیقت نهایی را مطلق می دانست و معتقد بود مطلق را نمی توان "من" یا "خود" نامید ولی اقبال با چنین نگاهی به حقیقت نهایی موافق نبود. اقبال همچنین به براهین سنتی اثبات وجود خدا اعتقادی ندارد،. او معتقد است که این براهین به انسان معرفتی درباره به خدا نمی دهند. در این خصوص او به حجیت شهود تاکید دارد و معتقد است همان طور که شهود می تواند ماهیت نفس و جهان را بر ما آشکار کند می تواند حقیقت خدا را نیز آشکار کند. تجربه شهودی طریقی است که برخی از فیلسوفان غرب مانند برگسون نیزکه هم عصر اقبال بود به آن تاکید داشت. اقبال این طریق را طریق قرآنی می داند و می کوشد آن را مستدل کند. اقبال در آثار خود از واژه ای بنام "خود" برای انسان استفاده کرده و از خدا نیز به عنوان " خود نامتناهی " یاد می کند که نسبتی با شهود دارند
بازنمایی تحلیلی _ تطبیقی مهدویت در صحاح سته
منبع:
مطالعات مهدوی سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۳
94-126
حوزههای تخصصی:
بدون تردید مسئله مهدویت از مسائل مهم اعتقادی مسلمانان بوده که در طول تاریخ مورد توجه علما و محدثین قرار گرفته است. لذا پرداختن به چنین مسئله ای که در ساختار معرفتی و اعتقادی مسلمانان تاثیر عمیقی دارد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از سوی دیگر تحقیق در چنین موضوعی در صحاح سته که مهمترین منابع دینی اهل سنت می باشد اهمیت مسئله را مضاعف می کند. برخلاف تصور برخی که گمان کرده اند در صحیحین (صحیح بخاری و مسلم) هیچ اشاره ای به این مطلب نشده است . نگارنده بر این عقیده است که مسئله مهدویت از جهات گوناگون در صحاح سته و نیز صحیح بخاری و مسلم مورد توجه واقع شده است. در صحاح سته به حدیث معرفت و نیز روایت دوازده خلیفه پرداخته شده و نیز به برخی از موضوعات مهم علائم ظهور مانند نزول عیسی ع در آخر الزمان و اقتدا به امام مهدیQ و ظهور سفیانی و خسف بیداء و... تصریح کرده است. در این مقاله سعی شده به روش تحلیلی و با نگاه تطبیقی تقریبی این موارد را بازنمایی کند و این تحقیق را مطابق معیارهای معتبر در فهم و تطبیق تحلیل کرده و هیچ دخل و تصرفی در داوری نداشته باشد تا حق مطلب ادا شده و نزد محققان مقبول افتد.
بررسی تطبیقی الرساله القشیریه با البیاض و السواد ذکر چند نکته و تصحیح چند اشتباه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
161-187
حوزههای تخصصی:
مقایسه رساله قشیریه و بیاض و سواد می تواند بسیار سودمند و در عین حال جالب باشد، چون هر دویِ این کتاب ها در قرن پنجم تألیف شده اند و از لحاظ ساختاری هم شباهت های بسیاری با هم دارند. در این مقاله سعی شده با مقایسه شکل و ساختارِ اقوال این دو کتاب هم برخی از اختلافاتِ موجود در متن ها آشکار شود و هم با مطرح کردن بعضی از اشتباهاتِ مهم و تأثیرگذار که در این دو متن وجود دارد،صورت صحیح آن ها با توجه به متن روبه رو یا متون درجه اول تصوف نشان داده شود.
تابع دوسویی مراتب معرفت و هستی در نظام فلسفی صدرا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۳
59 - 89
حوزههای تخصصی:
علم و معرفت در نظام فلسفی صدرالمتالهین از سنخ وجود است؛ هستی و معرفت دو جزء لاینفک اند و علم از دید وی به لحاظ عینیت و تحقق در عالم هستی در کنار سایر موجودات عالم قرار می گیرد. صدرا هویات معرفتی را نه تنها به خاطر ذهنی بودن شان به مراتب پایین تر هستی تنزل نمی دهد، بلکه به دلیل مجرد بودن شان ارزش وجودی آن ها را از جهان طبیعی هم بالاتر می داند. در این مقاله نشان داده شده است که چگونه هر طبقه ای از عالم هستی ما به ازایی در عالم معرفت داشته و هر مرتبه از معرفت نیز با مرتبه ای از عالم هستی متناظر است؛ ادعای مقاله این است که نوعی تناظر یک به یک و تابع دو سویی ریاضی بین آن ها برقرار است؛ لذا ابتدا به شرح اجزا و مراتب عالم هستی در سلسله تشکیکی وجود و سپس به مراتب معرفت در اندیشه صدرا پرداخته شده و در نتیجه با رویکردی سمانتیکی، رابطه ریاضی تابع دو سویی نظام هستی شناسی و معرفت شناسی او نمایان شده است.
کرونا و حوزویان
منبع:
حوزه دوره جدید تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷
4 - 9
حوزههای تخصصی:
وضعیت اپیدمی و جهش ابعاد باطنی دین داری
منبع:
حوزه دوره جدید تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷
22 - 33
حوزههای تخصصی:
چالش استعجال در عصر غیبت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ر مشرق موعود سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۰
31 - 46
حوزههای تخصصی:
استعجال یکی از چالشهای دوران طولانی عصر غیبت است که در آن افراد با شتابورزی به دنبال تحقق امر و حکومت معصوم هستند و هیچ توجهی به فراهمسازی زمینهها و مقدمات و شرایط آن ندارند و بدینسان خود را به هلاکت روانه میسازند. این پژوهش برای تحلیل این چالش براساس روایات به ریشههای آن پرداخته و در مقابل آن در تحلیل راه تحقق امر و حکومت معصوم از زبان روایات گامی برداشته است. راه تحقق حکومت معصوم از طریق توجه به غایت و مرحله کمالی جامعه ایمانی است تا با رسیدن آن زمینههایی فراهم شود و بدون چالشهای توقیت و استعجال و استبطاء و در پرتو انتظار با طی مراحل پنجگانه احیای امر به هدف حکومت معصوم دست یابیم.