تحلیل شناختی طرحواره های تصویری نامه 31 نهج البلاغه با تکیه بر نظریه جانسون و لیکاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرحواره های تصویری به عنوان الگوهای ذهنی، مفاهیم پیچیده را از طریق تصویرسازی های ساده و قابل فهم در ذهن انسان بازنمایی می کنند. در نظریه جانسون و لیکاف، این طرحواره ها ریشه در تجربه های فیزیکی و دنیای عینی انسان دارند و به عنوان ابزاری برای درک مفاهیم انتزاعی به کار می روند. نامه 31 نهج البلاغه، یکی از متون برجسته اسلامی که سرشار از آموزه های اخلاقی، اجتماعی و معرفتی است، دارای ویژگی های زبانی پیچیده و بلاغی خاصی است که در آن طرحواره های تصویری نقشی اساسی در انتقال مفاهیم شناختی ایفا می کنند. هدف این تحقیق، بررسی انواع طرحواره های تصویری و نقش آن ها در فهم و تبیین مفاهیم موجود در این نامه است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به تحلیل طرحواره های تصویری در نامه 31 نهج البلاغه پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که طرحواره های تصویری در این نامه نه تنها در تجسم مفاهیم انتزاعی نقش اساسی دارند، بلکه به طور خاص، طرحواره های حرکتی که بیشترین فراوانی را دارند، بر لزوم شناخت مبدأ، مسیر و مقصد حرکت انسان به سمت کمال و سعادت تأکید دارند. استفاده مکرر از حرف «مِن» در این طرحواره ها، بر اهمیت شناخت نقطه آغازین حرکت انسانی در مسیر تعالی تأکید دارد. در کنار آن، طرحواره های قدرتی از نوع «توقف» نیز اهمیت رفع موانع در مسیر تکامل انسان؛ از جمله «گناه»، «غفلت»، «حرکت بر مبنای جهل» را نمایان می سازند. همچنین، طرحواره های حجمی پس از طرحواره های حرکتی از اهمیت بالایی برای درک موقعیت های شناختی برخوردارند؛ از جمله طرحواره های «زمین خالی» و «قلب جوان» استعاره هایی برای شناخت بهتر ظرفیت های وجودی انسان برای نیل به سعادت هستند.