فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۸۴۱ تا ۵٬۸۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
نقد و نظر سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۴)
127 - 156
حوزههای تخصصی:
غایت وحی نبوی هدایت انسان ها به سوی کمال و سعادت حقیقی است. انبیا و اولیای معصوم دین وظیفه هدایت انسان ها را با ابلاغ معارف وحیانی، از طریق زبان یعنی ابزار تحقق کلام و ارتباط بین اذهان به انجام رسانده اند. استفاده از زبان و ساخت کلام، هرچه دارای دقت و ظرفیت های انتقال پیام باشد، معنا و مقصود اصلی پیام بهتر و دقیق تر در دسترس مخاطب قرار می گیرد. این امر در ارتباط اولیای معصوم دین، از جمله امام رضا(علیه السّلام) با مخاطبان هم عصرشان نمایان شده، و معبری برای القای مراتب ولایت معصومان و تمهید پذیرش مراتب ولایت از سوی آنان بوده است. نوشتار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی کوشیده است مصادیقی از فنون به کاررفته در کلام آن امام بزرگوار را در راستای پذیرش ولایت آن حضرت، از سوی جریان ها، افکار و اشخاص عصر حیات ایشان، استخراج و ارائه کند؛ فنونی که امروزه نقش و تأثیرشان با توسعه علوم شناختی، از جمله زبان شناسی شناختی، بارزتر و جدی تر تلقی می شود. خوش سازی کلام، ارائه تمثیل، استفاده از واژگان مأنوس با ذهن مخاطب و سخن گفتن در محدوده درک مخاطب، از فنون زبان شناسی شناختی مندرج در کلام امام رضا(علیه السّلام) هستند.
نقدِ ادله قائلین به کیفیتِ تدبیر جسمانی ملائکه مدبر امر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
193 - 217
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، که رویکردی تحلیلی دارد جهت تحصیل معرفت برهانی نسبت به ملائکه ای که تدبیر عالم را بر عهده داشته و واسطه فیض الهی در علم، رزق، حیات و ممات هستند. نقش آفرینی ملائکه در امور عالم از منظر «محدث-متکلمان» جسمانی و فیزیکی بوده؛ لکن از منظر «فیلسوف-متکلمان» عقلانی، روحانی و مجرد می باشد. ملائکه مدبر امر که یکی از اقسام ملائکه هستند، نقش وساطت در خلق و سریان فیض دائمی و مطلق حق در نظام عالم هستی را ایفا می کنند و تدبیرشان نیز همانند اصل ذاتشان، مجرد و متافیزیکی است. در این پژوهش، پس از نقل دیدگاه و ادله محدث متکلمان در باب چگونگی تدبیر ملائکه مدبر امر و نقد آن، نشان داده می شود که دیدگاه قائلان به تدبیر تجردی، متافیزیکی و غیر جسمانی ملائکه مدبر از استحکام لازم برخوردار بوده و دیدگاه مقابل قابل دفاع نمی باشد. پژوهش پیش رو، از نوع تحقیقات کلامی فلسفی بوده و در سلک پروژه های موضوع پژوهی بنیادی جای می گیرد. روش انجام تحقیق، توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به نحو کتابخانه ای و اسنادی می باشد.
تأثیر رفتار انسان بر سرشت وی از دیدگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
25 - 43
حوزههای تخصصی:
«تأثیر رفتار انسان بر سرشت وی» مسئله ای مهم در انسان شناسی است که در پژوهش های روایی کانون توجه بوده، اما در پژوهش های قرآنی بررسی نشده است. پژوهش حاضر دیدگاه قرآن را درباره مسئله یادشده به روش تفسیر موضوعی بررسی می کند. بر اساس این پژوهش، ظاهر آیات این است که رفتارهای اختیاری انسان ها در ایجاد اصل مؤلفه های سرشت ایشان تأثیری نداشته و خداوند متعال صرف نظر از اختلاف رفتار انسان ها، اصل مؤلفه های سرشت ایشان را به صورت مشترک آفریده است؛ اما در خصوص فعلیت و قوه یا شدت و ضعف مؤلفه های سرشت، مفاد آیات این است که خداوند مؤلفه های سرشت را در برخی انسان ها (مانند معصومان) بالفعل یا قوی، و در برخی دیگر (مانند منافقان) بالقوه یا ضعیف آفریده است. با توجه به لازمه مفاد آیات و تأیید آن توسط نص برخی روایات و ظاهر برخی دیگر، علت این تفاوت، تفاوت رفتارهای انسان هاست که در هنگام آفرینش سرشت ایشان، نزد خداوند معلوم بوده است.
توهم توجیه الحاد با خودمتناقض انگاری صفات علم، اراده و قدرت الهی در بیان مایکل مارتین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداباوری و الحاد دو جریان همیشه درتقابل هستند که وجود خدا، صفات و افعال او موضوع مباحثات آنان بوده و بحث های گسترده ای درباره ادله آنها در طی تاریخ ثبت شده است. مایکل مارتین، از ملحدان عصر حاضر، صفاتی چون علم مطلق، قدرت، اراده آزاد و کمال اخلاقی خداوند را سبب تناقض و انکار وجود خدا دانسته و سعی بر اثبات الحاد داشته است. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و کتابخانه ای درصدد بررسی انتقادی این گفتار و نشان دادن نقاط ضعف آن است. مارتین بعد از ارائه تعاریفی از علم مطلق، دومین تعریف را از این جهت که می تواند مقصود الهی دانان از کمال علمی را برساند، می پذیرد و اشکال اصلی او به خداباوران در همین جاست که کمال علمی خدا هم ناسازگاری درونی دارد، هم با برخی کمالات دیگر وی در تناقض است. در این نوشتار، تعاریف «عالِم مطلق» و ایراداتی که مارتین به این تعاریف مطرح می کند، بررسی خواهد شد و ازطرف دیگر با چند بیان، تناقضات میان صفات الهی نیز پاسخ داده می شود. برخی نقدها معناشناختی اند که رویکرد مارتین به معانی اوصاف الهی و برخی اصطلاحات ریاضی را بررسی می کند. سپس با عنوان نقدهای معرفت شناختی، به بررسی تعریف مارتین از مفهوم علم و معرفت پرداخته شده است. در آخر نیز خطاهای مارتین در فهم اوصاف الهی در بخش نقدهای خداشناختی ارائه می شود. به طور کلی، مارتین نگاهی انسان واره به خدا دارد و او را متأثر و زمانی می داند که به الهیات پویشی نزدیک شده است.
واکاوی مفهوم بی هنجاری دینی در قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
«دین» تأثیرگذارترین نهاد در ایجاد نظم و ثبات اجتماعی است و آموزه های قرآن کریم همواره در جهت تقویت حاکمیت دین حرکت می کنند. برخی از عوامل موجب خدشه واردکردن بر حاکمیت دین و به وجود آمدن بی هنجاری دینی است. در قرآن کریم مفهوم بی هنجاری دینی در قالب سه مفهوم ارتجاع، ارتداد و التقاط قابل پیگیری است. این مقاله بر آن است تا با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی به مطالعه نقش عناصر سه گانه یادشده در بی نظمی دینی بپردازد. یافته های به دست آمده مؤید آن است که ارتجاع یا «گذشته گرایی دینی»، نشانگر علاقه افراد به بازگشت به شرایط دینی گذشته است که پیامد آن چنددستگی در صفوف به هم پیوسته دین داران است. ارتداد «بازگشت از دین» و کنار گذاشتن آن است. ارتداد یک هنجارشکنی اساسی است که در آن قداست دین مورد هجمه قرار می گیرد. در التقاط، دین ظاهراً هنجار یک جامعه است؛ اما در واقع به برخی از قسمت ها عمل می شود و برخی قسمت ها کنار گذاشته می شود. در چنین حالتی افراد یک جامعه دینی معیار مشترکی برای انجام فعالیت های خویش ندارند و جامعه زبان مشترک دینی خود را از دست می دهد. به همین دلیل خطر التقاط به مراتب بیشتر از ارتجاع و ارتداد است. نتیجه اینکه عملکرد این سه عامل حیات دین را مورد تحدید و تهدید قرار داده و بر خلاف وضعیت مطلوب دینی مدنظر قرآن کریم است.
شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از منظر روایات اهل سنت
حوزههای تخصصی:
منظور از شهادت فاطمه زهرا (س)، درگذشت فاطمه دختر پیامبر اسلام (ص) نه به مرگ طبیعی، بلکه در اثر آسیب های وارد شده از سوی برخی صحابه پیامبر (ص) است. موضوع شهادت یا مرگ طبیعی فاطمه (س) جزو موضوعات اختلافی بین شیعه و اهل سنت است. شیعیان با وجود برخی اختلافاتی که در نقل حوادث پس از رحلت پیامبر اسلام دارند، غالباً معتقدند فاطمه زهرا (س) به شهادت رسیده و این رخداد را ناشی از ضربه به پهلو و سقط جنین او می دانند. در مقابل هر چند که برخی از علمای اهل سنت از بازگو کردن این قطعه واقعی از تاریخ خودداری نموده اند و آن را از اعتقادات و تفکرات شیعه به حساب آورده اند ولی با این وجود تعداد زیادی از علمای اهل سنت نتوانستند به روی واقعیت پرده بپوشانند. با وجود این گزارش ها در منابع اهل سنت که در برخی از آنها به تهدید برای آتش زدن خانه حضرت، شرح واقعه آتش زدن خانه، یورش و هتک حرمت آن حضرت و شهادت حضرت محسن اشاره شده است، به خوبی می توان ماجرای شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و مسببین آن را شناخت.
حجیّت آراء اجتهادی صحابه در حوزه تفسیر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
353 - 378
حوزههای تخصصی:
گرچه تردیدی در اهمیّت آرای اجتهادی صحابه تفسیری پیامبر اکرم(ص) نیست، ولی پذیرش حجیّت آراء تفسیری آن ها قابل مناقشه است؛ زیرا که با پذیرش حجیّت، می توان به آراء تفسیری ایشان همانند روایات نبوی استناد جست و از طریق آن به عنوان دلیل اجتهادی به کشف مراد الهی پرداخت. مطالعات صورت گرفته که عمدتاً در مصادر فقهی و اصولی به انجام رسیده، حکایت از وجود نوعی نظام مفهومی، با مبانی و ادلّه ای متمایزی دارد که خصوصاً با توجه به اقتضائات خاصّ تفسیری، بسیاری از آن ها مورد غفلت قرار گرفته است؛ از این رو مدعیان و منکران با مشکل عدم تحریر محلّ نزاع از یک سو، و عدم تنقیح مبانی و ادلّه مسأله از سوی دیگر مواجه هستند. این مقاله با روش تحلیلی نخست به تبیین امور پیشگفته و سپس نقد آن ها می پردازد و در نهایت نظریّه حجیّت را فاقد مبنای متقن و ادله وافی می داند. التزام به اصالت حجیّت ظنون، جریان پذیری نظریّه حجیّت در تفسیر و در همه حوزه های معارفی آن، جواز تقلید از میّت، و... از جمله مبانی هستند که در این مقاله مورد نقد قرار گرفته اند. ادله ای همچون ویژگی های متمایز صحابه، رجوع جاهل به عالم، انسداد باب اجتهاد و دیگر ادله قرآنی و روایی نیز با نقدهایی مواجه گردیده اند.
تحلیل رویکرد انتقادی هاشم الحسنی در مقایسه اعتبار شناختی الکافی کلینی و الصحیح بخاری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳شماره ۲۱
377 - 404
حوزههای تخصصی:
مطالعات اعتبارشناختی منابع حدیثی کهن فریقین از دیر زمان تا عصر حاضر همواره در دستور کار شمار زیادی از حدیث پژوهان فریقین بوده است. هاشم الحسنی، حدیث پژوه معاصر شیعی، یکی از این پژوهشگران حدیثی در دوران کنونی به شمار می آید. وی علاوه بر تألیف آثاری چند در راستای نگرش انتقادی به مهم ترین مباحث حدیث شناختی به ویژه احادیث موضوعه، کتاب مستقلی با عنوان «دراسات فی الکافی و صحیح البخاری» نگاشته است. او با انگیزه اعتبارسنجی، به بررسی مقایسه ای برخی از مباحث دین شناختی از طریق نقد و ارزیابی متنی و سندی روایات نقل شده در هر دو کتاب پرداخته است. الحسنی در این کتاب، در مورد محتوا و اسناد و راویان در الکافی و صحیح بخاری سخن گفته و با رویکرد نقد متنی و سندی -فارغ از تعصبات و جانب داری های غیرمعقول- محتوای این دو منبع را مورد نقادی قرار داده است. وی ابتدا، راویان غیرقابل اعتماد از هر دو منبع را استخراج و با معیارهای خود تضعیف کرده است. در گام بعد، برخی از موضوعات حدیثی مانند واجب الوجود، بَداء و تقیّه را با تطبیق مرویات هر دو جامع مورد تحلیل مقایسه ای قرار داده است.
تعامل با اهل کتاب در سوره های زهراوین با توجه به وحدت ادیان از منظر تفاسیر عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
325 - 342
حوزههای تخصصی:
مسأله تعامل با اهلکتاب در قرآن کریم، خصوصا سوره های زهراوین که بیشتر از سایر سوره های قرآن به این مسأله نظر دارد، با توجه به وحدت ادیان که بیانگر این مهم است که دین برگزیده خداوند از آدم تا خاتم(ص) یکی بوده است مورد توجه مفسران و پژوهشگران، خصوصا مفسران عرفانی بوده است. پژوهش حاضر سعی دارد با گردآوری اطلاعات و داده های دست اول نظرات مفسران عرفانی بر پایه روش توصیفی و تحلیلی، در رابطه با تعامل اهل کتاب در سوره های زهراوین، با توجه به وحدت ادیان از منظر تفاسیر عرفانی بپردازد. این پژوهش در پایان با پردازش و تحلیل آیات مربوط به تعامل با اهل کتاب در این سوره ها و تفاسیر عرفانی، نشان خواهد داد که اولاً، دین نزد خداوند، یکی بوده و همه رسولان الهی برای اجرای همان دین واحد مبعوث شده اند. ثانیاً، با توجه به وحدت ادیان، عرفا در تفاسیر خود به تعامل با اهلکتاب و عدم تفرقه اتفاق نظر دارند. ثالثاً، آنچه خداوند از مسلمانان و اهل کتاب می خواهد، تعامل و همزیستی مسالمت آمیز، در سایه ایمان به خدای واحد، تمام رسولان الهی و کتب آسمانی، و نفی هرگونه شرک و تفرقه است.
تأثیر درونمایه های عرفان اسلامی و عرفان زرتشتی بر مفهوم جسم و روح در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
179 - 197
حوزههای تخصصی:
انسان، اشرف مخلوقات، موجودی است دوسوگرا که هم در خلقت و هم در سلوک، به دو سوی جسم و روح یا تعالی و پستی تعلق دارد که در داستان آفرینش با تمثیل خاک و آب یا نور و ظلمت مطرح شده است. در شاهنامه تحت تأثیر تعالیم زرتشتی و اسلامی، این اندیشه مطرح شده و بعد متعالی وجود که روح و جان است در پرتو خرد مقدس می تواند به تعالی و رستگاری برسد. اگرچه این نگرش در بسیاری از مذاهب و مکاتب فکری مطرح شده؛ با این حال آن چه ما را متقاعدمی کند که فردوسی در پردازش آفرینش انسان به تعالیم زرتشتی توجه داشته، تمرکز بر خردگرایی است. در اندیشه زرتشت، پیوستگی خاصی میان تعالی روح/ جان با پیروی از خرد است که توسط فردوسی ادامه یافته است؛ بدین ترتیب انسان می تواند با پیروی از خرد به نیکنامی و روشنی دست یابد و جان/روح را به کمال برساند. در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام می شود؛ به واکاوی این اندیشه و خاستگاه آن می پردازیم.
بررسی سازگاری مردم سالاری با نظریه ولایت مطلقه فقیه، در اندیشه سیاسی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹
39 - 64
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیم مورد تأکید آیت الله خامنه ای که به صورت توأمان بر جایگاه مردم و ضوابط اسلامی در حکمرانی تأکید دارد، مفهوم مردم سالاری دینی است که از دیدگاه ایشان معنای جمهوری اسلامی می باشد. بااین حال، پرسش این است که آیا مردم سالاری با حکومت دینی به خصوص با نظریه ولایت مطلقه فقیه، قابل جمعند؟ هدف از این مقاله، بررسی امکان جمع مردم سالاری با نظریه ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه آیت الله خامنه ای بوده و با بررسی مفهوم مردم سالاری و لوازم تحقق و استمرار آن و بررسی مفهوم ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه آیت الله خامنه ای با روش توصیفی - تحلیلی به این نتیجه می رسد که مردم سالاری به معنای «حکومت توسط مردم»، مربوط به شکل بوده و در بُعد محتوایی، نیازمند نظریه پشتیبان بوده و با نظریه های مختلف قابل جمع است؛ به شرطی که در آن نظرات وجوهی نباشد که با بُعد شکلی دموکراتیک منافات داشته باشد. در این رابطه بررسی اندیشه آیت الله خامنه ای در رابطه با ولایت مطلقه فقیه نشان دهنده این است که این اندیشه، مربوط به بُعد محتوایی بوده و در هیچ یک از سطوح، با دموکراسی به معنای «حکومت توسط مردم» منافات ندارد.
کاربست آشنایی زدایی در سوره مبارکه یوسف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
105 - 122
حوزههای تخصصی:
آشنایی زدایی یکی از وجوه رستاخیز واژگان بر مبنای زبانشناسی و از نظریه های نقد ادبی جدید است که در چارچوب مکتب فرمالیسم روسی در سال1917م مطرح شد. پژوهش های نقدی و ادبی معاصر به پدیده هنجارگریزی به عنوان یک مسأله ی مهم در زیباشناسی متون ادبی توجه دارند و بر این باور هستند که هنجارگریزی به معنای خارج شدن سخن از ساختار معروف و شناخته شده خود است.ناگفته نماند که هنجارگریزی در ذیل مقوله سبک شناسی مورد بررسی قرار می گیرد و در اصل یکی از پدیده هایی است که در تشکیل سبک ادبی شاعران و نویسندگان تاثیر دارد؛ زیرا عنصری است که باعث برجسته شدن یک سبک ادبی و همچنین گیرایی آن می-شود و توجه خوانندگان را به متون مختلف جلب می کند. متن قرآن نیز به عنوان بالاترین متن همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. میزان کاربرد هنجارگریزی در آیات مختلف باعث شده که توجه خوانندگان به ساختار ظاهری آن نیز بیشتر شود و همین امر نگارندگان را بر آن داشت تا به بررسی سوره یوسف از منظر هنجارشکنی بپردازند. از نتایج مهم این پژوهش: هنجارگریزی در سوره یوسف در مقوله مجاز، تشبیه، استعاره و کنایه که چهار فن علم بیان هستند خود را نشان داده و باعث برجسته شدن ساختار ظاهری این سوره گردیده و همچنین معنای آن را برای خواننده ملموس تر ساخته است. در این جستار ادبی با روش توصیفی- تحلیلی به کاربست آشنایی زدایی ادبی و وجوه آن در سوره مبارکه یوسف پرداخته شده است تا ساختار و معنایی زیبایی شناختی این سوره بیش از پیش نمایان گردد.
معناشناسی واژگان سنت مهلت دهی در قرآن کریم با تأکید بر تحلیل معنایی «املاء»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
املاء یکی از سنت های الهی به معناى مهلت دادن و به تأخیر انداختن عذاب است. نوشتار پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی و با دو رویکرد روابط جانشینی وهم نشینی، مؤلفه های معنایی واژه ی «اِملاء» و مشتقات آن را در قرآن کریم مورد کاوش و تحلیل معنایی قرار داده است، براین پایه، واژگان: «خیر»، «أخذ»، «کید»، «ازدیاد»، «استهزاء» با محوریت روابط همنشینی و در بخش دیگر، واژگان: «استدراج»، «إمهال»، «إنظار»، «اَجل»، «تَمتیع»، «تأخیر»، «ذَر»، «مَد»، با محوریت روابط جانشینی با واژه «اِملاء» مورد ارزیابی لغوی، صرفی و معناشناختی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که املاء یکی از سنت های الهی است و با توجه به شرایط حاکم بر کافران معاند، این فرصت به سود آنان نخواهد بود چرا که این امر برای هلاکت و نابودی آنان در نظر گرفته شده است. براین پایه واژه ی املاء وقتی به خدای متعال نسبت داده می شود عقوبتی از سوی خداوند در قبال کافرین است برخلاف کاربرد واژه امهال و انظار که معنایی اعم از عقوبت یا غیر آن را می رساند و در مفهوم آن توقع بهبودی اوضاع و رفع عذاب نیز وجود دارد ونیز در مفهوم استدراج، سقوط تدریجی قرار دارد و املاء به چگونگی این سقوط تدریجی اشاره دارد.
بازخوانی خطبه 216 نهج البلاغه در باب ماهیت حکومت اسلامی به روش هرمنوتیکی قصدگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تفسیر و تحلیل خطبه 216 نهج البلاغه انجام شده است. این خطبه یکی از مهم ترین و غنی ترین خطبه های نهج البلاغه به شمار می رود که تصویری عمیق و جامع از دیدگاه و منظومه فکری امیرالمؤمنین در باب حکمرانی و ارتباط حاکم و مردم را ارائه می دهد. پژوهش از روش هرمنوتیک قصدگرای کوئینتین اسکینر برای تحلیل خطبه بهره برده است تا بتواند با درک قصد و نیت حضرت علی(ع) در ایراد این خطبه، به فهمی عمیق و دقیق از مفاهیم و مضامین نهفته در آن دست یابد. طبق روش اسکینر، تحلیل خطبه در پنج مرحله انجام شد: مرحله اول، بررسی بار غیرگفتاری کنش زبانشناختی خطبه و نشان دادن این نکته که تبیین مفهوم جریان دوسویه حق و تکلیف بین حاکمان و مردم و راهنمایی مردم به سوی این مفهوم، دغدغه اصلی امام علی(ع) در این خطبه بوده است. در مرحله دوم و با بررسی دقیق بافت تاریخی آن دوران نشان داده شد که قصد اصلی امام(ع) از طرح این مفهوم، بازگشت به سنت نبوی در مقابل فرهنگ غالب معاویه محور و جاهلیت زده آن زمان بوده است. در مراحل بعدی تحلیل مشخص شد که امام علی(ع) با به کارگیری مفاهیم کلیدی مانند «استقامت»، «تناصح» و «تعاون» هنجاری جدید در تعریف رابطه بین حاکم و مردم مطرح کرده اند که به مرور زمان و با وحدت کامل گفتار و عمل سیاسی آن حضرت، به یک هنجار فراگیر و مرسوم در تاریخ تمدن اسلامی تبدیل شده است.
إستراتيجيات الإقناع اللغوي في خطابات النبي (ص) السياسية(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
101 - 116
حوزههای تخصصی:
الإقناع هو التقنیه اللغویه الهادفه مع الآلیات والإستراتیجیات التواصلیه، من أجل تنظیم سلوک معین فی عملیه الخطاب؛ لذلک یسعی المتحدث إلی تغییر معتقدات الآخرین وسلوکهم باستخدام الإستراتیجیات اللغویه، باعتبارها أحد أهم مکونات القوه الناعمه، ویمکنه أن یحقق أهدافاً محدده، ویعید إنتاج الأسلوب الکلامی المثالی من خلال اختیار أنماط التواصل المتنوعه وأسالیب الکلام المدوّنه. فبما أنّ الإقناع یتوجه خطابیاً من مرسِل إلی مرسَل إلیه، ویکون قصد المرسِل هو التأثیر علی المرسَل إلیه عقلیاً وعاطفیاً لیسوقه إلی قبول رأیه أو معتقده فی شیء ما، فیقوم علی الحجه والبرهان من أجل إسکاته بحججه. لقد سعی هذا البحث علی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی، إلی دراسه جوانب کفاءه النبی (|) التداولیه والبلاغیه، وشرح الاستخدام المهیمن للغته السیاسیه، وفق سیاق الموقف، مما یساعد فی حل الأزمات السیاسیه والمشاکل الاجتماعیه الراهنه. تدل نتائج البحث علی أنّ بنی اللغه السیاسیه للرسول الکریم فی شکل الآلیات اللفظیه والبلاغیه والقیاسیه، بالإضافه إلى فن التصویر، کانت لها وظیفه إقناعیه سهّلت عملیه إقناع المخاطبین وتوجیههم وهدایتهم فی عملیه الخطاب.
تاثیر موضوعات اقتصادی در حیات شخصیت حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
105 - 120
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: حیات و انحلال شخصیت حقوقی بخشی از مقررات تجاری است که براساس موازین قانونی تعیین می شود. در ادامه حیات شخصیت حقوقی، موضوعاتی نظیر موضوعات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی تاثیرگذار است، که یکی از این موضوعات، موضوع اقتصادی است. تصمیمات و مصوبه هایی که دولت برای اقتصاد کشور می گیرد، بر عملکرد و حیات شخصیت حقوقی تاثیرگذار است. هدف از انجام این پژوهش تبیین تصمیمات اقتصادی دولت است که بر شخصیت حقوقی تاثیرگذار است.
مواد و روش: روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی است.
ملاحظات اخلاقی: در انجام پژوهش اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.
یافته ها: موضوعات اقتصادی تاثیرگذار بر شخصیت حقوقی شامل نرخ بهره، ارز، تورم، مقررات ممنوعیت صادرات و واردات، الزام به فروش کالا در بورس و مالیات می باشد.
نتیجه: عوامل یاد شده باعث انحلال شخصیت حقوقی می شود، زیرا شرکت توان رقابت خود را از دست می دهد و منحل می شود. شخصیت حقوقی برای بقا و حیات خود نیازمند حمایت از طرف دولت است لذا قانون گذار می تواند شخصیت حقوقی را از موجبات اقتصادی انحلال مصون بدارد و توانایی حیات و عملکرد مناسب را برای شخصیت حقوقی بوجود آورد.
تحلیل رویدادهای هسته ای داستان حضرت آدم (ع) از منظر توالی و علیت (مطالعه تطبیقی سه تفسیر کهن فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دردوران معاصر، علوم انسانی رویکردهای جدیدی به پدیده های انسانی دارد که می تواند خوانش هایی نو از متون کهن به دست دهد. این پژوهش قصد داردبادیدگاه ساختارگرایانه به بررسی و تحلیل ساختار روایت های داستان آدم از منظر رویدادهای هسته ای در سه تفسیر قرانی (ترجمه تفسیر طبری، کشف الاسرارو عده الابرار و روض الجنان وروح الجَنان) بپردازد. با توجه به اینکه این تفاسیر داستان را از متن مقدس قرآن روایت کرده اند، رویدادهای هسته ای هر یک از این داستان ها در تفاسیر فوق یکسان است و از الگوی واحدی پیروی میکنند، اما هر تفسیر در جزییات تفاوت هایی با دیگر تفاسیر دارد. مسئله ی اصلی این است که به رغم منبع واحد این تفاسیر (قرآن)، چرا با یکدیگر اختلاف دارند و دیگر اینکه این اختلافات چه چیزهایی را به ما نشان می دهند. بررسی ها نشان داد جزییات روایی هر تفسیر تفاوت هایی با دیگر متون دارد که ناشی از دیدگاه و دوره خاصی است که تفسیر در آن نوشته شده است.نکته ی مهم دیگر که از منظر روایت شناسی اهمیت دارد این است که این داستان در ده رویداد هسته ای قابل تلخیص است و این رویدادهای ده گانه نیز در نهایت، به چهار واحد بنیادین قابل تقلیل هستند؛ این چهار واحد الگویی کلی را می سازد که بر طیف وسیعی از روایات مذهبی و تفاسیر آنها قابل انطباق است.
مطالعه تطبیقی «معنای زندگی» از دیدگاه امام سجاد علیه السلام و کارل یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله معنای زندگی با موضوعات متفاوتی هم چون پرسش های هستی شناختی مانند؛ هدف خلقت، هستی؛ و موضوعات روانشناختی هم چون اضطراب، افسردگی، پوچی مرتبط است. پاسخ به معنای زندگی هم از بُعد دینی و هم از بُعد روانشناسی همواره مورد توجه بوده و اکثر ادیان آسمانی و به ویژه دین اسلام حیاتِ حقیقی را از آنِ خداوند دانسته و معنای زندگی را «قرب الهی» معرفی کرده اند. هدف پژوهش حاضر بررسی معنای زندگی از دیدگاه امام سجادعلیه السلام به عنوان امام معصوم علیه السلام و مقایسه نظریات ایشان با روانشناسی تحلیلی کارل یونگ با روش تطبیقی-تحلیلی و با تکیه بر مبانی دینی و روانشناسی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که معنای زندگی در بیانات امام سجاد (ع) در سه محور اصلی خداشناسی، خود شناسی و حبّ ذات شکل می گیرد که این مؤلفه ها در مقایسه با الگوی روان شناختی یونگ همسو و با معنای زندگی که در تلفیق دین و روان است مطابقت دارد.
روش های اعتمادسازی انبیا (علیهم السلام) در تربیت اخلاقی متربی از منظر قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مقبولیت مربّی و اعتماد متربّی به وی از مهم ترین عوامل زمینه ساز تربیت اخلاقی است که بدون آن هر گونه تلاش تربیتی، مثمرثمر نخواهد بود. پیامبران الهی با اشراف به این مهم، در اجرای مهمترین هدف رسالت خویش؛ یعنی تربیت اخلاقی، از روش های مختلفی جهت اعتمادسازی مخاطبان خود بهره برده اند که شناخت و الگوگیری از این روش ها ازاین حیث که تحت ارشاد الهی به انجام رسیده و اثرگذاری آنها تضمین شده است، برای مربیان، والدین و داعیه داران امر تربیت بسیار حایز اهمیت است. پژوهش پیش رو باهدف بررسی روش های اعتمادسازی انبیا (علیهم السلام) در عرصه تربیت اخلاقی از منظر قرآن نگاشته شده است. این پژوهش از حیث هدف، اکتشافی و به لحاظ روش، کیفی و دارای رویکردی استقرایی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، تکنیک تحلیل مضمون به کار گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که پیامبران در راستای اعتمادسازی از روش های شناختی؛ نظیر: زیست مشترک با متربّی، زیست اخلاقی مربّی مرتبط با بُعد شناختی و از روش های عاطفی همچون ایجاد پنداریه سنخیت برای متربّی و درک ایشان، خالص نمودن دعوت خویش از هر گونه شائبیه مادی، زیست اخلاقی مربّی مرتبط با بعد عاطفی و از روش های رفتاری نظیر تطابق بین گفتار و رفتار، زیست اخلاقی مربی مرتبط با بعد رفتاری و اصلاح رابطه باخدا استفاده می نمودند.
رهیافتی اخلاقی به حکم فقهی تردید در اعتقادات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۷)
107 - 132
حوزههای تخصصی:
شک کردن در موضوعات و مسائل گوناگون، بخودی خود و در نفس الامر، امر مذمومی شمرده نشده و ممکن است برای هر انسانی رخ دهد؛ در عین حال برخی از آرای فقهی، ضمن مذموم شمردن شک، مجازات فرد شاک در نبوت را سلب حیات قلمداد کرده اند. پژوهش حاضر با عنایت به اینکه تجویز کیفر، امری خلاف اصل بوده و برای رواداشت آن به دلیل معتبری احتیاج است که صلاحیت تخصیص عمومات و اطلاقات «محقون الدم» آدمیان را داشته باشد، در پژوهشی مسئله محور که با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است، چنین نگره ای را در بوته نقد و تحلیل اخلاقی قرار داده است. نگارندگان معتقدند از آنجا که اخلاق مقدم بر دین و ترازویی در جهت سنجش احکام فقهی به شمار می رود، چنان برداشتی از ادله، با شهودهای اخلاقی همخوانی نداشته و در نتیجه نمی توان دیدگاه مزبور را به دین انتساب داد. افزون بر آنکه دیدگاه مختار، با اصول امامیه(عدلیه) که قائل به حسن و قبح ذاتی، عقلی و استقلالی هستند نیز موافقت و ملائمتی تام دارد.