فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۸۶۱ تا ۵٬۸۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۱
39 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک نوع روش ماهیت شناسی در حوزه سبک زندگی، معرفت بخشی اسلامی و باورهای سنتی اسلامی و عرصه های مشابه را تبیین می کند. شناخت و تبیین مفاهیم ترکیبی همچون سبک زندگی اسلامی، کاری است پیچیده که در عهده شرح اللفظ نیست و در این راستا دین مبین اسلام در تمامی حوزه ها چارچوب هایی را در جنبه های مختلف ارائه نموده که بر این اساس نظریه-های متفاوتی نیز ارائه شده است. در برخورد با تجربه دینی دو دیدگاه وجود دارد. یکی ساخت گرایی که تجربه را مجموعه ساختار ذهنی فرد تجربه گر می داند و دیگری ذات گرایی که تجربه های گوناگون را دارای هسته ای با اوصاف مشترک می داند. معرفت شناسان جدید، تجربه محض و بدون تغییر را قبول نداشته و باورهای پیشین را مسبوق به تجربه آورده و تأثیر زمان و مکان و فرهنگ تجربه را سبب تفسیر آلود شدن آن می دانند. اما صاحب این قلم با بدعت خواندن مکاشفات برخی از عرفا توسط هم عصران آن ها و تعارض داشتن مکاشفات لیدی جولیان با تعالیم کلیسای دوران خودش، نقش زمان و مکان را در تجربه محض نپذیرفته و برای اثبات آن به شش دلیل از ابن عربی بدین قرار توسل جسته اند و آنگاه با این استدلال ها مکاشفه عارف را زمانی معرفت زا و قابل اعتماد می داند که خالص بوده و دارای این شرایط باشد تا از این طریق تجربه محض را اثبات نماید.
اشعار تازه یاب از شاعران دوره قاجار با استناد به نشریات آن عصر (2): از محمدعلی فروغی سیاستمدار تا محمدعلی فروغی شاعر
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۲۰۹)
235 - 244
حوزههای تخصصی:
محمدعلی فروغی (۱۲۵۶ش ۱۳۲۱ش) که عموماً با وجهه سیاسی اش شناخته می شود، در حوزه فلسفه، تاریخ و ادبیات نیز فعالیت داشت و از او آثاری در این زمینه ها به جا مانده است؛ با این حال، کمتر کسی است که فروغی را به عنوان شاعر نیز بشناسد. با بررسی نشریه تربیت که پدر محمدعلی، یعنی محمدحسین فروغی منتشر می کرد، سه شعر از محمدعلی فروغی درج شده است که این مقاله، متن کامل آن اشعار را در بر می گیرد. وزن و قافیه صحیح این اشعار نشان از آن دارد که او کاملاً با شیوه شاعری آشنا بوده است، اما اینکه چرا وی به شاعری ادامه نداده است، مجالی دیگر می طلبد.
تحلیل مؤلفه های انسجام در سوره نبأ بر اساس الگوی فرا نقش متنی هالیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل مؤلفه های انسجام در سوره نبأ براساس الگوی فرا نقش متنی هالیدیچکیدهنگاه از منظر زبانشناسی به قرآن کریم چشم اندازهای نوینی را در پژوهش های قرآنی گشوده است. نظریات مایکل هالیدی یکی از رویکرد های زبان شناسی نقشگراست که هم اکنون توجه زبانشناسان فراوانی را به خود جلب کرده است. هالیدی برای بخش های گوناگون کلام فرانقش های سه گانه اندیشگانی، بینافردی و متنی را قائل شده و مثل آنها سه لایه معنایی را ساماندهی کرده است. هدف این پژوهش بازبینی تحلیل گفتمان سوره نبأ در سطح فرانقش متنی طبق فرضیه نقشگرای هالیدی است از این رو با بررسی شکل مبتدا خبری و اطلاعی سوره نبأ و درک اجزاء و فنون خلق همبستگی دریافتیم که سوره نبأ از دیدگاه گفتمان بر اساس مکالمه پرسش و پاسخ بوده و در همبستگی متن آن ادات متعدد و گوناگونی موثر است که میزان بهره گیری از این فنون همبستگی دستوری لغوی یا معنایی با هم متفاوت است. اولین و مهمترین فاکتور اتحاد و همبستگی متن در این سوره عناصر واژگانی و لغوی است و عنصر تکرار با ابعاد مختلفش بیشترین بسامد را داراست. کلیدواژه: قرآن کریم، مایکل هالیدی، زبانشناسی نقشگرا ، فرانقش متنی ، سوره نبأ
فهم منشأ خودآیینی انسان در فلسفه دکارت از طریق مبانی دین مسیحیت و الهیات توماس آکوئینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۵)
7 - 34
حوزههای تخصصی:
نقطه مرکزی بحث های این مقاله در راستای توضیح چگونگی شکل گیری خودآیینی و آزادی انسان با استفاده از مبانی و رویکرد دین مسیحیت، در دوران جدید اروپاست. روش تحقیق این مقاله در چارچوب نگرش تاریخی - بنیادی است. دین مسیحیت با تفسیری خاص در فلسفه جدید، دین فردیت، آزادی و رهایی انسان از مرجعیت بیرونی است. فلسفه دکارت نیز به اعتباری، همچون دین مسیحیت دارای مضمون مرکزی آزادی است، و او جزء نخستین افرادی است که در تاریخ اندیشه غرب، اولین گام ها را در راستای آزادی انسان از مرجعیت امر بیرونی برداشته است؛ زیرا نظریه معرفت دکارتی راه را برای آزادی و استقلال بیشتر انسان برابر متعلق خارجی باز می کند و عقل را به منزله امری خودآیین و خودقانون گذار معرفی می کند که فقط به اصول خود اطمینان دارد و هیچ مرجعیتی را بالاتر از خود نمی داند. با این رویکرد، دین مسیحیت یکی از الزامات مهم نوع اندیشیدن دکارت است؛ اما مسیحیت برای آنکه بتواند مبنای همه تحولات جدید قرار گیرد، به الهی دانی به نام توماس آکوئینی احتیاج داشت که بتواند پلی میان مبانی قدسانی مسیحی و رویکرد عرفی دنیای جدید باشد. در این مقاله، نسبت میان دین مسیحیت، انقلاب فلسفی توماس آکوئینی و فلسفه آزادی دکارت مورد تأمل و پژوهش قرار می گیرد.
آموزه های تربیتی در «ادعیه قرآنی» با رویکرد سبک شناسی لایه ای (مطالعه موردی هفده آیه در لایه ی واژگانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه سبک شناسی لایه ای، قرآن کریم با شیواترین تکنیک های سبک ساز، آموزه های اخلاقی_تربیتی را مفهوم سازی نموده است؛ هر یک از لایه های زبانی فی نفسه بنیانِ ارتباط نبوده بلکه روابط بینافردی با زایش معانی نوین شکل می گیرد. در میان مفاهیم قرآن کریم، «ادعیه قرآنی» به عنوان هسته ی عبادت، بسامد بالایی از ظرافت های معنایی را در زیر و بم شاخصه های ممتاز زبانی و به ویژه لایه ی واژگانی به خود اختصاص داده است؛ براین اساس نوشتار حاضر بر آن است تا با تکیه بر روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد سبک شناسی لایه ای و مطالعه ی موردی لایه ی واژگانی، آموزه های تربیتی را در هفده ادعیه قرآنی استخراج نموده و به این سوال پاسخ گوید که از چه اختیارات زبانی جهت زایش مفاهیم تربیتی استفاده شده است؟ رهیافت های حاصل آنکه، واکاوی لایه ی واژگانی در قالب مؤلفه های آوایی، ساخت واژی و جایگزینی واژگانی، مفاهیمی مانند کمال گرایی، ادب گفتمانی، فروتنی داعی مقابل مدعوّ، ضرورت شکر نعمات و...را فراهم ساخته تا الگویی قرآنی جهت کاربردینه سازی انسان کامل و تجسم سعادت ابدی شکل گیرد. گفتنی است نوع تقاضاها، رتبه بندی و اولویت بندی درخواست ها وعوامل دستیابی به تقرب الهی با بررسی الگومدار و روشمند سطوح سبک شناختی قابل ارزیابی می باشد.
بررسی تطبیقی مراحل رشد و تربیت از دیدگاه اندیشمند مسلمان ابوعلی سینا و رشد روانی- جنسی زیگموند فروید
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی مراحل رشد و تربیت از دیدگاه اندیشمند ابن سینا و روان شناس روانکاو فروید تهیه شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی است که در گام نخست به معرفی هریک از این دو اندیشمند و روان شناس می پردازد و سپس مراحل رشد هرکدام را بیان می کند. در پایان، شباهت ها و تفاوت های این دو با هم بررسی و این نتیجه حاصل شده است که فروید و ابن سینا هردو مراحل رشد و تربیت کودک را به پنج مرحله تقسیم می کند و در مرحله اول به خوردن شیر مادر توسط کودک توجه ویژه ای دارند. فروید در مراحل رشدی که بیان می کند بسیار به اصل لذت تأکید دارد که در هر مرحله از رشد در یک قسمت متمرکز است درحالی که ابن سینا به جنبه های دیگر رشد کودک پرداخته و بر پدر و مادر تأکید می کند و اینکه در مرحله خردسالی مراقب شخصیت اخلاقی کودک باشند. هردو اندیشمند به دوره ای که کودک آمادگی آموزش را دارد تأکید دارند و معتقد هستند که کودک باید به مدرسه برود و آموزش ببیند.
وسائط تکوینی فیض از دیدگاه تفاسیر اثری
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
179 - 212
حوزههای تخصصی:
مسئله واسطه تکوینی فیض، بدین معناست که واسطه هایی میان خالق و مخلوقات وجود دارد و کلیه امور و شئون مربوط به موجودات با اذن واجب الوجود و توسط این وسائط تدبیر می شود. در زبان قرآن کریم از این وسائط تکوینی فیض با عناوین عرش، کرسی، لوح و قلم یاد شده است. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، با بررسی نظریه های ذکر شده از دیدگاه تفاسیر اثری به این نتیجه رسید که عرش الهی، علم اجمالی الهی به موجودات و مخلوقات است که مشتمل بر مقدار، کیفیت و چگونگیِ «وجود داشتن» و «وجود یافتنِ» آنها است و خداوند با این علم به تدبیر امور می پردازد. همچنین کرسی، مقام علم تفصیلی الهی است که موجودات و مخلوقاتی که در عرش و در مرتبه علم اجمالی الهی قرار داشتند، در این مرتبه تفصیل می یابند و بروز و ظهور پیدا می کنند. در مورد قلم نیز اولاً انسان کامل را می توان یکی از تفاسیر آن برشمرد که قضا و قدر سایر موجودات به واسطه او و البته در طول اراده الهی رقم می خورد. ثانیاً علم الهی نیز همان قلمی است که تدبیر امور مخلوقات توسط آن صورت می گیرد. در نهایت، تفاسیری که لوح را ظرفی از علم الهی معرفی و تفسیر می کنند که امور کلی و امور جزئی مربوط به تدبیر مخلوقات در آن ملحوظ می شود، قابل پذیرش است.
موانع ارث در خانواده از منظر فقه امامیه
منبع:
پژوهش های فقهی زنان و خانواده سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
103 - 114
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین نهادهای حقوقی در هر جامعه ، ارث است که برخی اصول و مبانی بر آن حاکم است. دین اسلام بر ارث و تقسیم درست اموال میت توصیه هایی دارد. برای ارث قوانین و شرایطی در اسلام وجود دارد که در آیات و روایات به آنها اشاره شده است. در برخی از آیات قرآن کریم سهم ارث هریک از فرزندان، همسر و والدین و بقیه موارد ذکر شده است. برای مثال، سهم پسران دوبرابر دختران است. برخی عوامل مانع از ارث بردن افراد از ماترک میت می شوند. پژوهش حاضر به شیوه کتابخانه ای و با روش توصیفی- تحلیلی، موارد محرومیت از ارث را بررسی می کند. سه عامل مهم و اساسی باعث محرومیت از ارث می شود که عبارتند از: کفر، قتل و عبد (بنده بودن). این سه عامل باعث می شود افراد ارث نبرند، اما باعث ارث بردن دیگران از آنها نمی شود؛ یعنی به شخص کافر، قاتل، برده یا کنیز، ارث نمی رسد، اما دیگران بعد از مرگش از او ارث می برند.
مبانی مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی در نظام جزایی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی در قوانین کیفری یک نوع مجازات است که به حقوق و آزادی های افراد مرتبط است و بواسطه این مجازات، افراد مجرم و بزهکار از بعضی حقوق که در جامعه دارند محروم می شوند. مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی، مورد توجه فقیهان و دانشمندان حقوق قرار گرفته است؛ اما هنوز بصورت دقیق تبیین نشده است به همین جهت بسیاری از زوایای آن در پرده ابهام و اجمال قرار دارد. یکی از زوایای مبهم این نوع مجازات توجیه نمودن آن بر اساس آموزه های حقوق جزایی اسلام است؛ در منابع فقهی بحث مستقلی به عنوان مبانی مجازات نیامده است و پژوهش های معاصرین نیز به این موضوع، به صورت مستوفی نپرداخته اند. این نوشته توانسته است از عمومات و اطلاقات و بعضی قواعد که فقها در فقه بیان نموده اند به هفت دلیل در این موضوع دست یابد. مانند: اطلاق ادله اختیارات حکومت اسلامی، عموم ادله تعزیر، ادله امر به معروف و نهی از منکر، قاعده مصلحت و مفسده، سیره عقلاء و... ؛ با توجه به اختیارات حکومت اسلامی در وضع اعمال تعزیرات و نیز از باب اختیارات حکومت اسلامی در حفظ مصالح اجتماعی و پیشگبری از مفاسد و هم چنین تعیین ضوابط و معیارهای برای تصدی مشاغل دولتی و اجتماعی وضع چنین مجازاتی قابل توجیه است.
مشروعیت ولایت پدری صاحب اسپرم حاصل از «سلول های بنیادی» بر طفل متولد از تلقیح مصنوعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
141 - 157
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم در حوزه درمان ناباروری با استفاده از اسپرم حاصل از سلول های بنیادین، جایگاه ولایت پدر با همه آثار آن، بر فرزندی است که از این روش به دنیا می آید. این پژوهش با روش تحلیلی و انتقادی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای، مشروعیت ولایت پدر را بر نوزاد حاصل از سلول های بنیادی مورد بررسی قرار داده است. با توجه به این مطلب که از نظر علمی ثابت شده منشأ ایجاد طفل از ناحیه مرد، اسپرم موجود در منی فرد بوده و عرف و لغت نیز ملاک را انتسابِ عرفی ولد به صاحب نطفه می داند و همو به عنوان ولی طفل تلقی می شود. البته، در این مقاله، دو فرض رابطه زوجیت بین صاحب سلول بنیادی که از آن اسپرم به دست آمده با صاحب تخمک و نیز عدم وجود رابطه زوجیت قابل تصویر است. در صورت اول، بر فرض پذیرش انتساب اسپرم به صاحب سلول بنیادی، الحاق نوزاد به وی از نظر شرعی فى حدّذاته، دارای اشکال نیست، و لذا ولایت او نیز بر نوزاد ثابت می شود. در صورت دوم نیز بر فرض پذیرش انتساب اسپرم به صاحب سلول بنیادی، عرفاً نوزاد ملحق به پدر تکوینی خود خواهد بود ولذا ولایت او بر طفل حاصل از سلول بنیادی نیز شرعاً ثابت خواهد بود.
بازنمایی زن گیلانی در سفرنامه های پیشاقاجار تا پهلوی دوم (با تأکید بر دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
159 - 174
حوزههای تخصصی:
مطالعه جایگاه زن گیلانی در متون تاریخی و روایت های سفرنامه ای از آن رو حائز اهمیت است که گیلان به واسطه موقعیت جغرافیایی، ویژگی های فرهنگی و ارتباط با جهان بیرون، همواره فاصله ای معنادار با ساختارهای اجتماعی رایج در سایر مناطق ایران داشته است. با وجود مشارکت چشمگیر زنان در عرصه های مختلف زندگی، منابع رسمی و تاریخ نگاری سنتی، اغلب نقش واقعی آنان را نادیده گرفته اند. سفرنامه ها، به ویژه سفرنامه های خارجی، می توانند خلأ این منابع را تا حدی جبران کنند. این مقاله با روش کتابخانه ای و تحلیل محتوای سفرنامه ها به بازخوانی این متون با هدف کشف لایه های پنهان از موقعیت زنان گیلانی، به ویژه در عصر قاجار، می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که زنان گیلانی، حضوری فعال اما در حاشیه در لایه های گوناگون جامعه داشته اند. این حضور، از درون خانواده تا عرصه های اقتصادی و حتی سیاسی گسترش می یافت، هرچند اغلب در سایه ساختارهای مردسالار باقی مانده بود. سفرنامه ها، با وجود محدودیت ها، تصویری چند لایه از زن گیلانی ارائه می دهند که فراتر از روایت های رسمی تاریخ است.
خلافت انسان در آیه ۳۰ سوره بقره: بررسی تطبیقی دیدگاه طباطبایی و صادقی تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس آیه 30 سوره بقره، خداوند خلیفه ای را در زمین قرار داده است، اما مفسران درباره کیستی خلیفه و مستخلف عنه اختلاف نظر دارند. این مقاله، با روش تفسیر تطبیقی، نظر و ادله تفسیری علامه طباطبایی و صادقی تهرانی را دراین باره بررسی و میان آنها داوری می کند. یافته های پژوهش حاکی است که این دو مفسر در مورد کیستی خلیفه هم نظرند و خلیفه را نوع انسان می دانند و به آیاتی از قرآن (اعراف: 69، یونس: 1۴، نمل: 62) برای عمومیت خلافت استناد می کنند که قابل دفاع به نظر نمی رسد؛ اما سیاق امتنانی آیه 29 بقره، به قرینه مقابله «من یفسد» با «نحن نسبح» و آیه 11 سوره اعراف درباره سجده فرشتگان بر جانشینی نوع انسان از خدا دلالت دارد. طباطبایی با بیان دو دلیل مستخلف عنه در آیه را خداوند متعال می داند، اما نظر صادقی تهرانی دلالت آیه بر خلافت انسان از غیر خداست و پنج دلیل دراین باره اقامه می کند که، برخلاف ادله متقن طباطبایی، همگی مخدوش است. در نهایت، دیدگاه طباطبایی در این موضوع متقن و اکثر استدلال های وی تمام است.
تحلیل انتقادی دیدگاه خاورشناس «کلود ژیلیوت» درباره گردآوری قرآن و پیدایش قرائت های آن (موردپژوهی مقاله: «ریشه های متن قرآن و تثبیت آن»)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۲)
83 - 102
حوزههای تخصصی:
مساله گردآوری قرآن و منشأ قرائت های قرآنی و تاریخ این خوانش ها، از موضوعات بسیار مهمی است که باعث ایجاد مشکلات فراوانی در عرصه قرآن پژوهی شده و از این منظر، اشکالاتی از سوی خاورپژوهان مطرح شده و منتقدان با تکیه بر آن، در مورد وحیانی بودن قرآن و سلامت نص آن تردید ایجاد کرده اند. ازآنجا که پاسخ به این شبهات بسیار ضروری و مهم به نظر می رسد، برآن شدیم تا دیدگاه هایی از خاورپژوه معاصر، «کلود ژیلیوت» را در این ساحت، با تکیه بر مقاله وی با عنوان «ریشه های متن قرآن و تثبیت آن»، مورد بررسی و واکاوی قرار دهیم. در این تحقیق که با رویکرد تحلیل انتقادی صورت گرفته، به این نتایج دست یافته ایم: 1- دیدگاه وی درباره شیوه گردآوری قرآن مطابق منابع اسلامی، کاملاً نادرست بوده و از اخبار شاذ و غیر معتبر در اثبات گردآوری قرآن پس از دوران پیامبر اکرم (ص) توسط صحابه بهره جسته است. 2- دیدگاه وی درباره تغییرات ایجادشده در متن کاملاً ناصحیح بوده و از مجرای روایات و اخبار نادرست به این مطلب رسیده است که قابل نقض می باشد. 3- همچنین اینکه وی استدلال کرده که مصحف های صحابه و اختلاف قرائت های قرآنی نشان از عدم وجود متن واحد تا پس از دوران پیامبر اکرم (ص) دارد، کاملاً نادرست و قابل خدشه است. 4- سخن وی در باب انتقادات مسلمانان نسبت به نسخه مشترک قرآن در عصر عثمان، کاملاً نادرست است و جامعه اسلامی بر این نسخه واحد اجماع داشته اند.
واکاوی نقل های هشام بن سالم از امام صادق (ع) با توجه به سبک دفاتر حدیثی او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
285 - 303
حوزههای تخصصی:
هشام بن سالم از محدثین و متکلمین جلیل القدر شیعه در قرن دوم است که نزدیک به هزار روایت، از او به ما رسیده است. در میراث او، منفرداتی به چشم می خورد که شامل مضمونی پر اشکال یا نامقبول یا هم سو با گفتمان های متأخر عامه یا در تعارض با اعتقادات شیعه است و هشام عموماً این روایات را بدون واسطه از امام صادق (ع) نقل کرده است. این پژوهش با بررسی رخداد ارسال خفی در حدیث هشام، نشان داده است که سبک تألیف دفتر هشام به شیوه «تعلیق کبیر» در کنار اضمار و تسری اسناد باعث شده است برخی راویان متاخر به هنگام نقل روایات از دفتر هشام در تشخیص مرجع ضمایر و مشایخ اشتباه کنند و روایات با واسطه یا عامی در دفتر هشام، به طور بی واسطه به امام صادق (ع) منتسب شود. تعدادی از روایات هشام به نقل از برخی مشایخ خود بوده، ولی منتسب به امام نبوده است که در اثر نسخه برداری از دفتر هشام توسط راویان بعدی، به اشتباه به امام صادق (ع) منتسب شده است.
همگرایی و واگرایی مبانیِ انسان شناختی جریان اموی با رویکرد اسلام حقیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۹
۱۸۱-۱۵۹
حوزههای تخصصی:
براساس مبانی انسان شناسی اسلامی، انسانِ کامل و خلیفه الله، از جایگاه ویژه ای در نظام هستی برخوردار است، اما سایر مکاتب فکری، بدلیل عدم پیوند با عالم فرامادی و محدودیت های بینشی که گریبان گیر آنهاست، با نقص ها و محدودیت هایی در این زمینه روبه رو هستند. بنابراین تفاوت های عمده ای در زمینه مبانی انسان شناسیِ اسلام حقیقی با سایر مکاتب وجود دارد. مساله و هدف این پژوهش، تبیین مبانی انسان شناختی جریان اموی – به عنوان جریان اسلام غیر حقیقی- و به دنبال آن مشخص کردن نقاط همگرایی و واگرایی آن با مبانی با اسلام حقیقی و میزان تمایز و انحراف آنهاست. از اینرو با بهره گیری از داده های کتابخانه ای و مبتنی بر روش تحقیق توصیفی – تحلیلی، ابتدا مبانی و پیش فرض های انسان شناختی امویان همچون؛ جبرگرایی، نفی کرامت انسانی، عقل گریزی، نفی اصل تساوی، حیات پس از مرگ و ... پردازش و سپس به مقایسه و ارزیابی موارد مذکور با نگاه اسلام به انسان پرداخته شده است. از بررسی و تحلیل مبانی مذکور این یافته ها حاصل گردید که مبانی انسان شناختی ماخوذه در جریان اموی، تمایزات بنیادین با مبانی انسان شناختی اسلام حقیقی دارد. بنابراین دستاورد مقاله پیش رو، با استناد به شواهد و داده های تاریخی، حکایت از استحاله عمیق، در باورهای و مبانی انسان شناسی جریان اموی دارد.
گفتمان حقوقی آموزه های اسلام در ایجاد ظرفیت جرم انگاری بزهکاری های تروریستی برای سیاست جنایی ایران از طریق حرام انگاری محاربه و افساد فی الارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سیاست جنایی ایران، مفاهیم «محاربه» و «افساد فی الارض» در جایگاه ابزارهایی قانونی برای مقابله با تهدیدهای تروریستی و جرایم امنیتی به کار می روند. این مفاهیم به ویژه در مواجهه با تهدیدهای عمده علیه امنیت عمومی و نظم اجتماعی کاربرد دارند. آموزه های اسلامی بر لزوم واکنش قاطع به تهدیدات علیه امنیت جامعه تأکید می کنند؛ با این حال، پیچیدگی های جرایم تروریستی و تحولات جهانی در زمینه تروریسم، نظام کیفری ایران را با چالش های درخور توجهی روبرو کرده است. بر این اساس، بازنگری در قوانین و مقررات موجود به منظور هماهنگی با تهدیدات جدید تروریستی امری ضروری به نظر می رسد. هدف این تحقیق، سنجش کارایی قوانین فعلی ایران در برای تهدیدات تروریستی معاصر و بررسی نیاز به اصلاح و روزآمدی مفاهیم «محاربه» و «افساد فی الارض» است. این پژوهش همچنین به تحلیل فقهی این دو مفهوم می پردازد و با مقایسه قوانین ایران و تهدیدات جهانی، پیشنهادهایی برای بهبود و روزآمدی این قوانین ارائه می دهد. نتایج حاصل از یافته های پژوهشی با بهره گیری از روش پژوهش تحلیلی و توصیفی نشان می دهد قوانین موجود در ایران در مواجهه با تهدیدات تروریستی معاصر به ویژه در زمینه های «محاربه» و «افساد فی الارض»، کارآمد نیستند. پیچیدگی جرایم تروریستی جدید و تحولات جهانی، ضرورت بازنگری این قوانین را هویدا می کند. البته تحلیل آموزه های اسلامی مؤید این است که تفسیرهای کنونی قادر به مقابله با تهدیدات جدید مانند تروریسم فراملی و جرایم سایبری نیستند. بنابراین پیشنهاد می شود تعاریف و گستره این مفاهیم روزآمد شود و هماهنگی با نظام های حقوقی بین المللی تقویت گردد.
La démocratie religieuse selon les opinions juridiques des écoles sunnite et imamite
منبع:
Al-Mustafa, Volume ۴, l’édition ۲, Decembre ۲۰۲۴
197 - 220
حوزههای تخصصی:
La démocratie religieuse, en tant que système combinant les principes de la démocratie avec les fondements de la religion, occupe une place particulière dans la jurisprudence islamique. Cette recherche examine les positions juridiques des écoles sunnite et imamite concernant la démocratie religieuse, en posant comme question centrale : comment chacune de ces deux traditions interprète et met en œuvre ce concept ? L’importance de cette étude réside dans une meilleure compréhension des rapports entre religion et politique, ainsi que de leur impact sur la gouvernance et la participation populaire au sein des sociétés islamiques. L’objectif de cette recherche est d’analyser et de comparer les opinions juridiques des écoles sunnite et imamite sur la démocratie religieuse, en identifiant les similitudes et les différences présentes dans leurs fondements et principes. La méthodologie adoptée est de nature descriptive et analytique, reposant sur l’étude des sources juridiques propres à chacune des deux écoles. Les résultats montrent que des principes tels que la justice et la consultation (shūrā) sont reconnus dans les deux traditions, mais qu’il existe des différences notables dans leur interprétation et leur application. Ainsi, l’école sunnite accorde une plus grande importance à la shūrā et au consensus (ijmā ʿ), tandis que l’école imamite insiste sur le rôle central de l’Imam ou du guide religieux. En conclusion, bien que la conception de la démocratie religieuse présente des différences fondamentales entre le fiqh sunnite et le fiqh imamite, les deux écoles reconnaissent, chacune à sa manière, l’importance du rôle du peuple dans la gouvernance. Cette reconnaissance commune peut contribuer à enrichir notre compréhension de la démocratie religieuse dans le contexte des sociétés islamiques contemporaines.
راهبردها و سیاست های کلی حکمرانی سیاسی-دینی از منظر مقام معظم رهبری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمرانی سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیای ۳)
125 - 165
حوزههای تخصصی:
حکمرانی سیاسی _ دینی در اندیشه آیت الله خامنه ای که دارای نظام های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر پایه ارزش ها و مبانی دینی است، شکل گیری جامعه اسلامی برای رساندن انسآن ها به عبودیت و کمال معنویت را تعهد خود می داند. برای تشکیل چنین حکمرانی بایستی بنیادها، معارف کلان و جنبه های آن به خوبی تبیین شده و راهبردها و سیاست های آن محقق شود. پرسش اصلی پژوهش پیش رو، این است که راهبردها و سیاست های کلی حکمرانی سیاسی _ دینی از دیدگاه مقام معظم رهبری چیست؟ در این پژوهش، از روش کیفی تحلیل مضمون و استناد کتابخآن های استفاده شده است. پس از مطالعه و بررسی بیانات آیت الله خامنه ای و استخراج 36 مضمون پایه در پیوند با موضوع تحقیق، 10 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر «چیستی و ضرورت راهبردها و سیاست ها»، «آثار و ویژگی های راهبردها و سیاست ها»، «واضع راهبردها و سیاست ها»، «اقسام راهبردها و سیاست ها» و «سازکارهای تحقق راهبردها و سیاست ها» به دست آمد.
بررسی انتقادی دیدگاه مینورسکی درباره اهل حق وسیر اعتقادی آن در دائره المعارف اسلام (EI2)
حوزههای تخصصی:
اهل حق یک مذهب باطنى شناخته می شود که معتقدان آن بیشتر در غرب ایران زندگى مى کنند. عقایدشان آمیخته اى از اعتقادات «مانوى»، ادیان کهن «ایرانى»، مذهب «اسماعیلى»، «تناسخ هندى» و دیگر ادیان سرّى است. باوجود جایگاه خاص خاورشناسان در مراکز علمی وتوجه آنها به این فرقه، این پژوهش درصدد پاسخ به این سوال است که چه نقدهای بر دیدگاه و روش پژوهشی ولادیمیر مینورسکی در معرفی فرقه اهل حق در دائره المعارف اسلام لیدن(EI2) وارد است؟ این نوشتار با بهره گیری از شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی انتقادی مقاله اهل حق در تبیین تاریخی فرقه، سیر تحولات اعتقادی آن و روش پژوهشی مؤلف پرداخته است.یافته های پژوهش نشان می دهد نویسنده در بررسی این فرقه از شیوه «پدیدارشناسی» بهره برده و با رویکرد هم گرایانه به جای رویکرد انتقادی تاریخی، دگرگونی اعتقادی این فرقه و کارکرد آموزه های دینی آن را مورد بررسی قرار داده اگرچه در مواردی مانندگونه های اهل حق و برخی معتقدات آنها کامل نبوده اما توانسته تصویری مطابق با گزاره های منابع از این فرقه ارائه نماید.
مسئولیت حاکمیت در امر حجاب با توجه به الگوی سوم زن مسلمان با تاکید بر آیات و روایات
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸
75 - 92
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی مسئولیت حاکمیت، نسبت به تأثیرات تهاجم فرهنگی و تبلیغات غربی بر حجاب و الگوی زن مسلمان می پردازد. در شرایط کنونی، با توجه به تلاش های مستمر برای ترویج بی حجابی و تخریب الگوی مطلوب زن مسلمان، ضرورت توجه به این موضوع، بیش از پیش احساس می شود. بی توجهی به وضعیت موجود و عدم پیگیری از سوی مردم و حکومت می تواند منجر به گسترش بی عفتی، تضعیف نهاد خانواده و از بین رفتن الگوی اسلامی شود. این پژوهش، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، در پی پاسخ به این پرسش است که مسئولیت حاکمیت در امر حجاب با توجه به الگوی سوم زن مسلمان از منظر آیات و روایات چیست و بر این نکته تاکید دارد که مسئولیت حاکمیت، فراتر از یک مسئله فردی و اجتماعی، می باشد. یافته های تحقیق، نشان می دهد که حکومت اسلامی باید با اتخاذ سیاست های فرهنگی جامع و هوشمندانه، زمینه های رشد و شکوفایی الگوی سوم زن مسلمان را فراهم آورد. نتایج این مطالعه بر اهمیت مسئولیت های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی حاکمیت تأکید دارد و بیان می کند که تحقق الگوی سوم زن مسلمان، نیازمند همکاری ملی و تلاش همه دستگاه های حکومتی است. با ایفای نقش محوری حکومت در این زمینه، می توان به حفظ هویت اسلامی جامعه و تقویت بنیان های خانواده کمک نمود.