۱.
در پژوهش حاضر سعی شده لایه نحوی یکی از تعابیر قرآنی یعنی (لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ) مورد مداقه و مطالعه قرار گیرد. این تعبیر در مجموع 14 مرتبه در قرآن تکرار و بسامد دارد و مطالعه آن مستلزم طرح و بررسی موضوعاتی چون فراهنجاری نحوی، کانون سازی، صدای نحوی، همپایگی، وجهیت و قطعیت فعل است. بررسی این موضوعات با روش توصیفی – تحلیلی نشان می دهد که چگونه قرآن کریم در عبارتی موجز بیان می دارد که مؤمنان حقیقی نه غم گذشته را می خورند و نه ترس از آینده دارند. در این عبارت شاهد کاربست عناصر مختلف سبک ساز می باشیم از جمله خروج از روند طبیعی و مورد انتظار مخاطب و چرخش از زبان خودکار و معمول (فراهنجاری نحوی) و بهره مندی از متغیر «کانون سازی». متغیر سبک ساز دیگر در این تعبیر قرآنی «صدای منفعل» است. این شیوه بیانی در تعبیر قرآن، مرکز توجه و تأکید را از فاعل و عامل ترس و حزن برداشته و بر نتیجه و دستاورد ایمان یعنی عدم ترس و عدم حزن تکیه و تأکید می کند. «وجهیت معرفتی» از نوع گزاره استنتاجی نیز در این تعبیر قرآنی نشانگر آن است که نتیجه طبیعی و قطعی ایمان راستین به خداوند و آخرت، عمل صالح، تسلیم، تقوا، نیکوکاری و استقامت در مسیر الهی، عدم ترس و عدم اندوه در برابر مشکلات، سختی ها و طوفان های زندگی دنیوی است.
۲.
پذیرش انسجام آیات یا گسست موضوعی آیات در سوره های قرآن از جمله مبانی است که بر نحوه اندیشیدن درباره سوره های قرآن و فهم و تفسیر آنها اثرگذار است. برخی از قرآن پژوهان همچون نکونام و آیت الله معرفت، زبان قرآن را خطابه ای دانسته اند و در قالب این انگاره درباره پیوستگی مطالب در سوره های قرآن بر این باور شده اند که اولاً بخشهای مختلف یک سوره، لزوماً مرتبط با یکدیگر نیستند و ثانیاً سبب قرار گرفتن مطالب مختلف در کنار یکدیگر، در قالب سوره، صرفاً تقارن موضوع آنها در جامعه در زمان نزول است. اکنون سوال این است آیا می توان موضع گیری این دیدگاه درباره کیفیت ارتباط آیات در سوره های قرآن را پذیرفت؟ استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، در بررسی این دیدگاه که بر مبنای «مطابقت چینش آیات در همه سوره ها بر ترتیب نزول آنها» استوار است ، نشان می دهد بر این دیدگاه نقدهایی وارد است. از آن جمله، اولاً مبنای این انگاره یعنی تطابق چینش آیات در سوره ها بر ترتیب نزول آنها، در همه سوره های قرآن قابل اثبات نیست. ثانیاً نمونه های ارائه شده در این دیدگاه برای اثبات عدم پیوستگی موضوعی در سوره های قرآن، توان اثبات گسست موضوعی در سوره های قرآن را ندارد و ثالثاً پذیرش این دیدگاه به معنی پذیرش عدم حکمت در افعال الهی است و از این رو قابل قبول نیست. در نهایت باید پذیرفت چینش آیات در سوره های قرآن تابع زمان و شرایط نزول نیست بلکه تابع حکمت الهی است.
۳.
ولایت یکی از مفاهیم کلیدی و پیچیده در قرآن کریم است که در تفاسیر مختلف معانی متفاوتی برای آن ذکر شده است. به ویژه در آیه 55 سوره مائده، اختلاف نظرهای فراوانی بین مفسران شیعه و اهل سنت درباره معنای "ولی" وجود دارد؛ مفسران شیعه ولایت در این آیه را به معنای اولی به تصرف تفسیر و ولایت بلافصل علی (ع) را از آن استنباط کرده اند و در مقابل، مفسران اهل سنت ولایت در این آیه را به معنای ولایت نصرت و محبت معنا کرده و لزوم نصرت و محبت به همه مؤمنان را از آن برداشت کرده اند. این جستار با بررسی 112 آیه مرتبط با ولایت در قرآن و با تمرکز ویژه بر آیه 55 سوره مائده، تلاش کرده است تا معنای دقیق "ولی" را با استفاده از ساختارشناسی آیات و تحلیل تفاسیر مختلف استخراج کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در کل قرآن، 7 ساختار (1. اتخاذ ولی، 2. تولی، 3. حصر، 4. اضافه، 5. تولیه، 6. اولویت، 7. بعضهم اولیاء بعض) برای آیات ولایت وجود دارد و در تمام این ساختارها، "ولی" به معنای "اولی به تصرف" به کار رفته است، به جز در ساختار "بعضهم اولیاء بعض" که "ولی" به معنای "نصرت" و "محبت" آمده است. بنابراین، در آیه 55 سوره مائده که جزو ساختار اضافه است نیز "ولی" به معنای "اولی به تصرف" است و نه نصرت و محبت.
۴.
هر متن شفاهی یا مکتوبی جهت شکل گیری درست و رساندن مقصود گوینده و نویسندهاش تابع رعایت ضوابط و نشانه ها، دالّ ها و قواعد دستوری آن زبان می باشد. در این خصوص، توجه به دانش اصول فقه که علم روشمندی برای فهم ظاهر، نص و متن قرآن (در حوزه های تفسیر، فقه، عقاید، اخلاق و ...) است از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد، خصوصا در مواردی که مقصود اصلی آیات با معانی ظاهری در تعارض می باشد. توجه به بافت متنی یا سیاق قرآن یکی از شرایط فهم درست معنا و مراد خداوند متعال می باشد. هرچند متن قرآن کریم دارای فصاحت و بلاغت بی نظیری است، اما گاهی مراد اصلی در ورای معنای ظاهری الفاظ به خاطر عواملی چون وقوع مجاز، ترادف، اشتراک لفظی، ایهام و ابهام، تطور معنایی الفاظ در گذر زمان و ... پنهان می گردد که نادیده گرفتن آن می تواند، مخاطب را از مقصود حقیقی منحرف سازد. تحقیق حاضر با روش گردآوری و فیش برداری کتابخانه ای به جمع آوری آراء و نظریات طرح شده در این باره پرداخته و ضمن اثبات تأثیر این گونه دلالت و شرایط آن، ثابت نموده است که معنای سیاقی و بافت متن بر معنای ظاهری الفاط مقدم شده و به همین دلیل باعث تاثیر در برداشت های فقهی، تفسیری و ... می شود که به نمونه هایی از قبیل: کنار زدن معنای ظاهری آیه توسط سیاق؛ مشخص شدن معنای آیه، تعیین مرجع ضمیر و ... در قالب گونه های کاربردی آن ارائه شده است.
۵.
معنی شناسی برگرفته از لغت یونانیِ (semantias) علم مطالعه معناست که به بررسی و مطالعه معانی در زبان-های انسانی می پردازد. به طورکلی، بررسی ارتباط میان واژه و معنا را معناشناسی می گویند. این علم معمولاً بر روی رابطه بین دلالت کننده ها مانند لغات، عبارت ها، علائم و نشانه ها و این که معانیشان برای چه استفاده می شود، تمرکز دارد. یکی از شاخه های معنی شناسی که در بررسی آیات قرآن به کار رفته است، معنی شناسی شناختی می باشد. معنی شناسی شناختی به انواع مختلفی تقسیم شده است، که یکی از آن ها، الگو های تصوری است که باعث درک بهتر قرآن کریم می شود. در این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد قرآنی به بررسی و تحلیل طرح های تصوری معنی شناسی شناختی در واژگان قرآن کریم پرداخته شده است و نتیجه به دست آمده چنین است که خداوند در قرآن، از راه-های متعددی برای بیان مفهوم آیات استفاده کرده تا انسان ها بتوانند معنای آیات را به راحتی بفهمند و دلیلی برای اجتناب از قرآن و پیام های اسلامی نداشته باشند. یکی از این گزینه ها، طرح های تصوری می باشد که خداوند، معنی و مفهوم آیات را برای بندگانش به تصویر می کشد؛ بنابراین، الگو های تصوری معنی شناسی که در سه قسم حجمی، حرکتی و قدرتی بیان شده اند، پدیده های جهان آفرینش را این چنین لمس و تصور می کنند.
۶.
نظریه کنش گفتاری در تحلیل گفتمان بر عنصر زبان و سخن گفتن تاکید دارد. جان سرل نظریه پرداز مشهور آمریکایی از جمله صاحب نظرانی است که دیدگاهی جامع در زمینه کنش گفتاری ارائه داده و در نظریه او کنش گفتاری شامل پنج بخش؛ اظهاری، ترغیبی، عاطفی، تعهدی و اعلامی می باشد که با تکیه بر رویکرد وی می توان به شناخت جامعی از کنش گفتاری در یک قصه دست یافت. با عنایت به اینکه داستان حضرت سلیمان (ع) یکی از قصه های اندرزمحور و پندآموز قرآن است و به مقتضای شرایطی که حضرت در آن قرار گرفته و علم آگاهی از زبان حیوانات و ارتباط با آن ها، عنصر زبان و سخن گفتن جایگاه والایی در این داستان دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، داستان حضرت سلیمان (ع) را براساس کنش گفتاری جان سرل مورد تحقیق و بررسی قرار داده و به کاوش عناصر گفتاری حضرت در گفتگو با قوم خود و ملکه سبا؛ جهت رساندن پیام الهی و هدایت آنان به راه مستقیم با مدد جستن از عنصر گفتگو پرداخته است. نتایج حاصله از تحقیق گویای آن است که گوینده اصلی داستان خداوند می باشد و کنشگر محوری داستان حضرت سلیمان (ع) است که از دیدگاه منِ شخصی ایفای نقش می کند و گفتمان منسجمی با کاربست عنصر زبان و گفتار در داستان برقرار می سازد و از آنجایی که بن مایه اصلی داستان بر هدایتگری استوار است لذا؛ کاربست کنش اظهاری و ترغیبی بیش از دیگر کنش ها به چشم می خورد.
۷.
اصطلاح جادوی مجاورت به توازن های صوتی و آهنگین در زبان اشاره می کند که نخستین بار توسط شفیعی کدکنی مطرح شد.در قرآن کریم، تکرار صداها و تشابهات کلامی، نقش های معنایی عمیقی ایفا می کنند. چیدمان و هم نشینی کلمات در متن قرآن، به گونه ای طراحی شده است که این هم نشینی، علاوه بر ایجاد لحنی موزون، در انتقال مفهوم نیز بسیار مؤثر است که می توان از آن به عنوان هماهنگی آوایی یاد کرد.کاربرد هم نشینی و هم آوایی در قرآن این امکان را میسر نموده تا مفهوم موردنظر با قوَت بیشتری به مخاطب القاء شود و به واسطه موسیقی پنهان قدرت جذب پیام نهفته در متن را افزایش می دهدآیات قرآن کریم یک ساختار ریتمیک و موسیقایی دارد که با بکاربستن بهترین و گیراترین شیوه ها به انتقال پیام و محتوای دینی دست یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوه های ایجاد جادوی مجاورت در سوره مریم می باشد که با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است.یافته های این پژوهش نشان می دهد که در سوره مریم جادوی مجاورت بیشتر در زیرمجموعه توازن آوایی نمود یافته است.هماهنگی و موسیقی در فواصل میان واژگان غالباً با استفاده از حرف الف در انتهای کلمات، فضایی آهنگین و تأثیرگذار ایجاد کرده است. در این سوره، تکرار و جناس تام به ندرت به کار رفته و جناس ناقص افزایشی و اختلافی از جمله فنون به کاررفته در ایجاد همگونی ناقص میان واژگان است. تکرار ساختار کلمات، دلالت بر ریتم و پیوند میان اجزای گوناگون آیات دارد و فن جانشین سازی نقش ها، اغلب به صورت کاربرد مترادف ها صورت گرفته است.
۸.
از جمله وجوه زیبایی شناختی قرآن کریم که ذیل بحث اعجاز ادبی و بلاغی قرآن مورد بحث قرار می گیرد، جایگاه اصوات در تداعی مفهومی خاص در الفاظ و به تبع آن معنابخشی به واژگان است. گرچه این نقش آفرینی را در سراسر قرآن می توان دنبال کرد، به جهت وجود سرشار مباحث بلاغیِ مبتنی بر آواها در بستر داستان های منقول در سوره کهف، این پژوهش به بررسی ابعاد آوایی آیات سوره کهف پرداخته و بر آن است تا به بررسی جنبه های تناسب حروف، اصوات، الفاظ و معانی آن ها و نیز ارتباط جملات با یکدیگر بپردازد و اشاراتی به صفات حروف، چه در واژگان متضادّ مانند جهر و همس، تفخیم و ترقیق و چه در صفات اختصاصی غیر متّضاد مانند صفیر، تفشّی و غنّه بنماید. همه ی این موارد در سوره ی کهف، به مناسبت های مختلف با دلالت بر معنا و نیز نشانه هایی از اصوات کوتاه و بلند آمده است و ارتباط آن ها در تکرار صداها و الفاظ تجسّم یافته است. پژوهش پیش رو با روش توصیفی تحلیلی کوشیده است تا آواشناسی الفاظ و ارتباط معنایی آن با یکدیگر در سوره کهف را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین اصوات و دلالت ظاهری آن و معنا به شکل عام و در سوره کهف به شکل خاص، ارتباطی معنایی وجود دارد به گونه ای که آواها و الفاظ در خدمت بیان مفاهیمی همچون خشم، تکبر، تساهل و مانند آن هستند و در سراسر این سوره، اصوات، میل بیشتری به آشکار شدن تا اخفاء دارند.
۹.
شناخت دقیق روش های تفسیری مفسران در سطح ادبی، به فهم عمیق تر از معانی و مفاهیم قرآن و همچنین ارزیابی کیفیت تفاسیر کمک شایانی می کند. در مطالعات تفسیری، علی رغم توجه روزافزون به روش شناسی، هنوز هم روش شناسی جامعی برای تحلیل سطح ادبی تفاسیر ارائه نشده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک الگوی جامع و روشمند برای کشف روش تفسیری مفسران در سطح ادبی انجام شده است. این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، به دنبال ارائه شاخص ها و طبقه بندی آن ها برای روش شناسی تفاسیر است. هدف اصلی، یافتن معیارهایی است که بر اساس آن ها بتوان سطح ادبی و کیفیت تفاسیر ادبی را ارزیابی کرد. در این راستا، عناصر ادبی(فرم های لفظی و معنایی) مختلف در سطح های خرد و کلان شناسایی و طبقه بندی شده اند. در سطح خرد از علوم بلاغت و در سطح کلان از علوم ادبی معاصر مانند سبک شناسی، روایت شناسی، نظریات نقد متن و نگاه ساختارگرایانه بهره گرفته شده است.
۱۰.
تحلیل گفتمان انتقادی الگویی جدیدی در حوزه نقد و شاخه ای از زبانشناسی با رویکرد اجتماعی است که در پی کشف سایه ها ولایه های پنهان معنا است. نظریه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف برای کشف فکر و ایدئولوژی های مخفی متن آن را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مورد بررسی قرار می دهد. داستان حضرت آدم (ع) به عنوان اولین داستان و تجربه زندگی بشر است که مهم ترین اصول، رفتار و کرداری را که انسان باید در طول زندگی سرلوحه رفتار خویش در تعامل با خود، دیگری، خداوند و دشمن سازد، بیان می دارد تا انسان با این ایدئولوژی و مکانیسم بتواند سعادت و رستگاری خویشتن را رقم زند. نگارندگان در جستار حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای نظریه نورمن فرکلاف، داستان حضرت آدم (ع) را مورد واکاوی قرار داده اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که در سطح توصیف، خداوند در این داستان با استفاده از شگردهای مختلف زبانی چون ترادف، تضاد، تکرار، تأکید، استعاره، مجاز و غیره درصدد آگاهی بخشی هرچه بیشتر به انسانها برای تمسک به برنامه الهی و طبیعی جلوه دادن این امر است. در سطح تفسیر به زمان، مکان، وقوع حوادث و عاطفه هر یک از شخصیت ها اشاره می فرماید و نشان می دهد که آنان نسبت به هر موقعیتی، چه واکنشی انجام داده اند. در سطح تبیین نیز کشمکش هر یک از شخصیت های داستان و نتیجه آن کشمکش را بیان می دارد که سرانجام به هبوط حضرت آدم (ع) و فرزندانش به سوی زمین و خروج آنها از بهشت انجامید
۱۱.
یکی از علومی که امروزه رو به رشد است و به شدت مورد توجه اندیشمندان سراسر جهان مورد توحه قرار گرفته است روایت شناسی است، و علت آن فهم دقیق کلام و روایت فرد از طریق این الگو ها است. در این میان معجزه الهی کلام الله مجید قرآن کریم، مشتمل بر روایات است و با روایت شناسی می توان فهم دقیق تری از آن داشت. مسئله ای که مطرح می-شود ابتدا این است که آیا قرآن کریم هدف خود را از روایت به بهترین نحو بیان داشته است؟ و سپس فهم هر چه دقیق تر این روایات برای هدایت هر چه بیش تر انسان است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی ابتدا به تبیین الگوی ساختاری تزوتان تودوروف پرداخته است، سپس آیات مربوط به داستان حضرت هود (ع) را ذکر و آنها را بررسی کرده است. اکثر آیات مذکور با وجه غیر اخباری خواستی و الزامی تبیین شدند که نشان از استحکام محکم قوانین الهی است و مواردی هم که با وجه غیر اخباری فرضی پیش بین، آمدند همه در بین تأکیدات فراوان هستند که همچنان به منزله تأکید عدم توانایی تخطی از فرامین الهی است. بنابراین آیات به بهترین ساختار روایی ممکن هدف نزول خود را محقق ساختند و این قدر لزوم التزام به الزامات الهی را لازم معرفی کردند که هر خواننده ای ملزم به پیروی از آن می شود.
۱۲.
فهم و خوانش قرآن کریم فرایندی است که فرد را به معنای قرآن میرساند و بعد از آن، فرایند تدبر، شرح و... انجام میشود. به جهت اهمیتی که امروزه به مباحث فهمی داده میشود، این پژوهش در طراحی روشهای فهم قرآن، یکی از بایستههای قرآنشناسی است. یکی از روشهای مفید و کاربردی در فهم، خوانش بینامتنی است؛ این سبک از خوانش با آنچه تفسیر قرآن به قرآن نامیده میشود نیز از این زاویه بسیار مرتبط است؛ بنابراین، پژوهش حاضر که در جهت ارائه مدلی خوانشی، حرکت میکند، میکوشد تا به روش توصیفیـ تحلیلی در ابتدا، ارجاعات درون متنی آیات در هر رکوع سوره مؤمنون را شناسایی و سپس به خوانش بینامتنی رکوعات در این سوره، بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که آیات سوره مؤمنون از نظر ساختاری و معنایی به یکدیگر ارجاع داده شدهاند و زمینه خوانش بینامتنی را فراهم میکنند. یکی از ارتباطهای بینامتنی سوره مؤمنون، ارتباط درونرکوعی و برونرکوعی آن است. سوره مؤمنون دارای شش رکوع است؛ علاوه بر ارتباط میان آیات در هر رکوع، هریک از رکوعات این سوره نیز از لحاظ لفظی و معنایی با یکدیگر در ارتباط است؛ رکوع اول با دوم، دوم با سوم، سوم با چهارم، چهارم با پنجم، پنجم با ششم؛ همچنین رکوع اول و آخر نیز از ارتباط منسجمی برخوردار است. توجه به این پدیده نهتنها در فهم و خوانش این سوره، بلکه در فهم قرآن نیز بسیار راهگشا است؛ همچنین میتواند انسجام متنی این سوره را نیز به خوبی نمایان سازد.