ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۲۱ تا ۳٬۷۴۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۳۷۲۱.

تبیین روان شناختی سیادت کودک در هفت سال اول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
دوران کودکی که در آموزه ها ی اسلامی دوره سیادت و سروری نامیده شده است مرحله ای طلایی در زندگی فرزندان خردسال محسوب می شود. در این سال ها خانواده می تواند سیستمی از ارزش ها و اخلاقیات اسلامی را در نهاد و وجود فرزندان خود بکارد. باتوجه به اهمیت این دوره مهم نوشتار حاضر تبیین روان شناختی سیادت کودک در هفت سال اول را از دیدگاه پیامبر (ص)، ائمه (ع)، علمای مسلمان و روان شناسان به روش توصیفی-تحلیلی بررسی می کند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که دوره سیادت ویژگی های خاص و دقیقی دارد که باید به آن بسیار توجه کرد و کودک در این دوره سنی، نیازهای اساسی و حساس بسیاری دارد که باید برطرف و تأمین شود تا ازنظر روانی سالم بماند و تربیت و پرورش وى از مسیر صحیح و مستقیم خود منحرف نشود. نیاز به آزادی، بازی، محبت، احترام و تکریم، استقلال، امنیت، تجارب جدید و ارضای حس کنجکاوی و تشویق از نیازهای مهم و حساس این مرحله است. 
۳۷۲۲.

النقد البيئيّ في شعر أمل دنقل، دراسة إيكولوجيّة في دواوين "البكاء بين يدي زرقاء اليمامة" و"تعليق علی ما حدث" و"العهد الآتي"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
الهدف والمقدمه: لقد شهدت الدراسات الأدبیّه فی العقود الأخیره تطوّراً ملحوظاً فی تحلیل العلاقه بین الأدب والبیئه، حیث برز فیها مفهوم النقد البیئیّ کأحد المجالات البحثیّه الّتی تسعى إلى استکشاف کیفیّه تمثیل البیئه فی النصوص الأدبیّه وتأثیرها على الوعی البیئیّ. إنّ الاهتمام بالبیئه لیس مجرّد قضیّه علمیّه أو اجتماعیّه، بل تمتدّ حدودها إلى حقول إبداعیّه تضمّ الأدب، ولا سیّما الشعر الّذی یساهم فی تعزیز الوعی البیئیّ وتقدیم رؤى جدیده حول الطبیعه ومکانه الإنسان فیها. إنّ الشعر الحدیث، بما یمتلکه من طابع وجدانیّ وخیالیّ، یُعدّ وسیله فعّاله لنقل المشاعر والأفکار المتعلّقه بالبیئه، سواء عبر الاحتفاء بجمالها أو التحذیر من المخاطر الّتی تهدّدها بسبب التطوّر الصناعیّ والاستهلاک المفرط. یحتلّ النقد البیئیّ مکانه بارزه فی الشعر العربیّ المعاصر ویحظی بقدره فریده على إثاره المشاعر وتحفیز الخیال لتشکیل الوعی البیئیّ وتعزیز المسؤولیه تجاه البیئه. أمل دنقل شاعر مصریّ معاصر یتمیّز شعره بالطابع النقدیّ والصوت المتمرّد ضدّ الواقع المریر، حیث کان یعبّر فی شعره عن رفضه للأوضاع السیاسیّه والاجتماعیّه بقوّه وعنفوان. یفیض شعره بالمعاناه والمأساه والدعوه إلى الثوره والتغییر، سواء کانت على المستوى الشخصی أو الجماعی. عکس شعره شعوراً قویاً بالألم ومعاناه المجتمع، والصراعات النفسیه، والهواجس الاجتماعیه الّتی یواجهها الإنسان المعاصر أو الظروف الاجتماعیّه الّتی کان یمرّ بها المجتمع العربیّ فی تلک الفتره. یُعتبر شعر أمل دنقل ساحه ملیئه بالعواطف، والرمزیّه، والخیال، ممّا یتیح له تقدیم رؤى متنوّعه حول القضایا الاجتماعیّه والإنسانیّه، إضافه إلى أنّه یسهم فی بناء وعی بیئیّ یسلّط الضوء على البیئه الطبیعیّه والاصطناعیّه لمجتمعه. تعود أهمیّه اختیار شعر أمل دنقل کنموذج أدبیّ فی بروز القضایا البیئیّه إلی مدی اهتمامه بأبعاد السیاسه البیئیه ودعوته المتتالیه إلى حمایه الطبیعه کأداه لنقد وتحلیل التفاعلات الإنسانیّه مع البیئه، ودوره الفاعل فی نشر الوعی البیئی وتحفیز المجتمع على حمایه موارده الطبیعیّه. یشیر الشاعر فی العدید من أشعاره وخاصّه فی دواوین ("البکاء بین یدی زرقاء الیمامه" و"تعلیق علی ما حدث" و"العهد الآتی") إلی أهمیّه استخدام البیئه بشکل إیجابیّ وصحیح، والابتعاد عن استغلالها المفرط. هنا لا یقتصر أمل دنقل على نقد الإنسان فقط، بل یعرض صراعاً داخلیّاً بینه وبین مجتمعه، خاصه عندما یتوجه إلى نقد أولئک الّذین یفرطون فی استغلال الطبیعه، مثل قطع الأشجار والمخاوف الّتی قد تشعر بها الطیور، ممّا یؤدی إلى تدمیر البیئه والتسبّب فی الأضرار البیئیّه. من ثمّ تهدف هذه الدراسه إلى تحلیل الاتجاهات التعبیریه الّتی یعتمدها أمل دنقل فی شعره لحمایه البیئه، ودورها فی تکوین النقد البیئی ضمن أعماله الأدبیه وکذلک تستهدف استکشاف الدلالات والمعانی الّتی یسعى الشاعر إلى إیصالها من خلال توجهاته البیئیّه. المنهجیه: تعتمد هذه الدراسه على المنهج الوصفیّ - التحلیلیّ للکشف عن حضور النقد البیئیّ فی شعر أمل دنقل، مرکّزه علی دواوینه الثلاثه ("البکاء بین یدی زرقاء الیمامه" و"تعلیق علی ما حدث" و"العهد الآتی") وتحلیل النصوص المختاره فیها. هنا سیتمّ الترکیز على استخراج المؤشرات البیئیّه والاستعارات المستخدمه فی تصویر العلاقه بین الإنسان والطبیعه، بالإضافه إلى رصد توجّهات الشاعر فی التعبیر عن القضایا البیئیّه ضمن سیاقاته الشعریه المختلفه. ترتکز الدراسه على هذا المنهج فی استقصاء الأبعاد البیئیّه فی شعر أمل دنقل وتحلیل الصور الفنیّه والرموز والدلالات الّتی تسهم فی تشکیل رؤیته البیئیّه. المستجدات: یتّضح من خلال دراسه شعر أمل دنقل أنّ الطبیعه لم تکن مجرّد عنصر جمالیّ فی نصوصه، بل کانت حاضره ونشیطه بوصفها فضاءً نقدیاً یعکس رؤیته العمیقه للعلاقه بین الإنسان والبیئه. لقد استخدم الشاعر فی هذا المجال أسالیب تعبیریه متنوّعه، من الرمزیه إلى الاستعارات الطبیعیّه لیکشف عن الأثر السلبیّ لاستغلال الإنسان للطبیعه ویؤکّد على أهمیه الحفاظ علیها، کما أن نقده البیئیّ لم یقتصر على تصویر الدمار البیئیّ، بل یشمل أیضاً تحلیل الأبعاد الإنسانیّه وغیر الإنسانیّه الّتی تساهم فی تشکیل الأزمات البیئیه. تتجلّى رؤیته البیئیّه فی ثلاثه محاور رئیسیه وهی سیطره الإنسان على البیئه، والخصائص الإنسانیّه والخصائص اللاإنسانیه الّتی یمکن العکوف علی جمیعها فی حنایا عرض التفاعل بین الإنسان والبیئه. البحث والنتائج: تعکس سیطره الإنسان على البیئه فی شعر أمل دنقل انحیازه الواضح إلى عناصر البیئه والدفاع عن حقوقها. یظهر هذا التفاعل بشکل جلیّ فی العدید من قصائده ویصل إلى درجه یولی فیها الشاعر حیاه عناصر الطبیعه، مثل الشجره، أهمیّه تفوق أهمیّه حیاه الإنسان نفسه. یقدّم الشاعر فی تصویره لسیطره الإنسان على الطبیعه صوره بارده وقاسیه من النظم البیئیه الحضریّه الحدیثه التی تتّسم بالآلیه والمادیه؛ فیبتعد عن هذه الصوره المرعبه لیمیل إلى استخدام صور واقعیه وبیئیّه تمثل الطبیعه فی حالاتها الملموسه والمفهومه. قد تزداد سعه هیمنه الشاعر على الطبیعه فی شعر أمل دنقل لتشمل الأبعاد العامّه للبیئه مثل الأرض الّتی یقوم الشاعر بخلطها بالجوانب الأنثویّه. إنّ تدهور ظروف الأرض لا یُفهم فقط من خلال الصور الجنسیّه الّتی یقدّمها الشاعر، بل یُستشعر أیضاً من خلال تفاعل الأرض مع أبعادها الجزئیه الّتی تقوم على التدخّل البشریّ. قد یخرج الشاعر بالإنسان من مظهره الإنسانیّ ویُلبسه الملابس البیئیّه لیهدی انتباه القارئ بطریقه متنوّعه إلی تعزیز الفکره البیئیّه، حیث تبرز فیها المعاناه البشریّه والحیوانیّه بسبب التفاعلات السلبیّه مع البیئه وتؤدّی إلی جعل القارئ یتأمّل فی العلاقات المعقدّه بین الإنسان والطبیعه. قد یستخدم الشاعر الخصائص الإنسانیه للطبیعه لیمنح لها الحیویّه ویؤکد على أنّ الطبیعه کیان نابض بالحیاه یتأثّر بالإنسان ویؤثّر علیه فی الوقت ذاته.
۳۷۲۳.

A Study of Sources of the Theology of Fourth Gospel(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۷۷
Among the four Gospels, the Gospel of John has a unique theology that distinguishes it from the rest of the Gospels. In this Gospel, unlike the synoptic Gospels, the divinity of Christ as the divine Logos is emphasized. Various opinions have been expressed about the source and main origin of the theology of the Gospel of John. Some consider it to be influenced by extra-religious schools such as Greek philosophy, and some consider it to be derived from reliable Hebrew sources, especially the Old Testament. This article, by reviewing different opinions and using historical and theological evidence, has determined the source of this theology as much as possible. The results obtained show that the theology of the Fourth Gospel is influenced by the foundations of Middle Platonic philosophy and Gnostic teachings. Of course, the degree of this influence is not the same, and this Gospel is most influenced by the mystical and Gnostic schools.
۳۷۲۴.

بروندادشناسی ضعف باور به ربوبیت تشریعی در رویکرد فرهنگی مکتب خلفا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۹۲
این پژوهه با هدف بازنمود نقش ضعف باور به ربوبیت تشریعی در عرصه فرهنگی سامان یافته است. این مقاله با روش «توصیفی تحلیلی» و برحسب دستاورد یا نتیجه تحقیق، از نوع «توسعه ای کاربردی» و از لحاظ هدف تحقیق، از نوع «اکتشافی» و به لحاظ نوع داده های مورد استفاده، «کیفی» است. همچنین روش این تحقیق به علت استفاده از چهارچوب نظری، «منطقی» است. ازاین رو در مطالعه، دسته بندی گزارش ها و تحلیل تاریخ، از راهبرد «قیاسی» استفاده کرده است. بدین روی با رویکرد «تاریخی کلامی» و «روان شناسی اجتماعی»، برای گزینش چهارچوب نظری مناسب است و از تعامل دو علم همگون (کلام و روان شناسی) با تحقیقاتِ تاریخی بهره برده است. نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان می دهد که «محوریت ارزش های مادی در هنجارسازی فرهنگی»، «تداوم رفتارهای اجتماعی جاهلی»، «عدم مرجعیت قرآن و سنت نبوی در کنشگری فرهنگی» و «به رسمیت شناختن ضدفرهنگ ها در جامعه» از جمله موارد مهم در بروندادشناسی ضعف باور به ربوبیت تشریعی در رویکرد فرهنگی خلفا به شمار می رود.
۳۷۲۵.

رهیافتی تاریخی به عبارت «حائک بن حائک» در خطبه 19 نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
واژه حائک در خطبه 19 نهج البلاغه خطاب به اشعث بن قیس به کار رفته است. این واژه از نظر لغوی دربردارنده معانی مختلفی از جمله ضمیمه کردن چیزی به چیز دیگر، بافندگی پارچه، راه رفتن با تکبر و ناز و معنای مجازی جمله سازی و شعر گفتن است. شارحان نهج البلاغه در گزینش و تطبیق این معانی بر اشعث بن قیس دیدگاههای مختلفی ارائه کرده اند که برخی از آنها با واقعیت تاریخی و برخی دیگر با کلام و سیره حضرت علی (ع) مطابقت ندارد. این مقاله ضمن بررسی معانی مختلف واژه حائک به نقد و بررسی دیدگاه های شارحان نهج البلاغه در عبارت «حائک بن حائک» می پردازد و تلاش می کند تا بر اساس سیاق خطبه و مستندات تاریخی موجود، معنای صحیح آن را مشخص سازد. نتایج این مقاله نشان می دهد که از بین چهار معنای بافنده بودن اشعث، نقصان عقل و قلت استعداد، راه رفتن با تکبر و ناز و کذاب بودن وی، صرفا معنای اخیر به دلیل سازگاری با شرایط صدور خطبه و سیاق آن، صحیح به نظر می رسد. دیگر معانی ذکر شده به دلایلی همچون نبود شواهد تاریخی مشخص و صحیح نبودن پیش فرض بافنده بودن اشعث، قابلیت استناد ندارند.
۳۷۲۶.

ارزیابی میزان توجیه پذیری نظریه های رسانه بر اساس الگوی گفتمان قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۵۱
با توجه به اقتضائات عصری رسانه علت ایجاد برخی از تحولات تاریخی و اجتماعی است و تا جایی پیش می رود که در صورت بندی های فرهنگی از عناصر کلیدی به شمار می آید. ازاین رو ارزیابی نظریه های رسانه بر اساس الگوی قرآنی می تواند به فهم درست این تحولات و ارزش گذاری این نظریات کمک نماید. برای نیل به نتیجه در بررسی این نظریات از رویکرد معرفت شناسانه بهره برده می شود. درواقع در این پژوهش ما بر آن شدیم تا بازخوانی برخی از نظریات حوزه رسانه و ارتباطات به ارزیابی این نظریات از حیث صدق و توجیه معرفت شناسانه بپردازیم. اساس این ارزیابی الگوی گفتمان قرآنی در باب رسانه و عنایت به قرآن به مثابه رسانه است. از میان نظرات صدق و توجیه، انطباق گرایی، کارکردگرایی و انسجام گرایی در این نوشتار مورد ارزیابی قرار گرفت و این نتیجه حاصل آمد که از میان هشت نظریه موردبررسی در این نوشتار نظریات مارشال مک لوهان، برجسته سازی و کاشت، دارای انطباق هستند و نظریاتی هستند که می توانند در گفتمان قرآنی کارکرد داشته باشند و قادر هستند در کنار یکدیگر باورهای منسجمی را توجیه نمایند. درحالی که نظریه تزریقی، مارپیچ سکوت، استفاده و رضامندی، اقتدارگرا و نیز رمزگشایی و دریافت، در سه حوزه انطباق گرایی، کارکردگرایی و انسجام گرایی در گفتمان قرآنی پذیرفته نیستند و محل اشکال می باشند.
۳۷۲۷.

یادداشت های لغوی و ادبی (3): «به دوری عیسی از پیوندِ ایشا» (مروری بر نظرات شارحان ومحققان درباره بیتی از خاقانی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۶۰
در یادداشت حاضر به بحث، نقد و تکمیل نظرات مطرح شده درباره بیتی از قصیده ترسائیه خاقانی می پردازم؛ یعنی بیت «به پاکی مریم از تزویج یوسف / به دوری عیسی از پیوند ایشا/اشیا/عیشا». آخرین واژه بیت در نسخه ها عموماً به صورت «عیشا» و «اشیا» ضبط شده، و شارحان نیز در توضیح آن اختلاف کرده اند. بنده ضمن تایید دلایل اکبر حیدریان و سید جواد مرتضایی (1396)، استدلال می کنم که هر دو ضبط «عیشا» و «اشیا»، صورت هایی محرَّف و مصحَّف از «ایشا» بوده، و تفسیر و شرح بسیاری از شارحان و محققان نیز برای هر دو ضبط از قبیل «تعلقات دنیوی»، «رَحِم»، «علقه» (ترکیب منی و خون در رحم)، «صورت مبدل از ایشوع یا یشوع به معنای شبه عیسی که بر دار شد» و «نام زنی که مسیح (ع) را به ارتباط با او متهم می کرده اند»، مستند یا مستدل نیست. همچنین نشان می دهم که کهن ترین شواهد ضبط «عیشا» متعلق به قرن نهم ق. بوده و لغت نامه های فارسی پدیدآمده در شبه قاره هند نقش بسیاری در اشاعه و ترویج این ضبط داشته اند. در قدم بعد، با بررسی شروح و فرهنگ نامه های تألیف شده در هند استدلال می کنم که «عیشا» در فرهنگ ها، لغتی ساختگی و به نظر بنده حاصل تحریف ضبط اصیل «ایشا» است. سپس بحث می کنم که در میان نظرات طرح شده درمورد این لغت، نظر حیدریان و مرتضایی (1396) مبتنی بر شواهد و استدلالات قانع کننده ایست که ایشا را نام پدر داود (ع) و برپایه شجره نامه های مذکور در انجیل لوقا،جدّ یوسف نجار می دانند. در تفسیر آنان از بیت، خاقانی در مصراع اول بیت، مریم (ع) را از هم بستری با یوسف نجار - و در نتیجه، عیسی (ع) را از داشتن رابطه بنوت با یوسف- بری می داند و در مصراع دوم، در ادامه همان مطلب مصراع اول، نافیِ وجود پیوند نَسَبی بین مسیح (ع) و ایشا  - پدر داود (ع) و جدّ یوسف نجار- می شود (یعنی همان رابطه نسبی که در انجیل ها آمده است)؛ به عبارت دیگر، نفی نسب بنوت بین عیسی و یوسف نجار متضمن نفی وجود ارتباط نسبی بین عیسی و «ایشا» یا پدر داود خواهد بود).  نظر حیدریان و مرتضایی به رغم اینکه از همه آراء طرح شده در باب این بیت، مستدل تر و مستندتر بوده، اما به دلیل آشفتگی و اطناب ممل در بیان مطلب، موردتوجه اهل فن قرار نگرفته است. در نهایت، ضمن محتمل دانستن نظر حیدریان و مرتضایی، بنده نیز به عنوان امکانی دیگر برای تفسیر بیت، پیشنهاد می کنم که «ایشا» شاید برگردانی باشد از لغت «אִשָּׁה» (ʔiššā) در عبری توراتی، در معنای زن (و خاصه همسر و جفت). بدین ترتیب، معنای محصلِ مصراع می شود «سوگند به برائت عیسی (ع) از پیوند با هر زن و جفت».  
۳۷۲۸.

واکاوی مؤلفه های معنایی در ماده ثلاثی «ولی» با رویکرد ریشه شناسی در زبان های سامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
ماده ثلاثی «ولی» یکی از پرکاربردترین ماده های لغوی به کار رفته در قرآن کریم است. از این ماده ساخت های متنوع اسمی و فعلی پدید آمده و برخی از واژگان و مفاهیم ساخت یافته از آن چون «ولیّ»، در ادبیات قرآنی محل مناقشات فراوانی شده است. یکی از دلائل این مسئله آن است که گرچه لغت شناسان و مفسران مسلمان برای این ماده مؤلفه های معنایی گوناگونی برشمرده اند، اما از دستیابی به معنای محوری در این ریشه بازمانده و نتوانسته اند میان تمام معانی این ماده ارتباط برقرار نمایند. در این پژوهش با کاربست روش ریشه شناسی و معناشناسی تاریخی تلاش شده تا ضمن بررسی نظائر ماده ولی در زبان های سامی، منشأ کهن آفروآسیایی آن شناسایی و سیر تحول لفظی و معنایی این ماده از ابتدا تا کنون مشخص گردد. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد، واژه مورد نظر در بُن ثنایی «لَی» ریشه دارد که در زبان های سامی به صورت «لوی» و در عربی نیز با صورت «ولی» ادامه حیات داده است. این ریشه در زبان عربی به معنای «با علاقه و محبت همراهی کردن» است که در آن تکیه اصلی معنایی بر همراهی و متابعت بوده و دوستی به عنوان مؤلفه معنایی ثانوی به آن افزوده شده است. توجه به مؤلفه های معنایی مذکور که در کاربردهای گوناگون ریشه ولی در سطوح گوناگون روابط خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و روابط انسان و خداوند در قرآن کریم قابل پی جویی است، کلید حل بسیاری از مناقشات علمی پیرامون ماده مورد نظر است.
۳۷۲۹.

تبیین دیدگاه علامه سید محمدحسین فضل الله در کاربست روش استیحایی در تفسیر من وحی القرآن (مطالعه موردی سوره جمعه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
این نوشتار با هدف تبیین روش استیحایی در تفسیر قرآن تدوین شده است.این روش نو ظهورعلامه فضل الله در تفسیر من وحی القرآن است.عبارت:«کیف نستوحی بعض...» و واژه: «استیحاء »و «استلهام» در متن این تفسیر تکرار شده است .استیحاء به معنای الهام گرفتن از آیات و ایده پرداری است و روش استیحایی در تفسیر یک آیه عبارت است از دستیابی به جهان های دیگر. فضل الله در روش تفسیریش معتقد است که قرآن رسالتی پویا دارد که آن را به کتابی همیشگی برای زندگی بشر تبدیل نموده است؛ او بر این باور است که قرآن متنی زنده و جاری است و باید از آن فراعصری الهام گرفته شود. در این نوشتار میزان بهره وری فضل الله از مباحث علوم بلاغی،علوم قرآنی، استناد به روایات و با گرایش اجتماعی- تربیتی در روش استیحائی مورد سنجه قرار گرفت.ارزیابی ها نشان می دهد آن چه فضل الله با روش استیحایی از آیه دریافت نموده است، بیش از این که برآمده از دلالت های موجود در آیات باشد، برآمده از خبرویت وی در دریافت روح آیات قرآن کریم است؛ اگر چه دریافت ها گاه با آنچه از آیه استظهار می شود، فاصله دارد.در این نوشتار صرفا سوره مبارکه جمعه مورد مطالعه قرار گرفته است. سوره جمعه به دلیل اشتمال برمضامین اجتماعی، سیاسی در این نوشتار مورد مطالعه قرار گرفته است.
۳۷۳۰.

کدخدای قاتل: قتل در بیجار 1317 ه .ق، دستگیری متّهمان در کرمانشاه، اعزام آن ها به تهران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۴۸
گردآوری و نشر اوراق پراکنده مربوط به دوره قاجار به ما کمک کرد تا پنجره ای هرچند کوچک را به فضای پشت پرده سیاست دوره قاجار بگشاییم. ماجرا مربوط به قتل جوانی در نیمه دوم سال 1317 ه .ق در کوچه باریکی منتهی به مسجد جامع بیجار به ضرب گلوله است. شخصی که از یک سو به خاندان امیرنظام گروسی و از سوی به دیگر به خاندانی از حاکمان بیجارمربوط است. پیوند خانوادگی به این دو خانواده پس از چند سال به دلیل وفات عروس که دختر امیرنظام گروسی بوده، روابط دو خانواده را تیره کرد؛ چون امیرنظام گروسی معتقد بود حاجی امیرتومان زنش را مسموم کرده است. به مرور اختلافات به درون خانواده کشیده می شود و پسر از پدر تقاضای مهریه مادرش را می نماید، تا اینکه موضوع به محکمه کشیده می شود و آتش اختلاف بین پدر و پسر شعله ورتر شده و در نهایت یکی از کدخدایان بیجار پسر را در نزدیکی منزلش در بیجار به قتل می رساند. باوجودآنکه قاتل بودن کدخدا برای عدلیه در مرکز محرز شده؛ اما بعید است باوجود پیگیری خواهر و همسر مقتول، وی را قصاص کرده باشند. رسیدگی به این ماجرا هزینه قابل توجهی باید روی دست حکومت گذاشته باشد.  
۳۷۳۱.

نقدی بر مقاله «اعتبارسنجی "النساء نواقص العقول" در نهج البلاغه»: چگونه سخنی اصیل از امام علی (ع) را به صحابه منتسب دانستند؟

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۸۳
نوشتار پیش رو بر اساس نقدهایی نگاشته شده است که امین حسین پوری و وحید عابد بر مقاله «اعتبارسنجی "النساء نواقص العقول" در نهج البلاغه» ارائه داده اند؛ این مباحث در هفدهمین نشست از سلسله نشست های شناسه شیعه (16 اسفند 1402 ش) به میزبانی پژوهشکده معارف اهل بیت (ع) قم ارائه شد.  
۳۷۳۲.

جایگاه وجودشناسانه و معرفت شناسانۀ عقل اول نزد کندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۱۹۳
عقل یکی از مباحث مهم در سیر تاریخ فلسفه از ارسطو و شارحان او است که برخی شارحان ارسطو رساله ای درباره آن نگاشته اند. آنچه مسئله عقل را به مسئله ای چالش برانگیز نزد شارحان ارسطو تبدیل کرد نگاه به چیستی خود عقل فعال یا عقل اول به عنوان بخشی از قوه نفس انسان یا مرتبه ای در نظام مراتب موجودات است. بررسی آن می تواند چیستی و جایگاه عقل و وظایف آنرا نیز تبیین کند. پرسش اینست حقیقت «عقل اول» نزد کندی چیست و چه جایگاه وجودشناسانه و معرفت شناسانه ای در اندیشه فلسفی او دارد؟ براین اساس در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی به این یافته ها دست یافتیم که عقل اول همیشه بالفعل است و علت برای معقولات و علت برای عقول ثانی است و مقدم بر همه آنهاست و عقول ثانی سه مرتبه دیگر عقل هستند و این سه مرتبه از مراتب عقل، جزئی از نفس ناطقه هستند، اما درباره جدایی عقل اول از نفس صراحتی در بیان کندی وجود ندارد از حیث معرفت شناسانه، نفسی را که عاقل بالقوه است بالفعل می کند. به این نتیجه دست یافتیم نظریه عقل اول کندی، تلفیقی از نگاه ارسطوئی، افلاطونی و کتاب خیرالمحض است.
۳۷۳۳.

جایگاه انسان در الهیات زیست محیطی اسلام «خلیفه یا عبد»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۶
برداشت الهیاتی «خلیفه الله» بودن انسان در زمین، باور نیرومند و رایجی در میان مسلمانان است. در قرآن کریم واژه «خلیفه» دو بار ذکر شده ولی اصطلاح «خلیفه الله» به کار نرفته است. بررسی منابع تاریخی حاکی از آن است که این اصطلاح در زمان پیامبر اسلام و اصحاب ایشان نیز مقبولیّت و رواج نداشته است. ولی گویا این اصطلاح در دوره خلفای اموی و عباسی، به تدریج، به ویژه در قلمرو، بستر و اندیشه سیاسی-حکومتی، مقبولیّت و محبوبیّت یافت؛ سپس از حوزه سیاسی به حوزه های تفسیری، حدیثی، عرفانی، کلامی و فلسفی وارد شد. به نظر می رسد که نقطه عطف انتقال این اصطلاح از قلمرو سیاست به قلمرو الهیات، در قرن سوم هجری به دست طبری، مفسر، فقیه و مورخ بزرگ روی داد، که برای اولین بار در تفسیر قرآن خود، واژه «خلیفه» در آیه 30 سوره بقره را به معنای جدید «خلیفه الله» تاویل نمود. بعداز طبری، دیدگاه وی را اغلب الهیدانان مسلمان پذیرفته و تکرار کردند. بیشترین کاربرد این اصطلاح در حوزه عرفان و تصوف است. عبارت «خلیفه اللّه» که محصول «الهیات سیاسی» است، معانی متناقضی نیز دارد؛ زیرا معنای اصلی واژه «خلیفه»، جانشینی فرد حاضر به جای شخص غائب است؛ امّا خدای پاینده، حاضر، حاکم و کامل توصیف شده در قرآن کریم، غائب نیست که به جانشینی انسان ضعیف و میرا نیاز داشته باشد. از سوی دیگر، در آیات قرآن و روایات نبوی، انسان «عبدالله» توصیف می شود. آموزه «عبدالله» که متضمّن فروتنی و تواضع است، رابطه بهتری بین انسان و اجزای محیط زیست، تعریف، تبیین و پیشنهاد می نماید، که همان اخلاق فروتنی در مقابل طبیعت است. امّا آموزه بسیار انسان محور «خلیفه الله» رابطه برتری جویی، سیطره و غلبه انسان را بر طبیعت، اثبات می کند، که به تخریب طبیعت می انجامد.
۳۷۳۴.

بررسی انتقادی «نظریه نظام گرا» در مواجهه با علوم انسانی غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۰
هدف این پژوهش معرفی و ارزیابی رویکرد فرهنگستان علوم اسلامی در برابر علوم انسانی غربی است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد اصالت فاعلیت و ولایت دو مبنای مهم ارزیابی برای فرهنگستان است. ازطرفی فرهنگستان برای علوم انسانی غربی چند ویژگی اصلی قائل است. همین ارزیابی به علاوه نگاه تمدنی که این مجموعه دارد، موجب شده است که تمامی رویکردهای موجود نسبت به علوم انسانی غربی را مردود بداند. فرهنگستان در برابر علوم انسانی غربی تنها رویکرد خود، نظریه نظام گرا، را کارآمد تلقی می کند. نتیجه این رویکرد آن است که در مسیر تولید علوم انسانی اسلامی، نمی توان از علوم غربی استفاده کرد و بر فرض آنکه عناصر مثبتی هم در تمدن غرب یافت شود، غیر قابل تجزیه است. رویکرد مذکور، در عین برخورداری از برخی نقاط قوت، دارای نقاط ضعفی است که مهم ترین آن ها عبارت اند از: تکیه بر مبانی باطل، ضعف در نظریه پردازی، تناقض در رویکرد، غلبه نگرش غرب ستیزانه بر نگرش غرب پژوهانه.
۳۷۳۵.

مطالعه تطبیقی ماهیت حقوقی اغما و وضعیت حقوقی شخص مبتلا به آن در مذاهب خمسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۸۱
زمینه و هدف: علی رغم سوابق فقهی آشکار بر لزوم مدیریت وضعیت شخص به اغما رفته، وضعیت وی در قوانین موضوعه، به سکوت برگزار شده و این سکوت اگرچه برابر اصل 167 قانون اساسی باز هم به حاکمیت فقه خواهد رسید؛ اما تشتت آرا و فتاوا در حوزه فقه و پراکندگی و اختلاف نظرات وضعیتی بدتر از سکوت را به حقوق تحمیل کرده است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد ماهیت حقوقی اغما و وضعیت حقوقی شخص مبتلا به آن در مداهب اهل سنت فقه امامیه و حقوق موضوعه ایران، تفاوت چشمگیری با هم دیگر ندارند. ماهیت حقوقی اغما و وضعیت حقوقی شخص مبتلابه آن حجر محسوب می شود یا وضعیت دیگری است که اگرچه در ردیف عوامل حجر نمی گنجد، حداقل در حد وضعیت موقت شخص غایب لازم است مغمی علیه نیز مورد حمایت قانون گذار قرار گیرد. نتیجه: در مذاهب اهل سنت در برخی از مستندات به دلیل عدم شناخت صحیح موضوع، اغما با بیهوشی خلط شده است؛ اما چون هدف آن در کلیت بررسی وضعیت بیهوش گونه مغمی علیه و عدم درک هر دو آن ها مثل شخص خوابیده بوده و در اثر، هیچ کدام باهم تفاوتی ندارند. این بی دقتی که ممکن است به دلیل عدم پیشرفت علم پزشکی در آن زمان بوده باشد، تالی فاسدی ندارد.
۳۷۳۶.

بررسی و نقد ترجمه جمله های مؤکّد با نون تأکید در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۸۳
ترجمه قرآن ، به علّت داشتن ظرایف و دقایق بلاغی و نحوی از حساسیّت بالایی بر خوردار است و معمولاً به عنوان یکی از دشوارترین انواع ترجمه به شمار می رود . ازجمله این ظرافت های بلاغی ، تأکید با نون است که همواره در قالب یک ساختار نحوی ، جهت تأکید مضمون فعل یا جمله می آید و در هر ساختار و اسلوبی بر معنایی خاص دلالت دارد ؛ پرواضح است که مترجم با شناخت چنین پدیده زبانی ، بخشی از چالش های ترجمه قرآن را پشت سر گذاشته و در انتقال معنای دقیق آن – با رعایت اصول بلاغی– دچار لغزش نمی شود . لذا در این جستار به منظور شناخت کارکرد معنایی نون تأکید در قرآن کریم و با روش توصیفی– تحلیلی و رویکرد مقابله ای ، فر آیند ترجمه «نون تأکید» در چهار ترجمه فارسی آقایان الهی قمشه ای، فولادوند ، انصاریان و مکارم شیرازی از سوره اعراف موردنقد و بررسی قرار گرفته است . بر آیند پژوهش نشان داد که در مقوله معادل یابی برای نون تأکید از جهت تعدّد در یک آیه و برخی ظرافت های نحوی ، پیچیدگی هایی وجود دارد که عدم دقّت نظر در آن ترجمه را دچار نارسایی کرده است . مناسب ترین معادل معنایی نون تأکید ثقیله در جمله های مثبت ، قید تأکید «قطعاً» و در جمله های منفی قید «هرگز» است و در میان مترجمان، انصاریان نسبت به سه مترجم دیگر موفق تر عمل کرده است .
۳۷۳۷.

نگاهی گذرا به کتاب «پرستشگاه های ادیان آسمانی در قرآن و حدیث»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
پرستشگاه ها اماکن مقدّس مذهبی و محلّ اجتماع پیروان ادیان هستند. بخش بزرگی از آنچه به امور دینیِ فردی و اجتماعی شخص و اعتقادات و مناسک مذهبی ارتباط پیدا می-کند با این اماکن پیوند خورده است. همچنین بسیاری از پرستشگاه ها مراکز علم و فرهنگ، پایگاه سیاسی و نظامی، محل تبلیغ و اموری از این قبیل نیز بوده اند. در قرآن کریم، با تعابیر گوناگون از پرستشگاه های ادیان اسلام، مسیحیت و یهودیت سخن به میان آمده که گاهی مقصود، پرستشگاه به طور عموم است و احکام و خصوصیات آن، همه ادیان مذکور را شامل می شود، مانند واژه «بیت» و «محراب»؛ گاهی نیز از اماکن مذهبی و معابد هر یک از این ادیان با عناوین خاصّی نظیر بیَع، صومعه، صلوات و مساجد نام برده شده است. روایات اهل بیت علیهم السلام در موضوع پرستشگاه، اغلب در جهت تبیین آیات مرتبط با این موضوع، به ویژه درباره مساجد اسلامی و آداب و احکام آن است. اثر پیشِ رو در اصل، پایان نامه نگارنده در دانشگاه علامه طباطبایی بود و سپس از سوی نشر جهاد دانشگاهی به شکل کتاب، چاپ شد. در نگاشته حاضر، چکیده و گزارشی از این کتاب ارائه می شود. در این کتاب با بهره گیری از قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام و با نگاه تطبیقی به عهد قدیم و جدید، نظر مهم ترین و اصلی ترین منبع و مرجع استنباط احکام الهی یعنی قرآن و حدیث را در موضوع پرستشگاه های ادیان، مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. در این پژوهش ضمن واژه شناسی و مفهوم شناسی مصطلاحات مرتبط، به توصیف پرستشگاه پرداخته و در ذیل برخی از مباحث، دیدگاه های دیگران مطرح کرده است. بررسی های این تحقیق نشان می دهد که قرآن کریم، با یادکرد مثبت از پرستشگاه های ادیان ابراهیمی، هرگونه تعرّض به این اماکن و ممانعت از آن را منع می کند. همچنین ساختن مسجد بر مزار بزرگان دین و انبیای الهی و عبادت و نمازخواندن در جوار مزار ایشان، امری پسندیده به شمار رفته و در طول تاریخ اسلام، این نوع از احترام و بزرگداشت بزرگان و شخصیت های دینی و مذهبی از شعائر الهی به حساب آمده است.
۳۷۳۸.

امکان سنجی سلب حجیت قطع طریقی در اصول فقه شیعه با تأکید بر آرای اصولیان متأخر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۲۲
از دیرباز مسئله حجیت قطع طریقی و وجوب تبعیت از آن، یکی از مباحث مورد اختلاف میان اصولیان بوده است. نوع مبنای اتخاذ شده در حجیت قطع طریقی بر استنباط احکام مسائل فقهی و حقوقی، تأثیر بسزایی دارد. ازاین رو در مقاله حاضر، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی و نقد ادله پنج نظریه مطرح در این حوزه پرداخته ایم. طبق یافته های پژوهش، ادلّه حجیت ذاتی قطع مانند استحاله تحصیل حاصل و تسلسل، با اشکالاتی مواجه است؛ درحالی که شواهد نقلی و فقهی، مانند ظاهر برخی از آیات و روایات، مؤید امکان سلب حجیت قطع طریقی توسط شارع است؛ اگرچه از جانب دیگر نمی توان حجیت قطع را به مثابه ظنون، منوط به دلیل خارجی کرد؛ لکن این امر به معنای حجیت ذاتی قطع نیست؛ توضیح آنکه اگرچه جعل حجیت قطع در اختیار شارع نیست، اما از نظر عقلی، منعی برای سلب حجیت قطع طریقی توسط شارع وجود ندارد، در نتیجه از دیدگاه عقل، وجوب تبعیت از قطع یک حکم تعلیقی است نه تنجیزی. اصولیان متأخر نیز - همچون مرحوم یزدی نجفی - قائل به تفصیل بین سلب و جعل در حجیت قطع طریقی شده اند، به دیگر سخن، در مرحله جعل، قائل به استحاله جعل حجیت شده، ولی سلب حجیت قطع طریقی را ممکن می دانند.
۳۷۳۹.

تقسیم قرآن به 555 واحد موضوعی (رکوع) و کارکردهای آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
«رکوعات قرآنی» از تقسیمات کهن قرآن است که درباره کمیت، علّت، مُقَسِّم و زمان انجام آن اختلاف نظر است. برخی، این تقسیم را ازسوی مفسّران تابعی و برخی، زمان پیدایش آن را سده چهارم هجری و از حوزه فرهنگی خراسان و ازسوی علمای ماوراءالنهر (فرارود) دانسته اند. درباره شمار رکوعات، چهار عدد درخور توجّه است: در رساله «خلاصه الوقوف» منسوب به ابن مهران نیشابوری (د381ق)، قرآن به 553 رکوع و در مصاحف شبه قارّه هند و تفسیر جامع البیان ایجی شیرازی (د905ق) به 556 رکوع تقسیم شده است؛ مشایخ شهر بخارا در طلیعه سده چهارم هجری برای ختم قرآن در نماز تراویح، قرآن را به 540 رکوع تقسیم کرده اند. برپایه مطالعات سده اخیر، قرآن 555 رکوع دارد که به آن «واحدهای موضوعی قرآن» نیز اطلاق می شود. این پژوهش، به روش توصیفی – تحلیلی پس از مطالعه احادیث، تفاسیر و منابع علوم قرآنی بدین نتیجه دست یافته است که در مرحله نزول تدریجی – به جز موارد اندکی - قرآن رکوع به رکوع نازل می شده است و چون پیامبر اکرم از فرصت نماز برای تثبیت آن ها در قلب مردم بهره می بردند و پس از قرائت هریک از آن ها به رکوع می رفتند تا مسلمانانی که نشنیده اند، بشنوند و آن ها که پیش از نماز شنیده اند، به ذهن بسپارند، هر واحد موضوعی، یک «رکوع» نام گرفت. واحدهاى موضوعى هر سوره، کلید مهمّى براى تشخیص محور موضوعى آن سوره و سیاق آیات است. مفسّران، معلّمان، قاریان و حافظان قرآن نیز مى توانند در تدبّر، آموزش، تلاوت و حفظ قرآن از این فصل بندی حکیمانه بهره بگیرند تا تفسیر، تعلیم، قرائت و تلاوت آنان هدفمند و منظّم شود و حُسنِ مَطلع و حُسن خِتام داشته باشد.
۳۷۴۰.

شاخصه ها و گستره های «توحید در اطاعت» بر پایه قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۶۷
مهمترین شاخه های توحید عملی، عبارتند از: «توحید در اطاعت» و «توحید در عبادت». توحید در اطاعت، بدین معناست که منحصراً باید از خدا اطاعت کرد و دیگری جایز نیست از او اطاعت شود، مگر به اذن خدا. لذا، مهمترین تفاوت این دو شاخه از توحید در این است که عبادت خداوند قابل تفویض نیست؛ اما، اطاعت خداوند قابل تفویض است. به عبارت دیگر، اطاعت اوّلاً و بالذات متعلق به خداست و ثانیاً و بالعرض متعلق به کسانی که خداوند اجازه داده است. پژوهش حاضر - که ازسنخ تفسیر موضوعی بوده و با رویکرد تحلیلی و مقارنه ای بین المذاهبی نوشته شده است - بر آنست تا مشخص کند: غیر از خداوند از چه کسانی می توان اطاعت کرد و گستره و شاخصه های اطاعت از آنها چیست؟ براساس برخی نتایج پژوهش: اطاعت از مخلوق در معصیت خالق، نوعی شرک است. مفسّران اهل سنت بر این باورند که اطاعت از رسول صرفاً در حوزه مختص رسالت است؛ امّا، اکثر مفسّران شیعه معتقدند که اطاعت از پیامبر در مطلق امور واجب است. اکثر علمای شیعه معتقدند که «أُولِی اَلْأَمْرِ» مطرح در قرآن، ائمه دوازده گانه شیعه هستند؛ امّا اکثر مفسّران اهل سنت معتقدند که مقصود «زمامداران» یا «علما» هستند. از زمامداران و حتی از فرماندهان منصوب از جانب پیامبر، نباید اطاعت مطلق کرد. اطاعت از علما در معصیت خداوند، نوعی شرک در ربوبیت است. درباره اطاعت از پدر و مادر نیز هرچند احسان به آنها واجب است امّا در شرک و معصیت از آنها هم نباید اطاعت کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان