فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
87 - 100
حوزههای تخصصی:
التغلیب ظاهره لغویه متمیّزه، تلجأ إلیها اللغه بعض الأحیان لاعتبارات متعدده، لا تخرج عن إطار اللغه، أی لا تحمل قیما غیر لغویه، بل تجری ضوابطها حسب القوانین اللغویه. والتغلیب المقصود هو تغلیب المذکر على المؤنث أو التغلیب النحوی الذی یُذیب المؤنث فی المذکر، ویخفیه، حیث لا یُرى منه شیء. ومنهج البحث هو المنهج الوصفی. أما هدف البحث، فهو إثبات أنّ مسأله تغلیب المذکر على المؤنث غیر موجوده فی الخطاب النحوی العربی، ولا تعدو أن تکون من اختراع النحاه الذین تأثّروا بمؤثّرات من خارج اللغه، غافلین عن الصیغه العامه التی یشترک فیها المذکر والمؤنث ولا رجحان لأحدهما على الآخر. ولتحقیق هذا الهدف، تناول البحث بعض العناوین بالدراسه، من قبیل: النحو العربی بین الوصفیه والمعیاریه، والصیغه العامه، والنظره الدونیه للمرأه بما فی ذلک وأد البنات، وقیمومه الرجل على المرأه، والخطاب القرآنی. وقد خرج البحث بنتائج، أهمها: أنّ التغلیب النحوی غیر موجود فی العربیه، بل الموجود هو صیغه عامه یندمج فیها المذکر والمؤنث، وأنّ أهمّ أسباب التغلیب هو الاختصار أو التسهیل أو ما یسمّى بقانون السهوله والیسر الذی نراه متفشّیا فی کثیر من الظواهر اللغویه. وهناک حاجه ملحه لتمحیص الدرس النحوی وتنقیته، مما علق به من علوم غیر لغویه وتغییر نظره النحو العربی من المعیاریه إلى الوصفیه.
آیا تکثرگرایی تسویری نباید سور عام را بپذیرد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸۰)
7 - 31
حوزههای تخصصی:
تکثرگرایی تسویری یعنی تعددی از سورهای وجودی را در توصیف وضعیت وجود شناختی جهان به رسمیت بشناسیم؛ برخاسته از این اندیشه که اشیا به طرق مختلفی هستند و به عبارت دیگر، راه هایِ گوناگونی برای بودن وجود دارد. اما پس از پذیرش تعددی از سورها، پرسشی سرنوشت ساز در برابر تکثرگرایی تسویری مطرح است مبنی بر این که آیا باید سور عام را که همه اشیا، بی توجه به تفاوت وجود شناختی میانشان، در دامنه آن هستند، کنار گذاشت یا نه. استدلال هایی نافذ له این که تکثرگرایی تسویری نباید سور عام را بپذیرد، وجود دارد، ازاین قرار که پذیرش سور عام با شهود مرکزی تکثرگرایی نمی خواند، تکثرگرایی را قالبی همسان با وحدت گرایی می بخشد (آن را آسیب پذیر در خلط وجود با ماهیت می کند)، ناقضِ انگیزه ها در جلب توجه به آن است، مشکلاتی منطقی و متافیزیکی برای آن به بار می آورد، و دشواری هایی ازاین دست. این استدلال ها در این مقاله مطرح و ردّ شده اند. همچنین، از این بحث شده است که آیا تکثرگرایی را باید بر پایه عدم شباهت وجود شناختی میان اشیا استوار دانست یا بر اساس تفاوت وجود شناختی میان آن ها. در این مقاله، تکثرگرایی بر پایه تفاوت وجود شناختی میان اشیا پی گرفته شده است. سرانجام، صورت بندی ای از تکثرگرایی تسویری فراهم آمده است.
ارزیابی معرفت تجربی در اثبات حرکت جوهری و خداباوری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
6 - 28
حوزههای تخصصی:
همگام با تحولات علمی عصر حاضر در تبیین نحوه حدوث طبیعت و اعتقاد به کفایت علل طبیعی در شناخت جهان، چالش های جدیدی برای خداباوری مطرح شده است. در برابر خداناباوری موجود، می توان نشان داد همان طور که حرکت جوهری در صدد بیان حدوث دائمی طبیعت است و صدرالمتألهین به وسیله آن بر فیض دائم الهی و خلق دائمی عالم در هر حدوث استناد می کند، با حرکت رو به عقب در نظام تکاملی که با پدیده هایی همچون مهبانگ مطابقت دارد، می توان ثابت کرد که حرکت جوهری وابسته به تغییر صورت هاست و نیاز طبیعت به علت هستی بخش به سبب فقر وجودی و نیاز دائمی به علت است و علل طبیعی نقشی در خلقت ندارند. بدین ترتیب علوم تجربی و پدیده های نوین مانند تکامل و مهبانگ می تواند مؤیدهایی در تبیین نظام تکاملی جهان ماده یا حرکت جوهری باشد. این تئوری ها هرچند تجربی و تنها شواهدی برای تبیین نحوه حدوث عالم اند، اما با به کارگیری مبانی متافیزیکی علم، می توانند مؤیدی بر حدوث دائمی طبیعت و شکل گیری جهان بر اثر حوادث پی در پی باشند. لذا تأکید بر همبستگی علم و متافیزیک می تواند در تبیین مسئله آغاز جهان و ارتباط آن با خداباوری سودمند باشد؛ همچنین با شناخت محدوده روشی علم و متافیزیک در تبیین جهان، می توان ورود علم در حیطه هستی شناختی را نامعتبر دانست.
تحلیل شبهه تأثیر پذیری قرآن از فرهنگ زمانه از منظر مفسران با تاکید بر موضوع هفت آسمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
78 - 99
حوزههای تخصصی:
شبهه تأثیرپذیری قرآن از اشخاص و فرهنگ زمانه، قدمتی به درازای عصر نزول آن دارد، در پاره ای از آیات قرآن تصریح گردیده که رسول خدا متهم می شد به این که قرآن محصول ارتباط و تعامل وی با افراد خاصی است و نه وحی الهی و آسمانی. وحیانی بودن الفاظ قرآن کریم از یک سو و بهره گیری از مؤلفه های فرهنگ زمانه در بسیاری از آیات آن از سوی دیگر، همچنین طرح این شبهه از سوی محافل روشنفکری به جهت کم ارزش جلوه دادن قرآن کریم از سوی سوم، ضرورت تبیین و تحلیل شبهه تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ عصر نزول را در ابعاد مختلف دوچندان می نماید. مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی انگاره و اقوال مفسران فریقین در باب شبهه یادشده است. در کنار دو دیدگاه اثبات و نفی کلیِ تأثیرپذیری و عدم تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ عصر نزول، می توان از دیدگاه سومی سخن به میان آورد که بر این باور است قرآن، فرهنگ عصر نزول را غربالگری کرد و هر آنچه را در تناسب با آموزه های الهی بود، تأیید و تثبیت کرد و بر آنچه خارج از مدار دین تعریف می شد، خط بطلان کشید یا به تدریج آن را اصلاح نمود. برخی از نتایج پژوهش حاضر عبارت است از: 1. مُستظهَر نبودن ادعای تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه از سوی مفسران اهل سنت به هیچ گونه دلیل عقلی و نقلی؛ 2. عدم صحت ادعای تطبیق آسمان های هفت گانه بر هیئت بطلمیوسی؛ زیرا قرآن هیچ گاه فلک هشتم و نهم هیئت بطلمیوسی را در عِداد آسمان ها به شمار نیاورده است. روش گردآوری داده ها در این پژوهش، کتابخانه ای است. نوشتار حاضر به روش توصیفی، تحلیلی و با استمداد از رهیافت درون دینی به نقد و تحلیل اقوال پاره ای از مفسران مبنی بر تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه مبادرت ورزیده است.کلید واژه ها: فرهنگ زمانه، شبهه تاثیرپذیری، قرآن، هفت آسمان، مفسران فریقین
بازپژوهی فقهی دیه شکستن ترقوه با تکیه بر نقد و پیشنهاد اصلاح ماده 656 ق.م.ا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
20 - 1
حوزههای تخصصی:
حکم شکستگی استخوان ترقوه در فرض درمان همراه با عیب بر اساس ماده 656 ق.م.ا، دیه مقدر است. مطابق با ماده مذکور، هرگاه هردو استخوان ترقوه بشکند و همراه با عیب درمان شود، دیه آن برابر با دیه انسان کامل خواهد بود. و اگر یک استخوان ترقوه بشکند و همراه با عیب درمان شود، دیه آن برابر با نصف دیه کامل انسان خواهد بود. خاستگاه تقنین مذکور، بر اساس یکی از دو دیدگاه موجود در فقه الدیات است. گروهی از فقهای امامیه با دیدگاه دیه مقدر در جنایت مورد بحث موافق نیستند، بلکه بر این عقیده هستند که برای شکستن ترقوه در فرض درمان همراه با عیب باید به حکومت رجوع نمود. با تتبع در آراء هر دو دیدگاه، معلوم می شود؛ قائلین هر یک از دیدگاه های مذکور برای اثبات نظر خود به ادله متفاوتی استناد کرده اند. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی به طرح دیدگاه های موجود درباره مسئله حاضر پرداخته و ضمن ذکر ادله با استفاده از روش تضارب آراء به نقد و بررسی هر یک از دلایل اقدام کرده است. تحقیقات صورت گرفته منتج به نقد بخشی از ماده 656 ق.م.ا شده است؛ زیرا پذیرش دیه مقدر برای شکستگی ترقوه در فرض درمان با عیب با اشکال های متعدد اصولی و فقهی مواجه است، در حالی که رجوع به حکومت برای جنایت مذکور از هرگونه خدشه و نقدی به دور بوده و مختار بسیاری از فقهای امامیه است.
بازخوانی پاسخ های ابن عربی به مسئله شرّ با رویکرد به الهیات معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شر از جمله مسائلی است که الهی دانان جهان بر مبنای دغدغه های الهیاتی خود به طور جدی با آن مواجه شده و به آن پاسخ داده اند. در این میان، الگوهای الهیات های پویشی، گشوده، اعتراض، ضعف خدا، صلیب، مرگ خدا، اگزیستانسی، و فمینیستی نمونه هایی قابل توجه هستند. الهی دان بزرگ عرفانی، ابن عربی، نیز به مسئله شرّ پاسخ هایی گفته است که در این مقاله قصد داریم آنها را با توجه به الگوهای الهیاتی معاصر بازسازی کنیم. برخی از مؤلفه های موجود در پاسخ های بازسازی شده به تفکیک نوع الهیات به طور خلاصه عبارت اند از سریان قدرت مطلق و عدم انحصار آن در خدا و وجود امکان های تعین ناپذیرِ آینده برای انسان ها در الهیات پویشی، عاملیت انسان در جهان و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از پدیده های آن و تبادل یگانه انگارانه بین خدا و انسان در الهیات گشوده، عینیت خدا با جهان و با اسباب خیر و شرّ جهان که مجوز حق اعتراض به خداست در الهیات اعتراض، اعتدال الهی در خصوص خیرات و شرور جهان و دلالت آن بر «بدیع ترین جهان ممکن» دانستن جهان در الهیات ضعف خدا، تحول رنج عیسی از طریق شهید بودن خود و رقیب بودن خدا برای قوم در الهیات صلیب، دلالت تعابیری نظیر «عنقاء مغرب» و «غیب مطلق» بر غیبت خدا و تأکید بر اصل شادی قلبی و باطنی در الهیات مرگ خدا، قابلیت های معناسازی و بازسازی رابطه با خدا در الهیات اگزیستانسی، و تأکید بر دو جنبه لاهوتی و ناسوتی در انسان و کامل تر بودن مشاهده فاعلانه-منفعلانه خدا در زن در الهیات فمینیستی.
واکاوی بلاغت کلام امام موسی کاظم (ع) در بیان مفاهیم معنوی دعای جوشن صغیر
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
31 - 46
حوزههای تخصصی:
دعای جوشن صغیر یکی از گنجینه های ارزشمند به جای مانده از امام موسی بن جعفر علیه السلام است که حاوی مضامین بسیار بلند عرفانی و ادبی است و به لحاظ بلاغی و ادبی کمتر مورد پژوهش قرارگرفته است. آرایه های بلاغی ابزار آراستن کلام و نیکو سخن گفتن است و از آن جایی که این دعا از زبان امام معصوم بیان شده است از نمونه های بارز فصاحت و بلاغت عربی به شمار می رود. واضح است که فهم بهتر سخنان و ادعیه معصومان در گرو آشنایی بیشتر با اسلوب های بلاغی همچون صور بیان است. در پرتو اهمیت مسأله، مقاله حاضر می کوشد که میزان کارکرد عناصر بیانی و بسامد آنها را در مفاهیم ثانویه امام (ع) بسنجد. از این رو، این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی – تحلیلی به بررسی و تحلیل انواع گونه های بیانی، در دعای جوشن صغیر می پردازد. نتایج تحقیق بیانگر این است که انواع صور بیانی شامل: کنایه، مجاز، تشبیه و استعاره در این دعا قابل مشاهده است، از میان این عناصر، صنعت کنایه با 26/32 درصد، بیشتر مورد استفاده گرفته است؛ زیرا این صنعت بهترین ابزار بلاغی است که با دلیل و برهان در راستای اثبات معانی در شکل ها و صورت های مختلف ظاهر می شود و در بیان مفاهیم دشمنی ها، تعدی ها و حسدهای دشمنان که به رحمت الهی شر آنها برطرف شده است به کار می رود. قابل توجه است که کنایه ایما از نوع صفت با بسامد 70 درصد، مجاز لغوی با بسامد 40 درصد، استعاره حسی و مکنیه هرکدام 78/27 درصد و تشبیه مفرد به مفرد و عقلی به حسی هرکدام 25درصد، بیشترین بسامد را داشته اند.
فلسفه ملقب شدن امام علی بن موسی به «رضا» تحلیل سندی و دلالی روایت «رَضِیَ بِهِ الْمُخَالِفُونَ مِنْ أَعْدَائِهِ کَمَا رَضِیَ بِهِ الْمُوَافِقُونَ مِنْ أَوْلِیَائِهِ»
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
55 - 82
حوزههای تخصصی:
روایتِ علّت ملقب شدن علی بن موسی(ع) به لقب «رضا»، که از امام جواد(ع) به ما رسیده است و در منابع اصلی عیون و علل الشرایع شیخ صدوق آمده است، از دیرباز مورد توجه بوده است. اما، در عین حال، ابهام در تحلیل جامع آن و چگونه جلب دوست و دشمن توسط امام(ع)، چالشی است که نیاز به بررسی دقیق دارد. این پژوهش با هدف رفع این چالش، به این پرسش کلیدی می پردازد که حضرت رضا(ع) چگونه رفتار کردند که دوست و دشمن از ایشان راضی بودند و چگونه باعث رضایت و مخالفت شدند؟ این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی سند و این روایت پرداخته و صحت آن را می کند. همچنین، در چرایی ملقب شدن امام هشتم(ع) به «الرضا»، دو تحلیل اصلی (سیاسی و معنوی- اخلاقی) بررسی می شوند. به جست وجوی مأمون عباسی برای کسب مشروعیت از طریق این لقب اشاره دارد، در حالی که از نظر علمی، اخلاقی بر محبوبیت و احترام ناشی از دانش، زهد و سلوک اخلاقی امام(ع) می کند. در نهایت، به این نتیجه می رسد که لقب «الرضا» نمادی از رضایت همه جانبه بوده است که این مقاله سیاسی مأمون را پاسخ می دهد و هم بازتابی از جایگاه رفیع امام میان موافق و مخالف است.
واکاوی ماهیت عبادی یا معاملی صدقه در ماده ۸۰۷ قانون مدنی
منبع:
آموزه های فقه عبادی دوره ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹
35 - 58
حوزههای تخصصی:
صدقه در فقه امامیه همواره کارکردی دوگانه داشته است. از یک سو، به عنوان عملی عبادی با هدف تقرب به خداوند تلقی می شود و از سوی دیگر، در بستر مناسبات اجتماعی، اقتصادی و... آثار حقوقی قابل توجهی از خود نشان می دهد. این دوگانگی مفهومی باعث پدیدآمدن ابهاماتی در تحلیل ساختار دقیق صدقه در نظام حقوقی شده و پرسش هایی را نسبت به ماهیت عقدی یا غیرعقدی بودن آن، امکان رجوع و تأثیر قصد قربت در صحت و لزوم صدقه برانگیخته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای در پی بازخوانی جایگاه صدقه در میان عقود معین حقوقی و تبیین شرایط و آثار آن است. نوآوری مقاله حاضر در تبیین جامع تفاوت ها و تشابهات صدقه با عقودی چون هبه، وقف و ابراء است و با تحلیل روایات و مبانی فقهی، صدقه را به عنوان عقدی مستقل با ساختاری خاص معرفی می کند که اگرچه بر پایه نیت قربت بنا شده است، ولی از ویژگی های الزام آور حقوقی نظیر ایجاب، قبول و لزوم تبعیت می کند. نتیجه آن که صدقه را می توان به مثابه عقدی دارای کارکرد عبادی - حقوقی (مختلط) دانست که در مرز عبادات و معاملات جای می گیرد و نقش مهمی در تنظیم روابط اجتماعی و اقتصادی دارد .
رهیافتی به مفهوم «کفر» در آینه کتاب «الایمان والکفر» کافی
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
101 - 126
حوزههای تخصصی:
گرچه تعاریف فراوانی برای کفر بیان شده است، ولی تفکیک و تبیین دقیق معنای کفر و ارائه تعریفی جامع بر اساس روایات، از نیازهای مطالعاتی است، چه این که «کفر» از واژه های کلیدی است که نقش تعیین کننده ای در سرنوشت فرد و جامعه دارد. کفر در نگاهی کلی، به معنای موضع گیری منفی در قبال دین و آموزه های آن است. شناخت دقیق این اصطلاح، در گرو بررسی مفهوم و کاربرد آن در آیات قرآن و روایات است. این مقاله که به شیوه توصیفی - تحلیلی سامان یافته است به دسته بندی، اعتبارسنجی و تحلیل دلالی و در نهایت، جمع بندی روایات مربوط به تعریف کفر در کتاب «الایمان و الکفر» کافی می پردازد. این جستار تلاش دارد به این پرسش پاسخ گوید که آیا کفر در روایات به معنای ایجابی (کنش منفی فعالانه) است یا به معنای سلبی (عدم واکنش مثبت، بدون لزوماً داشتن واکنش منفی)؟ یافته های پژوهش نشان از آن دارد که «کفر» در کاربرد روایاتِ یادشده بیشتر به کنش منفی فعالانه و آگاهانه در برابر دین، به معنای ترک عمل همراه با استخفاف و به رغم اقرار به درستی آن، عصیان گری و اصرار بر مخالفت با خداوند، ترک عمدی واجبات، تغییر دستورات الهی، انکار ولایت اهل بیت(ع) اشاره دارد. بنابراین، عدم پذیرش دین یا تردید در آموزه های دینی، تا زمانی که موضع گیری فعالانه و آگاهانه ای در برابر آن وجود نداشته باشد، به عنوان کفر محسوب نمی شود.
بررسی حجّیت خبر واحد در موضوعات با تأکید بر دیدگاه حضرت آیت اللّه العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸
41 - 68
حوزههای تخصصی:
حجّیت خبر واحد در موضوعات به عنوان یکی از مباحث پُرثمر و چالش برانگیز در دانش فقه محسوب شده که ثمرات فقهی متعددی بر آن مترتب است. در این زمینه در بین دانشیان فقه و اصول دو دیدگاه کلّی وجود دارد که هر کدام وجوه گوناگونی برای اثبات مدعای خود مطرح می کنند؛ لکن آیت اللّه خامنه ای و بسیاری دیگر از فقها، کلیّه دلایل مطرح شده برای استناد به حجّیت خبر واحد در موضوعات اعم از آیات، روایات و بناء عقلا را قاصر از اثبات مدعا دانسته اند و حجّیّت آن را منکر می شوند.
مقایسه و تحلیل فنا در آراء عرفانی رابعه عَدویّه با نکاح روحانی ترزا آویلایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
249 - 274
حوزههای تخصصی:
وصال الهی، در دو سنّت عرفان اسلامی و مسیحی، از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ به تعبیری دیگر، نهایت سیر و سلوک روحانی، وصال الهی است. این مسئله، در آرای عرفانی رابعه عَدویّه و ترزا آویلایی، نمود بسیاری داشته است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی آرای عرفانی رابعه عَدویه درباره فنا و نکاح روحانی در اندیشه ترزا آویلایی، صورت گرفته است. در اقوال رابعه عَدویّه، سه نوع فنای صفاتی، افعالی و ذاتی دیده می شود، که مقدمه وصال الهی هستند. ترزا آویلایی نیز، از هفت مرحله سیر و سلوک روحانی، سخن گفته است؛ که هفتمین مرحله، همان نکاح روحانی یا اتحاد و وصال الهی است. نتایج حاصل از این پژوهش، حاکی از آن است که هر دو شخصیت، رابطه عاشقانه سالک با خداوند را، سبب دست یابی به وصال الهی می دانند. وصال الهی با موت اختیاری صورت می گیرد که نتیجه مرگ سالک از صفات، افعال و ذات انسانی است و سالک پس از تولد مجدد در وصال الهی به سر می برد. بنابر نظر رابعه و ترزا، سالک در برابر خواست و اراده الهی، تسلیم محض است و وصال الهی نیز، با اراده و الطاف خداوند صورت می گیرد. سالکان الی الله، در وصال الهی از دیده وحدت بین برخوردار می شوند و در پرتو این نگاه وحدت بین، در بقای بالله و نکاح الهی به سر می برند.
تبیین چرایی نزول متعاقب دو سوره فر قان و فاطر با تکیه بر مبانی تفسیر تنزیلی از نگاه دروزه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
43 - 61
حوزههای تخصصی:
با توجه به روایت های مختلف در خصوص ترتیب نزول سوره ها، شایسته بود که به یک جدولی دست یابیم که تا حدود زیادی اختلافات تفسیری قرآن را در حیطه تاریخی بکاهد و متأثر از آن بتوان به تناسب مفهومی سوره ها دست یافت. در این راستا، جدول ترتیب نزول محمد عزه دروزه یکی از جدول هایی بوده که به مدد سیاق از قوت کافی جهت برقراری تناسب سوره ها برخوردار بود. از این روی، هدف اصلی نوشتار حاضر قرار گرفته و با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی و مراجعه به منابع اصیل و تطبیق و تحلیل آثار موجود، این نتیجه حاصل گشته که مطابق جدول ترتیب نزول دروزه و با توجه به محتوای متسالم این دو سوره، این سوره ها پشت سرهم نازل گردیده اند. در نتیجه در هنگامه نزول سوره فرقان، مشرکان قریش به مدد ارشادات فرهنگی یهود مکه، تمام تلاش خود را معطوف به استهزاء قرآن وترور شخصیت پیامبر (ص) ساختند؛ به صورتی که این سوره در پاسخ به آن ها، با سنخیت بخشی بین نظام پدیدار و تشریع، نازل گردید. به دنبال تشدید لجاجت ها و تمرد مضاعف مشرکان و یهود مکه، سوره فاطر با الگوی گفتاری سخت تر نسبت به سوره فرقان نازل گردید.
امکان سنجی استخراج قاعده وِزْر از آیات قصص قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
31-52
حوزههای تخصصی:
قرآن، کلامِ خدا و کتاب آسمانیِ مسلمان ها، به عنوان نخستین و اَساسی ترین منبع احکام شرعی، پاسخگوی همه ی نیازه ایِ آدمی در بیشتر زمینه ها می باشد. با توجه به این که غالباً احکام فقهی این اِعجاز اله ی ب دون تف صیل بیان شده و همواره به شِکل اَمر و نهی نیست بلکه گاهی در لاب ه لای دانش های ق رآنی دیگر، مانند مباحث اخلاقی، اعتقادی و اَمثال و قِصص آن نیز قرار گرفته است. «قِصص قرآن»، یکی از مُ فادها و مدلول های سراسری، تکرارشَونده و تأثیرگذار قرآن کریم شُمرده شده و اَف زون ب ر آن، دربردارنده ی نکته ها و عبرت های بی شماری نیز می باشد؛ در ب سیاری از نمونه ها در نَق ل و لابه لای آیات قصص، احکام و قواعدی بیان شده است که می تواند بَستری برای استنباط و تفقّه قرار گیرند. از جمله «قاعده وِزر»، که یکی از قواعد فقهی مَنصوص است و مُتضمن مفهوم «اصل شخصی بودن» مجازات هاست. در برخی از قِصص انبیاء گذشته در قرآن به مسئله ی وزر و پیامَدهای اَعمال انسان ها اشاره شده است. به عنوان نمونه، داستان های پیامبرانی مانند حضرت نوح، حضرت موسی، و حضرت یوسفA، که هر کدام درس هایی درباره ی ایمان، صبر، و مسئولیت فردی دارند. این پژوهش سعی دارد تا با بهره بُردن از روش توصیفی تحلیلی داستان های قرآن به این مسئله پاسخ دهد که استخراج قاعده وزر، چگونه از داستان های قرآنی قابل استخراج است؟ بررسی ها حکایت از آن دارد که علاوه بر آیاتُ الاحکام، بخشِ آیات قصص قرآن نیز قابلیتِ استحصالِ احکام دینی را دارد.
البنية السردية في رواية الشوك والقرنفل ليحيى السنوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ الروایه تضم الشخصیه والحدث والفضاء، فالأولى أن تتم دراستها بناء على النظریه السردیه ویرجع الهدف من هذه الدراسه وفق البنیه السردیه هو إضفاء شیء جدید لحقل الدراسات السردیه، وروایه الشوك والقرنفل أرضیه خصبه لتلك الدراسه بصفتها الأبرز لما كُتب وأشد وقعًا وتأثیرًا فی نفس القارئ؛ لأنها تحكی الواقع المریر والظلم للشعب الفلسطینی. ویرجع سبب اختیارنا لهذه الروایه إلى بیان التاریخ المأساوی للقضیه الفلسطینیه، ونعتمد فی هذا المقال على المنهج البنیوی لما تحوی الروایه من نصوص یوجب تفكیكها وتفصیل ما تضم بین سطورها من عناصر سردیه، ومن هذا المنطلق نحاول أن نکشف عن مدی مقدره السنوار فی توظیف هذه العناصر أداهً للتعبیر عن واقع فلسطین المأساوی. وتوصّل البحث إلى أن السنوار حسن استعمال مكونات البنیه وأجاد توظیف تلك العناصر السردیه، قاصدًا - عبر إمتاع القارئ بالدور الذی تتخذه الشخصیه من ثانوی، وأساسی، الذی لا یمكن حذفها والتنازل عنها بوصفها الشریان النابض للروایه، والعصب الحی للعملیه السردیه برمّتها- أن یسرد فترات من تاریخ المقاومه وکفاح الشعب الفلسطینی للحریّه والتحریر وصمودهم أمام الظلم، وبالتالی أدّی مهمته تجاه أرضه ووطنه.
Approaches to Resolving the Analysis of Problematic (Mushkil) Hadiths on "Joining Offspring to Fathers" in the Interpretation of Verse 21 of Surah al-Ṭūr(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The interpretation of the verse that indicates "Joining offspring to fathers in the Hereafter" is a topic that has long been the focus of commentators. This Quranic concept has also been interpreted in narrations, giving rise to problematic hadiths in this area, which are considered common hadiths between different Islamic sects. According to the theory of joining in the Quran and narrations, the children of believers will be joined to their fathers in the Hereafter, and the children of disbelievers will also be joined to their fathers, even if they do not reach their level, and this does not diminish the reward or punishment of their fathers. Interpretive narrations on this subject, insofar as they deprive a person of the motivation for righteous deeds and lead to the assumption of a judgment before evaluation, fall into the category of problematic hadith. The present study, by analyzing the chains of transmission of these narrations, their typology, attention to the origin of their issuance and writing, and analyzing the approaches of scholars from both sects, seeks to explain the semantic aspects of this category of hadiths in a descriptive-analytical manner, the result of which is access to solution-oriented approaches: "Conditional Acceptance," "Interpretive Acceptance," "Carrying on Taqīyya (dissimulation)," and "Denial Approach." Among these, the interpretive approaches of commentary on the hadith presented in this area, carrying the issue on "Conditional Joining," is the least challenging solution; that is, this joining has no connection with the decrease or increase of the fathers' deeds, but rather is a sign of family connection. The faith and deeds of fathers can be effective in the fate of children, but this effect is conditional on the children's faith eligibility. Therefore, joining is only for believers, and the children of disbelievers are calculated only based on their own deeds. As a result, the principle of individual responsibility is fully preserved, and the children of disbelievers will not be punished for the deeds of their fathers.
اعتبارسنجی روایت مواجهه امام سجاد (ع) با یزید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
181 - 212
حوزههای تخصصی:
براساس روایات و شواهد تاریخی امام سجادR در روزگار خود توانست بعد از واقعه عاشورا به بهترین شکل، نظام تشیع را رهبری کند. این مقاله که بر روش توصیفی تحلیلی استوار است، به بررسی روایت مواجهه امام سجادR با یزید پرداخته و سند و محتوای حدیث را بررسی کرده است. نویسندگان به این نتیجه دست یافته اند که روایت مواجهه امام با یزید یا فرمانده منسوب به یزید، همان طور که مضمون آن در منابع تاریخی نقل شده است، به صورت نقل به معنا نقل گردیده است و نه تنها محتوای روایت مردود نیست، بلکه با واکاوی سند روایت و تتبع در قراین نقلی و بررسی دلالت متن روایت و توجه به مبنای متقدمان در گزینش و قبول حدیث و شرایط شیعیان در عصر صدور روایت دریافت می گردد که امکان وقوع رویداد بدیهی بوده و از هرگونه استبعاد می تواند به دور باشد.
واکاوی تجارب زیسته مؤثر یا مخل بر آرامش زنان پس از ازدواج: مطالعه موردی زنان 20تا30 ساله شهر اَهرم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۵)
214 - 248
حوزههای تخصصی:
ازدواج، زمینه ساز پربارترین روابطی است که زن و شوهر در طول زندگی مشترک، می توانند با داشتن رابطه مطلوب و سازشی، سلامت روانی و آرامش خود را تعیین کنند. هدف تحقیق حاضر، مطالعه تجارب زیسته مؤثر یا مخل بر آرامش زنان متأهل است که در بازه زمانی 1 تا 5 سال از زندگی مشترکشان گذشته است. روش این نوشتار از نوع کیفی و به روش تحلیل مضمون و تکنیک آتراید استرلینگ به صورت مصاحبه های نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند بوده و جامعه هدف 13 زن متأهل با میانگین سنی 20تا 30 ساله شهر اَهرم از استان بوشهر بوده اند. برای تحلیل مضامین از نرم افزار MAXQDA2020 استفاده شد که طبق نتایج حاصل از داده های متنی به دست آمده، مقوله فراگیر مهارت های ارتباطی مؤثر شامل عوامل سازمان دهنده ای همچون روابط توجه آمیز عاطفی، روابط سازشگر و پشتیبان، همسویی ارزشی و اخلاقی و تعاملات در ارتباطات با فرزند می باشد. مقولات در ارتباط با تعاملات ناکارامد و مخل آرامش زنان، شامل: مضامین سازمان دهنده، تعارضات در ارتباط با خانواده زوجین، تعاملات افراطی همسر با دوستان، روابط و واکنش های ناکارامد و مشکلات اقتصادی است. همسو با یافته های تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت آموزش فنون و مؤلفه های ارتباطی مطلوب بین فردی و تأمین نیازهای شناختی، می تواند عامل بهبود روابط و اصلاح تعاملات ناکارامد و مراقبت و کاهش تعارضات بین فردی در زوجین باشد.
تحلیل الگوی قوه ادراکی «سمع» در آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"سمع" از واژگان پربسامد در آیات قرآن است که نشان دهنده اهمیت این قوه ادراکی در زندگی انسان است. استخراج قواعد و نکات شنیداری مربوط قوه ادراکی سمع در آیات قرآن کریم، در توانمندسازی انسان برای کاربری آگاهانه این قوه موثر و راه گشا است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی از نوع تحلیل محتوا و با مطالعه کتابخانه ای به استخراج الگوی حاکم بر این آیات می پردازد. بدین منظور، ابتدا آیات مشتمل بر واژه سمع تفکیک شد(163 آیه) و پس از انس با آیات مبتنی بر سیاق، تحلیل کمی شد و تعداد 679مضمون فرعی و 34 مضمون اصلی به دست آمد. این مضامین در سه جهتگیری مضمونیِ خداوند و سمع، سمع انسان و سمع غیر انسان سازمان دهی شد. طبق یافته های پژوهش سمع الهی حاکی از علم و احاطه مطلق خداوند بر مخلوقات است و بر آشکار و نهان آگاه است. افزون بر این خداوند جاعل سمع در مخلوقات است و هرگاه اراده کند آن را بازمی ستاند. قوه سمع در انسان ابزار هدایت اوست و این امر مشروط به نوع کنش و موضع گیری شنیداری او در برابر مسموعات است و چه بسا کنش نامناسب انسان اسباب هلاکت اوست. طبق آیات قرآن شیاطین و جنیان نیز از قوه سمع برخوردارند و نسبت به شنیدن آیات الهی دارای اختیار بوده و کنش هایی را در مواجه با کلام الهی نشان داده اند.
بررسی فقهی کیفرگذاری بی حجابی از طریق محرومیت از حقوق اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناهنجاری بی حجابی، زیان هایی به سلامت معنوی و زندگی اجتماعی مخصوصاً ثبات خانواده، به عنوان هسته اجتماع وارد می کند، ازاین رو واکنش کیفری در قبال آن ضروری است. قانون گذار کیفری ایران، از دو واکنش حبس و جزای نقدی استفاده کرده است، ولی نتایج، بیانگر عدم فائده آن بوده است. ازاین رو اخیراً کیفرگذاری محرومیت از حقوق اجتماعی مطرح شده است، اگرچه حقوق اجتماعی به عنوان حقوق فرد در ارتباط با مؤسسات اجتماعی، تعریف می شود، ولی هم در این معنا و هم در مصادیق آن اجماع وجود ندارد. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و منابع کتابخانه ای، ماهیت استفاده از این کیفر، را مورد بررسی قرار دهد. هرچند محرومیت از حقوق اجتماعی در مقایسه با زندان و جریمه نقدی، امتیازاتی دارد و در مواردی نیز در شریعت تجویز شده است؛ اما به لحاظ فقهی در مواردی که با حیات فرد و حقوق اساسی او پیوند می خورد، مثلاً محرومیت از پذیرش در مراکز درمانی، به نظر مشروع نمی نماید.