مقالات
حوزههای تخصصی:
در این مقاله رابطه بین طبقه بندی و تولید علم در روان پزشکی و روان شناسی بالینی مورد کاوش قرار گرفته است. طرح های طبقه بندی اختلالات روانی این امکان را فراهم می کنند تا پدیده ها و روابط کشف شده در دانش روان پزشکی و روان شناسی بالینی را در قالبی کاربردی بازنمایی کنیم. در این مقاله، انواع طبقه بندی هایی که در دانش روان پزشکی و روان شناسی بالینی به کار رفته است و مزایا و معایب آنها و متداول ترین طبقه بندی مورد استفاده در این رشته ها که مبتنی بر مدل پزشکی تکامل یافته است، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. از مباحث مطرح شده می توان نتیجه گرفت که طبقه بندی متداول در روان پزشکی و روان شناسی بالینی، مبتنی ماهیت واقعی موضوعات مورد مطالعه و تحولات انجام گرفته در این دو رشته نیست و تابع تحولاتی بوده که به طور کلی در علم و به ویژه علوم زیستی و پزشکی رخ داده است. بنابراین، به منظور پرداختن به ماهیت واقعی موضوعات مورد بررسی رشته روان شناسی بالینی متناسب با تحولاتی که در چند قرن اخیر در آن رخ داده است و برآوردن نیازهای درمانگران و افراد دارای مشکلات روانی نیاز به تغییر پارادیم فکری است که بر مبنای آن طبقه بندی اختلالات روانی صورت می گیرد.
آیا همه گیری فرسودگی شغلی یک افسانه آکادمیک است؟ مروری سیستماتیک بر ابزارهای تخمین شیوع و ارزیابی فرسودگی شغلی و معرفی ابزارهای جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علی رغم زمان سپری شده از زمان معرفی و چارچوب بندی نشانگان فرسودگی شغلی و حجم عظیمی از پژوهش های انجام شده، تعریف و اندازه گیری آن هنوز بحث برانگیز است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ویژگی های روانسنجی ده ابزار فرسودگی شغلی بود. یک جست وجوی سیستماتیک برای یافتن مطالعاتی با هدف تدوین و انتشار یک پرسشنامه فرسودگی شغلی، در پایگاه PsycINFO ، science Direct ، Scopus ، Medline ، PubMed ، Embase ، Cochrane ، Google Scholar ، Web of Science و Ovid databases انجام شد. استراتژی های جست وجو منجر به 1202 مطالعه واجد شرایط احتمالی شد. عناوین و چکیده این مطالعات غربالگری شدند که منجر به 11 مطالعه احتمالی برای ورود شدند. سپس انواع روایی و پایایی هریک از ابزارها در نسخه اصلی تدوین شده توسط مولفان ارزیابی شد. به علاوه حساسیت یا نقطه برش تشخیص بیمار از غیر بیمار و سازگاری بین مفهوم سازی و اندازه گیری فرسودگی شغلی در هر ابزار بررسی شد. نتایج نشان داد BAT کامل ترین ویژگی های روانسنجی را دارد و AVEM و CBI و در رتبه های بعدی قرار می گیرند. همچنین بین مفهوم سازی و اندازه گیری فرسودگی شغلی در BAT سازگاری وجود دارد و دارای نقطه برش تشخیص فرسوده از غیر فرسوده است. ابزار رایج و معروف فرسودگی شغلی مسلش ( MBI ) علاوه بر نداشتن نقطه برش و نداشتن ویژگی های روانسنجی کافی، دارای اشکالات جدی است. پژوهش حاضر نشان داد پژوهشگران آتی بایستی از ابزارهایی با ویژگی های روان سنجی معتبرتر برای ارزیابی و شیوع شناسی فرسودگی شغلی استفاده کنند تا بتوانند به نتایج واقعی و کاربردی برای پژوهش و برنامه ریزی مداخلات فرسودگی شغلی دست یابند.
روابط ساختاری خودکارآمدی و کمال گرایی با علایم وسواس فکری/ عملی در جمعیت غیربالینی: نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار علّی مستقیم و غیرمستقیم خودکارآمدی و کمال گرایی بر علائم وسواس فکری/ عملی در جمعیت غیربالینی، با تاکید بر نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، انجام شد. از میان بزرگسالان 20 تا 40 سال شهر تهران 473 به صورت داوطلبانه انتخاب شدند توسط پرسش نامه وسواس فکری/ عملی، پرسش نامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، پرسش نامه کمال گرایی و پرسش نامه خودکارآمدی مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر در نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. نتایج نشان داد که خودکارآمدی و راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان اثر علّی منفی بر علایم وسواس فکری/ عملی داشتند، درحالی که اثر علّی کمال گرایی و راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان بر وسواس فکری/ عملی، مثبت بود. همچنین، راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان میانجی گر رابطه خودکارآمدی و کمال گرایی با علایم وسواس فکری/ عملی بود، اما راهبردهای سازش نایافته تنظیم شناختی هیجان تنها رابطه خودکارآمدی با وسواس فکری/ عملی را میانجی گری کرد. بنابراین، می توان اذعان داشت که سازه های کمال گرایی، خودکارآمدی و تنظیم هیجان نقش بنیادین در تبیین علائم وسواس فکری/عملی و حتی طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی دارند.
فروتنی فکری در دانشجویان تحصیلات تکمیلی: مطالعه کیفی با روش نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فروتنی فکری به عنوان یک سازه روان شناختی چندبعدی، شامل پذیرش محدودیت های دانش خود، پرهیز از تعصب و آمادگی برای بازبینی باورها در پرتو شواهد جدید است. این پژوهش کیفی با هدف تدوین مدلی برای فرایند شکل گیری، موانع و تسهیل گرهای فروتنی فکری در دانشجویان تحصیلات تکمیلی، با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. داده ها از طریق ۳۴ مصاحبه نیمه ساختاریافته با دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری بخش روانشناسی تربیتی دانشگاه شیراز جمع آوری و با الگوی تحلیل اشتراوس و کوربین بررسی شدند. یافته ها نشان داد فروتنی فکری در سه بعد اصلی «گشودگی فکری»، «تعهد به یادگیری مستمر» و «تعادل در باورها» قابل مفهوم پردازی است. موانع اصلی شامل تعصب، ترس از تغییر، فشارهای اجتماعی و محدودیت آزادی آکادمیک بودند؛ در حالی که تسهیل گرهایی نظیر خودآگاهی، حمایت محیطی و تجارب مثبت شناسایی شدند. مدل ارائه شده نشان می دهد فروتنی فکری یک فرایند پویاست که از طریق پردازش انتقادی و تفکر تأملی تقویت می شود و پیامدهایی مانند توسعه یادگیری، تحول هویتی و تقویت روابط علمی دارد. این پژوهش بر ضرورت پرورش فروتنی فکری در محیط های آموزشی به عنوان عاملی کلیدی در مواجهه مثبت با چالش های فکری و اجتماعی تأکید می کند.
رابطه گرایش به رفتارهای پرخطر و ناگویی هیجانی با نقش واسطه ای کنش تاملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط گرایش به رفتارهای پرخطر و ناگویی هیجانی با میانجیگری کنش تاملی بود. روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع متوسطه شهر همدان بود که نمونه ای به حجم 386 نفر با استفاده از روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو(TAS) (1994)، مقیاس گرایش به رفتارهای پرخطر (RTBS) زاده محمدی و همکاران (1390) و مقیاس کنش تاملی (RFQ) فوناگی و همکاران (2016) بود. جهت ارزیابی روابط بین متغیرها از روش تحلیل معادلات ساختاری در قالب نرم افزارهای Spss27و Lisrel8.8 استفاده شد. نتایج نشان داد اثر ناگویی هیجانی بر عدم اطمینان از حالات ذهنی (01/0p<)، اطمینان از حالات ذهنی (01/0p<) و گرایش به رفتارهای پرخطر (01/0p<) معنادار است. اثر عدم طمینان از حالات ذهنی (01/0p<) و اطمینان از حالات ذهنی (01/0p<) بر گرایش به رفتارهای پرخطر نیز معنادار بود. همچنین اثرات غیرمستقیم ناگویی هیجانی از طریق عدم اطمینان و اطمینان از حالات ذهنی (01/0p<) بر گرایش به رفتار پرخطر معنادار بودند. بر اساس نتایج ناگویی هیجانی و کنش تاملی بر گرایش به رفتارهای پرخطر دانش آموزان موثر هستند و در زمینه کاهش رفتارهای پرخطر این متغیرها می توانند نقش قابل توجهی داشته باشند.
ویژگی های روانسنجی مقیاس خاطرات خانه و خانواده در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خاطرات خانه و خانواده در دانشجویان بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می داد. نمونه پژوهش متشکل از 268نفر (95 پسر و 173 نفر دختر) بود که به روش در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس خاطرات خانه و خانواده (شولین و همکاران،2022)، مقیاس انعطاف پذیری روانشناختی (جو، سونگ و یانگ، 2023) و مقیاس استیگمای تنهایی (فن، شی، یانگ، سان و چن،2024) استفاده شد. جهت بررسی اعتبار مقیاس از روش همسانی درونی و برای بررسی روایی مقیاس از همبستگی خرده مقیاس های پرسشنامه، و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتایج نشان داد که ضریب آلفا برای عامل ارزشمندی 82/0،استقلال 83/0، حمایت 83/0، بهزیستی 77/0، امنیت 79/0 و رشد 81/0 به دست آمد. نتایج حاصل از شاخص های برازش تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که این مقیاس از برازش مناسبی برخوردار است (93/0=CFI، 90/0=NFI و 073/0=RMSEA). در نتیجه می توان گفت که این مقیاس ابزار مناسبی جهت سنجش تجربه ی خاطرات دوران کودکی در محیط خانه و خانواده است.
مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه مشفقانه و آموزش خودشفابخشی بر سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روانی نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش مشکلات روان شناختی مانند اضطراب، در میزان خطرپذیری و اهمیت این موضوع در دختران نوجوان نیاز به مداخلات روان شناختی مناسب برای این قشر از جامعه در راستای پیشگیری از پیامدهای نامناسب آن در سنین بعدی حائز اهمیت فراوانی است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه مشفقانه و آموزش خودشفابخشی بر سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روانی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح سه گروهی- سه مرحله ای بود. جامعه آماری شامل کلیه ی نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب شهر تربت جام که با استفاده از ملاک های ورود (کسب نمره بالاتر از نقطه برش 16 در پرسشنامه اضطراب بک) به روش هدفمند 45 نفر از دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول انتخاب و سپس با تخصیص تصادفی در 3 گروه قرار داده شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سرمایه روان شناختی و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی گرداوری شدند. گروه آزمایش1 تحت آموزش ذهن آگاهی مشفقانه و گروه آزمایش2 تحت آموزش خودشفابخشی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفتند؛ در حالی که در این مدت زمان گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده های به دست آمده به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار spss نسخه 23 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی مشفقانه و آموزش خود شفابخشی باعث بهبود سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روان شناختی در نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب شده است و این اثر در طول زمان نیز پایدار بوده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین اثربخشی دو رویکرد تفاوت معناداری وجود ندارد.
مدل سازی معادلات ساختاری ذهنی سازی و سازگاری روانی با سرطان: نقش واسطه ای تجارب تجزیه ای در بیماران مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل روان شناختی نقش بسزایی در سازگاری روانی با بیماری سرطان پستان دارد. یکی از این عوامل که عملکرد فرد را در شرایط مواجهه با سرطان تحت تأثیر قرار می دهد توانایی ذهنی سازی است. پژوهش حاضر با هدف مدل سازی معادلات ساختاری سازگاری روانی و ذهنی سازی و نقش واسطه ای تجارب تجزیه ای در بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ی زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مرکز درمانی رضا مشهد در شش ماه اول سال 1400است. که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 190 بیمار مبتلا به سرطان پستان انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از فرم کوتاه شده سازگاری روانی (MAC)، مقیاس کنش وری تأملی و مقیاس تجارب تجزیه ای استفاده شد. تمام داده های پژوهش به وسیله ی ضریب همبستگی پیرسون، و برای انجام مباحث مدل سازی از نرم افزار آماری لیزرل و spss استفاده گردید.یافته ها نشان داد بین ذهنی سازی و سازگاری روانی، و بین تجارب تجزیه ای و سازگاری روانی، و بین ذهنی سازی و تجارب تجزیه ای در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه معناداری وجود دارد، اما تجارب تجزیه ای نقش میانجی معناداری بین دو متغیر نداشته است. می توان بیان کرد که ذهنی سازی تأثیر بسزایی در سازگاری روانی با سرطان در بیماران دارد برای درک بهتر اثر غیرمستقیم تجارب تجزیه به سازگاری روانی و ذهنی سازی ضرورت دارد که مراحل پیشرفته بیماری و طول درمان در نظر گرفته شود.
نقش واسطه ای استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند در رابطه بین استرس ادراک شده، ایستادگی، عزت نفس و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی دوره دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند در رابطه بین استرس ادراک شده، ایستادگی، عزت نفس و عملکرد تحصیلی انجام شد. روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دبیرستانی دوره دوم شهر اصفهان بود که 250 نفر از آنان به روش خوشه ای چند مرحله ای و براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به پرسشنامه های مقیاس استرس ادراک شده کوهن (1983)؛ مقیاس کوتاه اعتیاد به گوشی هوشمند کووان و همکاران (2013)؛ مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965)؛ مقیاس پایداری دارکوث و کیون (2009) و معدل تحصیلی پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است؛ همچنین تحلیل داده ها نشان داد رابطه منفی و معناداری بین استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند و استرس ادراک شده و رابطه مثبت و معنی داری بین ایستادگی و عزت نفس با عملکرد تحصیلی وجود دارد (05/0و001/0 p<). همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد استرس ادراک شده، ایستادگی و استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند بر عملکرد تحصیلی اثر مستقیم (01/0 p<) و استرس ادراک شده، ایستادگی و عزت نفس با میانجی گری استفاده آسیب زا از گوشی هوشمند بر عملکرد تحصیلی اثر غیرمستقیم داشتند (001/0 p<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند مورد استفاده خانواده ها، مربیان، مدیران و سیاست گذاران آموزش و پرورش قرار گیرد تا در برنامه ریزی برای بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان این متغیرها را مدنظر قرار دهند و همچنین با توجه به استفاده زیاد نوجوانان از گوشی های هوشمند استراتژی های جهت پیشگیری و مداخله برای اعتیاد به گوشی های هوشمند در نظر گیرند.
رابطه مادرشوهر-عروس و کیفیت رابطه زناشویی: اثر میانجی عوامل درون فردی و بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی عوامل درون فردی و بین فردی در رابطه بین مادرشوهر-عروس و کیفیت رابطه زناشویی بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متأهل شهر دزفول بودند که 506 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. زنان متاهل در این پژوهش مقیاس کیفیت رابطه مادرشوهر وعروس، مقیاس کیفیت روابط زناشویی، مقیاس صفات همدلی زناشویی، مقیاس تمایزیافتگی، مقیاس راهبردهای مقابله ای و خرده مقیاس توافق پذیری را تکمیل کردند. داده های پژوهش از طریق ضریب همبستگی ساده پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد همه متغیرهای پیش بین با کیفیت رابطه زناشویی رابطه معناداری دارند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که مدل پیشنهادی برازش لازم را ندارد. پس از حذف سه عامل تمایزیافتگی، توافق پذیری و مساله مداری، مدل اصلاح شده تحلیل شد و مورد تایید قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد نقش واسطه ای همدلی شوهر و راهبردهای هیجانی، رابطه تعارض مادرشوهر-عروس و کیفیت رابطه زناشویی را تحت تاثیر قرار می دهد. پیشنهاد می شود زوج درمانگران در مداخلات درمانی یا غنی سازی روابط زناشویی به نقش همدلی شوهر توجه ویژه ای داشته باشند.
پیش بینی شکایت روانی- فیزیولوژیکی بر اساس درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی با نقش واسطه ای توانمندی ایگو در جمعیت غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی شکایت روانی - فیزیولوژیکی بر اساس در آمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی با نقش واسطه ای توانمندی ایگو انجام شد. روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری دانشجویان رشته پرستاری در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در 6 ماه دوم سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. 205 شرکت کننده به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تک مرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های مقیاس شکایت روان تنی تاکاتا و ساکاتا (2003)، در آمیختگی افکار ولز و همکاران (2001)، آسیب های دوران کودکی برنشتاین و همکاران (2003) , توانمندی ایگو مارکستروم و همکاران (1997) جمع آوری و بوسیله آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی و مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی با شکایات روانی - فیزیولوژیکی رابطه مثبت و معنی دار و توانمندی ایگو با شکایات روانی - فیزیولوژیکی رابطه منفی و معنی دار دارند (01/0> p ). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که توانمندی ایگو روی رابطه درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی با روانی - فیزیولوژیکی نقش واسطه ای معنی دار دارد (01/0 p < ). نتایج شواهدی را نشان داد که درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی روی شکایات روانی - فیزیولوژیکی دانشجویان پرستاری تاثیر دارد و توانمندی ایگو به طور غیرمستقیم تاثیر درآمیختگی افکار و آسیب های دوران کودکی را در پیش بینی شکایات روانی - فیزیولوژیکی کاهش می دهد.
پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری تحمل پریشانی و حسادت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رضایت زناشویی از عوامل مهم اثرگذار بر استحکام زندگی مشترک زوجین و در نتیجه سلامت خانواده ها می باشد. به همین جهت بررسی عوامل مرتبط با رضایت زناشویی حائز اهمیت می باشد. لذا هدف پژوهش حاضر، پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی با میانجی گری تحمل پریشانی و حسادت زناشویی است. این پژوهش، کمی و با هدفی بنیادی است و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی با روش مدل معادلات ساختاری می باشد. طبق نظر کلاین (2023) حداقل حجم مناسب نمونه برای مدل معادلات ساختاری 200 نفر است، همچنین مطابق با پیشینه پژوهشی مطالعه حاضر، حجم نمونه حدود 200 نفر در نظر گرفته شده بود؛ به همین منظور 205 نفر از افراد متاهل در شهر تهران در بازه سنی 22-55 سال که حداقل دو سال از ازدواجشان گذشته بود به شیوه نمونه گیری در دسترس، به صورت آنلاین پرسشنامه های سبک های دلسبتگی هازان و شیور (1987،AAI)، فرم کوتاه شده رضایت زناشویی انریچ (1989،ENRICH)، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS) و پرسشنامه چندبعدی حسادت (1989، MJS) را تکمیل کردند. داد های پژوهش با استفاده از نرم افزار 26SPSS- و 24AMOS- تحلیل شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است و سبک های دلبستگی می توانند رضایت زناشویی را به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق تحمل پریشانی و حسادت زناشویی پیش بینی کنند (اندازه اثر برای مسیرهای دلبستگی به رضایت زناشویی شامل ایمن 28/0، اجتنابی 23/0-، اضطرابی 29/0-، برای مسیرهای دلبستگی به تحمل پریشانی شامل ایمن 50/0، اجتنابی 32/0-، اضطرابی 36/0-، برای مسیر تحمل پریشانی به رضایت زناشویی 33/0 و حسادت زناشویی به رضایت زناشویی 13/0- و در نهایت برای مسیرهای دلسبتگی به حسادت زناشویی شامل ایمن 30/0-، اجتنابی 34/0 و اضطرابی 15/0 می باشد). از نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که درک سبک های دلبستگی، اهمیت تحمل پریشانی و تأثیرات آن ها بر رفتار و احساسات افراد و همچنین حسادت زناشویی به عنوان مسئله ای مهم و قابل توجه در زندگی زناشویی، می تواند به زوج ها کمک کند تا ارتباطات موثرتری برقرار کرده و کیفیت رابطه خود را افزایش دهند و در نهایت رضایت بیشتری از رابطه خود داشته باشند.
بررسی روابط علی حساسیت اضطرابی با علائم اختلال استرس حاد؛ نقش میانجی تکانشوری رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی روابط علی حساسیت اضطرابی با علائم اختلال استرس حاد؛ نقش میانجی تکانشوری رفتاری بود. پژوهش حاضر همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه شامل کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی (13400 N= ) بود که 244 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه واکنش استرس حاد استنفورد راکاردنا، کلاسن و اسپیگل (1991) پرسشنامه حساسیت اضطرابی تیلور و کاکس (۱۹۹۸) و پرسشنامه تکانشگری رفتاری پاتون، استانفورد و بارت (1995) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS23 و Lisrel8.8 استفاده شد.حساسیت اضطراب علاوه بر اثر مستقیم، به طور غیر مستقیم و از تکانشوری رفتاری نیز بر استرس حاد تاثیر می گذارند. با توجه به میزان به دست آمده برای آماره VAF مشاهده می شود که 36 درصد تأثیر حساسیت اضطراب بر استرس حاد از طریق تکانشوری رفتاری می تواند تبیین گردد. بررسی های علمی و شناسایی ویژگی های رواشناختی اثرگذار بر بروز علائم استرس حاد به درمانگران در دستیابی به اهداف درمانی و کاهش علائم این اختلال کمک بسیار شایانی دارد
پیش بینی اختلال اضطراب اجتماعی بر اساس ناگویی هیجانی و راهبرد های کنترل فکر با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اختلال اضطراب اجتماعی براساس ناگویی هیجانی و راهبردهای کنترل فکر با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی دردانشجویان بود. روش این مطالعه توصیفی، مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری آن دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه زنجان در سال تحصیلی 1402-1401بودند که با روش نمونه گیری دردسترس 331 نفر نمونه انتخاب شد. شرکت کنندگان مقیاس اضطراب اجتماعی لیبویتز ، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو، پرسشنامه کنترل فکر و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی را تکمیل کردند. داده ها با نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش مطاوبی داشت مسیرهای مستقیم و غیر مستقیم در مدل معنادار بودند راهبردهای ارزیابی مجدد و حواس پرتی کنترل فکر، با انعطاف پذیری شناختی رابطه مثبت و معنا دار، امّا راهبردهای نگرانی و تنبیه کنترل فکر و ناگویی هیجانی با انعطاف پذیری شناختی رابطه منفی و معنا دار همچنین انعطاف پذیری شناختی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی و معنا دار داشت. انعطاف پذیری شناختی نقش واسطه ای مثبت و معنا داری در ارتباط بین ناگویی هیجانی، راهبردهای نگرانی و تنبیه کنترل فکر، و نقش واسطه ای منفی و معنا داری در ارتباط بین راهبردهای حواس پرتی و ارزیابی مجدد کنترل فکر با اضطراب اجتماعی ایفا کرد . هم چنین نتایج نشان داد که درصد قابل توجهی از واریانس اضطراب اجتماعی ب ه وسیله انعطاف پذیری شناختی قابل تبیین است . بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که ناگویی هیجانی و راهبردهای کنترل فکر با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی می توانند اختلال اضطراب اجتماعی در دانشجویان را پیش بینی کنند بنایراین توجه به تعامل این عوامل با یک دیگر در برنامه های مداخله ای برای کاهش اضطراب اجتماعی ضرروی است.
رابطه امیدواری با پیشرفت تحصیلی، نقش میانجی گری باورهای هوشی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای باورهای هوشی در رابطه بین امیدورای با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شهر ایلام می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر اسلام در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 9736 نفر بودند. نمونه پژوهش که بر اساس جدول کرجسی و مورگان برآورده شده اند شامل 370 نفر از دانش آموزان متوسطه ی دوم شهر ایلام است که به شیوه ی نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند . برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های امید پاملا هیندز (1985) و مقیاس ارزیابی باورهای هوشی عبدالفتاح و ییتس (2006) و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان از معنی داری مثبت برای مسیر امیدواری به هوش افزایشی (458/0 = β ) و هوش ذاتی (509/0 = β ) ، معنی داری مثبت برای مسیر هوش افزایشی به پیشرفت تحصیلی (502/0 = β ) و هوش ذاتی به پیشرفت تحصیلی (198/0 = β ) و در نهایت معنی داری مثبت برای مسیر امیدواری به پیشرفت تحصیلی (348/0 = β ) می باشد. از دستور بوت استراپ در تحلیل معادلات ساختاری به وسیله AMOS استفاده شد که نتایج فرضیه های غیرمستقیم نشان داد هوش افزایشی و ذاتی به طور معنی داری رابطه بین امیدواری و پیشرفت تحصیلی را میانجی گری می کند.
رابطه شفقت با خود و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر رابطه شفقت با خود و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان بود .این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد موسسه آموزش عالی سراج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از این جامعه با توجه به جدول مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 321 نفر انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران، پرسشنامه انعطاف پذیری روانشناختی بوند و همکاران و مقیاس شفقت به خود نف استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه (گام به گام) انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین شفقت به خود و مؤلفه های مهربانی با خود، اشتراک انسانی و ذهن آگاهی و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین بین قضاوت در مورد خود، انزوا و بزرگ نمایی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای خودمهربانی، انزوا، بزرگ نمایی و ذهن آگاهی و انعطاف پذیری روانشناختی قادرند تغییرات فرسودگی تحصیلی را در دانشجویان پیش بینی کنند (05/0>P). بنابراین توجه به شفقت به خود و انعطاف پذیری روانشناختی نقش مهمی در کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان دارند.
نقش میانجی همدلی در رابطه با استرس ادراک شده والدین و کیفیت خواب کودکان: یک مطالعه توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر استرس ادراک شده والدین در ایام قرنطینه ناشی از شیوع بیماری کووید-19 بر کیفیت خواب کودکان با نقش واسطه ای همدلی بود. این پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از نظر روش یک مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی والدین دانش آموزان 4 تا 6 ساله مراکز پیش دبستانی شهر شیراز در سال 1401 بود. حجم نمونه بر اساس مدل keline و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 343 انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های استرس فرزندپروری بری و جونز ، اختلال خواب کودکان برونی و همکاران و بهره همدلی بارون-کوهن بود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار آماری Lisrel و آزمون تحلیل مسیر انجام گرفت. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. یافته ها نشان داد استرس ادراک شده والدین با مولفه های شناختی و عاطفی همدلی ناشی رابطه مستقیم منفی و معنی دار دارد (01/0 P <). بین مولفه های همدلی و کیفیت خواب رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. همدلی در رابطه بین استرس ادراک شده والدین و کیفیت خواب نقش میانجی دارد(01/0 P <). بر طبق یافته های این پژوهش کیفیت خواب کودکان به طور قابل توجهی تحت تاثیر استرس ادراک شده والدینی است. وجود ارتباط مثبت و نزدیک والدین از طریق همدلی با کودکان می تواند اثرات منفی استرس را کاهش دهد که نشان دهنده نقش خاص همدلی در مداخلات هدفمند برای خانواده ها درمواقع بحرانی است.
تأثیر معنا درمانی بر بحران میانسالی والدین میانسال دارای فرزند مبتلا به اوتیسم: مطالعه مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
والدین دارای فرزند مبتلا به اوتیسم با چالش ها و نگرانی های بسیاری روبرو هستند. این نگرانی ها در دوره میانسالی به خاطر ارزیابی مجدد و نگرانی از آینده فرزند در این والدین بیشتر است و باعث می شود با بحران میانسالی روبرو شوند؛ بدین سبب نیازمند مداخلات روان شناختی هستند که سطح معنا و هدف آن ها را در زندگی افزایش دهد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر معنا درمانی بر بحران میانسالی والدین میانسال دارای فرزند مبتلا به اوتیسم در مهرماه سال 1402 در شهر تبریز انجام شد. این مطالعه به روش مورد منفرد (A-B-A) به روش نمونه گیری هدفمند بر روی چهار والد میانسال دارای فرزند مبتلا به اوتیسم انجام گردید. مداخله معنا درمانی به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای اجرا شد و اثربخشی آن بر بحران میانسالی مورد ارزیابی قرار گرفت. بحران میانسالی با پرسشنامه بحران میانسالی اولس (1994) ارزیابی شد. ای تجزیه و تحلیل داده ها از درصد داده های همپوش و غیرهمپوش، تفاوت خط پایه میانگین، درصد داده های عبور از خط روند استفاده شد. نتایج نشان داد که مداخله معنا درمانی باعث کاهش بحران میانسالی والدین میانسال دارای فرزند مبتلا به اوتیسم شده است (PND=100). همچنین نتایج آزمون پیگیری نشان داد که اثرات مداخله بعد از گذشت یک ماه از اجرای آخرین جلسه معنا درمانی، همچنان ادامه داشته است؛ بنابراین متخصصان سلامت روان می توانند از معنا درمانی به عنوان یکی از درمان های روان شناختی برای بهبود بحران میانسالی والدین دارای فرزند مبتلا به اوتیسم استفاده نمایند.
مدل یابی روابط ساختاری قضاوت اخلاقی و رفتار اخلاقی و بررسی نقش میانجی بنیادهای اخلاقی و همدلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مدل یابی روابط ساختاری قضاوت اخلاقی و رفتار اخلاقی و بررسی نقش میانجی بنیادهای اخلاقی و همدلی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی _ همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری در سال تحصیلی ۱۴۰۲_۱۴۰۳ بود. حجم نمونه بر اساس نظر صاحب نظران با روش نمونه گیری در دسترس ۲۰۰ نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل فرم کوتاه داستان های اخلاقی رست (۱۹۷۳)، فهرست ۱۵ سوالی رفتار اخلاقی سوانسون و هیل (۱۹۹۳)، مقیاس همدلی مهرابیان و اپستین (۱۹۷۲) و پرسشنامه بنیان های اخلاقی هایت و گراهام (۲۰۰۷) بود. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس 27 و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه اسمارت پی ال اس انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که قضاوت اخلاقی روی رفتار اخلاقی اثر مستقیم دارد. همچنین نقش میانجی گری بنیادهای اخلاقی در رابطه میان قضاوت اخلاقی و رفتار اخلاقی رد می شود اما همدلی یک میانجیگر میان قضاوت اخلاقی و رفتار اخلاقی است.
مقایسه همدلی عاطفی و شناختی و میمیک چهره ای در مواجهه با ابرازهای کلامی و غیرکلامی هیجان درافراد دارای صفات اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نقص های بازشناسی هیجان و همدلی بعنوان زیر بنای مشکلات میان فردی مبتلایان به اختلال شخیت مرزی مطرح است. برخی مطالعات ازکاهش بازشناسی هیجان و میمیک چهره ای در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و برخی از افزایش آن خبر می دهند. مطالعه ی حاضر قصد دارد حساسیت چهره ای افراد عادی وافراد دارای صفات شخصیت مرزی را نسبت به اظهارات کلامی و غیر کلامی هیجان مقایسه کند و روشن سازد که دوگروه چه تفاوتی در همدلی عاطفی و شناختی دارند. روش: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با اندازه گیری مکرر سه عاملی بود. جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه زنجان در سال 1400- 1399را تشکیل می دادندکه از نظرصفات شخصیت مرزی غربال و از بین آنان 30 فرد مرزی و 30 فرد عادی به صورت تصادفی انتخاب و در معرض ابراز های هیجان و پرسشنامه همدلی قرارگرفتند. نتایج با استفاده از نرم افزار Spss22 بررسی شد. یافته ها: افراد مرزی در همدلی عاطفی (p=/001)و مقیاس تخیل (p=/001)همدلی شناختی عملکرد بهتری نسبت به افراد عادی داشتند. تفاوت معناداری درمیمک چهره ای افراد مرزی، در مواجهه با ابراز های کلامی و غیرکلامی هیجان غم وجود نداشت ولی در هیجان خشم در ابراز کلامی، افرادعادی عملکرد بهتری (p=0/002) داشتند. نتیجه گیری: برخلاف پژوهش های قبلی افراد مرزی توانایی همدلی بیشتری نسبت به افراد عادی داشتند و شباهت میمیک چهره ای دوگروه نشان می دهد که سرایت عاطفی و میمیک چهره ای اساس همدلی عاطفی را تشکیل می دهند. کلمات کلیدی: اختلال شخصیت مرزی، همدلی ، میمک چهره ای.