ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۹۸۱.

مقایسه بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان با برو ن ریزی هیجانی، درون ریزی هیجانی و بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازشناسی هیجانی تنظیم هیجان برون ریزی هیجانی درون ریزی هیجانی کارکرد اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه: بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی از مؤلفه‌های بنیادین رشد اجتماعی- عاطفی در دوران کودکی به شمار می‌روند که نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت روابط بین‌فردی، سازگاری رفتاری و سلامت روانی دارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه سطح بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان دارای الگوهای متفاوت ابراز هیجانی، شامل برون‌ریزی هیجانی، درون‌ریزی هیجانی و کودکان بهنجار بود. روش: این مطالعه به شیوه علی‌- مقایسه‌ای انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی در منطقه فردیس شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ تشکیل می­دادند که از میان آن‌ها، ۹۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت هدفمند در سه گروه هم اندازه جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (2002) برای طبقه‌بندی اختلالات رفتاری، آزمون بازشناسی هیجانی چهره اکمن (1976) برای سنجش توانایی شناسایی هیجانات پایه، و مقیاس کارکرد اجتماعی انطباقی کودکان و نوجوانان پرایس و همکاران (2002) برای ارزیابی ابعاد عملکرد اجتماعی کودکان بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: نتایج حاکی از وجود تفاوت معنا‌دار میان سه گروه در هر دو متغیر مورد بررسی بود (p<0.01) . به‌طور خاص، کودکان بهنجار در شاخص‌های کارکرد اجتماعی عملکرد بهتری نسبت به همتایان دارای اختلالات هیجانی داشتند، در حالی که کودکان با برون‌ریزی هیجانی نمرات بالاتری در بازشناسی هیجانی نسبت به گروه‌های دیگر کسب کردند. نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهند که اختلال در تنظیم هیجانات لزوماً به معنای ناتوانی در شناسایی آن‌ها نیست، بلکه تفاوت در نحوه تفسیر، پردازش و به‌کارگیری این اطلاعات در بافت تعاملات اجتماعی، عامل تعیین‌کننده در افت عملکرد اجتماعی کودکان دارای مشکلات هیجانی است. از این‌رو، توجه به مداخلات آموزشی- درمانی با هدف بهبود یکپارچگی هیجانی و اجتماعی در این گروه از کودکان ضرورت دارد. همچنین انجام پژوهش‌های آینده با استفاده از طرح‌های طولی و روش‌های ترکیبی برای تعمیق درک این روابط توصیه می‌شود
۹۸۲.

ملاک های روانسنجی مقیاس نگرش به کمک(HAS )و رابطه آن با گرایش های اجتماعی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگرش به کمک گرایش های اجتماعی روانسنجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۱
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس «نگرش به کمک» و ارتباط آن با گرایش‌های اجتماعی مطلوب در بافت ایرانی بود. این مقیاس در ابتدا توسط نیکل در سال 1998 تدوین شده است. روش: این پژوهش با طرح توصیفی– پیمایشی انجام شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 384 فرد بالای 18 سال از شهر گرگان، ایران انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان مقیاس نگرش به کمک را تکمیل کردند. روایی محتوایی و سازه‌ای از طریق بررسی خبرگان و تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد. پایایی نیز با استفاده از همسانی درونی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. علاوه بر این، برای بررسی روایی ملاکی از پرسشنامه گرایش‌های اجتماعی مطلوب استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این مقیاس دارای ساختار تک‌عاملی است. آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 7/0 بود که نشان‌دهنده همسانی درونی قابل قبول است. همچنین، همبستگی‌های قوی بین نمره کلی مقیاس نگرش به کمک و ابعاد گرایش‌های اجتماعی (01/0) مشاهده شد که حاکی از روایی ملاکی رضایت‌بخش است. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، نسخه فارسی مقیاس نگرش به کمک از روایی و پایایی قابل قبول برخوردار است و می‌تواند به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش نگرش به کمک در جمعیت ایرانی به کار رود. این ابزار می‌تواند بینش‌های ارزشمندی درباره احساسات، باورها و رفتارهای مرتبط با کمک به دیگران فراهم کند و در زمینه‌های پژوهشی و کاربردی روان‌شناسی مورد استفاده قرار گیرد.
۹۸۳.

کاربرد مدل راش (نقشه سؤال) در تعیین استاندارد و نمره برش آزمون ملاک مرجع(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نمره برش مدل راش نقشه سوال آزمون جامع علوم پایه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۳
تعیین استاندارد قبولی و نمره برش مربوطه در آزمون برای قبولی یا رد در آزمون های ملاک مرجع امری ضروریست. در سال های اخیر نظریه پرسش_پاسخ (IRT) در ساخت و اجرای آزمون ها کمک شایانی نموده است. هدف از پژوهش حاضر، تعین استاندارد و نمره برش آزمون ملاک مرجع جامع پایه علوم پزشکی با استفاده از مدل راش ،روش نقشه سوال بود چامعه آماری این پژوهش کلیه داوطلبان آزمون جامع علوم پایه پزشکی قطب ده کشوری بودند که تعداد آنان 324 نفر بود و پاسخ کلیه داوطلبین در این آزمون جهت تعیین استاندارد و نمره برش مورد تحلیل قرار گرفته است. ابزار این پژوهش آزمون جامع علوم پایه با 200 سوال چهار گزینه ای بود است که در شهریور ماه 1395 اجرا گردیده بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش-های مقطعی بوده است و برای تحلیل سوالات از نرم افزار winsteps استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که این آزمون از اعتبار سوال98./ و اعتبار فرد92/. برخوردار بوده است که نشان می دهد واریانس نمونه و طول تست مناسب بوده و سوالات از حوزه های نه گانه به تناسب انتخاب گردیده است.هم چنین آزمون با مدل تک پارامتری راش برازش دارد . اجرای پنل داوران و بررسی سوالات با روش نقشه سوال نشان داد توافق داوران پس از سه مرحله داوری شامل پارامتر دشواری برابر 1.3 و نمره خام برابر 103 بوده است.یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از روش نقشه سوال توانسته است توافق بالایی بین داوران نسبت به تعیین نمره برش ایجاد نماید.
۹۸۴.

Global Trends and Evolution in Eye Tracking Research: A Scientometric Analysis Using VOS Viewer(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Eye Tracking Research Scientometric analysis VOS Viewer WEB OF SCIENCE

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۸
Introduction and Objective: Eye-tracking has emerged as a powerful tool in psychology, education, and technology, and understanding its global research trends is essential for mapping its scholarly evolution. This study aims to explore the global trends and developmental trajectory of Eye Tracking research by employing a scient metric analysis to offer a holistic overview of its scholarly growth and impact. Research Methodology: A systematic search was conducted in the Web of Science database, retrieving 4,370 relevant articles published between 1990 and 2021. The data were analyzed using VOS viewer software through co-authorship networks, keyword co-occurrence mapping, and trend visualization techniques. Findings: The results reveal a significant and accelerating growth in Eye Tracking publications, particularly over the past decade. Prominent keywords such as Eye-tracking, Movements, Information, Attention, Perception, Children, and Performance reflect the field's thematic diversity and growing relevance across various disciplines. A notable shift in research focus is observed—from early investigations into psychological disorders to more recent emphasis on cognitive processes and executive functions. Conclusion: This study provides a comprehensive roadmap of the evolution of Eye Tracking research, offering valuable insights into past trends, present hotspots, and future directions, with implications for its application in domains such as education, marketing, and technology. Value: The novelty of this research lies in its integrative use of scient metric tools to identify emerging topics, map interdisciplinary connections, and highlight underexplored areas in Eye Tracking studies.
۹۸۵.

تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی-گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیالیز ذهن آگاهی رفتارهای خودمراقبتی شفقت به خود کیفیت زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران بیماران دیالیزی بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (2004)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ والش و همکاران (2006)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود رائس و همکاران (2011) و مقیاس تجربه توان خودمراقبتی کئرنی و فلیسچر (1979) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ذهن آگاهی (51/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (54/0=β و 001/0=sig) بر کیفیت زندگی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهن آگاهی (61/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (52/0=β و 001/0=sig) با کیفیت زندگی نقش میانجی و معنادار دارد. مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (03/0=RMSEA و 05/0>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و اهمیت نقش ذهن آگاهی و شفقت به خود در کیفیت زندگی بیماران دیالیزی استفاده از آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود کیفیت زندگی در این بیماران پیشنهاد می شود.
۹۸۶.

بررسی عوامل فرهنگی بسترساز روابط زناشویی مثبت با همسر از دیدگاه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عوامل فرهنگی روابط زناشویی مثبت دیدگاه زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۴
هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل فرهنگی بسترساز روابط زناشویی مثبت با همسر از دیدگاه زنان بود. جامعه پژوهش تمامی متون فرهنگی و روان شناختی زنان بود. نمونه پژوهش متون مرتبط با عوامل فرهنگی و روابط مثبت زناشویی از دید گاه زنان بود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بود. جهت گردآوری متون مرتبط با موضوع، از روش کتابخانه ای استفاده شد و سپس به تحلیل اطلاعات و داده ها پرداخته شد. نتایج یافته ها 9 عامل فرهنگی را شناسایی کرد. این عوامل شامل ارزش های سنتی، الگوهای ارتباطی، نگرش به جنسیت، فشارهای اجتماعی، رسانه، انتظارات از نقش مادری، تحصیلات، نگرش دینی و تربیت خانوادگی بود. هم چنین یافته ها نشان داد که عوامل فرهنگی تأثیر زیادی بر کیفیت روابط زناشویی مثبت دارند که این تأثیر اغلب از طریق ارزش های سنتی، الگوهای ارتباطی، نگرش به جنسیت، فشارهای اجتماعی، رسانه، انتظارات از نقش مادری، تحصیلات، نگرش دینی و تربیت خانوادگی شکل می گیرد. این عوامل از جمله عوامل فرهنگی کلیدی هستند که می توانند روابط زناشویی را تسهیل یا محدود کنند. به عبارتی شناخت عمیق و جامع از عوامل فرهنگی بسترساز روابط زناشویی مثبت از دیدگاه زنان می تواند به طراحی برنامه های آموزشی، مشاوره ای و رسانه ای مؤثر در جهت تقویت روابط زناشویی کمک کند.
۹۸۷.

مقایسه اثربخشی درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی بر خودکارآمدی والدگری و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک (با تاکید بر فرهنگ)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راه حل محور بهزیستی درمانی خودکارآمدی والدگری تاب آوری سلیاک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۹
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی بر خودکارآمدی والدگری و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک با تاکید بر فرهنگ می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مادران دارای حداقل یک فرزند مبتلا به سلیاک و عضو انجمن سلیاک ایران در اصفهان بود. از بین جامعه مذکور، 60 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هرگروه 20 نفر) گمارده شدند. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل با مرحله پیگیری 3 ماهه بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودکارآمدی والدگری دومکا(1996) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون(2003) استفاده شد. گروه های آزمایش درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی را هرکدام 8 جلسه 90 دقیقه ای را دریافت نمودند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که هر دو مداخله منجر به افزایش معناداری خودکارآمدی والدگری و تاب آوری شدند (P<0.05). و درمان راه حل محور در مقایس ه با بهزیستی درمانی تأثی ر بیش تری ب ر افزای ش خودکارآمدی والدگری داش ت. و بین اثربخشی دو مداخله بر تاب آوری در دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت. به علاوه، این نتایج درطول مرحله پیگیری نسبتا پایدار باقی ماند. بنابراین هر دو مداخله می توانند به عنوان مداخلاتی سودمند برای مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک به کار گرفته شوند.
۹۸۸.

هنجاریابی مقیاس ترس از شادی و رابطه آن با ناامیدی و ناکامی در دانش آموزان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: هنجاریابی مقیاس ترس شادی ناامیدی ناکامی دانش آموزان ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، هنجاریابی مقیاس ترس از شادی و بررسی رابطه آن با ناامیدی و ناکامی در میان دانش آموزان ایرانی است. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توسعه ای و با رویکرد همبستگی انجام شده و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم استان تهران در سال تحصیلی 1403–1404 (حدود 65 هزار نفر) بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 415 نفر تعیین شد و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ترس از شادی جوشنلو، پرسشنامه ناامیدی بک، مقیاس احساس ناکامی، پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه سرزندگی ذهنی بود. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 25 و استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. یافته ها: ضریب آلفای کرونباخ 883/0 نشان دهنده همسانی درونی مطلوب است و تحلیل عاملی با KMO برابر با 872/0 و آزمون بارتلت معنادار، روایی سازه ابزار را تأیید کرد. توزیع نمرات نیز نرمال گزارش شد. فرضیه پژوهش مبنی بر وجود یک رابطه معنادار و مثبت بین ناامیدی و ناکامی تایید می شود. نتیجه گیری: در نهایت، این نتایج می تواند در مداخلات روان شناختی و مشاوره های تحصیلی کاربرد داشته باشد، به ویژه برای دانش آموزانی که ممکن است به طور همزمان با مشکلات روانی همچون ناامیدی و ناکامی روبرو باشند.
۹۸۹.

پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز بازتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته زنان اختلال مصرف مواد پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: این پژوهش با هدف پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز اقامتی بازتوانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه این پژوهش شامل زنان وابسته به مواد شهر گچساران در سال 1403 بود. نمونه گیری به روش هدفمند و تا مرز اشباع انجام شد که در نهایت 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون کلایزی استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 3 مضمون گزینشی، 11 مضمون محوری و 42 مضمون باز گردید. مضمون مشکلات عاطفی و آسیب پذیری شامل خشم و شکل گیری روابط مخرب، استرس و ترس، احساس بی معنایی، احساس تنهایی و طرد اجتماعی، شکل گیری بدبینی و ناکامی بود. بد عملکردی خانواده شامل آسیب های خانواده، تعارض و قطع ارتباط با خانواده بود و تجارب ناخوشایند گذشته شامل تجربه شکست، ترک و لغزش های پیاپی و بدرفتاری های تجربه شده قبلی بود. نتیجه گیری: نتایج یافته های پژوهش علاوه بر افزایش بینش و آگاهی نسبت به بسترهای ایجاد اختلال مصرف مواد در زنان، می تواند محتوای لازم را جهت طراحی برنامه های پیشگیرانه فراهم سازد و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلات روان شناختی برای زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد دارد.
۹۹۰.

پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی بر اساس ابعاد پنج گانه شخصیت با نقش میانجی خودپنداره در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ویژگی های شخصیتی مهارت حل مسئله کمک طلبی تحصیلی خودپنداره دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۱۶۸
زمینه: توانایی حل مسئله یکی از اهداف والا در نظام های آموزشی است. از طرفی پرورش روحیه کمک طلبی در ابعاد مختلف در اسناد بالا دستی نظام آموزش و پرورش مورد تأکید قرار گرفته است. با بررسی ادبیات این حوزه کمتر مطالعه ای را می توان یافت که زمینه را برای ارائه مدلی برای مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با در نظر گرفتن نقش خودپنداره فراهم ساخته باشد. هدف: هدف مطالعه حاضر، ارائه مدلی برای پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان دختر براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با میانجی گری خودپنداره بود. روش: طرح پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر تهران به تعداد 98237 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 بود. مطابق با جدول مورگان 538 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (به نسبت پایه تحصیلی دانش آموزان) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1986)، حل مسئله (هپنر، 2012)، کمک طلبی تحصیلی (ریان و پنتریچ، 2007) و مقیاس خودپنداره (راجرز، 1975) استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای Spss25، و Amos24 انجام شد. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که میان ابعاد پنج گانه شخصیت (روان رنجوری، برون گرایی، گشودگی در برابر تجربه، سازگاری و توافق، وظیفه شناسی) و مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد، به طوری که ابعاد پنج گانه شخصیت به صورت همزمان 285/0 از واریانس مهارت حل مسئله دانش آموزان و 38/0 از کمک طلبی را تبیین می کنند (05/0 >P). همچنین نقش میانجی خودپنداره
۹۹۱.

ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجیگر نشخوار ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تکانشگری نشخوارذهنی مصرف مواد زنان زندانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
زمینه: شواهد حاکی از این است که گرایش به مصرف مواد ریشه در ویژگی های روانشناختی علی الخصوص تکانشگری داشته و این منجر به اعتیادپذیری در زنان می شود. بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر گرایش به مصرف مواد به ویژه نشخوارذهنی می تواند راهگشای پیشگیری از اعتیادپذیری در زنان گردد. هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجی نشخوارذهنی بود. روش: روش پژوهش مطالعه حاضر همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان زندانی بند نساء شهر ارومیه در سال 1403 بودند که حداقل سابقه یک سال حبس در زندان داشتند (262=N). نمونه آماری شامل 200 زندانی بودند که براساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده های این پژوهش از مقیاس آمادگی به اعتیاد (وید و بوچر، 1992)، پرسشنامه تکانشگری (بارات، 1995) و مقیاس نشخوار ذهنی (نولن-هوکسما و مارو، 1991) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 و SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد رفتار تکانشگری (44/0 =B) و نشخوارذهنی (48/0 =B) بر گرایش به مصرف مواد زنان زندانی و همچنین رفتار تکانشگری بر نشخوار ذهنی (39/0 =B) اثر مستقیم معناداری دارند. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که اثر غیرمستقیم رفتار تکانشگری بر روی گرایش به مصرف مواد زنان زندانی از طریق نشخوارذهنی معنی دار بوده و مدل تایید شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان با روان درمانی نشخوارذهنی زنان زندانی بخش مهمی از تکانشگری را تعدیل و در راستای پیشگیری از گرایش به مصرف مواد سود برد.
۹۹۲.

بررسی مقایسه ای میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران بخش های ویژه وعمومی بیمارستان توحید سنندج

کلیدواژه‌ها: استرس شغلی فرسودگی شغلی بخش ها پرستاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۰
مقدمه: پرستاران به دلیل ماهیت حرفه ی حساسی که دارند به طور مداوم در معرض استرس و فرسودگی شغلی قرار دارند واین موارد به چالشی برای این حرفه تبدیل شده است. هدف : این مطالعه با هدف مقایسه میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران در بخشهای ویژه و عمومی بیمارستان توحید سنندج انجام شد. روش: پژوهش حاضراز نوع توصیفی بود که در سال 1396 و از ماه فروردین تا خرداد بر روی پرستاران کل بخش های بیمارستان توحید سنندج انجام شد. حجم نمونه 214 پرستاربود که به صورت نمونه گیری سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (1986) و پرسشنامه استرس شغلی اسیپو (1987) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس و نرم افزار spss نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که مقدار F=17.831 در متغیر استرس شغلی و همچنین مقدار F=17.831 در متغیر فرسودگی شغلی درر سطح a=0/05 معنادار است.به عبارتی، بین میانگین نمرات پرستاران در بخش های مختلف تفاوت آماری معناداری وجود دارد. بطوری که در متغیر استرس شغلی به ترتیب بخش های ویژه مانند اورژانس، سی سی یو و آی سی یو دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. همچنین در متغیر فرسودگی شغلی بخش های انکولوژی، اورژانس ،سوختگی و دیالیز دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از وجود استرس شغلی و فرسودگی شغلی نسبتا بالا در بین پرستاران خصوصا در بخشهای ویژه بیمارستان بود. فرسودگی شغلی در بخش هائی نظیر انکولوژی ،سوختگی ،اورژانس و دیالیزبیشتر دیده شد ،بدین ترتیب استرس و فرسودگی در بخش های جنرال به تفکیک بخش ها به مدت زمان حضور پرستار در شیفت ،تعداد شیفت ،تجربه و تعداد بیماران وابسته بود .
۹۹۳.

اختلالات مصرف مواد و رفتارهای خودکشی: مقایسه مواد غیر قانونی و متادون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: اختلالات مصرف مواد خودکشی سوء مصرف مواد متادون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۹۹
شیوع خودکشی در میان افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد همچنان یک مسئله مهم سلامت عمومی در سطح جهان است. مرور متون پزشکی نشان می دهد که هم اعتیاد به مواد و هم اعتیادهای رفتاری ارتباط نزدیکی با افزایش افکار و تلاش برای خودکشی دارند. یک بررسی نظام مند که آرمون و همکاران انجام دادند، نشان داد 35 درصد از افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد افکار خودکشی را گزارش کردند، درحالی که 20 درصد در سال گذشته اقدام به خودکشی کرده بودند [1]. در بین افراد مبتلا به اعتیادهای رفتاری، افکار خودکشی در اختلال قمار (22/9) و اعتیاد جنسی (18/2) بالاترین میزان بود [2]. عواملی مانند سابقه اقدام به خودکشی قبلی، افسردگی و سوء مصرف چند ماده به طور قابل توجهی خطر خودکشی را افزایش می دهند. وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین و عدم حمایت خانواده نیز به افزایش آسیب پذیری کمک می کند [2].
۹۹۴.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ناگویی هیجانی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب فراگیر ناگویی هیجانی طرحواره درمانی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش ناگویی هیجانی زنان مبتلا به این اختلال انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه ای ۴۵ نفره از زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که به کلینیک روان شناسی آرامیس شهرری مراجعه کرده بودند، به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه طرحواره درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل تقسیم شدند. گروه های آزمایشی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت مداخله قرار گرفتند. برای سنجش ناگویی هیجانی از پرسشنامه تورنتو استفاده شد و داده ها با تحلیل کوواریانس بررسی گردید. نتایج نشان داد هر دو رویکرد درمانی به طور معناداری ناگویی هیجانی را کاهش داده اند (p<0.05)، اما طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری در بهبود مؤلفه های تشخیص و توصیف احساسات و کاهش تفکر عینی نشان داد. این یافته ها مؤید نقش مؤثر هر دو رویکرد در بهبود تنظیم هیجانی در مبتلایان به اضطراب فراگیر است و بر ضرورت توجه به ابعاد هیجانی در درمان های روان شناختی تأکید دارد. توصیه می شود انتخاب رویکرد درمانی با در نظر گرفتن ویژگی های فردی مراجع صورت گیرد.
۹۹۵.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر میزان کاهش فرسودگی شغلی معلمان دوره ابتدایی

کلیدواژه‌ها: فرسودگی شغلی تنظیم هیجانی معلمان اثربخشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۵
مقدمه: فرسودگی شغلی و دشواری تنظیم هیجانی ناسازگارانه، سلامت و رفاه معلمان را به خطر می اندازد و نیز مانعی بزرگ بر مسیر رشد و پیشرفت تعلیم وتربیت و به تبع آن دانش آموزان می شود. هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر کاهش فرسودگی شغلی معلمان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و طرح های آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری کﻠیﻪ معلمان ابتدایی شهر سنندج بود که برابر با 1028 نفر بودند. برای بررسی وضعیت فرسودگی شغلی طبق جدول کرجسی و مورگان به صورت تصادفی نمونه ای 253 نفری انتخاب شد. سپس به روش نمونه گیری هدفمند 34 نفر که نمرات بالاتری در فرسودگی شغلی داشتند، انتخاب شدند و به صورت تصادفی و مساوی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ (1981) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS21 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون به عنوان کووریت، میانگین نمرات مشارکت کنندگان در پس آزمون دارای تفاوت معنادار می باشد (P˂0/05) که همین امر تأثیر آموزش تنظیم هیجانی را در تنظیم هیجانی نشان می دهد. نتیجه گیری: طبق نتایج آموزش تنظیم هیجانی بر کاهش فرسودگی شغلی تأثیرگذار است و باتوجه به نتایج به دست آمده می توان بیان داشت که دشواری راهبردی تنظیم شناختی هیجان می تواند عاملی در جهت رشد فرسودگی شغلی معلمان باشد که این امر را می توان از طریق آموزش راهبردهای تنظیم هیجانی برای تقویت هیجانات مثبت و کاهش هیجانات منفی به حداقل رساند و از فرسودگی شغلی معلمان جلوگیری نمود.
۹۹۶.

اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب «فابینگ»

کلیدواژه‌ها: آموزش مبتنی بر درمان کوتاه مدت راه حل محور اعتیاد به گوشی هوشمند تنظیم هیجان فابینگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه: «فابینگ» پدیده ای آسیب زا است که در آن فرد در تعاملات اجتماعی به جای توجه به مخاطب، به گوشی هوشمند خود مشغول است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب فابینگ است. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مبتلا به فابینگ در مدارس متوسطه اول غیرانتفاعی دخترانه منطقه ۲ شهر اصفهان در سال ۱۴۰۳ بود. از میان آن ها، ۳۶ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. هر دو گروه به پرسش نامه های اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان پاسخ دادند. گروه آزمایش ۸ جلسه ۷۵ دقیقه ای، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور دریافت کرد. پس از اتمام آموزش، دو گروه مجدداً پرسش نامه ها را تکمیل کردند و پیگیری دوماهه انجام شد. داده ها با «تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر» و آزمون های تعقیبی در نرم افزار spss-26 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین نمرات اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، در مراحل پس آزمون و پیگیری دوماهه تفاوت معناداری داشت (05/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور سبب کاهش اعتیاد به گوشی هوشمند و بهبود تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به فابینگ شد؛ بنابراین، می توان از این رویکرد در مداخلات آموزشی و روان شناختی مرتبط استفاده کرد.
۹۹۷.

پذیرش درد و سواد سلامت به عنوان پیش بینی کننده شدت درد: یک مطالعه مقطعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: درد مزمن سنجش درد مدیریت درد سواد سلامت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
اهداف درد مزمن یک بیماری فراگیر است که میلیون ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می دهد و تأثیرات قابل توجهی بر کیفیت زندگی افراد دارد. این مطالعه با هدف بررسی نقش پذیرش درد و سواد سلامت در پیش بینی شدت درد در میان افراد مبتلا به درد مزمن و ارائه بینشی در مورد عوامل غیردارویی که ممکن است بر تجربیات درد تأثیر بگذارد، انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه مقطعی شامل 350 شرکت کننده از ریچموند هیل، انتاریو، کانادا بود. شدت درد با استفاده از مقیاس عددی درجه بندی درد و پذیرش درد و سواد سلامت به ترتیب با استفاده از پرسش نامه پذیرش درد مزمن و پرسش نامه سواد سلامت ارزیابی شدند. همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی برای بررسی روابط بین متغیرهای مطالعه انجام شد. یافته ها پذیرش درد و سواد سلامت هر دو با شدت درد رابطه منفی معنی داری داشتند (به ترتیب 0/01>r=-0/45, P و 0/01>r=-0/38, P). در مدل رگرسیون، هر دو متغیر به طور قابل توجهی شدت درد را پیش بینی کردند و ۲۶ درصد از واریانس را تشکیل دادند (0/26=R²، R² تعدیل شده=0/24، 0/001>F-19/56, P). پذیرش درد (0/001>B=-0/15, B=-0/25, t=-5/00,P) و سواد سلامت (0/001 >t=-4/00 ,0/20=B=-0/10, B, P) به عنوان پیش بینی کننده های معنی دار ظاهر شدند. نتیجه گیری یافته های مطالعه نشان می دهد که پذیرش درد و سواد سلامت در مدیریت شدت درد در افراد مبتلا به درد مزمن نقش مهمی دارد. این یافته ها نشان داد مداخلات با هدف افزایش پذیرش درد و سواد سلامت می تواند در کاهش شدت درد و بهبود کیفیت زندگی برای مبتلایان به درد مزمن مفید باشد.
۹۹۸.

بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی – رفتاری بر علائم اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله، با نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب جدایی کودکان انعطاف پذیری شناختی بازی درمانی شناختی – رفتاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۷
زمینه: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات در بین مشکلات رفتاری کودکان است که منجر به اختلال در عملکرد تحصیلی، سازگاری اجتماعی، زندگی خانوادگی و روابط با همسالان می شود. علی رغم مطالعات متعدد در مورد بررسی اثربخشی درمانی شناختی- رفتاری براضطراب جدایی کودکان، در مورد تقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی در این اثربخشی، خلأ پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله با توجه به نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی انجام شد. روش: روش این پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان 11 تا 12 ساله با اضطراب جدایی بود که در سال تحصیلی 1403-1402 به کیلینیک های تخصصی کودک و نوجوان در غرب شهر تهران (گیشا)، مراجعه کرده بودند که از بین آن ها 110 نفراز طریق مصاحبه بالینی با مادر با استفاده از علائم تشخیصی DSM-5 و پرسشنامه اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. در نهایت، 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی بالا و 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی پایین انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (30 نفر) و گواه (30 نفر) گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) و انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال،2010) استفاده شد. برای آموزش گروه آزمایش از پروتکل درمان شناختی-رفتاری اضطراب برای کودکان (کندال و هدکی، 2006) در طی 12 جلسه 45 دقیقه ای استفاده شد. هم چنین برای تحلیل داده ها از تحیل کواریانس تک متغیره و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحیل کواریانس تک متغیره، حاکی از تأثیر معنادار متغیر انعطاف پذیری در اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر بهبود نشانه های بالینی اضطراب جدایی کودکان بود (05/0 P<). هم چنین نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بنفرونی در مرحله پیگیری نیز نشان داد، اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی-رفتاری با انعطاف بالا به طور چشمگیری بالاتر از اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی- رفتاری با انعطاف پایین بود، بنابراین، نقش تعدیل کنندگی انعطاف پذیری شناختی تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، بازی درمانی شناختی-رفتاری بر کاهش علائم اضطراب جدایی کودکان تأثیرگذار است، اما میزان اثربخشی آن به سطح انعطاف پذیری شناختی در کودکان بستگی دارد. ازاین رو، لازم است در درمان کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی، بازی هایی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی لحاظ شود.
۹۹۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر طرحواره اجتناب شناختی علائم اختلال اضطراب فراگیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه: بروز اختلال اضطراب فراگیر، فرآیندهای روانشناختی، شناختی، ارتباطی و اجتماعی افراد را با آسیب جدی مواجه ساخته و اجتناب شناختی آن ها را کاهش می دهد. اما آیا درمان مبتنی بر طرحواره به کاهش اجتناب شناختی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمک می کند؟ هدف: بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به 40 مرکز مشاوره روانشناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بودند که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. همه شرکت کنندگان توسط مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب شناختی (01/0p<) و علائم اختلال اضطراب فراگیر (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر طرحواره با بهره گیری از فنونی همچون آزمون اعتبار طرحواره، چالش با افکار اضطرابی و فاجعه بار، ایفای نقش و مواجهه و پیشگیری از پاسخ، دارای کارآیی بالینی مناسبی در جهت کاهش اجتناب شناختی و علائم اضطراب فراگیر به شمار می رود.
۱۰۰۰.

بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی اضطراب مادر تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه: با توجه به این که اضطراب و تروماهای دوران کودکی مادر بر رفتار او با کودک و به ویژه سبک فرزندپروری تأثیرگذار است، بررسی تأثیر این متغیرها بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک مهم تلقی می شود. علی رغم اهمیت موضوع، رابطه بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان با میانجی گری فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک بود. روش: روش این پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 370 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی، اضطراب و استرس (آنتونی و همکاران، 1998)، فرزندپروری ذهن آگاهانه (مک کافری و همکاران، 2015)، ترومای کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003) بود. هم چنین داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و R.4.3.1 تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش بسیار خوبی دارد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی رابطه مثبت و معنادار (01/0 P<)، بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی رابطه منفی و معنادار (01/0 P<) و بین فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی و مشکلات درونی سازی برونی سازی نیز رابطه منفی و معناداری (01/0 P<) وجود دارد. هم چنین نتایج معادلات ساختاری نقش میانجی گر بودن در زمان حال با کودک را بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و اضطراب افسردگی کودک (041/0 P=) و بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و شکایات جسمانی کودک (066/0 P=) تأیید کرد نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، با افزایش ذهن آگاهی والدین در بافت فرزندپروری به ویژه مقوله بودن در زمان حال با کودک می توان تا حدی اثرات منفی تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان را کاهش داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان