فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۴۱ تا ۵٬۵۶۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در مطالعات تاریخ محلی فارس وپژوهشهای تاریخ اجتماعی این خطه،وضعیت بهداشت وسلامت عمومی یکی از مباحث در خور توجه است.بررسی اسناد آرشیوی وشواهد تاریخی در خلال سالهای1304تا1320 ه.ش حاکی از گستره اقدامات نهادی در حوزه بهداشت وسلامت عمومی است.نهادهای بهداشتی در این دوران بر اساس سیاست های کلی حاکمیت در راستای نوسازی ومدرن سازی، فعالیت هایی در جهت نظارت بر بهداشت عمومی ومدیریت بحران های ناشی از همه گیری بیماریهای واگیرانجام دادند. مقاله ی پیش رو با اتکابه اسناد ارشیوی وسایر شواهد تاریخی می کوشد چشم اندازی از وضعیت سیاست وبهداشت عمومی را در فارس دوران پهلوی ارائه دهد.بر مبنای اهداف اصلی پژوهش دراین نوشتار،ضمن تبیین تهدیدات سلامت عمومی وعوامل اسیب زا در این زمینه ،رویکرددولت وسایر آحاد اجتماع در این زمینه نیز مد نظرقرار خواهد گرفت. دستاوردهای این پژوهش نشانگرگستره ی اقدامات نهادهای بهداشتی ونظارت دولت دررفع چالش های این حوزه وتاثیرسرمایه های اجتماعی وفرهنگی در رفع معضلات بهداشتی وعوامل تهدید زای سلامت عمومی در این خطه است.نمود بارزتعامل سرمایه های اجتماعی وفرهنگی ،تعامل مدیران نهادهای آموزشی با موسسات بهداشتی فارس در راستای حفظ بهداشت وسلامت عمومی این منطقه است. واژگان کلیدی:بهداشت وسلامت عمومی،فارس،پهلوی *استادیار دانشگاه آزاداسلامی واحدداراب **دانشیار دانشگاه بیرجند
نگرشی به نظریه جامعه شناسی عصبیت، ابن خلدون در تشکیل جامعه و حکومت هخامنشیان
منبع:
تاریخ ایران اسلامی سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
119 - 144
حوزههای تخصصی:
حکومت هخامنشیان حکومتی بود که از حدود سال 700 قبل از میلاد در جنوب غربی ایران تأسیس شد. حکومت هخامنشیان بعد از مادها دومین حکومت ایرانی بود که تشکیل شد. اما امپراتور هخامنشیان فراتر از مرزهای ایران رفت و حدود سه چهارم جهان را تسخیر کرد. حکومت هخامنشیان حکومت قبیله ای بود که بر اساس ویژگی ها، خصلت ها و اصالت های طوایف پارسی تأسیس شد. حسب هایی که حدود 370 سال باعث دوام حکومت آنها شد. ابن خلدون با استفاده از این ویژگی، نظریه عصبیت را در بوجود آمدن حکومت ها مطرح کرد. در این تحقیق با استفاده از نظریه عصبیت ابن خلدون، به چگونگی تشکیل، دوام استحکام جامعه و زوال حکومت هخامنشیان با توجه به عصبیت هخامنشیان پرداخته شده است.
نقش ازدواج های سیاسی چنگیزخان در یکپارچگی مغولان
حوزههای تخصصی:
مغولان اقوامی صحراگرد بودند که به صورت قبیله ای زندگی می کردند. آن ها مجبور بودند برای دوام آوردن در زندگی سخت کوچ نشینی، رابطه خود را با قبایل دیگر مستحکم کنند. یکی از راه های حصول به این هدف، ازدواج های سیاسی بود که زنان نقش مهمی در آن داشتند. چنگیز خان که از میان همین قبایل مغولی برخاسته بود، توانست تمام قبایل مغولی و غیر مغولی ساکن در مغولستان و اطراف آن را با پیوندهای سیاسی به خود نزدیک کند و به وسیله آن ها به سرزمین های متمدن آن روز (چین- ایران) حمله کند. در این پژوهش تأثیر ازدواج های سیاسی بر ساختار قدرت در دوره چنگیزخان (623 ه .ق) مورد بررسی قرار می گیرد، شیوه این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده است که با گردآوری منابع و داده ها از کتابخانه ها و تحلیل مطالب گردآوری شده به نگارش و تدوین شده است.
بررسی تحلیلیِ نمایش های مردمیِ رایج در تهرانِ عصر ناصری
حوزههای تخصصی:
در عصر حکومت ناصرالدین شاه (1313-1264 ق/ 1895-1847 م)، به دلیل آزادی های نسبی و از سویی طبع هنر دوست او، نمایش های سنتی ایران به صورتی آزادانه تر- البته گاه با قبض و بسط هایی- نسبت به ادوار قبل و حتی پس از خود ادامه یافت. این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع متقن و تحقیقات جدید به این پرسش پاسخ دهد که رایج ترین نمایش های تهران در عصر ناصری چه بوده و از چه ویژگی های هنری بصری در اجرا و درون مایه کلامی برخوردار و متعاقباً هنرمندان این عرصه دارای چه جایگاهی در دربار و در نزد توده مردم بوده اند؟ یافته ها حاکی از آن است که در نمایش های عصر ناصری در تهران، علاوه بر کاربرد تکنیک های هنری که تا پیش از آن چندان رایج نبوده است، آمیزه ای از عادات، آداب، کلام و گفتار موجود بود که خود عاملی محسوب می-گردید تا همواره از سوی دربار و عامه مردم، خواست فزاینده ای بر این گونه نمایش وجود داشته باشد. علاوه بر این، نمایش های سنتی، ملموس ترین و عینی ترین شکل از بازآفرینی موقعیت ها و روابط انسانی را در خود داشت و از این رو می توان گونه های نمایشی این عصر را؛ قالبی برای اندیشه، روندی برای شناخت و شیوه ای برای برگردانیدن مفاهیم انتزاعی به شرایط ملموس انسانی دانست. این نمایش ها در تهرانِ عصر ناصری، در یک دسته بندی کلی شامل تعزیه، معرکه، نقالی، تقلید، تخت روحوضی و خیمه شب بازی می باشد.
جایگاه پزشکان مورخ در تاریخ نگاری اسلامی
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری اسلامی و به تعبیری تاریخ نگاری مسلمانان به عنوان یکی از ابعاد و مظاهر مهم فرهنگ و تمدن اسلامی از جایگاه ویژه ای در بین سایر مولفه های آن برخوردار است. در فرایند تدوین تاریخ نگاری اسلامی؛ افراد، طبقات و گروههای مختلف از جمله پزشکان، حکما، مورخان و... سهیم بوده داند. با وجود مطالعات و بررسی های گسترده ای که درباره پزشکان دوره اسلامی انجام گرفته است؛ مطالعه درباره افرادی که به صورت همزمان به طبابت و تدوین کتب تاریخی پرداخته اند، کمتر انجام گرفته است. سوال اصلی این پژوهش، این است که پزشکان مورخ چه نقشی را در توسعه تاریخ نگاری اسلامی ایفا نموده اند؟ این گروه از پزشکان از چه جایگاهی در تاریخ نگاری اسلامی برخوردار بوده اند؟ آیا پزشکان مورخ به منابع و اسنادی فراتر از سایر مورخان دسترسی داشته اند؟ شیوه های تاریخ نگاری آنان چگونه بوده است؟ و... .اولین فرضیه ای که می توان مطرح کرد، این است، در بین پزشکان دوره اسلامی، مورخان معروفی وجود داشته و آنان با توجه به موقعیت و مناصب شان، نقش بارزی در تاریخ نگاری اسلامی ایفا نموده اند و همچنین مورخانی هم بوده اند که علاوه بر تدوین کتب تاریخی، در پزشکی نیز دستی داشته و صاحب کتب مهم پزشکی هم بوده اند. در نوشتار حاضر سعی شده است ضمن پرداختن اجمالی به جایگاه پزشکان مورخ در تاریخ نگاری اسلامی با تکیه بر منابع و استنادات تاریخی و به روش کتابخانه ای به سوالات فوق پاسخ های مناسب داده شود.
نادرشاه، مشروعیت و شورش های اجتماعی 1139ﻫ.ق – 1152ﻫ.ق/1726م- 1740م(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصاحب قدرت در طول تاریخ ایران اگرچه با زور و غلبه توأم بود و حکومت ها ماهیتی دیکتاتوری و یا استبدادی داشتند، ولی برای تحکیم و ادامه حاکمیت خود ناگزیر از کسب مشروعیت سیاسی بودند. نادر با در پیش گرفتن سیاست تساهل مذهبی و با طرح نظریه خامس مذاهب، سعی کرد در آشتی و جلب حمایت پیروان هر دو مذهب شیعه و سنی و کسب مشروعیت دینی و سیاسی در داخل و خارج از کشور برآید، ولی شورش های داخلی در پوشش صفوی خواهی و حملات و دشمنی های بی وقفه ی عثمانی، به شکست تلاش های او منجر گردید و از طرفی، تلاش نادر برای نسب سازی با ایجاد پیوندهای خونی خود و اطرافیانش با خاندانهای پادشاهی، با تفکرات فر ایزدی رسوب کرده در اذهان عامه مغایر افتاد. در اوایل، بر خلاف نظر عموم، این حس تکبر و تشخص دیوانیان، خوانین و سران ارتش بود که قدرت گیری دون پایه ای چون نادر را بر نمی تابید، ولی با بحث پادشاهی و اصلاحات مذهبی نادر، این حس درهم تنیدگی قدسیت- سیادت و مرشدیت خاندان صفوی با مذهب تشیع در وجدان عمومی بود که با غلیان و جوشش و سرریزی، پذیرش نادر را بعنوان سردمدار پس می زد.
جاده وخان در مبادلات تجاری میان ایران و چین (از قرن اول تا قرن هشتم ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاخه اصلی راه ابریشم، که یک سر در قسطنطنیه و یک سر در چانگ آن داشت، دارای شاخه های فرعی موازی و متقاطع بسیاری بود که به بیشتر آنها تا امروز توجه کافی نشده است. راه بزرگ خراسان (راه اصلی ابریشم) در آستانه ورود به ماوراءالنهر، در شهر آمل به دو شاخه تقسیم می شد: جاده جونغاریه و جاده وخان. جاده جونغاریه از راه سغد- فرغانه وارد سرزمین چین می شد؛ اما جاده وخان به موازات رود جیحون تمام مسیر رود را تا سرچشمه اصلی آن، در دره وخان، طی می کرد و ازطریق همین دره وارد سرزمین چین می شد. هدف از این بررسی نیز مطالعه این جاده ازلحاظ جغرافیا و تجارت جاری در آن است. با اتکا به رهیافتی توصیفی این بررسی قصد دارد تا با کنکاش در کتب تاریخ و جغرافیای اسلامیِ حد فاصل قرون سوم تا هشتم هجری، سفرنامه های جهانگردانی چون مارکوپولو و هیون تسانگ، و برخی یافته های معاصر باستان شناسی به ارائه تصویری جامع از این جاده و مبادلات آن نائل آید. جاده وخان ضمن پوشش تجارت در ربع مرو، ربع بلخ، حوزه چغانیان و قبادیان، حوزه ختّلان، حوزه بدخشان و حوزه وخان شبکه داد و ستد گسترده ای را در تمام طول راه خود از آمل تا ختن ایجاد کرده بود.
خاندان رازی و تحول تاریخ نگاری در آندلس(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال هجدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۷۲)
245 - 270
حوزههای تخصصی:
دانش تاریخ نگاری اسلامی در آندلس، با وجود هویت و شاکله ویژه خود، از دیگر نقاط جهان اسلام تأثیر پذیرفته است. یکی از جریان های اثرگذار بر تاریخ نگاری اسلامی در آندلس، خاندان رازی در سده سوم تا پنجم قمری/ نهم تا یازدهم میلادی است که تاکنون تحقیق مستقل و جامعی درباره آنها صورت نگرفته است . این مقاله، با تکیه بر روش تحلیل وقایع، به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که با توجه به بسترهای شکل گیری تاریخ نگاری آندلس، نقش خاندان رازی در زمینه انتقال تجربیات تاریخ نگاری به آندلس چه بوده است؟ یافته های این پژوهش، نشانگر آن است که از سده سوم و ابتدای سده چهارم هجری، با ورود مورخانی از خاندان رازی، روش حدیثی در کنار تاریخ نگاری واقع گرایانه سبک کوفی، زمینه ساز تحول تاریخ نگاری آندلس شد . گرایش به تدوین تاریخ های عمومی تا پایان دوره امویان در آندلس و گرایش شدید خاندان حاکم به تدوین طبقات شاعران و ادیبان و نیز تاریخ نگاری منظوم در اواخر عصر اموی و تقویت رویکرد عقلانی ترشدن، جدا از سیر تاریخ نگاری درباری در دوره های بعد را می توان از مهم ترین پیامدهای حضور خاندان رازی برشمرد.
نقش شتر در اقتصاد کویرنشینان (مورد: روستای رضا آباد شهرستان شاهرود)
منبع:
ذخایر انقلاب (عشایر) دوره ۲ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۵۸
129 - 146
حوزههای تخصصی:
مثلث قحطی، ناامنی و بیماری در اصفهان پس از جنگ جهانی اول
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال اول پاییز ۱۳۹۶ شماره ۱
45-72
حوزههای تخصصی:
جنگ جهانی اول برای ایران پیامدهای زیانبار بسیاری از جمله مثلث سیاه قحطی، ناامنی و بیماری در پی داشت که بخشی از پیامدهای این جنگ در کشور ایران بود. این پژوهش با استناد به منابع از جمله خاطرات برجای مانده و روزنامه های منتشر شده در همان زمان در شهر اصفهان، تلاش دارد ابعادی از این فاجعه انسانی را در این شهر به تصویر کشیده و نشان دهد مصائب قحطی، ناامنی و بیماری چه اثراتی بر شهر برجای نهادند؟ مدیریت شهری در این میان چگونه عمل می کرد؟ و تصمیمات نهادهای مختلف شهری از جمله حاکم و بلدیه چقدر بر معادلات فوق اثر نهادند؟ یافته های پژوهش که با شیوه تاریخی است نشان می دهد که بروز عوامل مختلف از جمله ناامنی، قحطی و شیوع بیماری، روزگار سختی را برای مردم اصفهان پس از جنگ جهانی اول برجای نهاده بود و نحوه مواجهه مدیریت شهری، متنفذان، مردم و جوانان را با این پدیده ها و تبعات آن نشان می دهد.
خسرو انوشیروان و شکوفایی فرهنگ و تمدن ایران در دورة ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکوفایی فرهنگ و تمدن یک سرزمین پیوند تنگاتنگی با خردمندی و فرهیختگی فرمانروایان آن دارد و اگر این ویژگی ها با بردباری و آزاداندیشی یک فرمانروا همراه شود، نخبگان و اندیشمندان به سوی او روی خواهند آورد. خسرو انوشیروان (531-579 م.) پادشاه فرهیخته و خردمند ساسانیان، چنان که منابع تاریخی ایرانی و ناایرانی گواه اند، هم دانش دوست بود و هم آکنده از بردباری دینی و آزاداندیشی. ازاین رو، در دوره فرمانروایی او دانشمندانی از دیگر سرزمین ها به ایران آمدند که یک نمونه آن، ورود فیلسوفان و پزشکان بیگانه به شهر جندی شاپور در خوزستان بود. خسرو انوشیروان که شیفته دانش و فلسفه بود و همیشه با فیلسوفان و اندیشمندان گفت وگوها و هم اندیشی داشت، تلاش زیادی هم برای گردآوری کتاب های علمی هندی و یونانی و ترجمه ی آنها به زبان پهلوی (= فارسی میانه) انجام داد. همچنین خسرو انوشیروان برای گستراندن امنیّت در ایران، نهادینه کردن فرهنگ کار و کوشش و ایجاد همدلی و یکپارچگی در کشور، که همگی از زمینه های پیدایش و شکوفایی فرهنگ و تمدن ها بوده اند، فعالیت های زیادی کرد. در این پژوهش، کوشش خواهد شد با سودجستن از منابع تاریخی و به روش توصیفی تحلیلی، به اقدامات خسرو انوشیروان برای شکوفایی فرهنگ و تمدن ایرانی پرداخته شود
آفرین و نفرین در آثار ایرانی باستان و میانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آفرین و نفرین(دعا و لعن) از بن مایه های دینی، فرهنگی، اسطوره ای و ادبی است که از دیرباز، همگام با هم، از ادبیات قبل از اسلام تا شریطه های قصاید مدحی و انواع مختلف ادبی استمرار یافته است. هدف این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، بررسی وجوه مختلف آفرین و نفرین در آثار دوران پیش از اسلام(باستان و میانه) است. از همین منظر، با توجه به آثار ایرانی باستان(اوستا و کتیبه های هخامنشی) و آثار اشکانی و پهلوی دوران میانه(کتیبه های شاهان و رجال ساسانی، کتاب های کارنامة اردشیر بابکان، یادگار زریران و ...)، انواع دعا و نفرین استخراج و از جنبه هایی مانند نقش آن در پیشبرد کارها، اهداف، درخواست کنندگان، بلا یا نعمت های درخواست شده، کارکردها و جنبه های بلاغی آن بررسی شده است. در اوستا این دو مقوله به خصوص آفرین و دعا در بخش های نیایشی آن بسامد گسترده ای یافته که بیشتر در راستای اهداف، تعالیم، اندیشه ها و آموزه های مذهبی قرار گرفته و موجودات اهریمنی نفرین و موجودات اهورایی مورد دعا واقع شده اند. در کتیبه های هخامنشی دعا و نفرین، از یکسو هدف ترغیبی و گاه تحذیری در خصوص پاسداشت کتیبه ها دارد و از سویی دیگر حس وطن دوستیِ پادشاهان را با بسامد فراوان دعاهای نیک نسبت به کشور نشان می دهد. در کتیبه های دوره میانه نفرین دیده نمی شود، اما دعا همچنان استمرار یافته که بیشتر متضمن طلب عمر طولانی و پیرورزی بر دشمنان است. در کتاب های این دوره دعا و نفرین بیشتر کارکردی ادبی داشته و نشان گر حالات عاطفی شخصیت ها در موقعیت های مختلف روایی است.
بررسی اهمیت موضوع نان در تحولات سیاسی اجتماعی شهر اصفهان دوره پهلوی اول (1304تا1320شمسی/1925تا1941م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سده های اخیر تاریخ ایران، کمبود نان همواره یکی از بحران های اصلی بوده است. قحطی نان و خواروبار از مسائل مختلف جغرافیایی و سیاسی، کاهش نزولات آسمانی، شیوه کشاورزی سنتی و بروز دو جنگ جهانی ﻣﺘﺄثر بود. با بروز قحطی، مردم و دولت های وقت با بحران کمبود نان مواجه می شدند. نانیکه غذای اصلی مردم بود. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به پرسش های ذیل است: وضعیت نان شهر اصفهان در دوره پهلوی اول به چه صورت بود. چه اقداماتی برای رفع این مشکلات صورت گرفت؟ اقدامات دولت تا چه میزان در حل مشکل نان در اصفهان مؤثر بود. براساس یافته های به دست آمده در این پژوهش، در دوره پهلوی اول برای رسیدگی به وضعیت نان شهر اصفهان و رفع مشکلات آن اقداماتی صورت گرفت. بخشی از این اقدامات عبارت بود از: دخالت مستقیم دولت در خرید گندم از کشاورزان و فروش آن به نانواها، تدوین نظام نامه هایی برای کاهش دادن و تثبیت کردن قیمت نان، نظارت بر عملکرد نانواها ازطرف بازرسان شهرداری اصفهان، رسیدگی به وضعیت بهداشت مغازه های نانوایی و سلامت نانواها، صدور مجوز قانونی ازطرف شهرداری برای فعالیت نانوایی ها. به نظر می رسد که در دوره پهلوی اول، دولت تلاش هایی انجام داد؛ اما به طور قطع مشکلات نان شهر اصفهان را خاتمه نداد؛ زیرا بروز جنگ جهانی دوم و وقایع شهریور1320/1941م، نشان داد که مشکلات ریشه دار مربوط به نان در شهر اصفهان همچنان پابرجاست. در این مقاله، روش پژوهش به صورت کتابخانه ای و بررسی اسناد و روزنامه ها و تطبیق و تحلیل منابع موجود، به خصوص منابع اصلی، است.
نقش جریان های شرق شناسی و ایران شناسی در پیدایش تاریخ نگاری های ملی در ایران؛ از قاجاریه تا پایان پهلوی اوّل(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پیدایش تاریخ نگاری ملی گرایانه در تاریخ معاصر ایران، تأثیر گسترده ای بر روند تاریخ نگاری علمی مورخان ایرانی و شکل دادن به نگاه ها و داوری های تاریخی آن ها به گذشته کشورشان داشته است و موجب بروز یا تقویت جریان های فکری چندی همچون: ملی گرایی ادبی، سره نویسی و باستان گرایی شده است. در بین عوامل متعدد مؤثر در پیدایش این مکتب، می توان از جریان شرق شناسی و ایران شناسی، به عنوان یکی از مهم ترین آن ها نام برد. این جریان، سبب شد غالب مورخان و روشنفکران ایرانی، به نوعی غرور شبه ملی و خودبزرگ بینی مفرط دچار شوند و ایران و تمدن ایرانی را به شکلی اغراق آمیز و غیرواقعی، مبنای اصلی تمام تمدن های جهان در ادوار مختلف بینگارند و افزون بر آن، به برخی از همسایگان دیرینِ خود، دیدگاهی تحقیرآمیز و دشمنانه بیابند و آنان را عامل افول و نابودی مدنیت و شکوه منسوب به عهد باستان خویش بپندارند. در مقاله حاضر، با استفاده از روش تحقیق توصیفی تحلیلی و تکیه بر نخستین و مهم ترین آثار تألیفی شرق شناسان و ایران شناسان درباره ایران، و سپس، بررسی روند ظهور اوّلین تاریخ های ملی گرایانه از سوی مورخان ایرانی، این مسئله در بازه زمانی دوره قاجاریه تا پایان حکومت پهلوی اوّل، مورد بررسی قرار گرفته است
موانع و مشکلات حمل جنازه شیعیان هند به مشهد در اواخر دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این نوشتار، به بررسی برخی مشکلات حمل جنازة شیعیان مقیم هند به ایران به منظور دفن در اماکن مقدسه شیعیان به خصوص مشهد طی سال های 1323تا 1328ق می پردازد. روش/ رویکرد: این مقاله، با تکیه بر محتویات تعدادی از اسناد وزارت امورخارجه ایران و مندرجات بعضی منابع اصلی و تحقیقات معتبر و با رویکردی توصیفی- تحلیلی تنظیم شده است. مقاله، این پرسش اساسی را مورد توجه قرار می دهد که حمل جنازة شیعیان هند به ایران به منظور دفن در اماکن مقدسه شیعیان به خصوص مشهد با چه موانعی مواجه می شد؟ و علاقه مندان به انجام این مقوله، از چه شیوه ها و ابزارهایی برای برطرف ساختن این مشکلات استفاده می کردند؟ یافته ها و نتیجه گیری: یافته های این تحقیق، نشان می دهد که باوجود برخی ضوابط و سختگیری های بهداشتی در ایران در اواخر دورة قاجار که بعضاً به امنیت تجارت هند بریتانیا ارتباط داشت، شیعیان هند با استفاده از راهکارهایی چون توسل به افراد بانفوذ، تلاش می کردند تا مشکلات و موانع حمل و دفن مردگان خود در اماکن مقدس شیعیان به خصوص در مشهد را کاهش داده و هدف خویش را جامه عمل بپوشانند.
از طبرستان تا مازندران؛ تأملی بر دگرگونی مفهومی و جغرافیایی طبرستان از آغاز تا قرن هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرزمین طبرستان از جمله مناطقی است که وجه تسمیه و حدود جغرافیایی آن مورد مناقشة بسیاری بوده است. این عنوان به طور رسمی در دوران قبل از اسلام و بخشی از دوران اسلامی (تا پایان سدة هشتم هجری) کاربرد عام داشته است. از این زمان به عللی نه چندان مشخص جای آن را کلمة مازندران گرفت. دگرگونی در نام و نشان این منطقة راهبردی از حیث اهمیت تاریخ و هویت محلی مسئلة مهمی است که هدف نوشتار حاضر قلمداد می شود. این نوشتار با رویکرد توصیفی تحلیلی، ضمن توجه به پیشینة طبرستان و ماهیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن، جایگزینی عنوان مازندران را برای حدود جغرافیایی مورد نظر بررسی می کند. حاصل تحقیقات نشان می دهد که وجة تسمیة طبرستان با ساکنان حاضر در آن و نام گذاری مازندران با ویژگی های جغرافیایی آن تناسب بیشتری داشته است. گسترة سیاسی این محدودة جغرافیایی به ویژه در دورة اسلامی نیز، بنابر عللی همچون رقابت های خاندانی، درگیری های داخلی و توسعه طلبی حکام، در نوسان بوده است.
بررسی جایگاه تصوف و فرق صوفیانه همدان در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همدان در طول تاریخ همواره پذیرای اقوام و گروه های مختلف قومی و مذهبی بوده که اهل تصوف از قدیمی ترین آنها به شمار می رود. این شهر در دوره قاجاریه به دلیل موقعیت طبیعی و جغرافیایی خود در غرب ایران و نزدیکی به مسیرهای ارتباطی، مورد توجه گرو ههای صوفیانه قرار گرفت. افزایش جمعیت صوفیان در این دوره و گسترش فعالیت های آنان منجر به برخی انشعابات و برخورد با دیگر گروه ها گردید، هرچند بسیاری از این وقایع و حوادث این گروه در این دوره، متأثر از سیاست های حاکمان قاجاری و خاندان های حاکم محلی بود. لذا نگارندگان در پژوهش حاضر در تلاش هستند تا در یک رویکرد توصیفی و تحلیلی به بررسی جایگاه تصوف همدان در دوره قاجاریه و فرق و انشعابات آن بپردازند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تصوف و فرق صوفیانه همدان در این دوره، علی رغم برخی وقایع و حوادث، یکی از دوران های پررونق خود را تجربه کرد که افزایش جمعیت و نفوذ صوفیان در این دوره خود گویای این واقعیت است.
بررسی بر همکنش های فرهنگی ایران و هند بر اساس یافته های باستان شناسی و منابع مکتوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یافته های باستان شناسی ارتباط تجاری ایران و بین النهرین و دره سند در شبه قاره هند را از دوره سومریان اثبات می کند. مردم ایران و هند در طول تاریخ حتی پیش از ورود اقوام آریایی به فلات ایران و سرزمین هند با یکدیگر ارتباط فرهنگی داشتند. یافته های باستان شناسی در هند، مشابه آثاری است که باستان شناسان در فلات ایران و بین النهرین به دست آورده اند. این دست-آورد حکایت از آن دارد که ساکنان هند و ایران پیش از مهاجرت طایفه های آریایی، با همدیگر ارتباط داشته اند. با فتح هند در دوره هخامنشیان ارتباطات بیشتری بین دو منطقه حاکم شد. اولین بار کوروش با فتح باختر یا بلخ به شبه قاره هند نزدیک شد و پس از او داریوش در517 ق.م شمال غربی هند را تصرف نمود. لذا آثار مستند به جای مانده از دوره ی هخامنشیان مانند نقشها و کتیبه های تخت جمشید نشان دهنده ی گسترش قلمرو حکومت ایران در غرب هند است و بیانگر آن است که بخشهایی از غرب هند در این عهد خراجگزار حکومت مرکزی ایران بوده است. ساتراپی جدید یا همان هندوش کتیبه های هخامنشی، که تا بخش جنوبی دره ی سند و در پاکستان کنونی گسترده بود، شرقی ترین استان امپراتوری هخامنشی است.
حج؛ عرصه همگرایی و واگرایی حسنیان و عباسیان (از اواخر عهد اموی تا پایان اولین دوره قیام های حسنی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناسک حج در آیین اسلام، فرصتی بی بدیل برای تزکیه نفس انسان ها، مایه ایجاد وحدت در امت اسلامی و اثرات سازنده بی شمار دیگر است. این فریضه دینی که پیامبر اسلام 6 و ائمه : بر انجام آن تأکیدی ویژه داشتند، در زمانی کوتاه پس از درگذشت رسول خدا 6 به ابزاری برای جهت دهی به اهداف سیاسی حاکمیت و نیز مخالفان آن تبدیل شد. تناقض رویکرد عامه مسلمانان به حج، با آن چه هدف طبقه حاکم و گروه های رقیب آن از حج گزاری در دوره های مختلف تاریخ اسلام بوده، برای پژوهشگران حوزه تاریخ، مسئله ای تأمل برانگیز است. با توجه به خیزش حسنیان و عباسیان برای کسب قدرت از اواخر خلافت امویان و امکان بهره وری آنها از موسم حج در جهت پیشبرد اهدافشان، پژوهش حاضر بر آن است که به روش توصیفی تحلیلی، به این پرسش اساسی پاسخ دهد که شیوه های بهره گیری عباسیان و حسنیان، از اواخر دوره اموی تا پایان اولین دوره قیام های سادات حسنی، از موسم حج چگونه بوده است؟ فرضیه مقاله آن است که در اواخر دوره مروانی، موسم حج فرصتی برای دیدار، تجدید پیمان و برنامه ریزی علیه حاکمیت (عرصه همگرایی دو طیف اقتدارطلب) بود؛ اما پس از روی کار آمدن عباسیان، به ابزاری برای کنترل فعالیت های سیاسی سادات حسنی از سوی حاکمیت و اغتنام فرصتی برای رازگشایی سیاست انحرافی عباسیان و حتی تمایل به حذف آنان از سوی هواداران حسنیان (واگرایی دو طیف رقیب) بدل شد.
تحلیل نوسازی نظام آموزشی ایران در دهه چهل و اوایل دهه پنجاه (با تأکید بر کنفرانس انقلاب آموزشی رامسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۳ (پیاپی ۸۱/۵)
25-45
حوزههای تخصصی:
به منظور دست یابی به علوم نوین و تربیت نیروی انسانی ماهر، نوسازی نظام آموزشی ایران، از دغدغه های دولت مردان ایرانی در دوره قاجار و پهلوی بود. با وجود نوسازی هایی که در دوران قاجار و پهلوی اول صورت گرفت، دهه چهل و اوایل دهه پنجاه اوج نوسازی آموزشی ایران محسوب می شود. این امر که ناشی از ضرورت های داخلی و بین المللی بود، دولت پهلوی را واداشت تا با حمایت امریکا و با اتکا به درآمد روزافزون نفتی، نوسازی آموزشی را به عنوان یکی از مهم ترین اولویت های توسعه خود قرار دهد. در اصول انقلاب سفید چندین اصل را به امور آموزشی اختصاص یافت و برای پیگیری اجرای این اصول از سال 1347 تا 1355 ش. هر ساله کنفرانسی با عنوان «انقلاب آموزشی رامسر» برگزار شد. این پژوهش بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی، زمینه ها و اهداف نوسازی نظام آموزشی توسط دولت پهلوی را با تأکید بر اسناد و مصوبات کنفرانس رامسر تحلیل نموده و ایدئولوژی حاکم بر این نوسازی را واکاوی نماید. یافته های پژوهش بر آن است که نوسازی نظام آموزشی تحت تأثیر مکتب نوسازی به منظور رفع عقب ماندگی تاریخی نظام آموزشی و تأمین نیروی انسانی ماهر و برآورده کردن اهداف ایدئولوژیک دولت پهلوی صورت می گرفت.