فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۸۱ تا ۳٬۴۰۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۳
۱۷۷-۱۴۵
حوزههای تخصصی:
مفاهیم حقوقی و سیاسی مشروطیت در اندیشه ی متفکران آن انقلاب از اهمیت زیادی برخوردار است. این مفاهیم نیازمند توضیح و تبیین است، زیرا در بیشتر آثار مربوط به مشروطیت به این جنبه از آرای آنها پرداخته نشده است. مفهوم مجلس یکی از این مفاهیم بسیار مهم است. آخوند خراسانی به عنوان یکی از رهبران انقلاب مشروطیت توجه خاصی به این مفهوم داشت و معتقد بود که مجلس با اساسِ مشروطیت، یعنی تحدید قدرت، رابطه ای نزدیک دارد. در این مقاله کوشش شده است مفهوم مجلس، مبانی مجلس، اهداف مجلس و وظایف مجلس در اندیشه ی آخوند خراسانی، همچنین نقش فقیهان در مجلس و رابطه ی نهاد مجلس و نمایندگان آن با مردم بررسی شود. آخوند خراسانی سعی کرده است در نوشته های خود هرکدام از این جنبه ها را به دقت بررسی کند که البته به علت نداشتن رساله ای مستقل این مسائل به صورت پراکنده در نوشته های او وجود دارد.
درآمدی بر سیاست عرفی در اندرزنامه های دوران میانه ایران: مطالعه موردی قابوسنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۲ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۴
۸۱-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
در تلقی رایج اندرزنامه های دوران میانه بازسازی اندیشه شاه آرمانی بشمار می آیند اما در اغلب آثار شاخص این سنت فکری نشانه های گسست از مفهوم فرّه ایزدی و گرایش به تلقی عرفی از سیاست و حکومت مشاهده می گردد. از این رو تحلیل اندرزنامه های برجسته دوران میانه از منظر اندیشه سیاسی می تواند دیباچه تفسیری نوآیین از سنت اندرزگویی باشد. اندیشه سیاسی تأمل عقلانی در شیوه تولید و توزیع قدرت در بستر مدینه و ارائه چهارچوبی از رابطه حکم و اطاعت است. لذا هدف این مقاله استخراج مقولات ناظر بر مفاهیم حکم و اطاعت از متن قابوسنامه امیر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار با تأکیدی ویژه بر باب چهل و دوم و تحلیل آنها از این منظر جهت شناخت ابعاد اندیشه سیاسی قابوسنامه است؛ اندرزنامه ای که به گونه ای جامع و کاربردی روش درست رفتار در زندگی را بیان می نماید. یافته های پژوهش دلالت بر این دارد که عنصرالمعالی مهم ترین پاره گفتار قدما در خصوص سیاست، یعنی برگزیدگی و عنایت الهی شاهان را در معرض تردید قرار داده و بر مبنایی عملی و عرفی، تمشّیت امور را عامل پایداری حکومت می داند.
رویکرد جامعه شناختیِ تصوّف در پژوهش های شرق شناسان با تکیه بر خانقاه پژوهی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۳
۸۸-۶۱
حوزههای تخصصی:
به سبب حضور مستمرِ نگرش عرفانی در ضمیر فردی و اجتماعی ایرانیان، در جریان شناسی رویدادهای فرهنگی ایران، باید همواره ماهیت و کارکردهای مکتب تصوف تحلیل شود. شرق شناسان در بررسی و تحلیل تصوف ایرانی اسلامی، از مطالعات تطبیقی، رویکردها و متدولوژی های تحقیقی متنوّعی بهره برده اند. تصوف پژوهی، از منظر اجتماع و توده ها، بخش مهمی از تحقیقات شرق شناسان را در بر می گیرد. جستار حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، در پی واکاویِ رویکردِ جامعه شناختی در پژوهش های عرفانی مستشرقان است؛ به گونه ای که کوشیده است از رهگذر این کاوش انتقادی، چگونگی تلائم و تباین تصوف و اجتماع در تحقیقات آنان آشکار شود. نظام شیخوخیت، آزادی مذاهب و چیستی و چگونگی سماع، در خانقاه پژوهیِ شرق شناسان برجسته است. با غوررسی در تحقیقات آنان، «پیوند تصوف و فتوّت» آشکار می گردد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که غالب شرق شناسان، تصوفِ توده گرایِ خانقاهی و گرایش عامه مردم به تصوف را به سبب برابری اجتماعیِ طبقات ارج می نهند و از دیگرسو، گرایش مشایخ را به قدرت نقد کرده اند. در نگاه آنان، هرچند بن مایه های فتوّت صوفیانه، اساس محبوبیت اجتماعی تصوف را شکل داده است؛ مع ذلک، نخبه سالاری عرفان در دوره ی نخستین تصوف، به سبب دوری از طریقت زدگی، نتایج مؤثّرتری داشته است.
چالش های اجرای اصلاحات ارضی در فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس (1341-1350ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: گزارش ابعاد و روند اجرای اصلاحات ارضی و مشکلات آن در فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس. روش/ رویکرد پژوهش: برای گرد آوری داده ها منابع آرشیوی و کتابخانه ای بررسی شده است. یافته ها و نتیجه گیری: اصلاحات ارضی در این منطقه تحت تأثیر حوادث فارس و برنامه سرکوب مالکان و خوانین منطقه در آرامش و بدون مخالفت پیش رفت. اکثر مالکان بدون مخالفت و داوطلبانه اسناد مالکیت خود را به سازمان اصلاحات ارضی تحویل دادند گرچه برخی کوشیدند با رشوه دادن به مأموران اصلاحات ارضی منافعی برای خود حفظ کنند. نبود سازمان مستقل اصلاحات ارضی در مرکز و بخش ها و کمبود امکانات مالی و نیروی انسانی آموزش دیده پیشبرد اصلاحات را دشوار کرد.
دو نامه به زبان ترکی از طرف پادشاهان ایران
منبع:
تاریخنامه خوارزمی سال هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۰
36-44
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با عنوان اصلی İran şahlarinin iki Türkçe mektubu توسط مرحوم فکته لایوش مجاری (1969-1891 م). در صغحات 269 الی 277، مجلد پنجم مجله ترکی ات مجموعه سی سال 1936 م چاپ گردیده است. فکته لایوش در سال 1891 م در مجارستان بدنیا آمد، بعد از اسارت در جنگ جهانی اول توسط روسیه و در زندان های سیبری زبان ترکی را از اسرای ترک فراگرفت. بعد از آزادی وارد حوزه مطالعاتی تاریخی بویژه عثمانی و تورکولوژی شد. مدتی بعد به دعوت ترکیه به استانبول رفته و به برسی اسناد عثمانی در آرشیوها و کتابخانه های ترکیه پرداخت. کتاب هایی چون مجارستان در دوران تسلط ترکیه عثمانی، اسناد و مکتوبات ترکی در آرشیوهای مجارستان، تصحیح و چاپ دفاتر تحریر مرتبط با مجارستان دوران عثمانی و ده ها مقاله از جمله مقاله حاضر حاصل کارهای پژوهشی او در ترکیه است. فکته لایوش در مقاله حاضر به بررسی و تشریح دو نامه به زبان ترکی در عصر صفوی پرداخته است. این دونامه توسط دو تن از پادشاهان صفویه یعنی شاه صفی و شاه سلطان حسین به ترتیب به پادشاهان اتریش و لهستان ارسال شده است. او در این مقاله ضمن اعتراف به تأثیر فرهنگ و زبان فارسی بر زبان ترکی و تشکیلات عثمانی، وجود این دو نامه به زبان ترکی را ناشی از نفوذ تدریجی زبان و فرهنگ ترکی بر زبان فارسی و ایران می داند.
کارکرد اجتماعی کرامات عرفا بر اساس کتاب «مقامات ژنده پیل»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث پرمناقشه عرفان اسلامی، متصور شدن قدرت کرامت گونه برای شیوخ متصوفه است. عرفا از دوره سلجوقی(590-429 ه.ق)، کرامات را نشان صدق ولایت شیوخ در جانشینی پیامبر (ص) می دانستند و چون این گفتمان قدرت اجتماعی فوق العاده به آنها می بخشید در اشاعه آن سعی بلیغ داشتند. کتاب «مقامات ژنده پیل» نوشته محمد غزنوی به شرح کرامات شیخ احمد جام (م. 536 ه.ق) می پردازد. این کتاب مشحون از حکایاتی کرامت گونه از شیخ جام می باشد که صحت تاریخی بسیاری از آنها قابل اثبات نیست اما درون مایه هر حکایتی بازگو کننده منافع اجتماعی سازندگان آن است. این نوشتار با بررسی حکایاتی از این اثر به کمک دیگر آثار صوفیه و تاریخی آن دوره به تحلیل این موضوع می پردازد که این حکایات تأمین کننده چه منافع اجتماعی مروّجان آن است. نتایج نشان از آن دارد که صوفیه برای نفوذ و تثبیت قدرت اجتماعی خود بر اقشار مختلف جامعه از کرامات بهره می گرفتند. شیخ متناسب با قشر اجتماعی مخاطب خود دست به کرامت می زد و این زیستِ کرامت گونه، او را از دیگران متمایز می ساخت. شیخ برای حفظ موقعیت اجتماعی و جذب مریدان بیشتر به دفاع از منافع اقشار پایین دست جامعه در برابر صاحبان قدرت سیاسی و نظامی می پردازد. البته در بعضی موضوعات اجتماعی، کرامات تلاشی برای تغییر گفتمان غالب نداشت.
مساله مقوله بندی در مطالعات تاریخ اجتماعیِ زندگی روزانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری سنتی به اقتضای موضوعش که مطالعه زندگی مردان بزرگ و مناسبات قدرت و سیاست بود به طور مستقیم با مقوله های اجتماعی/ جمعیتی به عنوان یک مساله روش شناختی درگیر نبوده ولی پیدایش تاریخ اجتماعی نوین در دهه های اخیر و به ویژه رواج مطالعات زندگی روزانه در این حوزه، مقوله بندی را هم در سطح جمعیتی و هم در قبال مضامین مورد پژوهش در زندگی این جمعیتها، حایز اهمیت ساخت. مساله این پژوهش تبیین اهمیت روش شناختی مقوله بندی در مطالعات تاریخ اجتماعی، با بررسی و مقایسه مقوله بندیهای انتخاب شده در شماری از تحقیقات زندگی روزانه در غرب و ایران است. پرسش اصلی این پژوهش نیز این است که محققان تاریخ زندگی روزانه چگونه و با توجه یا تحت تاثیر چه عواملی مقوله های تحقیق خود را انتخاب کرده و سامان داده اند؛ همچنین آیا می توان برای تمام ادوار تاریخی با شرایط جغرافیای و فرهنگی متفاوت، شیوه مقوله بندی واحدی را ارایه داد؟ فرض بر این است که مورخان در این زمینه با اتکا به روش های هرمونتیکی و همچنین با در نظر گرفتن شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی هر دوره و متغیرهای مورد بررسی شان، دست به مقوله بندی متناسب زده اند. در این بررسی با مقایسه مقوله بندیهای انتخاب شده در شماری از تحقیقات تاریخ زندگی روزانه در غرب و ایران، شیوه مقوله بندی و نیز منطق و ملاک معنادارسازی این مقوله بندیها را بازشناسی کرده ایم. در این پزوهش معلوم شده که حالت پژوهش و قصد مولف و مقتضیات و اولویتهای مقوله ای در زندگی واقعی روزانه در هر دوره از مهمترین عوامل تعیین کننده شیوه مقوله بندی در این مطالعات بوده اند
The Early Life of Shah Esma‘il In Contemporary Published Venetian Sources(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The second earliest published contemporary account that mentions and discusses Shah Esmaʿil I, the founder of the Safavid dynasty, his family, his rise to power, as well as his Qezelbash followers was a report published in Italian in 1506. This article offers a translation and an analysis of this report, plus four letters that are attached to this report which shed light on the role that the Sophy played in European anti-Ottoman politics
مطالعه تطبیقی فرم، تکنیک و کاربرد سفالینه های منطقه نیشابور در دوره سامانی با تولیدات منطقه چانگشا در دوره تانگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرار گرفتن نیشابور در مسیر یکی از شاهراههای جاده ابریشم، ارتباط این منطقه را با فرهنگ های دیگر برقرار می کرد؛ به طوریکه محصولات هنری نیشابور از یک سو (بیششتر از بًعد فنی و تکنیکی) متاثر از شیوه های شرق به ویژه چین بوده و از سوی دیگر به لحاظ شکل های تزئینی و اندیشه های حاکم بر آن، وابسته به سنت های ایرانی و نیز مراکزی مانند دمشق، بغداد و سامرا بوده است. این پژوهش با رویکردی تطبیقی و با هدف شناساییِ شکل هایِ تاثیرپذیری تولیدات نیشابور در دوران عباسی از سفالینه ها و سرامیک های هم عصر آن در چین انجام گرفته است. بر این اساس و با فرض تاثیرپذیری آثار سفالی نیشابور از محصولات وارد شده از چین (به طور خاص منطقه چانگشا به عنوان مرکز عمده تولید و صادرات سرامیک های لعاب دار در آن زمان)، محصولات لعابدارِ این دو منطقه بر مبنای چهار متغیر شکل، تکنیک، کاربرد و تزئین مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده این مسئله است که محصولات این دو منطقه دارای تشابهات تکنیکی و کاربردی بوده و عمده تفاوت آنها را می بایست در نوع و کیفیت بالای تزئینات در تولیدات نیشابور جستجو نمود؛ که علت اصلی این مسئله، یکی تفاوت های الگوهای تجسمی و تصویریِ در فرهنگِ و منطقه و دیگر تمایزِ شیوه های تولید با توجه به اهداف تولیدکنندگان دو منطقه می باشد.
دو وصیت نامه فارسی از حاجی علیقلی خان سردار اسعد
منبع:
پژوهش در تاریخ سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۸
103 - 118
حوزههای تخصصی:
تحلیل های جامعه اسلامی اغلب بر این فرض استوار است که تقسیم ارث مطابق شرع اسلام انجام می شود. بررسی دو وصیت نامه از سردار اسعد، یکی از خوانین برجسته بختیاری، تخطی از قاعده اسلامی، که فرزندان ذکور به طور مساوی از دارایی پدرشان ارث می برند، را نشان می دهد. سردار اسعد در این دو وصیت نامه بخش عمده ای از دارایی و املاک خود را به یکی از پسران مورد علاقه خویش منتقل می کند تا او به عنوان یک رهبر قدرتمند هم در جامعه بختیاری و هم در ایران به کار خود ادامه دهد. به علاوه، این دو وصیت نامه پایه و اساس ثروت وی را نشان می دهد که شامل زمین، دارایی های غیرمنقول شهری، درآمدهای حاصل از عوارض پل، و سهام شرکت نفت می باشد. این دو وصیت نامه ماندگاری ثروت و قدرت در یک خانواده خاص برای چند نسل را شرح می دهد، به علاوه در این خصوص کمک می کند تا سازش پذیری اسلام و قوانین عرفی اش تبیین شود.
تحلیل جایگاه فرهنگ شغا تیموران در هزاره دوم فارس براساس گاهنگاری مطلق تل تیموران (تیماران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک هم زمانی بین فرهنگ شغاتیموران و دوره ایلام در استان فارس نیاز به نگاهی دقیق به فرهنگ ذکرشده دارد. در متون ایلامی به «انشان» به عنوان جای نامی که بخش اصلی ایلام است، اشاره شده است. انشان در شمال غرب حوضه رود کر در استان فارس واقع شده است. ازطرفی در تدوین گاهنگاری پیش ازتاریخ فارس مبنای اصلی تغییرات فناوری است، فرهنگ های قبل از برآمدن هخامنشیان در فارس باتوجه به تغییر و تحولات سفالی دسته بندی شده است. همچنین موضوع انضمامی که در اینجا مطرح خواهد شد، ارتباط فرهنگ شغاتیموران با بحث ورود اقوامی که با عنوان مهاجر وارد فارس شده و قرن ها بعد پایه گذار حکومت هخامنشی شده است؛ برهمین اساس، پرسش اصلی پژوهش عبارتست از: فرهنگ های پیش ازتاریخ فارس در قرون موازی با ایلام چه نقشی داشته و این فرهنگ ها با کدام یک از دوره بندی های ایلام در دشت های پست هم پوشانی داشته است؟ موارد مطرح شده ضرورت تاریخ گذاری دقیق فرهنگ شغاتیموران را ایجاب می کند. تل تیموران از محوطه های اصلی فرهنگ های هزاره دوم پیش ازمیلاد در فارس و کانونی در شرق حوضه رود کر در فاصله 80 کیلومتری جنوب شرق انشان است. در این مقاله سعی بر آن است تا در ابتدا به گاهنگاری نسبی و مطلق این محوطه پرداخته و سپس باتوجه به گاهنگاری مطلق این محوطه و دیگر محوطه های هزاره دوم پیش ازمیلاد فارس، مقایسه مواد فرهنگی و شناخت شاخصه های فرهنگی، به ارزیابی توالی فرهنگی هزاره دوم پیش ازمیلاد در این محوطه و دیگر محوطه های هزاره دوم پیش ازمیلاد در این منطقه پرداخته شود. جهت تاریخ گذاری تل تیموران، 3 نمونه ذغال به آزمایشگاه دانشگاه کامپانیا ارسال شد که نتایج بازه زمانی بین 1100 تا 1550 پ.م. را نشان می دهد. تاریخ ذکرشده بیانگر این موضوع است که فرهنگ شغاتیموران با دوره «سوکل ماح»، انتقالی و ایلام میانه در دشت های پست شوشان هم عصر است و با مقایسه مواد فرهنگی شغاتیموران با دوره ایلام این فرض منتج می شود که فرهنگ شغاتیموران فارغ از تغییرات سیاسی ایلام و مهاجرت پارسیان، در تداوم روند فرهنگ های پیش ازتاریخی فارس است.
سامانیان و نیم قرن حاکمیت بر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نخستین اعزام سپاهیان سامانی به سوی قزوین و ولایات مرکزی در سال 287 تا آخرین کوشش برای بازپس گیری قزوین در سال 335 نیم قرن طول کشید. سلطه بر قزوین به سه سبب صورت گرفت: بهانه مقابله با تعرض قوای علویان؛ حمایت خلیفه عباسی در سرکوب مخالفان سیاسی، مذهبی و توان جنگی امیر اسماعیل سامانی. بر اثر ضعف داخلی، تسلط بر قزوین تنها با تقویت حاکمان دیلمی دست نشانده ممکن بود. سرداران دیلمی در آغاز موجب تثبیت سامانیان در غرب خراسان و رضایت عباسیان شدند، ولی با گذشت اندک زمانی، همچون مدعیان بر سامانیان و در جامه مؤسسان دولتهای زیاریان و بویهیان سر برآوردند. تقارن میان قدرت یابی دیلمیان و تضعیف سامانیان، سبب ناکامی در استیلا بر قزوین و دیگر نواحی مرکزی ایران بود و دولت سامانیان تا پایان حیات در 395 دیگر بر قزوین دست نیافت. رفتار امیران سامانی با مردم قزوین در تاریخ ایران، نمونه ای از مردمسالاری بوده است. در مقاله حاضر به این سؤال پاسخ داده می شود که تسلط پنجاه ساله سامانیان بر قزوین چه تاثیری بر اوضاع این ناحیه داشت؟
نوگرایی در تونس: از شکل گیری نگاه انتقادی به مدرنیته تا ظهور ملی گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۵
۱۷۷-۲۰۸
حوزههای تخصصی:
تونس از جمله کشورهای مغرب عربی، همچون سایر سرزمین های جهان اسلام در نخستین دهه های قرن نوزدهم میلادی با مدرنیته آشنا شد. نخستین گام های نوگرایی در تونس با نوسازی های «احمد بای» (1837-1855م) و جانشیناش آغاز شد و تا شروع استعمار فرانسه (1881م) ادامه داشت. در این دوره بیشتر نوسازی ها وجه مادی داشت و الگوگرفته از کشورهای اروپایی به خصوص فرانسه بود. ورود استعمار فرانسه (1881-1956م) و رشد جریان اصلاح طلبی دینی در منطقه و نفوذ آن به تونس نقش بسیاری در تغییر دیدگاه مسلمانان منطقه نسبت به غرب و مدرنیته داشت. متفکران نوگرای دوره استعمار، با مسئله مدرنیته و غرب که زادگاه آن بود، با نوعی رویکرد انتقادی برخورد کردند. دغدغه اصلی گفتمان مذکور این بود که چگونه می توان به جهان اسلام قدرت بخشید؟ راه رسیدن به رشد و ترقی و اصلاحات اساسی چیست؟ بر همین اساس، محور اصلی تفکر آنان تأکید بر اصالت عقل و علم، عصری سازی نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در چارچوب فرهنگ عربی- اسلامی بود. از نظر آنان راه رسیدن به اصلاحات واقعی تقویت موقعیت جهان اسلام در برابر تمدن غرب و تمییز قائل شدن میان غرب استعمارگر و دستاوردهای تکنولوژیکی آن بود. پیروان این گفتمان در راه رسیدن به هدف خود با تولید نظام معنایی چون تحول نظام آموزشی، سیاسی، بیان مشکلات موجود در جامعه، انواع نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، خطر استبداد داخلی و استعمار خارجی و بیان دال هایی چون عدالت و حقوق فردی و اجتماعی، آینده ای روشن و آرمانی برای مردم ترسیم و با برجسته کردن گفتمان خود با ابزارهای گوناگون، زمینه هژمونیک کردن خود و به حاشیه راندن گفتمان رقیب یعنی سنت گرایان را فراهم کردند. البته در اواسط قرن بیستم و با ظهور گفتمان ملی گرایان که اغلب از تحصیل کردگان در فرانسه بودند، اسلام گرایان از ارائه راهکارهای ایدئولوژیک و متناسب با نیازهای جدید جامعه تونس باز ماندند. از آنجا که آنها برای تربیت و ایجاد نیروی انسانی کارآمد به منظور برآوردن زیرساخت های یک دولت مدرن و توسعه یافته در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و تربیتی طرح مناسبی نداشتند، مغلوب گفتمان ملی گرایان شدند. در جستار حاضر تلاش شده است تا با رویکرد توصیفی- تحلیلی زمینه ها و عوامل مؤثر در پیدایش گفتمان انتقادی درباره مدرنیته، ماهیت و ویژگی های آن و برخی از مهم ترین تحولات نوین در حوزه های سیاسی و اجتماعی بیان شود.
سیمای امیرالمؤمنین علیه السلام در تاریخ نگاری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال نوزدهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
219-247
حوزههای تخصصی:
ظهور صفویان علاوه بر تحولات سیاسی، تحولات فرهنگی زیادی نیز در ایران پدید آورد. یکی از این دگرگونی ها در زمینه تاریخ نگاری اتفاق افتاد که نه به لحاظ ظاهری، بلکه از حیث محتوایی، سمت و سوی قلم تاریخ نگاران را تغییر داد. ترویج مذهب تشیع اثناعشری مهمترین موضوعی بود که مورخان دوره صفوی در آثارشان مدنظر قرار داده اند. در این بین، شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان فردی که الگوی مشترک شیعیان و صوفیان بود، در تاریخ نگاری این عصر از جنبه های مختلفی مورد توجه واقع شده است. در این پژوهش تلاش بر این خواهد بود که با بررسی علل توجه تاریخ نگاران عصر صفوی و ابعاد مختلفی که در رابطه با حضرت علی علیه السلام در نوشته های خود مدنظر قرار دادند، سیمای کلی امیرالمؤمنین علیه السلام در تاریخ نگاری عصر صفوی به گونه ای منطقی و دور از احساسات شیعی ترسیم گردد. به نظر می رسد دلیل اصلی تمرکز تاریخ نگاران دوره صفوی بر انعکاس مطالب با موضوع اهل بیت علیهم السلام با محوریت امام اول شیعیان، باور قلبی تاریخ نگاران این دوره به مذهب تشیع اثناعشری و در وهله دوم، تمجید از پادشاهان صفوی به عنوان احیاءگران این مذهب در ایران بوده است. در این تحقیق با جمع آوری داده های کتابخانه ای و ارائه تحلیل هایی در رابطه با آنها، ضمن ارائه شواهدی در این خصوص، ابعاد مبهم قضیه را روشن تر سازد.
خواجه احمد کاسانی دهبیدی: سیاست در اندیشه و کردار شیخ صوفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۰۴
96 - 77
حوزههای تخصصی:
فضای متفاوت حاکمیت مغولان زمینۀ تغییر وضع جریان های اعتقادی غیررسمی همچون تصوف را در قلمرو پهناور ایران فراهم کرد. چنین فضایی خروج تصوف از انزوای سیاسی، برآمدن طریقت های متعدد و به تبع، بازاندیشی در اندیشۀ صوفیان نسبت به کنشگری سیاسی و اجتماعی را سبب شد. کنشگری نقشبندیه که در قرن نهم هجری تحت تأثیر شیوخی چون خواجه عبیدالله احرار در شمال شرق ایران تثبیت شده بود، در دورۀ شیبانیان با تلاش نظری و عملی خواجه احمد کاسانی، تغییر، توسعه و تداوم یافت. پژوهش حاضر به تحلیل رویکرد سیاسی متفاوت کاسانی و عوامل مؤثر بر آن پرداخته است. بنا بر یافته های این پژوهش، رقابت و مخالفت علمای دینی با صوفیه در نیمۀ نخست حکومت شیبانی، تغییر نسبی سیاست دینی شیبانیان در دورۀ دوم و رقابت شیوخ نقشبندی بر سر پیشوایی از پی فروپاشی تیموریان، کاسانی را به تغییر در جریان معمول اندیشۀ نقشبدیه واداشت. جایگاهی که کاسانی برای جلب حمایت خان در سلوک صوفیانه در نظر گرفت، کاملاً با دیدگاه سنتی و محتاطانۀ شیوخ نقشبندی تفاوت داشت. طرح نقش اجتهادی برای شیوخ صوفی، جایگاه معنوی برای خان و همچنین بازتعریف کلیت سنت خواجگان از جملۀ دیگر تغییرات صورت گرفته توسط او بود.
نگاه انتقادی رمان «در تلاش معاش» به تغییرات اجتماعی و فرهنگی جامعه عصر پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر پهلوی اول، بسیاری از برنامه های نوگرایانه دولت، موجب تغییرات اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایرانی به ویژه جامعه شهری شد و نوعی دگرگونی اجتماعی را دامن زد. این دگرگونی ها واکنش هایی را نیز به دنبال داشت که بخشی از آن در ادبیات؛ به ویژه رمان های اجتماعیِ انتقادی، بازتاب یافت. رمان اجتماعی «در تلاش معاش»(1312ش) نوشته ی محمد مسعود از نویسندگان مشهور عصر پهلوی، از این نوع رمان هاست که تغییرات اجتماعی و فرهنگی پدید آمده در جامعه را در بروز رفتارهای ناهنجار جوانان این دوره مؤثر دانسته و به انتقاد از نظام آموزشی و اداری موجود پرداخته است. در این پژوهش، به روش تحلیل درونی یا محتوایی، ضمن تبیین زمینه های نگارش رمان های اجتماعی در عصر پهلوی اول، واکنش ها و انتقاداتی که در رمان «در تلاش معاش» به وضعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه شده، بررسی شده است. یافته ی پژوهش نشان داده که براساس رمان مزبور، نظام آموزشی عصر پهلوی اول نتوانسته نسلی کارآمد از جوانان را با تخصص-های مورد نیاز جامعه پرورش دهد و اساس ناهنجاری های اجتماعی موجود به شیوه تعلیم و تربیت ناکارآمد مرتبط است.
عوامل و زمینه های اجتماعیِ طرح اندیشه احیاء شاهنشاهی ایرانی در قرن چهارم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رویداد های مهمّ اجتماعی در تاریخ ایران بعد از اسلام، تلاش برای احیاء عنوان شاهنشاهی ایرانی توسط سلسله های ایرانی در قرن چهارم است که عمدتاً در ناحیه جبال ( به ویژه ری) حادث شد. این رویداد از دو منظر سیاسی و اجتماعی قابل بررسی است. اگر اهداف و اقدامات حکمرانان به عنوان بُعدِ سیاسی در نظر گرفته شود، بُعد اجتماعی نیز شرایط، عوامل و دلایلی است که افراد جامعه ی تحت فرمان را با حکمرانانِ ایرانِ قرن چهارم همسو می ساخت. این مقاله درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی و از طریق به پرسش کشیدن اندک اطلاعاتِّ موجود تاریخی تا حدّ امکان، تأثیر شرایط اجتماعیِ شرق جبال بر احیاء شاهنشاهی ایرانی را تبیین و روشن نماید. این پژوهش نشان می دهد که آشفتگی سیاسی، ناامنی اجتماعی، ضعف اقتصادی، استیلای غلامان ترک، دگرگونیِ قشر بندی اجتماعی، و تغییر بافت جمعیتی در ناحیه شرقی جبال در اواخر قرن سوّم و اوایل قرن چهارم، ساکنان منطقه را به احیاء شاهنشاهی ایرانی متمایل ساخته و به حکمرانان دیلمی فرصت داد تا ایده احیاء شاهنشاهی ایرانی را به عنوان راهی برای کسب مقبولیت اجتماعی و در نتیجه تداوم حکومت خود پی گیری کنند.
تبیین سبک های خراج نگاری در تمدن اسلامی تا سال650 هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مالیه نگاری در فرهنگ و تمدن اسلامی از سده اول مورد توجه مسلمانان واقع گردید. از شاخه های فرعی تاریخ نگاری مالی، خراج نگاری بود. با آغاز فتوح اسلامی یکی از مباحث مطرح در ارتباط با فتح سرزمین های جدید، پرداخت خراج به عنوان یکی از مهمترین منابع درآمد دولت اسلامی بود. درنتیجه ماموران مالی دستگاه خلافت به تنظیم گزارش های مالی و جمع آوری و جبایت خراج پرداختند. بدین سان خراج نگاری در تمدن اسلامی از سده اول شروع شد. با مطالعات انجام شده می توان سبک های متنوعی در دسته بندی کتب تاریخ خراج جستجو کرد، زیرا سِمَت نویسندگان، انگیزه ها و عوامل نگارش، روش نگارش، محتوا، نوع نگاه نویسندگان به مسائل اقتصادی و مالی متفاوت می باشد. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع تاریخ نگاری و فهارس و از طریق مطالعه کتابخانه ای به این پرسش اصلی پاسخ داده شده است: سبک های اصلی آثار تألیفی مسلمانان در باب خراج تا سال 650 هجری چه بوده است؟ فرضیه مقاله چنین است که اصلی ترین سبک های تألیفی در باب خراج؛ فقهی-سیاسی، فقهی-حدیثی و محلی-جغرافیایی بوده است.
تبیین مؤلفه های تاریخ نگاری عباس زریاب خویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرون معاصر پیشرفت های عقلی بشر و تحولات بینشی و روشی علوم مختلف، متفکران حوزه تاریخ را نیز به تکاپو واداشت تا به بازتعریف هویتی و علمی این دانش بپردازند. این تحولات از غرب آغاز شد و پس از چالش های فراوان و ایجاد مکتب های تاریخ نگاری نوین به تثبیت شأن و جایگاه علم تاریخ در میان علوم دیگر منتهی شد. مورخان ایرانی نیز از این پیشرفت ها دور نماندند و درصدد انتقال اندیشه های جدید برآمدند که برآیند دستاوردهای ایشان، تاریخ نگاریِ ایران معاصر را به تعبیری، در مرحله گذار از تاریخ نگاری سنتی به مدرن قرار داده است. ازجمله این تاریخ پژوهان در محافل دانشگاهی، عباس زریاب خویی است که در میان آثار تاریخی او می توان نشانه هایی از تاریخ نگاری علمی مشاهده کرد. مسئله محوری پژوهش حاضر بررسی و نقد روش شناختی تاریخ نویسی زریاب خویی و تبیین مؤلفه های تاریخ نگاری او با ارائه مصداق هایی روشن و دقیق است. به نظر می رسد این تاریخ پژوه، گام های خوبی در کاربست اصول تاریخ نگاری علمی در آثار خود برداشته و با ترکیبی از رویکردهای علمی، عقلی و انتقادی به دنبال آن است از برخی روایت های تاریخی و دیدگاه های سنتی، تبیینی تازه ارائه کند. ازجمله مؤلفه های تاریخ نگاری زریاب می توان به جرح و تعدیل سخت گیرانه روایت ها، نقد تاریخ بنیادی مستشرقان، بی طرفی در تحلیل های تاریخی تا حد امکان، بهره گیری از دستاوردهای سایر علوم و تلاش در جهت ارائه تصویری چندساحتی از پدیده های تاریخی اشاره کرد. البته او در برخی موارد نیز کماکان پا را از دایره تاریخ نگاری توصیفیِ سنتی فراتر ننهاده است. ازاین رو شاید بتوان به تعبیری او را مورخی نوسنت گرا توصیف کرد.
نقش عوامل داخلی در ناکامی جنبش شیخ عبیدالله شَمزینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۷
۶۵-۸۴
حوزههای تخصصی:
جنبش شیخ عبیدالله شَمزینی (1297/1880) با هدف تشکیل کردستانی مستقل در دوره ناصرالدین شاه اتفاق افتاد. ریشه اصلی این جنبش که دولت قاجار را به دشواری انداخته بود، در فشارهای مالیاتی حاکمان منصوب دولت مرکزی نهفته است. این جنبش از خاستگاه شیخ عبیدالله یعنی کردستان عثمانی شروع شد. با آنکه جنبش شیخ عبیدالله به صورت برق آسایی بخش بزرگی از مناطق غربی ایران را در برگرفت اما به سرعت فرو نشست. این پژوهش با تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعاتی که به شیوه کتابخانه ای و اسنادی گردآمده اند، در پی پاسخ به این سؤال است که چه عوامل درونی موجب شکست جنبش شیخ عبیدالله شد؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد ناهمگونی نیروهای ائتلافی شیخ عبیدالله از جمله در اهداف و انگیزه های شرکت در جنبش، قتل و غارت های مکرر مناطق مختلف از سوی شیخ و نیروهایش، اتحاد سست و نامطمئن نیروهای عشایر با شیخ عبیدالله، عدم حمایت کردهای مناطق کردستان جنوبی از این جنبش، نبود راهبرد و ناآگاهی شیخ از سیاست بین الملل، از مهم ترین عوامل درونی شکست جنبش شیخ عبیدالله به شمار می آیند.