فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۴۱ تا ۳٬۳۶۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
کاوه آهنگر، شخصیّتِ معروف داستان های ملّی و آغازگر قیامِ فریدون، به رغم حضورِ تقریباً گسترده اش در متون دوره اسلامی، در هیچ یک از متونِ ایرانیِ پیش از اسلام دیده نمی شود. همین مسأله پژوهشگران را به کندوکاو درباره اصل و ریشه داستان او وادشته و تا کنون نظریات گوناگونی در این باره مطرح شده است. ما نیز در این مقاله کوشیده ایم، با جست وجویی کتابخانه ای و روشی توصیفی تحلیلی، ضمنِ بررسی و نقدِ پژوهش های پیشین، با درنگی بر نام و کارکردِ کاوه و متعلقاتِ او در داستانِ فریدون، به انگاره ای دیگر درباره او دست یابیم. بر پایه جست وجوهای ما، کاوه می تواند نمودی دیگر از گاو باشد که نه تنها در داستانِ فریدون، بلکه از آغاز آفرینش در اسطوره های ایرانی نقش مهمی علیه اهریمن بر عهده دارد. پس از کشته شدن برمایه به دست ضحّاک، که نمود گیتیک اهریمن است، گاو در قالبِ شخصیّتی انسانی و با کمکِ آهن که ابزاری اورمزدی در برابر اهریمن است، به یاری فریدون می آید. نمودی دیگر از این حیوانِ اهریمن ستیز گرزه گاوسر است که مانند کاوه آمیخته ای از گاو و آهن است و فریدون با آن ضحّاک را به بند می کشد.
پیامدهای منفی برنامه های توسعه در دوره پهلوی دوم
منبع:
تاریخنامه خوارزمی سال هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۹
87-98
حوزههای تخصصی:
در دوره پهلوی دوم (1357-1320 ش)، دولت پهلوی در ادامه ی شبه مدرنیسمی که از دوره رضا شاه آغاز شده بود، طرح-هایی را به هدف دگرگونی در شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور انجام داد. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی پیامدهای منفی این برنامه ها است. پرسش اصلی پژوهش این است که سیاست های توسعه ای در سلطنت محمد رضا شاه چه نتایجی منفی در پی داشت؟ یافته های این بررسی نشان می دهد که سیاست های اقتصادی و سیاسی در این دوره، تنها برای دوره ای کوتاه، اندکی به بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه کمک کرده است. در دراز مدت، اقدامات و اصلاحات محمد رضا شاه سبب دگرگونی در شرایط اقتصادی و اجتماعی برخی از اقشار شد. موضوعی که نارضایتی عمومی و واکنش های مختلف ملت را به دنبال داشت. اثرات این اصلاحات و برنامه های توسعه ای بر ساختار جامعه ایران دوره ی پهلوی در بروز نارضایتی و همراهی مردم با انقلاب اسلامی مؤثر واقع شد. روش نویسنده در پژوهش پیش روی از سنخ تحقیقات تاریخی و بر اساس منابع کتابخانه ای و اسنادی استوار است.
حفاری های تجاری و اشیای کشف شده در زیویّه در سال های 1325 تا 1332ش.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال سی ام تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
36 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف: زیویه از محوطه های بااهمیت باستان شناسی ایران در 48کیلومتری شمال شرق شهرسقز است. کشف اتفاقی مجموعه ای از اشیاء باستانی در این محوطه و سرازیرشدن آنها به مجموعه ها و موزه های جهان و سپس حفاری های تجارتی طی سال های 1325 تا 1332 به تخریب بخش عمده ای از آثار و شواهد معماری و غارت اشیاء آن انجامید. از آنجا که این حفاری ها برای گنج یابی بود، گزارشی از آن ها عرضه نشده است. هدف این مقاله برملا کردن جزئیات عملیات کاوش ها است. روش/ رویکرد پژوهش: داده ها از اسناد آرشیوی، صورت جلسه های کشفِ مربوط به حفاری های تجارتی در زیویه، اسناد و مکاتبات خرید اشیاء منتسب به زیویه از دلالان عتیقه توسط موزه ایران باستان گردآوری شده است. یافته ها و نتیجه گیری:. اشیاء منتسب به زیویه منحصراً حاصل حفاری های تجارتی زیویه نیست بلکه کلیه این اشیاء بدون مطالعه و بررسی زمینه های فنی، هنری و اصالت سنجی، به زیویه نسبت داده شده است.
مبادله نشان های دولتی در سفرهای مظفرالدین شاه قاجار به اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال سی ام تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
86 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی اهمیت و چگونگی اعطای نشان در سفرهای مظفرالدین شاه قاجار به اروپا. روش/ رویکرد پژوهش: داده ها از منابع کتابخانه ای و اسناد وزارت خارجه و آرشیو ملی ایران به دست آمده است. یافته ها و نتیجه گیری: مکاتبات اداری میان ایران و دیگر کشورهای اروپائی نشان می دهد اعطای نشان از جنبه های مهم سفرهای خارجی مظفرالدین شاه بود و بر روابط سیاسی و فرهنگی ایران با آنها تأثیر می گذاشت. اما رعایت نکردن پروتکل های مربوطه در اعطای نشان موجب بی نظمی می شد و گاه عواقب سیاسی نامطلوب دربرداشت.
نقش آفرینی پَریخان خانم(دختر شاه طهماسب اول صفوی)در تحولات عصر صفوی(955-985ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پَریخان خانم دختر طهماسب اول صفوی از شخصیت های تأثیرگذار دوران صفویه(دوران طهماسب تا محمد خدابنده)به شمار می آید.او در تحولات سیاسی این دوران نقشی بسیار مهم ایفاء نمود؛در دوران پدرش طهماسب هیچ امر مهمی بدون مشورت او انجام نمی یافت.پریخان خانم در تعیین دو جانشین بعدی طهماسب(اسماعیل دوم و محمد خدابنده)و تحولات سیاسی دوران آنان نیز نقشی تأثیرگذار داشت.پریخان خانم بر تحولات فرهنگی و اجتماعی دوران خویش نیز اثر گذار بود؛او به علم آموزی علاقمند بود تا بدانجا که به تأسیس مدرسه ای اقدام نمود و عالمان و شعرا نیز مورد توجه او قرار می گرفتند.از جنبه اجتماعی نیز حضور پریخان خانم در مناسبات آن عصر قابل توجه است زیرا با وجود محدودیت های شدید جامعه دوران صفوی برای زنان،پریخان خانم نشان داد زنان نیز می توانند بر تحولات جامعه موثر باشند.پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی،نقش آفرینی های سیاسی،فرهنگی و اجتماعی پریخان خانم را بررسی و تحلیل نماید.فرضیه پژوهش این است:پریخان خانم یکی از زنان قدرتمند و جسور خاندان سلطنتی صفوی و از بازیگرانِ مهم تحولات دوران صفویه بویژه در عرصه سیاسی، از اواخر حیات شاه طهماسب اول تا روی کار آمدن محمد خدابنده به شمار می آید بگونه ای که می توان او را در زمره زنان تأثیرگذار این بخش از تاریخ ایران محسوب نمود.
پیامدهای اجتماعی بلایای طبیعی تبریز (1210-907 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد و شکوفایی شهر تبریز به علت مرکزیت سیاسی و استقرار در مسیر تجاری چندان نپایید و وقوع حوادث و بلایای طبیعی به ویژه زمین لرزه، در کنار تهاجمات همسایه غربی زمینه افول شهر را فراهم آورد. در دوره ای سیصدساله هشت زلزله بزرگ و شیوع بیماری های مسری بر عرصه های مختلف حیات شهری اثر نهاد. حوادث مختلف به ویژه زمین لرزه علاوه بر تخریب چندین باره شهر و مرگ ومیر گسترده با پیامدهای اجتماعی کوتاه و بلندمدت همراه شد. در جستار حاضر تلاش می شود با روش توصیفی تحلیلی و تکیه بر مطالعات کتابخانه ای پیامدهای اجتماعی بلایای طبیعی به ویژه زمین لرزه را به عنوان متغیری مستقل بر حیات اجتماعی ساکنان تبیین و پاسخی به سؤال اصلی داده شود. بروز بلایای طبیعی به ویژه زمین لرزه در دوره زمانی برآمدن صفویه تا قاجار در تبریز با چه پیامدهای اجتماعی همراه بوده است؟ به نظر می رسد تخریب بافت کالبدی، کاهش جمعیت، مشکلات روانی، انحرافات اجتماعی، خرافات، مشکلات اقتصادی، مهاجرت و عدم میل به بهبود وضعیت سکونتگاه ها از پیامدهای کوتاه و بلندمدت حوادث طبیعی بوده است.
بررسی پدیده روبه رشد انتظار و منجی گرایی (مهدویت) در عصر ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۵
123 - 147
حوزههای تخصصی:
اعتقاد به ظهور امام زمان،یکی از ارکان اساسی مذهب تشیع امامی است که در طول تاریخ اسلام و تشیع جریان داشته است. در دوره تسلط مغولان و تأسیس حکومت ایلخانی در ایران مسئله منجی گرایی (مهدویت) رشد بسزایی یافت . حضور عناصر بیگانه با مذهب غیر اسلامی و مسلط شدن بر جامعه و مملکت اسلامی باعث بروز، فتنه و فساد، هرج ومرج، بروز جنگ ها، افزایش مالیات ها و آشفتگی اوضاع شد. در چنین شرایطی، مردم بیش از هر زمان دیگری، احساس نیاز به مصلحی را داشتند که با آمدنش به تمامی ظلم و جورها پایان بخشد. در این دوره، انتظار و منجی گرایی ، بیش از عصرهای دیگر در عقاید و افکار مردم (شیعیان) و حتی غیر شیعیان رسوخ کرد . به طوری که در برخی از شهرها هر روز مردم به انتظار منجی به دروازه شهرها می رفتند و به انتظار امام غایب می نشستند . در این پژوهش علل پیدایش و رشد اندیشه منجی گرایی و مهدویت و پیامدهای آن ازجمله بهره برداری قیام کنندگان از اندیشه منجی گرایی به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.
واکاوی انتساب جلد دوم ارشاد القلوب به حسن بن محمد دیلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره پدیده ای به نام انتساب در مورد کتاب، اثر تاریخی، سفرنامه، شعر وغیره گویای وجود شبهه می باشد. انتساب جلد دوم کتاب ارشاد القلوب به محدث و واعظ شیعی قرن هشتم، حسن بن محمد دیلمی یکی از این موارد است. شباهت های ظاهری و استنادات محققان به جلد دوم باعث قوت بخشیدن اصالت این تألیف شده است. درحالی که تفاوت های محتوایی آن با سایر آثار دیلمی و تردید برخی محققان در انتساب این اثر، نگارندگان این مقاله را بر آن داشت تا با روش توصیفی و تحلیل محتوا زوایای تاریک قضایا را روشن نموده و با استدلال های علمی و منطقی و به طور متقن انتساب جلد دوم ارشاد القلوب را به دیلمی رد کنند. به نظر می رسد این نوشته در اوایل عصر صفوی و در راستای سیاست رسمیت بخشیدن و ترویج مذهب تشیع تدوین شده باشد. مختصات ارشادالقلوب از جمله جاذبه واقبال عامه مردم به آن و وثاقت علمی مؤلف ازعوامل انتساب این اثر به دیلمی می باشد.
سِیف بن عمر تَمیمی (احیاگر هویت عربی و تقابل با هویت ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۲۹)
1 - 21
حوزههای تخصصی:
ین تحقیق در پی فهم ارتباط میان منابع تاریخی و رویکرد هویت گرایانه برخی از مورخان اسلامی است. برای انجام این تحقیق آراء یکی از اخباریون و فتوح نگاران متقدم و پر ارجاع یعنی سیف بن عمر تمیمی مورد بررسی قرار می گیرد. سیف اگرچه مانند برخی دیگر از نویسندگان در تأکید بر نقش اعراب در فتوح و پدیده های اسلامی همسو است؛ ولی با مقدماتی متفاوت به نتیجه مذکور دست یافته و به علاوه در این زمینه اغراق کرده است. سؤال اصلی این است چه عواملی محیطی و شرایط اجتماعی عامل ایجاد رویکرد هویت گرایانه در سیف شد. سیف چه اهدافی را دنبال می کرد و راه دست یابی به آن را چگونه یافت؟ در این تحقیق با استفاده از روش تحقیق تاریخی که مبتنی بر توصیف و تحلیل داده ها است به این پرسشها، پاسخ داده شده است. متغیّرهای مهمی مانند عنصر عصبیت عربی و نظام قبیله ای، مواضع ساسانیان نسبت به اعراب، فتوح اسلامی، سیاست دستگاه خلافت اموی و نقش ایرانیان در خلافت عبّاسی در دیدگاه سیف اثر گذار بود. از نظر سیف، اعراب دارای تاریخی پیوسته بوده و چون اسلام در میان اعراب به پا خاست، تفکر عربی مفاهیم پایه ای این دین را به خوبی مشخص نمود. در نتیجه آنچه سبب پیشرفت اسلام و شکل گیری تمدن اسلامی شد عصبیت قومی و هویت قبیله ای و آرمان های عربی بود. او برای جبران این خلأ هویتی از جامعه پیرامونی و تخیلات آرمانی خود بهره گرفت و آنها را حول محور عصبیت قرارداد. سیف نماینده احیاگر هویت عربی در تقابل با هویت ایرانی است.
روند تاریخی مواجهه نهاد روحانیت با تغییر جایگاه اجتماعی زنان در عصر پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۲۹)
111 - 139
حوزههای تخصصی:
با ورود جامعه ی ایران به دوران جدید و درهم آمیختن و چالش همزمان سنت شیعی ایرانی جاری در جامعه با فرهنگ و اندیشه های مدرن، برخی مسائل به محوری برای مواجهه و صف آرایی نیروهای اجتماعی بدل شد که تغییر جایگاه اجتماعی زنان یکی از این موضوعات است. در مقاله ی پیش رو، مواجهه ی نهاد روحانیت شیعی با مسائل زنان در دوره ی حکومت پهلوی دوم با روش بررسی توصیفی بر اساس منابع اسنادی و کتابخانه ای مورد بررسی قرار گرفته است. این مقاله می کوشد پاسخی به این سوال فراهم آورد که در مواجهه ی روحانیت با تغییر جایگاه اجتماعی زنان در عصر پهلوی دوم، اهم حوزه های تنش، قلمرو، نحوه ی بروز، سطح و دامنه ی تنش به چه ترتیب بوده و چه پیامدهایی در روابط سیاسی روحانیت و حکومت پهلوی در پی داشت؟ بررسی این مقاله نشان می دهد که در برهه ی زمانی 1340-1326 با عنایت به مجموعه ویژگی های درونی روحانیت و مناسبات قدرت، نوعی آرامش نسبی در روابط روحانیت، جامعه و حکومت بر سر مسائل زنان حاکم است. اما در برهه ی 1340 تا پیروزی انقلاب، شاهد سربرآوردن تنش های متعدد در این رابطه هستیم که اغلب با اعمال اقتدار بالا به پایین توسط حکومت، منجر به حاشیه راندن خواست روحانیت می شود. حداقل در سه مسئله پردامنه (حق رای زنان، کنترل بدن و پوشش زنان، قانون حمایت از خانواده)، حکومت با تحمیل سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی خود، روحانیت را به حاشیه می راند که همین امر از عوامل محرک روحانیت برای مشروعیت زدایی علیه حکومت پهلوی و تحریک و بسیج سیاسی برای مقابله و فروپاشی این حکومت بوده است.
تبیین تاریخی دلائل شورش و پایداری بنی سلیم در فرارود بر مبنای عوامل ژئوپولیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۲۹)
141 - 161
حوزههای تخصصی:
تبیین تاریخی شورش سردارعرب عبدالله بن خازم سلیمی وادامه آن توسط پسرش موسی هدف اصلی این مقاله است.این سرداران علیرغم پیشنهاد طعمه مناسبی چون خراسان ، ازسوی عبدالملک بن مروان برعهد خود باز بیریان پای فشردند که یافتن دلیل مسیله این نوشتاراست. در بین شورش های پس از مرگ یزیدبن معاویه، شورش عبدالله بن خازم و فرزندش موسی ویژگی های قابل تاملی دارد. این شورش عربی اولین حرکتی است که باعث ایجاد منطقه ای مستقل از نظارت خلافت در قلمرو فرهنگی سیاسی ایران شد. هر چند سرداران سلیمی در بهره گیری از شرایط ژئوپولیتیک در منطقه ناتوان بودند، اما این حرکت از جنبه تسلط سیاسی و نظامی طولانی مدت که در نقطه اوج خود پانزده سال به طول انجامید منحصر به فرد است دلایل این توفیق؛ موقعیت جغرافیایی ترمذ، تجربیات ممتد سرداران سلیمی، نوع رابطه آنها با امویان و زبیریان و جایگاه قبیله ای ایشان بوده است. در ضمن این شورش فاقد جنبه های ایدئولوژیک و مبانی نظری قوی بوده است. در این تحقیق باتکیه برروش توصیفی وتحلیلی تاریخی سعی شده است باتکیه برمستندات وشواهدموجود درهمه منابع اصلی پاسخی متفاوت ازیافته های قبلی ارایه شودونگاه تازه ای به این پدیده قابل تامل شود.
تحلیل گفتمان ناسیونالیسم لیبرال در کتاب های درسی تاریخ (1304-1320ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۲ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۴
۱۰۷-۱۳۱
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ معاصر ایران مفهوم ناسیونالیسم در قالب های گوناگون با فراز و نشیب هایی به حیات خود ادامه داده است. این مفهوم در قالب گفتمان ناسیونالیسم لیبرال پیش از انقلاب مشروطه مفصل بندی و در طول این دوره هژمونیک گردید. با تشکیل حکومت رضاشاه، نهاد آموزش و پرورش در فضای گفتمانی حکومت قرار گرفت. این فضا به گفتار و رفتار سوژه های درون این نهاد، شکل می داد. از اینرو قدرت حاکم برای تحکیم و توجیه پایه های حکومت و برجسته ساختن خود و به حاشیه راندن گفتمان های غیر در کتاب های درسی رسمی تاریخ، از گفتمان ناسیونالیسم اقتدارگرا استفاده کرد. یکی از روش های بررسی و مطالعه رخدادهای تاریخی روش تحلیل گفتمان است. این پژوهش برمبنای نظریه ی تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه در پی پاسخ به این پرسش است که مفصل بندی، مفاهیم و فرایند هویت یابی گفتمان ناسیونالیسم لیبرال در کتاب های درسی تاریخ، چاپ وزارت معارف در دوره رضاشاه چگونه بوده است. با بررسی کتاب های درسی تاریخ چاپ وزارت معارف دوره ی رضاشاه، مشخص شد که مفاهیم و مؤلفه های گفتمان ناسیونالیسم لیبرال در پیرامون دال مرکزی ملت ایران مفصل بندی شده و در رقابت با گفتمان حاکم به حیات خود ادامه داده بود.
معیارهای آسیب شناسی اخبار عاشورا در مقاتل عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واقعه نگاری عاشورا یکی از موثرترین شیوه ها در جهت پاسداشت و حفظ ارزش های والای حادثه کربلا، همواره در طول تاریخ مورد توجه محققان بوده است. آثار عاشورایی از لحاظ متنی خالی از ضعف نیستند، از این رو بررسی صحت و سقم مضمون و محتوای این آثار ضروری است. یکی از دوره هایی که به دلیل رشد بی سابقه مقتل نگاری و همچنین فراوانی آسیب های متنی در آثار عاشورایی، مورد توجه قرار گرفته، عصر حاکمیت قاجاریان است. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه و با چه روش هایی می توان به آسیب های متنی موجود در مقاتل عصر قاجار پی برد؟ در این مقاله، معیارو ملاک های کارآمد و شفافی به منظور چگونگی تشخیص این آسیب ها در عصر مورد پژوهش، معرّفی و تبیین شده است. بر اساس بررسی های صورت گرفته، می توان گفت که معیارهایی مانند عقل سلیم، شأن و عنصر عزّت طلبی امام حسین(ع) و اهل بیت(ع)، جامعه شناسی شهرهای مرتبط با واقعه و باورهای فکری و مذهبی آن عصر از مهمترین ملاک های آسیب شناسی متنی اخبار عاشورا در مقاتل عصر قاجار به حساب می آیند.
نقد وبررسی روابط تاریخی- فکری اِخوانُ الصَّفا و اِسماعیلیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت نویسندگان رسائل اخوان الصفا تاکنوندر پرده ابهام مانده و میان محققان، بحث و گمان هایی در باب انتساب آنان به فرق و مذاهب، به ویژه اسماعیلیه جریان داشته است. از دیرباز اسماعیلیه بر این باور بوده اند که رسائل نوشته یکی از پیشوایان این گروه به نام احمد بن عبدالله بن محمد بن اسماعیل است. همچنین در دوران معاصر، برخی خاورشناسان و نیز محققان اسماعیلی مذهب، اخوان و رسائل را به اسماعیلیه منسوب کرده اند. در این مقاله، با شیوه توصیفی تحلیلی، ضمن معرفی اجمالی رسائل، نخست به دعوی اسماعیلیه و آن دسته از خاورشناسانی که رسائل را به اسماعیلیه نسبت داده اند اشاره می کنیم؛ آنگاه به دیدگاه دسته ای دیگر ازخاورشناسان و پژوهشگران می پردازیم که اخوان الصفا را در شمار اسماعیلیه نمی دانند. قراین درون متنی رسائل واستناد به اشعار عربی و فارسی و مطالب دیگر، این دعوی را که رسائل نوشته احمد بن عبدالله بن محمد بن اسماعیل است، با تردید جدی مواجه می کند. همچنین، آراء اخوان در تساهل و تسامح نسبت به ادیان و مذاهب و مکاتب فکری، با شیوه فرقه اسماعیلیه مغایرت داشت. افزون بر شواهد تاریخی مانند گزارش های ابوحیان توحیدی، سجستانی، ابن ندیم، قفطی، این نکته سخت قابل توجه است که نویسندگان اسماعیلی مذهب به مدت دو قرن اخوان الصفا را نادیده گرفتند. دیگر ادله نیز حاکی است که قول انتساب مؤلفان رسائل به اسماعیلیه از قوت لازم وکافی برخوردار نیست.
ساختار اداری، فرهنگی و اقتصادی رستاق برخوار از ساسانی تا قاجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رستاق برخوار شامل نواحی دشتی و کوهپایه ای شمال اصفهان است که با وجود پیشینه غنی تاریخی فرهنگی، اهمّیت ارتباطی و راهبردی در میان شاهراه های باستانی اصفهان، تعدد سکونتگاه ها و نقش های تأثیرگذار در جنبه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شهر اصفهان و به دنبال آن فلات مرکزی ایران، کمتر مورد توجه پژوهشگران علوم تاریخی بوده و در مورد جنبه های گوناگون تاریخی آن، اطلاعات چندانی وجود ندارد؛ از همین رو در پژوهش پیشِ رو که به شیوه تاریخی در قالب مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی انجام شده، سعی بر آن است تا ضمن شناخت پیشینه منطقه در دوران قبل و بعد از اسلام، ساختار اداری، سیر تحولات تاریخی و وضعیت اجتماعی و اقتصادی منطقه، طی دوره های ساسانی تا قاجار، مشخص شود. براساس نتایج حاصل از این تحقیق مشخص شد که برخوار در دوره ساسانی یکی از مراکز عمده دینی و فرهنگی ناحیه اصفهان بوده است. این منطقه در دوران اسلامی به واسطه مواردی همچون عبور شاهراه های مهم، موقعیت مکانی، زمین های حاصل خیز و نقش های تأثیرگذار بر پاره ای رخدادهای تاریخی، به ویژه در سده های سوم و چهارم هجری، دوره سلجوقی و دوره صفوی، از رونق و شکوفایی مضاعفی برخوردار گردید و سکونتگاه های آن گسترش چشم گیری یافت.
جغرافیای تاریخی أعلَم در دوره اسلامی (از آغاز تا ظهور ایلخانان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویدادهای تاریخی، علاوه بر محدوده زمانی، متأثر از گستره مکانی هستند. این عامل پژوهشگر تاریخ را از بررسی دقیق محل حدوث وقایع ناگزیر می کند. بررسی تاریخ و تحولات ناحیه أعلم نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. أعلم در شمالی ترین نقطه استان همدان، از طریق مسیرهای ارتباطی به مراکز حکومتی مهمی همچون؛ همدان، قزوین و سلطانیه می پیوست. به همین منظور در محل عبور به این شهرها اهمّیت سیاسی و مذهبی یافته و قلاع آن مورد استفاده حاکمان بوده است. بنابراین، مسیرهای ارتباطی و در کنار آن وضعیت جغرافیایی و گستردگی زمین ها به آن اهمّیت چهارراهگی بخشیده که این امر از نگاه حاکمان و اقوام و گروه های مذهبی پنهان نمانده است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد، این محل به دلیل برخورداری از زمین های پست و هموار که تردّد در مسیرهای آن را رونق بخشیده و همچنین قرار گرفتن در امتداد کوه خرقان، از اهمّیت ژئوپلیتیکی بالایی برخوردار بوده است.
زمینه های تکوین نظریه استحکام ساخت درونی قدرت در اندیشه آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی، با ایجاد گسست بنیادین میان پیوند استبداد و استعمار، استقلال، آزادی، تکیه بر شعار نه شرقی و نه غربی، اطمینان به خود، باور به ظرفیت ها و نیروهای داخلی و نفی وابستگی به بیگانگان را به عنوان راهبرد اساسی کشور در دوران پساانقلابی مطرح کرد؛ آیت الله خامنه ای نیز از این راهبرد تحت عنوان نظریه «استحکام ساخت درونی قدرت» نام می برند. در این نظریه، ساخت درونی قدرت به معنای ساخت و بنای توانمندی بر مبنای ظرفیت ها و قابلیت های داخلی در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فناوری بدون «وابستگی» به قدرت بیرونی است. بر اساس این رویکرد، استحکام ساخت درونی قدرت، توان برخورد جوامع با چالش های آسیب پذیر است که منبع آن، اقتدار درونی و تحکیم ساخت داخلی قدرت در عرصه های مختلف است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که زمینه های تاریخی و فکری تکوین نظریه ساخت درونی قدرت چیست و چه نسبتی میان این نظریه و قدرت سیاسی وجود دارد؟ به نظر می رسد عواملی نظیر شرایط تاریخی ایران که پیشینه هجوم بیگانگان و وابستگی به آنان را تجربه کرده بود، درک ماهیت روابط بین الملل بر مبنای نظام سلطه، برجسته کردن نصوص قرآنی ناظر به مفهوم استقلال و اقتدار درونی، زمینه های لازم را برای طرح نظریه ساخت درونی قدرت فراهم می سازد. علاوه بر این، آیت الله خامنه ای بر درهم تنیدگی نظریه استحکام ساخت درونی قدرت و قدرت سیاسی تأکید دارند؛ به طوری که بدون در نظر گرفتن ایده ساخت درونی قدرت، پایه های قدرت سیاسی لرزان می شود و از سوی دیگر، بدون قدرت سیاسی برآمده از گفتمان انقلاب اسلامی، این نظریه نیز امکان تحقق و عینیت بخشی پیدا نمی کند.
بازتاب باورهای زروانی در قصّه های عامیانه مکتوب ایرانی (مورد پژوهانه: داراب نامه و قصه حمزه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ عهد ساسانی یکی از مهم ترین ادوار تاریخی اجتماعی و سیاسی اعتقادی سرزمین ایران است. مطالعه جنبه های اعتقادی و باورداشتی مردم ایران در این برهه تاریخی، در بافت متون ادبی و عامیانه، پژوهشی در خور توجه است. زروانیسم یکی از مهم ترین و فلسفی ترین مکاتب اندیشگانی و اعتقادی ایران در برهه تاریخی ساسانیان است که تأثیر مستقیمی بر روایات و قصه های عامیانه داشته است. زروان، چنانکه از متون پهلوی برمی آید، خدایی مستقل بوده و در رأس اهورامزدا و اهریمن، دوگانه گرایی زرتشتی را تحت تأثیر قرار داده است. این جستار در قالب پژوهشی بینارشته ای و به شیوه توصیفی تحلیلی در پی خوانشی تاریخی اعتقادی از دوره ساسانی بر پایه متون عامه است. از میان امهات متون قصه های عامیانه مکتوب ایرانی دو قصه داراب نا مه طرسوسی و قصه حمزه گزینش شده است. دلیل گزینش این دو قصه همسانی یا تقریب بُن مایه، زبان و زمان آنها و نیز میزان بازتاب مؤلفه های زروانی در آنهاست. مسئله این پژوهش این است که زروانیسم چه تأثیری بر متون عامه داشته است، جلوه باورهای این آیین در این متون شامل چه مؤلفه هایی است و بسامد کدام باور بیش از دیگر باورهاست؟ به نظر می رسد متون عامه ای که دارای بُن مایه های حماسی اساطیری و مربوط به دوره تاریخی ساسانیان هستند، بیش از دیگر متون با این باورها درآمیخته اند. چنانکه میزان بازتاب این باورها در داراب نامه بیش از قصه حمزه است. مهم ترین باورهای زروانیِ بازتاب یافته در این دو قصه شامل این موارد است: فال گیری و اسطرلاب نگری، نگاه منفی به زن، سرنوشتِ محتوم، اعتقاد به جزا و پاداش این جهانی، نکوهش آز، بازتابِ معنادار اعداد رمزی هفت و دوازده، بخت و اقبال، حضور پربسامد حکیمان و خلقت های گوناگون و فراواقعی. اسطرلاب نگری با 48 مورد، عدد رمزی هفت با 36 مورد، محتوم بودنِ سرنوشت با 30 مورد، حضور حکیمان با 29 مورد، خلقت های گوناگون و فراواقعی با 29 مورد، عدد رمزی دوازده با 26 مورد، نگاه منفی به زنان با 25 مورد، جزا و پاداش این جهانی با 12 مورد، بخت و اقبال با 8 مورد و نکوهش آز با 7 مورد به ترتیب بیشترین بسامد را دارا هستند
اندیشه های سیاسی پیامبر (ص) با تکیه برنامه های پیامبر(ص) به سران کشورها
حوزههای تخصصی:
هنگامی که پیامبر اکرم (ص) به پیامبری مبعوث شد بر اساس آیات الهی و برای اجرا کردن قوانین وضع شده از سوی پروردگار درصدد تشکیل حکومت برآمد و در راستای ادامه و تحقق آرمان های اصیل حکومت اسلامی از تمامی امکانات و فرصت ها استفاده کرد و شیوه ای متفاوت از حکمرانان جوامع بشری آن دوره برگزید؛ این حکومت و کار ویژه آن همواره برای مسلمانان الگو بوده است. بنابراین، سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) نه فقط نسخه تربیت و آیین پرورش انسان، بلکه منشور حکومت و قانون مداری و مردم داری است. برای دستیابی به شناخت این الگو علاوه بر اینکه می توان با مطالعه سیره حکومت ایشان در مدینه به مؤلفه های مهمی دست یافت، همچنین می توان با مراجعه به مکاتبات و نامه های ایشان مؤلفه ها و شاخصه های سیاستی مانند روش دیپلماسی، استفاده از استراتژی دعوت، دعوت توأم با انعطاف و ملایمت، محوریت توحید و تقریب به ذات اقدس الهی در اخلاق سیاسی، اقدامات فرامنطقه ای به منظور ثبات سیاسی داخلی، بایستگی نظارت بر عملکرد کارگزاران، رعایت ادب سیاسی و غیره را نیز استخراج کرد.
اصلاح سال 375 تقویم یزدگردی برمبنای روایت فرنبغ سروش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقویم یزدگردی بخشی از میراث ایرانی است که مسلمانان بی کم و کاست به همان شیوه و مبنای ساسانی پذیرفتند و آن را برای امور دیوانی و مالی به کار گرفتند، اما پس از دو و نیم سده، به سبب ماهیت گردشی و نقصان آن دچار مشکل شدند و برای تنظیم امور و رفع نیازهای خویش، ناچار تقویم یزدگردی را اصلاح کردند و در آن تغییراتی دادند. 120سال پس از اصلاحات مسلمانان و مدتی بیش از یک ماه تغییر در جابجایی نوروز، همچنین پایان یافتن دور بزرگ گاهشمار ایرانی، جامعه زردشتی نیز با تقویم یزدگردی دچار مشکل شد و تصمیم گرفت آن را اصلاح کند. رهبری آن جامعه که در فارس و بغداد سکنی داشت، در 375ی اصلاحات را علی رغم مخالفت بخشی از روحانیون سنت گرای ساکن در نواحی شمال و شرق ایران، عملی کرد. پژواک این اقدام و پی آمدهای آن در متون زردشتی و آثار منجمان اسلامی موضوع این گفتار است.